صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: من یک مادرم اما حس مادری ندارم! (وقتي ني ني كوچولو سخن مي گويد) من مامانمو ميخوام

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,525
    حضور
    175 روز 5 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58322

    من یک مادرم اما حس مادری ندارم! (وقتي ني ني كوچولو سخن مي گويد) من مامانمو ميخوام




    با نام و یاد دوست


    عرض سلام و ادب

    این سوال ،‌ سوال یکی از کاربران سایت هست که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

    لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:



    سلام .
    خیلی سرتون رو درد نمیارم ؛ خلاصه بگم و اون اینکه بنده در دوران کودکی از مهر مادری بی نصیب بودم . حتی از اطرافیانم هم محبت ندیدم .
    حالا خودم مادر شدم . البته فعلا بچه ام به دنیا نیامده اما الان که میگن تو ماهی هستم که جنین صداها رو میشنوه نمیتونم باهاش ارتباط برقرار کنم .

    روم نمیشه باهاش حرف بزنم و الفاظ قشنگ به کارببرم .همیشه این استرس رو داشتم که به عنوان یک مادر نتونم احساسات خودم رو به فرزندم نشون بدم و متاسفانه همینطور هم شد . اصلا مثل دیگران ذوق مادر شدن ندارم . احساس میکنم نمیتونم برای بچم مادری کنم . حتی استفاده از الفاظ عزیزم و ... برای همسرم هم خیلی سخته.وقتی میخوام به همسرم بگم عزیزم خجالت میکشم . کلا از محبت کردن خجالت میکشم .

    اگه میشه منو راهنمایی کنید.حس مادری نداشتن واقعا زجرآوره




    با تشکر

    در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید







  2. صلوات ها 16


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,525
    حضور
    175 روز 5 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58322



    با نام و یاد دوست





    من یک مادرم اما حس مادری ندارم! (وقتي ني ني كوچولو سخن مي گويد) من مامانمو ميخوام








    کارشناس بحث: استاد حامی


  5. صلوات ها 10


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 1 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    سلام و عرض خدمت شما خواهر گرامي
    تبريك مي گويم به خاطر نعمت بزرگي كه خدواند به شما داده: فرزند و مادر بودن
    مشكل شما را بايد از جهات مختلف بررسي كرد:
    زندگي تلخ گذشته و خاطرات بد،
    نچشيدن طعم مهر و محبت و
    نديدن دست نوازش والدين،
    گاهي هم انسان آن قدر درگير خودش است كه ذهنش آرام نيست مانند كسي كه از جهت جسمي و ذهني مشكلاتي مانند اختلالات تيروئيدي ، فقر آهن خون و كم خوني، اضطراب، وسواس و افسردگي دارد.
    گاهي هم
    ممكن است استرس هاي ايام بارداري سبب شود كه فرد ذهنش آرام نباشد.
    به حال چيزي كه مسلم است اين است بهتر است از جهات مختلف بررسي كنيد و از نظر جسمي و ذهني(رواني) مشكلي نداشته باشيد
    اما چون تأكيد داريد كه از كودكي خودتان مهر و محبتي نديده ايد من الان روي اين بخش تأكيد مي كنم.
    چه بايد كرد؟
    اول: تصصميم جدي براي تغيير: يادمه عموم تصادف كرد و مجبور شد پاش رو عمل كنه بعد از عمل جراحي پزشكان گفتند بايد چندين ماه پا در گچ باشد تا به رگ ها و منيكس هايي كه به هم وصل شده اند فشار نيايد و آنها كاملا به هم جوش بخورند. بعد از چند ماه وقتي گچ ها باز شد. ايشان نمي توانست زانويش را تا و راست كند گويي خشك شده بود بنابراين دكتر جراح توصيه كرد كه بايد از فيزيوتراپي و ورزش كمك بگيريد و به اصطلاح زير برق كنند. مدتي اين كار را انجام داد تا بالاخره مشكل رفع شد.
    الان روان شناسان و دين مي گويد انسان موجودي نيست كه شخصيتش بسته شود و نتواند تغييري بكند. تغيير سخت است اما با اراده و اختياري كه خدا به ما داده است شدني است.
    ادامه دارد...

    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۳/۰۶/۲۵ در ساعت ۱۷:۰۱
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات ها 12


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 1 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    دوم: خورشيد شويم: همان گونه كه اگر پولي نداشته باشيم نمي توانيم به ديگري كمك كنيم. اگر از درون از خود و زندگي ناراضي باشيم اگر شادكام نباشيم نمي توانيم به ديگران شادي و مهر ببخشيم. خورشيد چون منبع نور و گرما و روشنايي است مي بخشد ولي اسفنج مي مكد.
    خب، بايد نگرش خودمان را به زندگي ترميم كنيم. تا وقتي كه برداشت ما اين است كه زندگي ناعادلانه است تا زماني كه فلسفه رنج ها و بلا در زندگي را ندانيم، تا وقتي كه بپرسيم چرا سهم من از زندگي اين بود طبيعي است كه چرخ مهرمان در گِل نارضايتي گير كند بنابراين بايد با مطالعه و پرسش از كارشناسان ديني و روان شناس هدف از زندگي و معناي زندگي را بيابيم نه ببافيم.
    يكي از مهم ترين تمرين ها اين است كه بدانيم هر انساني حتي پيامبران اولوالظم هم در زندگي فراز و نشيب هايي داشتند و اصلا زندگي مانند كنكور است سخت است اما در دل اين سختي ارتقا است.

    سوم: دفتر مخصوص: براي هر مشكلي كه داريم بايد دفتر مخصوص حل آن را داشته باشيم مثل دفتر رياضي، فيزيك و...كه در ايام تحصيل داشتيم. اين طور ذهن ما فعالانه دنبال راه حل مي گردد از سخنان ديگران، از خاطرات و تراوشات خلاقانه اي كه خدا به ذهنش مي آورد، از سخنان كارشناسان رسانه ها، از لابه لاي سطوري كه مطالعه مي كنيم.
    نكاتي گره گشا را يادداشت كنيد و به كار بگيريد.

    چهارم:‌به كار گرفتن: طبيعي است وقتي ما مي خواهيم شنا برويم از همان روز اول در قسمت عميق نمي رويم ممكن است مربي جلسه اول حتي بيرون از استخر به ما آموزش هايي بدهد بعد وارد آب آن هم قسمت كم عمق مي شويم و به تدريج و با تمرين زير نظر مربي مهارت شنا را ياد مي گيريم.
    اگر شما خجالت مي كشيد به شوهرتان ابزار احساس كنيد لازم نيست همان اول جملات زيادي بگوييد. گاهي لازم است يك كلمه گفته شود
    زماني بهتر است از نامه و يا پيامك شروع كرد
    و گاهي بهترين موقع هنگامي است كه او در حال خداحافظي و خروج از منزل است.
    به خودتان تلقين نكنيد كه سخت است نمي شود بگوييم سخت است ولي مي شود

    پنجم: بزن به سيم آخر: گفته اند بالاتر از سياهي رنگي نيست. خب با خود بگوييم من ابراز علاقه مي كنم خب چه مي شود آخرش اين است كه خجالت مي كشم ديگه، ولي چيزي كه مسلم است نمي ميرم

    ششم: شوخ طبعي:
    بگوييد مي خواهم آن قدر خجالت را بكشم تا پاره شود بله جمله اخر طنز بود
    و بايد بگويم كه طنز و مزاح متعادل يكي از بهترين راه براي كاهش استرس و اضطراب است بايد شوخي را جدي بگيريم. حس طنز خود را با بيان لطيفه و جوك و خواندن آنها تقويت كنيد.

    ششم: خودمان باشيم: گاهي آن قدر فكر مي كنيم كه مثلا فلا كار بد نشود، زشت نشود، ديگران چه فكر مي كنند و....كه از خودمان فاصله زيادي مي گيريم يكي از راه هاي شاد بودن خود بودن است نقش بازي نكردن است راحت حرف تان را بزنيد به شوهرتان بگوييد مي خوام ابراز عشق كنم ولي خجالت مي كشم ولي اميدوارم كمك كنيد.

    هفتم: خطر احتمالي: گاهي ما دير به خودمان مي آييم. مثلا مادري كه فرزندش تب كرده آن قدر دير به پزشك رجوع مي كند كه عفونت تمام بدن و ريه ها و سينوس هايش را گرفته. سرماخوردگي كه با رجوع به موقع خيلي زود رفع ميشد الان با سال ها مراقبت هم اثرش به زور مي رود.
    خانمي مي گفت: سرد بودم شوهر هميشه به من اخطار مي داد كه من بيرون كار مي كنم و اگر تو با من راحت نباشي و ابراز مهر و عاطفه نكني ممكن است از نظر عاطفي دچار مشكل شوم يا حداقل ذهن درگير ديگران شود. ولي من آن قدر امروز و فردا كردم كه فهميدم هووي در زندگي ام آمده وقتي احساس خطر كردم و ديدم مجبورم با هوو كنار بياييم خواستم رويه ام را تغيير بدهم وقتي شوهرم به منزل امد چايي نزدش بردم و ابراز علاقه كردم سخت بود ولي گفتم: شوهرم كه خشكش زده بود با لبخند گفت:
    آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا!؟

    هشتم: قوانين ذهن: ذهن ما هم قوانين خاص خود را دارد. سه قانون ذهن اين است:
    1- هيجان ها-------------------- مولد رفتار هستند
    2- رفتارها........................ مولد هيجانها هستند
    3- وقتي ما خودمان را شبيه به گروهي كنيم به تدريج مثل آنها مي شويم
    وقتي ما رفتاري را ايجاد كنيم هيجان مربوط به ان رفتار توليد مي شود بابراين به جاي نگراني و زانوي غم در بغل گرفتن مهر و عشق خود را به فرزند و شوهر بيان كنيد
    مادران موفق اطراف خود را خوب بنگريد، در سريال ها و فيلم ها مادران مهربان را ببيند كه مادران چونه با فرزندان خود يا شوهر خود ارتباط برقرار مي كنند و شما هم مثل يك هنرمند نقش مادرانه خود را بازي كنيد نه تصنعي كه اين كار را براي شكستن قفس شرم انجام دهيد.
    با خواند شعر و متون ادبي و ديدن فيلم هاي رمانتيك و كمدي و...عاطفي بودن و ابراز احساس در ما تقويت مي شود جدي بگيريد
    به خود تلقين نكنيد كه نمي توانم دربرابر خودگويي هاي منفي، جملات مقابله اي مثبت بگذاريم. اگر تو ذهن تان امد كه سخت است بگوييد از كوه كندن كه سخت تر نيست چون عشق حرم باشد سهل است بيابان ها . بگوييد رنج بايد برد تا گنج بيابي. بگوييم من با اين كار اجر الهي را براي خودم مي خرم و از ضررهاي خشك بودن نجات مي يابم
    **براي ديگران هم نگوييد من اين طور هستم اگر كسي هم بداند شما اين گونه ايد بگوييد برنامه دارم براي تغييرم
    ** دعا، توسل و نذر و صدقه نمك تجول شما است از آنها به طور جدي كمك بگيريد
    *****در آخر تأكيد مي كنم دفتر يادتان نرود
    نه
    فردا دير است
    از همين امروز شروع كنيد
    فرزند شما نياز به مادري بشاش و شاداب دارد
    تذكر: خيلي از عواملي كه مي تواند سبب خشكي عاطفي شود وسواس است اگر مشكل وسواس داريد از تاپيك بي خيال درماني اين سايت ديدن كنيد اگر وسواس تان شديد است براي آرامش ذهني خود از دارودرماني(روان پزشك) مدد بگيريد
    براي پيروزي تان با مهمان و كاربران اين سايت دعا مي كنيم
    موفق باشيد
    منتظر خبرهاي خوب خوب شما هستيم
















    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۳/۰۶/۲۵ در ساعت ۱۷:۰۱
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  9. صلوات ها 13


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    نقاشی/سفر/حقوق
    نوشته
    1,373
    حضور
    27 روز 3 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    0
    گالری
    21
    صلوات
    5764



    نترس عزیزم...اینا به خاطر بارداریه....
    من یادمه زنداییم اصلا بچشو دوست نداشت...شما که باز خوبی!

    نترس که اگه بترسی و استرس بگیری وسواسی میشی....کسی که میگه محبت ندیده پس توانایی داره بهترین محبت هارو به دیگران نثار کنه..اینو مطمئن باش...چون میدونه دیگران به خصوص نی نی کوجمولوها چقد به محبت نیاز دارند....مگه نه؟
    امام سجاد (ع):
    خدایا
    اگر مرابه بهشت ببری پیامبرت شاد میشود واگر به جهنم ببری دشمنت(شیطان)شاد میشود و من بخدا قسم میدانم که تو شادی پیامبرت را بیش از شادی دشمنت دوست داری
    دعای ابو حمزه ثمالی

  11. صلوات ها 10


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    عشقم شهداست و هرچی ک بهشون نزدیکم کنه...
    نوشته
    407
    حضور
    8 روز 21 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1459



    سلام دوست عزیز.ب نظر من همین ک حامله هستین یعنی ک فرزند دوست دارین دیگه چون حاملگی دردسرش زیاده و تا محبت نباشه نمیتونی باردار بشی.پس ب خاطر این مهربونی بهتون تبریک میگم.بعد هم عجله نکن و مهم تر ب خودت تلقین نکن. اینکه محبت ندیدی دلیلی نمیشه ک محبت کردن رو یاد نداشته باشی عزیزم. نی نی کوچولوتون بهترین مادر دنیا رو داره ک اینقدر نگران محبت کردن ب فرزندشه ... موفق باشی عزیزم
    حالا تمام دغدغه ام این شده حسین
    این اربعین کرب و بلا میبری مرا

  13. صلوات ها 11


  14. #7

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    672
    حضور
    4 روز 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    24
    صلوات
    3667



    نقل قول نوشته اصلی توسط یاس... نمایش پست ها
    من یادمه زنداییم اصلا بچشو دوست نداشت.
    یعنی الان دوست داره ؟ آدم که نمیتونه بچشو دوست نداشته باشه ؛ میتونه؟


  15. صلوات ها 7


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,731
    حضور
    109 روز 14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    4
    گالری
    1583
    صلوات
    37598



    سلام بر شما مادر عزیز
    واقعا نگرانی شما ستودنی است .
    بنده هم به نوبه خودم به شما تبریک میگم .
    اول از همه اینکه قدر این دوران رو بدونید ؛ به نظرم شیرین ترین دورانیه که یک زن میتونه تجربه کنه دوران بارداری است .
    بعدشم خجالت برای چی؟چرا باید خجالت بکشید؟ فرزند شما از وجود شماست و آنچه برای او مهم است ارتباط شما با اوست .

    محققان استرالیایی معتقدند نوزادان اهمیتی به خوب یا بد بودن صدای مادرشان نمی دهد، برای آنها ارتباطی که بین خودشان و مادرشان بوجود می آید اهمیت می دهد.


    برای کودک یکساله آواز خواندن و لالایی گفتن مادر ضروری است و به رشد و تقویت روحیه بچه کمک می کند.


    برای بچه آنچه شما می خوانید اهمیتی ندارد. بلکه احساس شماست که برای او مهم است.
    شاید مشکل شما اینه که نمیدونید اصلا چه الفاظی به کار ببرید ؛ خب این که غصه نداره ؛شما میتونید براش قرآن بخونید ،براش لالایی بخونید ،صبح که از خواب بیدار میشید بهش سلام کنید و شبها شب بخیر بگید . وقتی دارین با همسرتون چیزی میخرین نظر کوچولوتون هم بخواین ؛البته که اون نمیتونه جواب بده اما همه اینها راههایی است برای ارتباط برقرار کردن با فرزند .
    میگید روتون نمیشه مستقمیا باهاش ارتباط برقرار کنید،خب صداتون رو ضبط کنید و از طریق شکم بندهایی که در دوران بارداری استفاده میشه (از طریق صدای ضبط شده خودتان) با کودکتان ارتباط برقرار کنید .
    راه های مختلفی برای ارتباط با جنین است ؛ آنچه مهم است اینه که شما با جنینتان ارتباط داشته باشید . اگه بتونید در این دوران ارتباط خوبی با جنین برقرار کنید ان شاالله بعد از اینکه نی نی شما متولد شد ارتباط برقرار کردنتون با کوچولوتون براتون سهل و ساده خواهد شد .
    به نظرم خدا حس مادری رو به همه مادران میده . نگران نباشید .


    نتیجه اش زیباست وقتی این دو را پیوند می زنیم؛


    اینکه فرمودند: زکات زیبایی، پاکدامنی ست

    و اینکه پرداخت زکات دارائیت را افزون می کند

    حالا آنان که زیبایی بیشتر می خواهند، بسم الله




  17. صلوات ها 7


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 1 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    سلام .خیلی سرتون رو درد نمیارم ؛ خلاصه بگم و اون اینکه بنده در دوران کودکی از مهر مادری بی نصیب بودم . حتی از اطرافیانم هم محبت ندیدم .حالا خودم مادر شدم . البته فعلا بچه ام به دنیا نیامده اما الان که میگن تو ماهی هستم که جنین صداها رو میشنوه نمیتونم باهاش ارتباط برقرار کنم .روم نمیشه باهاش حرف بزنم و الفاظ قشنگ به کارببرم .همیشه این استرس رو داشتم که به عنوان یک مادر نتونم احساسات خودم رو به فرزندم نشون بدم و متاسفانه همینطور هم شد . اصلا مثل دیگران ذوق مادر شدن ندارم . احساس میکنم نمیتونم برای بچم مادری کنم . حتی استفاده از الفاظ عزیزم و ... برای همسرم هم خیلی سخته.وقتی میخوام به همسرم بگم عزیزم خجالت میکشم . کلا از محبت کردن خجالت میکشم .اگه میشه منو راهنمایی کنید.حس مادری نداشتن واقعا زجرآوره
    ادامه نامه و سؤال كاربر محترم
    نقل قول نوشته اصلی توسط .............
    سلام
    تشکر میکنم از پاسخهایتان
    ارتباط من با همسرم از طریق پیامک و الفاظ قشنگ مشکلی نداره .تو پیامک خیلی قشنگ الفاظ قشنگ به کار میبرم اما رو در رو نمیتونم .
    به همسرم هم گفتم که رو در رو خجالت میکشم . یادمه یه بار حواسم نبود و گفتم عزیزم ، شوهرم یه جوری شد ! گفت که این واژه براش غریبه .در صورتی که من این واژه رو در پیامکهام استفاده میکنم .پس به نظرم پیامک و نامه نگاری برای همه کس جواب نمیده.بعضیها مثل همسر من نیاز دارند و اصلا دوست دارن که این واژه های قشنگ رو بشنون تا اینکه بخونن . این از این .

    اما در مورد بچگیم :
    درسته که من در دوران کودکی از مهر و محبت والدین و اطرافیان محروم بودم اما اینگونه هم نبوده که بدترین شرایط رو داشته باشم.نهایتش ندیدن عاطفه بود که خداروشکر این عاطفه ندیدن از اطرافیان منجر به بی بند و باری و .... نشده و در عوض در دوران مجردی خیلی بیشتر با خدا مانوس بودم.اما بعد از متاهل شدن متاسفانه ارتباطم با خدا کمرنگ شد ...
    طبق نظر اطرافیان من خانم صبوری هستم .حتی دوستانم هم میگن که باعاطفه هستم . اما خود نمیدونم چرا نمیتونم با جنینم ارتباط برقرار کنم !!!!!!!!!!!!!!!!!
    من رفتم شکم بند قرآنی تهیه کردم تا جنینم رو از همون دوران جنینی آموزش بدم .اما خب گاهی وقتها باید باهاش حرف بزنم که برام مقدور نیست .
    توی تلویزیون که صحنه های عاطفی میبینم سریع احساساتم تحریک میشه و اشک میریزم . من معنای عاطفه رو میفهمم اما در ابرازش دچار مشکل هستم .
    نگرانم که نتونم فرزندم رو از عاطفه مادری سیراب کنم
    سلام
    ممنون از توجه و دقت تان به پاسخ
    بله هركسي قلقي داره و شما با زندگي با شوهرتان بهتر درك مي كنيد كه كدام روش بيشتر جواب مي دهد
    نكاتي را كه گفتم را با دقت مرور كنيد
    باز دقت كنيد
    دقت
    دقت
    وقتي ما يك پارچ بلور را از بالا رها كنيم روي زمين چه مي شود؟
    حالا يك توپ يا بادكنك را رها كنيم چه مي شود؟
    درسته پارچ مي شكند و بادكند يا توپ زمين مي خورد بالا مي آيد بازي بازي مي كند تا بالاخره بدون آسيبي رويزمين قرار مي گيرد بايد ياد بگيريم از شكننده بودن خارج شويم بايد تمرين كنيم مثل توپ باشيم
    شوخ طبعي و خود بودن به ما كمك زيادي مي كند كه از تردي و شكننده بودن خارج شويم

    باز دقت كنيد
    نگفتن اين الفاظ به فرزند شوهرتان چه آسيب ها و مضرراتي مي تواند داشته باشد براي شما؟ براي شوهرتان؟ براي فرزندتان؟
    گفتن و ابراز كردن چه طور؟
    تمرين
    اميدوارم
    من دارم با عنايت و دقت مي نويسم شما هم با دقت به اين نكات عمل كنيد
    فهرستي از مضررات ابراز نكردن و فهرستي از فوايد ابراز كردن را در دفتر مخصوص تان بنويسيد
    هرباري كه چيزي به يادتان آمد يا شنيديد يا يادگرفتيد به آن اضافه كنيم
    انسان فطرتا ضرر گريز و منفعت طلب وسودخواه است با مرور اين فهرست انگيزه شما براي ابراز بيشتر مي شود
    به ياد داشته باشيد پيشگيري از ضرر خيلي خيلي خيلي راحت تر از دفع و رفع ضرر است.

    كار براي رضايت خدا و اجر الهي
    برخي مي گويند مگه مثلا شوهرم كيه (البته دقت كنيد ممكن است برخي از نكات مانند نكاتي كه بالا گفتم درباره شما صدق نكند ولي كليت مطلب را بگيريد)
    چرا من بايد به او ابراز كنم
    خب ابراز كردن عشق دستور دين ما است و حتي ائمه از ياران خود مي پرسيدند كه به دوستان تان عشق را ابراز مي كنيد؟
    قرآن در سوره روم آيه 21 مي فرمايد ما از بين شما زوجي آفريدم تا با آن در كنارهم به آرامش برسيد و بين شما موده (ابراز كلامي و گفتاري براي تثبيت محبت و مهر)و رحمت قرار داديم بنابر اين ابراز كلامي مهر خواسته خداوند هم هست.
    وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِی ذالِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ

    و از نشانه هاى او این که همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان محبت و رحمت قرار داد; به یقین در این نشانه هایى است براى گروهى که تفکّر مى کنند.



    سوره روم - آیه 21
    من یک مادرم اما حس مادری ندارم! (وقتي ني ني كوچولو سخن مي گويد) من مامانمو ميخوام

    وقتي ما كاري را به عشق و به خاطر خداوند انجام بدهيم ديگر براي مان مهم نيست كه طرف مقابل چه مي كند جبران مي كند يا نه.
    در سوره انسان مي خوانيم امام علي و حضرت زهرا فرمودند ما اسير و فقير و يتيم را به خاطر خدا اطعام كرديم يعني كار براي خدا و ائمه سبب رضايت نفساني مي شود
    اغلب مواقع ما افسرده و ناراحت مي شويم چون احساس مي كنيم به مهرمان ناسپاسي مي شود وقتي كاري كرديم و مطمئن بوديم اين كار را ائمه و خدا و فرشتگانش مي بينند سبب شادماني ما مي شود
    بنابراين بايد تلاش كنيم خودمان را محضر حضرت باري تعالي و ائمه و به خصوص امام زمان(عج) ببينند.
    شهيد چمران مي گفتند: وقتي تير خوردم و زخمي شدم در خون خودم غلت مي خوردم و تلاش مي كردم دردم را ابراز نكنم احساس مي كردم امام حسين شاهد است نمي خواستم شكوه اي كرده باشم.

    فایل های پیوست شده فایل های پیوست شده
    • نوع فایل: mp3 009.MP3 (19.3 کیلو بایت, 44 مشاهدات)


    • نوع فایل: mp3 009.MP3 (23.0 کیلو بایت, 37 مشاهدات)


    • نوع فایل: mp3 021.MP3 (55.5 کیلو بایت, 42 مشاهدات)


    • نوع فایل: mp3 021.MP3 (38.4 کیلو بایت, 39 مشاهدات)


    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۳/۰۶/۲۵ در ساعت ۱۷:۰۹
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  19. صلوات ها 8


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 1 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    از سايت هاي مخصوص نوزاد و مادران ديدن كنيد
    براي فرزندتان متن بنويسيد مانند
    من اين روزها
    حسابي تو را كم دارم
    درون ِ لحظه های منتظرم
    و اين روزها انگار اصلن نميشود به اين فكر نكنم
    كه چقدر برايم عزيزي
    هر چند ميدانم ..
    پر از يک عالمه شيطنت ِ كودكانه ای
    و من پر از يک عالمه سخت گيری مادرانه
    حواست را جمع كن .. كودكم
    بيرون از آن دنيا
    در اين دنيا
    بايد براي زندگي، لبريز از انگيزه باشي.
    دنياي اينجا با دنياي اكنون ِ تو فرق دارد .. مادر
    من تازگی ها كشف كردم
    تو آنجا كه هستی .. ميخندی .. اشك ميريزی ..
    و پلک هاي كوچكت را باز و بسته ميكنی ..
    احساس ميكنم داری خودت را پيدا ميكنی.
    كاش زودتر صورتت را ميديدم
    صورت قشنگ كودكانه ات
    حتما شبيه اركيده ها زيباست...
    http://fenchemari.niniweblog.com/

    اولین حس خوشایند مادرانه
    کوچه بازاری‌ها با این ادبیات آشناترند.
    مشت اول! هزاار لگد اول دو هزار
    البته این پست ما اصلا به کوچه بازار ارتباط ندارد، و درباره دردانه است.
    امروز(البته امشب) رفتیم حرم حضرت عبدالعظیم، این هفته بعد از یک هفته وقفه باز هم شب جمعه روزی مان شد زیارت،‌ پنج تایی رفتیم و البته هفت تایی اش درست تر است. غیر از مامان ما یکی دیگر از همراهانمان هم تو راهی داشت.
    الحمدلله زیارت خوشایند و دل پذیری بود. در راه برگشت به خانه، حوالی نیمه شب بود در اتوبان امام علی(ع) به سمت شمال، بانو یک هو گفت: اِ.... و آن را کشید برگشتم با اضطراب گفتم چی شد؟
    لبخندی زد و گفت لگد زد. بعد دست کشید روی شکم‌اش و حس گردم چقدر آرام شده و حس شیرینی دارد.
    این بود ماجرای اولین لگد سید یا سیده ما....


    http://sadatema.blogfa.com/post/1
    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۳/۰۶/۲۵ در ساعت ۱۶:۵۸
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  21. صلوات ها 8


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود