صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بررسی تفصیلی حکم غسل جمعه

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    قرآن و تاریخ اسلام
    نوشته
    58
    حضور
    4 روز 14 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    117

    اشاره بررسی تفصیلی حکم غسل جمعه




    بسمه تعالی سلام علیکم برادران و دوستان گرامی پرسشی دارم و از همه دوستان خواستار تحقیق درباره آن هستم میخواستم بدانم چرا با وجود بیش از 20 روایت از امام علی -امام باقر-امام صادق-امام کاظم و امام رضا صلوات الله علیهم در کتب اربعه شیعه(مانند فروع کافی شیخ کلینی-من لا یحضره الفقیه شیخ صدوق) و کتبی دیگر مانند علل الشرایع شیخ صدوق مبنی بر وجوب و فرض غسل جمعه بر مرد و زن و آزاد وبنده و واجب دانستن آن از سوی فقها و علمایی چون شیخ کلینی- شیخ صدوق و شیخ مفید چرا فتوای مشهور فقها استحباب آن است؟؟؟؟!!!! و حال آنکه در این روایات که اکثرا صحیح السند هم هستند صراحتا از واژه هایی چون فرض-وجوب و... استفاده شده؟؟؟!!! آیا این تحمیل نظر شخصی بر احادیث و معصومین و سنت قطعیه آنها نیست؟؟؟!! با تشکر والسلام علی عباد الله الصالحین
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۳/۱۲/۱۳ در ساعت ۱۹:۳۰

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,554
    حضور
    175 روز 11 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58344



    با نام و یاد دوست





    بررسی تفصیلی حکم غسل جمعه








    کارشناس بحث: استاد صدرا


  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 17 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    با سلام و عرض ادب

    یکی از سنتهای قطعی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام غسل جمعه بوده است. هیچ فقیهی از فقهای اسلام در مطلوبیت مؤکد چنین عملی شکی ندارد؛ ‌اما آنچه در این میان مورد خلاف بین جمهور فقهای شیعه و سنی با عده ای دیگر از فقها است،‌ استحباب مؤکد و یا وجوب چنین عملی است.

    جمهور فقهای شیعه و سنی قائل به استحباب چنین عملی می باشند؛ اما در مقابل عده ی کمی از فقهای فریقین قائل به وجوب چنین غسلی شده اند و یا اینکه چنین نسبتی به آنها داده شده است.

    ما در این تایپیک ابتداء به بیان برخی از اقوال علمای شیعه پرداخته و سپس نظر فقهای اهل سنت را بیان می داریم و بعد از آن به بیان نظر مرحوم صدوق و کلینی و سخن علما در مورد کلام پرداخته و سپس به نقل برخی روایات و حکم مستفاد از آنها می پردازیم.

    1) مرحوم شیخ طوسی(460 - 385)

    ایشان در این باره می فرماید: «غسل الجمعة والأعياد مستحب، وبه قال جميع الفقهاء. وذهب أهل الظاهر داود وغيره إلى أنه واجب، وروي ذلك عن كعب الأحبار». غسل جمعه و اعیاد(مثل عید قربان، عید فطر و...)، مستحب می باشد و همه ی فقها(یعنی عامّه و خاصّه)، این نظر را دارند. در مقابل اهل ظاهر که همان داوود ظاهری و غیر او باشند قائل به وجوب چنین غسلیمی باشند. واین قول از کعب الاحبار نیز روایت شده است.

    مرحوم شیخ در ادامه می فرمایند: «دليلنا: على ذلك: إجماع الفرقة، وأما الوجوب فالأصل براءة الذمة، وشغلها بواجب يحتاج إلى دليل».[1] دلیل ما بر مستحب بودن، اجماع مسلمین است. اما این که بگوییم واجب باشد، اصل آن است که انسان نسبت به وجوب برائت ذمه دارد و مکلف نیست. و اگر بخواهد ذمه انسان به واجبی مشغول شود، دلیل می خواهد که در اینجا دلیل نداریم. بنا بر این، شیخ طوسی قائل به استحباب است و بر این قول ادعای اجماع کرد.

    2) مرحوم علامه ی حلّی(726-648)

    مرحوم علامه حلّی نیز قائل به استحباب است ولی این قول را به اکثر فقها نسبت می دهد نه جمیع فقها. ایشان می­فرماید:

    «ذهب أكثر علمائنا إلى أن غسل الجمعة مستحب‏ ليس بواجب - و هو قول جمهور أهل العلم - لأن النبيّ صلّى اللَّه عليه و آله قال: (من توضأ يوم الجمعة فبها و نعمت، و من اغتسل فالغسل أفضل) »
    اکثر علمای شیعه قائل اند که غسل جمعه مستحب است و نه واجب. و قول جمهور اهل علم(از اهل سنت) نیز قول به استحباب می باشد.

    دلیل اهل سنت بر این قول روایتی است از پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله که فرمودند: «کسی که روز جمعه وضو بگیرد، پس چه بهتر و خوب خصلتی است که انسان به آن عمل کند. و کسی که در این روز غسل نماید، عمل به غسل با فضیلت تر خواهد بود».

    ایشان سپس قول مرحوم شیخ صدوق و برخی از عامه را بیان می دارد:
    ... و قال الصدوق: إنه واجب - و به قال الحسن البصري، و داود، و مالك، و أهل الظاهر - لأن النبيّ صلّى اللَّه عليه و آله قال: «غسل الجمعة واجب على كل محتلم». و قال الرضا عليه السلام و قد سئل عن غسل الجمعة: «واجب على كل ذكر و أنثى من حر و عبد» و هو محمول على شدة الاستحباب عملا بالجمع بين الأحاديث و بأصالة البراءة.» صدوق از علمای شیعه و حسن بصری، داوود، مالک و ظاهریه از اهل سنت، قائل به وجوب غسل جمعه شده اند. دلیل آن ها از طریق عامّه این روایت نبوی است که پیامبر صلی الله علیه وآله فرموده اند: «غسل جمعه بر هر محتلم (فرد بالغ) واجب است».[2]
    از طریق شیعه نیز این روایت از امام رضا علیه السلام است که در پاسخ به سؤال از حکم غسل جمعه فرمود: «غسل جمعه بر هر مرد و زن از حُر و عبد واجب است». ایشان در ادامه روایات دالّ بر وجوب را حمل بر استحباب مؤکّد نموده و می فرمایند: از این طریق علاوه بر جمع میان این روایات با روایات دالّ بر استحباب، به اصالة البرائة (برائت ذمه از وجوب) نیز عمل کرده ایم.


    3) شیخ یوسف بحرانی(1186-1107)

    ایشان در کتاب «حدائق الناظرة»، می فرمایند: «قد اختلف فيه الأصحاب (رضوان اللَّه عليهم) فالمشهور استحبابه، و قال الصدوق في الفقيه: غسل يوم الجمعة واجب على الرجال و النساء في السفر و الحضر، ثم قال و غسل يوم الجمعة سنة واجبة. و قال في الكافي: باب وجوب الغسل يوم الجمعة، ثم أورد الأخبار المتضمنة للوجوب، و بذلك نسب إليهما القول بالوجوب و فيه ما سيأتي بيانه في المقام ان شاء اللَّه تعالى، و الى هذا القول مال شيخنا البهائي في الحبل المتين و نقل القول بالوجوب ايضا عن والد الصدوق، و الى هذا القول ذهب شيخنا الشيخ سليمان بن عبد اللَّه البحراني و أيده و نصره و صنف فيه رسالة».[3]

    در وجوب یا استحباب غسل جمعه میان اصحاب اختلاف است. مشهور قائل به استحباب آن هستند. فتوای مرحوم شیخ صدوق در الفقیه این است که غسل روز جمعه بر مرد و زن، چه در سفر و چه درحضر، واجب است. بعد هم گفته است: غسل روز جمعه از سنت های واجبه است.( سنّت دو گونه است: سنّت مستحب و سنّت واجب، که این مورد به نظر شیخ صدوق از سنن واجب است).

    ایشان اضافه می کند که مرحوم کلینی نیز در الکافی بابی با عنوان «باب وجوب الغسل یوم الجمعه» دارد که در آن اخبار متضمّن وجوب را آورده است.
    صاحب حدائق می گوید به خاطر این دو عبارت، به این دو نسبت داده شده است که آنها قائل به وجوب بوده اند. ولی ما این نسبت را قبول نداریم و بعداً به آن اشکال خواهیم کرد. علاوه بر شیخ صدوق و شیخ کلینی، شیخ بهایی در حبل المتین­ نیز به این قول میل پیدا کرده است. وی می گوید: پدر شیخ صدوق هم قائل به وجوب است.

    سپس صاحب حدائق می‌گوید استاد ما شیخ سلیمان بحرانی نیز کتابی در این رابطه نوشته است و در آن غسل روز جمعه را واجب دانسته و آنرا تقویت نموده است.


    ادامه دارد.


    [1] . الخلاف، الشیخ الطوسی، ج1،ص220.

    [2]. تذکرة الفقهاء، العلامة الحلی، ص138، مساله ی 272.

    [3]. الحدائق الناضرة، المحقق البحرانی، ج4،ص217.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۳/۰۸/۰۲ در ساعت ۱۶:۱۱
    بررسی تفصیلی حکم غسل جمعه
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 17 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    نظر فقهای اهل سنت در رابطه با حکم غسل جمعه:

    اکثر اهل سنت نیز همانند شیعه قائل به استحباب غسل جمعه شده اند. در این میان فتوای ابو حنیفه[1] و مالک بن انس[2] و شافعی[3] بر استحباب چنین غسلی می باشد.
    ابن قدامه در کتاب المغنی در این رابطه می نویسد:« أجمع علماء المسلمين قديما وحديثا على أن غسل الجمعة ليس بفرض واجب وحكى عن أحمد رواية أخرى أنه واجب»؛[4] اجماع نموده اند علمای مسلمین چه قدما و چه متاخرین بر اینکه غسل جمعه فرض واجب نمی باشد، و روایت دیگری از احمد بن حنبل است که غسل جمعه واجب می باشد.

    در کتاب «الموسوعة الکویتیة»،[5]در این رابطه می خوانیم:

    «اتَّفَقَ الْفُقَهَاءُ عَلَى أَنَّ الْغُسْل لِلْجُمُعَةِ مَطْلُوبٌ شَرْعًا لِحَدِيثِ : إِذَا جَاءَ أَحَدُكُمُ الْجُمُعَةَ فَلْيَغْتَسِل،[6] وَاخْتَلَفُوا فِي حُكْمِهِ ، وَفِي وَقْتِهِ ، وَفِي أَنَّهُ لِلْيَوْمِ أَوْ لِلصَّلاَةِ . فَذَهَبَ الْجُمْهُورُ إِلَى أَنَّهُ سُنَّةٌ ... وَقَال ابْنُ قُدَامَةَ : وَيُسْتَحَبُّ لِمَنْ أَتَى الْجُمُعَةَ أَنْ يَغْتَسِل ، وَلَيْسَ بِوَاجِبٍ فِي قَوْل أَكْثَرِ أَهْل الْعِلْمِ، وَاسْتَدَلُّوا بِخَبَرِ : مَنْ تَوَضَّأَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ فَبِهَا وَنِعْمَتْ ، وَمَنِ اغْتَسَل فَالْغُسْل أَفْضَل». [7] فقهای اهل سنت در مطلوبیت شرعی غسل جمعه اتفاق نظر دارند و دلیل بر آن روایت نبوی است که فرمودند: هنگامی که یکی از شما به نماز جمعه می آید غسل نماید. اما فقهاء در حکم و وقت آن اختلاف نظر دارند که چنین غسلی آیا برای روز جمعه است یا برای نماز جمعه است. جمهور اهل سنت معتقد به استحباب چنین عملی می باشند.

    ابن قدامه در این رابطه می گوید:
    مستحب است برای کسی که به نماز جمعه می رود غسل نماید و این غسل در نزد اکثر اهل علم واجب نمی باشد. فقهاء در دلیل بر قول به استحباب استدلال به این خبر نموده اند که پیامبر صلی الله علیه وآله فرمودند: «کسی که روز جمعه وضو بگیرد، پس چه بهتر و خوب خصلتی است که انسان به آن عمل کند. و کسی که در این روز غسل نماید، عمل به غسل با فضیلت تر خواهد بود».

    از مجموع نظرات قائلین به استحباب غسل جمعه استفاده می گردد:

    الف) اکثر علمای شیعه و سنی قائل به استحباب غسل جمعه می باشند.

    ب) از آنجا که مساله ی غسل امر اختلافی ای میان شیعه و سنی نبوده،‌ و قائلین به این قول را اکثر علمای فریقین از قدیم و جدید تشکیل داده است و سیره ی متشرعه نیز بر عدم وجوب چنین عملی تعلق یافته؛ خود بزرگترین قرینه بر عدم وجوب غسل جمعه و سنت تاکیدی آن خواهد بود.

    ادامه دارد.


    [1] . الحجة على أهل المدينة، محمد بن الحسن الشيباني أبو عبد الله،‌ج1،ص279: «قال ابو حنيفة غسل يوم الجمعة حسن وليس بواجب على الناس».
    [2] . الاستذکار، ابن عبدالبر، ج2،ص15:«فذهب مالك والثوري وجماعة من أهل العلم أن غسل الجمعة سنة مؤكدة لأنها قد عمل بها رسول الله والخلفاء بعده والمسلمون واستحبوها وندبوا إليها وهذا سبيل السنن المؤكدة».
    [3] . الام، محمد بن إدريس الشافعي أبو عبد الله، ج1،ص231،‌دارالمعرفة قال الشَّافِعِيُّ ) وَأَسْتَحِبُّ هذا كُلَّهُ وَلَيْسَ من هذا شَيْءٌ أَوْكَدَ من غُسْلِ الْجُمُعَةِ.
    [4] .المغنی، ج2، ص199.
    [5] .الموسوعة الکویتیة،‌ ج5، ص304، مکتبة الشاملة.

    [6] . صحیح البخاری، کتاب الجمعة،‌ح837، دارابن کثیر. در صحیح مسلم با تعبیر:« إِذَا أَرَادَ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْتِىَ الْجُمُعَةَ فَلْيَغْتَسِلْ ؛ هنگامی که یکی از شما اراده نمود که به نماز جمعه رود غسل نماید».
    [7] . سنن الترمذی،‌ح:497.
    بررسی تفصیلی حکم غسل جمعه
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 17 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    نظر علمای متقدم شیعه در مورد حکم غسل جمعه

    با نگاهی به برخی از کتب مرجع حدیثی شیعه همچون«الکافی» و «من لا یحضره الفقیه» و برخی از کتب دیگر همچون علل الشرایع و خصال، از ظاهر تعابیر استفاده شده بدست می آید که از منظر این دو محدث بزرگ غسل جمعه واجب بوده است؛ هر چند که ما در پایان احتمال دیگری را نیز بیان می داریم.

    الف: مرحوم کلینی(م:328)،[1] در باب: «وُجُوبِ الْغُسْلِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ»،[2]

    ایشان در این باب به بیان روایات غسل جمعه پرداخته اند. از ظاهر تعبیر عنوان باب:«وجوب الغسل بوم الجمعه»، استفاده می گردد که نظر مرحوم کلینی در مورد این غسل وجوب آن بوده است.

    ایشان در ذیل این باب هفت روایت را نقل می نمایند که ظاهر برخی از روایات آن صرف نظر از قرائن داخلی و خارجی دلالت بر وجوب می باشد. [3]


    [1].ثقة الاسلام أبي جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق الكليني الرازي رحمه الله المتوفى سنة 328 / 329 ه‍.

    [2].الكافي(الطبعة القديمة)، ج‏3، ص: 42.

    [3].1. عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْغُسْلِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ فَقَالَ وَاجِبٌ عَلَى كُلِّ ذَكَرٍ وَ أُنْثَى عَبْدٍ أَوْ حُرٍّ.

    2. عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ سَأَلْتُ الرِّضَا علیه السلام عَنْ غُسْلِ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَقَالَ وَاجِبٌ عَلَى كُلِّ ذَكَرٍ وَ أُنْثَى عَبْدٍ أَوْ حُرٍّ.

    3. مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ الْغُسْلُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ عَلَى الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ فِي الْحَضَرِ وَ عَلَى الرِّجَالِ فِي السَّفَرِ وَ لَيْسَ عَلَى النِّسَاءِ فِي السَّفَرِ. وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى أَنَّهُ رُخِّصَ لِلنِّسَاءِ فِي السَّفَرِ لِقِلَّةِ الْمَاءِ.

    4. عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سَيْفٍ عَنْ أَبِيهِ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الْأَوَّلَ علیه السلام كَيْفَ صَارَ غُسْلُ يَوْمِ الْجُمُعَةِ وَاجِباً فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَتَمَّ صَلَاةَ الْفَرِيضَةِ بِصَلَاةِ النَّافِلَةِ وَ أَتَمَّ صِيَامَ الْفَرِيضَةِ بِصِيَامِ النَّافِلَةِ وَ أَتَمَّ وُضُوءَ الْفَرِيضَةِ بِغُسْلِ يَوْمِ الْجُمُعَةِ مَا كَانَ فِي ذَلِكَ مِنْ سَهْوٍ أَوْ تَقْصِيرٍ أَوْ نِسْيَانٍ أَوْ نُقْصَانٍ.

    5. عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْأَحْمَرِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ الْأَنْصَارِيِّ عَنْ صَبَّاحٍ الْمُزَنِيِّ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ حَصِيرَةَ عَنِ الْأَصْبَغِ قَالَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام إِذَا أَرَادَ أَنْ يُوَبِّخَ الرَّجُلَ يَقُولُ وَ اللَّهِ لَأَنْتَ أَعْجَزُ مِنَ التَّارِكِ الْغُسْلَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ وَ إِنَّهُ لَا يَزَالُ فِي طُهْرٍ إِلَى الْجُمُعَةِ الْأُخْرَى‏.

    6. عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى عَنْ أُمِّهِ وَ أُمِّ أَحْمَدَ بِنْتِ مُوسَى قَالَتَا كُنَّا مَعَ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام بِالْبَادِيَةِ وَ نَحْنُ نُرِيدُ بَغْدَادَ فَقَالَ لَنَا يَوْمَ الْخَمِيسِ اغْتَسِلَا الْيَوْمَ لِغَدٍ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَإِنَّ الْمَاءَ بِهَا غَداً قَلِيلٌ فَاغْتَسَلْنَا يَوْمَ الْخَمِيسِ لِيَوْمِ الْجُمُعَةِ.

    7. عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ لَا بُدَّ مِنْ غُسْلِ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فِي السَّفَرِ وَ الْحَضَرِ فَمَنْ نَسِيَ فَلْيُعِدْ مِنَ الْغَدِ وَ رُوِيَ فِيهِ رُخْصَةٌ لِلْعَلِيلِ‏.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۳/۰۸/۰۶ در ساعت ۰۰:۰۲
    بررسی تفصیلی حکم غسل جمعه
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 17 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    ب: شیخ صدوق متوفی سال 381.

    از ظاهر تعابیر مرحوم شیخ صدوق،[1] نیز بدست می آید که ایشان قائل به وجوب چنین غسلی بوده اند. ایشان در کتاب:«من لا یحضره الفقیه»، در ذیل باب: اغسال، روایت سماعة بن مهران را ذکر نموده که در آن حضرت امام صادق علیه السلام می فرمایند:«وَاجِبٌ فِي السَّفَرِ وَ الْحَضَرِ إِلَّا أَنَّهُ رُخِّصَ لِلنِّسَاءِ فِي السَّفَرِ لِقِلَّةِ الْمَاءِ؛ این غسل در سفر و حضر واجب است الا اینکه در سفر به زنان رخصت و اجازه ی در ترک داده شده است». ایشان در ذیل این روایت توضیحی بیان نفرموده اند که ظاهر چنین امری بیانگر آن است که ایشان اخذ به وجوب نموده اند.

    مرحوم صدوق همچنین در کتاب
    : «علل الشرایع»، در باب 203 و 204، پنج روایت در مورد غسل جمعه بیان نموده اند، که البته هیچکدام نصی در وجوب ندارند؛ اما مرحوم صدوق عنوان باب را سرّ وجوب غسل جمعه قرار داده اند که ظاهر چنین امری بیانگر نظر شیخ صدوق در مورد غسل جمعه خواهد بود که ما این روایات را بیان می داریم:

    عنوان باب: سرّ وجوب غسل روز جمعه‏:

    1) پدرم رحمة اللَّه عليه از سعد بن عبد اللَّه از ابراهيم بن هاشم از على بن معبد، از حسين بن خالد صيرفى نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابو الحسن اوّل عليه السّلام پرسيدم: چگونه غسل جمعه واجب گرديده؟ حضرت فرمودند: خداوند تبارك و تعالى نماز فريضه را با نماز نافله تمام و كامل گردانيده و روزه واجب را با روزه نافله و وضوء فريضه را با غسل روز جمعه تكميل و تمام فرموده، بنا بر اين نقصى كه ناشى از سهو يا تقصير يا فراموشى حادث شده باشد بدين ترتيب كامل مى ‏گردد.[2]

    2) محمّد بن حسن رضى اللَّه عنه از محمّد بن يحيى عطّار، از محمّد بن احمد، از ابراهيم بن اسحاق، از عبد اللَّه بن حماد انصارى از صباح مزنى، از حارث، از اصبغ بن نباته، وى مى گويد: هر گاه امير المؤمنين عليه السّلام كسى را مى‏ خواستند توبيخ كنند به او مى‏ فرمودند: تو از كسى كه تارك غسل جمعه است ناتوان‏تر هستى، كسى كه در روز جمعه غسل كند تا جمعه ديگر با طهارت است.[3]

    3)‌ پدرم رحمة اللَّه عليه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عيسى، از عثمان بن عيسى، از محمّد بن عبد اللَّه، از ابى عبد اللَّه عليه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند: انصار در طول هفته با شتران آبكش و اموال مربوطه كار مى‏ كردند و وقتى روز جمعه فرا مى‏ رسيد و اجتماع مى‏ كردند از بوى زير بغل و جسد آنها مردم در آزار بودند لذا رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله به ايشان امر فرمود در روز جمعه غسل كنند و اين سنّت باقى ماند.[4]

    4) محمّد بن على ماجيلويه از عمويش، از محمّد بن على كوفى، از محمّد بن سنان نقل كرده كه گفت: حضرت رضا عليه السّلام در جواب سؤالات او مرقوم فرمودند: علّت غسل عيد فطر و عيد قربان و جمعه و اغسال ديگر يكى آن است كه بدين وسيله بنده پروردگارش را بزرگ داشته و رو به كريم جليل آورده و از درگاهش براى گناهان خود طلب آمرزش نموده است، و ديگر آن كه براى بندگان اين ايّام عيد معروفى بوده كه در آنها جمع شده و ذكر خدا را مى‏ گويند لذا غسل در آنها تشريع شده تا بدين وسيله بندگان اين ايّام را مورد تعظيم و بزرگداشت قرار داده و بر ساير ايّام تفضيل دهند و ديگر آن كه وقتى در جمعه غسل نمودند از آن روز تا جمعه ديگر با طهارت مى‏ باشند.[5]

    باب دويست و چهارم سرّ اين كه به زنان اجازه داده ‏اند در سفر غسل جمعه را ترك كنند:

    1)‌ پدرم رحمة اللَّه عليه از محمّد بن يحيى عطّار، از محمّد بن احمد بن يحيى به طور مرفوع نقل كرده كه فرمود: غسل جمعه بر مردان و زنان، در سفر و حضر واجب است منتهى به خاطر كمبود آب در سفر، به زنان اجازه داده ‏اند كه آن را ترك نمايند.[6]

    نتیجه گیری کلام شیخ کلینی و صدوق:
    مرحوم کلینی و صدوق به صراحت مطلبی راجع به وجوب این غسل بیان ننموده اند؛‌ بلکه آنان تنها به نقل روایات پرداخته اند؛ منتهی این دو محدث بزرگ شیعه ابوابی را تحت عنوان وجوب غسل جمعه بیان نموده اند که از ظاهر این عبارات بدست می آید که مراد آنان از وجوب وجوب اصطلاحی بوده است.

    با این حال گروهی از علما معتقدند که مرحوم کلینی و شیخ صدوق محدث بوده اند و محدثین نیز در اطلاقات خود تابع روایات بوده و فقه آنان فقه ماثور بوده است؛ لذا فتوایشان منطبق برمتن روایاتمی باشد. و وجوب در روایات و به تبع آن فتوای متقدیمن همان طور که ممکن است به معنای اصطلاحی مشهور و در مقابل استحباب باشد، احتمال دارد در معنای لغوی یعنی ثبوت یا مستحب مؤکد نیز به کار رفته باشد.

    به عنوان نمونه مرحوم کلینی در کتاب:«الکافی»، تعابیری چون:«باب وجوب الغسل یوم الجمعة»،و «باب وجوب إجلال ذی الشیبة المسلم»[7]دارد، در حالی که احترام کردن مسلمان محاسن سفید، واجب به معنای اصطلاحی و مشهور نمی باشد.

    با توجه به چنین احتمالی و سخن مرحوم شیخ طوسی که ادعای اجماع در استحباب نمودند؛[8] استناد قول به استحباب مؤکد به مرحوم کلینی و صدوق که با الزام اخلاقی و عرفی نیز تناسب دارد خالی از وجه نخواهد بود.

    در پست بعدی به سخن شیخ مفید و شیخ بهایی رحمهما الله خواهیم پرداخت.


    [1]. ابي جعفر محمد بن علي بن الحسين بن بابويه القمي المتوفى 381 ه‍.

    [2]. أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ هَاشِمٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَعْبَدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ الصَّيْرَفِيِّ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الْأَوَّلَ علیه السلام كَيْفَ صَارَ غُسْلُ الْجُمُعَةِ وَاجِباً قَالَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَتَمَّ صَلَاةَ الْفَرِيضَةِ بِصَلَاةِ النَّافِلَةِ وَ أَتَمَّ صِيَامَ الْفَرِيضَةِ بِصِيَامِ النَّافِلَةِ وَ أَتَمَّ وُضُوءَ الْفَرِيضَةِ بِغُسْلِ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فِيمَا كَانَ مِنْ ذَلِكَ مِنْ سَهْوٍ أَوْ تَقْصِيرٍ أَوْ نِسْيَانٍ‏.

    [3]. حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ الْأَنْصَارِيِّ عَنْ صَبَّاحٍ الْمُزَنِيِّ عَنِ الْحَارِثِ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ كَانَ عَلِيٌّ علیه السلام إِذَا أَرَادَ أَنْ يُوَبِّخَ الرَّجُلَ يَقُولُ لَهُ أَنْتَ أَعْجَزُ مِنْ تَارِكِ الْغُسْلِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ فَإِنَّهُ لَا يَزَالُ فِي طُهْرٍ إِلَى الْجُمُعَةِ الْأُخْرَى‏.

    [4]. أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ [بْنِ عِيسَى عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ كَانَتِ الْأَنْصَارُ تَعْمَلُ فِي نَوَاضِحِهَا وَ أَمْوَالِهَا فَإِذَا كَانَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ جَاءُوا فَتَأَذَّى بِأَرْوَاحِ آبَاطِهِمْ وَ أَجْسَادِهِمْ فَأَمَرَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله بِالْغُسْلِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ فَجَرَتْ بِذَلِكَ السُّنَّةُ.

    [5]. حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَاجِيلَوَيْهِ عَنْ عَمِّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْكُوفِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ أَنَّ الرِّضَا علیه السلام كَتَبَ إِلَيْهِ فِيمَا كَتَبَ مِنْ جَوَابِ مَسَائِلِهِ عِلَّةُ غُسْلِ الْعِيدَيْنِ وَ الْجُمُعَةِ وَ غَيْرِ ذَلِكَ مِنَ الْأَغْسَالِ لِمَا فِيهِ مِنْ تَعْظِيمِ الْعَبْدِ رَبَّهُ وَ اسْتِقْبَالِهِ الْكَرِيمَ الْجَلِيلَ وَ طَلَبِهِ الْمَغْفِرَةَ لِذُنُوبِهِ وَ لِيَكُونَ لَهُمْ يَوْمَ عِيدٍ مَعْرُوفٍ يَجْتَمِعُونَ فِيهِ عَلَى ذِكْرِ اللَّهِ فَجَعَلَ فِيهِ الْغُسْلَ تَعْظِيماً لِذَلِكَ الْيَوْمِ وَ تَفْضِيلًا لَهُ عَلَى سَائِرِ الْأَيَّامِ وَ زِيَادَةًفِي النَّوَافِلِ وَ الْعِبَادَةِ وَ لِيَكُونَ ذَلِكَ طَهَارَةً لَهُ مِنَ الْجُمُعَةِ إِلَى الْجُمُعَةِ.

    [6]. أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى رَفَعَهُ قَالَ غُسْلُ الْجُمُعَةِ وَاجِبٌ عَلَى الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ فِي السَّفَرِ وَ الْحَضَرِ إِلَّا أَنَّهُ رُخِّصَ لِلنِّسَاءِ فِي السَّفَرِ لِقِلَّةِ الْمَاء.

    [7] . الکافی،‌الکلینی، ج2،ص659.

    [8].الخلاف، الشیخ الطوسی، ج1،ص220:« «دليلنا: على ذلك: إجماع الفرقة، وأما الوجوب فالأصل براءة الذمة، وشغلها بواجب يحتاج إلى دليل».

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۳/۰۸/۰۸ در ساعت ۰۹:۴۹
    بررسی تفصیلی حکم غسل جمعه
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 17 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    ج)‌ مرحوم شیخ مفید[1] (متوفی ، 408 هـ)

    برخی به مرحوم شیخ مفید نسبت داده اند که ایشان قائل به وجوب غسل جمعه بوده اند؛ ‌اما چنین نسبتی به ایشان صحیح نمی باشد.

    مرحوم شیخ در کتاب «المقنعة»،‌
    در مقام بیان غسلهای فرض(واجب) و مسنون(مستحب) غسل جمعه را از اغسال مسنونه برشمرده اند:

    «باب الأغسال المفترضات و المسنونات‌: و الأغسال المفترضات ستة أغسال و الأغسال المسنونات ثمانية و عشرون غسلا. فأما المفترضات من الأغسال فالغسل من الجنابة و الغسل على النساء من الحيض و الغسل عليهن من الاستحاضة و الغسل من النفاس و الغسل من مس أجساد الموتى من الناس بعد بردها بالموت و قبل تطهيرها بالغسل و تغسيل الأموات من الرجال و النساء و الأطفال مفترض في ملة الإسلام. و أما الأغسال المسنونات فغسل يوم الجمعة سنة مؤكدة على الرجال و النساء و غسل الإحرام للحج سنة أيضا بلا اختلاف».
    [2]که شیخ مفید بیان می دارند که حکم غسل جمعه سنت مؤکده می باشد.

    ایشان همچنین در باب سیزدهم به اعمال مستحبه ی شب و روز جمعه پرداخته و این اعمال را با ذکر روایات آنها بیان داشته اند. ایشان یکی از سنن لازمه ی روز جمعه را غسل جمعه بیان می دارند و می فرمایند:
    «و من السنن اللازمة للجمعة الغسل بعد الفجر من يوم الجمعة فإنه روي عن أبي عبد الله علیه السلام أنه قال غسل الجمعة و الفطر سنة في السفر و الحضر».
    [3]

    از سنن لازمه در روز جمعه غسل بعد از طلوع آفتاب می باشد؛ زیرا که روایت شده از امام صادق علیه السلام که آن حضرت فرمودند غسل جمعه و روز فطر سنت می باشد در سفر و حضر.
    که مراد از سنت در این روایت سنت به معنای استحباب می باشد و شیخ مفید به واسطه ی روایات دیگر می فرماید غسل جمعه از سنن لازمه(موکدة) می باشد.[4]

    بنابراین شیخ مفید نیز قائل به وجوب چنین غسلی نمی باشد.

    ج) مرحوم شیخ بهائی(1031هـ)
    از کسانی که نسبت قول به وجوب در مورد غسل جمعه به وی داده شده مرحوم شیخ بهائی می باشد. شیخ بهائی در کتاب:«الحبل المتين في أحكام الدين»، ص79 ( طبع قديم )، به تبیین حکم غسل جمعه پرداخته اند. ایشان بعد از ذکر یازده حدیث که از نظر ایشان صحیح می باشند، به بیان نظر مرحوم شیخ صدوق و پدرشان می پردازند.

    ایشان می فرمایند صدوقان[5] (ره) قائل به وجوب غسل جمعه بوده اند و تعدادی از احادیث نیز شاهد بر نظر ایشان می باشد. اما اصحاب این روایات را حمل بر مبالغه ی در استحباب نموده اند به واسطه ی جمع میان اخبار(جمع بین رواياتي كه ظهور در وجوب دارند و روایاتی که نص در استحباب مي باشند، به حمل وجوب بر استحباب مؤکد)؛ در حالی که جمع این روایات به اینکه مراد از سنت،عبادتی باشد که به واسطه ی پیامبر صلی الله علیه وآله واجب گردیده باشد و مراد از فریضه عبادتی باشد که به واسطه ی قرآن واجب گردیده باشد بعید نمی باشد و این اصطلاح صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه می باشد.

    مرحوم شیخ بهائی
    سپس نظر صدوقان را غیر بعید از صواب دانسته:
    «و بهذا يظهر انّ قول الصّدوقين طاب ثراهما غير بعيد عن الصّواب»و بعد از آن فتوای خویش را بیان می فرمایند که همان قول مشهور می باشدو ان كان المعتمد ما هو (المش) بين الأصحاب». هرچند که آنچه مورد اعتماد و تکیه است نظر مشهور می باشد.

    بنابراین فتوای مرحوم شیخ بهائی نیز همان فتوای مشهور می باشد و ایشان قائل به وجوب غسل جمعه نمی باشند.[6]

    نتیجه اینکه تا بدینجا تنها صدوقان و کلینی رحمهم الله قائل به وجوب غسل جمعه بوده اند و علمای سلف و خلف برخلاف آنها نظر به استحباب مؤکد داده اندو این امر در صورتی است که فتوای آنها توجیه نگردد و ظاهر آن حمل بر اصطلاح رایج آن گردد.

    [1].أبي عبد الله محمد بن محمد بن النعمان العكبري البغدادي الشيخ المفيد ( 336 - 413 ه‍ ).

    [2] .المقنعة،المفید، ص50.

    [3].المقنعة،المفید، ص158.

    [4]. «سنن»، در کتاب «مقنعة»،در عبادات مستحبه بکار رفته است و مرحوم شیخ در عبادات واجب از لفظ سنت استفاده ننموده اند؛ بلکه عبادات واجب را با لفظ فرائض و واجبات ذکر نموده اند؛ همچون اینکه ایشان در باب دهم به تفصیل احکام عبادات مفروض(واجب) و مسنون(مستحب ) پرداخته اند:«باب تفصيل أحكام ما تقدم ذكره في الصلاة من المفروض فيها و المسنون و ما يجوز فيها و ما لا يجوز ..... و سجدتا الشكر و التعفير بينهما من السنن و ليس من المفترضات.و الدعاء بعد الفرائض مستحب و ليس من الأفعال الواجبات».المقنعه،ص138.

    [5] . علی بن بابویه قمی متوفی در سال‏329ه و ابي جعفر محمد بن علي بن الحسين بن بابويه القمي المتوفى 381 ه‍.

    [6] . ظاهرا ایشان عدم قبول حکم به وجوب را به واسطه ی قرائن خارجی می دانند؛ همچنان که نظر برخی از علمای معاصر نیز اینگونه است.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۳/۰۸/۲۴ در ساعت ۲۲:۵۲
    بررسی تفصیلی حکم غسل جمعه
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 17 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    جمع میان اخبار

    مرحوم شیخ حر عاملی در مجلد سوم وسائل الشیعه در ابواب:«اغسال المسنونة»، در باب ششم،[1]22 روایت و در باب هفتم،[2] سه روایت و در باب هشتم،[3] دو روایت و در باب نهم،[4] دو روایت و در باب دهم،[5] پنج روایت و در باب دوازدهم،[6] یک روایت را بیان نموده اند. در این میان اکثر روایات باب ششم صرف نظر از قرائن خارجی ظهور در وجوب داشته و در مقابل تعداد دیگری از روایات ظهور و یا نص در استحباب غسل جمعه اند.

    به عنوان نمونه ما به دو روایت از هر دو قسم اشاره می نمائیم:

    1) مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام ‏ قَالَ:«الْغُسْلُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ عَلَى الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ فِي الْحَضَرِ وَ عَلَى الرِّجَالِ فِي السَّفَرِ وَ لَيْسَ عَلَى النِّسَاءِ فِي السَّفَرِ».[7] متن روایت نیز در ظاهر دلالت بر وجوب دارد. می­ فرماید: غسل روز جمعه در حضر بر عهده مردان و زنان است و در سفر تنها بر مردان است و نه زنان.

    2) عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سَيْفٍ عَنْ أَبِيهِ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ[8]قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الْأَوَّلَ علیه السلام كَيْفَ صَارَ غُسْلُ يَوْمِ الْجُمُعَةِ- وَاجِباً فَقَالَ «إِنَّ اللَّهَ أَتَمَّ صَلَاةَ الْفَرِيضَةِ بِصَلَاةِ النَّافِلَةِ وَ أَتَمَّ صِيَامَ الْفَرِيضَةِ بِصِيَامِ النَّافِلَةِ وَ أَتَمَّ وُضُوءَ النَّافِلَةِ بِغُسْلِ يَوْمِ الْجُمُعَةِ- مَا كَانَ فِي ذَلِكَ مِنْ سَهْوٍ أَوْ تَقْصِيرٍ أَوْ نِسْيَانٍ أَوْ نُقْصَانٍ‏».[9]

    حسین بن خالد می گوید: از امام کاظم علیه السلام پرسیدم چرا غسل جمعه واجب شده است؟ حضرت جواب دادند: «خدا نماز فریضه را با نماز نافله تکمیل کرد و روزه ی واجب را با روزه ی نافله تکمیل کرد؛ و وضوی نافله را با غسل روز جمعه تکمیل کرد».


    طبق این متن که فرموده «وُضُوءَ النَّافِلَةِ» (وضوی مستحبی)، روشن است که غسل جمعه نیز مستحب است. طبق متنی هم که در المحاسن به صورت «وُضُوءَ الْفَرِيضَةِ» (وضوی واجب) آمده است و با سیاق نماز و روزه ی فریضه که قبل از آن بیان شده است نیز سازگار است، باز مراد غسل مستحبی است. می فرماید:
    رَوَاهُ الْبَرْقِيُّ فِي الْمَحَاسِنِ عَنْ أَبِي سُمَيْنَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَسْلَمَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ مِثْلَهُ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ:«وَ أَتَمَّ وُضُوءَ الْفَرِيضَةِ».[10]

    بنا بر این طبق هر دو نقل مراد از «وجوب» در سؤال راوی، وجوب اصطلاحی نیست، بلکه وجوب لغوی و به معنای ثبوت است.

    مرحوم صاحب وسائل در مورد این روایت می نویسند:

    أَقُولُ فِي هَذَا قَرِينَةٌ وَاضِحَةٌ عَلَى أَنَّ الْمُرَادَ بِالْوُجُوبِ الِاسْتِحْبَابُ الْمُؤَكَّدُ لِأَنَّ إِتْمَامَ وُضُوءِ النَّافِلَةِ لَيْسَ بِوَاجِبٍ وَ لَا لَازِمٍ كَيْفَ وَ إِتْمَامُ الصَّلَاةِ وَ الصِّيَامِ الْوَاجِبَيْنِ هُنَا لَيْسَ بِوَاجِبٍ لِلْقَطْعِ بِعَدَمِ وُجُوبِ صَوْمِ النَّافِلَةِ وَ صَلَاةِ النَّافِلَة؛[11]

    یعنی در این روایات قرینه روشنی است بر این که مراد از وجوب همان استحباب مؤکد است. چون اتمام وضوی مستحبی نه واجب است و نه ضروری. چه طور واجب باشد در حالی که نماز و روزه ی واجب هم اتمامشان با نماز و روزه ی مستحبی واجب نمی باشد؛‌زیرا که ما یقین داریم نماز و روزه ی نافله هیچ گاه واجب نبوده است.

    جمع میان روایات:

    در مقام جمع میان این دو دسته از اخبار دو روش بیان گردیده است.

    1) در روایاتی که ظهور در وجوب دارند به واسطه ی روایاتی که دلالت بر استحباب داشته تصرف گردد و روایات ظاهر در وجوب را حمل بر استحباب مؤکد نمائیم .( از باب حمل ظاهر بر نص و یا حمل ظاهر بر اظهر).

    2) اخبار وارد شده در این باب صرف نظر از قرائن دلالت بر وجوب می نمایند؛ (یعنی اگر بخواهیم بر اساس روایات باب فتوا دهیم، حق با کسانی خواهد بود که فتوا به وجوب غسل جمعه داده اند).

    اما قرائن خارجی مانع عمل به ظاهر روایاتی است که دلالت بر وجوب دارند؛‌ زیرا عملی همچون غسل جمعه که هر هفته مورد ابتلای مردم است، در صورتی که حکم وجوبی می داشت، «کالنار علی المنار و الشمس فی رابعة النهار»می بود، یعنی در صورت وجوب مساله برای همه روشن می بود و همه قائل به وجوب می شدند؛‌ نه این که مشهور از فقها معتقد به استحباب این غسل باشند، به گونه ای که مرحوم شیخ طوسی (م:460) که تنها 79 سال بعد از شیخ صدوق (م:381) وفات نموده و فاصله ی سنی ایشان با شیخ صدوق 45 سال می باشد، بر استحباب چنین عملی ادعای اجماع می نماید و البته نمی توان تصور نمود که شیخ طوسی نسبت به فتوای شیخ صدوق نیز بی خبر بوده باشد.

    و این امر زمانی بیشتر آشکار می گردد که ملاحظه گردد برخی از واجبات؛ همچون نماز آیات(کسوف و خسوف) که بسیار کم اتفاق می افتند از شهرت زیادی بر وجوب برخوردار است؛ و یا مساله ی «اقامه» قبل از نماز با اینکه در دلالت روایات بر وجوبش قصوری دیده نمی شود، ولی به دلیل عدم شهرت وجوب آن، هیچ کس حکم به وجوب آن نداده است؛ در حالی که اگر واجب می بود با این که هر روز پنج مرتبه صورت می گیرد، حتماً شیوع پیدا می نمود.


    بنابراین عدم شیوع و عدم شهرت وجوب آن خود بیانگر آن است که فقها از وجوب استعمال شده ی در روایات معنای اصطلاحی آنرا نفمیده اند؛ همچنان که در توجیه کلام صدوقین و شیخ کلینی بیان داشتیم[12]
    و نظائر آن نیز در فقه متعدد می باشد.

    موفق باشید.


    [1] .باب تاکد استحباب غسل الجمعة فی السفر والحضر للانثی والذکر و العبد و الحر و عدم تاکد الاستحباب للنساء فی السفر، ج2، ص942، داراحیاء التراث العربی.

    [2] .باب کراهة ترک غسل الجمعة.

    [3] .باب ان من فاته غسل الجمعة حتی صلی استحب له الغسل و اعادة الصلاة ما دام الوقت باقیا.

    [4] .باب استحباب تقدیم الغسل یو الخمیس لمن خاف قلة الماء یوم الجمعة.

    [5] .باب ان من فاته الغسل یوم الجمعة قبل الزوال استحب له قضاؤه فی بقیة النهار او یوم السبت.

    [6] . باب استحباب الدعاء بالماثور عند غسل الجمعة.

    [7]. وسائل الشيعة، ج2،ص943.

    [8] . «عدة من اصحابنا» که مشخص است که چه کسانی هستند. «احمد بن محمد» هم «احمد بن محمد بن عیسی الاشعری» است که «ثقة جلیل» است. «علی بن سیف» ثقه است. پدرش «سیف بن عمیرة» نیز هم ثقه و هم جلیل است. راوی دیگر «حسین به خالد الصیرفی» است که مورد اختلاف است. به نظر محققین رجالی «ثقةٌ علی التحقیق» است.

    [9] . وسائل الشيعة،. ج2،ص944.

    [10]. وسائل الشيعة،. ج‏2،ص944.

    [11] . وسائل الشيعة،. ج‏2،ص944.

    [12] . مرحوم شیخ یوسف بحرانی در کتاب حدائق الناضرة، ج4،‌ص223، در رابطه با منع استفاده وجوب اصطلاحی از کلام برخی از متقدمین می نویسند:«عندي في اسناد القول بالوجوب الى الصدوق في الفقيه بمجرد الكلام المتقدم نظر: أما أولاً: فلما علم من عادة المتقدمين ـ كما صرح به ايضا غير واحد من أصحابنا المتأخرين ـ أنهم يعبرون غالباً بمتون الأخبار، و الوجوب في الاخبار كما يحتمل المعنى المشهور كذلك يحتمل المعنى اللغوي أو تأكيد الاستحباب فعين ما يقال في الاخبار يقال في كلامهم، و لم يثبت كون الواجب عندهم حقيقة في المعنى المصطلح حتى يجب حمل كلامهم عليه، و على هذا يحمل ايضا كلام ثقة الإسلام في الكافي حيث عنون الباب بلفظ الوجوب».
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۳/۰۸/۱۷ در ساعت ۲۲:۲۸
    بررسی تفصیلی حکم غسل جمعه
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    قرآن کریم
    نوشته
    9
    حضور
    17 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    13



    بسمه تعالی دوستان و کارشناس محترم سلام علیکم اما درباره پاسخ هایی که استاد فرمودند چند مطلب عرض میکنم استاد گرامی در موضوعی که با نام حکم شرعی غسل جمعه در نزد فقها راه اندازی شد و بحث هایی مطرح شد و روایاتی با آدرس مطرح گردید که مناسب است دوستان خواننده این موضوع حتما به آن موضوع که در بخش فروع دین در قرآن سایت موجود است مراجعه کنند اما مطالبی که شما از قول فقها نقل کردید برای بنده سوال ایجاد شد 1-چرا جناب شیخ طوسی با این مقام علمی و ... در مسئله غسل جمعه ادعای اجماع مسلمین را مطرح میکند؟(«دليلنا: على ذلك: إجماع الفرقة) و حال آنکه آنچه از صراحت کلام شیخ کلینی و شیخ صدوق و پدر ایشان بدست می آید این است که از نظر این بزرگواران غسل جمعه واجب است و از طرفی در میان اهل سنت مالک قائل به وجوب است و ظاهر مذهب امام احمد نیز همین است و دلیلشان هم احادیثی از پیامبر در صحیح بخاری و کتب دیگر است (تیسیر القاری و شرح شیخ الاسلام)( به نقل از ترجمه فارسی صحیح بخاری جلد1 صفحه 415) مگر شیخ طوسی با آرا گذشتگان خود آشنا نبوده که چنین حرفی زده؟؟؟؟؟!!!! از طرفی با توجه به مطلب شما در تاپیک آخری که نگاشتید اگر شیخ طوسی خبر نداشته چرا این حرف را زده و اگر خبر داشته از کجا فهمیده که نظر آن بزرگواران استحباب بوده؟؟!! یا نظر آنها را تفسیر کرده که اینجا ربطی به آن بزرگان ندارد و مورد سوال باز هم خود شیخ است یا مطلب آنها را متوجه نشده و گمان کرده که آنها قائل به استحباب بودند یا هرچه که باشد! از سویی چطور خود شیخ در متن عربی نظرش(که شما در تاپیک اولی که نگاشتید) درباره غسل جمعه صراحتا از واژه استحباب استفاده میکند اما آن بزرگواران در نوشته هایشان دائما از لفظ وجوب؟؟؟؟؟؟!!! خوب آن دو شیخ جلیل هم به جای اینکه از لفظ وجوب استفاده کنند و حتی شیخ کلینی بابی را در فروع کافی با نام وجوب غسل جمعه قرار دهد آنها هم میگفتند که ای شیعیان نظر ما هم استحباب است! و حال آنکه که این مطلب را هرگز نفرمودند پس صراحتا و بدون هیچ گونه تفسیر به رای خاصی باید بپذیریم که نظر آن دو شیخ جلیل وجوب بوده و نه استحباب!! 2-شما فرمودید (( شیخ مفید نیز قائل به وجوب چنین غسلی نمی باشد.))میشود بفرمایید از کجا چنین مطلبی را میگویید؟؟!! این گفته شیخ مفید که خود شما آن را از کتاب مقنعه ایشان نگاشته اید((و من السنن اللازمة للجمعة الغسل بعد الفجر من يوم الجمعة)) معنای جمله کاملا واضح است غسل جمعه سنتی لازم است! سنت از این باب که صراحتا در کتاب الله نیامده و از سیره و روش پیامبر اکرم است و لازم هم که مشخص است لزوم یعنی چه؟؟ شما بفرمایید؟! آیا معنایی جز وجوب از این مطلب شیخ مفید بر می آید؟؟؟؟؟؟!!3- چگونه با وجود بیش از 20 روایت (که شیخ بهایی 11 تای آنها را صحیح میداند و بقیه هم که باید بررسی شود) که در آنها از لفظ وجوب و لزوم استفاده شده ما آنها را نپذیریم و به سراغ چند روایت که باید اولا بررسی سندی شوند و از طرفی باید مورد بررسی محتوایی و زمانی هم قرار گیرند میرویم و حکم به استحباب میدهیم؟؟؟!! از طرفی شما حتی یک روایت از معصوم ندارید که لفظ استحباب را درباره غسل جمعه به کار برده باشند! پس چگونه میگویید که معصومین نظرشان استحباب بوده؟؟؟!!! اگر این روایت فراوان صحیح است که هست یا باید بگوییم که ناقلان و راویان و محدثان در آنها دست برده اند و این همه لفظ وجوب و لزوم را تکرار میکنند یا اینکه معصومین سلام الله علیهم (معاذ الله) بلد نبودند که مانند یک انسان عادی و عامیانه صحبت کنند و به اصطلاح لقمه را پیچانده اند! و به جای اینکه بگویند مسلمین!شیعیان!غسل جمعه مستحب است! دائما در طول بیش از 100 سال!!!!!گفتند که واجب است! لازم است! و... واقعا عجیب نیست؟؟؟!!! خوب چه کاری است از اول بگویید استحباب و خیال مردم را راحت کنید!!چرا اینقدر میگویید واجب-لازم و... یعنی حجج الهی(معاذ الله) اینقدر بی سواد و بی توجه بوده اند؟؟؟؟؟!!!!! از سویی دیگر چرا شیخ طوسی به جای استدلال به روایاتی که برخی مدعی اند که از آنها استحباب در می آید به سراغ اجماع مسلمین و فقها میرود و دلیلی از آنها نقل نمیکند؟؟؟؟؟!!! یا این روایات را ندیده یا ضعیف میدانند یا قابل استناد نمیداند یا ...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!4- در روایتی که در آخرین نوشته تان نقل کردید از وسائل الشیعه حضرت کاظم سلام الله علیه فرمودند که خدا نماز فریضه را با نماز نافله تکمیل کرد و روزه ی واجب را با روزه ی نافله تکمیل کرد؛ و وضوی نافله را با غسل روز جمعه تکمیل کرد». خوب برادر عزیزم در دو مطلب قبلی یکی واجب است و یکی مستحب و در آخری که بحث وضو و غسل است وضوی نافله(مستحبی) آمده پس غسل جمعه باید واجب باشد این کاملا روشن و واضح است!! از طرفی آنچه شما از نسخه محاسن نقل کردید خود دلیل بر این مطلب است که این روایت چون دارای اختلاف در متن است نمیتواند دلیل محکمی بر رد روایاتی باشد که بدون اختلاف نقل شده اند!! و عجیب تر حرف صاحب وسائل است!!!(یعنی در این روایات قرینه روشنی است بر این که مراد از وجوب همان استحباب مؤکد است. چون اتمام وضوی مستحبی نه واجب است و نه ضروری. چه طور واجب باشد در حالی که نماز و روزه ی واجب هم اتمامشان با نماز و روزه ی مستحبی واجب نمی باشد؛‌زیرا که ما یقین داریم نماز و روزه ی نافله هیچ گاه واجب نبوده است.) جناب صاحب وسائل اولا این قرینه شما چیست؟ روایاتی که تفسیر به رایشان میکنید یا این روایتی که حضرت کاظم نقل کرده و در آن دقت نکردید؟؟؟؟!! ثانیا شما میگویید اتمام وضوی مستحبی نه واجب است و نه ضروری مگر اتمام نماز و روزه مستحبی واجب و ضروری است که خداوند نماز واجب و روزه واجب را با آنها تمام کرده؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!5-در انتها هم فرمودید که ((اما قرائن خارجی مانع عمل به ظاهر روایاتی است که دلالت بر وجوب دارند)) لطف بفرمایید به ما بگویید کدام قرائن خارجی؟؟ آیا احادیثی که جای بررسی سندی و لفظی دارد و یا ادعای اجماعی که عملا بی اساس است و صحت ندارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!! بله برادر عزیز این مطلب تا زمان شیخ طوسی مورد اجماع و اتفاق فقها و محدثین شیعه بود که غسل جمعه واجب است و نظرشان هم صحیح بود چون پشتوانه ای قوی از سنت داشت اما با ادعای بی اساس و اشتباه شیخ طوسی که مدعی شد غسل جمعه مستحب است و نه دلیلی از احادیث و سنت آورد و نه اجماعی که صحیح باشد عملا باعث شد تا اکثر علمای شیعه متاسفانه گمان کنند که این عمل مستحب است نه واجب و حال آنکه بنابر نص سنت قطعیه و نظر فقها و محدثین قبل از شیخ طوسی غسل جمعه عملی واجب است و نه مستحب با تشکر بنده منتظر پاسخ شما ونظرات سایر دوستان هستم


  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 17 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    نقل قول نوشته اصلی توسط الفرقان نمایش پست ها
    1-چرا جناب شیخ طوسی با این مقام علمی و ... در مسئله غسل جمعه ادعای اجماع مسلمین را مطرح میکند؟(«دليلنا: على ذلك: إجماع الفرقة) و حال آنکه آنچه از صراحت کلام شیخ کلینی و شیخ صدوق و پدر ایشان بدست می آید این است که از نظر این بزرگواران غسل جمعه واجب است و از طرفی در میان اهل سنت مالک قائل به وجوب است و ظاهر مذهب امام احمد نیز همین است و دلیلشان هم احادیثی از پیامبر در صحیح بخاری و کتب دیگر است (تیسیر القاری و شرح شیخ الاسلام)( به نقل از ترجمه فارسی صحیح بخاری جلد1 صفحه 415) مگر شیخ طوسی با آرا گذشتگان خود آشنا نبوده که چنین حرفی زده؟؟؟؟؟!!!!
    با سلام و عرض ادب

    به عرض عالی رسید که جمهور فقهای شیعه و سنی قائل به وجوب می باشند و در این میان فقهایی که گرایش صرف به اخبار داشته اند قائل به وجوب و یا برداشت وجوب از قول آنان شده است.ودلیل فقهای اهل سنت نیز با تشابه زیادی در استدلال همانند دلیل فقهای شیعه می باشد و آن جمع میان ادله به حمل ظهور وجوبی بر نص و یا اظهر استحبابی است.

    در مورد مرحوم شیخ صدوق و کلینی صراحتی دیده نمی شود؛ صراحت زمانی است که احتمال خلاف در میان نباشد در همین فقره تا برسیم به فقرات بعد شما صراحت کلام مرحوم شیخ صدوق در من لا یحضر و مرحوم کلینی در کافی را بیان بفرمائید.

    جواب مطالب شما در تایپیک های ارسالی درج شده است؛ از جمله سخن مرحوم شیخ و دلیل بر آنها، مراجعه بفرمائید.

    موفق باشید.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۳/۰۸/۲۲ در ساعت ۲۳:۱۳
    بررسی تفصیلی حکم غسل جمعه
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 6

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود