صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: صحت حدیثی از امام علی(ع): دو خلیفه از سنت و روش رسول خدا (ص) تجاوز نکردند

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    79
    حضور
    10 روز 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    253

    اشاره صحت حدیثی از امام علی(ع): دو خلیفه از سنت و روش رسول خدا (ص) تجاوز نکردند




    سلام علیکم
    مقاله ای از آقای سید علی اصغر غروی میخواندم ، در بخشی از مقاله ایشان همچین ادعایی کرده اند:

    در کتاب الغارات ثقفی شیعی از قول امیرالمومنین علی(ع) آورده است که: «چون رسول خدا (ص) فرائضی را که بر عهده اوست به انجام رسانید، خداوند عزوجل او را از این جهان فانی به دیار باقی برد، صلوات خدا و رحمت و برکاتش بر او باد، سپس مسلمین دو نفر امیر شایسته را جانشین او کردند و آن دو امیر به کتاب و سنت عمل کرده و سیره خود را نیکو کرده و از سنت و روش رسول خدا(ص) تجاوز نکردند آنگاه خدای عزوجل ایشان را قبض روح کرد. خداوند ایشان را مورد مرحمت قرار دهد.»

    خواستم بدونم این مطلب صحیحه؟ و اگر صحیح است و ایشان
    از سنت و روش رسول خدا(ص) تجاوز نکردند چگونه با باور شیعیان در مورد نحوه نماز خواندن و.... خلفا جور در میاد؟

    پیشاپیش از پاسخ شما تشکر میکنم

    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۳/۱۲/۱۳ در ساعت ۱۹:۲۲

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,525
    حضور
    175 روز 3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58319



    با نام و یاد دوست





    صحت حدیثی از امام علی(ع): دو خلیفه از سنت و روش رسول خدا (ص) تجاوز نکردند








    کارشناس بحث: استاد صدرا


  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    با سلام و عرض ادب

    مقدمه:

    کتاب «الغارات»، تاليف «ابو اسحاق ابراهيم بن محمد ثقفى اصفهانى» متوفى سنه ی283هجرى قمرى از جمله آثار گرانقدر تاريخى تالیف شده شیعه در قرن سوم می باشد.

    مقصود مؤلف از وجه نام گذاری کتاب آنچنان که محدث ارموی می گوید اشاره به حملات وحشيانه و غارت‏ها و كشت و كشتارهایی است که بعد از جنگ نهروان از سوی معاویه در ولايات و شهرهاى زير فرمان امير المؤمنين عليه السّلام اتفاق افتاده است.

    مطالبى كه در اين كتاب نقل شده است اغلب در همين موضوع مى‏باشد؛ ‌البته نویسنده، داستان‏هاى ديگرى به تناسب نقل مى‏كند و پاره ای از حوادث آن روز را هم در كتاب خود آورده است
    .

    این کتاب به همت سید جلال الدین محدث ارموی[1] بر اساس نسخه ای که در دسترس ایشان بوده که دارای اشکالات متعددی بوده، پس از تصحیح بچاپ رسیده است.

    محدث ارموی در مقدمه ی این کتاب می نویسد:

    نظر به آنكه نسخه ی مخطوط كتاب «الغارات» كه متعلّق به نگارنده و أساس طبع كتاب حاضر است مشوّش و مندمج و درهم و برهم و غير مصحّح بود از اين روى در صدد بر آمدم كه نسخه ی ديگرى را از آن بدست آورم تا در تصحيح كتاب از آن نيز كمك گرفته و از هر دو استفاده كنم متأسّفانه تير اين آرزو به هدف مقصود نرسيد(وبه نسخه ای دسترسی پیدا ننمودم)... (لذا)با نسخه كهنه خود ساختم و به وصله و پينه آن پرداختم و أساس طبع را بر همان نسخه ی موجود منحصر به فرد گذارده و مطاوى آن را به كمك گرفتن از موارد نقل مطالب آن تصحيح و طبع كردم تا به توفيق خدا كار آن به جائى رسيد كه با تمام مشكلات و مبهماتى كه در آن باقي مانده است مصداق اين مصراع «بدين شكستگى ارزد به صد هزار درست» گرديد.

    بنابراین کتاب موجود الغارات کتابی است که بر اساس نسخه ی مرحوم محدث ارموی و بعد از اصلاحات ایشان بچاپ رسیده است؛ که در این صورت به علت منحصر بودن نسخه ی آن، نمی توان به مطالبی که تنها در آن ذکر شده و در کتب دیگر تارخی نیامده است، به عنوان اصلی استناد نمود.

    ادامه دارد.


    [1].سید جلال الدین محدث ارموی (زاده ۲ آذر ۱۲۸۳ برابر ۱۳ رمضان ۱۳۲۳ ه. ق در ارومیه - درگذشته ۵ آبان ۱۳۵۸)، تصحیح‌کننده و پژوهش‌گر متون کهن و قرآن‌پژوه ایرانی بود.
    صحت حدیثی از امام علی(ع): دو خلیفه از سنت و روش رسول خدا (ص) تجاوز نکردند
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    ب)‌‌ باید توجه داشت که مهمترین وجه افتراق مکتب اهل بیت علیهم السلام با مکتب خلفا، در تبیین چیستی و جایگاه امامت می باشد. در اصول مکتب امامیه امامت اصلی از اصول اسلام و جایگاه رفیعی است که استمرار بخش امر نبوت خواهد بود و بدیهی است که مشروعیت چنین امری الهی بوده و مردم هیچ نقشی در مشروعیت بخشی آن نخواهند داشت؛ بلکه نقش آنان در تحقق حکومت الهی و مقبولیت بخشی به آن خواهد بود.

    حضرت علی بن موسی الرضا علیه الاف التهیة والثناء در رابطه با جایگاه و شان رفیع امامت می فرمایند:
    «انَّ الْامامَةَ هِىَ مَنْزِلَةُ الْانْبِياءِ وَ ارْثُ الْاوْصِياءِ، انَّ الْامامَةَ خِلافَةُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ خِلافَةُ الرَّسُولِ ... إنّ الإمامة زمام الدين وعزّ المؤمنين. إنّ الإمامة أسّ‏ الإسلام النامي وفرعه السامي ...»؛[1] امامت، مقام پيامبران، و ارثِ جانشينان (انبيا) است، امامت جانشينى خدا و رسول اوست ...امامت، زمام دين و مايه ی عزت مؤمنین است.امامت، پايه ی اساسى اسلام پويا و شاخه ی بلند آن است.

    همچنین حضرت امام علی عليه السَّلام در خطبه دوم نهج البلاغه، منزلت اهل بيت عليهم السَّلام را چنين معرفى مى كند: «مَوضِعُ سِرِّهِ وَلجأُ أَمْرِهِ وَعَيْبَهُ عِلْمِهِ وَموئِلُ حُكْمِهِ، وَكهُوفُ كُتُبهِ، وَجِبالُ دينِهِ؛ بِهِمْ اقامَ انْحِناءَ ظَهْرِهِ وَأَذْهَبَ ارتعادَ فَرائِضِهِ... لا يُقاسُ‏ بِآل مُحَمَّد (صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم) مِنْ هذِهِ الأُمّه أَحد، ولا يُسوّى بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتهُمْ عَلَيْهِ أَبداً، هُمْ أَساسُ الدِّين وَعِمادُ اليَقينِ، إِلَيْهِمْ يَفى‏ءُ الغالى وَبِهِمْ يلحَقُ التالى وَلَهُمْ خَصائصُ حَقِ الوِلايَه وَفِيِهمُ الوَصيّهُ وَالوراثَهُ، الآنَ إِذْ رَجَعَ الحَقّ إِلى أَهْلِهِ وَنقل إِلى مُنتقَله»؛جايگاه راز خدا، پناهگاه دين او، صندوق علم او، مرجع حكم او، گنجيينه هاى كتاب هاى او، و كوه هاى دين او مى باشند. به وسيله آنها پشت دين را راست كرد و تزلزلش را مرتفع ساخت... احدى از امت با آل محمد قابل قياس نيست. كسانى را كه از نعمت آنها متنعمند با خود آنها نتوان هم ترازو كرد، آنان ركن دين و پايه يقينند، تند روان بايد به آنان (كه ميانه روند) برگردند و كند روان بايد سعى كنند به آنان برسند، شرايط ولايت امور مسلمين در آنها جمع است و وصيت پيامبر درباره آنها است و آنان كمالات نبوى را به ارث برده اند، اين هنگام است زمانى كه حق به اهلش بازگشته به جاى اصلى خود منتقل گشته است.

    و چه نصى روشن تر و بالاتر از از اين كه مى فرمايد: «وفيهم الوصيه والوراثه»؛وصيت رسول خدا و وراثت او در ميان آنها است.

    و نيز مى فرمايد: «أيْنَ الّذينَ زَعَمُوا انّهُمُ الرّاسِخُونَ فِى العِلْمِ دُوننا، كذباً وَبَغْياً عَلَيْنا ان رَفَعَنا اللّه وَوَضَعَهُمْ، وَأعْطانا وَحَرَّمهُمْ، وادخلنا وأخرجهُم، بِنا يُستَعطى ويُسْتَجلى العَمى، إِنَّ الأئِمَّه مِنْ قُريش غَرَسُوا فى هذا الْبَطْنِ مِنْ هاشِم لا تصلح عَلى سِواهُمْ وَلا تصلح الوُلاهَ من‏ غَيْرِهِمْ».[2] كجايند كسانى كه به دروغ و از روى حسد- گمان مى كنند كه آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پايين، به ما عنايت كرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد كرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسيله ما هدايت حاصل مى شود، و كورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قريش اند امّا نه همه قريش بلكه خصوص يك تيره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شايسته نيست و كسى غير از آنان چنين شايستگى را ندارد.

    با توجه به چنین مبنایی است که امام علی علیه السلام به هنگام رجوع مردم به آنحضرت در امر خلافت و رهبری فرمودند:
    «فَوَ اللّهِ ما زِلْتُ مَدْفُوعاً عَنْ حَقّى مُسْتَأْثَراً عَلىَّ مُنْذُ قَبَضَ اللّهُ نَبِيَّهُ (صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم) حَتّى يَومِ النّاسِ هذا»؛[3] به خدا سوگند از روزى كه خدا جان پيامبر خويش را تحويل گرفت تا امروز همواره حق مسلم من از من سلب شده است.

    ج) اینکه گفته شود امام علی علیه السلام خلافت و روش خلفای پیش از خود را ستوده اند خلاف چنین اعتقادی خواهد بود؛ زیرا امام حق، هیچگاه مشروعیت امر باطلی را تائید نخواهد نمود؛ همچنان که به اقرار نصوص روایی اهل سنت، نظر امام علی علیه السلام در مورد ابوبکر و عمر آن بود که این دو نفر دروغگو،گناهکار،پیمان شکن و خائن بوده اند:

    «پس شما دو نفر (علی وعباس) اعتقادتان این بود که ابوبکر دروغگو،گناهکار،پیمان شکن و خائن بود،و خدا می داند که او راست گفت،و تابع حق بود، پس چون ابوبکر فوت کرد من جانشین رسول الله صلی الله علیه وآله و ابوبکر شدم، اما نظر شما درمورد من این بود که من دروغگو، گناهکار، پیمان شکن و خائن هستم ولی خدا می داند که من راست می گفتم و درستکار و راشد و تابع حق هستم». [4]


    همچنین آنحضرت در بیانی دیگر ناخشنودی خویش را از دوری مردم از امام هدایت و مبتلا شدن به بدعتها چنین بیان می دارند:
    «قَدْ عَمِلَتِ الْوُلَاة قَبْلِى أعْمَالًا خَالَفُوا فِيهَا رَسُولَ اللهِ صَلَّى الله عَليه وَ آله و سلّم مُتَعَمِّدِينَ لِخِلافَة، نَاقِضِينَ لِعَهْدِهِ، مُغَيرينَ لِسُنَّة؛ وَ لَوْ حَمَلْتُ النَّاسُ عَلَى تَرْكهَا وَ حَوَّلْتُها إلَى موَاضِعِهَا وَ الَى مَا كانَت فِى عَهْدِ رَسُولِ اللهِ صَلّى الله عليه و آله و سلّم لَتَفِرَّقَ عَنِّى جُنْدِى حَتَّى أبْقَى وَحْدِى أوْ قَلِيلٌ مِنْ شِيعَتِى الَّذِينَ عَرَفُوا فَضْلِى وَ فَرْضَ إمَامَتى مِنْ كتابِ اللهِ عَزّ وَ جَلَّ وَ سُنَّة رَسُولِ اللهِ صَلّى الله عليه و آله و سلّم»،[5]

    واليان و أميران پيش از من كارهائى را انجام دادند كه با دستورات صريح رسول خدا صلی الله علیه وآله مخالف بود . آنان از روى عمد و توجه ، مرتكب تحريف و شكستن سنتهاى نبوى و تعيير احكام الهى گشتند. من اگر مى خواستم مردم را بر ترك آن احكام وادار سازم و احكام تغيير يافته را به حالت نخستين آنها يعنى همانطور كه زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله معمول بود بازگردانم ، لشكريانم از گردم پراكنده مى شدند و يكه و تنها باقى مى ماندم و يا حداكثر اندكى از شيعيانم با من همراهى مى نمودند، شیعیانی كه فضل مرا شناخته‏ و لزوم إمامت مرا از كتاب خدا و سُنَّت پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم دانسته ‏اند.


    بنابراین اگر در نقلی حتی در صورتی که صحیح السند نیز باشد بیان شده باشد که انتخاب امام در حیطه ی اختیار مردم است و یا اینکه خشنودی امام علی علیه السلام و سایر اهل بیت علیهم السلام را از روش خلفای غاصب بیان گردیده باشد؛ بخاطر مخالفت با امری قطعی، نمی توان به ظاهر آن تمسک نمود؛ بلکه در صورت صحت سند، در مدلول و محتوای حدیث تصرف شده و حمل بر محملی قابل قبول می گردد و در صورت ضعف سند حکم به بطلان حدیث خواهد شد.


    ادامه دارد.

    [1] . الکافی، الکلینی، ج1، ص200، انتشارات دارالکتب اسلامیة.

    [2] . نهج البلاغه، خطبه 107.

    [3] . نهج البلاغه، خطبه 6.

    [4] .صحیح مسلم، باب حکم الفیء، ح4676،‌دارالجیل:« قَالَ فَلَمَّا تُوُفِّىَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- قَالَ أَبُو بَكْرٍ أَنَا وَلِىُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- فَجِئْتُمَا تَطْلُبُ مِيرَاثَكَ مِنَ ابْنِ أَخِيكَ وَيَطْلُبُ هَذَا مِيرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِيهَا فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- « مَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ ». فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ثُمَّ تُوُفِّىَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِىُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- وَوَلِىُّ أَبِى بَكْرٍ فَرَأَيْتُمَانِى كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنِّى لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ».

    [5] .الکافی، الکلینی، ج8، ص59، انتشارات دارالکتب اسلامیة.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۳/۰۷/۱۸ در ساعت ۱۹:۴۶
    صحت حدیثی از امام علی(ع): دو خلیفه از سنت و روش رسول خدا (ص) تجاوز نکردند
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    نگاهی به نامه ی امام علی علیه السلام به نقل از کتاب «الغارات»
    قسمتی از نامه ی امام علی علیه السلام در حکم انتصاب «قیس بن سعد بن عبادة انصاری»، بدین صورت است:

    بنام خداوند بخشنده مهربان، اين نامه از بنده خدا على بن ابى طالب امير المؤمنين براى مسلمانانى كه اين نامه را بشنوند. سلام خداوند بر شما باد، سپاس مى‏ گويم خداوندى را كه جز او خدائى نيست و او يكتا و بى‏ همتا مى‏ باشد. اما بعد، خداوند با تقدير و اراده و تدبيرش اسلام را برگزيد، و آن را دين خود و فرشتگان و رسولانش قرار داد، و پيامبران را مبعوث فرمود تا آن دين را به مردم برسانند، خداوند اسلام را به برگزيدگان مخصوص گردانيد و اين امت را بوسيله شريعت مقدس اسلام گرامى داشته و آن را فضيلت بخشيده است.

    خداوند محمد صلّى الله عليه و آله را برانگيخت و كتاب و حكمت و سنت و فرائض را به او تعليم فرمود. پيامبر آنها را ادب ياد داد تا هدايت گردند، و آنها را جمع كرد تا پراكنده نگردند، و آنان را تزكيه نمود، تا از آلودگي ها پاك شوند بعد از آنكه احكام خدا را رسانيد خداوند او را نزد خود فرا خواند، درود خدا و رضوان او بر آن حضرت باد
    . بعد از آن مسلمانان دو نفر مرد شايسته را از بين خود انتخاب كردند، و آنها هم به كتاب خدا و سنت رفتار نمودند، و با مردم نيكو معاشرت داشتند، تا آنگاه كه آنها نيز جهان را وداع كردند، بعد از آن دو كس ديگرى در جاى آنها قرار گرفت. او در حكومت خود چيزهاى تازه‏اى پديد آورد و بدعت‏هائى ايجاد نمود.

    «ثمّ إنّ المسلمين من بعده استخلفوا امرأين منهم صالحين عملا بالكتاب و أحسنا السّيرة و لم يتعدّيا السّنّة ثمّ توفّاهما الله فرحمهما الله، ثمّ ولّى من‏
    بعدهما وال أحدث أحداثا فوجدت الأمّة عليه مقالا، فقالوا، ثمّ نقموا عليه فغيّروا».[1]

    مردم از آن اعمال ناراحت شدند و گفتگوها آغاز گرديد، بعد از آن بر او شوريدند و اوضاع و احوال را دگرگون كردند، نزد من آمدند و با من بيعت نمودند. اينك از خداوند راه‏نمائى مى ‏خواهم و بر تقوى و حسن عمل از او يارى طلب مى‏كنم
    ...

    در بررسی این نامه می گوئیم:
    فقره ی مورد بحث این نامه با اصول اعتقادی مکتب اهل بیت علیهم السلام ناسازگار است؛ لذا در صورتی که در سند این نامه نیز تردیدی نباشد،‌ و این فقره را از زیادات مخالفین ندانیم، این قسمت از متن نامه توجیه و یا حمل بر تقیه و مصلحت می گردد؛ به اینکه شرایط حاکم بر جامعه ی مصر و جایگاه خلفای پیشین در نزد آنان به گونه ای نبوده که امام به ناحق بودن و غاصب بودن آنها تصریح بفرمایند؛ لذا حضرت تنها به بدعتگذاری عثمان و شوریدن مردم علیه وی که همه ی مردم بر آن متفق بودند اکتفاء فرمودند.

    موفق باشید.


    [1] .الغارات، ج1، ص210، دارالکتاب، قم.
    صحت حدیثی از امام علی(ع): دو خلیفه از سنت و روش رسول خدا (ص) تجاوز نکردند
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    79
    حضور
    10 روز 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    253



    با تشکر از پاسخ شما
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها


    ؛ همچنان که به اقرار نصوص روایی اهل سنت، نظر امام علی علیه السلام در مورد ابوبکر و عمر آن بود که این دو نفر دروغگو،گناهکار،پیمان شکن و خائن بوده اند:

    «پس شما دو نفر (علی وعباس) اعتقادتان این بود که ابوبکر دروغگو،گناهکار،پیمان شکن و خائن بود،و خدا می داند که او راست گفت،و تابع حق بود، پس چون ابوبکر فوت کرد من جانشین رسول الله صلی الله علیه وآله و ابوبکر شدم، اما نظر شما درمورد من این بود که من دروغگو، گناهکار، پیمان شکن و خائن هستم ولی خدا می داند که من راست می گفتم و درستکار و راشد و تابع حق هستم». [4]



    [4] .صحیح مسلم، باب حکم الفیء، ح4676،‌دارالجیل:« قَالَ فَلَمَّا تُوُفِّىَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- قَالَ أَبُو بَكْرٍ أَنَا وَلِىُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- فَجِئْتُمَا تَطْلُبُ مِيرَاثَكَ مِنَ ابْنِ أَخِيكَ وَيَطْلُبُ هَذَا مِيرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِيهَا فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- « مَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ ». فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ثُمَّ تُوُفِّىَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِىُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- وَوَلِىُّ أَبِى بَكْرٍ فَرَأَيْتُمَانِى كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنِّى لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ».

    .
    شما نوشتین"نظر امام علی علیه السلام در مورد ابوبکر و عمر آن بود که این دو نفر دروغگو،گناهکار،پیمان شکن و خائن بوده اند"
    ببخشید ولی در این روایت که گذاشتین علی (ع ) درباره ابوبکر میفرماید:و خدا می داند که او راست گفت،و تابع حق بود
    ؟؟؟؟؟

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    79
    حضور
    10 روز 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    253



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها


    خداوند محمد صلّى الله عليه و آله را برانگيخت و كتاب و حكمت و سنت و فرائض را به او تعليم فرمود. پيامبر آنها را ادب ياد داد تا هدايت گردند، و آنها را جمع كرد تا پراكنده نگردند، و آنان را تزكيه نمود، تا از آلودگي ها پاك شوند بعد از آنكه احكام خدا را رسانيد خداوند او را نزد خود فرا خواند، درود خدا و رضوان او بر آن حضرت باد
    . بعد از آن مسلمانان دو نفر مرد شايسته را از بين خود انتخاب كردند، و آنها هم به كتاب خدا و سنت رفتار نمودند، و با مردم نيكو معاشرت داشتند، تا آنگاه كه آنها نيز جهان را وداع كردند، بعد از آن دو كس ديگرى در جاى آنها قرار گرفت. او در حكومت خود چيزهاى تازه‏اى پديد آورد و بدعت‏هائى ايجاد نمود.

    «ثمّ إنّ المسلمين من بعده استخلفوا امرأين منهم صالحين عملا بالكتاب و أحسنا السّيرة و لم يتعدّيا السّنّة ثمّ توفّاهما الله فرحمهما الله، ثمّ ولّى من‏
    بعدهما وال أحدث أحداثا فوجدت الأمّة عليه مقالا، فقالوا، ثمّ نقموا عليه فغيّروا».[1]

    مردم از آن اعمال ناراحت شدند و گفتگوها آغاز گرديد، بعد از آن بر او شوريدند و اوضاع و احوال را دگرگون كردند، نزد من آمدند و با من بيعت نمودند. اينك از خداوند راه‏نمائى مى ‏خواهم و بر تقوى و حسن عمل از او يارى طلب مى‏كنم
    ...

    در بررسی این نامه می گوئیم:
    فقره ی مورد بحث این نامه با اصول اعتقادی مکتب اهل بیت علیهم السلام ناسازگار است؛ لذا در صورتی که در سند این نامه نیز تردیدی نباشد،‌ و این فقره را از زیادات مخالفین ندانیم، این قسمت از متن نامه توجیه و یا حمل بر تقیه و مصلحت می گردد؛ به اینکه شرایط حاکم بر جامعه ی مصر و جایگاه خلفای پیشین در نزد آنان به گونه ای نبوده که امام به ناحق بودن و غاصب بودن آنها تصریح بفرمایند؛ لذا حضرت تنها به بدعتگذاری عثمان و شوریدن مردم علیه وی که همه ی مردم بر آن متفق بودند اکتفاء فرمودند.

    موفق باشید.


    [1] .الغارات، ج1، ص210، دارالکتاب، قم.
    ببخشید این یه مورد رو هم اصلا نمیتونم بپذیرم....ما داریم درباره امام علی (ع) صحبت میکنیم...درباره ایشان (5 تن ال عبا) آیه تطهیر نازل شده!! نعوذ بالله که بخوایم بگیم بخاطر تقیه بوده.....اونم درجایی که نیازی نبوده...ایشان خلیفه بوده در زمان نوشتن نامه، و میتونستن اصلا درباره عمر و ابوبکر صحبت نکنن و اتفاقی هم نمی افتاد تا این که بگیم تقیه کردن!(نعوذ بالله) کسی که شمشیر بیخ گلوشون نذاشته بوده که !اصلا میشد در این نامه در این باره صحبت نکنن...
    به نظرم چند راه بیشتر نداریم:
    خطبه شقشقیه به نظرم بیشترین تضاد رو با این متن داره و میشه ازش به این صورت استفاده کرد:
    1-خطبه شقشقیه صحیحه و این نامه به کل دروغه(برای این باید اثبات کنیم که خطبه شقشقیه از سندیت خیلی بیشتری برخورداره)
    2- نامه صحیحه و خطبه شقشقیه به کل دروغه
    3-هر دو صحیح هستند(که این امکان نداره چون که میشه جمع نقیضین)
    4- هر دو دروغ

    میشه مورد 1 رو اثبات کرد؟

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    دفاع از حضرت زهرا (س)-سید عباس-اکبر بیرامی
    نوشته
    1,424
    حضور
    33 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    2
    گالری
    2
    صلوات
    2980



    نقل قول نوشته اصلی توسط *EHSAN* نمایش پست ها
    بخشید این یه مورد رو هم اصلا نمیتونم بپذیرم....ما داریم درباره امام علی (ع) صحبت میکنیم...درباره ایشان (5 تن ال عبا) آیه تطهیر نازل شده!! نعوذ بالله که بخوایم بگیم بخاطر تقیه بوده.....اونم درجایی که نیازی نبوده...ایشان خلیفه بوده در زمان نوشتن نامه، و میتونستن اصلا درباره عمر و ابوبکر صحبت نکنن و اتفاقی هم نمی افتاد تا این که بگیم تقیه کردن!(نعوذ بالله) کسی که شمشیر بیخ گلوشون نذاشته بوده که !اصلا میشد در این نامه در این باره صحبت نکنن...
    به نظرم چند راه بیشتر نداریم:
    خطبه شقشقیه به نظرم بیشترین تضاد رو با این متن داره و میشه ازش به این صورت استفاده کرد:
    1-خطبه شقشقیه صحیحه و این نامه به کل دروغه(برای این باید اثبات کنیم که خطبه شقشقیه از سندیت خیلی بیشتری برخورداره)
    2- نامه صحیحه و خطبه شقشقیه به کل دروغه
    3-هر دو صحیح هستند(که این امکان نداره چون که میشه جمع نقیضین)
    4- هر دو دروغ
    السلام علیکم و رحمت الله وبرکاته !!

    عید الله اکبر را به همه شیعیان و اهل سنت تبریک عرض می کنم!!!

    عزیز من ما یک بحث روایت شاذ داریم !!

    الأولى : الشاذ وهو على الأظهر الأشهر بين أهل الدراية والحديث ، هو ما رواه الثقة مخالفا لما رواه جماعة ، ولم يكن له إلا اسناد واحد . فخرج بقيد الثقة ، والمنكر والمردود وبقيد المخالفة ، المفرد بأول معنييه المزبورين ، وبقيد اتحاد الإسناد ، المتن الواحد المروي بسندين أو أكثر فإنه ليس بشاذ
    دراسات فی علم الدرایه ص 45

    آنچه که روایت کرده است ثقه مخالف روایت جماعت و نمی باشد برای مگر یک سند واحد !!!

    نتیجه گیری با خودتان زیرا اگر نظر امام علی ع در مورد خلفا رو بیان بکنیم از کتب شیعه و سنی به حد تواتر شایدم برسد !!





    قابل توجه تهمت زنندگان ::
    ان شاء الله در آن دنیا با هم صحبت می کنیم و فقط یک سوال دارم چرا واقعا تهمت زدند ؟؟؟
    نکند ظاهر و باطن و عالم الغیب بودند نعوذ بالله ؟؟؟
    امام سجاد ع می فرمایند:
    لاستحل رجال مسلمون دمی * یرون أقبح ما یأتونه حسنا
    ای بسا اگر برخی لباب علمم ظاهر کنم مردم می گند امام سجاد بت پرسته یک مشت مسلمان خونم را می ریزن





  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    79
    حضور
    10 روز 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    253



    نقل قول نوشته اصلی توسط ammarshia نمایش پست ها
    السلام علیکم و رحمت الله وبرکاته !!

    عید الله اکبر را به همه شیعیان و اهل سنت تبریک عرض می کنم!!!

    عزیز من ما یک بحث روایت شاذ داریم !!

    الأولى : الشاذ وهو على الأظهر الأشهر بين أهل الدراية والحديث ، هو ما رواه الثقة مخالفا لما رواه جماعة ، ولم يكن له إلا اسناد واحد . فخرج بقيد الثقة ، والمنكر والمردود وبقيد المخالفة ، المفرد بأول معنييه المزبورين ، وبقيد اتحاد الإسناد ، المتن الواحد المروي بسندين أو أكثر فإنه ليس بشاذ
    دراسات فی علم الدرایه ص 45

    آنچه که روایت کرده است ثقه مخالف روایت جماعت و نمی باشد برای مگر یک سند واحد !!!

    نتیجه گیری با خودتان زیرا اگر نظر امام علی ع در مورد خلفا رو بیان بکنیم از کتب شیعه و سنی به حد تواتر شایدم برسد !!

    با تشکر
    پارسی گو گرچه تازی خوشتر است...عشق را خود صد زبان دیگر است :)

    ببخشید میشه به فارسی روان بیشتر باز کنید مخصوصا اون قسمت که به سبز بولد کردم...فکر کنم درست متوجه نشدم

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    دفاع از حضرت زهرا (س)-سید عباس-اکبر بیرامی
    نوشته
    1,424
    حضور
    33 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    2
    گالری
    2
    صلوات
    2980



    سلام برادر احسان عزیز

    نگاه کنید ما روایت های اجماعی داریم در مورد نظر امیر المومنین در مورد خلفا که به حد یقین می رسد در قضیه شوری و سنت خلفا ولیکن این روایت هم وجود دارد در مقابلش اگر این روایت صحیح باشد در مقابل احادیث جماعتی قرار می گیرد که شاذ می شود !!و مورد قبول نیست !!

    سید مرتضی می گوید :
    وإنما أوردنا بهذه الإشارة أن أصحابنا كلهم سلفهم وخلفهم ومتقدمهم ومتأخرهم يمنعون من العمل بأخبار الآحاد ومن القياس في الشريعة ، ويعيبون أشد عيب الذاهب إليهما والمتعلق في الشريعة بهما

    داداش می بینید این اخبار واحد اصحاب ما کلهم سلف و متقدم و متاخرشان منع می کردند از عمل به خبر آحاد !!

    در اعتقادات به خبر واحد نمی شه اعتنا کرد::

    130 - القول في أخبار الآحاد وأقول : إنه لا يجب العلم ولا العمل بشئ من أخبار الآحاد ، ولا يجوز لأحد أن يقطع بخبر الواحد في الدين إلا أن يقترن به ما يدل على صدق راويه على البيان . وهذا مذهب جمهور الشيعة وكثير من المعتزلة والمحكمة وطائفة من المرجئة وهو خلاف لما عليه متفقهة العامة وأصحاب الرأي .
    اوائل المقالات ص122

    شیخ مفید ره هم چنین می فرماید

    قابل توجه تهمت زنندگان ::
    ان شاء الله در آن دنیا با هم صحبت می کنیم و فقط یک سوال دارم چرا واقعا تهمت زدند ؟؟؟
    نکند ظاهر و باطن و عالم الغیب بودند نعوذ بالله ؟؟؟
    امام سجاد ع می فرمایند:
    لاستحل رجال مسلمون دمی * یرون أقبح ما یأتونه حسنا
    ای بسا اگر برخی لباب علمم ظاهر کنم مردم می گند امام سجاد بت پرسته یک مشت مسلمان خونم را می ریزن





  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 6

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود