صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: امامت امامان بعد از امام حسین (ع)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    86
    حضور
    17 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    346

    امامت امامان بعد از امام حسین (ع)




    با عرض سلام
    فرا رسیدن عید سعید قربان را تبریک عرض می کنم.
    می خواستم تقاضا کنم که در اثبات حقانیت امامان شیعه از امام چهارم به بعد منابعی را معرفی کنید .چرا امامان بعدی فرزندان آنها هستند؟و اگر مطلب خاصی مورد نظرتان هست بیان فرمایید.لطفاًاز درج پاسخ های کلیشه ای اجتناب فرمایید.
    پیشاپیش از عزیزانی که همکاری می کنند، سپاسگزارم.

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58304



    با نام و یاد دوست





    امامت امامان بعد از امام حسین (ع)








    کارشناس بحث: استاد مسلم


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مولا و مقتدای آزادمردان جهان، امیرالمومنین(ع)
    نوشته
    2,033
    حضور
    57 روز 10 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4543



    نقل قول نوشته اصلی توسط The Emotion Machine نمایش پست ها
    با عرض سلام
    فرا رسیدن عید سعید قربان را تبریک عرض می کنم.
    می خواستم تقاضا کنم که در اثبات حقانیت امامان شیعه از امام چهارم به بعد منابعی را معرفی کنید .چرا امامان بعدی فرزندان آنها هستند؟و اگر مطلب خاصی مورد نظرتان هست بیان فرمایید.لطفاًاز درج پاسخ های کلیشه ای اجتناب فرمایید.
    پیشاپیش از عزیزانی که همکاری می کنند، سپاسگزارم.
    با سلام و احترام، و تبریک متقابل

    اولا:

    باید توجه کرد این که امامان همه از نسل یکدیگر هستند، هیچ دخالتی در تعیین ایشان به عنوان امام نداشته، بلکه آنچه آنها را از دیگران متمایز نموده و شایسته عنوان خلیفة اللهی کرده است، افضلیت آنها در علم و عمل و صفات دیگر بوده است.
    انتساب به انبیاء و امامان به عنوان فرزند یا برادر و... هرگز اولویتی در امامت نمی‌آورد، همان‌طور که وقتی ابراهیم(ع) از خداوند درخواست نمود که مقام امامت را به فرزندانش نیز ارزانی دارد، خداوند فرمود:
    «قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي‏ قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمين‏» (بقره-124)
    خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم!» ابراهيم عرض كرد: «از فرزندان من (نيز امامانى قرار بده)» خداوند فرمود: «پيمان من، به ستمكاران نمى‏رسد.
    پس نباید گمان کرد که مثلا امام حسن(ع) و امام حسین(ع) به عنوان امام انتخاب شدند، چون که فرزندان امام علی(ع) بوده اند، خیر، این اشتباه است، آنچه که در روایات آمده و ترتیب امامان را نسل به نسل بیان نموده است، از باب علامت تشخیص امام می‌باشد، نه علت انتصاب آنان به امامت.
    پس امامت مختص به افضل مردمان است، که خداوند به خاطر ظرفیت ذاتی او، علم و عصمت هم به او می‌دهد، و بدیهی است بر حسب احتمالات هم که حساب کنیم فرزندی که پرورش یافته یک، یا دو معصوم مانند علی(ع) و فاطمه(س) باشد طبیعتا باید افضل مردمان بوده و قابلیت إعطاء مقام امامت را دارا باشد، اگرچه در تاریخ استثناءهایی وجود داشته مانند پسر نوح و... که طبیعتا امامت هم به آنها نرسیده است.

    ثانیا:

    امامت خاصه، (یعنی امام بودن یک شخص خاص)، بر خلاف امامت عامه، (مسائل کلی امامت) با عقل قابل دستیابی نیست، چرا که امام باید افضل مردمان بوده، و دارای اوصافی چون عصمت باشد که انسان هرگز نمی‌تواند آن را تشخیص دهد، چرا که یک امر درونی است، پس تنها راه تشخیص امام از طریق آیات و روایات است؛ یعنی برای اثبات امامت هیچ کدام از ائمه(ع) از عقل محض استفاده نمیشود، چرا که عقل اینجا جایگاهی ندارد، از عقل تنها در فهم و دلالت آیات و روایات بر امامت ائمه(ع) استفاده می‌شود.

    ثالثا:

    روایاتی که برامامت اهل بیت(ع) دلالت می‌کند، دو دسته هستند:

    روایات عام:

    روایاتی هستند که به امامت یک امام خاص دلالت ندارند، بلکه به طور کلی اهل بیت(ع) را به عنوان امام معرفی کرده‌اند، مانند:
    جابر بن عبد اللّه الأنصاري قال: دخلت على فاطمة عليها السّلام و بين يديها لوح فيه أسماء الأوصياء من ولدها فعددت اثني عشر، آخرهم القائم؛ ثلاثة منهم محمد و أربعة منهم علي‏» (الکافی، ج1، ص532)
    جابر بن عبدالله انصاری می‌گوید بر فاطمه(س) وارد شدم و در مقابل او لوحی بود که در آن اسماء جانشینان از فرزندانش بود، پس شمردم 12 عدد بود آخرین آنها قائم بود، سه نفر از آنها «محمد»، و چهار نفرشان «علی» نام داشتند.
    یا روایت معروف ثقلین، که پیامبر(ص) فرمودند:
    إني تارك فيكم الثقلين كتاب اللّه عز و جل و عترتي أهل بيتي، و إنهما لن يفترقا حتى يردا عليّ الحوض‏»(اثبات الهداة، ج2، ص70؛ الکافی، ج2، ص415)
    به درستی‌که در میان شما دو چیز با اهمیت به جای می‌گذارم، کتاب خداوند عزوجل، و عترت و اهل بیتم، و این دو هرگز از هم جدا نمی‌شوند تا نزد حوض (کوثر) بر من وارد شوند.
    روشن است که قرین ساختن اهل بیت(ع) در کنار قرآن جز با امامت و هدایت‌گری آنها سازگار نیست، و تعبیر «لن یفترقا؛ هرگز جدا نمی‌شوند» هم به خوبی گویای این دوام امامت در ایشان هست، یعنی تا زمانی که قرآن هست، یکی از اهل بیت(ع) هم به عنوان امام هست.

    روایات خاص:

    روایات خاص، روایات فراوانی هستند، که بر امامت تک تک امامان معصوم وارد شده است، که در کتب مختلف شیعه، اصلا بابی تحت همین عنوان گشوده شده است.(انوار الملکوت فی شرح الیاقوت، علامه حلی، ص229؛ اثبات الهداة، شیخ حر عاملی، ج4، ص58؛ ارشاد الطالبین، فاضل مقداد، ص374؛ الذخیرة فی علم الکلام، سید مرتضی، ص302؛ قواعد المرام، ابن میثم بحرانی، ص190؛ کشف المراد، علامه حلی، ص397)
    ما به بیان یک روایت در امامت هر کدام از ائمه(ع) اکتفا میکنیم، در صورت تمایل میتوانید به منابع مراجعه بفرمایید:

    امامت امام سجاد(ع)

    عبد اللّه بن عتبة قال: كنت عند الحسين عليه السّلام إذ دخل علي بن الحسين الأصغر إلى أن قال: فقلت: إن كان ما أعوذ باللّه أن أراه فيك فإلى من؟ فقال: إلى عليّ ابني هذا، هو الإمام، و أبو الأئمة»(کفایة الاثر، خزاز رازی، ص234؛ اثبات الهداة، شیخ حر عاملی، ج4، ص60)
    عبدالله بن عتبة می‌گوید نزد امام حسین(ع) بودم ناگهان علی بن الحسین کوچک وارد شد، پس عرض کردم: اگر آن اتفاقی که از آن به خدا پناه می بریم افتاد، به چه کسی رجوع کنیم؟ امام حسین(ع) فرمودند: به همین پسرم، او امام و پدر باقی امامان است.

    امامت امام باقر(ع)

    «أن جابرا دخل على علي بن الحسين عليه السّلام فوجد ابنه محمّد بن علي عليه السّلام عنده غلاما، فقال له: من هذا؟ قال: هذا ابني و صاحب الأمر بعدي محمّد الباقر»(امالی، شیخ صدوق، ص353)
    جابر بر امام سجاد(ع) وارد شد و فرزندش محمد بن علی(ع) را که نوجوانی بود نزد او دید، پس به امام عرض کرد: ایشان کیست؟ امام سجاد(ع) فرمودند: این پسر من محمد باقر، و صاحب امر بعد از من است

    امامت امام صادق(ع)

    «محمّد بن مسلم قال: كنت عند أبي جعفر محمّد بن علي الباقر عليه السّلام إذ دخل جعفر ابنه، إلى أن قال: ثم قال لي: يا محمّد هذا إمامك بعدي فاقتد به و اقتبس من علمه، و اللّه إنه هو الصادق الذي وصفه لنا رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم‏»(کفایة الاثر، ص253؛ اثبات الهداة، ج4، ص131)
    محمد بن مسلم روایت کرده است که نزد امام باقر(ع) بودم که فرزندش جعفر وارد شد، امام باقر(ع) به من فرودند: ای محمد، این امام تو بعد از من است، پس به او اقتدا کن و از علمش بهره گیر، به خدا قسم او صادقی است که پیامبر(ص) برای ما وصفش نموده است.

    امامت امام کاظم(ع)

    «سليمان بن خالد قال: دعا أبو عبد اللّه عليه السّلام أبا الحسن عليه السّلام يوما و نحن عنده فقال لنا: عليكم بصاحبكم هذا، فهو و اللّه صاحبكم بعدي‏»(اثبات الهداة، ج4، ص218)
    سلیمان بن خالد می گوید: روزی اباعبدالله(ع) (امام صادق) ، ابالحسن(ع) (موسی بن جعفر) را صدا زد و ما نزد او بودیم، پس به ما فرمود: بر شما باد اطاعت از این صاحب امرتان، به خدا قسم او صاحب امر شما بعد از من است.

    امامت امام رضا(ع)

    «داود الرقي قال: قلت لأبي إبراهيم عليه السّلام: جعلت فداك إني قد كبر سني فخذ بيدي من النار، قال: فأشار إلى ابنه أبي الحسن عليه السّلام، فقال: هذا صاحبكم من بعدي‏»(الکافی، کلینی، ج1، ص312)
    داوود رقی می‌گوید به ابا ابراهیم(ع) (امام کاظم) عرض کردم: فدایت شوم من پیر شده ام، دستم را بگیر و از آتش نجاتم ده،(یعنی ممکن است در تشخیص جانشین شما اشتباه کرده و اهل آتش شوم) پس امام(ع) به فرزندش ابی الحسن(ع) (امام رضا) اشاره نموده، پس فرمود: این صاحب شما بعد از من است.

    امامت امام جواد(ع)

    «إسماعيل بن بزيع عن أبي الحسن الرضا عليه السّلام أنه سئل أ تكون الإمامة في عم أو خال؟ فقال: لا فقلت: ففي أخ؟ قال: لا قلت: ففي من؟ قال: في ولدي و هو يومئذ لا ولد له» (الکافی، ج1، ص286)‏
    اسماعیل بن بزیع: از امام رضا(ع) سوال کردم که آیا امامت (بعد از شما) در عمو یا دایی شماست؟ فرمود: نه؛ گفتم: پس در برادر؟ فرمود: نه؛ گفتم پس در چه کسی است؟ فرمود: در فرزندم؛ در حالی که امام در ن روز فرزندی نداشت.

    امامت امام هادی(ع)

    «إسماعيل بن مهران عن أبي جعفر الثاني عليه السّلام في حديث أنه قال له: إلى من هذا الأمر بعدك؟ فقال الأمر من بعدي إلى ابني علي‏» (اثبات الهداة، ج4، ص416)
    اسماعیل بن مهران در روایتی از ابا جعفر دوم(ع) (امام جواد) پرسید: بعد از شما این امر به چه کسی می‌رسد؟ فرمود: امر بعد از من به پسرم علی(ع) می‌رسد.

    امامت امام حسن عسکری(ع)

    «علي بن عمر النوفلي قال: كنت مع أبي الحسن عليه السّلام في صحن داره، فمرّ بنا محمّد ابنه فقلت: جعلت فداك هذا صاحبنا بعدك؟ فقال: لا صاحبكم بعدي الحسن‏» (الکافی، ج2، ص113)
    علی بن عمر نوفلی می‌گوید نزد ابالحسن (ع) (امام هادی) در صحن خانه اش بودم پس محمد، پسر ایشان بر ما گذشت، عرض کردم: فدایت گردم، این (محمد) بعد از شما صاحب ماست؟ پس فرمود: نه، صاحب شما بعد از من حسن(ع) است.

    امامت حضرت ولی عصر(ع)

    «محمّد المكفوف عن عمرو الأهوازي قال: أراني أبو محمّد عليه السّلام ابنه و قال: هذا صاحبكم من بعدي‏» (الکافی، ج1، ص328)
    محمد مکفوف از عمرو اهوازی نقل می‌کند که گفت: ابا محمد(ع) (امام حسن عسکری) پسرش را به من نشان داد و فرمود: این صاحب امر شما بعد از من است.

    برای اطلاع بیشتر از روایات وارده در این موضوع و تواتر آنها می‌توانید به کتاب «اثبات الهداة» نوشته شیخ حر عاملی، یا کتاب «كفاية الأثر في النصّ على الأئمة الإثني عشر» نوشته خزاز رازی مراجعه بفرمایید.

    موفق باشید

    امامت امامان بعد از امام حسین (ع)

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89

    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    86
    حضور
    17 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    346



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    با سلام و احترام، و تبریک متقابل

    اولا:

    باید توجه کرد این که امامان همه از نسل یکدیگر هستند، هیچ دخالتی در تعیین ایشان به عنوان امام نداشته، بلکه آنچه آنها را از دیگران متمایز نموده و شایسته عنوان خلیفة اللهی کرده است، افضلیت آنها در علم و عمل و صفات دیگر بوده است.
    انتساب به انبیاء و امامان به عنوان فرزند یا برادر و... هرگز اولویتی در امامت نمی‌آورد، همان‌طور که وقتی ابراهیم(ع) از خداوند درخواست نمود که مقام امامت را به فرزندانش نیز ارزانی دارد، خداوند فرمود:
    «قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي‏ قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمين‏» (بقره-124)
    خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم!» ابراهيم عرض كرد: «از فرزندان من (نيز امامانى قرار بده)» خداوند فرمود: «پيمان من، به ستمكاران نمى‏رسد.
    پس نباید گمان کرد که مثلا امام حسن(ع) و امام حسین(ع) به عنوان امام انتخاب شدند، چون که فرزندان امام علی(ع) بوده اند، خیر، این اشتباه است، آنچه که در روایات آمده و ترتیب امامان را نسل به نسل بیان نموده است، از باب علامت تشخیص امام می‌باشد، نه علت انتصاب آنان به امامت.
    پس امامت مختص به افضل مردمان است، که خداوند به خاطر ظرفیت ذاتی او، علم و عصمت هم به او می‌دهد، و بدیهی است بر حسب احتمالات هم که حساب کنیم فرزندی که پرورش یافته یک، یا دو معصوم مانند علی(ع) و فاطمه(س) باشد طبیعتا باید افضل مردمان بوده و قابلیت إعطاء مقام امامت را دارا باشد، اگرچه در تاریخ استثناءهایی وجود داشته مانند پسر نوح و... که طبیعتا امامت هم به آنها نرسیده است.

    ثانیا:

    امامت خاصه، (یعنی امام بودن یک شخص خاص)، بر خلاف امامت عامه، (مسائل کلی امامت) با عقل قابل دستیابی نیست، چرا که امام باید افضل مردمان بوده، و دارای اوصافی چون عصمت باشد که انسان هرگز نمی‌تواند آن را تشخیص دهد، چرا که یک امر درونی است، پس تنها راه تشخیص امام از طریق آیات و روایات است؛ یعنی برای اثبات امامت هیچ کدام از ائمه(ع) از عقل محض استفاده نمیشود، چرا که عقل اینجا جایگاهی ندارد، از عقل تنها در فهم و دلالت آیات و روایات بر امامت ائمه(ع) استفاده می‌شود.

    ثالثا:

    روایاتی که برامامت اهل بیت(ع) دلالت می‌کند، دو دسته هستند:

    روایات عام:

    روایاتی هستند که به امامت یک امام خاص دلالت ندارند، بلکه به طور کلی اهل بیت(ع) را به عنوان امام معرفی کرده‌اند، مانند:
    جابر بن عبد اللّه الأنصاري قال: دخلت على فاطمة عليها السّلام و بين يديها لوح فيه أسماء الأوصياء من ولدها فعددت اثني عشر، آخرهم القائم؛ ثلاثة منهم محمد و أربعة منهم علي‏» (الکافی، ج1، ص532)
    جابر بن عبدالله انصاری می‌گوید بر فاطمه(س) وارد شدم و در مقابل او لوحی بود که در آن اسماء جانشینان از فرزندانش بود، پس شمردم 12 عدد بود آخرین آنها قائم بود، سه نفر از آنها «محمد»، و چهار نفرشان «علی» نام داشتند.
    یا روایت معروف ثقلین، که پیامبر(ص) فرمودند:
    إني تارك فيكم الثقلين كتاب اللّه عز و جل و عترتي أهل بيتي، و إنهما لن يفترقا حتى يردا عليّ الحوض‏»(اثبات الهداة، ج2، ص70؛ الکافی، ج2، ص415)
    به درستی‌که در میان شما دو چیز با اهمیت به جای می‌گذارم، کتاب خداوند عزوجل، و عترت و اهل بیتم، و این دو هرگز از هم جدا نمی‌شوند تا نزد حوض (کوثر) بر من وارد شوند.
    روشن است که قرین ساختن اهل بیت(ع) در کنار قرآن جز با امامت و هدایت‌گری آنها سازگار نیست، و تعبیر «لن یفترقا؛ هرگز جدا نمی‌شوند» هم به خوبی گویای این دوام امامت در ایشان هست، یعنی تا زمانی که قرآن هست، یکی از اهل بیت(ع) هم به عنوان امام هست.

    روایات خاص:

    روایات خاص، روایات فراوانی هستند، که بر امامت تک تک امامان معصوم وارد شده است، که در کتب مختلف شیعه، اصلا بابی تحت همین عنوان گشوده شده است.(انوار الملکوت فی شرح الیاقوت، علامه حلی، ص229؛ اثبات الهداة، شیخ حر عاملی، ج4، ص58؛ ارشاد الطالبین، فاضل مقداد، ص374؛ الذخیرة فی علم الکلام، سید مرتضی، ص302؛ قواعد المرام، ابن میثم بحرانی، ص190؛ کشف المراد، علامه حلی، ص397)
    ما به بیان یک روایت در امامت هر کدام از ائمه(ع) اکتفا میکنیم، در صورت تمایل میتوانید به منابع مراجعه بفرمایید:

    امامت امام سجاد(ع)

    عبد اللّه بن عتبة قال: كنت عند الحسين عليه السّلام إذ دخل علي بن الحسين الأصغر إلى أن قال: فقلت: إن كان ما أعوذ باللّه أن أراه فيك فإلى من؟ فقال: إلى عليّ ابني هذا، هو الإمام، و أبو الأئمة»(کفایة الاثر، خزاز رازی، ص234؛ اثبات الهداة، شیخ حر عاملی، ج4، ص60)
    عبدالله بن عتبة می‌گوید نزد امام حسین(ع) بودم ناگهان علی بن الحسین کوچک وارد شد، پس عرض کردم: اگر آن اتفاقی که از آن به خدا پناه می بریم افتاد، به چه کسی رجوع کنیم؟ امام حسین(ع) فرمودند: به همین پسرم، او امام و پدر باقی امامان است.

    امامت امام باقر(ع)

    «أن جابرا دخل على علي بن الحسين عليه السّلام فوجد ابنه محمّد بن علي عليه السّلام عنده غلاما، فقال له: من هذا؟ قال: هذا ابني و صاحب الأمر بعدي محمّد الباقر»(امالی، شیخ صدوق، ص353)
    جابر بر امام سجاد(ع) وارد شد و فرزندش محمد بن علی(ع) را که نوجوانی بود نزد او دید، پس به امام عرض کرد: ایشان کیست؟ امام سجاد(ع) فرمودند: این پسر من محمد باقر، و صاحب امر بعد از من است

    امامت امام صادق(ع)

    «محمّد بن مسلم قال: كنت عند أبي جعفر محمّد بن علي الباقر عليه السّلام إذ دخل جعفر ابنه، إلى أن قال: ثم قال لي: يا محمّد هذا إمامك بعدي فاقتد به و اقتبس من علمه، و اللّه إنه هو الصادق الذي وصفه لنا رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم‏»(کفایة الاثر، ص253؛ اثبات الهداة، ج4، ص131)
    محمد بن مسلم روایت کرده است که نزد امام باقر(ع) بودم که فرزندش جعفر وارد شد، امام باقر(ع) به من فرودند: ای محمد، این امام تو بعد از من است، پس به او اقتدا کن و از علمش بهره گیر، به خدا قسم او صادقی است که پیامبر(ص) برای ما وصفش نموده است.

    امامت امام کاظم(ع)

    «سليمان بن خالد قال: دعا أبو عبد اللّه عليه السّلام أبا الحسن عليه السّلام يوما و نحن عنده فقال لنا: عليكم بصاحبكم هذا، فهو و اللّه صاحبكم بعدي‏»(اثبات الهداة، ج4، ص218)
    سلیمان بن خالد می گوید: روزی اباعبدالله(ع) (امام صادق) ، ابالحسن(ع) (موسی بن جعفر) را صدا زد و ما نزد او بودیم، پس به ما فرمود: بر شما باد اطاعت از این صاحب امرتان، به خدا قسم او صاحب امر شما بعد از من است.

    امامت امام رضا(ع)

    «داود الرقي قال: قلت لأبي إبراهيم عليه السّلام: جعلت فداك إني قد كبر سني فخذ بيدي من النار، قال: فأشار إلى ابنه أبي الحسن عليه السّلام، فقال: هذا صاحبكم من بعدي‏»(الکافی، کلینی، ج1، ص312)
    داوود رقی می‌گوید به ابا ابراهیم(ع) (امام کاظم) عرض کردم: فدایت شوم من پیر شده ام، دستم را بگیر و از آتش نجاتم ده،(یعنی ممکن است در تشخیص جانشین شما اشتباه کرده و اهل آتش شوم) پس امام(ع) به فرزندش ابی الحسن(ع) (امام رضا) اشاره نموده، پس فرمود: این صاحب شما بعد از من است.

    امامت امام جواد(ع)

    «إسماعيل بن بزيع عن أبي الحسن الرضا عليه السّلام أنه سئل أ تكون الإمامة في عم أو خال؟ فقال: لا فقلت: ففي أخ؟ قال: لا قلت: ففي من؟ قال: في ولدي و هو يومئذ لا ولد له» (الکافی، ج1، ص286)‏
    اسماعیل بن بزیع: از امام رضا(ع) سوال کردم که آیا امامت (بعد از شما) در عمو یا دایی شماست؟ فرمود: نه؛ گفتم: پس در برادر؟ فرمود: نه؛ گفتم پس در چه کسی است؟ فرمود: در فرزندم؛ در حالی که امام در ن روز فرزندی نداشت.

    امامت امام هادی(ع)

    «إسماعيل بن مهران عن أبي جعفر الثاني عليه السّلام في حديث أنه قال له: إلى من هذا الأمر بعدك؟ فقال الأمر من بعدي إلى ابني علي‏» (اثبات الهداة، ج4، ص416)
    اسماعیل بن مهران در روایتی از ابا جعفر دوم(ع) (امام جواد) پرسید: بعد از شما این امر به چه کسی می‌رسد؟ فرمود: امر بعد از من به پسرم علی(ع) می‌رسد.

    امامت امام حسن عسکری(ع)

    «علي بن عمر النوفلي قال: كنت مع أبي الحسن عليه السّلام في صحن داره، فمرّ بنا محمّد ابنه فقلت: جعلت فداك هذا صاحبنا بعدك؟ فقال: لا صاحبكم بعدي الحسن‏» (الکافی، ج2، ص113)
    علی بن عمر نوفلی می‌گوید نزد ابالحسن (ع) (امام هادی) در صحن خانه اش بودم پس محمد، پسر ایشان بر ما گذشت، عرض کردم: فدایت گردم، این (محمد) بعد از شما صاحب ماست؟ پس فرمود: نه، صاحب شما بعد از من حسن(ع) است.

    امامت حضرت ولی عصر(ع)

    «محمّد المكفوف عن عمرو الأهوازي قال: أراني أبو محمّد عليه السّلام ابنه و قال: هذا صاحبكم من بعدي‏» (الکافی، ج1، ص328)
    محمد مکفوف از عمرو اهوازی نقل می‌کند که گفت: ابا محمد(ع) (امام حسن عسکری) پسرش را به من نشان داد و فرمود: این صاحب امر شما بعد از من است.

    برای اطلاع بیشتر از روایات وارده در این موضوع و تواتر آنها می‌توانید به کتاب «اثبات الهداة» نوشته شیخ حر عاملی، یا کتاب «كفاية الأثر في النصّ على الأئمة الإثني عشر» نوشته خزاز رازی مراجعه بفرمایید.

    موفق باشید
    با سلام مجدد
    از پاسخ حضرتعالی تشکر می کنم.
    بزرگواری فرمایید ومنابعی علاوه بر الکافی معرفی کنید .بیشتر دلایل مربوط به این کتاب است.
    با احترام
    ویرایش توسط The Emotion Machine : ۱۳۹۳/۰۷/۱۳ در ساعت ۲۰:۰۷

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    86
    حضور
    3 روز 11 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    210



    نقل قول نوشته اصلی توسط The Emotion Machine نمایش پست ها
    می خواستم تقاضا کنم که در اثبات حقانیت امامان شیعه از امام چهارم به بعد منابعی را معرفی کنید .چرا امامان بعدی فرزندان آنها هستند؟و اگر مطلب خاصی مورد نظرتان هست بیان فرمایید.لطفاًاز درج پاسخ های کلیشه ای اجتناب فرمایید.
    سلام
    با تشكر
    جعل و نصب امام دست خداست اني جاعلك للناس اماما لذا انتخاب و جعل و نصب ان در اختيار غير خدا نيست كه سلسله امامت محل اشكال باشد لذا اگر قرار باشد اين مسئله جاي اشكال باشد در نبوت هم بايد تشكيك كرد زيرا ما سوال داريم

    وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا وَإِبْرَاهِيمَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ

    براي چي خداوند در ذريه نوح و ابراهيم نبوت را ادامه داد؟ اگر اين مسئله مطرح شود يا طريح شبهه شود چرا امامت در فرزندان امام حسين هست ما هم سوال مي كنيم چرا سلسله نبود در فرزندان نوح و ابراهيم هست؟


  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    86
    حضور
    17 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    346



    ممنون از این که پاسخ دادید.
    ویرایش توسط The Emotion Machine : ۱۳۹۳/۰۷/۱۴ در ساعت ۲۰:۴۹

  13. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    86
    حضور
    17 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    346



    نقل قول نوشته اصلی توسط سيد عباس نمایش پست ها
    سلام
    با تشكر
    جعل و نصب امام دست خداست اني جاعلك للناس اماما لذا انتخاب و جعل و نصب ان در اختيار غير خدا نيست كه سلسله امامت محل اشكال باشد لذا اگر قرار باشد اين مسئله جاي اشكال باشد در نبوت هم بايد تشكيك كرد زيرا ما سوال داريم

    وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا وَإِبْرَاهِيمَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ

    براي چي خداوند در ذريه نوح و ابراهيم نبوت را ادامه داد؟ اگر اين مسئله مطرح شود يا طريح شبهه شود چرا امامت در فرزندان امام حسين هست ما هم سوال مي كنيم چرا سلسله نبود در فرزندان نوح و ابراهيم هست؟

    سلام بزرگوار
    ممنون از این که پاسخ دادید.اما اینجا قصد نداریم سؤال را با سؤال پاسخ دهیم.
    می خواستم در این زمینه به چند نفر اطلاعاتی دهم.در این عصر غربت امامان شیعه کاری است که می توانستم انجام دهم، اما از آنجا که بنده هیچ تحصیلات دینی ندارم ؛می خواستم با علم کافی در این مورد صحبت کنم. مخاطبان افراد تحصیلکرده ای هستند. لطفاً کمکم کنید.

  14. صلوات


  15. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مولا و مقتدای آزادمردان جهان، امیرالمومنین(ع)
    نوشته
    2,033
    حضور
    57 روز 10 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4543



    نقل قول نوشته اصلی توسط The Emotion Machine نمایش پست ها
    از پاسخ حضرتعالی تشکر می کنم.
    بزرگواری فرمایید ومنابعی علاوه بر الکافی معرفی کنید .بیشتر دلایل مربوط به این کتاب است.
    با احترام
    با سلام مجدد و ضمن عذرخواهی از تاخیر به عمل آمده، که البته ناشی از پاسخگویی همزمان به چندین تاپیک است.
    ادامه مطالب را اینطور پی می‌گیریم:

    1- حدیث دوازده جانشین
    در روایتی که شیعه و اهل سنت نقل کرده اند، پیامبر(ص) فرمودند:
    «يَكُونُ بَعْدِي اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَة» (الغیبة، نعمانی، ص103؛ اثبات الهداة، شیخ حر عاملی، ج2، ص81)
    بعد از من 12 جانشین هست.
    این روایت با تعابیر مختلف در منابع معتبر شیعه و سنی آمده است:
    (امالی، شیخ صدوق،ص309؛ صحیح مسلم، ج3، ص1452؛ الغیبة، شیخ طوسی، ص128؛ صحیح بخاری،ج6،ص2640؛ الخصال، شیخ صدوق، ج2، ص470؛ مسند احمد، ج1، ص406؛ عیون اخبار الرضا ع، ج1، ص49)
    جز طبق اعتقاد شیعه هرگز تعداد 12 عدد، برای خلفاء درست نمی شود، در تمام فرض های دیگر یا از 12 بیشتر می شوند، یا کمتر، از طرفی در سند روایت نمیتوان خدشه ای کرد، پس معلوم می شود همان 12 امام شیعه مراد هستند.

    2- حدیث من مات و لم یعرف
    پیامبر(ص) در روایتی فرمودند:
    «َّ مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة» (وسائل، شیخ حر عاملی، ج16، ص246)
    این روایت نیز با تعابیر مختلف در منابع شیعه و سنی امده است:
    کمال الدین، شیخ صدوق، ج2، ص409؛ صحیح مسلم،ج6،ص22؛ بحارالانوار،ج32،ص331؛ مسند احمد، ج4، ص96؛ اعلام الوری، شیخ طبرسی، ص442؛
    تفتازانی از بزرگان اهل سنت هم آن را به عنوان ارسال مسلمات از پیامبر(ص) نقل می‌کند.(شرح المقاصد، تفتازانی، ج5، ص239)
    پس هر زمانی باید امامی باشد، که نشناختن، و عدم اطاعت از او، زندگی در جهالت محسوب می‌شود. روشن است با نشناختن امامی که مردم برای حکومت برگزینند، یا حتی فقیهی که ولایت او از جانب خداوند تعیین گردیده، زندگی جاهلیت رقم نمی خورد.

    3- روایات خالی نماندن زمین از حجت الهی
    در روایات متعدد، و با تعابیر مختلف آمده است که زمین هرگز از حجت الهی خالی نخواهد شد، مانند:
    «لَوْ بَقِيَتِ الْأَرْضُ يَوْماً بِلَا إِمَامٍ مِنَّا لَسَاخَتْ بِأَهْلِهَا» (کمال الدین، ج1، ص204)
    اگر یک روز زمین بدون امام باشد اهل خود را فرو خواهد برد.
    این روایت در منابع مختلف با تعابیر گوناگون ذکر شده است، علامه مجلسی این روایات را در جلد ششم بحار الانوار، از صفحه 6 ج23 تا صفحه آورده است.

    4-تواتر روایات
    روایات معرفی امامان شیعه به قدری فراوان، و در منابع مختلف آمده است، که یقینا متواتر محسوب می‌شوند، این نه ادعای یک شخص عادی، بلکه سخن بزرگان و آگاهان به حجم و محتوای این روایات است:
    کشف المراد، علامه حلی، ص397؛ ارشاد الطالبین، فاضل مقداد، ص374؛ انوار الملکوت فی شرح الیاقوت، علامه حلی، ص229؛ الذخیرة فی علم الکلام، سید مرتضی، ص502؛ المنقذ من التقلید، سدید الدین حمصی، ج2، ص369)

    5-تغییر روند امامت از تعیین به انتخاب؟!
    وقتی شخصی بپذیرد که تا امام حسین(ع)، امامان از طرف خداوند و با اعلام جانشینی از طرف امام قبل معرفی می شده اند، چگونه و به چه علتی این روند از بعد از امام حسین(ع) تعطیل شده یا تغییر کرده باشد؟
    بله اگر هیچ روایتی نمیبود، این شائبه در ذهن ایجاد می شد، اما در جایی که هم سیره امامان پیشین تعیین جانشین از طرف خداوند بوده است، و هم روایات متواتری در این خصوص به دست ما رسیده چطور میتون این تغییر رویکرد را پذیرفت؟

    6- سیره ائمه(ع) و افضلیت امام
    بدون شک امام یک جامعه باید افضل از سایرین باشد، و سیره اهل بیت(ع) به وضوح این افضلیت را نشان میدهد، چه در منابع شیعه، و چه در منابع اهل سنت، این بزرگواران در راه دفاع از دین هرگز هراسی به خود راه نداده و علی رغم امکان دنیا طلبی و جذب مردم به بهانه این که از نسل پیامبر(ص) هستند، هرگز به این امر مشغول نشدند، زندگی همه آنها به شهادت در این راه ختم شده است، چطور میتوان این قرائن را نادیده گرفت؟
    این در حالی است که بسیاری از بزرگان اهل سنت در مناقب اهل بیت(ع) چه کتابها که ننوشته، و در وصف آنها چه سخن ها که نگفته اند.
    مثلا برای آگاهی از نظر اهل سنت در مورد امام صادق(ع) می توانید به این لینک مراجعه بفرمایید:

    http://www.pasokhgoo.ir/node/4398


    7-روایات امامت باقی ائمه(ع) بعد از امام حسین(ع):
    این دسته از روایات فراوان هستند، و همان طور که عرض کردم متواتر هستند و ذکر آنها، مجال خاص خود را می طلبد، لذا فقط آدرس تعدادی از این روایات نقل می‌شود و بنا برخواست شما سندی از کتاب «الکافی» نمی آوریم:

    امام سجاد (ع)

    الغیبة، شیخ طوسی،ص195؛ بصائر الدرجات، محمد بن حسن صفار، ج1، ص164؛ اثبات الهداة، شیخ حر عاملی، ج4، ص60.

    امام باقر(ع)

    اماالی، شیخ صدوق، ص353؛ کفایة الاثر، خزاز رازی، ص239 به بعد؛ کشف الغمة، اربلی، ج2؛ من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق ج2، ص583.

    امام صادق(ع)

    عیون اخبار الرضا ع ، شیخ صدوق، ج1، ص40؛ تهذیب الاحکام، طبرسی، ج1، ص449؛ بصائر الدرجات، محمد بن حسن صفار، ج1،ص482؛ کفایة الاثر، ص252.

    امام کاظم(ع)

    الامالی، شیخ صدوق، ص587؛ تهذیب الاحکام، ج6، ص108؛ عیون اخبار الرضاع، ج2، ص33؛ کمال الدین، شیخ صدوق،ص334؛ الغیبة، شیخ طوسی، ص44؛ بصائر الدرجات، ص356)

    امام رضا(ع)

    من لایحضره الفقیه، ج2، ص584؛ تهذیب الاحکام، ج6، ص108؛ عیون اخبار الرضا(ع)، ج2، ص26؛ الغیبة، طوسی، ص41.

    امام جواد(ع)

    عیون اخبار الرضاع، ج1، ص233؛ الغیبة، طوسی، ص73؛ کفایة الاثر، ص279؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج14، ص256.

    امام هادی(ع)

    الارشاد، شیخ مفید، ج2، ص297؛ کمال الدین،ص321؛ تهذیب الاحکام، ج4، ص305؛ امالی، شیخ طوسی، ص281؛ الغیبة، شیخ طوسی، ص201.

    امام حسن عسکری(ع)

    کمال الدین، ص380؛ الغیبة، شیخ طوسی، ص199؛ کفایة الاثر، ص289؛ بحار الانوار، ج50، ص241؛

    امام زمان(ع)

    من لایحضره الفقیه، ج1، ص231؛ ج3، تهذیب الاحکام، ص252؛ عیون اخبار الرضا ع، ج2، ص247؛ کمال الدین، ص18، الخصال، ص169؛ امالی صدوق، ص 287.

    این گوشه ای از آدرس این روایات بود، که البته از هر کتاب فقط یک آدرس داده شده، در حالی که این کتب روایات متعددی را ذکر کرده اند، که برای تتبع بیشتر میتوانید رجوع کنید.

    موفق باشید

    امامت امامان بعد از امام حسین (ع)

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89

    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  16. صلوات ها 3


  17. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    86
    حضور
    17 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    346



    با تشکر و سپاس فراوان از کارشناس محترم

  18. صلوات ها 2


  19. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    809
    حضور
    33 روز 4 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    1
    گالری
    55
    صلوات
    3874



    به نام خدا
    سلام

    البته صرف اينكه فقط دوازده نفر چنين كراماتي داشته اند و ما نمي توانيم دوازده نفر ديگر ذكر كنيم كه از چنان علم و كراماتي داشته اند خود يك دليل است كه سرچشمه يكي است.

    ویرایش توسط ناگفته هاي ناب : ۱۳۹۳/۰۷/۱۷ در ساعت ۲۳:۲۸
    شهر خالیست زعشاق بود کز طرفی***مردی از خویش برون آید و کاری بکند

    کو کریمی که ز بزم طربش غمزده ای***جرعه ای درکشد و دفع خماری بکند

    یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب***بود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند

  20. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۷/۲۵, ۱۸:۱۲ : 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود