جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: طولانی شدن مراحل ازدواج

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    84
    حضور
    5 روز 20 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    319

    طولانی شدن مراحل ازدواج




    سلام خدا قوت
    یکی از دوستان من ، پسر عموشون خواستگاریش اومده. با اینکه این قضیه با پیشنهاد خود پسر بوده و خانواده شون هم مشکلی نداشتن ولی کلا خیلی طول میدن همه چی رو. مثلا تا حالا ک دختر و پسر چندین جلسه حرف زدن با هم تا بیشتر با روحیات هم آشنا بشن و بعد چند ماه حالا ب تصمیم نهایی رسیدن. خوانواده ی پسر هیچ اقدامی برا ادامه ماجرا نمی کنن. از طرف خود پسر هم اقدامی صورت نمیگیره با اینکه میگه 100 درصد نظرش مثبته. (کلا از طرف اقا ظاهرا این قضیه طبیعیه چون دوستم میگف وقتی هم ک گلایه میکنه ازین مساله، ایشون میگن هیچ عمدی در کار نبوده و متوجه نشدن) البته دوستم میگف این آقا مثلا تو خرید هم ب شدت سخت گیرن ی روز میرن بررسی میکنن و روز بعد میرن خرید میکنن. می خواستم ببینم 1- آیا این مساله میتونه در آینده تو زندگی شون تاثیر منفی شدیدی بذاره؟
    2-آیا این میتونه وسواس فکری باشه؟
    3-و اینکه دوست من باید چیکار کنه؟ چون با این تاخیر ها جو خیلی منفی تو خونواده اش بوجود اومده. چون معمولا آقایون وقتی کسی رو میخوان تمام تلاششونو میکنن تا زود ب نتیجه برسن. ولی ایشون این جوری نیس. البته سرشون ب شدت ب خاطر پایان نامه شون شلوغه ولی خب فک نمی کنم توجیه مناسبی باشه. با این که ایشون ابراز علاقه هم میکنه ولی دوستم نگرانه ک چرا در عمل اینو نمیبینه(تلاششون برا رسیدن بهم)
    3- آیا درسته ک دوستم ب اون آقا برسونه ک جو منفی ایجاد شده؟ چون از این طول دادن تو چیزای دیگه هم اتفاق افتاده و خونواده ناراحت شدن(هرچند آقا پسر توجیه کردن و برا دوستم قانع کننده بوده، اما خونواده اش ناراحتند هنوز).آقاپسر هم ب دوستم قبلا اعتراض کرده بود ک شما باید ب من میگفتین خونواده ناراحت شدن من ک خبر نداشتم و وجهه ام خراب شده. برا همین دوستم مردده ک الانم ک دوباره داره این اتفاق میفته بهش برسونه یا نه.
    دوستم بیشتر از همه از این نگرانه ک اگه اقدامی نکنه و خبر نده شاید ب خاطر ی مساله الکی ک شاید برا خونواده پسر مهم نیس یا حواسشون نیس یا ... همه چی بهم بخوره. چون اگه دوباره این جو منفی و بد بینی ایجاد بشه هیچ کاریش نمیشه کرد.خونواده دوستمم شدت مخالفن ک پیگیری کنن(با ازدواجش مخالف نیستنا) میگن با اینکه فامیلیم ولی پیگیری از طرف خونواده دختر جلوه خوبی نداره
    4- هر دفعه هم ک تو این ماجرا اتفاقی می افته و قضیه یکم پیچ می خوره دوستم نگران میشه ک نکنه من اشتباه میکنم و خدا این جوری میخواد بهم بزنه.البته دوستم تمام تلاششو کرده ک منطقی تصمیم بگیره و معیاراش هم خوب و اصولی هس. ولی چون از اول توکل کرده ب خدا و خواسته اش این بود ک اگه ب نفعش نبود بهم بخوره، حالا همش نگرانه ک نکنه من دارم اشتباه میکنم.
    خیلی ممنون مشم اگه کمکم کنید تا راهنماییش کنم و از نگرانی و بلاتکلیفی درش بیارم.
    خواهش میکنم ب این وضوع اولویت بدین
    ممنون
    یا علی

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,569
    حضور
    175 روز 16 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58356



    با نام و یاد دوست





    طولانی شدن مراحل ازدواج








    کارشناس بحث: استاد راهنما


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    773
    حضور
    25 روز 17 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    37
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3699



    نقل قول نوشته اصلی توسط امینه نمایش پست ها
    - آیا این مساله میتونه در آینده تو زندگی شون تاثیر منفی شدیدی بذاره؟
    با عرض سلام خدمت شما خواهر گرامی امیدوارم نکاتی که خدمتتون عرض می کنم راهگشا باشد
    بله امکان دارد البته بستگی به دوست شما و همسر آیندشون داره که با این موضوع کنار می آیند یا به فکرکاهش آن می افتند یا خیر و با این موضوع کنار نمی آیند و موجبات بیشتر شدن سختگیریها را فراهم میکنند لذا دوست شما باید
    1 - با این موضوع کنار بیاید
    2 - به فکر کاهش آن باشد

    نقل قول نوشته اصلی توسط امینه نمایش پست ها
    3-و اینکه دوست من باید چیکار کنه؟ چون با این تاخیر ها جو خیلی منفی تو خونواده اش بوجود اومده. چون معمولا آقایون وقتی کسی رو میخوان تمام تلاششونو میکنن تا زود ب نتیجه برسن. ولی ایشون این جوری نیس. البته سرشون ب شدت ب خاطر پایان نامه شون شلوغه ولی خب فک نمی کنم توجیه مناسبی باشه. با این که ایشون ابراز علاقه هم میکنه ولی دوستم نگرانه ک چرا در عمل اینو نمیبینه(تلاششون برا رسیدن بهم)
    3- آیا درسته ک دوستم ب اون آقا برسونه ک جو منفی ایجاد شده؟ چون از این طول دادن تو چیزای دیگه هم اتفاق افتاده و خونواده ناراحت شدن(هرچند آقا پسر توجیه کردن و برا دوستم قانع کننده بوده، اما خونواده اش ناراحتند هنوز).آقاپسر هم ب دوستم قبلا اعتراض کرده بود ک شما باید ب من میگفتین خونواده ناراحت شدن من ک خبر نداشتم و وجهه ام خراب شده. برا همین دوستم مردده ک الانم ک دوباره داره این اتفاق میفته بهش برسونه یا نه.
    دوستم بیشتر از همه از این نگرانه ک اگه اقدامی نکنه و خبر نده شاید ب خاطر ی مساله الکی ک شاید برا خونواده پسر مهم نیس یا حواسشون نیس یا ... همه چی بهم بخوره. چون اگه دوباره این جو منفی و بد بینی ایجاد بشه هیچ کاریش نمیشه کرد.خونواده دوستمم شدت مخالفن ک پیگیری کنن(با ازدواجش مخالف نیستنا) میگن با اینکه فامیلیم ولی پیگیری از طرف خونواده دختر جلوه خوبی نداره

    در این مورد خود دختر (اگر واقعا پسرعموش به او علاقه داره)یا شخصی که می تونه واسطه بشه واسطه شود و به صورت منطقی و به دور از برخورد نامناسب شرایط را توضیح دهد و ظاهرا با توجه به توضیحات شما اشکالی وجود ندارد مخصوصا پس از اعتراض قبلی پسرعمو


    نقل قول نوشته اصلی توسط امینه نمایش پست ها
    4- هر دفعه هم ک تو این ماجرا اتفاقی می افته و قضیه یکم پیچ می خوره دوستم نگران میشه ک نکنه من اشتباه میکنم و خدا این جوری میخواد بهم بزنه.البته دوستم تمام تلاششو کرده ک منطقی تصمیم بگیره و معیاراش هم خوب و اصولی هس. ولی چون از اول توکل کرده ب خدا و خواسته اش این بود ک اگه ب نفعش نبود بهم بخوره، حالا همش نگرانه ک نکنه من دارم اشتباه میکنم.
    خیلی ممنون مشم اگه کمکم کنید تا راهنماییش کنم و از نگرانی و بلاتکلیفی درش بیارم.
    نگرانی در این مورد درست نمی باشد چراکه خداوند به انسان عقل داده است پس وقتی انسان با عقل خود جلو رفت باید به خداوند توکل کند چرا که خداوند است که حلال مشکلات می باشد در هر صورت اگه در این بین واسطه ای باشد که کارها رو زودتر جلو ببرد برای هر دو خانواده بهتر است


  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۰
    علاقه
    فلسفه - کلام - روانشناسی
    نوشته
    76
    حضور
    1 روز 9 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    165



    نقل قول نوشته اصلی توسط امینه نمایش پست ها
    سلام خدا قوت
    یکی از دوستان من ، پسر عموشون خواستگاریش اومده. با اینکه این قضیه با پیشنهاد خود پسر بوده و خانواده شون هم مشکلی نداشتن ولی کلا خیلی طول میدن همه چی رو. مثلا تا حالا ک دختر و پسر چندین جلسه حرف زدن با هم تا بیشتر با روحیات هم آشنا بشن و بعد چند ماه حالا ب تصمیم نهایی رسیدن. خوانواده ی پسر هیچ اقدامی برا ادامه ماجرا نمی کنن. از طرف خود پسر هم اقدامی صورت نمیگیره با اینکه میگه 100 درصد نظرش مثبته. (کلا از طرف اقا ظاهرا این قضیه طبیعیه چون دوستم میگف وقتی هم ک گلایه میکنه ازین مساله، ایشون میگن هیچ عمدی در کار نبوده و متوجه نشدن) البته دوستم میگف این آقا مثلا تو خرید هم ب شدت سخت گیرن ی روز میرن بررسی میکنن و روز بعد میرن خرید میکنن. می خواستم ببینم 1- آیا این مساله میتونه در آینده تو زندگی شون تاثیر منفی شدیدی بذاره؟
    2-آیا این میتونه وسواس فکری باشه؟
    3-و اینکه دوست من باید چیکار کنه؟ چون با این تاخیر ها جو خیلی منفی تو خونواده اش بوجود اومده. چون معمولا آقایون وقتی کسی رو میخوان تمام تلاششونو میکنن تا زود ب نتیجه برسن. ولی ایشون این جوری نیس. البته سرشون ب شدت ب خاطر پایان نامه شون شلوغه ولی خب فک نمی کنم توجیه مناسبی باشه. با این که ایشون ابراز علاقه هم میکنه ولی دوستم نگرانه ک چرا در عمل اینو نمیبینه(تلاششون برا رسیدن بهم)
    3- آیا درسته ک دوستم ب اون آقا برسونه ک جو منفی ایجاد شده؟ چون از این طول دادن تو چیزای دیگه هم اتفاق افتاده و خونواده ناراحت شدن(هرچند آقا پسر توجیه کردن و برا دوستم قانع کننده بوده، اما خونواده اش ناراحتند هنوز).آقاپسر هم ب دوستم قبلا اعتراض کرده بود ک شما باید ب من میگفتین خونواده ناراحت شدن من ک خبر نداشتم و وجهه ام خراب شده. برا همین دوستم مردده ک الانم ک دوباره داره این اتفاق میفته بهش برسونه یا نه.
    دوستم بیشتر از همه از این نگرانه ک اگه اقدامی نکنه و خبر نده شاید ب خاطر ی مساله الکی ک شاید برا خونواده پسر مهم نیس یا حواسشون نیس یا ... همه چی بهم بخوره. چون اگه دوباره این جو منفی و بد بینی ایجاد بشه هیچ کاریش نمیشه کرد.خونواده دوستمم شدت مخالفن ک پیگیری کنن(با ازدواجش مخالف نیستنا) میگن با اینکه فامیلیم ولی پیگیری از طرف خونواده دختر جلوه خوبی نداره
    4- هر دفعه هم ک تو این ماجرا اتفاقی می افته و قضیه یکم پیچ می خوره دوستم نگران میشه ک نکنه من اشتباه میکنم و خدا این جوری میخواد بهم بزنه.البته دوستم تمام تلاششو کرده ک منطقی تصمیم بگیره و معیاراش هم خوب و اصولی هس. ولی چون از اول توکل کرده ب خدا و خواسته اش این بود ک اگه ب نفعش نبود بهم بخوره، حالا همش نگرانه ک نکنه من دارم اشتباه میکنم.
    خیلی ممنون مشم اگه کمکم کنید تا راهنماییش کنم و از نگرانی و بلاتکلیفی درش بیارم.
    خواهش میکنم ب این وضوع اولویت بدین
    ممنون
    یا علی
    سلام
    اگر مدت زیادی است که از آنها خبری نیست و اقدامی انجام نداده اند مثلا چند ماه از آخرین ملاقات میگذرد، در این صورت بهتر است پیگیری شود تا هر چه زودتر تکلیف ایشان روشن شود و اگر قرار نیست این ازدواج سر بگیرد ایشان موقعیت های دیگر خود را از دست ندهد. برای این کار چند راه وجود دارد:

    1. دوست شما به طرف بگوید من نمیتوانم بیشتر از این بلاتکلیف بمانم و اگر قصد شما برای ازدواج جدی است بهتر است هر چه زودتر مسئله از طریق خانواده پیگری شود تا ببینیم به تفاهم میرسیم یا نه. اگر هم به هر دلیلی نمیخواهید این ازدواج سر بگیرد از جانب ما هیچ مشکلی وجود ندارد. فقط لطفا طی همین چند روز خبرش را به ما بدهید. اگر ایشان گفت مشکلی وجود ندارد دوست شما بگوید من نمیتوانم این پاسخ را به خانواده ام بدهم چون آنها گمان میکنند شما پشیمان شده اید و به همین خاطر خواستگارهای جدید را رد نمیکنند. من هم نمیتوانم بی دلیل آنها را رد کنم. اگر بعد از این فرصتی که از طرف دوست شما مشخص شد اقدمی صورت نگرفت، بهتر است ایشان به امید طرف نماند و خواستگارهای دیگر خود را مورد بررسی قرار دهد.
    2. وقتی کار به اینجا برسد یعنی به گوش آنها برسد که یکی دو تا خواستگار برای ایشان آمده و آنها هم رد نکرده اند، قصد و نیت آنها مشخص میشود. اگر هنوز هم با این ازدواج موافق باشند حتما اقدامی میکنند اما اگر به هر دلیلی پشیمان شده باشند و صرفا به خاطر رودربایسی نمیتوانند جواب رد بدهند، از نوع برخورد آنها مشخص خواهد شد.

    در مورد حساسیت ایشان در خرید هم باید عرض کنم این مسئله هر چند ممکن است منجر به سختی هایی در خرید های آینده شود ولی به قدری نیست که بخواهد موجب تردید دوست شما در این انتخاب شود. چون اینگونه حساسیت های در هر کسی به اشکال مختلف وجود دارد و اگر بنا باشد دنبال این باشیم که کسی را پیدا کنیم که هیچ حساسیتی نداشته باشد و تماما شبیه خودمان باشد، باید تا آخر عمر مجرد بمانیم چون تقریبا پیدا کردن چنین شخصی محال است.
    پیروز و سربلند

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    84
    حضور
    5 روز 20 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    319



    سلام. بابت همه راهنمایی هاتون واقعا ممنونم. خیلی خوب بودند.
    اما دوستم خبر داد که متاسفانه یا خوشبختانه این قضیه منتفی شد.
    بازم ممنونم
    یا علی

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود