صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خودت باش!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    198
    حضور
    6 روز 9 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    19
    صلوات
    801

    اشاره خودت باش!




    میخوام خودمو بشناسم.نمیگم بیشتر بشناسم!!!!!!!!یعنی اول راهم.خودمو بشناسم....
    آدمی که خودشو میشناسه خوب تصمیم میگیره با دیگران خوب ارتباط می گیره....
    خود، خود ،خود!!!!!!!!!!!!!!
    گم شده ی این روزهای من...لطفا راهنمایی کنید...
    ویرایش توسط شروین : ۱۳۹۴/۰۶/۲۱ در ساعت ۱۲:۲۷

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,525
    حضور
    175 روز 3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58319



    با نام و یاد دوست





    خودت باش!








    کارشناس بحث: جناب استاد

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۳/۰۶/۲۹ در ساعت ۰۰:۰۶ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    2,976
    حضور
    94 روز 6 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25282



    نقل قول نوشته اصلی توسط mah.17 نمایش پست ها
    میخوام خودمو بشناسم.نمیگم بیشتر بشناسم!!!!!!!!یعنی اول راهم.خودمو بشناسم....
    آدمی که خودشو میشناسه خوب تصمیم میگیره با دیگران خوب ارتباط می گیره....
    خود، خود ،خود!!!!!!!!!!!!!!
    گم شده ی این روزهای من...لطفا راهنمایی کنید...
    بسمه تعالی
    سوال شما کمی ابهام دارد،لذا دو جواب می توان به سوال شما داد،یکی را می توانید در این تاپیک جستجو کنید:
    http://www.askdin.com/thread21314.html

    اما پاسخ دیگر:
    غالبا در موقع بررسی خود یابی روان شناسی کلاسیک و فلاسفه «خود آگاهی» را با یک مفهوم بسیط و منفرد رسیدگی می کنند. سه قسم اساسی در «خود آگاهی» ها وجود دارد که با همدیگر بسیار متفاوت می باشند.
    خود آگاهی کامل
    قسم اول -خود آگاهی کامل- البته این گونه «خود آگاهی» برای افراد انسانی بسیار نادر اتفاق می افتد، زیرا در این قسم انسان بایستی تمام «خود» را در گذرگاه زمان با صدها عواملی که در تغییر و تحول بوده ولی سایه یا سایه روشن هایی از خود باقی گذاشته اند، در نظر گرفته و برای آگاهی، آنها را در برای خود بر نهد. در این آگاهی عناصر اساسی در متن و عناصر غیر اساسی در حاشیه نمودار می گردند.
    آرزوها و امیدها و تفکرات و نتایج تفکرات و فعالیت های وجدانی و موقعیت اجتماعی که تاکنون برای خود احراز نموده، و شناسایی های گوناگون که در روان او بایگانی شده اند، و آرمان های گذشته و فعلی او همه و همه پدیده هایی که در «خود» ذخیره شده اند مورد آگاهی قرار می دهد. این قسم چنان که اشاره نمودیم فوق العاده نادر الوجود است، زیرا فرد در حال آگاهی از یک جویبار بسیار باریک روح استفاده می کند، در صورتی که می خواهد اقیانوس متلاطم بی نهایت عمیق را برای خود بر نهد. ولی باید در نظر گرفت که در این قسم خود آگاهی از نظر دقیق مفاهیم خشکیده را که از حقایق گذشته «من» و عوارض آن مجسم نموده ایم مورد توجه قرار می دهیم. مثلا فرض می کنیم مرد کهن سالی می خواهد در «خود آگاهی کامل» لذایذ و دردهای دوران جوانی مخصوصا لذایذ و آلام مشخص را مورد آگاهی قرار دهد. او در این موقع فقط مفاهیم خشکیده انتزاعی را درک می کند و نمی تواند همان لذایذ و آلام را به طور واقعی برای خود بر نهد.
    ممکن است از یک نقطه نظر دیگر چنین بتوان گفت که «خود آگاهی» به این معنی هرگز برای انسان ها امکان پذیر نیست، زیرا این «خود آگاهی» فعلی یک موقعیت جدیدی است که بازیگری ذهنی فعلی خود را هم به آنها اضافع می کند. ولی به هر حال تماشای اجمالی به واقعیات موجود روان که از دیرباز برای او ذخیره شده اند امکان پذیر است.ویکتور هوگو این مطلب را به خوبی درک کرده به طوری که در کتاب مردی که می خندد چنین می گوید: «لحظاتی از زندگانی سراسر وجود انسان در دیدگانش متمرکز می شود.»
    خودآگاهی های فعلی
    قسم دوم- «خود آگاهی های فعلی» در این قسم حوادث گذشته و پدیده های ذخیره شده برای انسان مطرح نمی باشد بلکه فقط «خود» فعلی را که به طور فهرست دارای گذشته پیچیده هم می باشد. برای آگاهی بر می نهد. این قسم از خود آگاهی در اغلب اوقات برای افراد معمولی نمایانگر می شود باز باید در نظر گرفت که این قسم «خود آگاهی» هر مقدار هم دقیق انجام بگیرد، باز از حدود تخمین و تقریب تجاوز نخواهد نمود، زیرا به دست آوردن کوچک ترین ذره (اتم) خود آگاهی برای ما امکان ناپذیر است، پس این آگاهی در موضوع «خود فعلی» بطور تقریبی و نسبی دوباره انجام خواهد گرفت. شاید هم اگر ما بخواهیم حقیقتا ذره «خود» بر نهیم، به جهت ضرورت ساکن شدن آن واحدها رشته حرکات روان ما که وجود ما را تشکیل می دهد روی هم خزیده و وضع روانی ما را دچار اختلال بسازد.
    آندره ژید می گوید: «خود را بشناس: ضرب المثلی که به همان اندازه که زشت است زیان آور نیز هست. هرکس که به بررسی احوال خویش می پردازد، وجودش از توسعه باز می ماند. کرم ابریشم که در پی «خوب شناختن خویش» است هرگز پروانه پرنیان نخواهد شد. در پیرامون دگرگون وجود خود، ثباتی را احساس می کنیم و آنچه که در این دگرگونی می بینیم همواره «من» است. البته دقیقا چنین است؛ پس چرا در پی به دست آوردنش باشم؟ من در سراسر زندگی خویش از خودشناسی خودداری ورزیده ام. یعنی از کاوش در خویش پرهیز کرده ام. به نظرم می رسد که این کاوش یا صحیح تر کامیابی در آن به محدودیت و تهیدستی موجود به پایان می یابد یا تنها چند شخصیت بسیار ناچیز و محدود به شناخت و درک خویشتن پی می برند، یا به عبارت دیگر چون این شناسایی که آدمی از خودش به دست می آورد وجود و توسعه او را محدود می سازد زیرا آدمی خود را آنچنان که یافت در آن حال می ماند و در قید آن است که همانند خویش بماند.»
    این جملات با نظر به مضامین آن بسیار سطحی به نظر می رسد زیرا:
    1- تشبیه انسانی به کرم ابریشم اگر چه از تشبیهات ادبی خوبی است ولی در کاوش های علمی، این گونه تشبیهات بسیار گمراه کننده می باشند، زیرا اگر هم کرم ابرایشم قدرت خود یابی و خود آگاهی داشته باشد و بتواند خود را ارزیابی نماید؛ باز بی نتیجه خواهد بود زیرا برای کرم ابریشم شخصیت همان پدیده «خود طبیعی» است، در صورتی که برای انسان «شخصیت ایده ال» و «من اعلی» وجود دارد او می تواند با ارزیابی صحیح درباره خود، رو به تکامل برود و اگر نقصی در خود احساس کند آن را جبران نماید. پس اگر کرم ابریشم با توجه به خود و شناخت خویشتن، از توسعه باز می ماند انسان ممکن است با توجه به خود راه تعالی را پیش بگیرد.
    2- می گوید: در پیرامون دگوگون وجود خود، ثباتی را احساس می کنم، این مطلب بسیار صحیح است آنچنان که آن را به عنوان یک اصل مسلم پذیرفته ایم ولی این ثبات چه دلیلی می تواند باشد بر اینکه من از شناخت خویشتن اجتناب کنم؟ زیرا در مقابل این اثبات و استقرار چه تحولات و حرکات عظیمی که در «من» خود یا به اصطلاح روشن تر درون سطح ظاهری «من» احساس نمی کنیم؟ آندره ژید در دوران کودکی غیر از آندره ژید در دوران بزرگی و نویسندگی است. آندره ژید در مقابل عوامل اساسی که شخصیت انسان را متغیر می سازد توانایی مقاومت ندارد، پس تعلیم و تربیت ها و تأثیرات محیطی و اجتماعی در کجا ایجاد می گردد؟ آیا نه اینست هر یک از این عوامل در شخصیت ما به اندازه قدرت خود تأثیراتی ایجاد می کنند؟

    خودت باش!
    تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

    شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

    عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

    مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

    آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

    سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    2,976
    حضور
    94 روز 6 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25282



    ما بایستی اقسام کاوش در خویش را دقیقا بررسی نماییم تا آنچه که با نتیجه است و آنچه که نتیجه ندارد از همدیگر تفکیک نماییم:
    قسم اول- از کاوش در خود، اینست که انسان می خواهد ماهیت خود را کاملا بشناسد یعنی چنان که نمودهای فیزیکی خارجی را می شناسیم، می خواهیم «حقیقت من» را هم بشناسیم البته در این صورت
    آندره ژید صحیح می گوید، زیرا ما هرگز حقیقت و ماهیت خود را نخواهیم شناخت و این یک مسئله ای است که روان شناسان و فلاسفه از دیر باز تصدیق نموده و خود را راحت کرده اند.
    قسم دوم- آگاهی به مجموعه شخصیت است که از یک عده عناصر اساسی تشکیل یافته است. چرا این قسم قابل کاوش نبوده باشد؟ این مسئله خلاف مشهود ما است، زیرا که ما می توانیم شخصیت خود را کاملا برای شخصیت آن بر نهیم.
    اولا مگر روان پزشکی عمده کاری برای بهبود روانی انجام می دهد این نیست که می خواهد او را به حالت اعتدال باز گردانیده و بتواند شخصیت او را برای او به طور صحیح قابل درک و آگاهی بسازد؟ اصلا مگر می توان بدون آگاهی به «شخصیت» در جنگل سحر آمیز قلمرو طبیعت و انسان ها به وجود ادامه داد؟
    ثانیا اگر این مسئله طبیعی است که کاوش در «خود» مانند کرم ابریشم انسان را از موجودیت دور می سازد، این چه استثنایی است که حتی خود آندره ژید قبول می کند که عده ای می توانند به خویشتن شناسی و کاوش در خویشتن بپردازند؟
    پس اکنون که این امکان دارد، باید پرسد که آیا کاوش در خود برای افکار ضعیف بی نتیجه است یا اینکه هیچ کس نباید این کار را انجام بدهد؟ اگر بنا بود خویشتن شناسی یک مسئله غیر طبیعی باشد، آیا می توانستیم امروزه علمی به نام روان شناسی داشته باشیم؟ البته نه، زیرا روان شناسی بدون مطالعه در «خود» امکان پذیر نیست، برای اینکه هیچ فردی از افراد انسانی، لذت یا الم یا تداعی معانی یا تفکر و تجسیم و اراده دیگران را نخواهد دید، اگر چه آثار طبیعی آن را در اعضای جسمانی مشاهده می نماییم پس روان شناس مسائل عمده روانی را با نظر در خود مطرح می سازد.
    قسم دوم- از «خود آگاهی» عبارتست از خود آگاهی فعلی. این قسم بسیار متنوع و رنگارنگ است، هر حالت فعلی انسانی که در «سطح ظاهری من» نمودار می گردد تمام من را با خود مشغول می دارد. مثلا اگر من نمود نشاط آور در من نمودار گشته است، تمام من در آن موقع با نشاط خواهد بود و اگر اندوهبار یا حیرت آور بوده باشد تمام من در حال اندوه و حیرت خواهد بود. اگر در حال تفکریم «من» فکر می کند و اگر در حال تجسیم یک نمود بسر می بریم تمام «من» مشغول تجسیم است.
    «خصوصیت خود آگاهی های وجدانی اینست که هیچ گونه بازیگری در آن تصور نمی شود» هنگامی که وجدان مشغول قضاوت است، فقط نمود قضاوت در درون ما نمودار می گردد و هنگامی که مشغول سرزنش می باشد یا با خود راز و نیاز می کند یا راهنمایی یا شکنجه می بیند، روان ما به طور مشخص همین پدیده را دارا می باشد.
    عبور از این آگاهی به آگاهی قسم اول که بر نهادن تمام «خود» می باشد، مانند عبور از یک کانال باریک به یک اقیانوس پهناور می باشد، یا مشاهده آن «خود کامل»در این خود باریک مانند سرازیر کردن اقیانوس بزرگی در یک کانال کوچک و باریک است و به همین جهت است که بهره برداری از واحدهای موجود در ناخود آگاه یا «سطح عمیق من» در موقعی که سطح ظاهری «من» یا شعور آگاه اشغال شده است. فوق العاده دشوار به نظر می رسد.
    مسئله دیگری که در اینجا وجود دارد و آن اینست که همیشه واحدهایی که در خود آگاهی های فعلی نمودار می گردند از آن جهت که تمام «من» را اشغال می کنند، در آن حال مقایسه با وجود سابق همان نمود ها که فعلا در ناخود آگاه است یا در سطح عمیق «من» قرار گرفته اند غالبا اشتباه در می آیند، زیرا مثلا لذتی که فعلا در روان انسانی موجود است آنچنان روان انسانی را به خود مشغول می سازد که انسان گمان می کند که چنین لذتی برای او پیشامد ننموده است، در صورتی که ممکن است که در گذشته لذت های خیلی عالی تر از لذت فعلی را دریافت نموده باشد و همچنین است الام و حیرت و وحشت و خجلت و ندامت و غیر ذلک. آنچه که مهم است اینست که انسان بایستی آن اندازه دارای مقاومت روحی یا به اصطلاح دیگر دارای شخصیت بوده باشد که تمام نمودهایی را که برای روان او نمودار می گردند ارزیابی صحیح بنماید و این حقیقت در افراد عادی فوق العاده کمیاب است.
    خودآگاهی مبهم
    قسم سوم- آگاهی مبهم، این نوع «خود آگاهی» که به طور فراوان برای افراد دست می دهد موقعی است که وضع روانی انسان در یک حالت نا معلوم قرار گرفته است. وجدان مشوش، تفکرات راکد، سلسله تداعی معانی های غیر مرتب، احساس لذت و الم در هم و بر هم می باشد. ادامه این نوع آگاهی به «خود» نه تنها نتیجه ای ندارد بلکه کاملا از نظر روانی دارای آسیب می باشد زیرا برای روان انسانی در این موقع یک نقطه اتکا و مقصدی وجود ندارد که اگر بخواهد در نقطه ای ساکن باشد در آن نقطه سکونت نماید و اگر بخواهد حرکت نماید به مقصد خود رهسپار شود.
    هر چه نظام (سیستم) ماشینی اجتماعات بشری پیشتر می رود، ابهام در خود آگاهی (خود یابی) افزایش می یابد، این یک واقعیتی است که ظواهر دل فریب ماشین نمی تواد روی آن را بپوشاند. کثرت و شدت بیماری های روانی، سبک مغزهای فراوان را که مشاهده می کنیم با هیچ گونه فرمول های تسلیت بخش فلسفی یا با زیبایی هایی که قرن عروسک بازی ما نمایش می دهد نمی توان نادیده گرفت. این وضع روانی که تقریبا می خواهد جنبه عمومی به خود بگیرد اگر به عنوان مقدمه ای برای یک پیشرفت عالی انسانی احراز و تلقی شده بود باز قابل تحمل بود. ولی متاسفانه به قول هشیاران دلسوز جوامع انسانی، هیچ کس نمی تواند یک حدس منطقی عاقلانه بزند که بشر با تحمل این بدبختی هاو ناگواری ها به کجا می رود.
    آلفرد نورث وایتهد
    با صراحت تمام می گوید: «ما نمی دانیم سال آینده ما چگونه خواهد بود» بالاتر از این، متفکر مزبور ناتوانی خود را حتی از شناخت موقعیت فعلی انسان ها اظهار می کند. این مطلب با در نظر گرفتن اخلال در خود آگاهی (خود یابی) که افراد و جوامع را مبتلا ساخته است، فوق العاده محسوس و منطقی به ذکر می رسد. ممکن است به نظر بعضی ها چنین برسد که وضع فعلی بشر بسیار روشن است و در این که بشر با تمام آزادی در حدود امکان به خواسته های خود می رسد ابهامی وجود ندارد.
    می گوییم: اولا اینکه می گویید «بشر با تمام آزادی در حدود امکان به خواسته های خود می رسد» مطلبی است که شما می گویید، اما من نمی دانم این آزادی که از طبیعت او برخاسته است آیا موضوعات آن آزادی را هم شما در پیش پایش گذاشته اید و یا اینکه موضوعات واقعی را پیدا کرده و با آزادی تمام از آن بهره برداری می کند؟ زیرا من می بینم، همین بشر اعتیاد به هروئین را هم با آزادی انتخاب نموده است و فدا کردن هر گونه اصل انسانی را در راه رسیدن به شهوت از آزادی بهره برداری می نماید!! اگر مسئله خونریزی ها و زورگویی ها در موقع تحلیل واقعی به پدیده آزادی به اصطلاح! منجر نگردد، به کدامین واحد خواهد رسید؟ خلاصه بشر امروزی اکر هم در ظاهر گمان نموده آنچه را که عمل می کند از روی آگاهی و محاسبه انجام می دهد، این یک خوش بینی ساده لوحانه است که یک تحلیل اجتماعی واقعی و یک روانگاری دقیق، بطلان آن را ثابت خواهد کرد. به هر حال، ابهام روز افزون در خود آگاهی ها خطر توجهی است. اگر بنا است بشر آینده ای داشته باشد، باید مورد بررسی و معالجه قرار بگیرد.


    علامه محمد تقی جعفری/وجدان/ص 130 تا 136


    خودت باش!
    تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

    شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

    عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

    مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

    آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

    سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2,563
    حضور
    38 روز 6 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4372



    نقل قول نوشته اصلی توسط mah.17 نمایش پست ها
    میخوام خودمو بشناسم.نمیگم بیشتر بشناسم!!!!!!!!یعنی اول راهم.خودمو بشناسم....
    آدمی که خودشو میشناسه خوب تصمیم میگیره با دیگران خوب ارتباط می گیره....
    خود، خود ،خود!!!!!!!!!!!!!!
    گم شده ی این روزهای من...لطفا راهنمایی کنید...
    سلام
    میتونید به گروه معرفت نفس بپیوندید
    یا علیم

    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای



  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۳
    نوشته
    1,162
    حضور
    10 روز 9 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1801



    سلام یادتون هست متن فیلم قشنگ ستایش رو احساس کردم یه جور خودشناسی هست بخونید!



    خودت باش!

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۳
    نوشته
    1,162
    حضور
    10 روز 9 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1801



    امام صادق علیه السلام در گفتاری نیکو به سه ویژگی ادمی اشاره می کند که اگر در کسی پدیدار شد روز جشن و اسودگی خاطر شیطان است.
    ایشان می فرمایند :شیطان که لعنت خدا بر او باد به لشکریانش گفت اگر بر آدمی زاده در سه جا ملسط شوید دیگر باکی ندارم که هر عملی که می خواهد انجام دهد زیرا آن عمل مقبول (درگاه خداوند)نیست:

    1- هنگامی که کار خیرش را بزرگ شمارد
    2- گناهش را فراموش کند

    3- عجب و خود پسندی در او راه یابد
    (روضة الواعظین ج2 ص 381)




  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۳
    نوشته
    1,162
    حضور
    10 روز 9 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1801



    هزار دينار طلا
    رقمي بود كه يزيد به هر نفر اهل خواص كوفه داد
    و دينشان را خريد!

    هر دينار چهارو نيم گرم، هر گرم طلا 96 هزار تومان

    به پول امروز و نزديك به 432000000 تومان!


    اگر ما با چنين پيشنهادي روبرو مي شديم
    چه مي كرديم؟!

    حالا هم مي تونيم بگوييم كاش ما با تو كربلا بوديم؟


    آيا مانند حربن يزيد رياحي عمل مي كرديم؟؟؟


    با حسين (علیه السلام) ماندن، آسان نبوده است

    و همچنين با مهدى (عجل الله فرجه) بودن به اين مفتى ها نيست...


  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۳
    نوشته
    1,162
    حضور
    10 روز 9 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1801



    امام علي علیه السلام :
    مَنْ أَصْلَحَ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ أَصْلَحَ اللَّهُ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّاسِ وَ مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ وَ مَنْ كَانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ وَاعِظٌ كَانَ عَلَيْهِ مِنَ اللَّهِ حَافِظٌ
    كسى كه ميان خود و خدا را اصلاح كند ، خداوند ميان او و مردم را اصلاح خواهد كرد؛ و كسى كه امور آخرت خويش را اصلاح كند ، خدا امور دنياى او را اصلاح خواهد كرد ؛ و كسى كه از درون جان واعظى دارد ، خدا را بر او حافظى است
    (نهج البلاغه،حكمت89)


  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۳
    نوشته
    1,162
    حضور
    10 روز 9 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1801



    وقتی بدون هیچ حریمی میتوان چت کرد وقتی بدون هیچ محدودیتی میتوان کامنت خصوصی گذاشت چه کسی میتواند ما را حفظ کند به جز تقوا* ... خانم و آقایی که در فضای در بسته تنها باشند نفر سوم شیطان است. حقیقی و مجازی هم ندارد! *شما معناي تقوا را بدانيد: كه تقوا يعني: پرهيز در حال حركت و مراقبت در حال حركت، در ميدانها حركت بكنيد، اما مواظب باشيد! از اصطكاكها، از غلط رفتن راهها، از واردكردن ضايعه‌ها بخود يا ديگران و از تخطّي كردن از حدودي كه براي انسان معين كرده كه انسان را به گمراهي مي‌برد، چون جاده بسيار خطرناك و طولاني و ظلماني است. امام خامنه ای

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود