جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: همان ریشوی افراطی....

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    1,108
    حضور
    19 روز 9 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    19
    صلوات
    11413

    همان ریشوی افراطی....




    بسم الله الرحمن الرحیم

    یکی بود...یکی نبود......
    یه روز یه خانم مثل هر روز بعد از کلی آرایش کنار آینه , مانتو تنگه و کفش پاشنه بلنده شو پا کرد و راهی خیابونای شهر شد..

    ][
    همینطوری که داشت راه میرفت ,وسط متلک های جوونا یه صدایی توجهش رو جلب کرد:خواهرم حجابت.. خواهرم بخاطر خدا حجابت رو رعایت کن..
    نگاه کرد دید یه جوون ریشو, از همونا که متنفر بود ازشون با یه پیرهن روی شلوار و یه شلوار پارچه ای داره به خانم های بد حجاب تذکر میده..

    ]همان ریشوی افراطی....
    به دوستش گفت من باید حال اینو بگیرم وگرنه شب خوابم نمیبره, مرتیکه سرتاپاش یه قرون نمی ارزه اون وقت اومده میگه چکار بکنید وچکار نکنید...تصمیم گرفت مسیرش رو به سمت اون آقا کج کنه و یه چیزی بگه که دلش خنک بشه,وقتی مقابل پسر رسید چشماشو تا آخر باز کرد و دندوناش رو روی هم فشار داد و گفت تو اگه راست میگی چشمای خودتو درویش کن با این ریشای مسخره ات..
    بعدم با دوستش زدن زیر خنده و رفتن.. پسر سرشو رو به آسمون بلند کرد و زیر لب گفت: خدایا این کم رو از من قبول کن..
    شبش که رفت خونه به خودش افتخار میکرد, گوشی رو برداشت و قضیه رو با آب و تاب برای دوستاش تعریف میکرد..
    فردای اون روز دوباره آینه وآرایش و... بعد که آماده شد به دوستاش زنگ زد و قرار پارک رو گذاشت... توی پارک دوباره قضیه دیروز ذو برای دوستاش تعریف میکرد و بلند بلند میخندیدند..
    شب وقتی که داشت از پارک برمیگشت یه ماشین کنار پاش ترمز زد: خانمی برسونیم...لبخند زد و گفت برو عمتو برسون , بعد با دوستش زدن زیر خنده..
    پسره از ماشین پیاده شد و چند قدمی کنار دختر قدم زد و بعد یکباره حمله کرد به سمت دختر و اون رو به سمت ماشین کشید.. دختر که شوکه شده بود , شروع کرد به داد و فریاد, اما کسی جلو نمیومد , اینبار با صدای بلند التماس کرد , اما همه تماشاچی بودن,هیچ کدوم از اونایی که تو خیابون بهش متلک مینداختن و زیباییشو ستایش میکردن حاضر نبودن جونشون رو به خطر بندازن..
    دیگه داشت نا امید میشد که دید یه جوون به سمتشون میدوه و فریاد میزنه.. آهای ولش کن بی غیرت مگه خودت ناموس نداری.. وقتی بهشون رسید سرشو انداخت پایین و گفت خواهرم شما برو .....و یه تنه مقابل دزدای ناموس ایستاد...
    دختر در حالی که هنوز شوکه بود و دست و پاش میلرزید یک دفعه با صدای هیاهو به خودش اومد و دید یه جوون ریشو, از همونا که پیرهن رو روی شلوار میندازن.. از همونا که به نظرش افراطی بودن, افتاده روی زمین و تمام بدنش غرق به خونه.. ناخودآگاه یاد دیروز افتاد..
    اون شب برای دوستاش اس ام اس فرستاد:
    وقتی خواستن به زور سوارش کنند , همون کسی از جونش گذشت که توی خیابون بهش میگفت: خواهرم حجابت..
    همان ریشوی افراطی..
    .‘
    ______________________-__________________________________________________ __
    من از این ریشو ها زیاد میشناسم.....

    ]همان ریشوی افراطی....

    ویرایش توسط مدیر سایت : ۱۳۹۳/۰۷/۲۷ در ساعت ۰۸:۱۶

    "و روی انها ما زالت بعد ابیها معصبه الراس ، ناحله الجسم ، منهده الرکن ، باکیه العین ، محترقه القلب .."

    ناحلة الجسم یعنی.... ---------------------
    باکیة العین یعنی ...
    نحیف و دلشکسته میری-------------- بارون غصه ها می باره
    جوونی اما مادر پیری---------------- چشای مادر ما تاره
    بهونه ی سفر می گیری--------------- دیگه علی شده بیچاره

  2. صلوات ها 49


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    1,108
    حضور
    19 روز 9 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    19
    صلوات
    11413





    همان ریشوی افراطی....

    "و روی انها ما زالت بعد ابیها معصبه الراس ، ناحله الجسم ، منهده الرکن ، باکیه العین ، محترقه القلب .."

    ناحلة الجسم یعنی.... ---------------------
    باکیة العین یعنی ...
    نحیف و دلشکسته میری-------------- بارون غصه ها می باره
    جوونی اما مادر پیری---------------- چشای مادر ما تاره
    بهونه ی سفر می گیری--------------- دیگه علی شده بیچاره

  5. صلوات ها 32


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    1,108
    حضور
    19 روز 9 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    19
    صلوات
    11413



    ریشوی افراطی در دفاع از ناموس...

    [همان ریشوی افراطی....

    "و روی انها ما زالت بعد ابیها معصبه الراس ، ناحله الجسم ، منهده الرکن ، باکیه العین ، محترقه القلب .."

    ناحلة الجسم یعنی.... ---------------------
    باکیة العین یعنی ...
    نحیف و دلشکسته میری-------------- بارون غصه ها می باره
    جوونی اما مادر پیری---------------- چشای مادر ما تاره
    بهونه ی سفر می گیری--------------- دیگه علی شده بیچاره

  7. صلوات ها 35


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    1,108
    حضور
    19 روز 9 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    19
    صلوات
    11413



    این چه سری است..
    آنجا تیر به چشم زدند و اینجا چاقو به چشم..
    آنجا رگ گلو بردیدند و اینجا شاه رگ...
    قاعده عجیبی دارد ...


    "و روی انها ما زالت بعد ابیها معصبه الراس ، ناحله الجسم ، منهده الرکن ، باکیه العین ، محترقه القلب .."

    ناحلة الجسم یعنی.... ---------------------
    باکیة العین یعنی ...
    نحیف و دلشکسته میری-------------- بارون غصه ها می باره
    جوونی اما مادر پیری---------------- چشای مادر ما تاره
    بهونه ی سفر می گیری--------------- دیگه علی شده بیچاره

  9. صلوات ها 28


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    1,108
    حضور
    19 روز 9 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    19
    صلوات
    11413



    وقتی بعثی ها با پشتوانه همه بدهای عالم قد علم کردند تا ناموس این وطن را به یغما ببرند باز هم همین ریشو ها بودند..
    ای کاش میفهمیدند آن ها که تا اسم بسیجی و ریش می آید ترش میکنند که این ها همان ها هستند ...
    ای کاش میفهمیدی وقتی میگویند خواهرم حجابت !حاضرند تمام خون بدنشان را در حفظ تو فدا کنند...

    ]همان ریشوی افراطی....


    "و روی انها ما زالت بعد ابیها معصبه الراس ، ناحله الجسم ، منهده الرکن ، باکیه العین ، محترقه القلب .."

    ناحلة الجسم یعنی.... ---------------------
    باکیة العین یعنی ...
    نحیف و دلشکسته میری-------------- بارون غصه ها می باره
    جوونی اما مادر پیری---------------- چشای مادر ما تاره
    بهونه ی سفر می گیری--------------- دیگه علی شده بیچاره

  11. صلوات ها 34


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    1,108
    حضور
    19 روز 9 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    19
    صلوات
    11413



    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم
    یکی از بهترین راه های تبلیغ اینه که شما دوست و دشمن رو به طرفتون بشناسونید
    گزیده ای از همین مطالب بالا رو در یکی از فضاهای غیر مذهبی گذاشتم و شاهد این بودم که صدها لایک و نظر خورد,!حتی کسانی که عکسهای پروفایلشون مشکل داشت از شخصیت این افراد تقدیر کرده بودند.. خیلی ها نوشته بودند مرد به این ها میگن.. عکس العمل ها خیلی برام جالب بود..
    کسانی که نماد ناموس پرستی براشون بهروز وثوق و فردین بود و جز اینا کسی رو ندیده بودند,با دیدن این صورت های حق تغییر الگو میدن..
    باید براشون گفت همون بهروز وثوق و فردین تا حالا یه چک بخاطر ناموس نخوردن بلکه هر روز با ناموس یکی فیلم بازی میکردند, اونوقت چنین شخصیت هایی رو براشون نماد کرد..
    اگر بدونن اون کسی که میگه خواهرم حجابت همون فردین آدم حسابیه رویای اوناست و اگر بفهمن اون که میگه خواهرم حجابت حاضره جونش رو فدا کنه نگاه ها خیلی عوض میشه..
    تعویض نگاه مقدمه تغییر افکار خواهد بود..پس تا میتونیم این شخصیت ها رو نشون بدیم و بگیم که دوستان شما این ها هستند..


    "و روی انها ما زالت بعد ابیها معصبه الراس ، ناحله الجسم ، منهده الرکن ، باکیه العین ، محترقه القلب .."

    ناحلة الجسم یعنی.... ---------------------
    باکیة العین یعنی ...
    نحیف و دلشکسته میری-------------- بارون غصه ها می باره
    جوونی اما مادر پیری---------------- چشای مادر ما تاره
    بهونه ی سفر می گیری--------------- دیگه علی شده بیچاره

  13. صلوات ها 14


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    1,017
    حضور
    40 روز 6 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    26
    صلوات
    3623



    سلام
    خیلی تکان دهنده بود !

    من چیزی حالیم نیست ولی یه احساسی دارم اینه که ادم مگه اینکه اینطوری بمیره تا نجات پیدا کنه والا 99/99 درصد مردم به صورت حیون وارد قبر میشن!




    ویرایش توسط پرنس کوچولو : ۱۳۹۳/۰۷/۳۰ در ساعت ۲۳:۱۳

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    681
    حضور
    10 روز 21 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15
    صلوات
    1830



    خدایا به ما کمک کن طوری رفتار کنیم که نیازی به اینکه کسی بگوید (حجابترا رعایت کن)نباشد یا کسی بخاطر دفاع از ما ،نیازی نباشد که جانش را به خطر بیندازد کاش حجابمان را رعایت کنیم تاکسی نه جرأت تعرض به ما را داشته باشد ونه نیازی به چنین افرادی باشد ،بخدا اینها حاظرند وجود نداشته باشند ولی خواهران ما حجابشان را حفظ کنند در آخر وفات یار انقلاب آیت الله مهدوی کنی را به تمام عزیزان تسلیت عرض میکنم

  17. صلوات ها 6


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    59
    حضور
    3 روز 17 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    91



    نقل قول نوشته اصلی توسط تنهاترین سردار نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم

    یکی بود...یکی نبود......
    یه روز یه خانم مثل هر روز بعد از کلی آرایش کنار آینه , مانتو تنگه و کفش پاشنه بلنده شو پا کرد و راهی خیابونای شهر شد..

    ][
    همینطوری که داشت راه میرفت ,وسط متلک های جوونا یه صدایی توجهش رو جلب کرد:خواهرم حجابت.. خواهرم بخاطر خدا حجابت رو رعایت کن..
    نگاه کرد دید یه جوون ریشو, از همونا که متنفر بود ازشون با یه پیرهن روی شلوار و یه شلوار پارچه ای داره به خانم های بد حجاب تذکر میده..

    ]همان ریشوی افراطی....
    به دوستش گفت من باید حال اینو بگیرم وگرنه شب خوابم نمیبره, مرتیکه سرتاپاش یه قرون نمی ارزه اون وقت اومده میگه چکار بکنید وچکار نکنید...تصمیم گرفت مسیرش رو به سمت اون آقا کج کنه و یه چیزی بگه که دلش خنک بشه,وقتی مقابل پسر رسید چشماشو تا آخر باز کرد و دندوناش رو روی هم فشار داد و گفت تو اگه راست میگی چشمای خودتو درویش کن با این ریشای مسخره ات..
    بعدم با دوستش زدن زیر خنده و رفتن.. پسر سرشو رو به آسمون بلند کرد و زیر لب گفت: خدایا این کم رو از من قبول کن..
    شبش که رفت خونه به خودش افتخار میکرد, گوشی رو برداشت و قضیه رو با آب و تاب برای دوستاش تعریف میکرد..
    فردای اون روز دوباره آینه وآرایش و... بعد که آماده شد به دوستاش زنگ زد و قرار پارک رو گذاشت... توی پارک دوباره قضیه دیروز ذو برای دوستاش تعریف میکرد و بلند بلند میخندیدند..
    شب وقتی که داشت از پارک برمیگشت یه ماشین کنار پاش ترمز زد: خانمی برسونیم...لبخند زد و گفت برو عمتو برسون , بعد با دوستش زدن زیر خنده..
    پسره از ماشین پیاده شد و چند قدمی کنار دختر قدم زد و بعد یکباره حمله کرد به سمت دختر و اون رو به سمت ماشین کشید.. دختر که شوکه شده بود , شروع کرد به داد و فریاد, اما کسی جلو نمیومد , اینبار با صدای بلند التماس کرد , اما همه تماشاچی بودن,هیچ کدوم از اونایی که تو خیابون بهش متلک مینداختن و زیباییشو ستایش میکردن حاضر نبودن جونشون رو به خطر بندازن..
    دیگه داشت نا امید میشد که دید یه جوون به سمتشون میدوه و فریاد میزنه.. آهای ولش کن بی غیرت مگه خودت ناموس نداری.. وقتی بهشون رسید سرشو انداخت پایین و گفت خواهرم شما برو .....و یه تنه مقابل دزدای ناموس ایستاد...
    دختر در حالی که هنوز شوکه بود و دست و پاش میلرزید یک دفعه با صدای هیاهو به خودش اومد و دید یه جوون ریشو, از همونا که پیرهن رو روی شلوار میندازن.. از همونا که به نظرش افراطی بودن, افتاده روی زمین و تمام بدنش غرق به خونه.. ناخودآگاه یاد دیروز افتاد..
    اون شب برای دوستاش اس ام اس فرستاد:
    وقتی خواستن به زور سوارش کنند , همون کسی از جونش گذشت که توی خیابون بهش میگفت: خواهرم حجابت..
    همان ریشوی افراطی..
    .‘
    ______________________-__________________________________________________ __
    من از این ریشو ها زیاد میشناسم.....

    ]همان ریشوی افراطی....
    سلام و عرض ادب
    مطالبتن عالی..ممنونم
    من نشده یاد شهید علی خلیلی بیفتم و ...
    ایشون بهترین تو مجموعه ما بودن و متاسفانه من ...
    ما به همه شهدا مدیونیم...
    یکی درد و یکی درمان پسندد،یکی وصل و یکی هجران پسندد
    من از درمان و درد و وصل و هجران،پسندم انچه را جانان پسندد

  19. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    59
    حضور
    3 روز 17 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    91



    نقل قول نوشته اصلی توسط تنهاترین سردار نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم
    یکی از بهترین راه های تبلیغ اینه که شما دوست و دشمن رو به طرفتون بشناسونید
    گزیده ای از همین مطالب بالا رو در یکی از فضاهای غیر مذهبی گذاشتم و شاهد این بودم که صدها لایک و نظر خورد,!حتی کسانی که عکسهای پروفایلشون مشکل داشت از شخصیت این افراد تقدیر کرده بودند.. خیلی ها نوشته بودند مرد به این ها میگن.. عکس العمل ها خیلی برام جالب بود..
    کسانی که نماد ناموس پرستی براشون بهروز وثوق و فردین بود و جز اینا کسی رو ندیده بودند,با دیدن این صورت های حق تغییر الگو میدن..
    باید براشون گفت همون بهروز وثوق و فردین تا حالا یه چک بخاطر ناموس نخوردن بلکه هر روز با ناموس یکی فیلم بازی میکردند, اونوقت چنین شخصیت هایی رو براشون نماد کرد..
    اگر بدونن اون کسی که میگه خواهرم حجابت همون فردین آدم حسابیه رویای اوناست و اگر بفهمن اون که میگه خواهرم حجابت حاضره جونش رو فدا کنه نگاه ها خیلی عوض میشه..
    تعویض نگاه مقدمه تغییر افکار خواهد بود..پس تا میتونیم این شخصیت ها رو نشون بدیم و بگیم که دوستان شما این ها هستند..
    این بخاطر حق طلبی ان افراد است...
    یکی درد و یکی درمان پسندد،یکی وصل و یکی هجران پسندد
    من از درمان و درد و وصل و هجران،پسندم انچه را جانان پسندد

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۹/۰۷, ۰۹:۰۰ : 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود