صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چگونگی هدایت ملت هایی که در آنها پیامبری نازل نشده

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1
    حضور
    13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5

    چگونگی هدایت ملت هایی که در آنها پیامبری نازل نشده




    سلام در ملت ها و مناطقی که در گذشته پیامبر الهی نازل نشده هدایت مردم چگونه بوده؟

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58301



    با نام و یاد دوست





    چگونگی هدایت ملت هایی که در آنها پیامبری نازل نشده








    کارشناس بحث: استاد شعیب


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427




    با عرض سلام و ادب
    با توجه به نصّ صريح آيات قرآني چنين به دست مي آيد كه قوم و گروهي به وجود نيامدند، جز آن كه براي ايشان پيامبري مبعوث شده است:
    وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّـهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ(سوره النحل، آیه 36.)



    ما برای هر جامعه ای رسولی فرستادیم، می گفت: خدا را بپرستید و از پرستش هرگونه بتی اجتناب کنید
    وَلِكُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولٌ فَإِذَا جَاءَ رَسُولُهُمْ قُضِیَ بَیْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لَایُظْلَمُونَ (سوره یونس، آیه 47.)
    این آیه را اینگونه ترجمه می کنند: برای هر جامعه ای رسولی است که هرگاه آن رسول آید و حجت کند، حکم به عدل خواهد شد و هیچکس ستم نخواهد دید.
    وإن من أمة إلا خلا فيها نذير

    يكي از لوازم نبوت عامه اين است كه هيچ مردمي بدون راهنماي غيبي نيستند و ممكن نيست خداوند امتی را بدون راهنما رها كند، زيرا خدا مربّي و مدبّر انسان است
    قرآن می فرماید:«اِنْ مِنْ اُمَََّةٍ اِلاّ خَلا فيها نَذير»{فاطر/ 24}، امكان ندارد جمعيتي در منطقه‏اي زندگي كنند و خداوند براي آنان راهنما نفرستد:«لَمْ يَكُن الَِّذِينَ كَفَرُوا مِنْ اَهلِ الكِتابَ وَ اَلْمُشرِكِين مُنْفِكَِّينَ حَتّي تَأتِيهمْ الْبَيِّنة»{ بيّنه/ 1 }.

    خداوند، مردم را خواه موحد و خواه غير موحد، از نبوت عامه منفك نمي‏كند. اصولا نبوّت از بشريت جدا نمي‏شود. يعني ممكن نيست در عصري يا نسلي، در سرزميني گروهي زندگي كنند و براي آْنان نبوّت نباشد، همان طور كه ممكن نيست خداوند حيوان آبزي را بيافريند و آب را خلق نكند و يا انسان را خلق كند و هوا را نيافريند، همچنين ممكن نيست جامعه بشري را بيافريند و وحي و سروش غيبي را خلق نكند؛ زيرا جامعه بدون وحي حيات انساني نخواهد داشت.

    البته این فرستادن پیامبران برای همه امت ها همیشه اینگونه نیست که به صورت مستقیم باشد گاه پيغمبر خود، در بين يك جامعه معيّن به سر مي‏برد و يا نماينده و جانشين او و يا كتاب و تعاليمش كه عصاره رسالت اوست.
    البته افرادي وجود دارند كه احكام الهي و انذار پيامبر به گوششان نخورده و در مسير هدايت قرار نگرفته اند و از اين جهت مقصّر هم نيستند. قرآن‌ از چنين افراد به نام "مستضعفين" ياد كرده و آنان را به رحمت و رأفت الهي اميدوار كرده است. در نتيجه مي توان به دست آورد كه قانون انذار عمومي به دلائل مختلف استثنا بردار است و هستند كساني كه در بعضي از نقاط دور دست جهان نظير قبائل وحشيِ اعماق جنگل هاي آمازون و ديگر نقاط نظاير آن به دور از تمدن شهوي و اطلاعات لازم زندگي مي كنند كه تكليف آن‌ها مشخص است؛ زيرا اين گونه افراد هرگز وجود پيامبري را درك نكرده اند.


    دعوت عمومي پيامبران اگر چه به خطاب جمعي بوده، اما اسباب و عللي وجود داشته است، (مثلاً يكي از آن اسباب دوري و عدم دسترسي به بعضي از مناطق جهان) كه مانع رسيدن انذار عمومي به تك تك افراد مي شده است. "پس نبوت و انذار عمومي هم كه به حكم ادله اي كه گفتيم در آن ابحاث ذكر شده، در هر امّتي لازم و واجب است، مستلزم آن نيست كه به طور ضروري و حتمي تمامي افراد آن آمت از هدايت پيغمبر برخوردار شوند و دعوت او به گوش يك يك اشخاص برسد. و ممكن است بعضي ها دعوت او را از خود او نشنوند، بلكه با واسطه و يا وسائطي بشنوند و بعضي هم اصلاً به گوششان نخورد و علل و اسبابي بين او و آن دعوت حائل نشود، در نتيجه هر فردي كه متوجه او نشد و دعوت پيغمبرش به گوشش نرسيد، حجت بر او تمام نيست و او جزء مستضعفين است كه امرشان به دست خدا است و خدا هم دربارة آنان فرموده: "إلاّ المستضعفين من الرجال والنساء والولدان لا يستطيعون حيلة و لا يهتدون سبيلاً؛ مگر ضعيف شدگاني از مردان و زنان و كودكان كه چاره اي نداشته و نتوانستند راه خدا را بيابند". [سوره نساء،آيه98]


  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    علاقه
    تبلیغ دین
    نوشته
    381
    حضور
    13 روز 10 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    23
    آپلود
    3
    گالری
    27
    صلوات
    1486

    تفسیر آیه ی 98 سوره ی نساء(الا المستضعفین...) از تفسیر المیزان




    گفتار در معناى مستضعف‏

    آيه مورد بحث اين معنا را روشن مى‏ سازد كه جهل به معارف دين در صورتى كه ناشى از قصور و ضعف باشد و خود انسان جاهل هيچ دخالتى در آن قصور و در آن ضعف نداشته باشد در درگاه خداى عز و جل معذور است.
    توضيح اينكه خداى سبحان جهل به دين و هر ممنوعيت از اقامه شعائر دينى را ظلم مى‏ داند، ظلمى كه عفو الهى شامل آن نمى‏ شود، آن گاه از اين قانون كلى مستضعفين را استثناء نموده، عذر آنان را كه همان استضعاف باشد پذيرفته است. آن گاه با بيانى كلى كه هم شامل آنان شود و هم شامل غير آنان معرفيشان نموده و آن بيان كلى عبارت است از اينكه كسى نتواند محذورى را كه مبتلاى بدان است دفع كند و اين معنا همانطور كه شامل مستضعفين مورد بحث‏ مى‏ شود كه در سرزمينى قرار گرفته‏ اند كه اكثريت و قدرت در آنجا به دست كفار است و چون عالمى دينى نيست كه معارف دين را از او بياموزند و يا محيط كفر و ترس از شكنجه‏ هاى طاقت‏فرساى كفار اجازه نمى‏ دهد به آن معارف عمل كنند و از سوى ديگر قدرت بيرون آمدن از آنجا و رفتن به محيط اسلام را هم ندارند، يا به خاطر اينكه فكرشان كوتاه است و يا گرفتار بيمارى و يا نقص بدنى و يا فقر مالى و يا موانع ديگرند، همچنين شامل كسى هم مى‏ شود كه اصلا ذهنش منتقل به اين معنا كه دينى هست و معارف دينى ثابتى وجود دارد و بايد آن معارف را آموخته مورد عملش قرار داد نمى‏شود، هر چند كه اين شخص عنادى با حق ندارد و اگر حق به گوشش بخورد به هيچ وجه از قبول آن استكبار نمى‏ ورزد، بلكه اگر حقانيت مطلبى برايش روشن شود آن را پيروى مى‏ كند، ليكن حق برايش روشن نشده و عوامل مختلفى دست به دست هم داده و نگذاشته كه اين شخص به دين حق بگرايد.
    چنين كسى نيز مستضعف است و مصداق استثناى در آيه است، چيزى كه هست اگر اين شخص نمى‏تواند حيله‏ اى بينديشد و نه راه به جايى ببرد، از اين جهت نيست كه راه را تشخيص داده ولى قدرت رفتن ندارد، چون دشمن به او احاطه دارد و شمشير و شلاق دشمنان حق و دين اجازه رفتن به او نمى‏ دهد بلكه از اين جهت است كه عاملى ديگر او را به استضعاف كشانيده و آن عبارت است از غفلت، و معلوم است كه با وجود غفلت ديگر قدرت معنا ندارد و با وجود جهل ديگر راه هدايت تصور نمى‏ شود.

    ادامه دارد

    ویرایش توسط احمدمنتظرالمهدی : ۱۳۹۳/۰۷/۰۴ در ساعت ۱۹:۲۲ دلیل: اصلاح متن
    سایتی برای علاقه مندان به مباحث اصولی، فقهی و رجالی:

    www.mobahathah.ir








  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    علاقه
    تبلیغ دین
    نوشته
    381
    حضور
    13 روز 10 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    23
    آپلود
    3
    گالری
    27
    صلوات
    1486



    اينكه گفتيم آيه شريفه شامل هر دو نوع مستضعف مى‏ شود، به خاطر اطلاقى است كه در بيان آيه شريفه است و اين اطلاق، عموميت علت را مى‏ رساند و همين عموميت علت از آيات ديگر نيز استفاده مى‏شود، مانند آيه شريفه:" لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ" (خداى تعالى هيچ انسانى را جز به مقدار طاقتش تكليف نمى‏كند، انسان هر كار خير بكند به سود خود كرده و هر كار بدى بكند عليه خود كرده." سوره بقره، آيه 286".)، پس مطلب حق، و دين حق و هر حق ديگرى كه انسان از آن غافل است، در وسع انسان نيست و خداى تعالى هم كسى را از آن باز خواست نمى‏ كند، هم چنان كه مطلب حق و دين حق و هر حق ديگر اگر مورد توجه آدمى باشد ولى از ناحيه دشمن قدرت بر انجام آن را نداشته باشد آن نيز در وسع آدمى نيست و خداى تعالى در مورد آن بازخواستى ندارد.

    و اين آيه شريفه يعنى آيه سوره بقره همانطور كه تكليف را در جايى كه خارج از وسع باشد بر مى‏ دارد، همچنين ضابطه‏ اى كلى در تشخيص مورد دست مى‏ دهد و مى‏ فهماند كجااست كه اگر تكليف را انجام ندهى معذورى و كجا است كه معذور نيستى، و آن ضابطه كلى اين است كه انجام ندادن تكليف مستند به اكتساب و اختيار خود آدمى نباشد و خودش در اين ترك وظيفه هيچ دخالتى نداشته باشد.

    بنا بر اين پس كسى هم كه يا به كلى از دين غافل است و يا به بعضى از معارف حقه آن جاهل است، اگر غفلت و جهلش را علت يابى كنيم معلوم شود خودش يا به خاطر كوتاهى و يا سوء اختيار در جهلش دخالت داشته، چنين كسى ترك وظيفه‏ اش مستند به خودش است و گنه كار و مسئول است و اگر بعد از ريشه‏ يابى معلوم شد كه جهل و غفلتش و يا ترك وظيفهاش، به هيچ مقدارى مستند به خود او نيست، در نتيجه ترك وظيفه را مستند به او نمى‏ دانيم و او را گناه كارى نمى‏ شناسيم كه به علت استكبار از حق و يا انكار حق در مخالفت و گناه تعمد ورزيده باشد، پس هر انسانى آنچه از كارهاى خوب كه مى‏ كند به سود خود مى‏ كند و آنچه از كارهاى بد مى‏ كند عليه خود مى‏ كند، و اما اگر آنچه را كه مى‏ كند به عنوان كار خوب و كار بد نمى‏ كند و از خوبى و بدى آن جاهل و يا غافل است، آن عمل نه بسود او است و نه عليه او.

    از اينجا روشن مى‏ شود كه مستضعف تهى دست است و چيزى از خوبى و بدى در دست ندارد، چون آنچه مى‏ كرده به عنوان كار خوب و يا كار بد نمى‏ كرده، در نتيجه امر او محول به خداى تعالى است تا پروردگارش با او چه معامله كند؟ و اين معنا از ظاهر آيه شريفه:

    " فَأُولئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَ كانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُوراً"، كه بعد از آيه مورد بحث است و نيز از آيه شريفه:" وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَ إِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ"
    (و جمعى ديگر كارشان واگذار به خداى تعالى و امر او است، يا عذابشان مى‏ كند و يا از آن در مى‏ گذرد و خدا داناى حكيم است." سوره توبه، آيه 106")، استفاده مى‏ شود، البته با در نظر گرفتن اينكه رحمتش بر غضبش پيشى دارد، اميد عفو در آنان بيشتر است

    ادامه دارد

    ویرایش توسط احمدمنتظرالمهدی : ۱۳۹۳/۰۷/۰۴ در ساعت ۱۸:۴۶
    سایتی برای علاقه مندان به مباحث اصولی، فقهی و رجالی:

    www.mobahathah.ir








  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    علاقه
    تبلیغ دین
    نوشته
    381
    حضور
    13 روز 10 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    23
    آپلود
    3
    گالری
    27
    صلوات
    1486

    تفسیر آیه ی 99 سوره ی نساء از تفسیر المیزان(مرتبط با آیه ی 98)




    هيچ انسانى فى نفسه بى نياز از عفو الهى نيست و مستضعف نيز به علت جهلى كه بدان دچار است و به جهت اينكه در صدد تحصيل سعادت بر نيامده است نيازمند عفو الهى است‏.

    اين طائفه هر چند كه گناهى عمدى مرتكب نشده ‏اند، چون به علت جهلى كه دچار آن هستند در آنچه كرده‏ اند معذورند، و ليكن در سابق هم گفتيم آدمى زاده همواره در بين سعادت و شقاوت خود دور مى‏ زند و در شقاوتش همين بس كه در صدد تحصيل سعادت خود برنيايد، در نتيجه هيچ انسانى فى نفسه بى ‏نياز از عفو الهى نيست، او نيازمند به اين است كه خداى عز و جل‏ با عفو خود اثر شقاء را از دل او بزدايد، حال چه اينكه او فردى صالح باشد و يا طالح و يا هيچكدام، و به همين جهت است كه خداى تعالى در جمله مورد بحث اميد عفو از آنان را ذكر كرده.
    در اين آيه شريفه سؤالى است و آن اين است كه چرا از يك سو فرموده:" عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ" كه ظاهر آن در خطر بودن مستضعفين است، و از سوى ديگر مى‏ فرمايد:" وَ كانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُوراً" كه ظاهرش اين است كه عفو الهى شامل مستضعفين مى‏ شود، جوابش اين است كه همانطور كه گفتيم صرف تهى دست بودن نيز شقاوت است، پس جا دارد بفرمايد:
    " اميد است خدا از آنان عفو كند" و از سوى ديگر چون اين طائفه را در صورت استثناء از ظالمينى نام برد كه مورد تهديد به" مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصِيراً"، قرار گرفتند و ظاهر اين استثناء اين است كه اين طائفه استثناء داخل جهنم نمى‏ شوند، لذا با جمله:" وَ كانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُوراً" فهماند كه آرى اين طائفه مشمول عفو و مغفرت خداى تعالى هستند.

    تفسیر المیزان ـ ج5 ـ ص78

    سایتی برای علاقه مندان به مباحث اصولی، فقهی و رجالی:

    www.mobahathah.ir








  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    علاقه
    تبلیغ دین
    نوشته
    381
    حضور
    13 روز 10 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    23
    آپلود
    3
    گالری
    27
    صلوات
    1486



    ضمن عرض سلام خدمت کارشناس محترم
    با توجه به توضیحات شما و تفسیری که بیان شد،پاسخ سوال تاپیک روشن شد و نیز مشخص شد که انسان های دور از هدایت امید است که مورد عفو الهی قرار گیرند و عذاب نمی شوند.
    درمورد کفار و جهنمیان مشخص است که خداوند به آن ها تفضل فرموده و فرصت هدایت و سعادت داده اما آن ها استفاده نکرده اند.پس حق ندارند اشکال کنند که چرا ما دردنیا جای آن ها(مستضعفین)نبودیم؟
    اما این سوال پیش می آید که آیا در حق این افراد نعوذ بالله ظلم شده است؟آیا این ها حق دارند که از خدای متعال بپرسند که چرا به ما فرصت هدایت ندادی؟چرا ما را در شرایطی قرار دادی که دور از هدایت و سعادت قرار گیریم؟
    یا اینکه همین شرایط خاص هم به سوء اختیار خودشان است.

    سایتی برای علاقه مندان به مباحث اصولی، فقهی و رجالی:

    www.mobahathah.ir








  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    نقل قول نوشته اصلی توسط احمدمنتظرالمهدی نمایش پست ها
    ضمن عرض سلام خدمت کارشناس محترم
    با توجه به توضیحات شما و تفسیری که بیان شد،پاسخ سوال تاپیک روشن شد و نیز مشخص شد که انسان های دور از هدایت امید است که مورد عفو الهی قرار گیرند و عذاب نمی شوند.
    بتا سلام خدمت شما دوست عزیز
    البته به نظر می رسد سوال پرسشگر گرامی چیز دیگری است . او می خواهد بداند که هدایت افرادی که برای آن ها پیامبری فرستاده نشده چگونه است. نه این که برخورد خدا با انها چگونه است.
    به نظر می رسد که باید این گونه گفت:
    اولا به فرموده قرآن همه امت ها برای آنها مستقیم یا غیر مستقیم( تعالیم و یا کتب پیامبران) پیامبر فرستاده شده است اما به به دلیل تزاحمات دنیا گاها برخی از افراد دین به آنها نرسیده و از آن محروم مانده اند.
    ثانیا: خدا درون انسان ها عقل و فطرت را نهادینه کرده است و انسان با این دو عنصر می تواند حد اقل هایی از سعادت را به دست آورد و اگر به احکام آنها گوش فرا دهد حد اقل جامعه او روی صلاح و آرامش را می بیند او می فهمد که ظلم بد است و عدل خوب است دزدی در همه جای جهان بد و کمک به هم نوع خوب است نظم خوب و بی نظمی بد است عفت و احترام به بزرگ تر خوب و بی حیایی و بد دهانیو... بد است.
    در مرحله بعد : و خدا هم آنها را به همین داده های فطری و عقلی مواخذه می کند


  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2,560
    حضور
    38 روز 5 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4370



    نقل قول نوشته اصلی توسط amiras نمایش پست ها
    سلام در ملت ها و مناطقی که در گذشته پیامبر الهی نازل نشده هدایت مردم چگونه بوده؟
    سلام
    خدای متعال با اطلاع از استعداد ها می داند رسالتش را در کجا قرار دهد :
    الله اعلم حیث یجعل رسالته
    و از سوی دیگر خدای متعال دو حجت دارد
    پیامبر و عقل
    لذا فرد یا ملتی که پیامبر برایش فرستاده نشده به عقل و اندیشه خود آنقدر که می تواند به خیر و نیکی هدایت میشود
    یا علیم

    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای



  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2,560
    حضور
    38 روز 5 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4370



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها
    با توجه به نصّ صريح آيات قرآني چنين به دست مي آيد كه قوم و گروهي به وجود نيامدند، جز آن كه براي ايشان پيامبري مبعوث شده است:
    وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّـهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ(سوره النحل، آیه 36.)
    سلام
    امه به معنای مردم یک دوره و زمانند نه مردم یک منطقه لذا این آیه شمول زمانی را می رساند نه شمول جغرافیایی را
    یا علیم

    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای



  21. صلوات


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ایا خود ارضایی برای ازمایش اسپرم جایز است؟
    توسط اسراء در انجمن احكام ازدواج
    پاسخ: 14
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۲/۰۲, ۱۶:۱۲
  2. پاسخ: 17
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۹, ۰۹:۴۴
  3. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۰۸, ۲۱:۴۲
  4. مقایسه ؛ بلایی خانمان سوز یا سکویی برای پرش؟؟؟؟؟
    توسط راهی در انجمن مهارت های زندگی
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۱۹, ۲۲:۰۲

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۷/۲۳, ۰۲:۳۸ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود