صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: وعده به پاداش و تعلق به دنيا

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,144
    حضور
    59 روز 9 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2752

    اشاره وعده به پاداش و تعلق به دنيا




    سلام
    در كتاب معاد از ديدگاه امام خميني و كتاب آقاي اصغر زاده تاكيد شده كه اگر كسي حتي گناه هم نداشته باشد..به خاطر علاقه طبيعي به دار طبيعت.. هنگام مرگ و برزخ در سختي و عذاب خواهد بود..
    سوال اينه كه مگر همين علايق دنيوي مبنا و مصداق پاداش اخروي نيست؟ پس چرا بايد مايه عذاب باشه؟
    مگر در قرآن نيامده كه افراد بهشتي به خانواده خود باشرايطي ميرسند؟ حال چرا اين علاقه بايد باعث عذاب شود؟
    يا اگر خداوند فرموده كه به شما در بهشت زنان زيبا ميدهيم خُب اين هم يك علاقه دنيوي است كه در جاي ديگر وعده داده شده..

    چرا اين علايق بايد باعث فشار و سختي در برزخ باشد؟
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۳/۱۰/۰۱ در ساعت ۱۳:۱۰

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,521
    حضور
    175 روز 1 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58315



    با نام و یاد دوست





    وعده به پاداش و تعلق به دنيا








    کارشناس بحث: استاد شعیب


  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملّاعلي نمایش پست ها
    سلام
    در كتاب معاد از ديدگاه امام خميني و كتاب آقاي اصغر زاده تاكيد شده كه اگر كسي حتي گناه هم نداشته باشد..به خاطر علاقه طبيعي به دار طبيعت.. هنگام مرگ و برزخ در سختي و عذاب خواهد بود..
    سوال اينه كه مگر همين علايق دنيوي مبنا و مصداق پاداش اخروي نيست؟ پس چرا بايد مايه عذاب باشه؟
    مگر در قرآن نيامده كه افراد بهشتي به خانواده خود باشرايطي ميرسند؟ حال چرا اين علاقه بايد باعث عذاب شود؟
    يا اگر خداوند فرموده كه به شما در بهشت زنان زيبا ميدهيم خُب اين هم يك علاقه دنيوي است كه در جاي ديگر وعده داده شده..

    چرا اين علايق بايد باعث فشار و سختي در برزخ باشد؟
    با سلام خدمت شما دوست عزیز

    وابستگی به طبیعت مادی در طول زندگی کم و بیش برای انسان به وجود می آید چرا که انسان هر روز با این دار ماده سر و کار دارد و ناگزیر باید در زندگی این دنیای خویش به جسم مادی خود رسیدگی کند غذا بخورد بیاشامد تا بتواند زندگی کند علقه هایی که برای انسان به صورت طبیعی ایجاد می شود باعث می شود که انسان کم و بیش روحش با این عالم ماده مانوس شده با آن خو بگیرد .
    کسانی که به مسایل روحانی کمتر توجه می کنند اگر چه گناهی هم انجام ندهند اما این نحو از تعلقات آنها را با دنیا یک پیوند نسبتا عمیقی( بسته به درجه آندارد) می دهد که مقع جدا شدن روح از جسمشان به خاطر این تعلقات رنج هایی به آنها وارد می شود.
    اما در مقابل کسانی که در این دنیا زندگی می کنند و همین فعالیت های مادی را نیز انجام می دهند اما روحشان آنقدر قوی هست که به این ظواهر دلنبسته اند و دایم آماده برای جدا شدن از این دنیای مادی هستند موقع جان دادن به راحتی این تعلقات را رها می کنند و سفر ابدی خویش را آغاز می کنند .
    پس هر آنچه که به مومن از سختی های مرگ می رسد به خاطر آن تعلقات او به دنیاست تعلقاتی که نه از برای رسیدن به آخرت بلکه برای رسیدن به راحتی دنیاست.

    نکته کلیدی بحث اینجاست که همه انسانها اعم از مومن و غیر مومن در این دنیا با مادیات سرو کار دارند و لاجرم باید با آنها طی زندگی کنند ازدواج کنند غذاهای لذیذ بخورند مال بیاندوزند لباس زیبا بپوشند و... این ها در همه مشترک است و حتی خدا زینت های حلال را برای مسلمانان و مومنین تاکید می فرماید:
    قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللّهِ الَّتِیَ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالْطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِی لِلَّذِینَ آمَنُواْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا خَالِصَةً یَوْمَ الْقِیَامَةِ کَذَلِکَ نُفَصِّلُ الآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ
    چه کسی زینت خدا را که برای بندگانش پدید آورنده و [نیز] عطاهای دلپذیر او را حرام کرده است؟ بگو: آنها در زندگی دنیا برای کسانی است که ایمان آورده اند در حالی که روز قیامت مختصّ [آنان] خواهد بود. اینگونه آیات را برای مردمی که آگاهی دارند تفصیل می دهیم.(اعراف 32)

    اما مهم این است که به این ها دلبستگی و وابستکی پیدا نکند به گونه ای که به هنگام جان دادن برای جدا شدن از این مادیات غصه دار و مهموم شود. و هر چقدر این وابستگی و دلبستگی بیشتر سکرات موت و برزخ بیشتر .
    مرگ جدا شدن روح انسان از مادیات است حال اگر روح انسان استعداد این جدایی را داشته باشد راحت و الا سخت می شود .
    و مرگ برای مومنینی که خود را آماده و مهیا برای این سفر کرده اند بسیار راحت و دل انگیز خواهد بود و هیچ سکراتی ندارد:
    احادیث(میزان الحکمه ج 26)
    -مرگ بـراى مـؤمـن مـانـنـد خـوشـتـريـن بويى است كه استشمام مى كند و از بوى خوش آن خوابش مى برد و رنج و درد بكلى از اوبرطرف مى شود.

    ـ پـيـامـبـر خـدا(ص ) : عـلاقـه مـندترين شيعيانمان به ما, جان كندنش مانند نوشيدن آب خنك روحـبـخشى است كه يكى از شمادر روز تابستان بنوشد و بقيه آن ها در بسترخود با خوشايندترين حالت مى ميرند,حالتى كه هر يك از شما آرزوى چنان مردنى را مى كند.

    ـ در حـديـث مـعـراج آمـده اسـت : هـرگاه بنده درحال مرگ قرار گيرد, فرشتگانى بالاى سر او مـى ايـسـتـنـد و دسـت هـر فرشته اى جامى از آب كوثر است و جامى از شراب بهشتى و به روح او مـى نـوشـانند تا سستى وتلخى مرگ از او برود و نويد بزرگ را به اومى دهند و مى گويند : خوش باش وجايگايت نكوباد.
    حكيم حبيب قريب , مى روى .

    رسول خـدا(ص ) : نـخـستين چيزى كه مؤمن به آن نويد داده مى شود, آسايش و راحت و بهشت پرنعمت است .
    مـؤمـن داده مـى شود اين است كه او را مى گويند :مژده بادا تو را اى دوست خدا به خشنودى او وبهشت ! بسيار خوش آمدى .

    ـ پيامبر خدا(ص ) : مرگ براى مؤمن ,همانند يك دسته گل خوشبوست .

    و این سختی های مرگ یک لطفی از جانب خدا برای بندگان مومن است تا آنها را از این تعلقات پاک کند:
    امام جواد(ع ) ـ در پاسخ به سؤال از علت ناخوش داشتن مرگ ـ : زيرا مردم مرگ رانمى شناسند و از اين رو آن را ناخوش مى دارند, در صورتى كه اگر مرگ را مى شناختندو از اولياى خداى عزوجل بودند, بى گمان آن را دوست مى داشتند و مى فهميدند كه آخرت براى آن ها بهتر از دنياست .
    سپس فرمود : اى ابو عبداللّه , به چه دليل كودك و ديوانه از خوردن دارو كه بدنشان راسالم مى كند و دردشان را برطرف مى سازدخوددارى مى ورزند؟
    عرض كرد : چون سودمندى دارو را نمى دانند.
    فرمود : سوگند به آن كه محمد را به حق پيامبر كرد, هر كس خودش را براى مرگ چنان كه بايد و شـايـد آماده گرداند,سودمندى مرگ براى او بيشتر از سودمندى اين دارو براى اين شخص تحت درمان است .
    چه نعمتى مى انجامد, بى گمان بيشتر ازخردمند دورانديشى كه براى برطرف كردن بيمارى ها و كسب سلامتى ها در پى داروست ,مرگ را مى طلبيدند و دوستش مى داشتند.

    امام عسكرى (ع ) : على بن محمد(ع ) نزديكى از اصحاب خود كه بيمار بود, رفت .
    مى گريست و از مردن بيتابى مى كرد.
    حضرت به او فرمود : اى بنده خدا, تو ازمرگ مى ترسى چون آن را نمى شناسى .
    بدن تو چندان كثيف و چركين شود كه ازشدت چرك و كثافت متاذى شوى و بدنت پر از زخم شود و گـال بـگـيـرى و بدانى كه اگردر حمامى خودت را بشويى همه آن ها ازبين مى رود آيا دوست نـدارى بـه آن حـمـام روى و چـرك و كـثافت ها را از خودت بشويى يا دوست دارى حمام نروى و به همان حال باقى بمانى ؟
    عرض كرد : چرا,يابن رسول اللّه (دوست دارم حمام بروم ).
    فرمود : اين مرگ همان حمام است وآخرين گناهان و بدى هاى وجود تو را پاك و تميز مى كند.
    مـرگ ) شـدى و از آن گذشتى از هر گونه غم واندوه و رنجى رهايى يابى و به هر گونه خوشى و شادمانى برسى .

    در سوره توبه آیه 24 طاز عذاب خدا بر کسانی که به مال دنیا دلبسته اند را بیان می کند که این عذاب برای آن است که آنها مال و خانواده خود را بیشتر از خدا دوست دارند:
    «بگو (ای پیامبر!): اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طایفه شما، و اموالی که به دست‌ آورده‌اید، و تجارتی که از کساد شدنش می‌ترسید، و خانه‌هایی که به آن علاقه دارید، در نظرتان از خداوند و پیامبرش و جهاد در راهش محبوبتر است، در انتظار این باشید که خداوند عذابش را بر شما نازل کند! و خداوند جمعیت نافرمانبردار را هدایت نمی‌کند.»التوبه - 24

    نتیجه:

    پس مهم در عذاب های موقع مرگ آن تعلقات است که فرد نمی تواند از آن دل بکند و الا خدا این خوشی ها و نعمت های دنیای مادی را برای بندگان خود خلق کرده و حتی آنها را موجب ارتقای درجه معنویشان قرار داده است و برای آن ثواب هایی قرار داده ( که در ثواب ازدواج و... می توانید آنها را ببیندی) و حتی این نعمت های دنیا را برای برای سرای باقی نمونه از نعمت ها قرار داده است که مثلا اگر احترام به مادر کند به او در بهشت حوریانی هدیه می دهد و...
    پس اصل استفاده از نعمت های مادی الهی مذموم و باعث عذاب نیست بلکه دلبستگی به آنها و کفران آنها و ارجحیت حب به آنها بر حب خدا و اولیای او مذموم و باعث عذاب است

    ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۳/۰۷/۱۹ در ساعت ۰۹:۱۶

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,144
    حضور
    59 روز 9 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2752



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها
    پس مهم در عذاب های موقع مرگ آن تعلقات است که فرد نمی تواند از آن دل بکند و الا خدا این خوشی ها و نعمت های دنیای مادی را برای بندگان خود خلق کرده و حتی آنها را موجب ارتقای درجه معنویشان قرار داده است و برای آن ثواب هایی قرار داده ( که در ثواب ازدواج و... می توانید آنها را ببیندی) و حتی این نعمت های دنیا را برای برای سرای باقی نمونه از نعمت ها قرار داده است که مثلا اگر احترام به مادر کند به او در بهشت حوریانی هدیه می دهد و...

    سلام
    ممنون
    سوال من همينه ..اگه نعمت هايي از همين دست براي مومن بي گناه بعد از مرگ فراهمه.. چرا بايد بابت از دست دادنشان در دنيا معذب باشد؟
    بله اگه بگيم كه انسان با مرگ كلا از اين نوع لذات و نعمت ها جدا ميشود.. يه توجيهي داره ولي وقتي اين نوع لذات بهترش در برزخ وجود داره..چرا مومن بي گناه بايد در عذاب باشه؟؟

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملّاعلي نمایش پست ها
    سوال من همينه ..اگه نعمت هايي از همين دست براي مومن بي گناه بعد از مرگ فراهمه.. چرا بايد بابت از دست دادنشان در دنيا معذب باشد؟
    با سلام
    علت اصلی این عذاب که تحمیل بیرونی نیست بلکه یک حالت درونی است همان تعلقات است فرد به این دنیایی که آمده در آن عمل کند برای آخرت دلبستگی پیدا می کند و وقتی می خواهند او را از این جا جدا کنند به علت دلبستگی که دارد اذیت می شود و حتی در برخی از روایات داریم که عده ای از انسان ها تا سالیان سال بعذ از مرگشان هنوز به دالان برزخ نیز وارد نمی شوند و حتی درک درستی از مردن نداند.
    علت اصلی این تعلقات هم عدم علم به ماهیت دنیا و آخرت است آنها نفهمیدند که دنیا محل گذر است و آخرت محل ماندگاری
    به عنوان مثال شخصی می خواهد با خانواده برود مشهد و در آنجا امکانات مادی و معنوی برایشان فراهم است از راه شمال می رود در بین راه خسته می شوند و به استراحتگاهیی کنار دریا می روند بچه ها که حسابی بهشان خوش گذشته اصرار دارند که بمانند و پدر که مقصد اصلی را در نظر دارد می خواهد برود بعد از چند روز وقتی بجه ها را از آن مکان می خواهد ببرد به سمت مشهدی که مقصد اصلی آنهاست این بچه ها ناراحت می شوند دلگیر می شوند و یا شاید غصه دار و گریان شوند .
    علتش چیست؟ دلبستگی بچه ها به این محل. محلی که لاجرم باید از آنجا بروند عدم علم آنها به ناپایداری آنجا . و شاید غفلت آنها از گذرگاه بودن آن مکان..


    نقل قول نوشته اصلی توسط ملّاعلي نمایش پست ها
    بله اگه بگيم كه انسان با مرگ كلا از اين نوع لذات و نعمت ها جدا ميشود.. يه توجيهي داره ولي وقتي اين نوع لذات بهترش در برزخ وجود داره..چرا مومن بي گناه بايد در عذاب باشه؟؟
    علت همان است که گفتیم تعلق و دلبستگی.
    این رنج برای همه نیست اولیای الهی و مومنین واقعی که به دنیا هیچ دلبستگی ندارند اصلا غمی از این رفتن به آنها دست نمی دهد آنها در هر روز به یاد مرگ و رفتن بودند برای همین هاست که رسول خدا می فرماید مرگ مثل بو کردن گلی خوشبوست برای آنها.
    خدا لذت های بی درد سر و نا محدود را برای آنها فراهم کرده ولی آنها که کوته بین هستند لذت های محدود جاری را بر لذت های نا محدود وعده شده ترجیح می دهند و این حالت به صورت خیلی مخفی در روحیه انسان شکل می گیرد.
    مشکل یقین نداشتن انسان به لذات و نعمت های بعد از مرگ است که وقتی می خواهند او را از این لذات محدود جدا کنند او نمی تواند لذات آینده را درک کند.برای همین عذاب می کشد.


  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,144
    حضور
    59 روز 9 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2752



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها
    مشکل یقین نداشتن انسان به لذات و نعمت های بعد از مرگ است که وقتی می خواهند او را از این لذات محدود جدا کنند او نمی تواند لذات آینده را درک کند.برای همین عذاب می کشد.
    سلام
    اما اين سخن با خيلي از روايات كه ميگويد مومن در حالت معاينه جايگاه خود را در بهشت ميبيند در تضاد است!

  13. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملّاعلي نمایش پست ها
    سلام
    اما اين سخن با خيلي از روايات كه ميگويد مومن در حالت معاينه جايگاه خود را در بهشت ميبيند در تضاد است!
    با سلام
    عرض شد که اگر "مومنی بما هو مومن " باشد و آنگونه که دین گفته ایمان بیاورد حتما این گرفتاری ها را نخواهد داشت اما درجات ایمان مختلف است و برخی با این که گناه نداند اما دلبستگی دارند. روایت زیر این موضوع را به روشنی بیان می دارد:
    ازامام صادق(ع) خواسته شد که مرگ (جان دادن) را توصیف نمایند.حضرت فرمودند:«مرگ برای مومن خوش بوترین رایحه است که مومن از استشمام آن دچار حالتی شبیه به خواب میشود و در این حالت هر چه درد و رنج است به طور کلی از او منقطع می گردد، در حالی که مرگ برای کافر و فاسق مانند گزش افعی و نیش عقرب بلکه شدید تر از آن می باشد.»
    سوال شد؛ چگونه است که ما کافری را، در حال مرگ میبینیم که جان کندن برایش آسان بوده و در این حال می خندد و میگوید وهمچنین اند بعضی مومنین ، اما بعضی دیگر از مومنین هم مانند فاسقین و کافرین در حین مرگ دچار شداید سکرات موت میگردند؟
    حضرت فرمودند:« علت راحتی مومن به هنگام مرگ این است که مومنی است پاک و سبکبال که از همین لحظه ثواب اعمال صالح خود را در یافت میکند.مومنانی هستند که به علت گناه، دچار سکرات و شداید جان دادن گشته و همین سختی آنها را از گناه پاک میسازد و آنها را برای دریافت ثواب اعمالشان پاک و پاکیزه میگرداند.اما، علت سهولت و آسانی جان سپردن کافر این است که او در دنیا کارهای خوبی انجام داده و خداوند هم به عنوان پاداش آن کارها ، عذاب جان کندن را از او برداشته تا برای دریافت عذابهای بعدی (عذاب برزخ و قیامت ) حقی نداشته باشد .اما کافری که در حین مرگ دچار سکرات میگردد، آن کافری است که پس از دریافت پاداش حسناتش در دنیا ، عذاب او از همان لحظه جان سپاری آغاز میگردد، این بدان جهت است که خداوند عادلی است که به هیچ وجه ستم روا نمی دارد.»
    در روایت دیگری هست:
    حضرت علی (ع) فرمود:« شیعه ما اگر مرتکب معصیتی نگردد، نمیمیرد مگر اینکه به بلایی چه در مال و چه در فرزند و چه در خودش مبتلا گردد و این ابتلا موجب از بین رفتن گناهانش گردد و خدا را به گونه ای ملاقات نماید که هیچ اثری از گناه در او باقی نمانده باشد و اگر مقدار اندکی از گناه در او باقی مانده بود ، به هنگام مرگ دچار سختی و شدت می گردد.





  14. صلوات ها 3


  15. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,144
    حضور
    59 روز 9 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2752



    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها
    عرض شد که اگر "مومنی بما هو مومن " باشد و آنگونه که دین گفته ایمان بیاورد حتما این گرفتاری ها را نخواهد داشت اما درجات ایمان مختلف است و برخی با این که گناه نداند اما دلبستگی دارند.
    شما در بالا مي فرماييد كه علت وابستگي است
    اما روايت پايين از باقي مانده گناه صحبت ميكند
    ظاهرا عذاب به خاطر تعلقات صرف، پشتوانه نقلي ندارد..
    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها
    چگونه است که ما کافری را، در حال مرگ میبینیم که جان کندن برایش آسان بوده و در این حال می خندد و میگوید وهمچنین اند بعضی مومنین ، اما بعضی دیگر از مومنین هم مانند فاسقین و کافرین در حین مرگ دچار شداید سکرات موت میگردند؟
    حضرت فرمودند:« علت راحتی مومن به هنگام مرگ این است که مومنی است پاک و سبکبال که از همین لحظه ثواب اعمال صالح خود را در یافت میکند.مومنانی هستند که به علت گناه، دچار سکرات و شداید جان دادن گشته و همین سختی آنها را از گناه پاک میسازد و آنها را برای دریافت ثواب اعمالشان پاک و پاکیزه میگرداند.اما، علت سهولت و آسانی جان سپردن کافر این است که او در دنیا کارهای خوبی انجام داده و خداوند هم به عنوان پاداش آن کارها ، عذاب جان کندن را از او برداشته تا برای دریافت عذابهای بعدی (عذاب برزخ و قیامت ) حقی نداشته باشد .اما کافری که در حین مرگ دچار سکرات میگردد، آن کافری است که پس از دریافت پاداش حسناتش در دنیا ، عذاب او از همان لحظه جان سپاری آغاز میگردد، این بدان جهت است که خداوند عادلی است که به هیچ وجه ستم روا نمی دارد.»

    ویرایش توسط غریبه آشنا : ۱۳۹۳/۰۷/۲۳ در ساعت ۱۷:۳۸

  16. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملّاعلي نمایش پست ها
    شما در بالا مي فرماييد كه علت وابستگي است
    اما روايت پايين از باقي مانده گناه صحبت ميكند
    ظاهرا عذاب به خاطر تعلقات صرف، پشتوانه نقلي ندارد..
    با سلام
    این که ایمان دارای درجات مختلفی است که در آن شکی نیست و مومن بنا بر عملکردش در موقع مرگ حالات مختلفی دارد.
    این که حضرت می فرماید سکرات موت برای مومن نتیجه باقی مانده گناهان اوست گناه هم دارای درجاتی است و به قول روایت" حسنات الابرار سیئات المقربین" و همین دلبستگی به دنیا برای مقربین درگاه الیهی یک نوع گناه محسوب می شود( البته گناه اخلاقی) و این دلبستگی موجب سکرات خواهد.


  17. صلوات ها 2


  18. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,144
    حضور
    59 روز 9 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2752



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها
    این که ایمان دارای درجات مختلفی است که در آن شکی نیست و مومن بنا بر عملکردش در موقع مرگ حالات مختلفی دارد.
    این که حضرت می فرماید سکرات موت برای مومن نتیجه باقی مانده گناهان اوست گناه هم دارای درجاتی است و به قول روایت" حسنات الابرار سیئات المقربین" و همین دلبستگی به دنیا برای مقربین درگاه الیهی یک نوع گناه محسوب می شود( البته گناه اخلاقی) و این دلبستگی موجب سکرات خواهد.
    به هر حال بنده هنوز قانع نشدم كه چرا مومني كه تا دم مرگ پاك شده..و از اونجايي كه طبق روايات در حالت معاينه جايگاه خود در بهشت را مشاهده ميكند.. بايد در مرگ و برزخ بابت از دست دادن دنيا در سختي باشد؟؟

صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود