جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: در علم رجال اهل سنت قول چه کسی در جرح و تعدیل اعتبار دارد؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    دفاع از حضرت زهرا (س)-سید عباس-اکبر بیرامی
    نوشته
    1,424
    حضور
    33 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    2
    گالری
    2
    صلوات
    2980

    در علم رجال اهل سنت قول چه کسی در جرح و تعدیل اعتبار دارد؟




    سلام علیکم و عرض ادب خدمت همه دوستان گرامی یک سوال داشتم در علم رجال اهل سنت قول چه کسی و چه عالمی در جرح و تعدیل اعتبار دارد اگر می شود این سوال را به دو گونه پاسخ بدهید 1-به اسم آن ها را نام ببرید مثلا ذهبی یا ابن معین و...2-به وصف و یک قاعده اگر وجود دارد نام ببرید مثلا شخص باید متقدم باشد و از این حرف ها ولکن اگر دومی وجود ندارد همان اولی را نام ببرید ممنون می شومبا تشکر
    قابل توجه تهمت زنندگان ::
    ان شاء الله در آن دنیا با هم صحبت می کنیم و فقط یک سوال دارم چرا واقعا تهمت زدند ؟؟؟
    نکند ظاهر و باطن و عالم الغیب بودند نعوذ بالله ؟؟؟
    امام سجاد ع می فرمایند:
    لاستحل رجال مسلمون دمی * یرون أقبح ما یأتونه حسنا
    ای بسا اگر برخی لباب علمم ظاهر کنم مردم می گند امام سجاد بت پرسته یک مشت مسلمان خونم را می ریزن





  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    174 روز 22 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58309



    با نام و یاد دوست





    در علم رجال اهل سنت قول چه کسی در جرح و تعدیل اعتبار دارد؟








    کارشناس بحث: استاد صدرا


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    با سلام و عرض ادب

    به شکل مطلق نمی توان حکم نمود که قول یکی از ائمه ی جرح و تعدیل همواره بر قول بقیه ی صاحب نظران مقدم است؛‌ بلکه در این ناحیه به اصول جرح و تعدیل و ادله ی اقامه شده مراجعه می گردد.

    ما در اینجا قسمتی از محتوای کتاب: «الرفع والتکمیل فی الجرح والتعدیل»، تالیف: عبدالحی الکهنوی،‌که یکی از کتب معتبر جرح و تعدیل می باشد را بیان می داریم:[1]

    یکی از مباحثی که در علم جرح و تعدیل[2] باید مورد توجه قرار گیرد آن است که به صرف جرح[3] راوی از سوی برخی از جارحین[4] حکم به ضعف راوی نخواهد شد؛‌ ولو اینکه جارح از ائمه ی جرح و تعدیل بوده باشد؛‌ زیرا ممکن است امری مانعی از قبول تضعیف و جرح راوی باشد.

    از اموری که مانع پذیرش جرح است موارد ذیل است:

    1) اینکه جارح از کسانی باشد که از سختگیران در تعدیل راویان است. این گروه، راویان را به کوچکترین امری تضعیف می نمایند. در مورد این افراد باید توجه داشت که به واسطه ی سختگیری آنان به توثیق آنها اعتنای ویژه ای می گردد؛[5] اما به تضعیفات آنها اعتنائی نمی گردد؛ مگر در صورتی که برخی از جارحین منصف هم نظر با آنها بوده باشند.

    از جمله افراد سختگیر در توثیق راویان می توان به این افراد اشاره نمود:

    (یحیی بن سعید قطان(م: 198)؛ ‌نسائی(م:302)؛ (یحیی بن معین(م:233)؛ ابوحاتم رازی(م: 327)؛ ابن حبان(م: 354 )؛ ابوالحسن ابن القطان(م: 621)و...


    سخاوی در کتاب «فتح المغیث»؛ [6]‌می نویسد:

    ذهبی افراد صاحب نظر در علم رجال را بر سه قسم تقسیم نموده:


    الف) گروهی که در اکثر روات اظهار نظر نموده اند؛ همچون ابن معین و ابو حاتم رازی؛

    ب)‌گروهی که در مورد افراد زیادی اظهار نظر نموده اند؛ همچون مالک و شعبه بن حجاج؛

    ج) گروهی که در مورد بعضی اظهار نظر نموده اند؛ همچون ابن عیینة و شافعی؛ وی سپس این سه گروه را باز به سه قسم تقسیم می نماید:

    1) گروهی که سختگیر در جرح و خدشه می باشند به گونه ای که با دو سه غلط از سوی راوی وی را نقد می نمایند.

    این گروه اگر شخصی را توثیق نمایند باید محکم به قول آنان تمسک جست و اگر راوی ای را جرح نمودند؛ باید ملاحظه نمود که آیا در قول به تضعیف راوی شخص دیگری نیز وی را همراهی می نماید یا خیر؟ اگر افرادی موافق چنین جارح سختگیری بودند مشخص می گردد که راوی ضعیف است؛ اما اگر شخص دیگری از بزرگان جرح و تعدیل این راوی را توثیق نمایند این مقام جایی است که در مورد آن گفته شده «لا یقبل الرج الا مفسرا»؛ جرح و خدشه مورد قبول واقع نمی گردد؛ مگر در صورتی که جرح مفَسَر بوده باشد و علت خدشه مشخص باشد. بنابراین
    مثلا به قول ابن معین در مورد راوی ای که گفته ضعیف است توجهی نمی گردد؛ زمانی که چنین فردی را بخاری و دیگران توثیق نموده اند.

    2) گروهی که متساهل در تعدیل روات می باشند و در این امر سختگیری نمی نمایند؛ همچون ابوعیسی ترمذی و حاکم نیشابوری.(البته باید توجه نمود که این نسبت تساهل به شکل مطلق قابل قبول نمی باشد؛ زیرا این افراد بر اساس اجتهاد و علم خویش عمل نموده اند).

    3) گروهی که معتدل در جرح و تعدیل می باشند؛‌همچون احمد بن حنبل و دارقطنی و ابن عدی .

    4) برخی از نقاد نسبت به برخی بلاد و یا برخی مذاهب خرده گیری های غیر قابل قبولی داشته ند؛ لذا جرح این افراد در این موارد مورد قبول واقع نمی گردد به عنوان نمونه:

    الف) ابواسحاق جوزجانی(م:259)؛ که وی نسبت به کوفیون تعصب ویژه ای داشته و آنها را مورد جرح خود قرار داده است؛ که البته ریشه ی این امر به ناصبی بودن وی و دشمنی او با امام علی علیه السلام و شیعیان آنحضرت بر می گردد؛ لذا به خدشه ی وی بر راویان کوفی اعتنائی نمی گردد.[7]

    ب) جرح ذهبی نسبت به صوفیه در کتاب میزان الاعتدال و سیر اعلام النبلاء.[8]

    5) گروهی از محدثین برخی روایات را به واسطه ی وجود برخی روات در سند آنها تضعیف و یا رد نموده اند. این گروه به مجرد اینکه فلان راوی در سلسله سند روایت قرار گرفته حکم به وضع و یا ضعف روایت نموده اند؛ لذا به تضعیف این افراد توجهی نمی گردد.

    از جمله ی این افراد می توان به این افراد اشاره نمود:

    الف) ابن الجوزی در کتاب «الموضوعات» و «العلل متناهیة فی الاحادیث الواهیة»؛

    ب) ابن تیمیة و... می توان اشاره نمود.

    موفق باشید.


    [1] .الرفع والتکمیل فی الجرح والتعدیل، عبدالحی الکهنوی، ایقاظ19، ص264-332.

    [2] . علم جرح و تعدیل شاخه ای از علم رجال است که دانش پژوه به وسیله آن با قواعد و اصولی که علمای علم رجال جهت بررسی حال روات بیان نموده اند آشنا می گردد و به واسطه ی آشنایی با آن می تواند به صحت و سقم اقوال علمای این علم در مورد رجال پی برد.

    [3] . خدشه ای که موجب تضعیف راوی می گردد.

    [4] . افرادی که عدالت و قوه ی ضبط راوی را مورد خدشه قرار می دهند که به واسطه ی خدشه ی آنان ممکن است راوی بی اعتبار گردد و به حدیث او اعتنائی نگردد.

    [5] . لذا اگر این افراد راوی ای را توثیق نمایند ویا او را تعدیل نمایند و افراد دیگری راوی را تجریح و تضعیف نمایند قول این افراد مقدم می گردد.

    [6] . فتح المغيث شرح ألفية الحديث، شمس الدين محمد بن عبد الرحمن السخاوي، ج3،ص358، دار الكتب العلمية - لبنان

    [7] . فتح الباری، ابن حجر، ج1،ص390، دارالمعرفة:«قلت الجوزجاني كان ناصبيا منحرفا عن علي فهو ضد الشيعي المنحرف عن عثمان».

    [8] .الرفع والتکمیل فی الجرح والتعدیل، الکهنوی، ص310.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۳/۰۷/۰۸ در ساعت ۱۸:۳۷
    در علم رجال اهل سنت قول چه کسی در جرح و تعدیل اعتبار دارد؟
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  7. صلوات ها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود