صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شیطان....!!!!شیطان!!!!!?شیطان

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521

    تعجب شیطان....!!!!شیطان!!!!!?شیطان




    دیروز شیطان را دیدم ، در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود ، فریب می فروخت. مردم دورش جمع شده بودند. هیاهو می کردند و هول می زدند و بیشتر می خواستند. توی بساطش همه چیز بود غرور ، حرص ، دروغ ، جاه طلبی … . هرکس چیزی میخرید و در ازایش چیزی می داد. بعضی ها تکه ای از قلبشان را و بعضی پاره ای از روحشان را. بعضی ایمانشان را می دادند و بعضی آزادگی را.
    شیطان می خندید و دهانش بوی گند جهنم می داد. حالم را به هم می زد. دلم می خواست همه ی نفرتم را توی صورتش تف کنم. انگار ذهنم را خواند . موذیانه خندید و گفت: من با کسی کاری ندارم و آرام نجوا می کنم . نه قیل و قال میکنم نه کسی را مجبور می کنم که چیزی از من بخرد.

    می بینی ! آدم ها خودشان دور من جمع می شوند. آن وقت سرش را نزدیک آورد و گفت : البته تو با آن ها فرق می کنی . تو زیرکی و مومن . زیرکی و مومنی آدم را نجات می دهد.این ها ساده اند و گرسنه و به جای هر چیزی فریب می خورند.

    از شیطان بدم می آمد . اما حرف هایش شیرین بود . گذاشتم حرف بزند و او هی گفت و گفت و گفت. ساعت ها کنار بساطش نشستم. تا اینکه چشمم به جعبه ی عبادت افتاد که لا به لای چیزهای دیگر بود. دور از چشم شیطان آن را برداشتم و در جیبم گذاشتم و با خود گفتم بگذار یک بار هم که شده کسی چیزی از شیطان بدزد. بگذار یک بار هم او فریب بخورد.

    به خانه آمدم و در کوچک جعبه را باز کردم. توی آن اما از غرور چیزی نبود. جعبه از دستم افتاد و غرور توی اتاق پخش شد فریب خورده بودم ، فریب.دستم را روی قلبم گذاشتم ، قلبم نبود. فهمیدم که آن را کنار بساط جا گذاشته ام . تمام راه را دویدم ، تمام راه لعنتش کردم ، تمام راه خدا خدا کردم . می خواستم یقه ی نامردش را بگیرم عبادت دروغیش را به سرش بکوبم و قلبم را پس بگیرم. به میدان رسیدم اما شیطان نبود . او رفت. داشتم های های گریه می کردم. اشک هایم که تمام شد بلند شدم تا بی دلیم را با خود ببرم . صدایی شنیدم صدای قلبم را و همان جا بی اختیار به سجده افتادم و زمین را بوسیدم به شکرانه ی قلبی که پیدا شده بود


    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  2. صلوات ها 13


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما تجربیات خود را در خصوص شیطان به همدیگر منتقل کنیم




    با سلام و تشکر از رضای عزیز

    بحث شیطان، و چگونگی رویاروئی با آن در این دورۀ پر خطر آخرالزمان از اهم موضوعات است، شیطانی که بنا به تصریح آیات شریف قرآن: "عدو مبین" و دشمن قسم خورده من، تو و ما است و به قول روایات در آخرالزمان با تمام اعوان و انصارش و در چهره ها و جلوه های مختلفی برای فریب ابناء بشر و مؤمنان ظاهر می شود.

    حال، آیا باید چنین پدیده ای را به فراموشی بسپاریم؟ آیا جای ندارد که جزو مباحث روز و روزانۀ ما باشد؟

    باید هر روز از شیطان و راه های رویاروئی و مقابله با این دشمن آشکار و قسم خورده سخنی بگوییم و تجربه ای را به یکدیگر منتقل کنیم.

    دوستان عزیز، نگذارید این تایپیک و امثال این مباحث که نیاز همیشگی و همگانی است به ورطۀ فراموشی سپرده شود. شیطانی که به وسعت همۀ زندگی ما ابزار و برنامه دارد.

    آیا شیاطین اطراف و اکناف زندگی مان را می شناسیم؟ هر کس با گونه ای از آن برخورد کرده است تجربه اش را در این فضا به دیگری منتقل سازد ...

    واقعاً در برابر چنین شیاطینی که به عدد نفوس هستند و تنوع و تکثر و تعددشان مثال زدنی است باید چه کنیم؟ هر کس از دوستان که توصیۀ مفید عملی از بزرگان و یا تجربه و راهکاری در این خصوص دارد از ما و دوستان اسک دینی دریغ نکند.

    منتظر حضور گرم و فعال شما هستیم ...

    شیطان....!!!!شیطان!!!!!?شیطان

  5. صلوات ها 12


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    من که شیطان را جز در چهره آدما ندیدم
    اون بدبخت که :
    ان کید الشیطان کان ضعیفا
    ضعیفه . اما همین ضعیف رو ما با هوی و هوس آنقدر قوی می کنیم که هیچکس چاره ساز او نیست
    اساسا انسان در خودش ابزاری به نام خیال و وهم داره که در راستای خواستهای شیطان قرار می گیره بلکه اون دو تا خود شیطانند . آن تزیین و تلبیس کار همین دوتاست .
    اگر انسان خیال و وهم خود را در تحت عقل درون یا عقل بیرون ( دین ) کنترل کنه هفت در جهنمش میشن هشت در بهشت
    اگه گفتی اون یک در اضافی بهشت چیه ؟
    عقل
    عقله
    سلطان عقل که آمد خیال و وهم طرار می شوند عیار
    موفق در پناه حق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069

    این الوفی




    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    من که شیطان را جز در چهره آدما ندیدم
    سلام علیکم جمیعا
    مطمئنا

    شیطان ارزش خودش را میداند و در جائی بجز قالب پندار انسان نمیرود و حضور پیدا نمیکند.

    او شان و مرتبط خود را بالاتر از انسان میدید و میبیند و اگر بخواهد در جائی مسکن کند کمتر از ذهن انسان مکانی را نمیپذیرد.

    این انسان است که قدر خودش را نمیداند و به اندازه 4 پایان و حتی پست تر خود را ذلیل دون و پست میکند.

    حضرت آدم پس از خوردن میوه ممنوعه و تبعید به زمین بواسطه این عهد شکنی و توبه 40 ساله اش که بدرگاه الهی پذیرفته شد باز خداوند این انسان را که عهد شکسته عاشقانه نگاهداریکرد

    وزمانیکه به او گفت این آسمانها و زمین را برای تسخیر و استفاده تو خلق کرده ام ( انگار کسی به یک بی خانمان بگوید من این کاخ و خدم و حشم را برای تو خریده ام و متعلق به توست ) انسان ارزشش نزد خدا را باید میفهمید.

    و باید میفهمید آدم صفی الله هم پس از تبعید این آسمانها و زمین را تحت تسخیر خود داشت. حتی پس از عهد شکنی

    ولی پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت
    ناخلف باشم اگرمن به جوئی نفروشم

    یاحق
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۸۹/۱۱/۱۷ در ساعت ۰۰:۴۴
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  9. صلوات ها 9


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش
    با تشکر از رضا ی بزرگوار که با زحمات خود مطالب سایت را پربار نموده اند .اجرکم عند الله
    همچنین با تشکر از استاد روانشناس معظم جناب حامی که در هدایت مطالب متخصص هستند .
    شیطان در جهان هستی جایگاه خاص خود را با توجه به موقعیت انتخاب میکند وبا توجه به ظرفیت ؛ حضور خود را گسترش میدهد .

    یکی از امن ترین جایگاهها ب برای شیطان نفس انسان است . نفسی که تحت سیطره ی اختیار قرار دارد . اما متحیر انه
    این تحیر سلطه ی صاحب نفس را با غفلت همراه میکند .
    وشیطان نیز منتظر همین لحظه است تا با جلوه آرایی خود سلطه بر این قلمرو اعمال اختیارات انسان را به عهده بگیرد .

    این نفوذ شیطان واحاطه ی او بر نفس انسان علامات متعددی را به دنبال دارد :
    اولین علامت مغرور شدن انسان بر این است که « من » محور عالم هستی هستم واین من برای او یک «من» شخصی و انحصاری میشود . تا جایی که کل هستی را فقط یک « من» جزئی در برابر « من »شخصی خود می بیند و با کمک مستاجر خانه ی نفس خود (شیطان ) خلیفةاللهی را اینگونه تعبیر میکند :

    جهان را برای تو آفریدم و تورا فرمانبر نقس خودت !
    میگویید نه ؟ چند لحظه در اعمال وافکار خودت تأمل کن !

    و تا این مستاجر ادعای حق آب وگل نکرده وسرقفلی نخواسته برایش حکم تخلیه بگیر !!!

    .................................................. ............................ حق یارتان .................................................. ......................
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۸۹/۱۱/۱۷ در ساعت ۲۰:۱۸

  11. صلوات ها 9


  12. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    علاقه
    music
    نوشته
    202
    حضور
    22 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1177



    زيبا بود
    Punisher coming from far away for punishment some body.


    be careful.im coming back

  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    معصومین
    نوشته
    46
    حضور
    1 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    355

    با سلام




    با سلام قلب صالح حضور شیطان را میشناسد وعشق نفس را میسوزاند وحضور شیطان را کم رنگ میکند
    از انم به دیر مغان عزیز میدارندکه اتشی که نمیرد همیشه در دل ماست

  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    590
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2890



    کارهای شیطان از منظر قران؛

    _ وسوسه اولین کار شیطان ؛ فوسوس لهما الشیطان؛اعراف،22.

    _ زینت کارهای بد؛لازیّنّنّ لهم فی الارض؛حجر،39.

    _ اغواء مردم؛ لاغوینّهم اجمعین؛ " "

    _ خلف وعده؛و وعدتکم فاخلفتکم؛ابراهیم،22.

    _ ایجادفراموشی خدا در انسان؛واماّینسینّک الشیطان؛انعام،68.

    _ ترساندن از فقرهنگام بخشش؛ الشیطان یعدکم الفقر؛بقره،268.

    _ امر به فحشا و منکر؛ فانّه یأمر بالفحشاء و المنکر،نور،20.
    این بقیةالله التّی لا تخلوا من العترة الهادیة!!

  17. صلوات ها 8


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    یکی از بهترین جایگاه های شیطان باور انسانها است وانسان برده ی باورهای خود است . انچه را که بتوان از هر طریقی به انسان بباورانید رکن اعتقادات او میشود .


    کسی که باور کند حقیر است به سختی میتواند کرامت را در وجود خود بپذیرد .


    کسی که باور کند بی حجابی ارزش است به سختی میتواند ارزش را در وجود خودتجزیه وتحلیل کند .


    کسی که باور کند دروغ راهکار مناسبی برای فرار از مسئولیتها است به سختی میتواند عزت نفس را در خود بیابد .


    کسی که باور کند حرام با حلال تقاوتی ندارد به سختی میتواند عدالت را درک کند .


    وکسی که شیطان صفتی را باور کند به سختی میتواند انسانیت را بپذیرد .


    پاک کنی میخواهم به بزرگی باورهایم !!! تا شیطان صفتی را از آن پاک کنم !!!

    .................................................. ........................ حق یارتان .................................................. ...............................
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۸۹/۱۱/۱۷ در ساعت ۲۳:۵۰

  19. صلوات ها 8


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069

    خودخواهی غرور و منیت





    بسم الله الرحمن الرحیم

    خدمت بزرگی بودیم نقل میکرد

    یک روز شیطان سراغ جنی رفت که اون جن نه دینی را قبول میکرد و نه اینکه به طایفه ابلیس پیوسته بود.

    شیطان که از احوالش باخبر بود بهش گفت حوصله ات از این بیهودگی سر نمیرود ؟ بیا یک کاری کن که حداقل نامی برای خود دست و پا کنی و احترامی بدست بیاوری و بعد از مرگت حداقل نامت در اذهان باشد و گمنام نمیری.

    بعد از چندی گفت و شنود جن گفت میگوئی چه کنم.

    شیطان گفت من اشخاصی از انسانها را پخته و آماده کرده ام که برای زنا سر و دست می شکنند . یک عده از انسانها هم هستند که این کارها را کرده اند و بانی انحراف این اشخاص این دسته که تحت امر من هستند انجام داده اند.

    تو بیا و هر وقت این افراد تحت امر من منصرف شدند یا به شک افتادند در دلشان زمزمه کن تا به حرکت در بیایند.

    جن پرسید مگر نمیگوئی افراد تو هستند و تحت امرت پس چه نیازی به من است

    شیطان گفت عده ای از آنها میدانند که از من تبعیت میکنند ولی اکثرشان به وجود من اعتقادی ندارند ولی تنها بواسطه نفس از من تبعیت میکنند و میدانی که به نفس انسان اطمینانی نیست

    جن گفت بسیار خب و رفت سراغ این افراد که مردم را دعوت به زنا میکردند .

    ناگهان دید یکی از افراد شیطان به مردی میگوید حالا توامروز وقت نداری برو و فردا بیا

    جن سریع سراغ مزدور شیطان میرود و تا دهانش را باز میکند که بگوید این چرت و پرتها چیست هوس در دلش بیانداز و ...

    چنان صدای مهیبی از آسمان میشنود که نزدیک بود قبض روح گردد .

    منادی به جن میگوید دست از سر بنده خدا بردار - جن با ترس میگوید این بنده خدا نیست مزدور شیطان است.

    منادی میگوید حتی اگر چنین باشد به بنده ای رحم کرده و نفس لوامه اش مانع گردیده لذا نزد خدا عزیز است اگر از قهر خدا میترسی دست از سر او بردار .

    جن با ترس و لرز پا به فرار میگذارد در حین فرار شیطان میگوید به کجا میگریزی ؟ جن میگوید صدای غریو عرش را نشتیدی ؟ من جرات بازگشت را ندارم.

    تو چطور جرات کردی که مقابل خدا بایستی ؟

    شیطان گفت خودخواهی غرور و منیت چنان قدرتی در درون مخلوق است که بخاطرش دست به هرکاری میزند حتی عناد با خدا.

    یاحق
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۸۹/۱۱/۱۸ در ساعت ۰۹:۳۹
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  21. صلوات ها 8


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود