صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تناقض متولد شدن یک انسان جهنمی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت June 2014
    نوشته
    53
    صلوات
    123
    حضور
    1 روز 12 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اشاره تناقض متولد شدن یک انسان جهنمی




    با سلام

    قبلا حدیثی خوانده بودم که میگفت انسان قبل از اینکه به دنیا بیاد مهر بهشتی یا جهنمی بودن بر پیشانیش خورده است! ظاهرا که همینطور است اگر نیست به من نشان دهید که چگونه با وجود اینکه خدا میداند ما بهشتی هستیم یا جهنمی اختیار داریم؟! آیا به دنیا آمدن کسی که مشخص است که در نهایت جهنمی میشود و عذاب های سادیسماتیکی الله را باید تحمل کند خود نوعی ظلم نیست؟!

    با تشکر

    ویرایش توسط bina88 : 2015/01/21 در ساعت 04:03

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت February 2013
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,089
    صلوات
    55952
    حضور
    160 روز 4 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    37



    با نام و یاد دوست





    تناقض متولد شدن یک انسان جهنمی








    کارشناس بحث: استاد صادق



  5. #3

    عضویت
    جنسیت July 2013
    نوشته
    7,525
    صلوات
    27628
    حضور
    184 روز 16 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط pitbull نمایش پست ها
    با سلام
    قبلا حدیثی خوانده بودم که میگفت انسان قبل از اینکه به دنیا بیاد مهر بهشتی یا جهنمی بودن بر پیشانیش خورده است! ظاهرا که همینطور است اگر نیست به من نشان دهید که چگونه با وجود اینکه خدا میداند ما بهشتی هستیم یا جهنمی اختیار داریم؟! آیا به دنیا آمدن کسی که مشخص است که در نهایت جهنمی میشود و عذاب های سادیسماتیکی الله را باید تحمل کند خود نوعی ظلم نیست؟!

    با تشکر

    باسلام وتشکر .
    اگر درک وتحلیل درست وهمه جانبه از مسله پیدانمایم شبهه یاد شده به آسانی قابل رفع است لذا باید گفت
    اولا : علم و آگاهی خداوند از اعمال و کردار انسان و همه موجودات و اطلاع دقیق از سرنوشت هر کس حقیقتی است قطعی و مسلم، اما با اين وجود علم پیشین تاثیری در نتیجه نخواهد گذاشت و انسان را مجبور به کشیده شدن به یک سمت و جهت نمی کند ، در واقع وضعیت خداوند در مورد تصمیماتی که ما از روی اراده و اختیار خود می گیریم همانند پزشکی است که می‏داند فلان بیمار در آینده دچار فلان وضعیت جسمی خواهد شد و مراحل بیماری یا بهبودی اش به چه وضعیتی خواهد انجامید .
    به نظر شما آیا دانستن او تأثیری در سیر طبیعی بیماری یا تاثیرات دارویی دارد ؟ یا اگر معلمی قبل از امتحان بداند که کدام دانش آموز در امتحان نمره بدی می آورد ،در امتحان او تاثیری خواهد داشت وآن دانش آموز می تواند از بی اختیار بودن خود در به دست آوردن نمره بد شکایت داشته باشد؟
    بنابراین علم خدا به افعال اختیاری انسان موجب جبر نیست، زیرا :
    علم خدا بر این تعلق گرفته است که هر علتی با ویژگی خود کار کند و یا هر حادثه و رویدادی از سبب ویژه خود سر بزند، مثلاً علت فاقد شعور به طور جبر کار صورت دهد، و فاعل مختار، با کمال اختیار و آزادی انجام وظیفه کند. در این صورت باید قبلاً از واقعیت این علت آگاه شویم، آن‌گاه درباره مجبور و مختار بودن آنها داوری کنیم. از این جهت می‏گوییم علل بر دو نوعند:
    1ـ علل طبیعی ناآگاه مانند خورشید و ماه و آتش.
    2- علل طبیعی آگاه و آزاد مانند انسان.
    علم خدا در قسم نخست بر این تعلق گرفته است که این گونه علل بدون آگاهی و آزادی، مبدأ آثار ویژه خود گردند. آفتاب بدون آگاهی بیفروزد و ماه بدرخشد، در حالی که علم خدا در بخش دوم بر این تعلق گرفته است که با کمال آگاهی و در عین اختیار و آزادی مبدأ یک رشته کارها باشد. این گونه علل به حکم تخلف‏ ناپذیری علم خدا، حتماً یک رشته کارهای خوب و بد را انجام می‏دهند. اما با قید آگاهی و با ویژگی آزادی. چنین علم پیشین، نه تنها مایة جبر نیست، بلکه تأیید کننده اختیار است. به حکم تخلف ناپذیری علم خدا باید فعالیت این نوع علل با این ویژگی انجام گیرد و به قید علم و اختیار کاری را صورت دهند.(1)
    اگر غیر این نحو تحقیق پذیرد، علم خدا تخلف می‏پذیرد. بنابراین خداوند در ازل عالم است که انسان با اختیار و آزادی خود کاری را انجام می‏دهد یا آن را ترک می‏کند. پس در این‌جا هم علم الهی حفظ شده و هم اختیار و آزادی انسان و این دو با هم منافات ندارد .
    به عبارت دیگر: خداوند در ازل آگاهی دارد که یک کار با علل و شرایط خاص خود در یک زمان و مکان خاصی صورت می‏گیرد . از جمله آن علل و شرایط، اختیار و آزادی انسان است، پس خداوند آگاهی دارد که آن کار با اختیار انسان و با شرایط دیگر انجام می‏شود و این مسئله هیچ ضرری به اختیار و آزادی انسان نمی‏زند.
    افزون بر این وجدان آدمی می‏گوید که انسان مختار است. همة ما وجداناً درمی‏یابیم که در کارها مانند ماشین خودکار نیستم، که بدون اختیار و تصمیم و اراده یک سلسله کارها از ما صادر گرد، بلکه کاملاً محسوس است که کارها با اختیار و آزادی خودمان انجام می‏گیرد، نیز مکلف بودن دلیل آزادی انسان است. تکلیف که اساس هر مکتب دینی و اخلاقی بر آن استوار است، با جبر نمی‏سازد. اگر مردم در کارها مجبور باشند، دیگر امر و نهی، پاداش و کیفر، بهشت و دوزخ مفهومی نخواهد داشت.
    صحیح نیست به کسی که نمی‏تواند از کاری خودداری کند، بگویند خودداری کن. این گونه تکلیف از انسان عاقل صادر نمی‏شود، چه رسد به خداوند حکیم. پس مسئله تکلیف بهترین شاهد است که اسلام و سایر مذاهب آسمانی هیچ کدام آیین جبری نیستند.

    ثانیا : فرض سوال بر این است که هدف خلقت و آفرینش انسان تنها در بهشت و جهنم خلاصه می شود ، آن هم بهشت و جهنمی که خداوند از قبل برای انسان ها تعیین کرده است ، در حالی که اولاً آفرینش انسان بر اساس صفات کمال خداوند مانند فیاضیت و رحمت است . لازمه فیض بخشیدن و رحمت الهی آن است که هر موجودی که نیازمند به وجود و هستی است، تحقق و وجود یابد و چون نظام آ فرینش اقتضای وجود انسانی یافت، فیض الهی نیز انسان را تحقق بخشید و وجود داد . بهشت و جهنمی بودن نتیجه کار خود انسان است که در نتیجه از اختیار داشتن انسان ناشی می شود.
    خدا بر انسان ها تفضّل نمود و نعمت حیات بخشید و با ویژگی­ها و برجستگی‌هایش او را از سایر مخلوقات ممتاز نمود. او را گل سرسبد آفرینش نمود و زمین و آن چه در روی آن است را در خدمت و تسخیر او قرار داد.
    اما آن ویژگی‌هایی که چنین کمال و برتری به انسان بخشیده و او را ممتاز نموده چیست‌؟
    وجه تمایز و کمال او، اموری چون عقل‌، عزم اراده و اختیار است . اگر این مواهب عظیم الهی را در مسیر قرب به کمال مطلق قرار دهد، گوی سبقت از فرشتگان می‌رباید. چنانچه این استعدادهای گرانقدر را فدای هواهای نفسانی خود کند، نه تنها مخلوق برتر نخواهد بود، بلکه از بدترین جنبندگان روی زمین به حساب خواهد آمد. امکانات مهیاست‌. حال این بنده است که با اختیار خود، کار خوب یا بد را انتخاب کرده و بعد هم نتیجه آن را می‌بیند.
    این گونه نیست که خدا کسی را جهنمی و کس دیگر را بهشتی کند تا با عدالت او تنافی داشته باشد. بله البته این مقدار را می‌توان گفت که خدا نسبت به اموری که افراد انتخاب می‌کنند و به نتایجی که می‌رسند آگاه است‌، آن هم به دلیل احاطه‌ای که به همه امور در کل عالم دارد. به عنوان مثال اگر دو اتومبیل با سرعت زیاد به سوی هم در حرکت باشند، هلی‌کوپتری که بر بالای مسیر اینها حرکت می‌کند، صحنه را می‌بیند و می‌داند که تا چند لحظه دیگر این دو اتومبیل با هم برخورد و تصادف می‌کنند. ولی تصادف اینها زاییده علم آن شخص در هلی‌کوپتر نیست‌، بلکه زاییده سرعت زیادی است که راننده‌ها با انتخاب خود برگزیده‌اند. اگر سرعت را انتخاب نمی‌کردند، تصادف پیش نمی‌آمد. حال در مورد خدا‌، آیا می‌توان سوء اختیار یک فرد و در نتیجه شقی شدن او را بر عهدة ولی‌ّ نعمتی دانست که به او امکاناتی را برای انتخاب بهترین‌ها عطا کرده است‌؟
    بنا بر این، این گفته شما درست است که «خداوند به احوال تمامی انسان‏ها آگاه است» حتّی قبل از خلقت بر آینده آدمی علم کامل دارد، ولی فرجام بهشت یا دوزخ برای انسان از مقوله «شدنی» هاست، یعنی ما باید به این دنیا بیاییم تا بهشتی یا جهنمی «بشویم» و ظرف وجود ما با حضور در این دنیا و طی مراحل علمی و عملی او گذر از فراز و نشیب ها شکل می گیرد. بنابراین تا به دنیا نیاییم پاداش و کیفر معنا پیدا نمی کند.
    اصولاً لازمه آفرینش جهان هستی و فیض خداوند آن بود که موجودی دارای اختبار آفریده شود که راه کمال خود را در عالم دنیا با تمام سختی های آن طی نماید و به بالاترین مرتبه کمالی که یک موجود می تواند دست یابد ، برسد ، اما چون سخن از اختیار به میان آمد ، به طور طبیعی بسیاری از آن استفاده نادرست کرده و به گمراهی و سقوط کشیده می شوند. اگر تنها راه نیک و درستی باز بود ، دیگر اختیار معنا نداشت و انسان های به کمال رسیده ،دارای ارزش برتر و والاتر از تمام مخلوقات نمی شدند.

    پی‌نوشت‌:
    1. جعفر سبحانی، منشورجاوید، نشر موسسه امام صادق، قم ، ج 4، ص 338.


  6. #4

    عضویت
    جنسیت July 2014
    نوشته
    201
    صلوات
    701
    حضور
    5 روز 5 ساعت 3 دقیقه
    وبلاگ
    2
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    موضوع قضا و قدر یکی از مسائل بحث بر انگیز انسان در طول تاریخ بوده است. و چون انسانها از چگونگی و کیفیت ان بی اطلاع بوده اند . از طریق حقیقت منحرف شده اند .و گاهی به جبر معتقد شده اند.
    مولا علی علیه السلام میفرمایند :مو ضوع قدر راهی است .تاریک ان را مپیمایید .و دریایی است ژرف وارد ان نشوید. و رازی است خدایی خود را به زحمت نیندازید. "
    از مولا ی بزرگوار امام صادق علیه السلام در زمینه جبر و تفویض سوال شد. فرمودند: نه جبر است و نه تفویض . بلکه منزلی است میان ان دو که حق انجاست.و ان منزل را نداند جز عالم و یا کسی که عالم به وی امو خته باشد.
    مفهوم کلام مولای بزرگوار علیه السلام حاکی از ان است که اگر کسی علم کافی در تحلیل قضا و قدر نداشته باشد امکان ندارد بتواند این موضوع را بطور صحیح تبیین نماید. مگر انکه بر اساس علمی باشد که از سوی ائمه معصومین تبیین شده باشد.
    یا حق.

  7. صلوات


  8. #5

    عضویت
    جنسیت February 2012
    علاقه
    تحقیق و مطالعه و گشت و گذار اینترنتی و بازیهای کامپیوت
    نوشته
    302
    صلوات
    306
    حضور
    3 روز 9 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    حال این بنده است که با اختیار خود، کار خوب یا بد را انتخاب کرده و بعد هم نتیجه آن را می‌بیند.
    با سلام
    جناب کارشناس به نظر من دلایل شما کاملا" عقل رو راضی نمی کنه
    آخه چه فرقی می کنه خدا خودش ما رو به خاطر گناهمون بندازه آتیش یا این که به ما اختیار بده که خودمون خودمونو بندازیم تو آتیش؟
    سوای اون این چه مدل آزادی هست که به ما داده شده که آزادیم کار خوب کنیم بریم بهشت یا آزادیم کار بد کنیم بریم جهنم ؟
    کفر چو منی گزافه آسان نبود
    محکم تر از ایمان من ایمان نبود
    در دهر چومن یکی و آنهم کافر
    پس در همه دهر یک مسلمان نبود

  9. صلوات ها 3


  10. #6

    عضویت
    جنسیت July 2014
    علاقه
    پوووووول
    نوشته
    228
    صلوات
    729
    حضور
    8 روز 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط Pitbull نمایش پست ها
    با سلام

    قبلا حدیثی خوانده بودم که میگفت انسان قبل از اینکه به دنیا بیاد مهر بهشتی یا جهنمی بودن بر پیشانیش خورده است! ظاهرا که همینطور است اگر نیست به من نشان دهید که چگونه با وجود اینکه خدا میداند ما بهشتی هستیم یا جهنمی اختیار داریم؟! آیا به دنیا آمدن کسی که مشخص است که در نهایت جهنمی میشود و عذاب های سادیسماتیکی الله را باید تحمل کند خود نوعی ظلم نیست؟!

    با تشکر

    پیت بول عزیز کارهای خوب و بد آدم دست خودشه این تویی ک تعیین میکنی بری بهشت یا جهنم

  11. صلوات ها 2


  12. #7

    عضویت
    جنسیت July 2013
    نوشته
    7,525
    صلوات
    27628
    حضور
    184 روز 16 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط lili2020 نمایش پست ها
    با سلام
    جناب کارشناس به نظر من دلایل شما کاملا" عقل رو راضی نمی کنه
    آخه چه فرقی می کنه خدا خودش ما رو به خاطر گناهمون بندازه آتیش یا این که به ما اختیار بده که خودمون خودمونو بندازیم تو آتیش؟
    سوای اون این چه مدل آزادی هست که به ما داده شده که آزادیم کار خوب کنیم بریم بهشت یا آزادیم کار بد کنیم بریم جهنم ؟
    باسلام وتشکر .
    اولا :کارهاى نیک و بد ما داراى آثار و لوازمى هـسـتند که در روز واپسین آشکار مى گردند و خود را نشان مى دهند ; بنابر این قسمت مهمى از پـاداش ها و کیفرها زاییده اعمال ما و اثر مستقیم کردارهاى ماست . هیچ نوع حق گله و اعتراض نـداریم. اگر زندگى خود را با برنامه صحیح و عالى شرع تنظیم مى نمودیم , هرگز دچار عـواقب بد و ناگوار نمى شدیم .
    آتش در واقع باز تاب گناه خود ماست وگرنه خدا مارا به آتش نمی اندازد خود ما با عمل بد خود زمینه جهنمی شدن خود را فراهم می کنیم .
    ثانیا_ خود ما در آتشی شدن مقصیر هستیم چون بدلیل مهربانی خداوند است که در دستورات دینی خطر و پیآمد اخروی مسله را به روشن ترین بیان اعلام فرموده و در واقع اتمام حجت کرده است و اگر با این وصف کسی باز هم دست به این جنایت بزند مصداق همان سخن است که گفت:
    چندین چراغ دارد وبی راه می رود بگذار تا بافتد وبیند سزای خویش
    ثالثا_ خدا به بندگان اختیار داده ونه آزادی مطلق یعنی به آنها قدرت انتخاب داده است ولی از طریق انبیا واو لیا آنها را رهنمای نموده است که چه کاری بکند ویا نه کند .
    به نظر شما چه مدل اختیار می داد ؟



  13. #8

    عضویت
    جنسیت February 2012
    علاقه
    تحقیق و مطالعه و گشت و گذار اینترنتی و بازیهای کامپیوت
    نوشته
    302
    صلوات
    306
    حضور
    3 روز 9 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جناب کارشناس
    آیا این مهربونیه مطلق هست که خود خداوند ما رو کباب نکنه ولی به انسان اختیاری بده که خودش برای خودش جهنم درست کنه و تو آتیشش کباب بشه؟
    آزادی تو هر ذهنی متفاوت است برای یک زندانی آزادی فقط اینه ک از زندان بیادبیرون ولی برای کس دیگه آزادی از همه لحاظ باید باشه
    راستی گناه من که نمی خواستم بنده به دنیا بیام چیه؟شاید من دوست ندارم هی مراقب اعمالم باشم ؟
    کفر چو منی گزافه آسان نبود
    محکم تر از ایمان من ایمان نبود
    در دهر چومن یکی و آنهم کافر
    پس در همه دهر یک مسلمان نبود

  14. صلوات ها 3


  15. #9

    عضویت
    جنسیت September 2013
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    5,874
    صلوات
    18521
    حضور
    128 روز 7 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    خود ما در آتشی شدن مقصیر هستیم
    نقل قول نوشته اصلی توسط lili2020 نمایش پست ها
    جناب کارشناس
    آیا این مهربونیه مطلق هست که خود خداوند ما رو کباب نکنه ولی به انسان اختیاری بده که خودش برای خودش جهنم درست کنه و تو آتیشش کباب بشه؟
    سلام به همه
    جناب "صادق" ، برادر عزیزم
    فکر میکنم سوال خانم "lili2020" ، این نیست که چرا خداوند ما را خلق کرده (اما به اشتباه همین سوال را دنبال میکنند)

    آنچه که من از صحبت های ایشان برداشت کردم این است که:
    چرا خدا
    به ما اختیار داده؟ مثلاً چرا مثل فرشته ها بدون توانایی خطا خلق نکرده؟


    "آتش به اختیار"
    یعنی منتظرِ ساخته شدنِ کشور ماندن ، دیگر بس است

    خود باید کشور را بسازیم



  16. صلوات ها 2


  17. #10

    عضویت
    جنسیت February 2014
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    صلوات
    8014
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط Pitbull نمایش پست ها
    با سلام

    قبلا حدیثی خوانده بودم که میگفت انسان قبل از اینکه به دنیا بیاد مهر بهشتی یا جهنمی بودن بر پیشانیش خورده است! ظاهرا که همینطور است اگر نیست به من نشان دهید که چگونه با وجود اینکه خدا میداند ما بهشتی هستیم یا جهنمی اختیار داریم؟! آیا به دنیا آمدن کسی که مشخص است که در نهایت جهنمی میشود و عذاب های سادیسماتیکی الله را باید تحمل کند خود نوعی ظلم نیست؟!

    با تشکر
    سلام علیکم،
    وجود خداوند با عثل ثابت می‌شود، لازمان بودن خداوند هم که به حکم عقل بدیهی است، پس اینکه علم خداوند به معنای احاطه‌ی وجودی خداوند بر عالم مخلوقات هم لازمان باشد بدیهی خواهد بود، پس اینکه خداوند آینده را بداند آنچنان که حال و گذشته را می‌داند بدیهی خواهد بود، اینها بدیهی هستند و اینکه ما در عین مجبور بودن در پاره‌ای از مسائل در پاره‌ای از مسائل هم اختیار داریم هم به درک شهودی از ویژگی‌های نفسانی‌مان بدیهی است، حالا خوب است که برای شما سؤال است که چطور این موارد به ظاهر متناقض همگی بدیهی هستند، ولی آنچه که اثباتش را از ما خواسته‌اید خودش بدیهی است، اولین باری که در یک مسأله‌ی خاص در یک دو راهی قرار می‌گیرید که قبلاً در موردش خوانده‌اید یا شنیده‌اید ولی خودتان تجربه نکرده‌اید را در نظر بگیرید و فرض کنید در یک طرف این دو راهی حق را می‌شناسید و در طرف دیگر آن کاری که نفستان به آن راغب‌تر است ولی خلاف عقل است، برای انتخاب هیچ یک مجبور نخواهید بود و این یعنی انتخاب، شما حق را می‌دانید و می‌توانید علی رغم نفسانیت خودتان آن را انتخاب کنید یا اینکه کاری که دوست دارید را توجیه نمایید و راه غلط را برگزینید، خداوند هم که لازمان است می‌داند شما چه تصمیمی خواهید گرفت و آنچه برای شما آینده است برای خداوند به حجاب زمان پوشیده نیست و از همان ابتدا هم می‌داند که در آخر کار باید برای شما بهشت فراهم باشد یا جهنم ...
    در مورد آن عذابها هم که فرمودید از خداوند جز خیر و رحمت صادر نمی‌شود ولی انسان‌ها با تعدادی حجاب نورانی و ظلمانی از این منبع رحمت جدا شده‌اند، آنها که تنها حجاب‌های نور بین خود و خدا دارند بهشت را تجربه می‌کنند که رحمت خدا را همان رحمت می‌یابند ولی آنها که در دنیا برای خود حجاب ظلمانی فراهم کرده‌اند و به حق پشت کرده‌اند که یعنی بین خود و خدا پرده‌ها آویخته‌اند، چنین کسانی رحمت خدا را به صورت عذاب تجربه می‌کنند و این عین توشه‌ای است که از دنیا برای خود فراهم کرده‌اند و پروردگار تو ابداً به کسی ظلم روا نمی‌دارد ... هرچقدر که این گناهکاران در دنیا سادیسماتیک‌تر رفتار کرده باشند در آن دنیا هم به قول شما عذابشان سادیسماتیک‌تر خواهد بود و خلقت ایشان مقارن با ظلم نمی‌باشد به دلایلی که بارها بیان شده‌اند ... اگرچه به طرق مختلفی هم طرح می‌شود

    بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است،
    ... بضاعتی محدود و اثرگذاری نامحدود،
    نگران سوددهی‌اش هم نیستیم چون خدا تضمین کرده است که قیام به بار خواهد نشست
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...

    بزرگواران و دوستان و هم‌مباحثه‌ای‌ها، ان شاء الله اگر جسارتی کرده‌ام ببخشید و اگر کوتاهی کرده‌ام یا رنجشی به شما رسانده‌ام حلال کنید

صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 6

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود