صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا چادر، یادگار حضرت فاطمه (سلام الله علیها) است؟

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    882
    حضور
    20 روز 18 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    1
    گالری
    17
    صلوات
    2369

    اشاره آیا چادر، یادگار حضرت فاطمه (سلام الله علیها) است؟




    سلام. بارها و بارها از تبلیغگران حجاب شنیده ایم که می گویند: «چادر، یادگاری حضرت فاطمهسلام الله علیها است»

    می خواستم بپرسم: آیا هیچ روایتی وجود دارد که تأیید کند که حضرت فاطمهسلام الله علیها چادر به سر می کردند؟

    بعلاوه آیا چادر از حضرت فاطمهسلام الله علیها به ما رسیده است و درست است که آنرا یادگار ایشان بدانیم؟

    با سپاس

    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۳/۰۹/۰۷ در ساعت ۰۹:۱۵

    ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش, بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش.

  2. صلوات ها 13


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,495
    حضور
    174 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58273



    با نام و یاد دوست





    آیا چادر، یادگار حضرت فاطمه (سلام الله علیها) است؟








    کارشناس بحث: استاد مقداد


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    علیکم السلام

    دستور به حجاب و عفاف نه تنها يک ضرورت اجتماعي براي حفظ عفت جامعه است، بلکه مهم ترين راه کار حفظ عفت، کرامت و شخصيت انساني زنان در عرصه هاي گوناگون مي باشد و پارة وجود رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ کاملترين اسوه و الگوي حيا، عفت و حجاب است. دختري که پدرش کانون همة حوادث سياسي و اجتماعي آن روزگار بود و او در کنار پدر، چون مادري مهربان، در همة اين صحنه ها حضور داشت. چه در دوران کودکي در شرايط طاقت فرساي مکه، در حصر اقتصادي در شعب ابي طالب، چه در دوران بعد از هجرت به مدينه و کشاکش جنگهاي پر شمار و حوادث بي شمار، و چه در خانة علي ـ عليه السّلام ـ که محل آمد و شد فراوان اصحاب و ياران رسول ـ صلّي الله عليه و آله ـ بود و حضرت صديقة طاهره، در همة اين صحنه ها حضور داشت، اما با همة اين احوال عفاف و حجاب او در اوج يگانگي و بي مثالي بود.[1] جلوه هاي بسيار زيبا و ديدني از رفتار و گفتار حضرت فاطمه زهرا (س) در عرصة حجاب و عفاف در منابع گزارش شده است که حقيقت هر يک از اين رفتارها و گفتارها مي بايد سرمشق دختران و زنان در زندگي قرار گيرد.[2]

    روايات وارده از صديقه طاهره (س) در رابطه با حجاب مؤيد اين مطلب است که خود حضرت زهرا (س) از کودکي به اين مطلب اهميت مي دادند و از همان اوان کودکي پوشش ظاهري خود را حفظ مي کردند[3] در روايتي آمده است که پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به فاطمه (س) فرمود: چه چيزي براي زن بهتر و نيکوتر است؟ فاطمه (س) گفت: اينکه او مردي را نبيند و مردي نيز او را نبيند.[4] و اما راجع به کيفيت حجاب حضرت زهرا (س) در منابع آمده است که آن حضرت در خارج از خانه از پوششي استفاده مي کرد که تمام بدن را از سر گرفته تا پاها را مي پوشانيد و با چنين پوششي در جامعه حاضر مي شد.[5] اميد است که شيوة عملي حضرت زهرا (س) در زندگي، الگوئي باشد براي تمامي زنان با ايمان و با عفاف جهان اسلام.

    در مورد حجاب حضرت زهرا(س) ابن شهر آشوب و قطب راوندى روايت كرده اند كه :
    روزى حضرت على عليه السلام كه به پول احتياج پيدا كرد بود، به ناچار چادر حضرت فاطمه عليها السلام را كه از جنس پشم بود نزد مردى يهودى به نام زيد رهن گذاشت و قدرى جو قرض گرفت . آن مرد يهودى چادر را به خانه برد و در حجره گذاشت . به هنگام شب ، زن مرد يهودى وقتى كه وارد حجره شد نورى از آن چادر مشاهده كرد كه تمام حجره ر روشن كره بود. زن وقتى كه آن حالت عجيب را ديد نزد شوهرش رفت و آنچه ديده بود نقل كرد. شوهرش از شنيدن آن حالت تعجب كرد. (چون فراموش كرده بود كه چادر حضرت فاطمه عليها السلام در خانه اوست ) پس به سرعت داخل حجره شد و متوجه شد كه نور از چادر حضرت فاطمه عليها السلام آن بانوى عصمت است كه مانند بدر منير خانه را روشن كرده است . يهودى از مشاهده اين حالت تعجبش زيادتر شد. پس آن دو به خانه خويشان و دوستان خود رفتند و هشتاد نفر از آنها را به خانه آوردند كه همگى آنها از بركت شعاع (نور) چادر فاطمه عليها السلام به نور اسلام منور گرديدند.[6]
    همچنين از سلمان فارسي نقل كرده اند كه گفت: روزى حضرت فاطمه عليهم السلام را ديدم كه چادرى وصله دار بر سر داشت ، در شگفتى ماندم و گفتم : عجبا دختران پادشاهان ايران و روم بر كرسيهاى طلايى مى نشينند و پارچه هاى زر بافت به تن مى كنند و اين دختر رسول خداست نه چادرهاى گران قيمت بر سر دارد و نه لباسهاى زيبا فاطمه عليه اسلام پاسخ داد: اى سلمان خداوند بزرگ ، لباسهاى زينتى و تختهاى طلايى را براى ما، در روز قيامت ذخيره كرده است .
    حضرت سپس به خدمت پدر گراميش رفت و شگفتى سلمان را مطرح كرد و گفت : اى رسول خدا، سلمان از سادگى لباس من تعجب نمود، سوگند به خدايى كه تو را مبعوث فرمود: مدت پنج سال است فرش خانه ما پوست گوسفندى است كه روزها بر روى آن شترمان علف مى خورد و شبها بر روى آن مى خوابيم و بالش ما چرمى است كه از ليف خرما پر شده است.[7]



    معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
    1ـ سيره و سيماي ريحانه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ، علي کرمي.
    2ـ حياة الصديقة فاطمة (س)، محمد جواد طبسي (ص 149 الي ص 155).
    3ـ نهج الحياة، فرهنگ سخنان فاطمه (س)، محمد دشتي.

    پی نوشتها:
    [1] . مصباح يزدي، محمد تقي، جامي از زلال کوثر، تحقيق و نگارش محمدباقر حيدري، قم، انتشارات مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)، چاپ دوم، 1381ش، ص105ـ106.
    [2] . ر.ک: مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، ج101، ص36؛ ج100، ص238؛ ج37، ص69؛ ج43، ص84.
    [3] . ر.ک: قزويني، سيد محمد کاظم، فاطمه الزهراء من المهد الي اللحد، بيروت، منشورات مؤسسة النور للمطبوعات، چاپ اول، 1411ق، ص190ـ191.
    [4] . مجلسي، محمدباقر، زندگاني حضرت زهرا(س)، ترجمه محمد روحاني علي آبادي، انتشارات مهام، چاپ اول، 1377ش، ص388.
    [5] . طبسي، محمد جواد، حياة الصديقة فاطمة (س)، قم، مؤسسه بوستان کتاب، چاپ اول، 1423ق، ص154ـ155.
    [6] مناقب ابن شهر آشوب ج 3، ص 387 ؛ الخرائج راوندى ج 2 ص 537
    [7] فرهنگ سخنان فاطمه زهرا: ص 139.

    آیا چادر، یادگار حضرت فاطمه (سلام الله علیها) است؟
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    نقل قول نوشته اصلی توسط مقداد نمایش پست ها
    علیکم السلام


    در مورد حجاب حضرت زهرا(س) ابن شهر آشوب و قطب راوندى روايت كرده اند كه :
    روزى حضرت على عليه السلام كه به پول احتياج پيدا كرد بود، به ناچار چادر حضرت فاطمه عليها السلام را كه از جنس پشم بود نزد مردى يهودى به نام زيد رهن گذاشت و قدرى جو قرض گرفت . آن مرد يهودى چادر را به خانه برد و در حجره گذاشت .



    .
    با سلام
    خدمات استاد گرامی
    اینطور که بنده متوجه شدم یعنی اینکه چادر حجاب فاطمه( ص) بوده !
    اما وقتی به روایات نگاه میکنیم و تاریخ چنین نیست که فاطمه (ص) از چادر استفاده کرده باشند !!
    اگر در این مورد بیشتر توضیح دهید ممنون میشوم

    .
    .
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    717
    حضور
    16 روز 4 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    11
    صلوات
    1389



    آيا در جايي آمده كه رنگ چادر حضرت زهرا سلام الله عليها مشكي بوده است؟ آيا در جايي آمده كه حضرت زهرا سلام الله عليها صورت خود را با پارچه اي يا چادر مي پوشاندند؟


    پاسخی از آيت الله مکارم شيرازي:
    چادر به صورتي كه در ميان ايرانيان معمول است - چادر بلند كه تا پايين پا مي‏رسد - در ميان جامعه عرب معمول نبوده، ولي چيزي شبيه «نيمه چادر» رايج بود كه ظاهراً منظور از «جلباب» هم كه در آيات قرآن آمده، اشاره به همين است. چيزي نه مثل مقنعه و روسري كوتاه و نه مثل چادر ما خيلي بلند؛ اين چادر شايد تا كمر و كمي پايين‏تر مي‏رسيده است و آن بزرگواران از آن استفاده مي‏كردند. بعلاوه عرب‏ها دو نوع پوشش دیگر نیز داشتند که نام‌ آن‌ها عبارت است از: «درع» كه پيراهن وسيع است و «ملحفه» كه همان چادر بوده است. از روايات استفاده مي‏شود اين بزرگواران هر سه پوشش فوق را داشتند. مقنعه را سر مي‏كردند و درع هم پيراهن وسيع بوده كه تا پشت پا مي‏رسيده و آستين‏هايش بلند و گشاد بوده و ملحفه آن چادري بوده كه به خودشان مي‏پيچند.
    در آداب نماز گزار هم آمده كه زن در موقع نماز اگر بخواهد حجاب كاملي داشته باشد، از مقنعه و درع و ملحفه استفاده كند.
    گفتني است از قرائن و شواهد بر می آيد که حجاب حضرت فاطمه زهرا «شبيه چادر کنونی» بوده است و ايشان يك مقنعه داشتند که با آن سر و گردن و گلو و سينه خود را می پوشاندند و علاوه بر اين يک پوشش سراسری هم داشتند.
    منبع:http://www.quran.porsemani.ir/node/3936


  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    1,415
    حضور
    42 روز 17 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6338



    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست ها
    سلام. بارها و بارها از تبلیغگران حجاب شنیده ایم که می گویند: «چادر، یادگاری حضرت فاطمهسلام الله علیها است»

    می خواستم بپرسم: آیا هیچ روایتی وجود دارد که تأیید کند که حضرت فاطمهسلام الله علیها چادر به سر می کردند؟

    بعلاوه آیا چادر از حضرت فاطمهسلام الله علیها به ما رسیده است و درست است که آنرا یادگار ایشان بدانیم؟
    سلام
    به نظر ما این نوع پوشش در زمان پیامبر تقریبا در تمامی کشورها وجود داشته است و اکثر زنان آن زمان از نوعی پارچه بلند برای پوشش استفاده میکردند در ایران باستان، در رم، در هند و .........
    اگر نگاه کنید می بینید زنان در گذشته تقریبا در همان زمان پیامبر لباس های بلند به تن داشته اند البته در خیلی از جاها این پوشش حالت عبا یا شنل داشته است
    حضرت زهرا نیز از پوشش متداول آن زمان استفاده کرده اند حالا دقیق هم معلوم نیست این لباس بلند همان شنلی بود یا چادر فعلی، پس نمیشه مدعی شد اسلام آمد و چادر رو ا بعنوان پوشش زنان ختراع کرد
    بهرحال به عقیده من چادر یا شنل آن زمان لباس متداول زنان آن دوره بوده همانطور که مردان آن دوره هم چنین لباس های بلندی میپوشیدند ولی گذر زمان باعث شد نحوه پوشش مردان تغییر کند و لباس های بلند جای خود را به کت و شلوار داد ولی چرا لباس زنان نباید به شکل امروزی باشد ( سوال بی جواب همیشه )


  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8025



    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست ها
    سلام. بارها و بارها از تبلیغگران حجاب شنیده ایم که می گویند: «چادر، یادگاری حضرت فاطمهسلام الله علیها است»

    می خواستم بپرسم: آیا هیچ روایتی وجود دارد که تأیید کند که حضرت فاطمهسلام الله علیها چادر به سر می کردند؟

    بعلاوه آیا چادر از حضرت فاطمهسلام الله علیها به ما رسیده است و درست است که آنرا یادگار ایشان بدانیم؟

    با سپاس
    سلام علیکم،
    بله روایتی که بگوید ایشان چادر سر می‌کرده‌اند به ما رسیده است، روایت مربوط به خطبه‌ی فدکیّه که مربوط به ایام بعد از شهادت حضرت ختمی‌مرتبت صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌باشد اینطور آغاز می‌گردد:
    الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج‏1، ص: ۹۷ و ۹۸
    احتجاج فاطمة الزهراء ع على القوم لما منعوها فدك و قولها لهم عند الوفاة بالإمامة
    رَوَى عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْحَسَنِ «3» بِإِسْنَادِهِ عَنْ آبَائِهِ ع أَنَّهُ لَمَّا أَجْمَعَ «4» أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ عَلَى مَنْعِ‏ فَاطِمَةَ ع فَدَكاً وَ بَلَغَهَا ذَلِكَ «1» لَاثَتْ خِمَارَهَا «2» عَلَى رَأْسِهَا وَ اشْتَمَلَتْ بِجِلْبَابِهَا «3» وَ أَقْبَلَتْ فِي لُمَةٍ «4» مِنْ حَفَدَتِهَا وَ نِسَاءِ قَوْمِهَا تَطَأُ ذُيُولَهَا «5» مَا تَخْرِمُ مِشْيَتُهَا مِشْيَةَ رَسُولِ اللَّهِ ص «6» حَتَّى دَخَلَتْ عَلَى أَبِي بَكْرٍ- وَ هُوَ فِي حَشَدٍ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ وَ غَيْرِهِمْ «7» فَنِيطَتْ دُونَهَا مُلَاءَةٌ «8» فَجَلَسَتْ ثُمَّ أَنَّتْ أَنَّةً أَجْهَشَ «9» الْقَوْمُ لَهَا بِالْبُكَاءِ فَارْتَجَّ الْمَجْلِسُ ثُمَّ أَمْهَلَتْ هُنَيْئَةً حَتَّى إِذَا سَكَنَ نَشِيجُ الْقَوْمِ وَ هَدَأَتْ فَوْرَتُهُمْ افْتَتَحَتِ الْكَلَام‏ ...
    ...
    (5) أي إنّ أثوابها كانت طويلة تستر قدميها فكانت تطأها عند المشي، و في بعض النسخ «تجر أدراعها» و المعنى واحد.
    الإحتجاج / ترجمه جعفرى، ج‏1، ص: 227
    احتجاج حضرت زهرا عليها السّلام در باره فدك و سخنان آن حضرت هنگام فوت در باره امامت‏
    49- از عبد اللَّه بن حسن به اسناد مذكور در متن نقل است كه: وقتى أبو بكر و عمر براى منع حضرت زهرا عليها السّلام از فدك همدست شدند و از آن با خبر شد، مقنعه بر سر كشيده و پارچه‏اى بر سر انداخته و با چند تن از اطرافيان و زنان قوم خود به سوى مجلس أبو بكر حركت فرمود، و با كمال طمأنينه و آرامش و همچون رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله راه مى‏رفت، چون وارد مسجد شد أبو بكر با گروهى از جماعت مهاجر و انصار نشسته بودند، پس پرده‏اى زدند، و آن حضرت در پشت آن پرده جلوس فرمود، سپس آن حضرت آه دردناكى‏ از دل سوزان خود كشيد و همه مجلس به گريه و ناله افتاده و يكپارچه اندوه و عزا شد، سپس آن حضرت اندكى صبر نمود تا مجلس آرام گشت سپس اين گونه سخن آغاز نمود ...

    و با جزئیات دیگر در این نقل قول:
    الطرائف / ترجمه داود إلهامى، ص: ۴۰۹ و ۴۱۰
    ما براى مزيد فائده اين خطبه را به طور كامل از دانشمند معروف اهل تسنن ابن ابى الحديد معتزلى نقل مى‏كنيم وى در شرح نهج البلاغه در شرح نامه «عثمان بن حنيف» در فصل اول، اسانيد مختلف اين خطبه را نقل كرده است او تصريح مى‏كند كه اسنادى را كه من براى اين خطبه در اينجا آورده‏ام از هيچ يك از كتب شيعه نگرفته‌‏ام. سپس اشاره به كتاب معروف «سقيفه» از «ابو بكر احمد بن عبد العزيز جوهرى» كه از محدثان بزرگ و معروف اهل سنت است، كرده كه او در كتاب خود از طرق زيادى اين خطبه را نقل نموده است. ابن ابى الحديد تمام اين طرق را در شرح نهج البلاغه آورده است كه ما براى رعايت اختصار از نقل آن صرف نظر مى‏كنيم.
    مى‏گويد: چون ابى بكر تصميم گرفت كه فدك را از فاطمه (عليها السلام) باز گيرد و اين خبر به آن حضرت رسيد پارچه‏اى (مقنعه) را به سر و صورت و گردن خود پيچيد و لباسى كه از فرق تا قدم او را مى‏پوشانيد (چادر) بر بدن خود قرار داد و همراه با گروهى از خدمتكاران و زنان خويشاوند خود به طرف مسجد حركت كرد (تا در ميان زنان مشخص نباشد) و آن چنان عبا به سرافكنده بود كه دامن آن روى زمين كشيده مى‏شد و به زير قدمش مى‏آمد راه رفتن او همانند راه رفتن پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم بود تا بر ابو بكر وارد شد، در حالى كه ابو بكر در ميان جماعت مهاجران و انصار و ديگران بود، و در ميان زنان مهاجر و انصار در پشت پرده نشست ناله‏اى جانسوز كشيد و اين ناله همگان را به خروش آورده و صداى شيون از مردم بلند شد به گونه‏اى كه مسجد را به لرزه انداخت، قدرى مكث كرد تا مردم آرام شدند آنگاه روى سخن به ابو بكر كرده و اين خطبه را ايراد فرمود ...

    بنابراین ایشان چادری داشتند که موقع راه رفتن بر روی زمین کشیده می‌شده است ...
    ما داریم در مورد زنی صحبت می‌کنیم که برای تابوت حمل خود هم ناراحت بود که نکند برجستگی‌های بدنشان از روی تابوت مشخص باشد، آن هم تابوتی که قرار بوده است در دل شب و فقط در میان اهل خانواده و خواص از مؤمنین به دل خاک سپرده شود و چنین تشییع کنندگانی یا محرم بوده‌اند و یا نگاه ایشان همگی پاک بوده است ...

    نقل قول نوشته اصلی توسط شبـنم نمایش پست ها
    حضرت زهرا نیز از پوشش متداول آن زمان استفاده کرده اند حالا دقیق هم معلوم نیست این لباس بلند همان شنلی بود یا چادر فعلی، پس نمیشه مدعی شد اسلام آمد و چادر رو ا بعنوان پوشش زنان ختراع کرد
    سبحان الله! شنل!؟ پارچه‌ای که پشت را بپوشاند و جلویش باز باشد!؟ آدم گاهی یک حرفهایی می‌شنود که می‌ماند در پاسخ چه بگوید ...
    بعید می‌دانم با این رویه‌ای که در پیش گرفته‌اید سؤالات بی‌جوابتان هرگز باجواب شود

    یا علی

    بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است،
    ... بضاعتی محدود و اثرگذاری نامحدود،
    نگران سوددهی‌اش هم نیستیم چون خدا تضمین کرده است که قیام به بار خواهد نشست
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...

    بزرگواران و دوستان و هم‌مباحثه‌ای‌ها، ان شاء الله اگر جسارتی کرده‌ام ببخشید و اگر کوتاهی کرده‌ام یا رنجشی به شما رسانده‌ام حلال کنید

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    نقل قول نوشته اصلی توسط باء نمایش پست ها
    [SIZE="3"] سلام علیکم، بله روایتی که بگوید ایشان چادر سر می‌کرده‌اند به ما رسیده است، روایت مربوط به خطبه‌ی فدکیّه که مربوط به ایام بعد از شهادت حضرت ختمی‌مرتبت صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌باشد اینطور آغاز می‌گردد:
    الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج‏1، ص: ۹۷ و ۹۸
    احتجاج فاطمة الزهراء ع على القوم لما منعوها فدك و قولها لهم عند الوفاة بالإمامة رَوَى عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْحَسَنِ «3» بِإِسْنَادِهِ عَنْ آبَائِهِ ع أَنَّهُ لَمَّا أَجْمَعَ «4» أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ عَلَى مَنْعِ‏ فَاطِمَةَ ع فَدَكاً وَ بَلَغَهَا ذَلِكَ «1» لَاثَتْ خِمَارَهَا «2» عَلَى رَأْسِهَا وَ اشْتَمَلَتْ بِجِلْبَابِهَا «3» وَ أَقْبَلَتْ فِي لُمَةٍ «4» مِنْ حَفَدَتِهَا وَ نِسَاءِ قَوْمِهَا تَطَأُ ذُيُولَهَا «5» مَا تَخْرِمُ مِشْيَتُهَا مِشْيَةَ رَسُولِ اللَّهِ ص «6» حَتَّى دَخَلَتْ عَلَى أَبِي بَكْرٍ- وَ هُوَ فِي حَشَدٍ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ وَ غَيْرِهِمْ «7» فَنِيطَتْ دُونَهَا مُلَاءَةٌ «8» فَجَلَسَتْ ثُمَّ أَنَّتْ أَنَّةً أَجْهَشَ «9» الْقَوْمُ لَهَا بِالْبُكَاءِ فَارْتَجَّ الْمَجْلِسُ ثُمَّ أَمْهَلَتْ هُنَيْئَةً حَتَّى إِذَا سَكَنَ نَشِيجُ الْقَوْمِ وَ هَدَأَتْ فَوْرَتُهُمْ افْتَتَحَتِ الْكَلَام‏ ... ...
    (5) أي إنّ أثوابها كانت طويلة تستر قدميها فكانت تطأها عند المشي، و في بعض النسخ «تجر أدراعها» و المعنى واحد.
    الإحتجاج / ترجمه جعفرى، ج‏1، ص: 227 احتجاج حضرت زهرا عليها السّلام در باره فدك و سخنان آن حضرت هنگام فوت در باره امامت‏ 49- از عبد اللَّه بن حسن به اسناد مذكور در متن نقل است كه: وقتى أبو بكر و عمر براى منع حضرت زهرا عليها السّلام از فدك همدست شدند و از آن با خبر شد، مقنعه بر سر كشيده و پارچه‏اى بر سر انداخته و با چند تن از اطرافيان و زنان قوم خود به سوى مجلس أبو بكر حركت فرمود، و با كمال طمأنينه و آرامش و همچون رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله راه مى‏رفت، چون وارد مسجد شد أبو بكر با گروهى از جماعت مهاجر و انصار نشسته بودند، پس پرده‏اى زدند، و آن حضرت در پشت آن پرده جلوس فرمود، سپس آن حضرت آه دردناكى‏ از دل سوزان خود كشيد و همه مجلس به گريه و ناله افتاده و يكپارچه اندوه و عزا شد، سپس آن حضرت اندكى صبر نمود تا مجلس آرام گشت سپس اين گونه سخن آغاز نمود ...

    با سلام
    خدمت سرکار باء نکاتی را متذکر میشوم امیدوارم مفید واقع شود قابل عرض است
    واژه چادر هیچ ارتباطی با اسلام ندارد بلکه این واژه مربوط به ایران باستان میباشد و از طرفی در هیچ کجای روایات از چادر استفاده نشده , مقنعه با چادر متفاوت است .


    آیا چادر، یادگار حضرت فاطمه (سلام الله علیها) است؟


    آیا چادر، یادگار حضرت فاطمه (سلام الله علیها) است؟





    ادُر(1) (در متون‌ ادبی‌ قدیم‌: چادَر) ، نوعی‌ پوشش‌ زنانه‌ كه‌ سرتا پا را فرا می‌گیرد.
    در باره ریشه این‌ واژه‌ آرای‌ متفاوتی‌ اظهار شده‌، از جمله‌ اینكه‌ ممكن‌ است‌ از ریشه chad سنسكریت‌ به‌ معنای‌ پوشاندن‌ باشد (رجوع کنید به هدایت‌، ص‌ 35؛ جلالی‌ نائینی‌، ذیل‌ "Chad" ؛
    نیز رجوع کنید به داعی‌الاسلام‌، ذیل‌ واژه‌).
    واژه چادر در زبان‌ پهلوی‌ نیز وجود داشته‌ است‌ (رجوع کنید به فره‌وشی‌، ذیل‌Cātur" "؛ مكنزی، ص‌ 21، 153)،
    چنان‌كه‌ بنا بر متنِ پهلوی روایت‌ امید اَشَوَهیشتان‌، كه‌ در قرن‌ چهارم‌ هجری‌ تدوین‌ شده‌، یكی‌ از سرپوشهای‌ زنان‌ زردشتی‌ چادر (adurČ) بوده‌ است‌ (رجوع کنید به ص‌ 202ـ203).
    دورفر كه‌ در باره احتمال‌ فارسی‌ یا تركی‌ بودن‌ ریشه این‌ واژه‌ بحث‌ كرده‌، دلایل‌ مطرح‌ شده‌ را برای‌ پذیرش‌ قطعی‌ هیچ‌یك‌ از این‌ دو نظر، كافی‌ ندانسته‌ است‌ (رجوع کنید به ج‌ 3، ص‌ 16ـ22؛ در باره تلفظ‌ چادر در گویشهای‌ گوناگونِ زبان‌ فارسی‌ رجوع کنید به همان‌، ج‌ 3، ص‌ 17ـ 18).
    واژه چادر، به‌ شكل‌ معرّب‌ شَوذَر، به‌ عربی‌ راه‌ پیدا كرده‌ است‌
    (رجوع کنید به ابن‌دُرید، ج‌ 2، ص‌ 691؛ جوهری‌، ذیل‌ «شذر»؛ جوالیقی‌، ص‌ 205؛ جبوری‌، ص‌ 181)،
    اما عرب‌زبانان‌ بیشتر، واژه‌های‌ دیگری‌ چون‌ مُلایه‌/ مُلاءَه، اِزار، عَبایه‌/ عباءَه و حِبْرَه‌ را برای‌ رساندن‌ معنای‌ چادر به‌كار می‌برده‌اند (رجوع کنید به لین‌، ص‌ 61ـ62؛ دُزی‌، ص‌ 25؛ مصری‌، ص‌ 82ـ83؛ دسوقی‌ شتا، ذیل‌ واژه‌؛ جبوری‌، همانجا).
    این‌ واژه‌ها معانی‌ و دلالتهای‌ دیگری‌ نیز داشته‌اند
    . در برخی‌ آثار برجای‌ مانده‌ از دوره هخامنشی‌، همچون‌ نقش‌برجسته‌ای‌ در اِرگلی‌ (در شمال‌غربی‌ آناطولی‌)، نقش‌ پارچه‌ای‌ در پازیریك‌ *و نیز در نقش‌ برخی‌ مُهرهای‌ یونانی‌ ـ ایرانی‌، پوششهایی‌ شبیه‌ چادر امروزی‌ دیده‌ می‌شود
    ( د. ایرانیكا، ج‌ 5، ص‌ 735ـ736؛ ضیاءپور، 1343 ش‌، ص‌ 77 و تصویر؛ قس‌ د. ایرانیكا، ج‌ 4، ص‌ 610).
    برخی‌ مجسمه‌های‌ بر جای‌ مانده‌ از دوره اشكانی‌، زنان‌ را در پوششی‌ شبیه‌ چادر، كه‌ بر روی‌ عمامه‌ای‌ قرار گرفته‌ است‌، نشان‌ می‌دهد (رجوع کنید به ضیاءپور، 1343 ش‌، ص‌ 197ـ200 و تصاویر). ضیاءپور (1343 ش‌، ص‌ 307)
    پوشش‌ سر زنان‌ در تصاویر منقوش‌ بر یك‌ بشقاب‌ نقره‌ای‌ ساسانی‌ را نیز چادر خوانده‌ است‌. آگاهی‌ ما از وصف‌ دقیق‌ این‌ پوشش‌، به‌ هر نامی‌ كه‌ باشد، بیشتر مربوط‌ به‌ دوره‌های‌ جدیدتر و عمدتاً از عصر صفوی‌ و عثمانی‌ به‌ بعد است‌.

    و اما پوشش فاطمه
    س .......................!
    ایشان وقتی می خواست برای دیدار رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم یا عیادت ایشان یا دیگر کارها به خارج از خانه برود، جامه ای گشاد به نام «جلباب»( طریحی، ۱۳۳۹ ش، ۱۰۳) که آن را دور سرش می پیچد و ادامه اش تا کمرش می آمد، همراه با لباسی که پایین تنه او را می پوشاند و نامش «شمله» ( طریحی،۱۳۳۹ ش ، ۴۴۱) بود می پوشید؛ ذکر این دو جامه ایشان، در مصادر و منابع گوناگون آمده است و بیشتر اخبار منقول در این مورد، نصی واحد دارند؛

    به عنوان نمونه:

    ۱ در خبر آمده: « لما نزلت هذه الآیة علی النبی(ص): ( وإن جهنم لموعدهم أجمعین) بکی النبی(ص) بکاءً شدیدًا وبکت صحابته لبکائه...فانطلق بعض أصحابه إلی باب بیتها...أخبرها بخبر النبی(ص) وبکاءه؛ فنهضت والتفت بشملة لها قد خیطت فی اثنی عشر مکانًا بسعف النخیل... »(مجلسی،۱۴۰۳ق، ۴۳/۸۸). [وقتی آیه « وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ »

    [ : جهنم وعده گاه همه آنان است... ](حجر،۴۳) نازل شد پیامبر به شدت گریست واصحاب آن حضرت هم برای گریه او گریان شدند...، یکی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به سوی درب خانه فاطمه علیها السلام رفت...و از گریه پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ایشان را آگاه کرد ، پس او از جای برخاست و لباس مندرس خود را که از دوازده موضع با شاخه درخت خرما دوخته شده بود پوشید...].

    ۲ طبرسی در « احتجاج » از عبداللَّه بن حسن به سندش از پدرانش روایت کرده است : « انه لما أجمع أبو بکر وعمر علی منع فاطمة ( علیها السلام ) فدکا وبلغها ذلک لاثت خمارها علی رأسها ، واشتملت بجلبابها واقبلت فی لمة من حفدتها ونساء قومها تطأ ذیولها ...»( طبرسی، احمد بن علی، بی تا، ۱/۱۳۱). [وقتی ابوبکر و عمر بر منع فدک از فاطمه علیها السلام هم نظر شدند و خبر این مطلب به حضرت فاطمه علیها السلام رسید، مقنعه خود را سر کرد و لباس خود را پوشید و با گروهی از زنان خدمتکار و بانوان خویشاوندش حرکت کرد، هنگام راه رفتن لباس حضرت به زمین کشیده می شد و پایین لباس زیر پایش می رفت...].

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۳/۰۷/۱۰ در ساعت ۲۳:۵۰
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  17. صلوات ها 6


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8025



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    با سلام
    خدمت سرکار باء نکاتی را متذکر میشوم امیدوارم مفید واقع شود قابل عرض است
    واژه چادر هیچ ارتباطی با اسلام ندارد بلکه این واژه مربوط به ایران باستان میباشد و از طرفی در هیچ کجای روایات از چادر استفاده نشده , مقنعه با چادر متفاوت است .


    ادُر(1) (در متون‌ ادبی‌ قدیم‌: چادَر) ، نوعی‌ پوشش‌ زنانه‌ كه‌ سرتا پا را فرا می‌گیرد.
    در باره ریشه این‌ واژه‌ آرای‌ متفاوتی‌ اظهار شده‌، از جمله‌ اینكه‌ ممكن‌ است‌ از ریشه chad سنسكریت‌ به‌ معنای‌ پوشاندن‌ باشد (رجوع کنید به هدایت‌، ص‌ 35؛ جلالی‌ نائینی‌، ذیل‌ "Chad" ؛
    نیز رجوع کنید به داعی‌الاسلام‌، ذیل‌ واژه‌).
    واژه چادر در زبان‌ پهلوی‌ نیز وجود داشته‌ است‌ (رجوع کنید به فره‌وشی‌، ذیل‌Cātur" "؛ مكنزی، ص‌ 21، 153)،
    چنان‌كه‌ بنا بر متنِ پهلوی روایت‌ امید اَشَوَهیشتان‌، كه‌ در قرن‌ چهارم‌ هجری‌ تدوین‌ شده‌، یكی‌ از سرپوشهای‌ زنان‌ زردشتی‌ چادر (adurČ) بوده‌ است‌ (رجوع کنید به ص‌ 202ـ203).
    دورفر كه‌ در باره احتمال‌ فارسی‌ یا تركی‌ بودن‌ ریشه این‌ واژه‌ بحث‌ كرده‌، دلایل‌ مطرح‌ شده‌ را برای‌ پذیرش‌ قطعی‌ هیچ‌یك‌ از این‌ دو نظر، كافی‌ ندانسته‌ است‌ (رجوع کنید به ج‌ 3، ص‌ 16ـ22؛ در باره تلفظ‌ چادر در گویشهای‌ گوناگونِ زبان‌ فارسی‌ رجوع کنید به همان‌، ج‌ 3، ص‌ 17ـ 18).
    واژه چادر، به‌ شكل‌ معرّب‌ شَوذَر، به‌ عربی‌ راه‌ پیدا كرده‌ است‌
    (رجوع کنید به ابن‌دُرید، ج‌ 2، ص‌ 691؛ جوهری‌، ذیل‌ «شذر»؛ جوالیقی‌، ص‌ 205؛ جبوری‌، ص‌ 181)،
    اما عرب‌زبانان‌ بیشتر، واژه‌های‌ دیگری‌ چون‌ مُلایه‌/ مُلاءَه، اِزار، عَبایه‌/ عباءَه و حِبْرَه‌ را برای‌ رساندن‌ معنای‌ چادر به‌كار می‌برده‌اند (رجوع کنید به لین‌، ص‌ 61ـ62؛ دُزی‌، ص‌ 25؛ مصری‌، ص‌ 82ـ83؛ دسوقی‌ شتا، ذیل‌ واژه‌؛ جبوری‌، همانجا).
    این‌ واژه‌ها معانی‌ و دلالتهای‌ دیگری‌ نیز داشته‌اند
    . در برخی‌ آثار برجای‌ مانده‌ از دوره هخامنشی‌، همچون‌ نقش‌برجسته‌ای‌ در اِرگلی‌ (در شمال‌غربی‌ آناطولی‌)، نقش‌ پارچه‌ای‌ در پازیریك‌ *و نیز در نقش‌ برخی‌ مُهرهای‌ یونانی‌ ـ ایرانی‌، پوششهایی‌ شبیه‌ چادر امروزی‌ دیده‌ می‌شود
    ( د. ایرانیكا، ج‌ 5، ص‌ 735ـ736؛ ضیاءپور، 1343 ش‌، ص‌ 77 و تصویر؛ قس‌ د. ایرانیكا، ج‌ 4، ص‌ 610).
    برخی‌ مجسمه‌های‌ بر جای‌ مانده‌ از دوره اشكانی‌، زنان‌ را در پوششی‌ شبیه‌ چادر، كه‌ بر روی‌ عمامه‌ای‌ قرار گرفته‌ است‌، نشان‌ می‌دهد (رجوع کنید به ضیاءپور، 1343 ش‌، ص‌ 197ـ200 و تصاویر). ضیاءپور (1343 ش‌، ص‌ 307)
    پوشش‌ سر زنان‌ در تصاویر منقوش‌ بر یك‌ بشقاب‌ نقره‌ای‌ ساسانی‌ را نیز چادر خوانده‌ است‌. آگاهی‌ ما از وصف‌ دقیق‌ این‌ پوشش‌، به‌ هر نامی‌ كه‌ باشد، بیشتر مربوط‌ به‌ دوره‌های‌ جدیدتر و عمدتاً از عصر صفوی‌ و عثمانی‌ به‌ بعد است‌.

    و اما پوشش فاطمه
    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    س .......................!
    ایشان وقتی می خواست برای دیدار رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم یا عیادت ایشان یا دیگر کارها به خارج از خانه برود، جامه ای گشاد به نام «جلباب»( طریحی، ۱۳۳۹ ش، ۱۰۳) که آن را دور سرش می پیچد و ادامه اش تا کمرش می آمد، همراه با لباسی که پایین تنه او را می پوشاند و نامش «شمله» ( طریحی،۱۳۳۹ ش ، ۴۴۱) بود می پوشید؛ ذکر این دو جامه ایشان، در مصادر و منابع گوناگون آمده است و بیشتر اخبار منقول در این مورد، نصی واحد دارند؛

    به عنوان نمونه:

    ۱ در خبر آمده: « لما نزلت هذه الآیة علی النبی(ص): ( وإن جهنم لموعدهم أجمعین) بکی النبی(ص) بکاءً شدیدًا وبکت صحابته لبکائه...فانطلق بعض أصحابه إلی باب بیتها...أخبرها بخبر النبی(ص) وبکاءه؛ فنهضت والتفت بشملة لها قد خیطت فی اثنی عشر مکانًا بسعف النخیل... »(مجلسی،۱۴۰۳ق، ۴۳/۸۸). [وقتی آیه « وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ »

    [ : جهنم وعده گاه همه آنان است... ](حجر،۴۳) نازل شد پیامبر به شدت گریست واصحاب آن حضرت هم برای گریه او گریان شدند...، یکی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به سوی درب خانه فاطمه علیها السلام رفت...و از گریه پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ایشان را آگاه کرد ، پس او از جای برخاست و لباس مندرس خود را که از دوازده موضع با شاخه درخت خرما دوخته شده بود پوشید...].

    ۲ طبرسی در « احتجاج » از عبداللَّه بن حسن به سندش از پدرانش روایت کرده است : « انه لما أجمع أبو بکر وعمر علی منع فاطمة ( علیها السلام ) فدکا وبلغها ذلک لاثت خمارها علی رأسها ، واشتملت بجلبابها واقبلت فی لمة من حفدتها ونساء قومها تطأ ذیولها ...»( طبرسی، احمد بن علی، بی تا، ۱/۱۳۱). [وقتی ابوبکر و عمر بر منع فدک از فاطمه علیها السلام هم نظر شدند و خبر این مطلب به حضرت فاطمه علیها السلام رسید، مقنعه خود را سر کرد و لباس خود را پوشید و با گروهی از زنان خدمتکار و بانوان خویشاوندش حرکت کرد، هنگام راه رفتن لباس حضرت به زمین کشیده می شد و پایین لباس زیر پایش می رفت...].


    سلام علیکم برادر بزرگوار،
    بله مطالب شما سودمند بودند و استفاده کردم، ممنون،
    اینکه روی ریشه‌ی کلمه‌ی چادر بحث کردید و فرمودید واژه‌ی چادر ارتباطی با اسلام ندارد و در هیچ کدام از روایات هم از این لفظ استفاده نشده است تا حدود زیادی (البته نه کاملاً) طبیعی است، عربی اصلاً «چ» ندارد، بنابراین این پوشش در عربی باید نامی معادل داشته باشد، حالا یا نامی مستقل و یا معرب همین چادر (که البته چنین معربّی را ما نمی‌شناسیم و در نتیجه لفظ آن باید به کل متفاوت باشد) ...
    پس اگر می‌خواهیم بحث از چادر در روایات را دنبال کنیم باید بدانیم که معنای چادر چیست، در واقع تعریف «چادر» چیست و چه چیزی در این پوشش وجود دارد که آن را از پوشش‌های دیگر متمایز می‌کند، بعد ببینیم آیا چنین پوششی در اسلام داریم یا خیر و به طور خاص آیا پوشش حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها چادر بوده است.
    حقیر مدتی را روی تفاوت چادر با پوشش‌های دیگر فکر کردم و حرفهایی برای گفتن در این زمینه دارم، البته تفاوت چادر با برخی پوشش‌ها نزدیک به بدیهی است که با یک نگاه تشخیص داده می‌شود ولی گاهی تفاوت‌ها نیاز به دقت بالاتری دارد. حتی می‌توان بحث کرد که آیا مانتوی گشاد و مقنعه را هم می‌توان چادر به حساب آورد یا خیر ... حتماً شما بهتر از حقیر از تنوع چادرها مطلع هستید، برخی از چادرها دو تکه هستند، تکه‌ی بالایی از فرق سر تا کمر و تکه‌ی پایینی از سینه یا کمر به پایین است، برخی چادرهای جدید که چادر شالدار به آنها می‌گویند فرق چندانی با یک مانتوی گشاد و مقنعه ندارد ... اینکه فرمودید:
    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    و اما پوشش فاطمه
    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    س .......................!
    ایشان وقتی می خواست برای دیدار رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم یا عیادت ایشان یا دیگر کارها به خارج از خانه برود، جامه ای گشاد به نام «جلباب»( طریحی، ۱۳۳۹ ش، ۱۰۳) که آن را دور سرش می پیچد و ادامه اش تا کمرش می آمد، همراه با لباسی که پایین تنه او را می پوشاند و نامش «شمله» ( طریحی،۱۳۳۹ ش ، ۴۴۱) بود می پوشید؛ ذکر این دو جامه ایشان، در مصادر و منابع گوناگون آمده است و بیشتر اخبار منقول در این مورد، نصی واحد دارند؛

    لزوماً به معنای نفی چادر از حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها نیست، بلکه در صورت صحت روایات خبر از شکل و نوع چادر ایشان می‌دهد، بعد از اینکه متوجه شویم که پوشش ایشان ویژگی‌های یک چادر کامل را داشته است، که البته این موضوع برای حقیر در حدّ بدیهی است و به احتمال قوی برای شما همینطور است، در واقع از توجه به داستان دستور ایشان برای ساخت تابوت برای خودشان خیلی از ابهامات برطرف می‌شود.

    در هر صورت اینکه فکر کنیم چادر هر پوششی است که از سر تا پای یک خانم را بپوشاند این تعریف اشکالات زیادی دارد ... اینکه فکر کنیم چادر فقط همان چادر ایرانی است هم اشکالات زیادی دارد خصوصاً که چادر ایرانی به تنهایی در بسیاری از مواقع کارکرد آن پوشش کاملی که بشود به آن لفظ چادر را اطلاق کرد ندارد ... اینکه هر کالایی که امروزه تحت عنوان چادر به فروش می‌رود هم لزوماً چادر باشد نیز زیر علامت سؤال بزرگی است ... اینکه هر ترکیب مانتو و شال و مقنعه و روسری و غیره هم حتماً پوشش مانتویی باید به حساب بیاید و چادر نیست هم اشکال دارد و دقیق نیست ... و البته حتماً شما و بخصوص خانم‌های فعال در این تاپیک که بیشتر از ما درگیر این مسائل هستند خودتان و خودشان بهتر به این اختلافات مابین واقع و عرف جامعه‌ واقف هستید و هستند. در هر صورت می‌توان نسبتاً راحت نتیجه‌گیری کرد که پوشش معمول حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها چادر بوده است، آن پوشش چادر بوده است و بسیاری از چادرهای امروزی چادر نیستند، ایشان چادری بودند و بسیاری از خانم‌های چادری امروز چادری نیستند ...

    به عنوان نکته‌ی آخر درباره‌ی حجاب و پوشش اهل بیت علیهم‌السلام دو مطلب را مقابلتان درس پس می‌دهم:

    یکی پوشش حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در به زیارت حضرت رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله رفتن در معیت پدرشان و برادرانشان علیهم‌السلام در شب، این پوشش بسیار فراتر از پوشش تنها با لباس پوشیده‌ای مانند چادر است

    دوم هم روایت رسیده در مورد قیامت که به همه دستور داده می‌شود که چشم برگیرند که ناموس حق می‌خواهد عبور نماید

    حتی اگر از مقولات تاریخی و پوشش‌شناسی هم فاصله بگیریم و مثلاً در نگاه حکمتی و عرفانی به مسأله‌ی پوشش زن و بخصوص حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها نگاه کنیم باز خیلی از مسائل واضح‌تر می‌شود، حتی بحث محرمیت با ایشان را می‌توان به این آیه‌ی عظیم از قرآن ارتباط داد، اگر اشتباه نکنم:

    يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انظُرُ‌ونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِ‌كُمْ قِيلَ ارْ‌جِعُوا وَرَ‌اءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورً‌ا فَضُرِ‌بَ بَيْنَهُم بِسُورٍ‌ لَّهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّ‌حْمَةُ وَظَاهِرُ‌هُ مِن قِبَلِهِ الْعَذَابُ [الحدید، ۱۳]

    و حتی از این آیه می‌توان پلی به درک معنای عمیق حدیث کساء رسید که در آن حدیث هم اگرچه ستون کساء رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله بودند ولی محوریت با حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها است، نه چون ایشان راوی ماجرا هستند بلکه چون خداوند فرمود: «هم فاطمة و ابوها و بعلها و بنیها» ...

    اگرچه این بحث هرگز هم در همینجا متوقف نخواهد شد ...

    ممنونم از صبر و تحملتان، و از بذل علمتان
    یا علی

    ویرایش توسط باء : ۱۳۹۳/۰۷/۱۱ در ساعت ۱۱:۰۳ دلیل: اضافه نمودن اشاره‌ای هم به مفهوم حدیث شریف کساء
    بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است،
    ... بضاعتی محدود و اثرگذاری نامحدود،
    نگران سوددهی‌اش هم نیستیم چون خدا تضمین کرده است که قیام به بار خواهد نشست
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...

    بزرگواران و دوستان و هم‌مباحثه‌ای‌ها، ان شاء الله اگر جسارتی کرده‌ام ببخشید و اگر کوتاهی کرده‌ام یا رنجشی به شما رسانده‌ام حلال کنید

  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    نقل قول نوشته اصلی توسط باء نمایش پست ها


    سلام علیکم برادر بزرگوار،
    بله مطالب شما سودمند بودند و استفاده کردم، ممنون،
    اینکه روی ریشه‌ی کلمه‌ی چادر بحث کردید و فرمودید واژه‌ی چادر ارتباطی با اسلام ندارد و در هیچ کدام از روایات هم از این لفظ استفاده نشده است تا حدود زیادی (البته نه کاملاً) طبیعی است، عربی اصلاً «چ» ندارد، بنابراین این پوشش در عربی باید نامی معادل داشته باشد، حالا یا نامی مستقل و یا معرب همین چادر (که البته چنین معربّی را ما نمی‌شناسیم و در نتیجه لفظ آن باید به کل متفاوت باشد) ...
    پس اگر می‌خواهیم بحث از چادر در روایات را دنبال کنیم باید بدانیم که معنای چادر چیست، در واقع تعریف «چادر» چیست و چه چیزی در این پوشش وجود دارد که آن را از پوشش‌های دیگر متمایز می‌کند، بعد ببینیم آیا چنین پوششی در اسلام داریم یا خیر و به طور خاص آیا پوشش حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها چادر بوده است.
    حقیر مدتی را روی تفاوت چادر با پوشش‌های دیگر فکر کردم و حرفهایی برای گفتن در این زمینه دارم، البته تفاوت چادر با برخی پوشش‌ها نزدیک به بدیهی است که با یک نگاه تشخیص داده می‌شود ولی گاهی تفاوت‌ها نیاز به دقت بالاتری دارد. حتی می‌توان بحث کرد که آیا مانتوی گشاد و مقنعه را هم می‌توان چادر به حساب آورد یا خیر ... حتماً شما بهتر از حقیر از تنوع چادرها مطلع هستید، برخی از چادرها دو تکه هستند، تکه‌ی بالایی از فرق سر تا کمر و تکه‌ی پایینی از سینه یا کمر به پایین است، برخی چادرهای جدید که چادر شالدار به آنها می‌گویند فرق چندانی با یک مانتوی گشاد و مقنعه ندارد ... اینکه فرمودید:

    لزوماً به معنای نفی چادر از حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها نیست، بلکه در صورت صحت روایات خبر از شکل و نوع چادر ایشان می‌دهد، بعد از اینکه متوجه شویم که پوشش ایشان ویژگی‌های یک چادر کامل را داشته است، که البته این موضوع برای حقیر در حدّ بدیهی است و به احتمال قوی برای شما همینطور است، در واقع از توجه به داستان دستور ایشان برای ساخت تابوت برای خودشان خیلی از ابهامات برطرف می‌شود.

    در هر صورت اینکه فکر کنیم چادر هر پوششی است که از سر تا پای یک خانم را بپوشاند این تعریف اشکالات زیادی دارد ... اینکه فکر کنیم چادر فقط همان چادر ایرانی است هم اشکالات زیادی دارد خصوصاً که چادر ایرانی به تنهایی در بسیاری از مواقع کارکرد آن پوشش کاملی که بشود به آن لفظ چادر را اطلاق کرد ندارد ... اینکه هر کالایی که امروزه تحت عنوان چادر به فروش می‌رود هم لزوماً چادر باشد نیز زیر علامت سؤال بزرگی است ... اینکه هر ترکیب مانتو و شال و مقنعه و روسری و غیره هم حتماً پوشش مانتویی باید به حساب بیاید و چادر نیست هم اشکال دارد و دقیق نیست ... و البته حتماً شما و بخصوص خانم‌های فعال در این تاپیک که بیشتر از ما درگیر این مسائل هستند خودتان و خودشان بهتر به این اختلافات مابین واقع و عرف جامعه‌ واقف هستید و هستند. در هر صورت می‌توان نسبتاً راحت نتیجه‌گیری کرد که پوشش معمول حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها چادر بوده است، آن پوشش چادر بوده است و بسیاری از چادرهای امروزی چادر نیستند، ایشان چادری بودند و بسیاری از خانم‌های چادری امروز چادری نیستند ...

    به عنوان نکته‌ی آخر درباره‌ی حجاب و پوشش اهل بیت علیهم‌السلام دو مطلب را مقابلتان درس پس می‌دهم،
    یکی پوشش حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در به زیارت حضرت رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله رفتن در معیت پدرشان و برادرانشان علیهم‌السلام در شب، این پوشش بسیار فراتر از پوشش تنها با لباس پوشیده‌ای مانند چادر است

    دوم هم روایت رسیده در مورد قیامت که به همه دستور داده می‌شود که چشم برگیرند که ناموس حق می‌خواهد عبور نماید
    حتی اگر از مقولات تاریخی و پوشش‌شناسی هم فاصله بگیریم و مثلاً در نگاه حکمتی و عرفانی به مسأله‌ی پوشش زن و بخصوص حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها نگاه کنیم باز خیلی از مسائل واضح‌تر می‌شود، حتی بحث محرمیت با ایشان را می‌توان به این آیه‌ی عظیم از قرآن ارتباط داد، اگر اشتباه نکنم:

    يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انظُرُ‌ونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِ‌كُمْ قِيلَ ارْ‌جِعُوا وَرَ‌اءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورً‌ا فَضُرِ‌بَ بَيْنَهُم بِسُورٍ‌ لَّهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّ‌حْمَةُ وَظَاهِرُ‌هُ مِن قِبَلِهِ الْعَذَابُ [الحدید، ۱۳]

    اگرچه این بحث هرگز هم در همینجا متوقف نخواهد شد ...

    ممنونم از صبر و تحملتان، و از بذل علمتان
    یا علی

    با سلام و تشکر از پاسخ سر کار گرامی
    سرکار گرامی ما در مورد پوشش شخصیتی چون فاطمه زهرا س سخن گفتیم و توضیح دادیم که در روایات و اسناد ما این نوع پوشش یعنی چادری که امروزه مرسوم است را پیدا نکرده ایم
    ,در هیچ یک از کشورهای عرب زبان از چنین پوششی استفاده نمیشود چون ما با اهل سنت در مورد حجاب اختلاف نظری نداریم .
    در تمامی اسناد آمده که پوشش فاطمه زهرا س ٢ تیکه بوده .یعنی پارچه ای که سر را میپوشانده و یک لباس بلند همانند مانتوهای بلند امروزی .
    سخن ما در مورد چادر امروزی بود که به فاطمه زهرا س نسبت میدهند,اگر در مورد حجاب فاطمه زهرا س سخن گفته شده , باید ببینیم حجاب او چگونه بوده واگر به دنبال واژه میگردیم بنده معادل ان را چادربه این سبک نیافتم اگر دوستان بنده را یاری کنند خوش حال میشوم .
    قابل ذکر است که بیشتر میتوان از مقنعه بلند استفاده کرد در مورد
    فاطمه زهرا سپوشاندن روی سر تا چادر یتیکه,متاسفانه بعضی از کلمات در ترجمه, در تاریخ رنگ و بوی ملی به خود گرفته و در فرهنگ و مذهب حل شده اند !
    یعنی یک شکل ایرانی مذهبی گرفته که چادر اینگونه است ,در صورتی که این نوع حجاب در صدر اسلام متداول نبوده , با رجوع به تاریخ بیشتر ان را در ایران باستان مییابیم چنانچه بر پایه شواهد ادبی‌، در ایرانِ قبل‌ و بعد از اسلام‌، چادر هم‌ برای‌ پوشاندن‌ روی‌ یا سر به‌ كار می‌رفت‌ و هم‌ پوشش‌ سرتا پا بود
    (رجوع کنید به فردوسی‌، ج‌ 9، ص 288؛ خاقانی‌، ص‌ 84؛ سعدی‌، ص‌ 276).
    چادر در معنای‌ دوم‌، مرادفهای‌ متنوعی‌ در زبان‌ عربی‌ پیدا كرده‌ كه‌ یكی‌ از آنها حِبْرَه‌ است‌. حبره‌ پوشش‌ زنان‌ در دوره اموی‌ (41ـ132) بود و حسن‌ابراهیم‌ حسن‌ (ج‌ 1، ص‌ 545) آن‌ را از انواع‌ مُلایه‌ شمرده‌ است‌
    (نیز رجوع کنید به عبیدی‌، ص‌ 298ـ299).
    ملایه‌ پوشش‌ متداول‌ زنان‌ در بیرون‌ خانه‌ در اوایل‌ دوره عباسی‌ (132ـ656) بود كه‌ همه بدن‌ را می‌پوشاند
    (حسن‌ابراهیم‌ حسن‌، ج‌ 2، ص‌ 429).

    آگاهی‌ ما از وصف‌ دقیق‌ این‌ پوشش‌، به‌ هر نامی‌ كه‌ باشد، بیشتر مربوط‌ به‌ دوره‌های‌ جدیدتر و عمدتاً از عصر صفوی‌ و عثمانی‌ به‌ بعد است‌.
    بر این‌ اساس‌، زنان‌ به‌ چادر صرفاً به‌ منزله ساتر و حجاب‌ نمی‌نگریستند، بلكه‌ نگرشهای‌ زیباشناسانه‌ نیز، به‌ویژه‌ در انتخاب‌ جنس‌ و تزیینات‌ آن‌، كاملاً دخالت‌ داشته‌، چنان‌كه‌ تأثیر وسع‌ مالی‌ و طبقه اجتماعی‌ زنان‌ در تعیین‌ جنس‌ و تزیینات‌ چادر آشكار بوده‌ است‌.
    ,اگر نه بنده در مورد اینکه چادر خوب است یا چگونه باشد , بلند باشد و یا ٢ تیکه سخنی نگفته ام !و یا اینکه نوع پوشش حجاب اینگونه نباشد !
    اگر دقت کنیم کاربر گرامی سوال کرده بود که آیا چادر یادگار حضرت فاطمه س است؟( اگر منظور ایشان چادر متداول باشد )
    که بنده توضیح دادم که در هیچ کجا ازتاریخ اسلام تا کنون چنین پوششی متداول نبوده در مورد فاطمه زهرا
    س ,باز هم از دوستان تقاضا دارم اگر لطف کرده و اسناد را به بنده نشان دهند که پوشش فاطمه زهرا س چادری بودهکه امروزه متداول است بسیار سپاس گذارم .




    نقل قول نوشته اصلی توسط باء نمایش پست ها




    به عنوان نکته‌ی آخر درباره‌ی حجاب و پوشش اهل بیت علیهم‌السلام دو مطلب را مقابلتان درس پس می‌دهم،
    یکی پوشش حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در به زیارت حضرت رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله رفتن در معیت پدرشان و برادرانشان علیهم‌السلام در شب، این پوشش بسیار فراتر از پوشش تنها با لباس پوشیده‌ای مانند چادر است

    دوم هم روایت رسیده در مورد قیامت که به همه دستور داده می‌شود که چشم برگیرند که ناموس حق می‌خواهد عبور نماید
    حتی اگر از مقولات تاریخی و پوشش‌شناسی هم فاصله بگیریم و مثلاً در نگاه حکمتی و عرفانی به مسأله‌ی پوشش زن و بخصوص حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها نگاه کنیم باز خیلی از مسائل واضح‌تر می‌شود، حتی بحث محرمیت با ایشان را می‌توان به این آیه‌ی عظیم از قرآن ارتباط داد، اگر اشتباه نکنم:

    يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انظُرُ‌ونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِ‌كُمْ قِيلَ ارْ‌جِعُوا وَرَ‌اءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورً‌ا فَضُرِ‌بَ بَيْنَهُم بِسُورٍ‌ لَّهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّ‌حْمَةُ وَظَاهِرُ‌هُ مِن قِبَلِهِ الْعَذَابُ [الحدید، ۱۳]

    اگرچه این بحث هرگز هم در همینجا متوقف نخواهد شد ...

    ممنونم از صبر و تحملتان، و از بذل علمتان
    یا علی
    و اما در مورد آخر بزرگوار ما در مورد حجاب داشتن مشکلی نداریم فکر کنم دیگر بعد از چند ین سال که در کنار عزیزان خدمت میکنیم دوستان سخنان بنده را در مورد حجاب دیده باشند

    یا علی ع
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۳/۰۷/۱۱ در ساعت ۰۰:۲۹
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۶/۰۵/۳۱, ۱۳:۲۰ : 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود