صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: من نمی تونم با نمی دانم ازدواج کنم!!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    435
    حضور
    2 روز 21 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    103
    صلوات
    2721

    من نمی تونم با نمی دانم ازدواج کنم!!




    من نمی تونم با نمی دانم ازدواج کنم!!
    یه پسر رفته بود خواستگاری. توی اون فرصتی که بهش دادن تا با دختر خانم صحبت کنه چند تا سوال مطرح کرد.

    "اگه یه روز غذای کافی سر سفرمون نباشه شما چیکار می کنی؟ دختر گفت: نمی دونم. اگه یه روز توی زمستون وسیله گرمایشی مناسبی نداشته باشیم چیکار می کنی؟ دختر گفت: نمی دونم. اگه یه روز با تمام تلاشی که کردم، مدتی رو نتونستم درآمد خوبی کسب کنم و مجبور شدی از لباس نو و وسائل نیمه ضروریت چشم پوشی کنی چیکار می کنی؟ و دختر باز هم گفت نمی دونم.."
    پسر بعد از پرسیدن سوالاش از جاش پا شد و به دختر گفت، "از صداقتت ممنون اما من نمی تونم با نمی دونم ازدواج کنم

  2. صلوات ها 25


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    596
    حضور
    9 روز 17 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    9
    صلوات
    1754



    نقل قول نوشته اصلی توسط منتظر تنها نمایش پست ها
    پسر بعد از پرسیدن سوالاش از جاش پا شد و به دختر گفت، "از صداقتت ممنون اما من نمی تونم با نمی دونم ازدواج کنم
    هنر یک همسر (پسر یا دختر) اینست که اگر چیزی می داند و توانایی دارد، دست دیگری را هم بگیرد و بالا بیاورد...

    «هن لباس لکم و انتم لباس لهن» (187)بقره

    یعنی زن و شوهر
    متقابلا عیب و خطای یکدیگر را می پوشانند...

    (اللَّهُمَّ وَ أَنْطِقْنِي بِالْهُدَى، وَ أَلْهِمْنِي التَّقْوَى، وَ وَفِّقْنِي لِلَّتِي هِيَ أَزْكَى، وَ اسْتَعْمِلْنِي بِمَا هُوَ أَرْضَى)‏ صحیفه سجادیه-دعای بیستم

    امام خامنه ای (حفظه الله): ​[پروردگارا!] برای این حقیر و هرکسی که علاقه­‌مند است، شهادت را به‌عنوان آخرین پلّه­‌ی زندگی ما قرار بده (۱۳۹۶/۰۱/۰۱)

    شهادت محسن حججی؛ "کل یوم عاشورا و کل أرض کربلا"

  5. صلوات ها 18


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    435
    حضور
    2 روز 21 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    103
    صلوات
    2721



    نقل قول نوشته اصلی توسط مترصد نمایش پست ها


    هنر یک همسر (پسر یا دختر) اینست که اگر چیزی می داند و توانایی دارد، دست دیگری را هم بگیرد و بالا بیاورد...

    «هن لباس لکم و انتم لباس لهن» (187)بقره

    یعنی زن و شوهر
    متقابلا عیب و خطای یکدیگر را می پوشانند...
    سلام این زن عیب و خطاش خیلی بود

  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    1,017
    حضور
    40 روز 6 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    26
    صلوات
    3623



    با سلام
    چقدر مردم نازنازی شدن!
    هنر اینه که آدم از هیچی چیزی درست کنه نه اینکه همه چی مفتی اماده باشه!

    مثلا تو منطقه ای که ما زندگی می کنیم اگه بریم خواستگاری همون اول میگیم که اینجا ما چوب خشک و یه جوری میتراشیم که ازش ادم درست میشه !
    یعنی زندگی مشکله باید بیای سر زمین کار کنی بیل بزنی! می تونی خوشبخت بشی بیا...نمی تونی همین اول کار بگو که نیای.... ما ذاتمون طلاق ملاق توش نیست!
    ویرایش توسط پرنس کوچولو : ۱۳۹۳/۰۷/۲۱ در ساعت ۱۴:۲۸

  9. صلوات ها 10


  10. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8025



    نقل قول نوشته اصلی توسط منتظر تنها نمایش پست ها
    یه پسر رفته بود خواستگاری. توی اون فرصتی که بهش دادن تا با دختر خانم صحبت کنه چند تا سوال مطرح کرد.
    "اگه یه روز غذای کافی سر سفرمون نباشه شما چیکار می کنی؟ دختر گفت: نمی دونم. اگه یه روز توی زمستون وسیله گرمایشی مناسبی نداشته باشیم چیکار می کنی؟ دختر گفت: نمی دونم. اگه یه روز با تمام تلاشی که کردم، مدتی رو نتونستم درآمد خوبی کسب کنم و مجبور شدی از لباس نو و وسائل نیمه ضروریت چشم پوشی کنی چیکار می کنی؟ و دختر باز هم گفت نمی دونم.."
    پسر بعد از پرسیدن سوالاش از جاش پا شد و به دختر گفت، "از صداقتت ممنون اما من نمی تونم با نمی دونم ازدواج کنم
    سلام علیکم،
    به نظرم آن خانم هم باید می‌گفت که من هم نمی‌توانم با نمی‌توانم ازدواج کنم! احتمالاً شرم و حیا مانع از گفتن آن شده است که بجایش فقط گفته‌اند نمی‌دانم!
    به هر حال وظیفه‌ی مرده که تا حدّ توانش رفاه خانواده‌اش را فراهم کند، قرار نیست که در یک خواستگاری فقط خانم را بگذاریم در سه کنجی و بگوییم شاید هم فقیر شدیم شاید حتی از بس گرسنه بودیم حال نداشتیم بگوییم آه (اسم خدا) که با ناله سودا کنیم، شاید هم گوشه‌ی یک خرابه از گرسنگی مردیم در حالیکه سقف بالای سرمان آسمان بلند بود و رواندازمان نسیم و چراغ خوابمان ماه و ستارگان ... بعد هم انتظار داشته باشیم سرکار علیه همه‌اش بگویند که باشد من صبر خواهم کرد!
    شوخی کردم، این بزرگوار هم خودشان گفته‌اند که «اگر سعی کردم و نشد چه می‌کنی؟» و او گفت نمی‌دانم! ولی خوب روان‌شناسیش اینه که نمی‌دانم یعنی نمی‌خواهم، جواب ردّی مؤدبانه! نمی‌توانم در عبارت «نمی‌توانم با نمی‌دانم ازدواج کنم» یک نمی‌توانم ناشی از ناتوانی است و نه یک نمی‌توانم ناشی از نخواستن، یعنی اصلاً دختر حاضر نیست با او ازدواج کند که حالا او بخواهد و نتواند یا نخواهد و در نتیجه نتواند
    راستش شک کردم تحلیلم در بالا درست باشد، «نمی‌دانم» می‌تواند خیلی معانی بدهد، مثلاً ممکن است «جواب منفی مؤدبانه» باشد ... یا ممکن است «تردید ناشی از شوکه شدن» باشد که یعنی تا بحال راجع بهش فکر نکرده‌ام و ذهنیتم از ازدواج و زندگی مشترک چیز دیگری بوده است ... و می‌تواند «تردید بین خواستن و توانستن» باشد که دوست دارم صبور باشم ولی در عمل نمی‌دانم چقدر بتوانم این مواردی که فرمودید را تحمل کنم و ...
    کلاً فکر کنم اینکه آن آقا سریع بلند شوند و شتابزده به این نتیجه برسند که «نمی‌توانم با نمی‌دانم ازدواج کنم» خیلی منصفانه نباشد، خصوصاً که اگر آن خانم بگوید صبر می‌کنم هم لزوماً به آن معنی نیست که در عمل نیز بتوانند صبر کنند، مضافاً اینکه خود ان آقا هم معلوم نیست خودش آنقدر که از خانمش انتظار دارد صبر داشته باشد بتواند صبور باشد، شاید شکست‌های مادی او و به نتیجه نرسیدن‌های جهاد او در خارج از خانه سبب گردد تا برای خانواده‌اش اگر غذا نمی‌برد ولی به جایش عصبانیت و قهر و بداخلاقی ببرد، در چنین وضعی هم آیا باید از آن خانم انتظار صبر داشت؟ شاید ...
    فکر کنم باید یا لااقل بهتر است که آن آقا برای خواستگاری سؤالات بهتری را آماده کنند، در تحلیل پاسخ‌های خانم هم تأمل بیشتری کنند، روی خودشان هم شناخت بیشتری داشته باشند و در واقع تصویری که از خودشان دارند هم واقعی باشد و صرفاً نه آن چیزی باشد که آرزو دارند که باشند («
    حاسبوا انفسکم قبل أن تحاسبوا» یک کاربردش می‌تواند همینجا باشد)
       
    ببخشید که حقیر هم شتابزده پاسخ قرار دادم، ان شاء الله به دوستانی که صلوات گذاشته‌اند اطلاع‌رسانی می‌کنم که اگر خواستند صلواتشان را بردارند تا این ویرایش کردن حقیر هم مصداق بداخلاقی اینترنتی یا فریب‌کاری نباشد، صلوات غصبی از گلوی ما پایین نمی‌رود
       

    یا علی
    ویرایش توسط باء : ۱۳۹۳/۰۷/۲۱ در ساعت ۱۵:۲۲
    بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است،
    ... بضاعتی محدود و اثرگذاری نامحدود،
    نگران سوددهی‌اش هم نیستیم چون خدا تضمین کرده است که قیام به بار خواهد نشست
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...

    بزرگواران و دوستان و هم‌مباحثه‌ای‌ها، ان شاء الله اگر جسارتی کرده‌ام ببخشید و اگر کوتاهی کرده‌ام یا رنجشی به شما رسانده‌ام حلال کنید

  11. صلوات ها 21


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    435
    حضور
    2 روز 21 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    103
    صلوات
    2721



    نقل قول نوشته اصلی توسط عزرائیل نمایش پست ها
    مثلا تو منطقه ای که ما زندگی می کنیم اگه بریم خواستگاری همون اول میگیم که اینجا ما چوب خشک و یه جوری میتراشیم که ازش ادم درست میشه !
    حس می کنم دروغه!!

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    435
    حضور
    2 روز 21 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    103
    صلوات
    2721



    نقل قول نوشته اصلی توسط باء نمایش پست ها


    سلام علیکم،
    به نظرم آن خانم هم باید می‌گفت که من هم نمی‌توانم با نمی‌توانم ازدواج کنم! احتمالاً شرم و حیا مانع از گفتن آن شده است که بجایش فقط گفته‌اند نمی‌دانم!
    به هر حال وظیفه‌ی مرده که تا حدّ توانش رفاه خانواده‌اش را فراهم کند، قرار نیست که در یک خواستگاری فقط خانم را بگذاریم در سه کنجی و بگوییم شاید هم فقیر شدیم شاید حتی از بس گرسنه بودیم حال نداشتیم بگوییم آه (اسم خدا) که با ناله سودا کنیم، شاید هم گوشه‌ی یک خرابه از گرسنگی مردیم در حالیکه سقف بالای سرمان آسمان بلند بود و رواندازمان نسیم و چراغ خوابمان ماه و ستارگان ... بعد هم انتظار داشته باشیم سرکار علیه همه‌اش بگویند که باشد من صبر خواهم کرد!

    شوخی کردم، این بزرگوار هم خودشان گفته‌اند که «اگر سعی کردم و نشد چه می‌کنی؟» و او گفت نمی‌دانم! ولی خوب روان‌شناسیش اینه که نمی‌دانم یعنی نمی‌خواهم، جواب ردّی مؤدبانه! نمی‌توانم در عبارت «نمی‌توانم با نمی‌دانم ازدواج کنم» یک نمی‌توانم ناشی از ناتوانی است و نه یک نمی‌توانم ناشی از نخواستن، یعنی اصلاً دختر حاضر نیست با او ازدواج کند که حالا او بخواهد و نتواند یا نخواهد و در نتیجه نتواند
    یا علی
    همیشه زندگی بر وفق مراد نیست

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    فرار
    نوشته
    468
    حضور
    25 روز 12 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2012



    نقل قول نوشته اصلی توسط مترصد نمایش پست ها
    هنر یک همسر (پسر یا دختر) اینست که اگر چیزی می داند و توانایی دارد، دست دیگری را هم بگیرد و بالا بیاورد...
    هرگز به امید تغییر کردن یک فرد با او وارد زندگی مشترک نشوید!
    بزرگترین پشیمانی ام،
    ساعت ها جمله ساختن برای کسانی بود که لیاقت یک کلمه را هم نداشتند...
    (ایلهان برک)

  17. صلوات ها 14


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    1,017
    حضور
    40 روز 6 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    26
    صلوات
    3623



    نقل قول نوشته اصلی توسط منتظر تنها نمایش پست ها
    حس می کنم دروغه!!
    سلام
    نه دروغ نیست که!...اون قدیمی ترها یادمه اینطوری بودن
    تازه این که چیزی نیست... زنهای اینجا مثل مرد هستن هرچی کتک بخورن هیچ وقت قهر نمی کنن خونه پدرشون برن، شکایت هم نمیکنن پول بگیرن ،دادگاه هم نمیرن طلاق بگبرن و البته قبرستون هم نمیرن که بمیرن!!

    خب شاید بگین مگه می شه اینطوری ولی اینجا همینطوری بوده و هست و تا اخر می مونه...جنس قوم ما ذاتش اینطوریه کاریش نمیشه کرد!

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    308
    حضور
    8 روز 8 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1228



    نقل قول نوشته اصلی توسط عزرائیل نمایش پست ها
    سلام
    نه دروغ نیست که!...اون قدیمی ترها یادمه اینطوری بودن
    تازه این که چیزی نیست... زنهای اینجا مثل مرد هستن هرچی کتک بخورن هیچ وقت قهر نمی کنن خونه پدرشون برن، شکایت هم نمیکنن پول بگیرن ،دادگاه هم نمیرن طلاق بگبرن و البته قبرستون هم نمیرن که بمیرن!!


    خب شاید بگین مگه می شه اینطوری ولی اینجا همینطوری بوده و هست و تا اخر می مونه...جنس قوم ما ذاتش اینطوریه کاریش نمیشه کرد!


    سلام
    بعد منطقه شما کجا هست ما بیایم دختر بگیریم


    ی وقتی طرف تلاش میکنه اما دخل و خرجش نمی رسونه . اون همه تلاشش را کرده ولی نشده.
    ی وقتی طرف کم میذاره یا بهتربگم کلا بی خیال هست و این جای غر زدن بسیار دارد. و جواب همون نمی دونم دختر خانم بالا
    ویرایش توسط lili66 : ۱۳۹۳/۰۷/۲۱ در ساعت ۲۰:۳۰
    ناشنوا باش، وقتی از محال بود ن آرزوهایت سخن می گویند
    خداوند برای امید رسیدن به همه ارزوهایت کافیست

    همانا او شنوای داناست


  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود