صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: جریان صحیفه ملعونه چیست؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    49
    حضور
    1 روز 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    140

    اشاره جریان صحیفه ملعونه چیست؟




    جریان این صحیفه ملعونه که در حاشیه برخی تقاویم آمده چیست؟
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۳/۰۹/۲۸ در ساعت ۰۰:۳۸
    قُلْ لِعِبادِيَ الَّذينَ آمَنُوا يُقيمُوا الصَّلاةَ وَ يُنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فيهِ وَ لا خِلال

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,516
    حضور
    175 روز 1 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58316



    با نام و یاد دوست





    جریان صحیفه ملعونه چیست؟








    کارشناس بحث: استاد سید محسن


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    علم
    نوشته
    1,263
    حضور
    24 روز 18 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2646



    با سلام
    در کدام تقویم صحیفه ملعونه آمده است؟

  7. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    علم
    نوشته
    1,263
    حضور
    24 روز 18 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2646



    صحیفه ملعونه
    به این آدرس مراجعه فرمایید
    http://www.pajoohe.com/fa/index.php?...tion&UID=39077
    http://www.wikifeqh.ir/%D8%B5%D8%AD%...88%D9%86%D9%87

  8. صلوات


  9. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    با سلام

    ا امیرالمومنین علی(ع) می­فرمایند: همانا آغاز پدید آمدن فتنه­ها (فرقه­ها) هوا پرستی و بدعت گذاری در احکام آسمانی است.[1]
    اگر کسی در تاریخ فرقه­ها مطالعه کند می­بیند که معمولا فرقه­سازی­ها با همپیمان شدن و برنامه ریزی عده­ای منافق که به خاطر هوا و هوس­های خود نمی­خواستند در کنار بقیه مسلمین و زیر پرچم اسلام باشند، شروع می­شد. مهمترین و قدیمی­ترین این پیمانهای منافقانه مواردی بود که در صدر اسلام بوجود آمد و سرلوحه­ای شد برای فتنه­ها و فرقه­سازی­های بعدی. بعد از اعلام عمومی ولایت علی(ع) در غدیرخم، عده­ای از منافقین که نمی­توانستند استمرار رسالت را در ولایت علی(ع) تحمل کنند، برای پیمان شکنی و غصب خلافت هم قسم شدند.
    این عده که نقشه ترور رسول­الله(ص) را نتوانستند عملی کنند به ناچار به پیمان شکنی روی آوردند و برای گمراه نمودن مسلمین به سند سازی ودروغ پراکنی روی آوردند. در این مقاله به یکی از کارهای منافقانه این گروه یعنی نوشتن صحیفه اشاره ­می­شود.

    پشت پرده صحیفه

    امویان و کسانی که از ترس کشته­شدن مسلمان شده­ به همراه منافقانی که با ولایت امیرالمومنین علی(ع) موافق نبودند در تهیه متن این صحیفه شریک بودند مانند: ابوبکر و عمر و عثمان و طلحه و عبدالرحمن بن عوف و سعد بن ابی­وقاص و ابو عبیده الجراح و معاویه بن ابی­سفیان و عمرو بن عاص و سعید بن عاص و ابوموسی اشعری و مغیره بن شعبه و اوس بن حدثان و ابوهریره و ابوطلحه انصاری و سالم غلام خذیفه از جمله کسانی بودند که در این طرح شرکت داشتند.
    ایشان ابتدای جلسه پیمان بستند که حکومت را غصب کنند و نگذارند تا خلافت به علی(ع) برسد. به همین دلیل در این جلسه، چهار نفر (ابوبکر و عمر و ابوعبیده جراح و سالم بن حبیبه) به ترتیب برای رسیدن به مقام رهبری مسلمانان مورد تأیید واقع شدند!! سپس بعد از مشورت با یکدیگر و اتفاق نظر، متنی را به دست خط سعید بن عاص نوشته و به امانت دار خود یعنی ابوعبیده جراح سپردند،[2] او نیز این متن را به عنوان پیمان­نامه در کعبه پنهان نمود.
    با توجه به تاریخ 25 ساله خانه نشینی امیرالمومنین(ع) از سقیفه تا جنگ صفین، نقش این افراد را به عنوان عناصر اصلی در مخالفت با آن حضرت می­توان آشکار دید.


    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  10. صلوات ها 3


  11. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    متن صحیفه

    بسم الله الرحمن الرحیم
    این مطلب چیزی است که تمام مهاجرین و انصار (که خداوند در کتابش ایشان را از زبان پیامبرش مدح نموده­است) از اصحاب محمد(ص) فرستاده خداوند بر آن اتفاق نظر دارند. ایشان بعد از تلاش کردن در نظرات و همفکری نمودن با هم به این اتفاق نظر دست یافتند و این صحیفه را نوشتند؛ چرا که نیت ما بر این کار توجه به اسلام و مسلمین تا نهایت دوران و باقی روزگاران بود تا اینکه مسلمانان بعدی به ایشان اقتداء کنند.
    اما بعد، خداوند به منت و کرم خویش محمد(ص) را به سوی تمام مردم فرستاد برای دینی که به آن رضایت داده بود و پیامبر(ص) آن دین را بیان نمود و اوامر الهی را ابلاغ کرد و برای ما برپا نمودن تمام آن اوامر را واجب نمود تا اینکه دین را کامل کرد و فرائض را واجب نمود و سنتها را محکم نمود. در این حال خداوند او را با احترام قبض روح نمود، در حالی که هیچ کسی را برای جانشینی خود انتخاب نکرده بود! بلکه اختیار آن را به مسلمانان وانهاد تا برای خود پیشوائی که به نظر او اطمینان دارند، برگزینند.
    رسول خدا(ص) الگوئی نیکو برای مسلمانان است، خداوند فرموده­است: لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ[3] رسول خدا(ص) کسی را به عنوان جانشین خویش معرفی نکرد تا اینکه مبادا حکومت بطور ارث در یک خانواده استمرار یابد و به باقی مسلمین نرسد و همچنین قدرتی برای اغنیاء انباشته نشود و اینکه جانشین نگوید این امر (خلافت) تا روز قیامت در فرزندان اوست.

    پس آنچه بر مسلمانان واجب است این است که بعد از در گذشت خلیفه­ای از خلفاء، صاحبان رأی و مصلحت اندیشان جمع شوند و مشورت کنند تا کسی را که مستحق خلافت می­دانند، ولی امر قرار دهند و او را صاحب اختیار امورشان قرار دهند؛ چرا که برای اهل تمام زمانها کسی از ایشان که صلاحیت خلافت را دارد، مخفی نیست.
    پس اگر کسی از مردم ادعی کند که رسول­الله(ص) شخصی را بطور مشخص برای مردم معین نمود و اسم و نسب او را یاد کرده­است، کلام باطلی را گفته و بر خلاف آنچه اصحاب محمد(ص) و جماعت مسلمین آن را می­دانند، عمل نموده!
    اگر کسی ادعی کند که خلافت وراثتی است و رسول­الله(ص) ارث برده می­شود، کلام محالی را گفته؛ زیرا رسول خدا(ص) فرمود: ما گروه انبیاء ارث نمی­گذاریم و آنچه از ما باقی می­ماند صدقه است.
    اگر کسی ادعی کند که خلافت فقط در یک فرد معینی از مردم است و آن شخص خود اوست و برای دیگران چنین صلاحیتی نیست، به این عنوان که او بعد از نبوت جای دارد، دروغ گفته؛ زیرا پیامبر(ص) فرمود: اصحاب من مانند ستارگان هستند، به هر کدام از ایشان که اقتداء کنید هدایت می­شوید.
    اگر کسی ادعی کند که مستحق خلافت و امامت است، به دلیل اینکه با رسول­الله(ص) نسبت فامیلی نزدیک دارد پس نتیجه بگیرد که خلافت مختص او و نسل اوست که به ارث می­برند و در هر زمانی خودشان را مستحق بدانند و صلاحیت دیگران را به خاطر نداشتن قرب به رسول­الله(ص) رد کنند (این نیز کلام نادرستی است) و امامت به سبب قرابت به او و فرزندانش نمی­رسد حتی از نظر نسب به پیامبر(ص) نزدیک باشد؛ چرا که خداوند می­فرماید (و قول خداوند حاکم و دلیل برای همه است): إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ[4] و پیامبر(ص) فرمودند: عهد مسلمانان برابر است و کسانی که نزدیکترند به آن می­رسند و تمامی مسلمانان یک دست هستند در برابر دیگران.
    پس کسی که به کتاب خدا و سنت پیامبر(ص) اعتراف دارد پس باید همان فرمایشات را برپا دارد و انابه کند و به راه صحیح در آید و کسی که این عملکرد مسلمین را دوست ندارد، مخالفت با حقیقت و مخالفت با کتاب خدا نموده و از جماعت مسلمانان دوری نموده، پس باید او را به خاطر مصلحت امت اسلامی، بکشید!
    چرا که رسول­الله(ص) فرمودند: کسی که به اجتماع مسلمانان ملحق نشود پس موجب تفرقه باشد، او را بکشید. پس باید آن فرد را کشت، هر که می­خواهد باشد؛ چرا که اتحاد رحمت است و تفرقه عذاب، و امت من هرگز بر گمراهی اجتماع نمی­کنند و تمامی مسلمانان یک دست هستند در برابر دیگران. کسی از جماعت مسلمانان جز تفرقه افکن و دشمن، خارج نمی­شود. پس خدا و پیامبر(ص) خونش را مباح نموده و کشتنش را حلال کردند.
    سعید بن العاص این صحیفه را از سوی کسانی که اسم و گواهی ایشان در آخر آن درج شده، در تاریخ محرم سال دهم هجرت، نوشت.[5]


    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  12. صلوات ها 4


  13. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    مطالب طراحی شده در این صحیفه
    با تدبر در این صحیفه به نکات و مطالب طراحی شده توسط صاحبان آن پی می­بریم که بطور کلی مخالفت خود را با ولایت و امامت امیرالمومنین علی(ع) اعلام کرده­اند:
    1. ادعی اتفاق نظر تمام اصحاب بر مفاد این صحیفه است.
    2. افراد پشت پرده این صحیفه با اتحاد و همفکری به نوشتن چنین پیمان نامه­ای اقدام کرده­اند.
    3. ادعای این همفکران برای دلسوزی نسبت به اسلام و مسلمین و برای اینکه مسلمانان دوارن دیگر به ایشان اقتداء کنند.
    4.ادعای اینکه پیامبر(ص) کسی را به عنوان جانشین منصوب نکرد.
    5. ادعای اینکه پیامبر(ص) انتخاب امام و رهبر را بر عهده مسلمین گذاشتند.
    6. سه دلیل برای اینکه پیامبر(ص) کسی را به عنوان خلیفه اعلام نکرد:
    الف. استمرار نیافتن حکومت در یک خانواده بطور ارث.
    ب. قدرت نیافتن اغنیاء از امکانات ویژه.
    ج. ادعی نکردن جانشین برای نسل خودش.
    7. راهکار پیشنهاد شده صاحبان صحیفه بر تعیین امام: صاحبان رأی و مصلحت اندیشان باید امام و جانشین پیامبر(ص) را تعیین کنند.
    8. نتیجه گیری اول صاحبان صحیفه: باطل و مخالف خواندن ادعای کسانی که تعیین امام را از سوی پیامبر(ص) می­دانند، با صحابه و جماعت مسلمین.
    9. نتیجه گیری دوم صاحبان صحیفه: باطل دانستن جانشینی پیامبر(ص) بطور ارث و بلکه بطلان ارث گذاشتن پیامبر(ص) به سبب حدیث جعلی: نحن معاشر الانبیاء لانورث ما ترکناه صدقه.
    10. نتیجه گیری سوم صاحبان صحیفه: باطل خواندن ادعای کسی که فقط خودش را مستحق خلافت می­داند، به دلیل روایت جعلی اصحابی کالنجوم....
    11. نتیجه گیری چهارم صاحبان صحیفه: باطل دانستن استحقاق امامت به دلیل قرابت به پیامبر(ص) برای شخصی معین و نسل او از طریق ارث.
    12. تمسک صاحبان صحیفه به آیه (اِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ ) و حدیث پیامبر(ص) (عهد مسلمانان برابر است و کسانی که نزدیکترند به آن می­رسند و تمامی مسلمانان یک دست هستند در برابر دیگران ) برای محکوم کردن استدلال بر امامت بواسطه قرابت به رسول­الله(ص).
    13. فتوای صاحبان صحیفه به وجوب قتل مخالفین با مفاد این صحیفه و اسناد آن به دستور پیامبر(ع) و مخالف بودن با کتاب خدا و جماعت مسلمین.


    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  14. صلوات ها 4


  15. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    رد مفاد صحیفه
    در رد این صحیفه و پیمان نامه سیاسی منافقین، واقعه غدیرخم کافی است؛ زیرا این عملکرد منافقانه بازتاب شتاب زده­ منافقین در برابر واقعه غدیر است.
    این گروه با توسل به دروغ مطالبی را به پیامبر(ص) و اصحاب آن حضرت نسبت داد و منکر حقائق دینی و اعتقادی و تاریخی شدند. این عده افکار و نظریات خود را به عنوان نظرات تمام اصحاب عنوان نمودند، اما نمی­دانستند که نمی­توان تاریخ را نادیده گرفت. به طور خلاصه طمع در خلافت و مخالفت با امامت امیرالمومنین(ع) موجب انکار حقیقت و دروغگوئی از سوی این منافقین در این صحیفه است. امیرالمومنین(ع) نیز حیله ایشان را گوشزد می­کند.
    وقتی علی(ع) در مسجد در برابر غاصبین خلافت به روایات پیامبر(ص) که صحابه به چشم و گوش خود شنیده بودند تذکر داد، ابوبکر نیز روایتی جعل نمود که ادعا می­کرد که خودش و پیروانش مانند عمر و ابوعبیده و سالم و معاذ بن جبل و عایشه و...آن را شنیده­اند.
    امیرالمومنین علی(ع) در جواب این منافقین فرمود: خوب به پیمان نامه خود (مبنی بر اینکه بعد از محمد(ص) این خلافت را از ما اهل­بیت بگیرید) که آن را در کعبه گذاشتید، وفاء کردید.
    در این موقع ابوبکر گفت: تو از کجا دانستی و چه کسی تو را به آن مطلع ساخته­است. امیرالمومنین (ع) نیز ابوذر و سلمان و زبیر و مقداد را شاهد گرفت بر اینکه پیامبر(ص) خبر صحیفه را به ایشان گفته­است و ایشان نیز بر آن شهادت دادند.[6]

    حسرت منافقین در لحظه مرگ
    بعد از اتمام حجت و کفر ورزی این عده­از منافقین، عاقبت در چنگال مرگ واقع می­شوند وگریزی از آن ندارند. طبق نقل برخی تواریخ، ابوبکر و عمر و معاذ بن جبل و ابوعبیده جراح و سالم به عاقبت وحشتناک و جهنمی خود در لحظه مرگ واقف می­شدند و رسول الله(ص) و امیرالومنین(ع) ایشان را به آتش بشارت می­دادند و وقتی این جریان را با حسرت در هنگام مرگ نقل می­کردند از سوی اطرافیان به هذیانگو و عقل­پریده خطاب می­شدند.[7] حتی عمر در آخر عمر خود از اینکه تصمیم و تعهد خود و یارانش را برغصب خلافت بازگو می­کند، پشیمان و نادم است. اما یک سوأل مهم را باید در اینجا مطرح کرد که آیا اصحاب این صحیفه خودشان در دوران حکومت خویش به این صحیفه عمل کردند یا خیر؟



    [1] - سید رضی، نهج البلاغه؛ قم؛ انتشارات دارالهجرة،ص 88، خطبه 50
    [2] - مجلسي، محمد باقر؛ بحار الانوار ، بيروت، موسسة الوفا، 1404 هـ ق،ج 28 ، ص 102
    [3] - سوره احزاب، آیه 21
    [4] - سوره حجرات، آیه 13
    [5] - مجلسي، محمد باقر؛ پیشین، ج 28 ، ص 103
    [6] - هلالى كوفى، ‏سليم بن قيس؛ كتاب سليم بن قيس، قم ، انتشارات الهادی، 1415 هـ ‏ق، ص 589
    [7] - دیلمی، حسن بن ابى الحسن ؛ إرشاد القلوب ، انتشارات شريف رضى، 1412 هـ ق، ج 2،ص 391و392و مجلسي، محمد باقر؛ پیشین، ج30، ص

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  16. صلوات ها 4


  17. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    علم
    نوشته
    1,263
    حضور
    24 روز 18 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2646



    با سلام
    متن صحیفه ملعونه

    فَكَتَبَ هُوَ الصَّحِیفَةَ بِاتِّفَاقٍ مِنْهُمْ وَ كَانَتْ نُسْخَةُ الصَّحِیفَةِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ هَذَا مَا اتَّفَقَ عَلَیْهِ الْمَلَأُ مِنْ أَصْحَابِ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ ص مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ الَّذِینَ مَدَحَهُمُ اللَّهُ فِی كِتَابِهِ عَلَى لِسَانِ نَبِیِّهِ ص اتَّفَقُوا جَمِیعاً بَعْدَ أَنْ أَجْهَدُوا فِی رَأْیِهِمْ وَ تَشَاوَرُوا فِی أَمْرِهِمْ وَ كَتَبُوا هَذِهِ الصَّحِیفَةَ نَظَراً مِنْهُمْ إِلَى الْإِسْلَامِ وَ أَهْلِهِ عَلَى غَابِرِ الْأَیَّامِ وَ بَاقِی الدُّهُورِ لِیَقْتَدِیَ بِهِمْ مَنْ یَأْتِی مِنَ الْمُسْلِمِینَ مِنْ بَعْدِهِمْ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اللَّهَ بِمَنِّهِ وَ كَرَمِهِ بَعَثَ مُحَمَّداً ص رَسُولًا إِلَى النَّاسِ كَافَّةً بِدِینِهِ الَّذِی ارْتَضَاهُ لِعِبَادِهِ فَأَدَّى مِنْ ذَلِكَ وَ بَلَّغَ مَا أَمَرَهُ اللَّهُ بِهِ وَ أَوْجَبَ عَلَیْنَا الْقِیَامَ بِجَمِیعِهِ حَتَّى إِذَا أَكْمَلَ الدِّینَ وَ فَرَضَ الْفَرَائِضَ وَ أَحْكَمَ السُّنَنَ اخْتَارَ اللَّهُ لَهُ مَا عِنْدَهُ فَقَبَضَهُ إِلَیْهِ مُكْرَماً مَحْبُوراً مِنْ غَیْرِ أَنْ یَسْتَخْلِفَ أَحَداً مِنْ بَعْدِهِ وَ جَعَلَ الِاخْتِیَارَ إِلَى الْمُسْلِمِینَ یَخْتَارُونَ لِأَنْفُسِهِمْ مَنْ وَثِقُوا بِرَأْیِهِ وَ نُصْحِهِ لَهُمْ وَ إِنَّ لِلْمُسْلِمِینَ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةً حَسَنَةً قَالَ اللَّهُ تَعَالَى لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص لَمْ یَسْتَخْلِفْ أَحَداً لِئَلَّا یَجْرِیَ ذَلِكَ فِی أَهْلِ بَیْتٍ وَاحِدٍ فَیَكُونَ إِرْثاً دُونَ سَائِرِ الْمُسْلِمِینَ وَ لِئَلَّا یَكُونَ دُولَةً بَیْنَ الْأَغْنِیَاءِ مِنْهُمْ وَ لِئَلَّا یَقُولَ الْمُسْتَخْلَفُ إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ بَاقٍ فِی عَقِبِهِ مِنْ وَالِدٍ إِلَى وَلَدٍ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ الَّذِی یَجِبُ عَلَى الْمُسْلِمِینَ عِنْدَ مُضِیِّ خَلِیفَةٍ مِنَ الْخُلَفَاءِ أَنْ یَجْتَمِعَ ذَوُو الرَّأْیِ وَ الصَّلَاحِ فَیَتَشَاوَرُوا فِی أُمُورِهِمْ فَمَنْ رَأَوْهُ مُسْتَحِقّاً لَهَا وَلَّوْهُ أُمُورَهُمْ وَ جَعَلُوهُ الْقَیِّمَ عَلَیْهِمْ فَإِنَّهُ لَا یَخْفَى عَلَى أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ مَنْ یَصْلُحُ مِنْهُمْ لِلْخِلَافَةِ فَإِنِ ادَّعَى مُدَّعٍ مِنَ النَّاسِ جَمِیعاً أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص اسْتَخْلَفَ رَجُلًا بِعَیْنِهِ نَصَبَهُ لِلنَّاسِ وَ نَصَّ عَلَیْهِ بِاسْمِهِ وَ نَسَبِهِ فَقَدْ أَبْطَلَ فِی قَوْلِهِ وَ أَتَى بِخِلَافِ مَا یَعْرِفُهُ أَصْحَابُ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ خَالَفَ عَلَى جَمَاعَةِ الْمُسْلِمِینَ وَ إِنِ ادَّعَى مُدَّعٍ أَنَّ خِلَافَةَ رَسُولِ اللَّهِ ص إِرْثٌ وَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص یُورِثُ فَقَدْ أَحَالَ فِی قَوْلِهِ لِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ قَالَ نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِیَاءِ لَا نُورِثُ مَا تَرَكْنَاهُ صَدَقَةٌ وَ إِنِ ادَّعَى مُدَّعٍ أَنَّ الْخِلَافَةَ لَا تَصْلُحُ إِلَّا لِرَجُلٍ وَاحِدٍ مِنْ بَیْنِ النَّاسِ وَ أَنَّهَا مَقْصُورَةٌ فِیهِ وَ لَا تَنْبَغِی لِغَیْرِهِ لِأَنَّهَا تَتْلُو النُّبُوَّةَ فَقَدْ كَذَبَ لِأَنَّ النَّبِیَّ ص قَالَ أَصْحَابِی كَالنُّجُومِ بِأَیِّهِمُ اقْتَدَیْتُمُ اهْتَدَیْتُمْ وَ إِنِ ادَّعَى مُدَّعٍ أَنَّهُ مُسْتَحِقٌّ لِلْخِلَافَةِ وَ الْإِمَامَةِ بِقُرْبِهِ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص ثُمَّ هِیَ مَقْصُورَةٌ عَلَیْهِ وَ عَلَى عَقِبِهِ یَرِثُهَا الْوَلَدُ مِنْهُمْ عَنْ وَالِدِهِ ثُمَّ هِیَ كَذَلِكَ فِی كُلِّ عَصْرٍ وَ زَمَانٍ لَا تَصْلُحُ لِغَیْرِهِمْ وَ لَا یَنْبَغِی أَنْ یَكُونَ لِأَحَدٍ سِوَاهُمْ إِلَى أَنْ یَرِثَ اللَّهُ الْأَرْضَ وَ مَنْ عَلَیْهَا فَلَیْسَ لَهُ وَ لَا لِوُلْدِهِ وَ إِنْ دَنَا مِنَ النَّبِیِّ نَسَبُهُ لِأَنَّ اللَّهَ یَقُولُ وَ قَوْلُهُ الْقَاضِی عَلَى كُلِّ أَحَدٍ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ ذِمَّةَ الْمُسْلِمِینَ وَاحِدَةٌ یَسْعَى بِهَا أَدْنَاهُمْ وَ كُلُّهُمْ یَدٌ عَلَى مَنْ سِوَاهُمْ فَمَنْ آمَنَ بِكِتَابِ اللَّهِ وَ أَقَرَّ بِسُنَّةِ رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَدِ اسْتَقَامَ وَ أَنَابَ وَ أَخَذَ بِالصَّوَابِ وَ مَنْ كَرِهَ ذَلِكَ مِنْ فِعَالِهِمْ فَقَدْ خَالَفَ الْحَقَّ وَ الْكِتَابَ وَ فَارَقَ جَمَاعَةَ الْمُسْلِمِینَ فَاقْتُلُوهُ فَإِنَّ فِی قَتْلِهِ صَلَاحاً لِلْأُمَّةِ وَ قَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ جَاءَ إِلَى أُمَّتِی وَ هُمْ جَمِیعٌ فَفَرَّقَهُمْ فَاقْتُلُوهُ وَ اقْتُلُوا الْفَرْدَ كَائِناً مَنْ كَانَ مِنَ النَّاسِ فَإِنَّ الِاجْتِمَاعَ رَحْمَةٌ وَ الْفُرْقَةَ عَذَابٌ وَ لَا تَجْتَمِعُ أُمَّتِی عَلَى الضَّلَالِ أَبَداً وَ إِنَّ الْمُسْلِمِینَ یَدٌ وَاحِدَةٌ عَلَى مَنْ سِوَاهُمْ وَ إِنَّهُ لَا یَخْرُجُ مِنْ جَمَاعَةِ الْمُسْلِمِینَ إِلَّا مُفَارِقٌ وَ مُعَانِدٌ لَهُمْ وَ مُظَاهِرٌ عَلَیْهِمْ أَعْدَاءَهُمْ فَقَدْ أَبَاحَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ دَمَهُ وَ أَحَلَّ قَتْلَهُ وَ كَتَبَ سَعِیدُ بْنُ الْعَاصِ بِاتِّفَاقٍ مِمَّنْ أَثْبَتَ اسْمَهُ وَ شَهَادَتَهُ آخِرَ هَذِهِ الصَّحِیفَةِ فِی الْمُحَرَّمِ سَنَةَ عَشَرَةٍ مِنَ الْهِجْرَةِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ ثُمَّ دُفِعَتِ الصَّحِیفَةُ إِلَى أَبِی عُبَیْدَةَ بْنِ الْجَرَّاحِ فَوَجَّهَ بِهَا إِلَى مَكَّةَ فَلَمْ تَزَلِ الصَّحِیفَةُ فِی الْكَعْبَةِ مَدْفُونَةً إِلَى أَوَانِ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ فَاسْتَخْرَجَهَا مِنْ مَوْضِعِهَا وَ هِیَ الصَّحِیفَةُ الَّتِی تَمَنَّى أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع لَمَّا تُوُفِّیَ عُمَرُ فَوَقَفَ بِهِ وَ هُوَ مُسَجًّى بِثَوْبِهِ قَالَ مَا أَحَبَّ إِلَیَّ أَنْ أَلْقَى اللَّهَ بِصَحِیفَةِ هَذَا الْمُسَجَّى ثُمَّ انْصَرَفُوا وَ صَلَّى رَسُولُ اللَّهِ ص بِالنَّاسِ صَلَاةَ الْفَجْرِ ثُمَّ جَلَسَ فِی مَجْلِسِهِ یَذْكُرُ اللَّهَ تَعَالَى حَتَّى طَلَعَتِ الشَّمْسُ فَالْتَفَتَ إِلَى أَبِی عُبَیْدَةَ بْنِ الْجَرَّاحِ فَقَالَ لَهُ بَخْ بَخْ مَنْ مِثْلُكَ وَ قَدْ أَصْبَحْتَ أَمِینَ هَذِهِ الْأُمَّةِ ثُمَّ تَلَا فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ یَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِیَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِیلًا فَوَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَیْدِیهِمْ وَ وَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا یَكْسِبُونَ لَقَدْ أَشْبَهَ هَؤُلَاءِ رِجَالٌ فِی هَذِهِ الْأُمَّةِ یَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَ لا یَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَ هُوَ مَعَهُمْ إِذْ یُبَیِّتُونَ ما لا یَرْضى‏ مِنَ الْقَوْلِ وَ كانَ اللَّهُ بِما یَعْمَلُونَ مُحِیطاً ثُمَّ قَالَ لَقَدْ أَصْبَحَ فِی هَذِهِ الْأُمَّةِ فِی یَوْمِی هَذَا قَوْمٌ ضَاهُوهُمْ فِی صَحِیفَتِهِمُ الَّتِی كَتَبُوهَا عَلَیْنَا فِی الْجَاهِلِیَّةِ وَ عَلَّقُوهَا فِی الْكَعْبَةِ وَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى یُمَتِّعُهُمْ لِیَبْتَلِیَهُمْ وَ یَبْتَلِیَ مَنْ یَأْتِی بَعْدَهُمْ تَفْرِقَةً بَیْنَ الْخَبِیثِ وَ الطَّیِّبِ وَ لَوْ لَا أَنَّهُ سُبْحَانَهُ أَمَرَنِی بِالْإِعْرَاضِ عَنْهُمْ لِلْأَمْرِ الَّذِی هُوَ بَالِغُهُ لَقَدَّمْتُهُمْ فَضَرَبْتُ أَعْنَاقَهُمْ قَالَ حُذَیْفَةُ فَوَ اللَّهِ لَقَدْ رَأَیْنَا هَؤُلَاءِ النَّفَرَ عِنْدَ قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ ص هَذِهِ الْمَقَالَةَ وَ قَدْ أَخَذَتْهُمُ الرعد [الرَّعْدَةُ] فَمَا یَمْلِكُ أَحَدٌ مِنْهُمْ مِنْ نَفْسِهِ شَیْئاً وَ لَمْ یَخْفَ عَلَى أَحَدٍ مِمَّنْ حَضَرَ مَجْلِسَ رَسُولِ اللَّهِ ص ذَلِكَ الْیَوْمَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص إِیَّاهُمْ عَنَى بِقَوْلِهِ وَ لَهُمْ ضَرَبَ تِلْكَ الْأَمْثَالَ بِمَا تَلَا مِنَ الْقُرْآنِ قَالَ وَ لَمَّا قَدِمَ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنْ سَفَرِهِ ذَلِكَ نَزَلَ مَنْزِلَ أُمِّ سَلَمَةَ زَوْجَتِهِ فَأَقَامَ بِهَا شَهْراً لَا یَنْزِلُ مَنْزِلًا سِوَاهُ مِنْ مَنَازِلِ أَزْوَاجِهِ كَمَا كَانَ یَفْعَلُ قَبْلَ ذَلِكَ قَالَ فَشَكَتْ عَائِشَةُ وَ حَفْصَةُ ذَلِكَ إِلَى أَبَوَیْهِمَا فَقَالَا لَهُمَا إِنَّا لَنَعْلَمُ لِمَ صَنَعَ ذَلِكَ وَ لِأَیِّ شَیْ‏ءٍ هُوَ امْضِیَا إِلَیْهِ فَلَاطِفَاهُ فِی الْكَلَامِ وَ خَادِعَاهُ عَنْ نَفْسِهِ فَإِنَّكُمَا تَجِدَانِهِ حَیِیّاً كَرِیماً فَلَعَلَّكُمَا تَسُلَّانِ مَا فِی قَلْبِهِ وَ تَسْتَخْرِجَانِ سَخِیمَتَهُ قَالَ فَمَضَتْ عَائِشَةُ وَحْدَهَا إِلَیْهِ فَأَصَابَتْهُ فِی مَنْزِلِ أُمِّ سَلَمَةَ وَ عِنْدَهُ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع فَقَالَ لَهَا النَّبِیُّ مَا جَاءَ بِكِ یَا حُمَیْرَاءُ قَالَتْ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَنْكَرْتُ تَخَلُّفَكَ عَنْ مَنْزِلِكَ هَذِهِ الْمَرَّةَ وَ أَنَا أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ سَخَطِكَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ لَوْ كَانَ الْأَمْرُ كَمَا تَقُولِینَ لَمَا أَظْهَرْتِ سِرّاً أَوْصَیْتُكِ بِكِتْمَانِهِ لَقَدْ هَلَكْتِ وَ أَهْلَكْتِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ قَالَ ثُمَّ أَمَرَ خَادِمَةً لِأُمِّ سَلَمَةَ فَقَالَ اجْمَعِی هَؤُلَاءِ یَعْنِی نِسَاءَهُ فَجَمَعَتْهُنَّ فِی مَنْزِلِ أُمِّ سَلَمَةَ فَقَالَ لَهُنَّ اسْمَعْنَ مَا أَقُولُ لَكُنَّ وَ أَشَارَ بِیَدِهِ إِلَى عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع فَقَالَ لَهُنَّ هَذَا أَخِی وَ وَصِیِّی وَ وَارِثِی وَ الْقَائِمُ فِیكُنَّ وَ فِی الْأُمَّةِ مِنْ بَعْدِی فَأَطِعْنَهُ فِیمَا یَأْمُرُكُنَّ بِهِ وَ لَا تَعْصِینَهُ فَتَهْلُكْنَ بِمَعْصِیَتِهِ ثُمَّ قَالَ یَا عَلِیُّ أُوصِیكَ بِهِنَّ فَأَمْسِكْهُنَّ مَا أَطْعَنَ اللَّهَ وَ أَطَعْنَكَ وَ أَنْفِقْ عَلَیْهِنَّ مِنْ مَالِكَ وَ مُرْهُنَّ بِأَمْرِكَ وَ انْهَهُنَّ عَمَّا یَرِیبُكَ وَ خَلِّ سَبِیلَهُنَّ إِنْ عَصَیْنَكَ فَقَالَ عَلِیٌّ ع یَا رَسُولَ اللَّهُ إِنَّهُنَّ نِسَاءٌ وَ فِیهِنَّ الْوَهْنُ وَ ضَعْفُ الرَّأْیِ فَقَالَ ارْفُقْ بِهِنَّ مَا كَانَ الرِّفْقُ أَمْثَلَ بِهِنَّ فَمَنْ عَصَاكَ مِنْهُنَّ فَطَلِّقْهَا طَلَاقاً یَبْرَأُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْهَا قَالَ وَ كُلُّ نِسَاءِ النَّبِیِّ قَدْ صَمَتْنَ فَلَمْ یَقُلْنَ شَیْئاً فَتَكَلَّمَتْ عَائِشَةُ فَقَالَتْ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا كُنَّا لِتَأْمُرَنَا بِشَیْ‏ءٍ فَنُخَالِفَهُ بِمَا سِوَاهُ فَقَالَ لَهَا بَلَى یَا حُمَیْرَاءُ قَدْ خَالَفْتِ أَمْرِی أَشَدَّ خِلَافٍ وَ ایْمُ اللَّهِ لَتُخَالِفِنَّ قَوْلِی هَذَا وَ لَتَعْصِنَّهُ بَعْدِی وَ لَتَخْرُجِنَّ مِنَ الْبَیْتِ الَّذِی أُخَلِّفُكِ فِیهِ مُتَبَرِّجَةً قَدْ حَفَّ بِكِ فِئَامٌ مِنَ النَّاسِ فَتُخَالِفِینَهُ ظَالِمَةً لَهُ عَاصِیَةً لِرَبِّكِ وَ لَتَنْبِحَنَّكِ فِی طَرِیقِكِ كِلَابُ الْحَوْأَبِ أَلَا إِنَّ ذَلِكِ كَائِنٌ ثُمَّ قَالَ قُمْنَ فَانْصَرِفْنَ إِلَى مَنَازِلِكُنَّ قَالَ فَقُمْنَ فَانْصَرَفْنَ قَالَ ثُمَّ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص جَمَعَ أُولَئِكَ النَّفَرَ وَ مَنْ مَالَأَهُمْ عَلَى عَلِیٍّ ع وَ طَابَقَهُمْ عَلَى عَدَاوَتِهِ وَ مَنْ كَانَ مِنَ الطُّلَقَاءِ وَ الْمُنَافِقِینَ وَ كَانُوا زُهَاءَ أَرْبَعَةِ آلَافِ رَجُلٍ فَجَعَلَهُمْ تَحْتَ یَدَیْ أُسَامَةَ بْنِ زَیْدٍ مَوْلَاهُ وَ أَمَّرَهُ عَلَیْهِمْ وَ أَمَرَهُ بِالْخُرُوجِ إِلَى نَاحِیَةٍ مِنَ الشَّامِ فَقَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّا قَدِمْنَا مِنْ سَفَرِنَا الَّذِی كُنَّا فِیهِ مَعَكَ‏ وَ نَحْنُ نَسْأَلُكَ أَنْ تَأْذَنَ لَنَا فِی الْمَقَامِ لِنُصْلِحَ مِنْ شَأْنِنَا مَا یُصْلِحُنَا فِی سَفَرِنَا قَالَ فَأَمَرَهُمْ أَنْ یَكُونُوا فِی الْمَدِینَةِ رَیْثَمَا یَحْتَاجُونَ إِلَیْهِ وَ أَمَرَ أُسَامَةَ بْنَ زَیْدٍ فَعَسْكَرَ بِهِمْ عَلَى أَمْیَالٍ مِنَ الْمَدِینَةِ فَأَقَامَ بِمَكَانِهِ الَّذِی حَدَّ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص مُنْتَظِراً لِلْقَوْمِ أَنْ یُوَافُوهُ إِذَا فَرَغُوا مِنْ أُمُورِهِمْ وَ قَضَاءِ حَوَائِجِهِمْ وَ إِنَّمَا أَرَادَ رَسُولُ اللَّهِ ص بِمَا صَنَعَ مِنْ ذَلِكَ أَنْ تَخْلُوَ الْمَدِینَةُ مِنْهُمْ وَ لَا یَبْقَى بِهَا أَحَدٌ مِنَ الْمُنَافِقِینَ قَالَ فَهُمْ عَلَى ذَلِكَ مِنْ شَأْنِهِمْ وَ رَسُولُ اللَّهِ ص رَائِبٌ یَحُثُّهُمْ وَ یَأْمُرُهُمْ بِالْخُرُوجِ وَ التَّعْجِیلِ إِلَى الْوَجْهِ الَّذِی نَدَبَهُمْ إِلَیْهِ إِذْ مَرِضَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَرَضَهُ الَّذِی تُوُفِّیَ فِیهِ فَلَمَّا رَأَوْا ذَلِكَ تَبَاطَئُوا عَمَّا أَمَرَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنَ الْخُرُوجِ فَأَمَرَ قَیْسَ [بْنَ سَعْدِ] بْنَ عُبَادَةَ وَ كَانَ سَبَّاقَ [سَیَّافَ‏] رَسُولِ اللَّهِ ص وَ الْحُبَابَ بْنَ الْمُنْذِرِ فِی جَمَاعَةٍ مِنَ الْأَنْصَارِ یَرْحَلُوا بِهِمْ إِلَى عَسْكَرِهِمْ فَأَخْرَجَهُمْ قَیْسُ بْنُ سَعْدٍ وَ الْحُبَابُ بْنُ الْمُنْذِرِ حَتَّى أَلْحَقَاهُمْ بِعَسْكَرِهِمْ وَ قَالَا لِأُسَامَةَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ لَمْ یُرَخِّصْ لَكَ فِی التَّخَلُّفِ فَسِرْ مِنْ وَقْتِكَ هَذَا لِیَعْلَمَ رَسُولُ اللَّهِ ص ذَلِكَ فَارْتَحَلَ بِهِمْ أُسَامَةُ وَ انْصَرَفَ قَیْسٌ وَ الْحُبَابُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَأَعْلَمَاهُ بِرِحْلَةِ الْقَوْمِ فَقَالَ لَهُمَا إِنَّ الْقَوْمَ غَیْرُ سَائِرِینَ قَالَ فَخَلَا أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ وَ أَبُو عُبَیْدَةَ بِأُسَامَةَ وَ جَمَاعَةٍ مِنْ أَصْحَابِهِ فَقَالُوا إِلَى أَیْنَ نَنْطَلِقُ وَ نُخَلِّی الْمَدِینَةَ وَ نَحْنُ أَحْوَجُ مَا كُنَّا إِلَیْهَا وَ إِلَى الْمُقَامِ بِهَا فَقَالَ لَهُمْ وَ مَا ذَلِكَ قَالُوا إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ قَدْ نَزَلَ بِهِ الْمَوْتُ وَ وَ اللَّهِ لَئِنْ خَلَّیْنَا الْمَدِینَةَ لَتَحْدُثَنَّ بِهَا أُمُورٌ لَا یُمْكِنُ إِصْلَاحُهَا نَنْظُرُ مَا یَكُونُ مِنْ أَمْرِ رَسُولِ اللَّهِ ص ثُمَّ الْمَسِیرُ بَیْنَ أَیْدِینَا قَالَ فَرَجَعَ الْقَوْمُ إِلَى الْمُعَسْكَرِ الْأَوَّلِ وَ أَقَامُوا بِهِ وَ بَعَثُوا رَسُولًا یَتَعَرَّفُ لَهُمْ أَمْرَ رَسُولِ اللَّهِ ص فَأَتَى الرَّسُولُ إِلَى عَائِشَةَ فَسَأَلَهَا عَنْ ذَلِكَ سِرّاً فَقَالَتْ امْضِ إِلَى أَبِی وَ عُمَرَ وَ مَنْ مَعَهُمَا وَ قُلْ لَهُمَا إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَدْ ثَقُلَ فَلَا یَبْرَحَنَّ أَحَدٌ مِنْكُمْ وَ أَنَا أُعْلِمُكُمْ بِالْخَبَرِ وَقْتاً بَعْدَ وَقْتٍ وَ اشْتَدَّتْ عِلَّةُ رَسُولِ اللَّهِ ص فَدَعَتْ عَائِشَةُ صُهَیْباً فَقَالَتْ امْضِ إِلَى أَبِی بَكْرٍ وَ أَعْلِمْهُ أَنَّ مُحَمَّداً فِی حَالٍ لَا یُرْجَى فَهَلُمَّ إِلَیْنَا أَنْتَ وَ عُمَرُ وَ أَبُو عُبَیْدَةَ وَ مَنْ رَأَیْتُمْ أَنْ یَدْخُلَ مَعَكُمْ وَ لْیَكُنْ دُخُولُكُمْ فِی اللَّیْلِ سِرّاً قَالَ فَأَتَاهُمُ الْخَبَرُ فَأَخَذُوا بِیَدِ صُهَیْبٍ فَأَدْخَلُوهُ إِلَى أُسَامَةَ فَأَخْبَرُوهُ الْخَبَرَ وَ قَالُوا لَهُ كَیْفَ یَنْبَغِی لَنَا أَنْ نَتَخَلَّفَ عَنْ مُشَاهَدَةِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ اسْتَأْذَنُوهُ فِی الدُّخُولِ فَأَذِنَ لَهُمْ وَ أَمَرَهُمْ أَنْ لَا یَعْلَمَ بِدُخُولِهِمْ أَحَدٌ وَ إِنْ عُوفِیَ رَسُولُ اللَّهُ رَجَعْتُمْ إِلَى عَسْكَرِكُمْ وَ إِنْ حَدَثَ حَادِثُ الْمَوْتِ عَرِّفُونَا ذَلِكَ لِنَكُونَ فِی جَمَاعَةِ النَّاسِ فَدَخَلَ أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ وَ أَبُو عُبَیْدَةَ لَیْلًا الْمَدِینَةَ وَ رَسُولُ اللَّهِ ص قَدْ ثَقُلَ فَأَفَاقَ بَعْضَ الْإِفَاقَةِ فَقَالَ لَقَدْ طَرَقَ لَیْلَتَنَا هَذِهِ الْمَدِینَةَ شَرٌّ عَظِیمٌ فَقِیلَ لَهُ وَ مَا هُوَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ إِنَّ الَّذِینَ كَانُوا فِی جَیْشِ أُسَامَةَ قَدْ رَجَعَ مِنْهُمْ نَفَرٌ یُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِی أَلَا إِنِّی إِلَى اللَّهِ مِنْهُمْ بَرِی‏ءٌ وَیْحَكُمْ نَفِّذُوا جَیْشَ أُسَامَةَ فَلَمْ یَزَلْ یَقُولُ ذَلِكَ حَتَّى قَالَهَا مَرَّاتٍ كَثِیرَةً قَالَ وَ كَانَ بِلَالٌ مُؤَذِّنُ رَسُولِ اللَّهِ ص یُؤَذِّنُ بِالصَّلَاةِ فِی كُلِّ وَقْتِ صَلَاةٍ فَإِنْ قَدَرَ عَلَى الْخُرُوجِ تَحَامَلَ وَ خَرَجَ وَ صَلَّى بِالنَّاسِ وَ إِنْ هُوَ لَمْ یَقْدِرْ عَلَى الْخُرُوجِ أَمَرَ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ ع فَصَلَّى بِالنَّاسِ وَ كَانَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع وَ الْفَضْلُ بْنُ الْعَبَّاسِ لَا یُزَایِلَانِهِ فِی مَرَضِهِ ذَلِكَ فَلَمَّا أَصْبَحَ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنْ لَیْلَتِهِ تِلْكَ الَّتِی قَدِمَ فِیهَا الْقَوْمُ الَّذِینَ كَانُوا تَحْتَ یَدَیْ أُسَامَةَ أَذَّنَ بِلَالٌ ثُمَّ أَتَاهُ یُخْبِرُهُ كَعَادَتِهِ فَوَجَدَهُ قَدْ ثَقُلَ فَمُنِعَ مِنَ الدُّخُولِ إِلَیْهِ فَأَمَرَتْ عَائِشَةُ صُهَیْباً أَنْ یَمْضِیَ إِلَى أَبِیهَا فَیُعْلِمَهُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَدْ ثَقُلَ فِی مَرَضِهِ وَ لَیْسَ یُطِیقُ النُّهُوضَ إِلَى الْمَسْجِدِ وَ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ ع قَدْ شَغَلَ بِهِ وَ بِمُشَاهَدَتِهِ عَنِ الصَّلَاةِ بِالنَّاسِ فَاخْرُجْ أَنْتَ إِلَى الْمَسْجِدِ فَصَلِّ بِالنَّاسِ فَإِنَّهَا حَالَةٌ تَهْنِئُكَ وَ حُجَّةٌ لَكَ بَعْدَ الْیَوْمِ قَالَ فَلَمْ یَشْعُرِ النَّاسُ وَ هُمْ فِی الْمَسْجِدِ یَنْتَظِرُونَ رَسُولَ اللَّهِ ص أَوْ عَلِیّاً ع یُصَلِّی بِهِمْ كَعَادَتِهِ الَّتِی عَرَفُوهَا فِی مَرَضِهِ إِذْ دَخَلَ أَبُو بَكْرٍ الْمَسْجِدَ وَ قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَدْ ثَقُلَ وَ قَدْ أَمَرَنِی أَنْ أُصَلِّیَ بِالنَّاسِ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ أَنَّى لَكَ ذَلِكَ وَ أَنْتَ فِی جَیْشِ أُسَامَةَ وَ لَا وَ اللَّهِ لَا أَعْلَمُ أَحَداً بَعَثَ إِلَیْكَ وَ لَا أَمَرَكَ بِالصَّلَاةِ ثُمَّ نَادَى النَّاسَ بِلَالٌ فَقَالَ عَلَى رِسْلِكُمْ رَحِمَكُمُ اللَّهُ لِأَسْتَأْذِنَ رَسُولَ اللَّهِ ص فِی ذَلِكَ ثُمَّ أَسْرَعَ حَتَّى أَتَى الْبَابَ فَدَقَّهُ دَقّاً شَدِیداً فَسَمِعَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص فَقَالَ مَا هَذَا الدَّقُّ الْعَنِیفُ فَانْظُرُوا مَا هُوَ قَالَ فَخَرَجَ الْفَضْلُ بْنُ الْعَبَّاسِ فَفَتَحَ الْبَابَ فَإِذَا بِلَالٌ فَقَالَ مَا وَرَاءَكَ یَا بِلَالُ فَقَالَ إِنَّ أَبَا بَكْرٍ قَدْ دَخَلَ الْمَسْجِدَ وَ قَدْ تَقَدَّمَ حَتَّى وَقَفَ فِی مَقَامِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ زَعَمَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص أَمَرَهُ بِذَلِكَ قَالَ أَ وَ لَیْسَ أَبُو بَكْرٍ مَعَ جَیْشِ أُسَامَةَ هَذَا هُوَ وَ اللَّهِ الشَّرُّ الْعَظِیمُ الَّذِی طَرَقَ الْبَارِحَةَ الْمَدِینَةَ لَقَدْ أَخْبَرَنَا رَسُولُ اللَّهِ ص بِذَلِكَ وَ دَخَلَ الْفَضْلُ وَ أَدْخَلَ بِلَالًا مَعَهُ فَقَالَ مَا وَرَاءَكَ یَا بِلَالُ فَأَخْبَرَ رَسُولَ اللَّهِ الْخَبَرَ فَقَالَ أَقِیمُونِی أَقِیمُونِی أَخْرِجُوا بِی إِلَى الْمَسْجِدِ وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ قَدْ نَزَلَتْ بِالْإِسْلَامِ نَازِلَةٌ وَ فِتْنَةٌ عَظِیمَةٌ مِنَ الْفِتَنِ ثُمَّ خَرَجَ مَعْصُوبَ الرَّأْسَ یَتَهَادَى بَیْنَ عَلِیٍّ وَ الْفَضْلِ بْنِ الْعَبَّاسِ وَ رِجْلَاهُ تُجَرَّانِ فِی الْأَرْضِ حَتَّى دَخَلَ الْمَسْجِدَ وَ أَبُو بَكْرٍ قَائِمٌ فِی مَقَامِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ قَدْ أَطَافَ بِهِ عُمَرُ وَ أَبُو عُبَیْدَةَ وَ سَالِمٌ وَ صُهَیْبٌ وَ النَّفَرُ الَّذِینَ دَخَلُوا وَ أَكْثَرُ النَّاسِ قَدْ وَقَفُوا عَنِ الصَّلَاةِ یَنْتَظِرُونَ مَا یَأْتِی بِلَالٌ فَلَمَّا رَأَى النَّاسُ رَسُولَ اللَّهِ ص قَدْ دَخَلَ الْمَسْجِدَ وَ هُوَ بِتِلْكَ الْحَالَةِ الْعَظِیمَةِ مِنَ الْمَرَضِ أَعْظَمُوا ذَلِكَ وَ تَقَدَّمَ رَسُولُ اللَّهِ ص فَجَذَبَ أَبَا بَكْرٍ مِنْ وَرَائِهِ فَنَحَّاهُ عَنِ الْمِحْرَابِ وَ أَقْبَلَ أَبُو بَكْرٍ وَ النَّفَرُ الَّذِینَ كَانُوا مَعَهُ فَتَوَارَوْا خَلْفَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ أَقْبَلَ النَّاسُ فَصَلَّوْا خَلْفَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ هُوَ جَالِسٌ وَ بِلَالٌ یُسْمِعُ النَّاسَ التَّكْبِیرَ حَتَّى قَضَى صَلَاتَهُ ثُمَّ الْتَفَتَ فَلَمْ یَرَ أَبَا بَكْرٍ فَقَالَ أَیُّهَا النَّاسُ أَ لَا تَعْجَبُونَ مِنِ ابْنِ أَبِی قُحَافَةَ وَ أَصْحَابِهِ الَّذِینَ أَنْفَذْتُهُمْ وَ جَعَلْتُهُمْ تَحْتَ یَدَیْ أُسَامَةَ وَ أَمَرْتُهُمْ بِالْمَسِیرِ إِلَى الْوَجْهِ الَّذِی وُجِّهُوا إِلَیْهِ فَخَالَفُوا ذَلِكَ وَ رَجَعُوا إِلَى الْمَدِینَةِ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ أَلَا وَ إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَرْكَسَهُمْ فِیهَا اعْرُجُوا بِی إِلَى الْمِنْبَرِ فَقَامَ وَ هُوَ مَرْبُوطٌ حَتَّى قَعَدَ عَلَى أَدْنَى مِرْقَاةٍ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَیْهِ ثُمَّ قَالَ أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی قَدْ جَاءَنِی مِنْ أَمْرِ رَبِّی مَا النَّاسُ إِلَیْهِ صَائِرُونَ وَ إِنِّی قَدْ تَرَكْتُكُمْ عَلَى الْحُجَّةِ الْوَاضِحَةِ لَیْلُهَا كَنَهَارِهَا فَلَا تَخْتَلِفُوا مِنْ بَعْدِی كَمَا اخْتَلَفَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ مِنْ بَنِی إِسْرَائِیلَ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ لَا أُحِلُّ لَكُمْ إِلَّا مَا أَحَلَّهُ الْقُرْآنُ وَ لَا أُحَرِّمُ عَلَیْكُمْ إِلَّا مَا حَرَّمَهُ الْقُرْآنُ وَ إِنِّی مُخْلِفٌ فِیكُمُ الثَّقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا وَ لَنْ تَزِلُّوا كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی هُمَا الْخَلِیفَتَانِ فِیكُمْ وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ فَأُسَائِلُكُمْ بِمَا ذَا خَلَفْتُمُونِی فِیهِمَا وَ لَیُذَادَنَّ یَوْمَئِذٍ رِجَالٌ عَنْ حَوْضِی كَمَا تُذَادُ الْغَرِیبَةُ مِنَ الْإِبِلَ فَتَقُولُ رِجَالٌ أَنَا فُلَانٌ وَ أَنَا فُلَانٌ فَأَقُولُ أَمَّا الْأَسْمَاءَ فَقَدْ عَرَفْتُ وَ لَكِنَّكُمُ ارْتَدَدْتُمْ مِنْ بَعْدِی فَسُحْقاً لَكُمْ سُحْقاً ثُمَّ نَزَلَ عَنِ الْمِنْبَرِ وَ عَادَ إِلَى حُجْرَتِهِ وَ لَمْ یَظْهَرْ أَبُو بَكْرٍ وَ لَا أَصْحَابُهُ حَتَّى قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ كَانَ مِنَ الْأَنْصَارِ وَ سَعْدٍ مِنَ السَّقِیفَةِ مَا كَانَ فَمَنَعُوا أَهْلَ بَیْتِ نَبِیِّهِمْ حُقُوقَهُمُ الَّتِی جَعَلَهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُمْ وَ أَمَّا كِتَابُ اللَّهِ فَمَزَّقُوهُ كُلَّ مُمَزَّقٍ وَ فِیمَا أَخْبَرْتُكَ یَا أَخَا الْأَنْصَارِ مِنْ خَطْبٍ مُعْتَبَرٍ لِمَنْ أَحَبَّ اللَّهُ هِدَایَتَهُ فَقَالَ الْفَتَى سَمِّ لِیَ الْقَوْمَ الْآخَرِینَ الَّذِینَ حَضَرُوا الصَّحِیفَةَ وَ شَهِدُوا فِیهَا فَقَالَ حُذَیْفَةُ أَبُو سُفْیَانَ وَ عِكْرِمَةُ بْنُ أَبِی جَهْلٍ وَ صَفْوَانُ بْنُ أُمَیَّةَ بْنِ خَلَفٍ وَ سَعِیدُ بْنُ الْعَاصِ وَ خَالِدُ بْنُ الْوَلِیدِ وَ عَیَّاشُ بْنُ أَبِی رَبِیعَةَ وَ بَشِیرُ بْنُ سَعْدٍ وَ سُهَیْلُ بْنُ عَمْرٍو وَ حَكِیمُ بْنُ حِزَامٍ وَ صُهَیْبُ بْنُ سِنَانٍ وَ أَبُو الْأَعْوَرِ السُّلَمِیُّ وَ مُطِیعُ بْنُ الْأَسْوَدِ الْمَدَرِیُّ وَ جَمَاعَةٌ مِنْ هَؤُلَاءِ مِمَّنْ سَقَطَ عَنِّی إِحْصَاءُ عَدَدِهِمْ فَقَالَ الْفَتَى یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ مَا هَؤُلَاءِ فِی أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ ص حَتَّى قَدِ انْقَلَبَ النَّاسُ أَجْمَعُونَ بِسَبَبِهِمْ فَقَالَ حُذَیْفَةُ إِنَّ هَؤُلَاءِ رُءُوسُ الْقَبَائِلِ وَ أَشْرَافُهَا وَ مَا مِنْ رَجُلٍ مِنْ هَؤُلَاءِ إِلَّا وَ مَعَهُ مِنَ النَّاسِ خَلْقٌ عَظِیمٌ یَسْمَعُونَ لَهُ وَ یُطِیعُونَ وَ أُشْرِبُوا فِی قُلُوبِهِمْ مِنْ حُبِّ أَبِی بَكْرٍ كَمَا أُشْرِبَ قُلُوبُ بَنِی إِسْرَائِیلَ مِنْ حُبِّ الْعِجْلِ وَ السَّامِرِیِّ حَتَّى تَرَكُوا هَارُونَ وَ اسْتَضْعَفُوهُ قَالَ الْفَتَى فَإِنِّی أُقْسِمُ بِاللَّهِ حَقّاً حَقّاً أَنِّی لَا أَزَالُ لَهُمْ مُبْغِضاً وَ إِلَى اللَّهِ مِنْهُمْ وَ مِنْ أَفْعَالِهِمْ مُتَبَرِّئاً وَ لَا زِلْتُ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع مُتَوَالِیاً وَ لِأَعَادِیهِ مُعَادِیاً وَ لَأَلْحَقَنَّ بِهِ وَ إِنِّی لَأُؤَمِّلُ أَنْ أُرْزَقَ الشَّهَادَةَ مَعَهُ وَشِیكاً إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى ثُمَّ وَدَّعَ حُذَیْفَةَ وَ قَالَ هَذَا وَجْهِی إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع فَخَرَجَ إِلَى الْمَدِینَةِ وَ اسْتَقْبَلَهُ وَ قَدْ شَخَصَ مِنَ الْمَدِینَةِ یُرِیدُ الْعِرَاقَ فَسَارَ مَعَهُ إِلَى الْبَصْرَةِ فَلَمَّا الْتَقَى أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع مَعَ أَصْحَابِ الْجَمَلِ كَانَ ذَلِكَ الْفَتَى أَوَّلَ مَنْ قُتِلَ مِنْ أَصْحَابِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ ذَلِكَ أَنَّهُ لَمَّا صَافَّ الْقَوْمُ وَ اجْتَمَعُوا عَلَى الْحَرْبِ أَحَبَّ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع أَنْ یَسْتَظْهِرَ عَلَیْهِمْ بِدُعَائِهِمْ إِلَى الْقُرْآنِ وَ حُكْمِهِ فَدَعَا بِمُصْحَفٍ وَ قَالَ مَنْ یَأْخُذُ هَذَا الْمُصْحَفَ یَعْرِضُهُ عَلَیْهِمْ وَ یَدْعُوهُمْ إِلَى مَا فِیهِ فَیُحْیِیَ مَا أَحْیَاهُ وَ یُمِیتَ مَا أَمَاتَهُ قَالَ وَ قَدْ شَرَعَتِ الرِّمَاحُ بَیْنَ الْعَسْكَرَیْنِ حَتَّى لَوْ أَرَادَ امْرُؤٌ أَنْ یَمْشِیَ عَلَیْهَا لَمَشَى قَالَ فَقَامَ الْفَتَى فَقَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ أَنَا آخُذُهُ وَ أَعْرِضُهُ عَلَیْهِمْ وَ أَدْعُوهُمْ إِلَى مَا فِیهِ قَالَ فَأَعْرَضَ عَنْهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع ثُمَّ نَادَى الثَّانِیَةَ مَنْ یَأْخُذُ هَذَا الْمُصْحَفَ فَیَعْرِضَهُ عَلَیْهِمْ وَ یَدْعُوَهُمْ إِلَى مَا فِیهِ فَلَمْ یَقُمْ إِلَیْهِ أَحَدٌ فَقَامَ الْفَتَى وَ قَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ أَنَا آخُذُهُ وَ أَعْرِضُهُ عَلَیْهِمْ وَ أَدْعُوهُمْ إِلَى مَا فِیهِ قَالَ فَأَعْرَضَ عَنْهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع ثُمَّ نَادَى الثَّالِثَةَ فَلَمْ یَقُمْ إِلَیْهِ أَحَدٌ مِنَ النَّاسِ إِلَّا الْفَتَى وَ قَالَ أَنَا آخُذُهُ وَ أَعْرِضُهُ عَلَیْهِمْ وَ أَدْعُوهُمْ إِلَى مَا فِیهِ فَقَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع إِنَّكَ إِنْ فَعَلْتَ ذَلِكَ فَإِنَّكَ لَمَقْتُولٌ فَقَالَ وَ اللَّهِ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع مَا شَیْ‏ءٌ أَحَبَّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ أُرْزَقَ الشَّهَادَةَ بَیْنَ یَدَیْكَ وَ أَنْ أُقْتَلَ فِی طَاعَتِكَ فَأَعْطَاهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع الْمُصْحَفَ فَتَوَجَّهَ بِهِ نَحْوَ عَسْكَرِهِمْ فَنَظَرَ إِلَیْهِ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع وَ قَالَ إِنَّ الْفَتَى مِمَّنْ حَشَا اللَّهُ قَلْبَهُ نُوراً وَ إِیمَاناً وَ هُوَ مَقْتُولٌ وَ لَقَدْ أَشْفَقْتُ عَلَیْهِ مِنْ ذَلِكَ وَ لَنْ یُفْلِحَ الْقَوْمُ بَعْدَ قَتَلِهِمْ إِیَّاهُ فَمَضَى الْفَتَى بِالْمُصْحَفِ حَتَّى وَقَفَ بِإِزَاءِ عَسْكَرِ عَائِشَةَ وَ طَلْحَةُ وَ الزُّبَیْرُ حِینَئِذٍ عَنْ یَمِینِ الْهَوْدَجِ وَ شِمَالِهِ وَ كَانَ لَهُ صَوْتٌ فَنَادَى بِأَعْلَا صَوْتِهِ مَعَاشِرَ النَّاسِ هَذَا كِتَابُ اللَّهِ فَإِنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ یَدْعُوكُمْ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ وَ الْحُكْمِ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فِیهِ فَأَنِیبُوا إِلَى طَاعَةِ اللَّهِ وَ الْعَمَلِ بِكِتَابِهِ قَالَ وَ كَانَتْ عَائِشَةُ وَ طَلْحَةُ وَ الزُّبَیْرُ یَسْمَعُونَ قَوْلَهُ فَأَمْسَكُوا فَلَمَّا رَأَى ذَلِكَ أَهْلُ عَسْكَرِهِمْ بَادَرُوا إِلَى الْفَتَى وَ الْمُصْحَفُ فِی یَمِینِهِ فَقَطَعُوا یَدَهُ الْیُمْنَى فَتَنَاوَلَ الْمُصْحَفَ بِیَدِهِ الْیُسْرَى وَ نَادَاهُمْ بِأَعْلَا صَوْتِهِ مِثْلَ نِدَائِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَبَادَرُوا إِلَیْهِ وَ قَطَعُوا یَدَهُ الْیُسْرَى فَتَنَاوَلَ الْمُصْحَفَ وَ احْتَضَنَهُ وَ دِمَاؤُهُ تَجْرِی عَلَیْهِ وَ نَادَاهُمْ مِثْلَ ذَلِكَ فَشَدُّوا عَلَیْهِ فَقَتَلُوهُ وَ وَقَعَ مَیِّتاً فَقَطَعُوهُ إِرْباً إِرْباً وَ لَقَدْ رَأَیْنَا شَحْمَ بَطْنِهِ أَصْفَرَ قَالَ وَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع وَاقِفٌ یَرَاهُمْ فَأَقْبَلَ عَلَى أَصْحَابِهِ وَ قَالَ إِنِّی وَ اللَّهِ مَا كُنْتُ فِی شَكٍّ وَ لَا لَبْسٍ مِنْ ضَلَالَةِ الْقَوْمِ وَ بَاطِلِهِمْ وَ لَكِنْ أَحْبَبْتُ أَنْ یَتَبَیَّنَ لَكُمْ جَمِیعاً ذَلِكَ مِنْ بَعْدِ قَتْلِهِمُ الرَّجُلَ الصَّالِحَ حَكِیمَ بْنَ جَبَلَةَ الْعَبْدِیَّ فِی رِجَالٍ صَالِحِینَ مَعَهُ وَ تَضَاعُفُ ذُنُوبِهِمْ بِهَذَا الْفَتَى وَ هُوَ یَدْعُوهُمْ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ وَ الْحُكْمِ بِهِ وَ الْعَمَلِ بِمُوجَبِهِ فَثَارُوا إِلَیْهِ فَقَتَلُوهُ وَ لَا یَرْتَابُ بِقَتْلِهِمْ مُسْلِمٌ وَ وَقَدَتِ الْحَرْبُ وَ اشْتَدَّتْ فَقَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع احْمِلُوا بِأَجْمَعِكُمْ عَلَیْهِمْ بِسْمِ اللَّهُ حم لَا یُنْصَرُونَ وَ حَمَلَ هُوَ بِنَفْسِهِ وَ الْحَسَنَانِ وَ أَصْحَابُ رَسُولِ اللَّهِ ص مَعَهُ فَغَاصَ فِی الْقَوْمِ بِنَفْسِهِ فَوَ اللَّهِ مَا كَانَ إِلَّا سَاعَةٌ مِنْ نَهَارٍ حَتَّى رَأَیْنَا الْقَوْمَ كُلَّهُ شَلَایَا یَمِیناً وَ شِمَالًا صَرْعَى تَحْتَ سَنَابِكِ الْخَیْلِ وَ رَجَعَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع مُؤَیَّداً مَنْصُوراً وَ فَتَحَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ مَنَحَهُ أَكْتَافَهُمْ وَ أَمَرَ بِذَلِكَ الْفَتَى وَ جَمِیعِ مَنْ قُتِلَ مَعَهُ فَلُفُّوا فِی ثِیَابِهِمْ بِدِمَائِهِمْ لَمْ تُنْزَعْ عَنْهُمْ ثِیَابُهُمْ وَ صَلَّى عَلَیْهِمْ وَ دَفَنَهُمْ وَ أَمَرَهُمْ أَنْ لَا یُجْهِزُوا عَلَى جَرِیحٍ وَ لَا یَتَّبِعُوا لَهُمْ مُدْبِراً وَ أَمَرَ بِمَا حَوَى الْعَسْكَرُ فَجُمِعَ لَهُ فَقَسَمَهُ بَیْنَ أَصْحَابِهِ وَ أَمَرَ مُحَمَّدَ بْنَ أَبِی بَكْرٍ أَنْ یُدْخِلَ أُخْتَهُ الْبَصْرَةَ فَیُقِیمَ بِهَا أَیَّاماً ثُمَّ یُرَحِّلَهَا إِلَى مَنْزِلِهَا بِالْمَدِینَةِ قَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ سَلَمَةَ كُنْتُ مِمَّنْ شَهِدَ حَرْبَ أَهْلِ الْجَمَلِ فَلَمَّا وَضَعَتِ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا رَأَیْتُ أُمَّ ذَلِكَ الْفَتَى وَاقِفَةً عَلَیْهِ فَجَعَلَتْ تَبْكِی عَلَیْهِ وَ تُقَبِّلُهُ وَ أَنْشَأَتْ تَقُولُ‏
    یَا رَبِّ إِنَّ مُسْلِماً أَتَاهُمْ یَتْلُو كِتَابَ اللَّهِ لَا یَخْشَاهُمْ‏ یَأْمُرُهُمْ بِالْأَمْرِ مِنْ مَوْلَاهُمْ فَخَضَبُوا مِنْ دَمِهِ قَنَاهُمْ‏ وَ أُمُّهُمْ قَائِمَةٌ تَرَاهُمْ تَأْمُرُهُمْ بِالْغَیِّ لَا تَنْهَاهُم منبع" بحارالأنوار ج : 28 ص : 103- 114


  18. صلوات ها 2


  19. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    علم
    نوشته
    1,263
    حضور
    24 روز 18 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2646

    جمع بندی




    پرسش:
    جریان صحیفه ملعونه چیست.؟


    پاسخ:
    آن گونه که منابع بیان نمودند دو صحیفه ملعونه مطرح بوده است که به هر دو اشاره می شود.

    صحیفه ملعونه اول
    نطفه توطئه آن گاه منعقد شد كه ابتدا دو نفر از منافقين در يك تصميم اساسى با هم پيمانى بستند، و آن اين بود كه: اگر محمد از دنيا رفت يا كشته شد نگذاريم خلافت و جانشينى او در اهل بيتش مستقر شود. سه نفر ديگر هم در اين تصميم با آن ها هم پيمان شدند، و اولين قرار داد و معاهده را در كنار كعبه بين خود امضا كردند، و آن را داخل كعبه زير خاك پنهان نمودند تا سندى براى التزام عملى آنان به پيمانشان باشد.

    يكى از اين سه نفر معاذ بن جبل بود. او گفت: "شما مسئله را از جهت قريش حل كنيد، و من درباره انصار ترتيب امور را خواهم داد. از آنجا كه «سعد بن عبادة» رئيس كل انصار بود و او كسى نبود كه با ابوبكر و عمر هم پيمان شود، لذا معاذ بن جبل سراغ بشير بن سعيد و اسيد بن حضير كه هر كدام بر نيمى از انصار يعنى دو طايفه "اوس" و "خزرج" نفوذ و حكومت داشتند آمد و آن دو را با خود بر سر غصب خلافت هم پيمان نمود.
    (1)

    ــ توطئه قتل پیامبر (صلی الله علیه و آله)
    نقشه قتل پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله) يك بار در جنگ تبوك و چند بار بوسيله ى سَمّ و بارها به صورت ترور تدارك ديده شده بود كه همه نقش بر آب شد.
    اما در حجة الوداع همان پنج نفر اصحاب صحيفه با نُه نفر ديگر، براى بار آخر نقشه دقيق ترى براى قتل حضرت در راه بازگشت از مكه به مدينه كشيدند، و يكى از علت هاى اين اقدامشان آن بود كه قبل از اعلان خلافت على بن ابى طالب (عليه السلام) آن حضرت را به قتل برسانند تا به راحتى به مقاصد خود دست يابند، ولى قبل از رسيدن به محلِ توطئه دستور الهى نازل شد و مراسم غدير انجام شد؛ اگر چه آنان از نقشه ها و توطئه هاى خود باز نايستادند.
    نقشه چنين بود كه در محل از پيش تعيين شده اى در قله ى كوه "هَرْشى" كمين كنند، و با توجه به اين كه اكثر مردم كوه را دور مى زدند و به سربالايى نمى آمدند، همين كه شتر پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله) سر بالائى كوه را پيمود و در سرازيرى قرار گرفت، سنگ هاى بزرگى را به طرف شتر حضرت رها كنند تا به شتر برخورد كند يا بِرَمَد و با حركات ناموزون حضرت را بر زمين بزند، و آنان با استفاده از تاريكى شب به حضرت حمله كنند و در نتيجه قتل حضرت به طور يقينى انجام گيرد. سپس متوارى شوند و خود را داخل مردم پنهان نمايند تا شناخته نشوند.

    ــ خُنثى شدن توطئه قتل حضرت
    خداوند تبارک و تعالى پيامبرش را از اين توطئه آگاه ساخت و وعده حفظ او را داد. منافقين در گروه چهارده نفرى خود پيشاپيش قافله رفتند و در محل موعود- كه پايان سربالايى قُلّه هرشى و آغاز سراشيبى كوه بود- در ظلمت شب حاضر شدند و شترهاى خود را در كنارى خوابانيدند. سپس پشت صخره ها، هفت نفر در سمت راست جاده و هفت نفر در سمت چپ به كمين نشستند. اين در حالى بود كه ظرف هاى بُشكه مانند بزرگى را نيز همراه خود برده بودند و آن ها را پر از ريگ و شن كرده بودند تا براى رماندن شتر آن ها را از پشت سر در سراشيبى كوه رها كنند.
    همين كه شترِ پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله) به قله كوه رسيد و خواست راه را به سمت پائين در پيش گيرد، منافقين سنگ هاى بزرگ و ظرف هاى پر از شن را كه بالاى پرتگاه قرار داده بودند رها كردند. سنگ ها به طرف شترِ حضرت به حركت در آمد و نزديك بود به شتر اصابت كند و يا مركب حضرت بِرَمَد.
    پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله) با يك اشاره به شتر فرمان توقف دادند و اين در حالى بود كه حذيفه و عمار، يكى افسار شتر حضرت را در دست داشت و ديگرى از پشت سر شتر را راهنمايى مى كرد.
    با توقف شتر، سنگ ها رد شده به سمت پائين كوه رفتند و حضرت سالم ماندند. منافقين كه از اجراى دقيق نقشه مطمئن بودند از كمينگاه ها بيرون آمدند و با شمشيرهاى آخته به حضرت حمله كردند تا كار را تمام كنند. ولى عمار و حذيفه شمشيرها را كشيدند و با آنان در گير شدند، تا بالأخره آنان را فرارى دادند.

    منافقين به پشت سنگ ها پناه آوردند و با استفاده از تاريكى شب هر يك به گوشه اى خزيدند تا پس از فاصله گرفتن پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله) بر سر شترهاى خود روند و به قافله ملحق شوند.

    براى آن كه نسل هاى آينده بدانند رؤساى منافقين در آن روز چه كسانى بودند و بسيارى از توطئه هاى بعد از پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله) را به راحتى تحليل كنند، در همان تاريكى شب حضرت اشاره اى فرمودند و ناگهان نورى تابيد و فضا را براى لحظاتى روشن ساخت. حذيفه و عمار چهره هاى چهارده نفر را كه در اين سو و آن سوى سنگ ها پنهان شده بودند به چشم خود ديدند و حتى شترانشان را ديدند كه در گوشه اى خوابانيده بودند. اين چهارده نفر عبارت بودند از: ابوبكر، عمر، عثمان، معاويه، عمروعاص، طلحة، سعد بن ابى وقاص، عبدالرحمن بن عوف، ابوعبيدة بن جراح، ابوموسى اشعرى، ابوهريرة، مغيرة بن شعبة، معاذ بن جبل، سالم مولى ابى حذيفه.
    پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله) مأمور بود با آنان درگير نشود، زيرا در آن شرائط حساس فتنه اى بپا مى شد و زحمات گذشته در معرض خطر قرار مى گرفت.

    فردا صبح كه نماز جماعت برپا شد همين چهارده نفر در صف هاى اول جماعت ديده شدند!! و حضرت سخنانى فرمود كه اشاره به آنان بود. از جمله فرمود: "چه شده است گروهى را كه در كعبه هم قسم شده اند، كه اگر محمد از دنيا رفت يا كشته شد، هرگز نگذارند خلافت به اهل بيتش برسد"!!؟.(2)


    ــ صحیفه ملعونه دوم
    وقتى وارد مدينه شدند منافقين كه در نقشه قبلى شكست خورده بودند، جلسه مهم ديگرى تشكيل دادند كه در آن سى و چهار نفر از بزرگان منافقين و همان هايى كه اغلب پس از رحلت حضرت در رأس امور قرار گرفتند، شركت داشتند.
    در اين مجلس اساسنامه نقشه هاى آينده را تنظيم كردند و همه افراد زير آن طومار را امضا كردند. امضا كنندگان، گذشته از چهارده نفر قبل، عده اى ديگر از رؤساى قبايل و افرادى بودند كه هر يك گروهى از مردم را با خود همراه داشتند. از جمله آنان ابوسفيان، عكرمه پسر ابوجهل، سعيد بن عاص، خالد بن وليد، بشير بن سعيد، سُهيل بن عَمرو، ابوالأعور اسلمى، صهيب بن سنان و حكيم بن حزام بودند.

    نويسنده طومار سعيد بن عاص و محل اجتماع و نوشتن، خانه ى ابوبكر بود. پس از امضا، طومار را پيچيدند و به ابوعبيده جراح به عنوان امينِ خود سپردند تا آن را به مكه ببرد و كنار صحيفه اول در كعبه دفن كند تا به عنوان سند محفوظ باشد.
    فرداى آن روز، پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله) پس از نماز صبح اشاره اى به اقدام اين منافقين كردند و فرمودند:
    "عده اى از اين امت معاهده اى نوشته اند كه به معاهده زمان جاهليت كه در كعبه آويخته بودند شبيه است، ولى من مأمورم آن را افشا نكنم"!.
    سپس رو به ابوعبيده جراح كردند و فرمودند: "اكنون امين اين امت شده اى"؟(3)


    بنابراین دو صحیفه ملعونه برای این که حضرت علی (علیه السلام) به حکومت نرسد نوشته و امضاء شد و در سقیفه بنی ساعده منافقین به هدف خود رسیدند.

    ــــــــــــــــــــــ
    (1) سلیم بن قیس،ص 817-819، هادی ، قم، 1405ق؛ بحارالانوار: ج 17 ص 29، ج 28 ص 186، ج 36 ص 153، ج 37 ص 135 و114، موسسه الوفاء، بیروت، 1404ق.
    (2) بحارالانوار، ج 28، ص 99 و 100، ج 37، ص 115 و 135؛ سید بن طاووس، اقبال الاعمال، ص 458، دارالکتب الاسلامیه، تهران 1367ش.
    (3) بحار الانوار، ج 28، ص 102 تا 111.

    کلیدواژه: صحیفه، ملعونه، کعبه، خلافت، توطئه


    ویرایش توسط همکار تدوین : ۱۳۹۴/۱۲/۰۳ در ساعت ۲۲:۰۴ دلیل: همکار ویراستار تدوین

  20. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۶/۰۵/۳۱, ۱۴:۲۳ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود