جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: گفتگوی پیامبر اسلام با الاغش "عفیر" و خودکشی این الاغ پس از رحلت پیامبر

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    نوشته
    318
    حضور
    6 روز 14 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    637

    اشاره گفتگوی پیامبر اسلام با الاغش "عفیر" و خودکشی این الاغ پس از رحلت پیامبر




    با سلام

    یک مطلب عجیب در یکی از سایت ها دیدم که نوشته بود پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم با الاغی بنام عفیر گفتگو کرد و این الاغ پس از رحلت پیامبر (ص) خودکشی نمود !! و یکسری مطالب عجیب دیگر هم در متن بود که من بخاطر احترام به ساحت قدسی رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از آوردن اونها خودداری میکنم ...

    آدرس این مطلب رو هم کتاب شریف کافی شیخ کلینی داده بود !


    میخواستم توضیحاتی بر روی این مطلب ارائه نمایید که جریان از چه قرار است .


    سپاس و تشکر از شما
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۳/۰۹/۲۸ در ساعت ۰۰:۱۰

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58304



    با نام و یاد دوست





    گفتگوی پیامبر اسلام با الاغش "عفیر" و خودکشی این الاغ پس از رحلت پیامبر








    کارشناس بحث: استاد سید محسن


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    علم
    نوشته
    1,263
    حضور
    24 روز 18 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2646

    جمع‌بندی




    پرسش:
    آیاپیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) با الاغی بنام عفیر گفتگو کرد و این الاغ پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله) خودکشی نمود.؟!!

    پاسخ:
    این مطلب که پیامبر الاغی داشت و پس از رحلت آن حضرت خودش را درون چاه انداخت هم در منابع شیعه و هم در منابع سنی آمده است و منحصر به منابع شیعی نیست.(1)

    در این روایت از قول امیر المومنین علی (علیه السلام) آمده است:
    اولین چهار پایی که فوت کرد عفیر الاغ پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود، لحظه ای که پیامبر از دنیا رحلت نمود، آن الاغ افسارش را پاره کرد و دوید تا به لب چاه بنی خطمه در منطقه قباء رسید و خودش را درآن چاه پرت کرد چاه به قبرش تبدیل شد.

    امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود :آن الاغ با پیامبر حرف می زد و می گفت: همراه با پدر و مادرم به فدایت گردم، پدرم از پدرش او هم از پدر بزرگش و او هم از پدر خود برایم نقل کرد که همراه با پیامبر خدا نوح (علیه السلام) درکشتی بوده که حضرت نوح (علیه السلام) برخاسته و دستش را بر پشت وی کشیده و فرموده :از نسل این الاغ الاغی به دنیا می آید که سرور و خاتم پیامبران بر وی سوار می شود عفیر می گفت :سپاس خدایی را که مرا چنین الاغی قرار داد .(2)

    اما نکاتی را باید بیان کنم.
    اولا این حدیث مرسل است و ثانیا در مورد رجال این حدیث سهل بن زیاد، کتب رجالی تعابیر خوبی از وی ندارند.
    رجال نجاشی او را ضعیف و غیر معتمد در حدیث میداند وی به غلو و کذب متهم بوده است و به این خاطر او را از قم بیرون کردند که به ری رفت و در این شهر سکنی گزید.(3)
    و اما در مورد یکی دیگر از رجال این حدیث محمد بن ولید صیرفی، برخی از منابع رجالی شیعه او را ضعیف شمردند.(4)

    بنا بر این به نظر میرسد حدیث از نظر سند ضعیف باشد.
    البته نکته قابل تامل این است که به چاه انداختن الاغ خودش را، تصوری دور از ذهن نیست خصوصا که در منابع اهل سنت مانند صالحی شامی در سبل الهدی به این مطلب اشاره کرده است.
    ولی با چشم پوشى از سند روايت، هيچ مانعى ندارد الاغی بر سبيل اعجاز سخن بگويد، چنان‏ كه هدهد با سليمان سخن گفت.

    اين سخنِ دراز گوش: «پدر و مادرم فداى تو باد» سخنى است در بردارنده احترام و بزرگداشت، خواه از انسان سر زند يا بر سبيل اعجاز از زبان حيوانى آيد. امّا چرا اين الاغ سخن خود را از نياى چهارمش روايت مى‏ كند با آن كه ميان نوح و پيامبر ما (صلى الله عليه و آله) هزاران سال فاصله است.؟

    پاسخ آن است كه اگر بر سبيل اعجاز باشد محلّ اشكال نخواهد بود، زيرا همان گونه كه عمر بسيارى از آدميان طولانى مى‏ گردد مانعى ندارد كه عمر برخى از حيوانات نيز به درازا كشد. از اين گذشته نظاير اين حديث در كتب اهل‏ سنّت نيز وجود دارد.

    ابن كثير در بيان معجزات پيامبر (صلى الله عليه و آله) با سند خود از ابن منظور آورده كه مى‏ گويد: "هنگامى كه خداوند در خيبر براى پيامبر (صلى الله عليه و آله) گشايش پديد آورد از سهم پيغمبر بدو چهار جفت استر و چهار جفت شتر و ده اوقيه زر و سيم و يك خر سياه و يك زنبيل رسيد. پيامبر (صلى الله عليه و آله) با خر سخن گفت‏ و به او فرمود: نامت چيست؟
    گفت: يزيد بن شهاب، خداوند از نسل من شصت حمار آورده كه بر هيچ يك جز پيامبر سوار نشده است و از اين نسل تنها من مانده‏ ام و از پيامبران تنها تو مانده‏ اى، من از تو انتظار داشتم بر من سوار شوى ... ."(5) به هرحال حدیث سندش ضعیف است و برخی راویان حدیث ضعیف بودند.

    ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــ
    (1) اصول کافی، ج1، ص237 و سبل الهدی از صالحی شامی از منابع اهل سنت، ج 7، ص406 و ج 11، ص421.
    (2) اصول کافی همان.
    (3) رجال نجاشی ج 1 ص 185.
    (4) رجال ابن داود، ص 513 و رجال علامه حلی، ص 258.
    (5) البداية و النهايه، ج 6، ص 158.

    ویرایش توسط همکار تدوین : ۱۳۹۴/۱۲/۰۲ در ساعت ۲۲:۵۱ دلیل: همکار ویراستار تدوین

  7. صلوات ها 4


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۴/۰۸/۲۳, ۱۹:۰۴ : 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود