صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: راهنمایی جهت راضی کردن خانواده

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    2
    حضور
    1 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    0

    تعجب راهنمایی جهت راضی کردن خانواده




    باسلام به همه دوستان
    راستش من تازه عضو شدم خواهش میکنم اگه ممکنه بهم کمک کنین
    من یه دختر 22 ساله هستم مدتی هست با پسری 27 ساله تصمیم به ازدواج گرفتیم
    پدر ایشون مشکل روانی دارن و به مرکز نگهداری از معلولین منقل شدن
    از عید هر فکری به ذهنمون رسیده انجام دادیم اما حرف پدرم عوض نمیشه ومیگه بعد از گذشت چند وقت پسره هم مشکل پدرش رو پیدا میکنه همه افراد خانواده هم گرایش پیدا کردن به پدرم
    چندین دفعه عمومی ایشون گفتیم صحبت کنن تلفنی اما اجازه صحبت هم پدرم نمیده
    یک بار قصد جدا شدن داشتیم اما خیلی مشکل بود و نتونستیم طاقت بیاریم
    دست روی قرآن گذاشتیم و قسم خوردیم ازدواج کنیم با هم
    به نظرتون چیکار کنیم ؟
    واقعا به به هم نیاز داریم از نظر عاطفی

  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,525
    حضور
    175 روز 5 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58322



    با نام و یاد دوست





    راهنمایی جهت راضی کردن خانواده








    کارشناسان بحث: استاد حامی


  4. صلوات ها 2


  5. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 1 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    سلام بر شما و تشكر از حسن اعتمادتون
    اگر در غياب ما مادرمان كتاب ما را به ديگران امانت بدهد به ايشان مي گويد لااقل يك هماهنگي با من مي كرديد.
    والدين عمري براي ما زحمت كشيده اند نبايد كاري كنيم كه احساس كنند بيگانه اند و فردي كه با دخترشان نسبتي نداشته و بيگانه است و هنوز هم مشخص نيست ملاك ها و تناسب هاي لازم را براي ازدواج دارد، از امروز خودي تر از والدين است.
    بله، همه ما نسبت به اختلال رواني ايمن نيستيم ما نيز ممكن است گرفتار اختلال رواني (ذهني) شويم همان گونه كه گرفتار اختلال جسمي مي شويم
    اختلالات رواني غالبا بر اثر تركيبي از عوامل محيطي، اجتماعي و ژنتيكي پديد مي آيند واقعيت اين است كه در اختلالات جدي روان شناختي احتمال ژنتيكي بودن اختلال در ساير اعضاي خانواده وجود دارد
    و براساس اين احتمال شما بايد با دقت جلو برويد طوري كه اگر احيانا ازدواج كرديد و اين مشكل در شوهرتان هم پديد آمد تنها نباشيد
    براي آشنايي با كم كيف بيماري پدر ايشان مي توانيد با پزشك ايشان مشورت كنيد و بدانيد كه چند درصد احتمال دارد اين بيماري در اين آقا باشد يا آيا راهايي براي رويارويي با اين بيماري وجود دارد؟
    چه عواملي مي توانند سبب بروز و ظهور اين اختلال شود
    مهمان
    وقتي ما ميهماني را دعوت مي كنيم براي او شرايطي را فراهم مي كنيم تا در منزل ما راحت باشند اگر شما ايشان را با مجبور كردن والدين مهمان (داماد خانواده) كنيد به ايشان خوش نخواهد گذشت چرا كه خانواده هم با او همراهي نخواهند و شما بعد از ازدواج بي نياز او ارتباط و حمايت والدين نيستيد به خصوص اگر تنش هايي بين شما و ايشان هم به وجود آيد
    وقتي خانواده با سردي با او برخورد كنند طبيعي است كه ايشان تمايلي به ارتباط با خانواده شما نخواهند داشت و اين از جهات زيادي مي تواند سبب تلخي زندگي شما شود.بنابراين باخانواده گفتگوي منطقي كنيد و مجبورشان نكنيد
    اگر به هردليلي شرايط براي ازدواج شما فراهم نبود بايد تلاش كنيد كه ايشان را فراموش كنيد
    اين فرد چون مشكل بيماري پدر را دارند احتمالا افراد ديگر هم به راحتي ايشان را براي ازدواج نپذيرند و ممكن است اگر احساس كند كسي او را درك مي كند به او وابسته شود و اگر به او نرسد مشكلاتي برايش پيش آيد( دقت كنيد)
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  6. صلوات ها 4


  7. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    2,802
    حضور
    132 روز 8 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10765



    نقل قول نوشته اصلی توسط pone نمایش پست ها
    دست روی قرآن گذاشتیم و قسم خوردیم ازدواج کنیم با هم
    چرا این کارو کردید؟

  8. صلوات


  9. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    الکترونیک . کامپیوتر . طراحی صنعتی
    نوشته
    433
    حضور
    16 روز 16 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    7
    صلوات
    1262



    نقل قول نوشته اصلی توسط pone نمایش پست ها
    باسلام به همه دوستان
    راستش من تازه عضو شدم خواهش میکنم اگه ممکنه بهم کمک کنین
    من یه دختر 22 ساله هستم مدتی هست با پسری 27 ساله تصمیم به ازدواج گرفتیم
    پدر ایشون مشکل روانی دارن و به مرکز نگهداری از معلولین منقل شدن
    از عید هر فکری به ذهنمون رسیده انجام دادیم اما حرف پدرم عوض نمیشه ومیگه بعد از گذشت چند وقت پسره هم مشکل پدرش رو پیدا میکنه همه افراد خانواده هم گرایش پیدا کردن به پدرم
    چندین دفعه عمومی ایشون گفتیم صحبت کنن تلفنی اما اجازه صحبت هم پدرم نمیده
    یک بار قصد جدا شدن داشتیم اما خیلی مشکل بود و نتونستیم طاقت بیاریم
    دست روی قرآن گذاشتیم و قسم خوردیم ازدواج کنیم با هم
    به نظرتون چیکار کنیم ؟
    واقعا به به هم نیاز داریم از نظر عاطفی
    خانوم پونه نوع مریضی ایشون خیلی خیلی مهم هست ... و اینکه با این آقا پسر چه مدت هست که آشنا شدین ...
    اگر امکانش هست بنویسین که چه مدت هست که با ایشون آشنا شدین ... و اینکه نوع مریضی پدرشون چی هست ...


    در مورده مساله شما ...
    من اگر جایه شما بودم ... و واقعا یک عشق آتشین داشتم نسبت به اون آقا پسر ... ( اینکه نتونم فراموشش کنم و بخوام تا آخر عمر بهش فکر کنم و حسرت بخورم ) تمام سعیم رو میکردم تا خانواده ام رو راضی کنم ... و بعد میرفتم و باهاش ازدواج میکردم ...تقریبا تمام کسانی که عاشق میشن و به عشقشون نمیرسن فکر میکنن عشقشون چه تحفه ای بوده ... و تا آخر عمر بهش فکر میکنند ... و خوده این مساله واقعا میتونه روانیت کنه .... و تا آخر عمرت از زندگی زناشوئیت لذت نبری .

    اما ...
    اما این ازدواج شرایط معمولی نداره ... اگر من چنین ازدواجی رو میکردم ... حداقل 7 سال بچه دار نمیشدم ... تا خصوصیات اخلاقیش کاملا دستم میومد ... در این مدت زمان ایشون رو کاملا بررسی میکردم تا اگر واقعا رگه هایی از اون مریضی رو دارند و اون مریضی در حال شدت گرفتن بود ... ازشون جدا میشدم و باهاشون در این مورد به توافق میرسیدم . و صد البته باشگاه میرفتم .مواظب خودم بودم نمیزاشتم بدنم از فرم بیوفته و ...

    الان طبق آمار از هر 3 یا 4 ازدواج یکیش به طلاق میانجامه ... یعنی اگر شما با آقای x هم ازدواج کنین که شرایط مطلوبی دارند 25 درصد احتمال جدائیتون هست ...

    شما اگر با ایشون ازدواج کنین :
    اولا به عشقتون رسیدین که به نظره من مهمترین فاکتور یک زندگی هست /
    طبق آمار ممکن هست تا 7 سال دیگه اصلا از ایشون خوشتون نیاد و با 25% احتمال از ایشون جدا بشین .
    تا آخر عمر به معشوقتون فکر نمیکنین و با خودتون راه نمیرین و غصه نرسیدن به اون رو نمیخورین و به قولی روانی نمیشین .
    و اگر مشگلاتش بروز کرد ... کمی صبر میکنین و در صورتی که نتونستین اون مریضی رو تحمل کنین ازش جدا میشین .


    و اگر شما اگر با ایشون ازدواج نکنین چندین جا باخت دارین ... و چندین جا برد
    1- به عشقتون نمیرسین .
    2- ممکن هست از زندگی زناشوئیتون هیچ وقت لذت نبرین .
    3- ممکن هست با مردی آشنا بشین که 75% انسان خوبی هست و ازش جدا نمیشین .

    اما ...
    برخی از مریضی های روانی هستند که باید ازش فرار کنین ... مثله اسکیزوفرنی ... این بیماری در هر خانواده ای که بروز کرده ... خانواده و طایفه ای رو درگیره خودش کرده ... به قولی برخی از این مریضی ها دیگه بمب اتم هستند اگر در درون طایفه ای منفجر بشن تشعشعاتش تا نسل ها در درون اون طایفه امتداد پیدا میکنه و حتی میتونه رویه فرزندان ... نوه ها و ... نیز تاثیر بگذاره .

  10. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    برنامه نویسی ، ایده پردازی ، خلاقیت و نوآوری
    نوشته
    2,398
    حضور
    379 روز 9 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    129
    صلوات
    13873



    من کاملا با استاد حامی موافقم..
    .
    هرجوری شده سعی کنید با رضایت والدین ازدواج کنید..
    .
    والدین فقط دنبال این هستند که بچشون راضی باشه ، شاد باشه..
    حتی گاهی اوقات با اینکه تمام وجودشون نیت خیر هست ، با اشتباهاتشون زندگی بچشون رو به نابودی می کشونند..
    .
    مثلا یکی از بستگان ما پسرش معتاد شده و شیشه میکشه ، مادرش هم همش یواشکی بهش پول میده بره مواد بخره ، همش هم میگه بچم درد میکشه طاقت ندارم..
    .
    کاری نکنید خدای نکرده والدینتون مجبور بشن تن به این ازدواج بدن و بخاطر دل شما ادای انسان های شاد رو در بیارن و خودشونو راضی نشون بدن..گناه دارن..
    .
    بخدا هیچکس واسه آدم پدر و مادر نمیشه ، من اگه تا آخر عمرم غلام حلقه به گوش پدر و مادرم هم بشم بازم هیچ کاری واسشون نکردم ، همیشه هم اینو بهشون میگم..
    .
    خیلی مواظب پدر و مادرت باش..

    تولدی دوباره



  11. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    نوشته
    245
    حضور
    4 روز 12 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    17
    صلوات
    1006



    نقل قول نوشته اصلی توسط pone نمایش پست ها
    واقعا به به هم نیاز داریم از نظر عاطفی
    یه طرفه یا دو طرفه
    واقعا


    نقل قول نوشته اصلی توسط حامی نمایش پست ها
    اگر به هردليلي شرايط براي ازدواج شما فراهم نبود بايد تلاش كنيد كه ايشان را فراموش كنيد

    نقل قول نوشته اصلی توسط حامی نمایش پست ها
    والدين عمري براي ما زحمت كشيده اند نبايد كاري كنيم كه احساس كنند بيگانه اند
    پدر و مادر تاج سرن خدا نکند که ناراحتشان کنید

    به نظر این حقیر همانطور که استاد به خوبی توضیح دادن باید شما به درستی فکر کنید
    مسائل مطرح شده را درنظر بگیرید
    این مهم را ساده نگیرید که وارد زندگی شیم تموم میشه

    اللهم اغننی به حلالک عن حرامک و طاعتک عن معصیتک



  12. صلوات


  13. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    عشقم شهداست و هرچی ک بهشون نزدیکم کنه...
    نوشته
    407
    حضور
    8 روز 21 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1459



    سلام.دوستان درست میگن یه روانشناس مشکل رو حل میکنه ببینین مریضی پدرشون ممکنه ایشون هم داشته باشن یا نه و بعدش هم شما باید ب معیاراتون برگردین اینکه از لحاظ عاطفی بهم نیاز دارین ک نشد معیار شاید پدرتون چیزی در ایشون دیده اند و مریضی پدرشونو بهونه کردن ک مخالفت میکنن گرچه آدم وقتی عاشق میشه دیگه خیرخواهی هیچ کس واسش اهمیت نداره و فقط ب عشقش فکر میکنه متاسفانه ... ان شاالله تصمیم درستی بگیرین ... موفق باشین
    حالا تمام دغدغه ام این شده حسین
    این اربعین کرب و بلا میبری مرا

  14. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    خدا....و خودم که بنده ی خدام
    نوشته
    3
    حضور
    2 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    18



    خانواده خیلی مهم مواظب خودت باش ............. هیچ وقت تنها تصمیم نگیر من ازدواج کردم و میدونم بعد ازدواج به پدر و مادر بیشتر احتیاج خواهی داشت

  15. صلوات


  16. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۰
    علاقه
    فلسفه - کلام - روانشناسی
    نوشته
    76
    حضور
    1 روز 9 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    165



    نقل قول نوشته اصلی توسط pone نمایش پست ها
    باسلام به همه دوستان
    راستش من تازه عضو شدم خواهش میکنم اگه ممکنه بهم کمک کنین
    من یه دختر 22 ساله هستم مدتی هست با پسری 27 ساله تصمیم به ازدواج گرفتیم
    پدر ایشون مشکل روانی دارن و به مرکز نگهداری از معلولین منقل شدن
    از عید هر فکری به ذهنمون رسیده انجام دادیم اما حرف پدرم عوض نمیشه ومیگه بعد از گذشت چند وقت پسره هم مشکل پدرش رو پیدا میکنه همه افراد خانواده هم گرایش پیدا کردن به پدرم
    چندین دفعه عمومی ایشون گفتیم صحبت کنن تلفنی اما اجازه صحبت هم پدرم نمیده
    یک بار قصد جدا شدن داشتیم اما خیلی مشکل بود و نتونستیم طاقت بیاریم
    دست روی قرآن گذاشتیم و قسم خوردیم ازدواج کنیم با هم
    به نظرتون چیکار کنیم ؟
    واقعا به به هم نیاز داریم از نظر عاطفی
    سلام
    اینکه قسم خوردید با هم ازدواج کنید از اساس قسم باطلی است چون ازدواج شما مشروط به اجازه پدر شماست و اگر ایشان راضی به این ازدواج نباشند عملا عمل کردن به قسم منتفی است.
    اما در مورد این ازدواج باید عرض کنم قبل از اینکه شما به فکر راضی کردن پدرت باشی باید در انتخابت بیشتر دقت کنی. عشق و علاقه و نیاز عاطفی به تنهایی برای ازدواج کافی نیست و باید دو طرف از لحاظ های مختلف با هم تناسب داشته باشند زیرا اگر عشق فعلی شما پشتوانه عقلی نداشته باشد بعد از ازدواج دوام نخواهد آورد و کم کم از بین میرود. آن وقت با مشکلات زیادی روبرو خواهید شد. بنابراین همین حالا عشق و علاقه را کنار بگذارید و سپس ایشان را مورد بررسی قرار دهید. اگر عقل شما گفت این فرد مورد مناسبی نیست، به حرفش گوش دهید و فراموشش کنید زیرا سختی اینکه الان ایشان را فراموش کنی به مراتب کمتر از زمانی است که زندگی شما با مشکلات زیادی مواجه شود و بخواهید به عقب برگردید.
    اما اگر به این نتیجه رسیدید که طرف با شما تناسب های لازم را دارد، در این صورت باز هم نباید امید صد در صد به این ازدواج داشته باشید و به طرف هم باید این را بگویید چون رضایت خانواده، شرط ضروری برای این ازدواج است. با این حال باید تلاشتان را برای راضی کردن آنها انجام دهید.
    برای این کار قدم اول این است که ایشان از طریق خانواده رسما از شما خواستگاری کند یعنی مادر یا برادر بزرگتر ایشان یا فرد دیگر با پدر یا مادر شما تماس بگیرند و اجازه خواستگاری بخواهند. اگر اجازه دادند که رسما می آیند و صحبت میکنید اما اگر اجازه ندادند این مسئله باید تکرار شود و آنها زود عقب نشینی نکنند. اصرار آنها بر این ازدواج اولا به راضی شدن خانواده شما کمک میکند ثانیا نگاه پدر شما به طرف هم تغییر خواهد کرد و او با بی پشتوانه و حمایت نخواهند دید.
    اگر باز هم پدر شما مخالف بود در کنار اصرار ایشان، شما هم باید به طور منطقی با پدرت صحبت کنی و به او بگویی مسئله ای که شما نگران آن هستید قابل تحقیق و بررسی است. برای این کار ما میتوانیم از پزشک پدر ایشان یا فرد دیگری مشورت بگیریم. اگر پزشک چنین ازدواجی را نهی کرد من هم قبول میکنم و اصراری نخواهم داشت.
    ممکن است علت مخالفت ایشان مسئله دیگری مثل رابطه شما با فرد مورد نظر و انتخاب بدون مشورت خانواده باشد. در این صورت باید علت اصلی را پیدا کنید و سپس در صدد قانع کردن آنها باشید. برفرض اگر علت همین موردی بود که ذکر کردم میتوانید با پدرتان صحبت کنید و بگویید: میدانم کار من اشتباه بود و نباید قبل از اینکه به شما بگویم اقدامی انجام میدادم. الان هم به خاطر علاقه ای که به طرف پیدا کردم نیاز به کمک شما دارم و میخواهم مرا درک کنید. اصرار من هم صرفا برای ختم شدن به ازدواج نیست بلکه برای روشن شدن تکلیف و جبران اشتباهم است. اگر رد کردن شما با دلیل منطقی باشد من حتما قبول میکنم و در این صورت میتوانم او را به راحتی فراموش کنم ولی اگر شما صرفا به خاطر اشتباه من جواب رد بدهید برای من خیلی سخت تمام میشود و ممکن است نتوانم فراموشش کنم. آن وقت در ازدواج بعدی هم با شکست مواجه خواهم شد. بهم کمک کنید تا بهترین انتخاب را داشته باشم.
    اگر منطقی راضی نشد میتوانی از فرد سومی که روی پدر شما نفوذ دارد استفاده کنی.
    اگر این هم جواب نداد میتوانی از احساسات و عواطف آنها استفاده کنی مثلا خودت را به افسردگی و ناراحتی بزنی و مدتی به ظاهر چیزی نخوری. با این کار ممکن است دلشان بسوزد و موافقت کنند.
    اگر با این روش ها باز هم راضی نشدن، بهتر است ادامه ندهید و نظر آنها را قبول کنید. چون وقتی آنها راضی نباشند، اولا ادامه دادن به این رابطه فایده ای ندارد و فقط ضربه های بیشتری به شما و طرف وارد میکند ثانیا بر فرض این ازدواج بدون رضایت آنها سر بگیرد باز هم آینده خوبی در انتظار شما نخواهد بود چون شما در آینده به همراهی و همفکری و رابطه خانوادگی نیاز دارید در حالی که اگر رضایتی در کار نباشد حتما به مشکل میخورید مخصوصا اگر خدایی نکرده در انتخاب خود اشتباه کنید و پشیمان شوید!
    پیروز و سربلند

  17. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی استفاده از قلمویی که از موی حیوانات درست شده صحیح است یا خیر ؟
    توسط ترنم بارانی در انجمن ساير موارد
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۸/۰۸, ۰۷:۰۶
  2. پاسخ: 17
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۹, ۰۹:۴۴
  3. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۰۸, ۲۱:۴۲
  4. مقایسه ؛ بلایی خانمان سوز یا سکویی برای پرش؟؟؟؟؟
    توسط راهی در انجمن مهارت های زندگی
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۱۹, ۲۲:۰۲

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود