صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اثبات تجرد ملائکه

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    2,599
    حضور
    54 روز 8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6491

    اثبات تجرد ملائکه




    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام و عرض ادب خدمت کارشناسان گرامی

    از آنجاییکه در یک تاپیک مطالب مرتبط با موضوع بحث پاسخ داده نمیشود بعضی از سوالات بی پاسخ میماند، سوالات زیر را، با امر استاد گرامی عمار مجددا مطرح میکنم:

    نقل قول نوشته اصلی توسط .امین. نمایش پست ها
    با توجه به اینکه جن و انس هم میتوانند به مقام ملائکه یا حتی بالاتر برسند آیا جای مطرح کردن این مساله نیست که امکان دارد عصمت ملائکه هم ذاتی نبوده باشد و در اثر عبادت زیاد بدست آمده باشد؟
    و با توجه به آیه شریفه:

    لا يعصون اللّه ما امرهم و یفعلون مایومرون

    و من يقل منهم انى اله من دونه فذلك نجزيه جهنم كذلك نجزى الظالمين


    امکان سرزدن معصیت از ملائکه هم وجود دارد منتها به مانند انبیاء الهی عصمتی دارند که مانع سرپیچی ایشان از اوامر الهی میشود.

    پس عصمت ملائکه دلیل بر مجرد بودن ایشان نیست بلکه برعکس تجردشان را زیر سوال هم میبرد

    نقل قول نوشته اصلی توسط .امین. نمایش پست ها
    نکته دیگر اینکه در یکی از این تاپیکها به نظر مشهور علما درباره تجرد ملائکه اشاره شده در صورتیکه در یک تاپیک دیگر چنین حدیثی را از امام صادق را نقل میکند :

    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    در حدیث دیگرى از امام صادق(ع) نقل شده: یكى از یاران خاصش مى گوید: «از امام(ع) درباره ابلیس سؤال كردم كه آیا از فرشتگان بود؟

    فرمود: نه از جن بود، اما همراه فرشتگان بود، آنچنان كه آنها فكر مى كردند از جنس آنان است (به خاطر عبادت و قربش نسبت بهپروردگار) ولى خدا مى دانست از آنها نیست، هنگامى كه فرمان سجود، صادر شد،آنچه مى دانیم تحقق یافت» (پرده ها كنار رفت و ماهیت ابلیس آشكارگردید).(4)
    4.تفسیر نمونه، جلد 12، صفحه 506.

    چرا ملائکه باید فکر کنند که شیطان از جنس آنهاست؟ مگر ملائکه مجرد نیستند؟
    http://www.askdin.com/thread35196.html

    لطفا بفرمایید بر چه اساسی علماء میگویند که ملائکه الله مجردند؟

    اگر مساله ی زادولد ایشان هست که حضرت آدم هم بدون پدر و مادر آفریده شده اند. ایا برای خداوند اشکالی ایجاد میکند که تک تک فرشتگان را بطور جداگانه بیافریند با خلقتی شبیه خلقت انسان اما لطیفتر و از جنس نور نه خاک یا آتش.

    چرا نمیتوان گفت که ملائکه از نور مادی آفریده شده اند و آنها هم مثل ما روح دارند و لاجرم باید بر این عقیده باشیم که نوری از جنس خداوند و مجردند؟ منشاء عقیده به تجرد ملائکه از کجاست؟

    آیات یا روایات؟ وآیا معصومین (ع)صراحتا حرفی از تجرد روح یا ملائکه زده اند یا خیر؟

    و سوال آخر : آیا امکان این وجود ندارد که ملائکه قبل از اینکه به مقامات والای معنوی دست یابند مثل انسانها یا جنیان پا به این دنیای خاکی گذاشته باشند و مورد آزمایش قرار گرفته باشند؟ از این جهت که دارای درجات و مراتب مختلفی هستند.

    با تشکر
    امام خامنه ای: زیر پرچم امیرالمومنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهایی را میزد که دوست میزند...
    آگاهی خود را بالا ببرید. نقش نخبگان و خواص اینست که این بصیرت را نه فقط در خودشان بلکه در دیگران هم بوجود بیاورند. رسا بگویید روشن بگویید، مبین بگویید آنچه را که میفهمید. سعی هم بکنید آنچه را که فهمیده اید درست باشد.

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,548
    حضور
    175 روز 11 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58344



    با نام و یاد دوست





    اثبات تجرد ملائکه








    کارشناس بحث: استاد مسلم


  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مولا و مقتدای آزادمردان جهان، امیرالمومنین(ع)
    نوشته
    2,048
    حضور
    57 روز 19 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4564



    نقل قول نوشته اصلی توسط .امین. نمایش پست ها
    لطفا بفرمایید بر چه اساسی علماء میگویند که ملائکه الله مجردند؟

    اگر مساله ی زادولد ایشان هست که حضرت آدم هم بدون پدر و مادر آفریده شده اند. ایا برای خداوند اشکالی ایجاد میکند که تک تک فرشتگان را بطور جداگانه بیافریند با خلقتی شبیه خلقت انسان اما لطیفتر و از جنس نور نه خاک یا آتش.

    چرا نمیتوان گفت که ملائکه از نور مادی آفریده شده اند و آنها هم مثل ما روح دارند و لاجرم باید بر این عقیده باشیم که نوری از جنس خداوند و مجردند؟ منشاء عقیده به تجرد ملائکه از کجاست؟

    آیات یا روایات؟ وآیا معصومین (ع)صراحتا حرفی از تجرد روح یا ملائکه زده اند یا خیر؟
    با سلام و تشکر از سوال شما

    در این که ملائکه وجود دارند، و وجود آنها مادی کثیف نیست، اختلافی وجود ندارد، فقط اختلاف در این است که حقیقت ملائکه در نظر متکلمین، جسمی لطیف است که می‌تواند به اشکال گوناگون ظاهر شود، اما در نظر حکماء، ملائکه مجرد از ماده هستند (ر.ک تلخیص المحصل، خواجه طوسی، ص230؛ گوهر مراد، حکیم لاهیجی، ص336، شرح المقاصد، تفتازانی، ج3، ص368)
    البته تجرد ملائکه از نظر حکماء بر دو مرتبه است(الرسائل التوحیدیه، علامه طباطبایی، ص141): برخی تجردشان تجرد عقلی است، به این معنا که نه مادی هستند و نه آثار و خواص ماده مانند شکل و صورت و... را دارا هستند، که در برخی آثار ملائکه مقربین نامیده شده اند(علم الیقین، فیض کاشانی، ج1، 354) و برخی از آنها تجردشان از سنخ تجرد مثالی است، یعنی مادی نیستند اما دارای آثار مادی مانند شکل و صورت و... هستند، مانند صورتهایی که انسان در خواب می‌بیند، این صورت ها هرگز ماده ندارند اما شکل و اندازه دارند، که در برخی آثار «ملائکه مدبرین» نامیده می‌شوند.(همان، ص359)

    به اعتقاد حکماء:

    اولا: بر گفته متکلمین که حقیقت ملائکه جسم لطیفی است و به هر شکلی در می‌آید، دلیل عقلی، و یا دلیل نقلی معتبر دلالت ندارد (المیزان فی تفسیر القرآن، علامه طباطبایی، ج17، ص13)

    و ثانیا: ادله عقلی و نقلی متعددی بر اثبات تجرد ملائکه وجود دارد.
    برخی از ادله عقلی حکماء مبتنی بر مبانی چون «قاعده الواحد»(اسرار الحکم، ملا هادی سبزواری، ص234) یا سلسله مراتب وجودات اشیاء، یعنی ماده ، مثال و عقل است (الرسائل التوحیدیه، علامه طباطبایی، ص141) که به خاطر اختصار از بیان آن خودداری می کنیم.
    علامه طباطبایی(ره) در باب دلیل عقلی تجرد ملائکه می‌فرماید:
    ماده جسمانى در معرض زوال و فساد و تغيير است، و نيز كمال در ماده، تدريجى است، از مبدأ سير و حركت مى‏كند تا به تدريج به غايت كمال برسد، و چه بسا در بين راه به موانع و آفاتى برخورد كند و قبل از رسيدن به حد كمالش از بين برود، ولى ملائكه طبق آیات و روایات اين طور نيستند. (المیزان فی تفسیر القرآن، ج17، ص13)

    تجرد ملائکه در آیات قرآن:
    1-نزول بر قلب پیامبر(ص)
    «قُلْ مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى‏ قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ »
    «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى‏ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ» و قوله تعالى: ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى‏ أَ فَتُمارُونَهُ عَلى‏ ما يَرى‏.
    روشن است که منظور از قلب، قلب گوشتی و صنوبری درون سینه نیست، بلکه نفس انسان مراد است، و نزول بر نفس ممکن نیست مگر اینکه نازل شونده نیز مجرد باشد. (الرسالئل التوحیدیه، علامه طباطبایی، ص141)
    2-آثار نزول ملائکه با لباس مادی
    «وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَ لَوْ أَنْزَلْنا مَلَكاً لَقُضِيَ الْأَمْرُ ثُمَّ لا يُنْظَرُونَ وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ»
    نزول ملائکه با لباس بشری و وجود ملکوتی آنها موجب قضاء امر، عدم فرصت دادن به آنها، و ورود آنها به نشئه برزخ می‌شود، تا اینکه هم سنخ با ملائکه شوند و ان نشئه، نشئه مادی نیست، پس ملائکه هم که متعلق به آن عالم هستند مادی نخواهند بود. (همان، ص141)
    3-عدم تکامل در ملائکه
    «وَ ما مِنَّا إِلاَّ لَهُ مَقامٌ مَعْلُوم‏» (صافات-164)
    و هيچ يك از ما فرشتگان نيست مگر اينكه براى او مقامى معين است‏.

    4-ویژگی های غیر مادی عبادت ملائکه
    «فَالَّذِينَ عِنْدَ رَبِّكَ يُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ هُمْ لا يَسْأَمُون‏» (فصلت-38)
    كسانى كه نزد پروردگار تو هستند شب و روز براى او تسبيح مى‏گويند و خسته نمى‏شوند.
    «مَنْ عِندَهُ لَا يَسْتَكْبرِونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَ لَا يَسْتَحْسرِون‏» (انبیاء-19)
    آنها كه نزد اويند [فرشتگان‏] هيچ گاه از عبادتش استكبار نمى‏ورزند، و هرگز خسته نمى‏شوند.
    روشن است که خستگی از آثار ماده است، اگر کسی بگوید خب اگر بگوییم این جسم مادی بسیار لطیف است که خستگی در آن راه ندارد چه اشکالی پیش می‌آید خواهیم گفت اولا همانطور که گذشت هیچ دلیل عقلی و نقلی بر این امر وجود ندارد، و ثانیا اگر مرادتان این است که شکل و اندازه و این سنخ مشخصات ماده را دارد اما خصائصی چون سستی و خستگی و... را ندارد پس همان تجرد مثالی است، که حکماء به آن معتقد هستند.

    و روایات هم بر این امر دلالت دارند، مانند روایاتی که دلالت بر دفعی بودن خلقت ملائکه دارد، بر خلاف خلقت تدریجی اشیاء مادی، مانند فرمایش حضرت امیر(ع) که ایجاد ملائکه را فرمودند:
    «و لم تخلقهم من ماء مهين أنشأتهم إنشاء» (تفسیر قمی، ج2، ص207)
    آنها را از آب بی مقدار و ناچیز خلق نکرد، بلکه آنها را با انشاء دفعی خویش آفرید.
    و در جای دیگر می‌فرمایند:
    «خداى را تسبيح مى‏گويند و دچار خستگى نمى‏شوند و ديدگانشان را خواب نمى‏گيرد و عقلشان دچار سهو و فراموشى نمى‏شود، بدنهايشان سست و ناتوان نگشته و غفلت و نسيان عارضشان نمى‏شود» (نهج البلاغه، خطبه1، ص42)


    نقل قول نوشته اصلی توسط .امین. نمایش پست ها
    آیا امکان این وجود ندارد که ملائکه قبل از اینکه به مقامات والای معنوی دست یابند مثل انسانها یا جنیان پا به این دنیای خاکی گذاشته باشند و مورد آزمایش قرار گرفته باشند؟ از این جهت که دارای درجات و مراتب مختلفی هستند.
    اولا هیچ قرینه عقلی یا نقلی در این باره وجود ندارد، و تلازمی هم بین اینکه عصمت حتما با گذر از جهان مادی پدید می‌آید وجود ندارد.

    ثانیا ملائکه همواره واسطه بین خالق و خلق بوده اند، پس همواره باید وجود داشته باشند، لذا نمی توان گفت در ابتدا ملائکه ای نبوده اند و با رشد و تکامل به ان مقام دست یافته‌اند، چون سوال پیش می‌اید که زمانی که آنها در حال تکامل بوده اند واسطه بین آنها و خداوند چه موجودی بوده است؟ و مجبوریم بگوییم ملائکه دیگری واسطه بوده اند و آنها نیز نیازمند واسطه هستند و...؛

    ثالثا: آیه شریفه « وَ ما مِنَّا إِلاَّ لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ» از ثبات ملائکه حکایت دارد، که علاوه بر اثبات تجرد فعلی آنها، اشاره ضمنی به عدم تحرک و تکامل در سابق و حال دارد.

    ادامه دارد...

    اثبات تجرد ملائکه

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89

    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مولا و مقتدای آزادمردان جهان، امیرالمومنین(ع)
    نوشته
    2,048
    حضور
    57 روز 19 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4564



    نقل قول نوشته اصلی توسط .امین. نمایش پست ها
    با توجه به آیه شریفه:

    لا يعصون اللّه ما امرهم و یفعلون مایومرون

    و من يقل منهم انى اله من دونه فذلك نجزيه جهنم كذلك نجزى الظالمين

    امکان سرزدن معصیت از ملائکه هم وجود دارد منتها به مانند انبیاء الهی عصمتی دارند که مانع سرپیچی ایشان از اوامر الهی میشود.

    پس عصمت ملائکه دلیل بر مجرد بودن ایشان نیست بلکه برعکس تجردشان را زیر سوال هم میبرد
    در مورد عصمت ملائکه و تفاوت آن با عصمت انبیاء در ذیل توضیح خواهیم داد، اما بر فرض که عصمت آنها از سنخ عصمت انبیاء باشد، اما دلیل تجرد ملائکه، عصمت آنها نیست، که بر فرض با اثبات این که عصمتشان از سنخ عصمت انبیاء است، تجردشان زیر سوال رود.

    عصمت ملائکه
    بدون شک ملائکه معصوم هستند، قرآن کریم در آیات مختلفی به این امر اشاره فرموده است:
    «لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُون‏» (تحریم-6)
    از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپيچى نمى‏كنند، و آنچه را به آن مأمورند، همواره انجام مى‏دهند.
    امام رضا(ع) نیز می‌فرمایند:
    « ان الملائكة معصومون محفوظون من الكفر و القبايح بألطاف الله‏» (عیون اخبار الرضا(ع)، ج1، ص269)
    به درستی که ملائکه به واسطه الطاف الهی معصوم و محفوظ از کفر و قبائح هستند.
    اما عصمت آنها شباهت و تفاوت هایی با عصمت انبیاء دارد، شباهت در این که ملائکه اگرچه همواره از فرمان الهی اطاعت می‌کنند اما ماند انبیاء توان نافرمانی دارند، چرا که در غیر اینصورت اطاعت آنها از روی اجبار می بود و مدح کردن آنان به اطاعت معنایی نداشت، در حالی که خداوند در برخی آیات مثل 26، و27 انبیاء، آنان را به خاطر اطاعتشان مدح نموده است. (المیزان فی تفسیر القرآن، ج13، ص164)
    اما در علت و حکمت عصمت، با انبیاء تفاوت دارند:

    حکمت عصمت ملائکه، غیر از حکمت عصمت انبیاء است
    حکمت عصمت انبیاء و ملائکه متفاوت است، حکمت عصمت انبیاء، حفاظت از تشریع است، یعنی اگر معصوم نمی‌بودند، اعتماد به کتب آسمانی و پیروی از آنان مقدور نبود، و این نقض غرض الهی از ارسال آنها و کتب آسمانی محسوب می‌شد، اما عصمت ملائکه لازمه شکل گیری نظام تکوین است، لذا علامه طباطبایی(ره) می‌فرماید: ملائکه واسطه های میان خداوند و خلق محسوب می‌شوند، هر اتفاقی که در عالم ماده می افتد، ملائکه در آن شأنی دارند، اما در عین حال اراده مستقلی ندارند تا غیر از آنچه که خداوند اراده کرده است را اراده کنند، شأن آنها، تنها شأن اجرای امر الهی در مجرای آن هست. (المیزان فی تفسیر القرآن، ج17، ص12)
    شهید مطهری(ره) در مورد ملائکه و اطاعت از فرمان خداوند می‌فرماید:
    «فرمان خدا حرف نيست، ايجاد است؛ اطاعت ملائكه نيز متناسب با آن است؛ وقتى مى‏گوييم به فرشتگان فرمان داده كه چنين كنند معنايش اين است كه آنان را طورى ايجاد كرده كه علت و فاعل باشند براى فعل و معلول مخصوص، و معناى اطاعت ملائكه نيز همين علّيّت و معلوليّت تكوينى است‏» (مجموعه آثار، ج1، ص129)

    علت عصمت ملائکه، غیر از علت عصمت انبیاء است.
    بدون شک در انبیاء، کشش و تمایل مادی به اقتضاء جسم مادی آنها بوده است، اگر چه به خاطر شهود حقائق گناه، به سمت آن نمی‌رفته اند، و بر غضب و شهوت خویش امیر بوده و آن را در مسیر صحیح خویش به کار می‌گرفته‌اند، اما در ملائکه اصلا کشش و تمایل جسمانی وجود ندارد تا برای عصمت نیاز به عاملی چون آگاهی باشد، همان‌طور که امام علی(ع) می‌فرمایند:
    «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ رَكَّبَ فِي الْمَلَائِكَةِ عَقْلًا بِلَا شَهْوَةٍ وَ رَكَّبَ فِي الْبَهَائِمِ شَهْوَةً بِلَا عَقْلٍ وَ رَكَّبَ فِي بَنِي آدَمَ كِلَيْهِمَا» (علل الشرایع، ج1، ص4)
    بنابراین عدم نافرمانی از ناحیه انبیاء به خاطر وجود مانع بوده است، اما در ملائکه عدم نافرمانی به خاطر نبود مقتضی می‌باشد، همانطور که برخی علما به آن اشاره نموده اند.(توضیح المراد، سید هاشم حسینی طهرانی، ص649، اسرار الآیات، ملاصدرا، ص77)

    عصمت در وادی تکوین و تشریع
    عصمت انبیاء در دایره تکالیف شرعیه است، اما تكليف ملائكه از سنخ تكليف معهود در مجتمع بشرى ما نيست، چون تكليف بشری، عبارت از اين است كه تكليف كننده اراده خود را متعلق به فعل مكلف كند، و اين تعلق امرى است اعتبارى، كه دنبالش پاى ثواب و عقاب به ميان مى‏آيد، يعنى اگر مكلف موجودى داراى اختيار باشد، و به اختيار خود اراده تكليف كننده را انجام بدهد، مستحق پاداش مى‏شود، و اگر ندهد سزاوار عقاب مى‏گردد، اما در مورد ملائكه، اعتبار در زندگی آنها راه ندارد، تا فرض اطاعت و معصيت هر دو در آن راه داشته باشد، تكليف هم معناى ديگرى دارد، آرى ملائكه خلقى از مخلوقات خدايند، داراى ذواتى طاهره، كه اراده‏ نمى‏كنند مگر آنچه خدا اراده كرده باشد، و انجام نمى‏دهند مگر آنچه او مامورشان كرده باشد، به همين جهت در عالم فرشتگان جزا و پاداشى نيست، نه ثوابى و نه عقابى، و در حقيقت ملائكه مكلف به تكاليف تكوينى‏اند، نه امر و نهى‏هاى تشريعى. (الميزان، ج‏19، ص: 335-336)




    نقل قول نوشته اصلی توسط .امین. نمایش پست ها
    نکته دیگر اینکه در یکی از این تاپیکها به نظر مشهور علما درباره تجرد ملائکه اشاره شده در صورتیکه در یک تاپیک دیگر چنین حدیثی را از امام صادق را نقل میکند :
    یكى از یاران خاصش مى گوید: «از امام(ع) درباره ابلیس سؤال كردم كه آیا از فرشتگان بود؟

    فرمود: نه از جن بود، اما همراه فرشتگان بود، آنچنان كه آنها فكر مى كردند از جنس آنان است (به خاطر عبادت و قربش نسبت بهپروردگار) ولى خدا مى دانست از آنها نیست، هنگامى كه فرمان سجود، صادر شد،آنچه مى دانیم تحقق یافت» (پرده ها كنار رفت و ماهیت ابلیس آشكارگردید).(4)
    4.تفسیر نمونه، جلد 12، صفحه 506.

    چرا ملائکه باید فکر کنند که شیطان از جنس آنهاست؟ مگر ملائکه مجرد نیستند؟
    ممکن هست مراد امام صادق(ع) از اینکه ملائکه او را از خود می پنداشته اند، این باشد که او را اهل عبادت و بندگی و به دور از تکبر و نافرمانی می پنداشته اند، اما بعد از مخالفت با امر خداوند، متوجه اوصاف درونی آنها شدند، نه اینکه او را ماهیتا از ملائکه بدانند،، اصل روایت هم که در تفسیر نورالثقلین آمده است از حمل بر این معنا ابا ندارد:
    الملائكة تراه انه منها، و كان الله يعلم انه ليس منها، فلما أمر بالسجود كان منه الذي كان‏ » (نور الثقلین، ج3، ص267)
    ملائکه او را (ابلیس) از خود می دیدند و خداوند می دانست از ملائکه نیست، پس هنگامی که امر به سجده نمود، آنچه بود را نشان داد.
    روشن است که مخالفت با امر الهی تلازمی با جن بودن ندارد، که بخواهد با عدم اطاعت جن بودن خویش را نشان دهد، پس این که فرمود آنچه بود را نشان داد، مراد اوصاف واقعی درونی اش مانند غرور و تکبر را نشان داد. این نظر زمانی تقویت می شود که می بینیم امام صادق(ع) در روایتی دیگر به همین برداشت اشاره می‌فرمایند:
    «ان الملائكة كانوا يحسبون ان إبليس منهم، و كان في علم الله انه ليس منهم فاستخرج ما في نفسه بالحمية و الغضب‏» (الکافی، کلینی، ج2، ص308)
    ملائکه گمان می کردند که ابلیس از آنهاست، و خداوند آگاه بود که از آنها نیست، پس آنچه در نفس خویش داشت از خشم و غضب را ظاهر ساخت.
    یعنی ملائکه از ماهیت او آگاه بودند، اما در خصائص و صفات درونی چون اطاعت و بندگی او را از خود می دانستند


    نقل قول نوشته اصلی توسط .امین. نمایش پست ها
    اگر ابلیس ملک نبوده پس چرا امر متوجه او هم شده است؟
    در زبان عربی هنگام خطاب به یک جمعی که مرکب از چند دسته هستند، مثلا هم در آن جمع مذکر وجود داشته باشد، و هم مونث، یا موارد این چنینی، هنگام خطاب یک طرف را بر طرف دیگر غالب کرده و لفظ واحد برای هر دو طرف به کار می برند، مثلا در آیه تطهیر، اگرچه این ایه شریفه حضرت فاطمه(س) را هم شامل می‌شود اما ضمائر مذکر به کار رفته است، که از باب تغلیب یک طرف بر طرف دیگر است، این نوع کاربرد گاهی حتی در خطاب به اشخاص هم کاربرد دارد، مثلا به امام حسن(ع) و امام حسین(ع) می‌گویند حسنین(ع)، یا به امام کاظم(ع) و جواد(ع) کاظمین(ع) یا جوادین(ع) گفته می‌شود و گاهی تعبیر عسکریین(ع) برای امام هادی(ع) و امام عسکری(ع) به کار می‌رود.
    در برخی منابع آمده است که تعبیر «ملائکة» در خطاب به ملائکه و ابلیس هم از باب تغلیب بوده است، یعنی ابلیس هم در میان آنها بوده است اما با توجه به اینکه قریب به اتفاق آنها از ملائک بوده اند، با لفظ «و إذ قلنا للملائکة...» به همگی خطاب شده است.( شرح المقاصد، تفتازانی، ج5، ص64)
    البته احتمال این که ابلیس در یک امر مستقلی که در آیات ذکر نشده به سجده بر آدم امر شده باشد، نیز دور از ذهن نیست، همانطور که کارشناس محترم تاپیک پیشین نیز به آن اشاره فرموده اند.
    در هر صورت مطابق نص قرآن ابلیس از ملائک نبوده است، لذا مامور بودن شیطان به سجده به همراه ملائکه نباید این شائبه را در ذهن ایجاد کند که او نیز از ملائک بوده است.

    موفق باشید

    اثبات تجرد ملائکه

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89

    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8025



    نقل قول نوشته اصلی توسط .امین. نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام و عرض ادب خدمت کارشناسان گرامی
    ...
    و با توجه به آیه شریفه:

    لا يعصون اللّه ما امرهم و یفعلون مایومرون

    و من يقل منهم انى اله من دونه فذلك نجزيه جهنم كذلك نجزى الظالمين


    امکان سرزدن معصیت از ملائکه هم وجود دارد منتها به مانند انبیاء الهی عصمتی دارند که مانع سرپیچی ایشان از اوامر الهی میشود.

    پس عصمت ملائکه دلیل بر مجرد بودن ایشان نیست بلکه برعکس تجردشان را زیر سوال هم میبرد
    سلام علیکم برادر عزیزم و با عرض سلام و خسته‌نباشید خدمت کارشناس محترم،
    همانطور که در آن تاپیک دیگر (در این پست) هم خدمتتان گفتم ظاهراً فرشتگان مراتبی دارند و همه یکسان نیستند، طایفه‌ای از آنها می‌شوند همان جنیان که گناه هم می‌توانند بکنند و شهوات هم دارند، شهوتشان شهوت خوردن و جنسی هم نباشد شهوت قدرت و مانند آن هست، چنانکه ابلیس را تکبر به زمین زد. اما بعد از ابلیس بحث فطروس است و بعد از آن روایتی در ذیل یکی از آیات قرآن که در آن آمده که جبرئیل علیه‌السلام آیه‌ای را برای رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله آورد و صورتش روشن شده بود و تا قبل از آن ظاهراً همیشه ناراحت بود، رسول خدا صل‌الله‌علیه‌وآله علت این تغییر را پرسیدند و او جواب داد که زمانی که فرعون قبل از غرق شدن گفت ایمان می‌آورم من به او گفت که آیا الآن ایمان می‌آوری با اینکه تا کنون تکذیب می‌کردی و بعد ترسیدم که نکند خداوند می‌خواست توبه‌ی او را بپذیرد، بخاطر همین همیشه در خوف از انجام کار اشتباه بودم تا امروز که این آیه را خداوند نازل کرد و فهمیدم آنچه گفته بودم به خواست خداوند بوده است! با این حساب فرشتگان بزرگ خداوند ممکن است اشتباه یا کوتاهی کنند ولی ارادی گناهی نمی‌کنند ... اما فرشتگان پایین‌دست‌تر حتی ممکن است گناه هم بکنند چنانکه ابلیس گناه کرد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط .امین. نمایش پست ها
    لطفا بفرمایید بر چه اساسی علماء میگویند که ملائکه الله مجردند؟

    اگر مساله ی زادولد ایشان هست که حضرت آدم هم بدون پدر و مادر آفریده شده اند. ایا برای خداوند اشکالی ایجاد میکند که تک تک فرشتگان را بطور جداگانه بیافریند با خلقتی شبیه خلقت انسان اما لطیفتر و از جنس نور نه خاک یا آتش.

    چرا نمیتوان گفت که ملائکه از نور مادی آفریده شده اند و آنها هم مثل ما روح دارند و لاجرم باید بر این عقیده باشیم که نوری از جنس خداوند و مجردند؟ منشاء عقیده به تجرد ملائکه از کجاست؟

    آیات یا روایات؟ وآیا معصومین (ع)صراحتا حرفی از تجرد روح یا ملائکه زده اند یا خیر؟

    و سوال آخر : آیا امکان این وجود ندارد که ملائکه قبل از اینکه به مقامات والای معنوی دست یابند مثل انسانها یا جنیان پا به این دنیای خاکی گذاشته باشند و مورد آزمایش قرار گرفته باشند؟ از این جهت که دارای درجات و مراتب مختلفی هستند.

    با تشکر
    به نظر حقیر هم تجرّد آنطور که معمولاً بیان می‌شود نمی‌توان به فرشتگان اطلاق کرد، نه تنها فرشتگان که به هیچ موجودی جز خود خداوند که فرد است و بسیط است نمی‌توان اطلاق کرد، در این نگاه هر موجودی جز خداوند زمان‌مند خواهد بود، فرشتگان بزرگ الهی اگرچه مقام بالایی دارند و مقامشان ثابت است ولی همانها هم پای منبر حضرت آدم علیه‌السلام نشستند و علومی را یاد گرفتند، اگر ایشان زمان نداشتند فرشتگان بعد از یادگیری و فرشتگان قبل از یادگیری می‌بایستی یکسان می‌بودند و در هر دو زمان هم باید در آن واحد می‌توانستند حضور داشته باشند که عقلاً محال است.
    از نظر تجسم هم که فرشتگان به صورت‌های جسمی می‌توانند در بیایند، آن هم نه فقط تجسم مثالی بلکه همچنین تجسم مادی (اگرچه باید دید معنای حقیقی مادّه چیست)، برای بحث تجسم مثلاً در روایات آمده که حضرت جبرئیل علیه‌السلام همیشه به یک صورت بر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله ظاهر می‌شدند تا اینکه یک بار از جبرئیل خواستند خود را آنطور که واقعاً هست به ایشان نشان دهد و بعد جبرئیل به صورتی عظیم در آمد که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله را به تعجب فرو برد و یا وقتی که هیبت فرشتگان دیگری به ایشان نشانه داده می‌شد و ایشان می‌گفتند که گمان نمی‌کردم خداوند در زمین و آسمان‌ها چنین مخلوقی هم داشته باشد.
    ممکن هم هست که تمام آن روایات یا ضعف سند داشته باشند یا بخواهیم آن تماثیل را استعاری بگیریم، ولی آن وقت استدلال‌های ما اینطور می‌شود که آن شواهدی که دالّ بر تجرد ملائکه است ظاهرشان درست است و آن شواهدی که دالّ بر وجود جسم برای آنهاست استعاری هستند و نباید در ظاهر آنها توقف نمود.
    در مورد اینکه تجسم ایشان می‌تواند مادّی هم باشد بحث جنیان را مطرح می‌کنم که ابلیس اولین کسی بود که در قوم لوط خود را برای لواط در اختیار ایشان قرار داد، یعنی نه فقط یک صورت ظاهر تمثیلی که بدنی با تمام اجزای انسانی داشته است، در مورد فرشتگان هم روایاتی که بتوان از آنها جسمانیت مادی را نتیجه گرفت وجود دارد، مثل آن فرشته‌ای که به شکل مار در آمده بود و اگر درست خاطرم باشد روی سر امام حسین علیه‌السلام در یک نخلستان سایه انداخته بود یا چیزهای دیگری شبیه به آن. خود حجرالأسود هم که داریم فرشته‌ای است از أعظام فرشتگان خداوند و در واقع بزرگترین آنها که به این صورت در آمده است.

    فکر می‌کنم تجردی که در مقابل ماده به کار می‌رود یک معنای اصطلاحی داشته باشد و نه حقیقی که خوب است حدود دقیق آن مشخص شود و البته اشکالی هم فکر نمی‌کنم پیش بیاید اگر به همه چیز مادّه گفته شود، مادّه آنطور که چشم می‌بیند و پوست لمس می‌کند وجهی از وجوه ماده است که وجه محسوس آن است و همان ماده را مار طور دیگر می‌بیند و خلاصه اینکه تصور ما از مادّه محصور است به حواسّی که به ما داده شده است و اگر در ورای این حواس به دنیا نگاه شود چه بسا حقایقی که فکر می‌کنیم مجرد هستند هم دیده شوند. به عبارت دیگر به نظر حقیر حواس مادّی ماست که درک ما از عالم مادّه را می‌سازد و هر چیزی که در حصار محسوسات این حواس قرار نگیرد را مجرد می‌خوانیم در حالیکه این تجرد لزوماً به معنای نفی جنس و ماده و زمان و ابعاد فیزیکی و ... از آن نمی‌کند.

    حالا شاید هم خیلی اشتباه کنم
    ممنون از صبر و تحملتان
    یا علی


    پس‌نامه:
    در این پست بیشتر منظور خود از عدم تجرد فرشتگان را توضیح دادم، اگرچه نظر حقیر نظر کارشناسی نیست و احتمال اشتباه بودنش زیاد است
    ویرایش توسط باء : ۱۳۹۳/۰۷/۰۷ در ساعت ۰۴:۵۴ دلیل: اضافه کردن پس‌نامه
    بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است،
    ... بضاعتی محدود و اثرگذاری نامحدود،
    نگران سوددهی‌اش هم نیستیم چون خدا تضمین کرده است که قیام به بار خواهد نشست
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...

    بزرگواران و دوستان و هم‌مباحثه‌ای‌ها، ان شاء الله اگر جسارتی کرده‌ام ببخشید و اگر کوتاهی کرده‌ام یا رنجشی به شما رسانده‌ام حلال کنید

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    2,599
    حضور
    54 روز 8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6491



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    با سلام و تشکر از سوال شما

    در این که ملائکه وجود دارند، و وجود آنها مادی کثیف نیست، اختلافی وجود ندارد، فقط اختلاف در این است که حقیقت ملائکه در نظر متکلمین، جسمی لطیف است که می‌تواند به اشکال گوناگون ظاهر شود، اما در نظر حکماء، ملائکه مجرد از ماده هستند (ر.ک تلخیص المحصل، خواجه طوسی، ص230؛ گوهر مراد، حکیم لاهیجی، ص336، شرح المقاصد، تفتازانی، ج3، ص368)
    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام و عرض ادب و تشکر از حضرتعالی بابت پاسخگویی

    یک سوال کلی: این مواردی که در مورد فرشتگان ذکر فرمودید، اگر (به جهت ناآگاهیمان) نتوانیم بگوییم همه ، تعدادیش با انسانی که از دنیا رفته یا با انسان بهشتی مطابقت دارد.

    مثلا انسان وقتی از دنیا میرود میتواند ملائکه را ببیند و صدایشان را بشنود همینطور دربهشت که عالم عقول نامیده شده است ، این عالم همان عالم فرشتگان است. بعلاوه اینکه ما فقط تا حدودی از پاداشهای بهشتیان مطلع شده ایم اما نمیدانیم که انسانها در بهشت به چه کارهایی مشغولند

    با توجه به همه این مسائل آیا باید بهشتیان را هم مجرد بدانیم یا اینکه در تجرد فرشتگان شک کنیم؟

    ضمنا اولیاء الهی هم مثل ملائکه طی الارض دارند و مانند آنها میتوانند در طرفه العینی کارهایی را انجام دهند که انسان عادی برای انجام آن نیاز به توانایی زیاد و مدتها وقت گذاشتن دارد....

    پس میماند "مقام معلوم" که میفرمایید ، انسانها ندارند (و اگر داشته باشند در آن جهان است) آیا این نکته میتواند دلیل قانع کننده ای برای مجرد بودن ملائکه باشد.
    ویرایش توسط Serat : ۱۳۹۳/۰۷/۰۸ در ساعت ۲۰:۴۲
    امام خامنه ای: زیر پرچم امیرالمومنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهایی را میزد که دوست میزند...
    آگاهی خود را بالا ببرید. نقش نخبگان و خواص اینست که این بصیرت را نه فقط در خودشان بلکه در دیگران هم بوجود بیاورند. رسا بگویید روشن بگویید، مبین بگویید آنچه را که میفهمید. سعی هم بکنید آنچه را که فهمیده اید درست باشد.

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مولا و مقتدای آزادمردان جهان، امیرالمومنین(ع)
    نوشته
    2,048
    حضور
    57 روز 19 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4564



    نقل قول نوشته اصلی توسط .امین. نمایش پست ها
    با سلام و عرض ادب و تشکر از حضرتعالی بابت پاسخگویی

    یک سوال کلی: این مواردی که در مورد فرشتگان ذکر فرمودید، اگر (به جهت ناآگاهیمان) نتوانیم بگوییم همه ، تعدادیش با انسانی که از دنیا رفته یا با انسان بهشتی مطابقت دارد.

    مثلا انسان وقتی از دنیا میرود میتواند ملائکه را ببیند و صدایشان را بشنود همینطور دربهشت که عالم عقول نامیده شده است ، این عالم همان عالم فرشتگان است. بعلاوه اینکه ما فقط تا حدودی از پاداشهای بهشتیان مطلع شده ایم اما نمیدانیم که انسانها در بهشت به چه کارهایی مشغولند

    با توجه به همه این مسائل آیا باید بهشتیان را هم مجرد بدانیم یا اینکه در تجرد فرشتگان شک کنیم؟

    ضمنا اولیاء الهی هم مثل ملائکه طی الارض دارند و مانند آنها میتوانند در طرفه العینی کارهایی را انجام دهند که انسان عادی برای انجام آن نیاز به توانایی زیاد و مدتها وقت گذاشتن دارد....

    پس میماند "مقام معلوم" که میفرمایید ، انسانها ندارند (و اگر داشته باشند در آن جهان است) آیا این نکته میتواند دلیل قانع کننده ای برای مجرد بودن ملائکه باشد.
    ببینید طی الارض که فرمودید، مربوط به قوای روح انسان می‌شود، نه جسم او، یعنی از ابعاد تجردی انسان است، نه ابعاد مادی او، لذا در همه انسان‌ها این قدرت به فعلیت تبدیل نشده است، و هرگز هم با تقویت جسم و ورزشهای سنگین جسمی حاصل نخواهد شد، پس وجود طی الارض در انسان مادی دلیل مادی بودن ملائکه نمی‌شود، بلکه دلیل وجود یک بُعد مجرد در انسان می‌شود.
    اما در رابطه با رؤیت ملائکه در عالم برزخ، ببینید همان طور که عرض شد اکثر ملائکه، تجردشان، تجرد مثالی است، و تجرد انسان ها در عالم برزخ نیز از سنخ تجرد مثالی است، پس برای عموم انسان‌ها رؤیت در عالم برزخ اتفاق خواهد افتاد، همان‌طور که قرآن به این امر اشاره فرموده است:
    کافران از انبیاء درخواست نزول ملائکه بر خود را داشتند:

    «وَ قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا لَوْ لَا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْمَلَئكَةُ أَوْ نَرَى‏ رَبَّنَا» (فرقان-21)
    و كسانى كه اميدى به ديدار ما ندارند (و رستاخيز را انكار مى‏كنند) گفتند: «چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند و يا پروردگارمان را با چشم خود نمى‏بينيم؟

    اما خداوند، در آیه بعد این وعده را به بعد از مرگ آنان موکول نموده است:

    «يَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلَئكَةَ لَا بُشْرَى‏ يَوْمَئذٍ لِّلْمُجْرِمِينَ وَ يَقُولُونَ حِجْرًا محَّجُورًا» (فرقان-22)
    امّا روزى كه فرشتگان را مى‏بينند، روز بشارت براى مجرمان نخواهد بود، و مىی گويند: «ما را امان دهيد، ما را معاف داريد.

    پس اين عالَم، عالم مادّه و جسميّت است و فرشته موجودى است ملكوتى و مجرّد از مادّه؛ اگر فرشته بخواهد به اين عالم فرود بيايد بايد لباس جسم بپوشد، كه ملائكه جسم نيستند، يا انسان براى ديدار ملائكه بايد از اين دنيا بالا رود و لباس مادّه و جسميّت را خلع كند، و برود در عالم مثال و برزخ تا آنها را مشاهده كند(معادشناسی، علامه طهرانی، ج3، ص14)

    اما ماجرای رؤیت ملائکه در بهشت، با اینکه وجود انسان جسمانی است، با پیچیدگی‌های بسیاری روبرو است، چرا که میان جسم ما در بهشت با جسم دنیایی ما تفاوت‌هایی وجود دارد که دقیقا مشخص نیستند، و در بین بزرگان در کیفیت آن اختلاف است، لذا نمی توان موضع شفافی گرفت، اما در هر صورت اگر بدن انسان در بهشت، عنصری نباشد که رؤیت مشکلی نخواهد داشت، و اگر هم عنصری باشد، رؤیت ملائکه باز به خاطر بعد تجردی انسان و عدم تعلقات مادی خواهد بود، همان‌طور که امروز در دار دنیا هم اگر کسی صفای باطن داشته باشد، رؤیت ملائکه ممتنع نیست. (معادشناسی، ج3، ص6)
    شهید مطهری(ره) می‌فرمایند:
    «ما در يك شرايط خاصى ممكن است همان جسم برزخى خودمان را ببينيم در حالى كه جدا از جسم مادى ماست. اين افرادى كه در اثر عبادت و رياضت مى‏توانند بدن مادى خود را خلع كنند و كنار بيندازند، بعد خودش را با آن جسم برزخى‏اش كاملًا مى‏بيند، اين بدنش را هم مى‏بيند(مجموعه آثار، ج27، ص779)
    فقط کافیست انسان به ملکوت آسمان ها و زمین راه پیدا کند، و حقیقت عالم را ببیند، همانطور که به حضرت ابراهیم(ع) نشان داده شد:

    «وَ كَذلِكَ نُري إِبْراهيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» (انعام-75)
    و اين چنين، ملكوت آسمانها و زمين را به ابراهيم نشان داديم و اهل يقين گردد.

    موفق باشید


    ویرایش توسط مسلم : ۱۳۹۳/۰۷/۱۵ در ساعت ۰۵:۱۵
    اثبات تجرد ملائکه

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89

    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    2,599
    حضور
    54 روز 8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6491



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    ببینید طی الارض که فرمودید، مربوط به قوای روح انسان می‌شود، نه جسم او، یعنی از ابعاد تجردی انسان است، نه ابعاد مادی او، لذا در همه انسان‌ها این قدرت به فعلیت تبدیل نشده است، و هرگز هم با تقویت جسم و ورزشهای سنگین جسمی حاصل نخواهد شد، پس وجود طی الارض در انسان مادی دلیل مادی بودن ملائکه نمی‌شود، بلکه دلیل وجود یک بُعد مجرد در انسان می‌شود.


    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام و تشکر
    جناب مسلم اگر طی الارض فقط مربوط به بعد مجرد میشود پس معراج پیغمبر اکرم صلی الله علیه واله که جسمانی بوده چگونه توجیه میشود؟ تخت بلقیس که در یک چشم برهم زدن از یمن به شام آمد چه؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    علامه طباطبایی(ره) در باب دلیل عقلی تجرد ملائکه می‌فرماید:
    ماده جسمانى در معرض زوال و فساد و تغيير است، و نيز كمال در ماده، تدريجى است، از مبدأ سير و حركت مى‏كند تا به تدريج به غايت كمال برسد، و چه بسا در بين راه به موانع و آفاتى برخورد كند و قبل از رسيدن به حد كمالش از بين برود، ولى ملائكه طبق آیات و روایات اين طور نيستند. (المیزان فی تفسیر القرآن، ج17، ص13)


    آیا قبول دارید خداوند اگر بخواهد میتواند اسبابی را که باعث فساد و تغییر در ماده میشوند از میان بردارد و دنیا و مافیها هیچگونه فرسودگی و زوالی نداشته باشند؟ (غرضمان اینست که بگوییم اینکار برای خداوند نشدنی نیست اما اراده او بر این قرار گرفته است که نظم جهان به همراه بینظمیهایی باشد تا شرایطی برای امتحان بشر فراهم شود.)

    پس این قبیل مسائل همه و همه بیانگر وجه تشابهی است بین آنچه که دنیای مجردات نامیده میشود و دنیای مادی.

    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    اما در رابطه با رؤیت ملائکه در عالم برزخ، ببینید همان طور که عرض شد اکثر ملائکه، تجردشان، تجرد مثالی است، و تجرد انسان ها در عالم برزخ نیز از سنخ تجرد مثالی است، پس برای عموم انسان‌ها رؤیت در عالم برزخ اتفاق خواهد افتاد، همان‌طور که قرآن به این امر اشاره فرموده است:


    فرق تجرد مثالی و تجرد عقلی چیست و چرا اکثر فرشتگان تجرد مثالی دارند؟ مگر نه اینکه طبق قاعده الواحد همه باید به یک صورت (مجرد عقلی) خلق شده باشند؟

    طبق روایات وقتی انسان از دنیا میرود روحش در بدنی جدید که بدن مثالی نامیده میشود قرار میگیرد. پس روح که مجرد است برای ادامه زندگی در هر عالمی نیاز به جسمی دارد متناسب آن عالم. ضمنا این بدن هم باید چکیده ای باشد از همین بدن دنیوی...

    همین نیاز روح به جسم در عالم برزخ بیانگر اینست که انسان در برزخ هم تجرد ندارد یا به اصطلاح تجرد مثالی دارد و ملائکه ای هم که اکثرشان تجرد مثالی دارند هم نباید مجرد باشند. (مجرد به همان معنایی که از خالق واحد جز مخلوق واحد صادر نمیشود)

    دلیل دیگر ما رابطه ای است که ملائکه با عالم ماده دارند. اگر خداوند که مجرد محض است نمیتواند با عالم ماده رابطه مستقیم برقرار کند پس باید ملائکه مراتبی از ماده را دارا باشند تا بتوانند چنین کاری را برعهده بگیرند. و در صورتیکه چنین مراتبی را نداشته باشند و کلا مجرد از ماده باشند وجودشان در تدبیر امور عالم موثر نخواهد بود.

    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    برخی از ادله عقلی حکماء مبتنی بر مبانی چون «قاعده الواحد»(اسرار الحکم، ملا هادی سبزواری، ص234)


    آیا قاعده الواحد میتواند دلیل خوبی باشد برای اینکه بگوییم بعضی از ملائکه تجرد محض (از ماده) دارند؟

    آیا این عقیده بیانگر شباهت مخلوق با خالق نیست؟ در اینصورت آیات قرآن چه میشود که میفرماید: لیس کمثله شی؟

    اگر ما قائل باشیم بر اینکه از خالق واحد جز واحد، صادر نمیشود آیا همین عقیده بیانگر شباهت بین مخلوقات با خداوند نیست که آنها را هم مثل خداوند واحد و عاری از اجزاء میدانیم؟

    موضوع دیگر اینکه اگر انسان میتواند در شرایط تجرد مثالی یا عقلی قرار بگیرد آیا ممکن نیست که ملائکه هم در آفرینش نخستینشان مثل انس و جن از ماده آفریده شده باشند و بعد از اینکه مورد امتحانات الهی قرار گرفتند آنهایی که معلوم شده است از دستورات الهی سرپیچی نمیکنند به عالمی مثل بهشتی که به انسانها وعده داده شده وارد شده باشند و هر یک مطابق با درجه خود در مقام خاصی قرار گرفته باشند.



    ویرایش توسط Serat : ۱۳۹۳/۰۷/۱۵ در ساعت ۱۴:۱۳
    امام خامنه ای: زیر پرچم امیرالمومنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهایی را میزد که دوست میزند...
    آگاهی خود را بالا ببرید. نقش نخبگان و خواص اینست که این بصیرت را نه فقط در خودشان بلکه در دیگران هم بوجود بیاورند. رسا بگویید روشن بگویید، مبین بگویید آنچه را که میفهمید. سعی هم بکنید آنچه را که فهمیده اید درست باشد.

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    نوشته
    109
    حضور
    10 روز 19 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    174



    سلام جناب مسلم
    میشه بفرمایید مجردات عقلی ایا از اثبات عقلی و نقلی به وجودشان رسیدیم و یا ابتدا توسط حکما و عارفان کشف شده اند و سپس ان را اثبات کردیم؟اگر میتوانید یک مقدار در مورد دلایل وجودی این مجردات از نظر شهودی در نظر عرفا توضیح دهید
    ویرایش توسط دانش : ۱۳۹۳/۰۷/۱۵ در ساعت ۱۴:۴۲
    منتظری حقیقتو توی اخبار بگن؟

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8025



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    اگر فرشته بخواهد به اين عالم فرود بيايد بايد لباس جسم بپوشد، كه ملائكه جسم نيستند، يا انسان براى ديدار ملائكه بايد از اين دنيا بالا رود و لباس مادّه و جسميّت را خلع كند، و برود در عالم مثال و برزخ تا آنها را مشاهده كند(معادشناسی، علامه طهرانی، ج3، ص14)
    سلام علیکم استاد بزرگوار،
    فرشته لباس جسم را از کجا می‌آورد، آیا این تجسم مادی به معنای خلق ماده لامن‌شیء است؟ بعد ار خلع بدن آن بدن مادی را چه می‌کند، آیا بازگشت به باطن از این ظاهر جسمانی و مادی همراه با عدم شدن ماده است؟ آیا موجودی که وجودش را از خداوند گرفته است می‌تواند توسط غیر خداوند معدوم گردد؟ آیا اگر خلقت یک شیء از رحمت خداوند است این معدوم شدن با «وَرَ‌حْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ» تنافر نخواهد داشت؟
    اگر فرشتگان هم از طرف خداوند این اراده‌ی تکوینی را داشته باشند که در عالم کون خلق کنند جنیان چطور مجسم مادی می‌شوند و باز به عالم مثال بازمی‌گردند؟ جنیان هم با ملائکه دیدار دارند و می‌توانند به عالم ماده هم بیرون بیایند، جنیان هم اینطور نیست که همه مؤمن باشند اما این کارها را همه‌ی آنها می‌توانند انجام دهند، برای مثال آنجا که شیطان اینطور گفت:
    وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لَا غَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَإِنِّي جَارٌ‌ لَّكُمْ ۖ فَلَمَّا تَرَ‌اءَتِ الْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ وَقَالَ إِنِّي بَرِ‌يءٌ مِّنكُمْ إِنِّي أَرَ‌ىٰ مَا لَا تَرَ‌وْنَ إِنِّي أَخَافُ اللَّـهَ ۚ وَاللَّـهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ [الأنفال، ۴۸]
    که در این ماجرا هم از سیاق آیه برمی‌آید و هم در تفسیر آمده است که شیطان به صورت یک انسان با جسم مادی در میان مشرکین آمده بود ولی سپاه فرشتگان را دید و از ترس فرار کرد و مطابق روایت دست یکی از مشکان را هم گرفت و او را هم با خود از مهلکه فراری داد.

    در این رابطه در بحار آمده است:
    فَيَقُولُ ص إِنَّ الشَّيْطَانَ لَا يَزَالُ يُرَاقِبُ الْعَبْدَ وَ يُوَسْوِسُ إِلَيْهِ فِي نَوْمِهِ وَ يَقَظَتِهِ وَ هُوَ جِسْمٌ لَطِيفٌ هَوَائِيٌّ يُمْكِنُهُ أَنْ يَصِلَ إِلَى ذَلِكَ وَ الْإِنْسَانُ غَاوٍ غَافِلٌ فَيُوصِلُ كَلَامَهُ وَ وَسْوَاسَهُ إِلَى بَاطِنِ أُذُنِهِ فَيَصِيرُ إِلَى قَلْبِهِ وَ اللَّهُ تَعَالَى هُوَ الْعَالِمُ بِكَيْفِيَّةِ ذَلِك‏ [بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏60، ص: 269]

    همچنین داریم:
    والمراد ب (الجوهر الذي خلق اللَّه منه آدم): روحه المقدّسة التي هي أمر من صنع اللَّه سبحانه، وفي الحديث عن أهل البيت عليهم السلام: «إنّ روح الإنسان جسم لطيف جدّاً». وقد روى الشيخ الطبرسي رحمه الله في كتاب الاحتجاج عن الصادق عليه السلام أنّه قال: «الروح لا يوصف بثقل ولاخفيةً، وهي جسم رقيق البس قالباً كثيفاً». الحديث. وقد ذكرنا فيما سبق تمامه، فما هو الحقّ المنصوص أنّ روح الإنسان كما يكون من طينة الجنّة يكون من طينة النار، وكذا الأبدان. وأمّا روح الجانّ وأبدانها إذا لم تكن نافذة في جلد غيرها فشي‏ء واحد وهو النار، فإمّا نوراً له كما في المسلمين منهم، وإمّا ظلماني ككفّارهم. واللَّه قادر على تبديل النوراني بالظلماني وبالعكس. [الهدايا لشيعة أئمة الهدى (شرح أصول الكافي للمجذوب التبريزي)، ج‏1، ص: 561]

    با تشکر،
    یا علی

    بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است،
    ... بضاعتی محدود و اثرگذاری نامحدود،
    نگران سوددهی‌اش هم نیستیم چون خدا تضمین کرده است که قیام به بار خواهد نشست
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...

    بزرگواران و دوستان و هم‌مباحثه‌ای‌ها، ان شاء الله اگر جسارتی کرده‌ام ببخشید و اگر کوتاهی کرده‌ام یا رنجشی به شما رسانده‌ام حلال کنید

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود