صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ردیه: تحریف در سخنان علمای شیعه

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    دفاع از حضرت زهرا (س)-سید عباس-اکبر بیرامی
    نوشته
    1,424
    حضور
    33 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    2
    گالری
    2
    صلوات
    2980

    ردیه: تحریف در سخنان علمای شیعه




    سلام علیکم و عرض ادب
    در تاپیک تحریف قرآن :
    http://www.askdin.com/thread31912-34.html
    ص 34 یک شخصی 10 سخن از علمای شیعه زد در مورد تحریف قرآن که یعنی علمای شیعه قائل به تحریف قرآن بوده اند در این تاپیک مفصل به بررسی این 10 سخن می پردازیم!

    ان شاء الله



    قابل توجه تهمت زنندگان ::
    ان شاء الله در آن دنیا با هم صحبت می کنیم و فقط یک سوال دارم چرا واقعا تهمت زدند ؟؟؟
    نکند ظاهر و باطن و عالم الغیب بودند نعوذ بالله ؟؟؟
    امام سجاد ع می فرمایند:
    لاستحل رجال مسلمون دمی * یرون أقبح ما یأتونه حسنا
    ای بسا اگر برخی لباب علمم ظاهر کنم مردم می گند امام سجاد بت پرسته یک مشت مسلمان خونم را می ریزن





  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    دفاع از حضرت زهرا (س)-سید عباس-اکبر بیرامی
    نوشته
    1,424
    حضور
    33 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    2
    گالری
    2
    صلوات
    2980



    سلام علیکم در این تاپیک مشاهده خواهید کرد که 10 سخنی که از علمای شیعه نقل می شود در مورد اینکه این علما قائل به تحریف بوده است اکثرشان تدلیس است !!!!
    ما از اول به نقد سخنان علما می پردازیم :

    اول: سخن اون دوستمون رو نقل می کنیم :
    این قسمت به عنوان شاهدی بر تمامی آنچه نقل کرده ایم و بحث نمودیم قلمداد می شود که به تحکیم گفته های مطرح شده می انجامد ،

    1 ) علی بن ابراهیم القمی : وی مفسری بزرگ و نامدار شیعه است که در مقدمه تفسیر خود به صراحت از تحریف برخی از آیات موجود در مصحف سخن می گوید :

    واما ما هو حرف مكان حرف فقوله

    و بعد از این جمله نمونه هایی از وقوع تحریف در آیات را بیان می کند و برای هر یک نیز حدیثی ذکر می کند . نظیر عمده این احادیث در کتاب الکافی وارد شده است .

    بنابراین مقدمه تفسیر وی با اقرار به تحریف برخی آیات قرآن شروع می شود و این کاملا واضح و آشکار است .

    البته عده ای همچون علامه آقابزرگ تهرانی در انتساب این کتاب به علی بن ابراهیم قمی تشکیک نموده اند ، ولی به هر حال رجالیون بزرگی همچون نجاشی ، شیخ الطائفه شیخ طوسی ، سید خوئی و بسیاری دیگر این کتاب را از آن او دانسته و حتی از برخی نقل شده که نور ولایت در این کتاب دیده می شود .

    به هر حال آنچه معلوم و واضح است اینست که این کتاب هنوز چاپ می شود و به اسم ابن ابراهیم القمی چاپ می گردد و هنوز عبارت فوق در کتاب تفسیری موجود است .

    شخصیت علی بن ابراهیم القمی :

    نجاشی در مورد او می نویسد :

    علي بن إبراهيم بن هاشم أبو الحسن القمي ثقة في الحديث ثبت معتمد صحيح المذهب سمع فأكثر و صنف كتبا ... و له كتاب التفسير ... (رجال‏النجاشي/باب‏العين/باب‏علي/260 )

    یعنی : علی بن ابراهیم قمی موثق در حدیث ، ثابت و استوار در آن ، کاملا قابل اعتماد و دارای عقیده صحیح و درست بوده است . روایات بسیاری شنیده و از او برجامانده و کتاب هایی نیز نگارش کرده است که از آنها کتاب تفسیر وی است .

    شخصیت وی به اندازه ای در نزد شیعه والاست که در نزد عده ای از فقها وی خودش اسناد است ، یعنی آنچه که وی روایت کند قطعا از دریچه ثقات بوده و خدشه ای بر آن وارد نیست .

    چنین شخصی با چنین مرتبه ای صراحتا اعلام می کند در کلمات و آیات قرآت تحریف واقع شده است . به علاوه وی راوی روایات فراوانی دال بر تحریف قرآن است که عمده آنها در کتاب الکافی جمع آوری شده است .

    در آخر به عنوان شهادت علما مبنی بر اینکه علی بن ابراهیم معتقد به تحریف قرآن بوده است به کتاب تفسیر صافی رجوع می کنیم :

    وكذلك استاذه علي بن إبراهيم القمي (ره) فان تفسيره مملو منه (تفسیر الصافی ج 1 ص 57 )

    یعنی : همچون کلینی ، استادش علی بن ابراهیم القمی نیز به تحریف قرآن معتقد بود و تفسیرش مملو از این عقیده می باشد .

    اما جواب ::
    مشکل در خود تفسیر است ::
    اولين مطلب اينکه يک اختلاف اساسي در بين علماء شيعه مطرح است که سبب عدم اعتبار اين تفسير و عدم حجيت اين تفسير شده است اين است که آيا مطالب اين تفسير براي خود جناب علي أبن ابراهيم است يا توسط شاگرد او عباس إبن محمد إبن قاسم که از رجالي مجهول است نوشته شده است و اين را بايد مدنظر قرار داد
    آقاي عبد الرحيم رباني شيرازي محقق بحارالأنوار در ذيل اين روايت در کتاب بحارالأنوار ميفرمايند : « فِيهِ شِنَاءَۀٌ شَدِيدَۀ وَ غِرَابَۀٌ عَجِيبَۀ نَستَبعِدُ صُدُورَ مِثلِهِ عَن شِيخَنَا عَلي إبن ابراهيم بَل نَظُنُّ قَرِيباً إنَّهُ مِن زِيَادَاتِ غَيرِهِ لِأَنَّ التَفسِيرِ المَوجُود لَيسَ بِتَمَامِهِم مِن قُدَّسَ سِرُّهُ فَعَلَي أيِّ هَذِهِ مَقَارَۀٌ يُخَالِفَ المُسلِمُونَ بِأَجمَعِهِم وَ کُلُّهُم يُقِرُّونَبِقِدَاسَۀِ الأَزوَاجِ النَّبِي مِمَّا ذُکِرت نَعَم بعضُهُم يَعتَقِدُونَ عِصيَانِ بَعضِهِم لِمُخَالِفَۀ أميرالمؤمنين علي عليه السلام : بعيد ميدانيم که از جناب علي إبن ابراهيم صادر شده باشد بلکه احتمال بسيار قوي ميدهيم که اين تفسير از خود او نباشد چون تمام تفسير را خود او نياورده و بسياري از اين تفسير زيادات غير اوست هرجور هم که بگيريم حتي اگر خود ايشان هم فرموده باشد اين مطلبي است که تمامي مسلمانها با آن مخالفت دارند و تمام مسلمانها اقرار دارند که تمام همسران پيامبران از گناه زنا و فحشاء به اين معنا مصون هستند بله بعضي از ايشان دچار اشتباه شدند و بر حضرت علي خروج کردند » اما اصل اين روايت براي ما شيعيان قابل قبول نيست چون ما اجماع بر اين مطلب داريم . بحارالأنوار ـ جلد 22 ـ صفحه 241 ـ پاورقي شماره 3

    این هم استنباط عالم بزرگوار اسلام و تشیع ایت الله قزوینی است
    :
    در تفسير قمي آن روايتي كه آمده صحيح است يا صحيح نيست بحث ديگري است ،که خودمان هم بارها رسماً گفتيم ما تمام روايات اين تفسير را قبول نداريم؛ حتي بنده الان ۲۰ سال در حوزه رجال تفسير داشتم هميشه رسيدم حتي بر خلاف نظر بعضي از مراجع گفتم: اصلا ثابت نيست که تمام اين تفسير از علي بن قمي است؛ بلکه اين تفسير به نقل يکي از شاگردان علي بن قمي به نام أبوالفضل العباس و اين فرد هم مجهول است و تفسير علي بن ابراهيم رواياتش مورد تاييد ما نيست.
    که ما هم همین را می گوییم و تا وقتی که حکم اجتهاد نگرفتیم نمی توانیم سخن بگوییم سخن ایشون رو می پذیریم
    http://www.velayattv.com/fa/page.php...archive&id=737
    منابع سایت ولایت
    بهره گیری از سخنان آیت الله دکتر حسینی قزوینی رضوان الله علیه


    اما برسیم به خود متن که دارای چه اشکالاتی هست ::

    وقتی می گوید تحریف تحریف انواع دارد تحریف تاویل دارم تحریف معنوی داریم تحریف لفظی داریم
    مرحوم علی بن ابراهیم القمی می گوید :
    واما ما هو حرف مكان حرف فقوله " لئلا يكون للناس على الله حجة الا الذين ظلموا منهم ( 3 ) " يعني ولا للذين ظلموا منهم وقوله " يا موسى لا تخف انى لا يخاف لدي المرسلون الا من ظلم ( 4 ) " يعني ولا من ظلم وقوله " ما كان لمؤمن ان يقتل مؤمنا الا خطأ ( 5 ) " يعني ولا خطأ وقوله " ولا يزال بنيانهم الذي بنوا ريبة في قلوبهم الا ان تقطع قلوبهم ( 1 ) " يعني حتى تنقطع قلوبهم ومثله كثير . واما ما هو كان على خلاف ما انزل الله فهو قوله " كنتم خير أمة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف وتنهون عن المنكر وتؤمنون بالله ( 2 ) " فقال أبو عبد الله عليه السلام لقاري هذه الآية " خير أمة " يقتلون أمير المؤمنين والحسن والحسين بن علي عليه السلام ؟ فقيل له وكيف نزلت يا بن رسول الله ؟ فقال إنما نزلت " كنتم خير أئمة أخرجت للناس " الا ترى مدح الله لهم في آخر الآية " تأمرون بالمعروف وتنهون عن المنكر وتؤمنون بالله " ومثله آية قرئت على أبى عبد الله عليه السلام " الذين يقولون ربنا هب لنا من أزواجنا وذرياتنا قرة أعين واجعلنا للمتقين اماما ( 3 ) " فقال أبو عبد الله عليه السلام لقد سألوا الله عظيما ان يجعلهم للمتقين اماما فقيل له يا بن رسول الله كيف نزلت ؟
    مثال هایی که ایشون زدند معلوم می شود نظر ایشون چه بوده است نگاه کنید من آیات رو می آرم
    " لئلا يكون للناس على الله حجة الا الذين ظلموا منهم ( 3 ) " يعني ولا للذين ظلموا
    این آیه یعنی نه برای کسانی که ظلم کردند
    يا موسى لا تخف انى لا يخاف لدي المرسلون الا من ظلم ( 4 ) " يعني ولا من ظلم
    این آیه معنیش این می شه :
    وَأَلْقِ عَصَاكَ ۚ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّىٰ مُدْبِرًا وَلَمْ يُعَقِّبْ ۚ يَا مُوسَىٰ لَا تَخَفْ إِنِّي لَا يَخَافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ [٢٧:١٠]
    و عصایت را بیفکن! -هنگامی که (موسی) به آن نگاه کرد، دید (با سرعت) همچون ماری به هر سو می‌دود (ترسید و) به عقب برگشت، و حتی پشت سر خود را نگاه نکرد- ای موسی! نترس، که رسولان در نزد من نمی‌ترسند!

    ﴿١٠﴾
    إِلَّا مَن ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْنًا بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ [٢٧:١١]
    مگر کسی که ستم کند؛
    این آیه منظورش این بوده است که نه کسی که ظلم کرده است
    " ما كان لمؤمن ان يقتل مؤمنا الا خطأ ( 5 ) " يعني ولا خطأ
    وقوله " ولا يزال بنيانهم الذي بنوا ريبة في قلوبهم الا ان تقطع قلوبهم ( 1 ) " يعني حتى تنقطع قلوبهم ومثله كثير

    نگاه کنید این دوستمان گفته است مثال هایی زده است ولکن اصل سخن مرحوم قمی در همین مثال هاست که دوستمان نیاورد
    پس از کلام شیخ فهمیده می شود که
    تحریف تاویل است نه لفظی

    این قول شیخ مفید ره را نگاه کنید :
    وقد قال جماعة من أهل الإمامة إنه لم ينقص من كلمة ولا من آية ولا من سورة ولكن حذف ما كان مثبتا في مصحف أمير المؤمنين ( ع ) من تأويله وتفسير معانيه على حقيقة تنزيله وذلك كان ثابتا منزلا وإن لم يكن من جملة كلام الله تعالى الذي هو القرآن المعجز ، وقد يسمى تأويل القرآن قرآنا قال الله تعالى : ( ولا تعجل بالقرآن من قبل أن يقضى إليك وحيه وقل رب زدني علما ) فسمى تأويل القرآن قرآنا ، وهذا ما ليس فيه بين أهل التفسير اختلاف

    گروهی از امامیه گفته‌اند: هیچ سوره، آیه و حتی کلمه‌ای از قرآن کریم کم نشده است، اما تمام آنچه که در مصحف امیر المؤمنین علیه السلام وجود داشته که شامل تأویل و تفسیر معانی قرآن کریم طبق حقایق شان نزول آیات بوده که حذف شده است، و این حقیقت در قرآن ثابت بوده است اگرچه جزء کلام الله نبوده، آن هم قرآنی که معجزه بوده است، و گاهی تأویل قرآن را قرآن نامیده‌اند چنان‌که خداوند می‌فرماید: «وَلا تَعْجَلْ بِالْقرآن مِن قَبْلِ أَن یُقْضَى إِلَیْکَ وَحْیُهُ وَقُل رَّبِّ زِدْنِی عِلْمًا» ؛ «نسبت به (تلاوت) قرآن عجله مکن، پیش از آن که وحى آن بر تو تمام شود و بگو: «پروردگارا! علم مرا افزون کن!»، که در این آیه شریفه تأویل قرآن، قرآن خوانده شده، واین چیزی است که مفسران در آن هیچ اختلافی ندارند.
    اوائل المقالات ص 81 ترجمه از سایت حضرت ولی عصر عج

    نتیجه :پس این چیز جدیدی نیست

    این نظر شیخ قمی هم همین است لکن عده ای ندانسته اند و این میان شیعه و سنی وجود دارد یک نمونه :
    وَأَخْرَجَ ابْنُ مَرْدَوَيْهِ عَنِ ابْنِ مَسْعُودٍ قَالَ: كُنَّا نَقْرَأُ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ- إِنَّ عَلِيًّا مَوْلَى الْمُؤْمِنِينَ- وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»
    فتح القدیر ج2ص69
    ابن مسعود می گه ما قرائت می کردیم در عهد رسول الله یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملاً (به مردم) برسان! که حضرت علی ع مولای مومنین است

    اصل آیه چنین بوده است :
    ۞ يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ ۖ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ۚ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ [٥:٦٧]
    می بینید اسم حضرت علی ع وجود ندارد

    پس معنی یعنی تاویل ولکن با یکی از تدلیس ها آشنا شدیم !!!


    قابل توجه تهمت زنندگان ::
    ان شاء الله در آن دنیا با هم صحبت می کنیم و فقط یک سوال دارم چرا واقعا تهمت زدند ؟؟؟
    نکند ظاهر و باطن و عالم الغیب بودند نعوذ بالله ؟؟؟
    امام سجاد ع می فرمایند:
    لاستحل رجال مسلمون دمی * یرون أقبح ما یأتونه حسنا
    ای بسا اگر برخی لباب علمم ظاهر کنم مردم می گند امام سجاد بت پرسته یک مشت مسلمان خونم را می ریزن





  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    دفاع از حضرت زهرا (س)-سید عباس-اکبر بیرامی
    نوشته
    1,424
    حضور
    33 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    2
    گالری
    2
    صلوات
    2980



    سخن دوم :

    ابتدا سخن دوستمان را نقل می کنیم:
    سید نعمت الله جزایری : وی از جمله دانشمندان و بزرگان معاصر شیعه است که کتاب های فراوانی تالیف نموده است . در کتاب انوارالنعمانیه ، وی چنین می نویسد :

    همانا تسليم نمودن اينکه قرائتهاي هفتگانه، متواتر و از وحي الهي و همه اينها را روح الامين (جبرئيل) فرود آورده است، منجر به کنار گذاشتن آن روايت مستفيض بلکه روايت متواتر، مي شود که همة آنها دلالت بر واقع شدن تحريف در کلمات و مواد و اعراب قرآن دارند، و همچنين اصحاب و ياران ما رضوان الله عليهم همگي بر درست بودن و تصديق نمودن آنها( يعني روايات تحريف قرأن ) اتفاق نظر دارند. بله، در اين مسئله مرتضي و صدوق و شيخ طبري مخالفت کرده اند و گفته اند که آنچه که بين دو جلد اين کتاب است همان قرآني است که نازل شده است، و در آن تحريف و تبديل واقع نگرديده است. ولي ظاهراً اين قول ( كه قرأن تحريف نشىه است ) بخاطر مصلحتهاي بسيار از آنان بروز کرده است، از جمله بستن درِ طعنه بر آن است (پس مصلحت باعث شده تا بزرگان شیعه از عدم وقوع تحریف در قرآن سخن بگویند ! و اعتقاد شخصی آنان نبوده است )

    می بینید که وی اولا روایات دال بر تحریف را متواتر می داند و ثانیا علت مخالفت بزرگان از قدما با تحریف قرآن را مصلحت و جلوگیری از ورود طعن بر مذهب می داند . این اعترافات از چنین عالم بزرگی می تواند بسیاری از حقایق را روشن سازد و شاهدی محکم برای سنان ما باشد !

    شخصیت سید نعمة الله :

    آیت الله خوئی در معجم رجال می نویسد :

    السيد نعمة الله بن عبد الله الحسيني الجزائري، فاضل، عالم، محقق، علامة، جليل القدر، مدرس‏ . ( معجم رجال رقم 13078 )

    یعنی سید نعمت الله جزایری فاضل ، دانشمند ، محقق ، علامه ، والامقام و صاحب درس و تدریس می باشد .
    متن عربی : قال الجزائري في كتابه الأنوار النعمانية 2 / 357 ، 358 : إن تسليم تواترها ( القراءات السبع ) عن الوحي الإلهي وكون الكل قد نزل به الروح الأمين يفضي إلى طرح الأخبار المستفيضة بل المتواترة الدالة بصريحها على وقوع التحريف في القرآن كلاما ومادة وإعرابا ، مع أن أصحابنا رضوان الله عليهم قد أطبقوا على صحتها والتصديق بها نعم قد خالف فيها المرتضى والصدوق والشيخ الطبرسي وحكموا بأن ما بين دفتي المصحف هو القرآن المنزل لا غير ولم يقع فيه تحريف ولا تبديل ) . وقال أيضا : ( والظاهر أن هذا القول إنما صدر منهم لأجل مصالح كثيرة منها سد باب الطعن عليها بأنه إذا جاز هذا في القرآن فكيف جاز العمل بقواعده وأحكامه مع جواز لحوق التحريف لها ) .
    ترجمه از دوستمان :
    همانا تسليم نمودن اينکه قرائتهاي هفتگانه، متواتر و از وحي الهي و همه اينها را روح الامين (جبرئيل) فرود آورده است، منجر به کنار گذاشتن آن روايت مستفيض بلکه روايت متواتر، مي شود که همة آنها دلالت بر واقع شدن تحريف در کلمات و مواد و اعراب قرآن دارند، و همچنين اصحاب و ياران ما رضوان الله عليهم همگي بر درست بودن و تصديق نمودن آنها( يعني روايات تحريف قرأن ) اتفاق نظر دارند. بله، در اين مسئله مرتضي و صدوق و شيخ طبري مخالفت کرده اند و گفته اند که آنچه که بين دو جلد اين کتاب است همان قرآني است که نازل شده است، و در آن تحريف و تبديل واقع نگرديده است. ولي ظاهراً اين قول ( كه قرأن تحريف نشىه است ) بخاطر مصلحتهاي بسيار از آنان بروز کرده است، از جمله بستن درِ طعنه بر آن است (پس مصلحت باعث شده تا بزرگان شیعه از عدم وقوع تحریف در قرآن سخن بگویند ! و اعتقاد شخصی آنان نبوده است )

    اما جواب ::
    بازم با یکی از تدلیسات وهابیت آشنا می شویم ::
    متن کامل کلام شیخ ::
    الأنوار النعمانية - ج 2 -فصل نور فيما يختص بالصلاة- ص 246
    وقد بقى من وظائف القرائة أمران
    الأول ما قاله فقهائنا رضوان الله عليهم من وجوب القراءة بواحدة من القراءات السبع المتواترة..

    آنچه که فقهای ما گفته اند از وجوب قرائت واحدی از قرائات سبع متواتر است !!
    این تدلیس اول

    .إلى أن قال ...قال الشهيد الثاني (ره ) في شرح الرسالة : و أما
    أتباع قرائة الواحد من العشرة في جميع السورة فغير واجب قطعاً بل ولا مستحب فإن الكل من عند الله نزل به الروح الأمين
    على قلب سيد المرسلين تخفيفاً على
    الأمة و تهويناً على أهل هذه الملة أنتهى, و هو مصرح بأن القراءات السبع بل العشر متواترة النقل من الوحي الإلهي و كذلك كلام أكثر الأصحاب و قد تكلمنا معهم

    في شرحنا على تهذيب الحدث و لنذكرها هنا نبذة منه فنقول إن في هذه الدعاوي السابقة نظراً من وجوه
    الأول القدح في تواترها عن القراء...
    إلى أن قال .. الثاني سلمنا تواترهاعن أربابها لكنه لا يجدي نفعاً و ذلك أنهم آحاد من مخالفينا قد استبدوا بهذه القراءة

    خود سید می گوید قطعا در این ادعای سابق نظر اول بهتر در تواتر بودن قرآن از قراء


    یعنی نظر فقهائنا که نظر اول بوده است
    و تصرفوا
    فيها و جعلوها فناً لهم كما جعل سيبويه و الخليل النحو فناً لهما و تصرفوا فيه على مقتضى عقولهم ... إلى أن قال ...الثالث أن تسليم تواترها عن الوحي الإلهي و كون
    الكل قد نزل به الروح الأمين يفضي إلى طرح الأخبار
    المستفيضة بل المتواترة الدالة بصريحها على وقوع التحريف في القرآن كلاماً و مادة و إعراباً

    می گوید نظر سوم این بوده است نگاه کنید شیخ از خودش چیزی نمی گوید :


    شما احتجاج کرده اید که سید چنین حرفی را زده است و لذا بودن روایت متواتر فرق می کند با نظر خود عالم
    نگاه کنید این یک فرض است با شرح و تعلیق می گوید اگر ما بدانیم تمام قرائات سبعه تمام آنچه که نازل شده به جبرئیل اون وقت کنار می رود اون روایت های متواتر که دلالت بر تحریف می کند
    این یک فرض است از خود نظری نمی دهد که


    و این اخبار متواتر به قول شما اگر هم باشد علما پاسخ داده اند :
    فقد قال شیخ الطائفة : « غیر أنه رویت روایات کثیرة من جهة الخاصة والعامة بنقصان کثیر من آی القرآن ، ونقل شیء منه من موضع إلی موضع ، طریقها الآحاد التی لا توجب علما ولا عملا ، والاولی الاعراض عنها وترک التشاغل بها » .

    شیخ طوسی ره می گوید : اخبار و روایات زیادی رسیده است از جهت خاصه و عامه به نقص قرآن و طریق آن ها احاد است واجب نیست علم و عمل

    اوائل المقالات ص 187

    وقال الشیخ المجلسی : « ان الاخبار التی جاءت بذلک أخبار آحاد لایقطع علی الله تعالی بصحتها » .


    این اخبار اخبار آحاد هستند صحت آن ها قطعی نیست !!

    بحار الانوار ج89ص 75

    مع أن صحابنا

    رضوان الله عليهم قد أطبقوا على صحتها و التصديق بها نعم قد خالف فيها المرتضى و الصدوق و الشيخ الطبرسي و حكموا بأن ما بين دفتي هذا المصحف هو
    القرآن المنزل لا غير و لم يقع فيه تحريف و لا تبديل
    و من هنا ضبط شيخنا الطبرسي (ره) آيات القرآن و أجزائه فروي عن النبي صلى الله عليه و آله أن جميع سور القرآن
    مئة و أربع عشرة سورة و جميع آيات القرآن ستة آلاف آية...إلى أن قال ص 247 ....و الظاهر أن
    هذا القول إنما صدر
    منهم لأجل مصالح كثيرة منها سد باب الطعن عليها بأنه جاز هذا في القرآن فكيف جاز العمل بقواعده و أحكامه مع
    جواز لحوق التحريف لها و سيأتي الجواب عن هذا كيف و هوؤلاء الأعلام رووا في مؤلفاتهم أخباراً كثيرة تشمل على
    وقوع تلك الأمور في القرآن و أن هذه الآية هكذا نزلت ثم غيرت إلى هذا
    الرابع انه قد حكى شيخنا الشهيد طاب ثراه عن جماعة من القراء أنهم قالوا...إلى أن قال .. الخامس أنه قد
    استفاض في الأخبار أن القرآن كما انزل لم يؤلفه إلا أمير المؤمنين عليه السلام بوصية من النبي صلى الله عليه و آله فبقي
    بعد موته ستة أشهر مشتغلاً بجمعه فلما جمعه كما انزل
    أتي به إلى المتخلفين بعد رسول الله صلى الله عليه و آله فقال لهم
    هذا كتاب الله كما أنزل

    مستفیض است در اخبار که قرآن همان طور که نازل شده است جمع آوری نکرده است مگر امیر المومنین به وصیت رسول اکرم پس باقی موند بعد از مرگ پیامبر 6 ماه مشعول به جمع کردن آن هنگامی که جمع کرده آن را همان طور که نازل شده است !!!
    این قول باز هم دلالت می کند که شیخ قائل به تحریف نبوده است !!!!


    نتایج:پس این شد 1-خود سید چیزی نمی گه به صورت فرض می گیرد 2- علما گفته اند این اخبار احاد هستند

    3- خود سید معتقد به تحریف نیست بلکه رد کرده است اصلا !!

    پس این کلام را به شیخ نسبت ندهید بلکه بگویید اخباری در نزد تشیع وجود دارد که دلالت بر تحریف می کند
    و هم چنین سید صریحا مخالف تحریف است در کتاب دیگر چنین فهمیده می شود :
    قال السيد نعمة الله الجزائري في تفسيره (عقود المرجان في تفسير القرآن ج2 ص 624- 625) :
    ( [إنا نحن نزلنا الذكر وإنا له لحافظون] ((إنا نحن ... الآية)) رد لإنكارهم واستهزائهم في قوله: [ يا أيها الذي نزل عليه الذكر ... الآية] ((لحافظون)) من الشياطين والزيادة والنقصان بخلاف الكتب المتقدمة فإنه لم يتول حفظها وإنما استحفظها الربانيين والأحبار فاختلفوا فيما بينهم بغيا فكان التحريف، ولم يكل القرآن إلى غير حفظه.
    ((الذكر)) أي القرآن ((لحافظون)) من الزيادة والنقصان والتغيير والتحريف، وقيل: معناه: وإنا نتكفل بحفظه إلى آخر الدهر على ما هو عليه فتنقله الأمة وتحفظه عصرا بعد عصر إلى يوم القيامة لأنه حجة على الكل، وقيل: يحفظه من كيد المشركين ولا يمكنهم إبطاله ولا يندرس ولا ينسى، وقال الفراء: يجوز أن يكون الهاء في له كناية عن الرسول صلى الله عليه وآله فكأنه قال: إنا نزلنا القرآن وإنا لمحمد لحافظون)

    در مورد آیه انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون در مورد لفظ لحافظون می گوید :از شیطان وزیادت و نقضان و تحریف !!!!یعنی قرآن حفظ است از تحریف و تنقیض طبق آیه قرآن

    این هم معلوم شد از تدلیسات وهابیت بود !!!و آشنا شدیم !!

    قابل توجه تهمت زنندگان ::
    ان شاء الله در آن دنیا با هم صحبت می کنیم و فقط یک سوال دارم چرا واقعا تهمت زدند ؟؟؟
    نکند ظاهر و باطن و عالم الغیب بودند نعوذ بالله ؟؟؟
    امام سجاد ع می فرمایند:
    لاستحل رجال مسلمون دمی * یرون أقبح ما یأتونه حسنا
    ای بسا اگر برخی لباب علمم ظاهر کنم مردم می گند امام سجاد بت پرسته یک مشت مسلمان خونم را می ریزن





  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    دفاع از حضرت زهرا (س)-سید عباس-اکبر بیرامی
    نوشته
    1,424
    حضور
    33 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    2
    گالری
    2
    صلوات
    2980



    سخن سوم :

    سخن دوستمان :
    3 ) محمد بن یعقوب الکلینی : وی صاحب بهترین و قویترین معجم حدیثی در میان شیعه است . چنین فردی در کتاب خود روایاتی فراوان ( نزدیک به 150 روایت ) را با طرق مختلف ذکر می کند که همگی آنها به نوعی ناظر به تحریف قرآن هستند . همین عامل باعث شده تا بزرگان شیعه اقرار کنند که کلینی قائل بر تحریف قرآن بوده و به آن حکم می کرده است .

    فیض کاشانی از جمله فقها و مفسرین و فلاسفه مشهور شیعی در کتاب خود ، تفسیر الصافی ، این مطلب را بیان می کند :

    ثقة الاسلام محمد بن يعقوب الكليني طاب ثراه أنه كان يعتقد التحريف والنقصان في القرآن ( تفسیر الصافی ج 1 ص 57 )

    یعنی آنچه معلوم و مشهود است در باره ثقة الاسلام کلینی ، اینست که وی معتقد به تحریف و نقصان در قرآن بوده است .

    شما دوستان عزیز ببینید که وقتی ثقة الاسلام معتقد به تحریف است ، دیگر می توان گفت عالمی از علمای شیعه به تحریف قرآن اعتقاد نداشته است ؟ اگر ثقة الاسلام تحریف را قبول دارد ، دیگر تکلیف ضعیف الاسلام چیست ؟

    علاوه بر فیض کاشانی ، محمد باقر مجلسی نیز در مرآة العقول از عقیده کلینی پرده برداشته و چنین می نویسد :

    و ذهب الكليني و الشيخ المفيد قدس الله روحهما و جماعة إلى أن جميع القرآن عند الأئمة عليهم السلام، و ما في المصاحف بعضه ( مرآة العقول ج 2 ص 321 )

    یعنی کلینی و شیخ مفید بر این باور بودند که تمامی قرآن ( از ظاهر و باطن آن ) همگی در نزد ائمه علیهم السلام است و آنچه که در مصحف ها وجود دارد ، فقط بخشی از قرآن می باشد .

    قابل توجه کسانی که می گویند قرآن ما همان قرآن حضرت محمد است ! از کلینی و رئیس المذهب شیخ مفید و شیخ الاسلام مجلسی گرفته ، همه و همه با بیانی واضح می گیوند که قرآن موجود در دستان ما تمامی قرآن نازل شده نیست ! از این واضح تر ؟ از این دقیقتر ؟

    شخصیت محمدبن یعقوب الکلینی : می فکر نمی کنم که نیازی باشد از درجه اعتبار او در نزد شیعه سخن گفت ، اما به منظور رعایت شیوه علمی بهترین شرح حال وی ارائه می شود :

    نجاشی در رجال خود می نویسد :

    كان أوثق الناس في الحديث و أثبتهم (رجال‏النجاشي/باب‏الميم/377 )

    یعنی موثق ترین و مورد اعتمادترین و ثابت ترین فرد در حدیث است . ( دقت کنید موثق ترین فرد قائل به تحریف قرآن بوده است !!! خدا به بقیه رحم کند ! )
    بازم با یکی از تدلیسات آشنا می شویم که چرا سخن بریده نقل می شود ::
    این دوستمون چی آورده است
    ثقة الاسلام محمد بن يعقوب الكليني طاب ثراه أنه كان يعتقد التحريف والنقصان في القرآن ( تفسیر الصافی ج 1 ص 57 )

    یعنی آنچه معلوم و مشهود است در باره ثقة الاسلام کلینی ، اینست که وی معتقد به تحریف و نقصان در قرآن بوده است .
    حالا ما متن رو کامل می آوریم تا ببینید چگونه تدلیس صورت گرفته شده است

    اما اعتقاد مشايخنا ( ره ) في ذلك فالظاهر من ثقة الاسلام محمد بن يعقوب الكليني طاب ثراه أنه كان يعتقد التحريف والنقصان في القرآن لأنه روى روايات في هذا المعنى في كتابه الكافي ولم يتعرض لقدح فيها مع أنه ذكر في أول الكتاب أنه كان يثق بما رواه فيه

    نگاه کنید به کلام فیض کاشانی چگونه نتیجه گرفته است که کلینی معتقد به تحریف بوده است لانه زیرا که او روایت کرده در این معنا در کتاب هایش و هم چنین علی بن ابراهیم القمی
    یعنی به این دلیل نتیجه گرفته شده است ولکن ما می گوییم آوردن روایت به این منزله نیست که اعتقاده داشته باشد به آن روایت اگر این گونه نتیجه بگیریم پس اهل سنت 600صد برابر ما علماشون قائل به تحریف بوده اند

    اول سوره احزاب هم سنگ سوره بقره است :

    وَأخرج ابْن مرْدَوَيْه عَن حُذَيْفَة قَالَ: قَالَ لي عمر بن الْخطاب: كم تَعدونَ سُورَة الاحزاب قلت: اثْنَتَيْنِ أَو ثَلَاثًا وَسبعين قَالَ: إِن كَانَت لتقارب سُورَة الْبَقَرَة وان كَانَ فِيهَا لآيَة الرَّجْم

    می گوید سوره احزاب را شما چند ایه می دانید گفت 73 ایه عمر گفت : سوره احزاب هم سنگ سوره بقره است.
    الدر المنثور ج5 ص180

    سیوطی معتقد به تحریف

    1944 - حَدَّثَنَا أَبُو سَلَمَةَ يَحْيَى بْنُ خَلَفٍ قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ الْأَعْلَى، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي بَكْرٍ، عَنْ عَمْرَةَ، عَنْ عَائِشَةَ، وعَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْقَاسِمِ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ عَائِشَةَ، قَالَتْ: «لَقَدْ نَزَلَتْ آيَةُ الرَّجْمِ، وَرَضَاعَةُ الْكَبِيرِ عَشْرًا، وَلَقَدْ كَانَ فِي صَحِيفَةٍ تَحْتَ سَرِيرِي، فَلَمَّا مَاتَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَتَشَاغَلْنَا بِمَوْتِهِ، دَخَلَ دَاجِنٌ فَأَكَلَهَا»
    __________

    [شرح محمد فؤاد عبد الباقي]
    [ش (في صحيفة تحت سريري) ولم ترد أنه كان مقروءا بعد. (داجن) هي الشاة يعلفها الناس في منازلهم. وقد يقع على الشاة من كل ما يألف البيوت من الطير وغيرها] .

    [حكم الألباني]
    حسن

    بزغاله ای اومد آیاتی را را خورد من جمله آیه رجم و رضاعه کبیره

    دوم :صاحب یکی از سنن معتقد به تحریف


    وأخرج الحاكم وصححه وأحمد - واللفظ له - والسيوطي والبيهقي والطيالسي وغيرهم ، عن زر بن حبيش قال : قال لي أبي بن كعب : كائن تقرأ سورة الأحزاب ؟ أو كائن تعدها ؟ قال : قلت : ثلاثا وسبعين آية . فقال : قط ؟ لقد رأيتها وإنها لتعادل سورة البقرة ، ولقد قرأنا فيها : الشيخ والشيخة إذا زنيا فارجموهما البتة نكالا من الله والله عليم حكيم ( 2 ) .

    المستدرك 4 / 359 وقال : هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه . مسند أحمد 5 / 132 . السنن الكبرى 8 / 211 . كنز العمال 2 / 480 . مسند أبي داود الطيالسي ، ص 73 . الدر المنثور 6 / 558 عن عبد الرزاق في المصنف والطيالسي وسعيد بن منصور وعبد الله بن أحمد في زوائد المسند وابن منيع والنسائي وابن المنذر وابن الأنباري في المصاحف والدار قطني في الأفراد والحاكم وابن مردويه والضياء في المختارة .

    سیوطی و بیهقی وطیالسی حاکم و احمد همشون معتقد به تحریف بودند


    می گوید سوره بقره موازی با سوره احزاب بوده است و آیه رجم وجود داشته است

    آیه رجم در کتاب الله وجود ندارد :
    6829 - حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ، حَدَّثَنَا سُفْيَانُ، عَنِ الزُّهْرِيِّ، عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا، قَالَ: قَالَ عُمَرُ: لَقَدْ خَشِيتُ أَنْ يَطُولَ بِالنَّاسِ زَمَانٌ، حَتَّى يَقُولَ قَائِلٌ: لاَ نَجِدُ الرَّجْمَ فِي كِتَابِ اللَّهِ، فَيَضِلُّوا بِتَرْكِ فَرِيضَةٍ أَنْزَلَهَا اللَّهُ، أَلاَ وَإِنَّ الرَّجْمَ حَقٌّ عَلَى مَنْ زَنَى وَقَدْ أَحْصَنَ، إِذَا قَامَتِ البَيِّنَةُ، أَوْ كَانَ الحَبَلُ أَوِ الِاعْتِرَافُ - قَالَ سُفْيَانُ: كَذَا حَفِظْتُ - أَلاَ وَقَدْ «رَجَمَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَرَجَمْنَا بَعْدَهُ»

    صحيح البخاري 8 / 208 - 209 كتاب المحاربين من أهل الكفر والردة ، باب رجم الحبلى من الزنا إذا أحصنت . صحيح مسلم 3 / 1317 كتاب الحدود ، باب رجم الثيب في الزنا . سنن الترمذي 4 / 38 - 39 . سنن أبي داود 4 / 144 - 145 . سنن ابن ماجة 2 / 359 . الموطأ ، ص 458 حديث 1501 ، المستدرك 4 / 359 وصححه ووافقه الذهبي . السنن الكبرى 8 / 212 - 213 . مجمع الزوائد 6 / 5 - 6 .

    بخاری و مسلم معتقد به تحریف بودند

    وأخرج الحاكم عن أبي أمامة أن خالته أخبرته ، قالت : لقد أقرأنا رسول الله صلى الله عليه وآله آية الرجم : الشيخ والشيخة إذا زنيا فارجموهما البتة بما قضيا من اللذة
    ما این آیه را می خوندیم ولکن نیست در قرآن

    المستدرك 4 / 359 وقال الحاكم : هذا حديث صحيح الإسناد ، ولم يخرجاه بهذه السياقة . ووافقه الذهبی .

    و بسیاری از روایات دیگر از کتب اهل سنت

    وَرَوَى الطَّبَرِيُّ مِنْ طُرُقٍ عَنْ مُجَاهِدٍ وَقَتَادَةَ وَغَيرهمَا أفلم ييأس أَيْ أَفَلَمْ يَعْلَمْ وَرَوَى الطَّبَرِيُّ وَعَبْدُ بْنُ حُمَيْدٍ بِإِسْنَادٍ صَحِيحٍ كُلِّهِمْ مِنْ رِجَالِ الْبُخَارِيِّ عَن بن عَبَّاسٍ أَنَّهُ كَانَ يَقْرَؤُهَا أَفَلَمْ يَتَبَيَّنْ

    افلم ییاس در قرآن را ابن عباس قرائت می کردند افلم یتبین

    فتح الباری ج8ص373

    اگر بخواهید روایات در این زمینه بسیار زیاد است ولکن صرف نظر می کنیم

    و هم چنین تحریف چه تحریفی تحریف لفظی یا معنوی ؟؟؟

    و در مورد کلام ایشون در مرآه العقول باید بگم این سخن همه است زیرا در قرآن حضرت علی ع تفسیر وجود داشت پس این سخن هیچ دلالتی بر تحریف نمی کند و ما قول شیخ مفید ره را نقل کردیم :
    وقد قال جماعة من أهل الإمامة إنه لم ينقص من كلمة ولا من آية ولا من سورة ولكن حذف ما كان مثبتا في مصحف أمير المؤمنين ( ع ) من تأويله وتفسير معانيه على حقيقة تنزيله وذلك كان ثابتا منزلا وإن لم يكن من جملة كلام الله تعالى الذي هو القرآن المعجز ، وقد يسمى تأويل القرآن قرآنا قال الله تعالى : ( ولا تعجل بالقرآن من قبل أن يقضى إليك وحيه وقل رب زدني علما ) فسمى تأويل القرآن قرآنا ، وهذا ما ليس فيه بين أهل التفسير اختلاف

    گروهی از امامیه گفته‌اند: هیچ سوره، آیه و حتی کلمه‌ای از قرآن کریم کم نشده است، اما تمام آنچه که در مصحف امیر المؤمنین علیه السلام وجود داشته که شامل تأویل و تفسیر معانی قرآن کریم طبق حقایق شان نزول آیات بوده که حذف شده است، و این حقیقت در قرآن ثابت بوده است اگرچه جزء کلام الله نبوده، آن هم قرآنی که معجزه بوده است، و گاهی تأویل قرآن را قرآن نامیده‌اند چنان‌که خداوند می‌فرماید: «وَلا تَعْجَلْ بِالْقرآن مِن قَبْلِ أَن یُقْضَى إِلَیْکَ وَحْیُهُ وَقُل رَّبِّ زِدْنِی عِلْمًا» ؛ «نسبت به (تلاوت) قرآن عجله مکن، پیش از آن که وحى آن بر تو تمام شود و بگو: «پروردگارا! علم مرا افزون کن!»، که در این آیه شریفه تأویل قرآن، قرآن خوانده شده، واین چیزی است که مفسران در آن هیچ اختلافی ندارند.
    اوائل المقالات ص 81 ترجمه از سایت حضرت ولی عصر عج


    نتیجه:با یکی از تدلیسات وهابیت آشنا شدیم و دانستیم که وجود یک روایت در کتاب به منزله اعتقاد داشتن به مطالب کتاب نیست !!!لکن علامه فیض کاشانی با تردید می گوید به لفظ ایشون دقت کنید می گوید الظاهر ظاهر چنین است !!!


    قابل توجه تهمت زنندگان ::
    ان شاء الله در آن دنیا با هم صحبت می کنیم و فقط یک سوال دارم چرا واقعا تهمت زدند ؟؟؟
    نکند ظاهر و باطن و عالم الغیب بودند نعوذ بالله ؟؟؟
    امام سجاد ع می فرمایند:
    لاستحل رجال مسلمون دمی * یرون أقبح ما یأتونه حسنا
    ای بسا اگر برخی لباب علمم ظاهر کنم مردم می گند امام سجاد بت پرسته یک مشت مسلمان خونم را می ریزن





  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    دفاع از حضرت زهرا (س)-سید عباس-اکبر بیرامی
    نوشته
    1,424
    حضور
    33 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    2
    گالری
    2
    صلوات
    2980



    سخن چهارم:
    ابتدا سخن دوستمان را نقل کنیم :


    4 ) احمد بن ابی طالب الطبرسی : وی از بزرگان شیعه است که کتابی به عنوان الاحتجاج تالیف نموده است و در آن متضمن شده که روایات صحیح و قطعی در نزد شیعه را بیاورد ، روایاتی که از دید شیعه معتبر بوده و هیچ اشکالی ندارند !
    وی در کتاب خود چنین می نویسد :

    طبرسي در کتاب الاحتجاج از أبوذر غفاري - رضي الله عنه - روايت مي کند که فرمود: هنگامي که رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - وفات نمودند، علي - عليه السلام - قرآن را جمع آوري کرد، و آن را نزد مهاجرين و انصار آورد و بر آنان عرضه نمود بخاطر اين که رسول الله او را به اين کار وصيت نموده بود.
    پس هنگامي که ابوبکر آن را باز کرد، در اولين صفحه اي که باز کرد زشتي و رسوائي قوم را ديد، آنگه عمر پريد و گفت: اي علي، اين را برگردان ما به آن هيچ حاجتي نداريم. پس علي - عليه السلام - آن را گرفت و برگشت، سپس آنان زيد بن ثابت را آوردند - و ايشان قا ري قرآن بود - پس عمر به وي گفت: همانا علي نزد ما قرآني آورد که در آن رسوائي و زشتي مهاجرين و انصار مي باشد، و ما آمده ايم که قرآن را جمع آوري کنيم، و آنچه که سبب رسوائي و هتک مهاجرين و انصار مي باشد از آن حذف نمائيم، آنگاه زيد اين را پذيرفت، سپس هنگامي که عمر به خلافت رسيد از علي خواست که آن قرآن را به آنان دهد تا آن را در بين خودشان تحريفش نمايند . ( الاحتجاج ج 1 ص 155 )

    فأخذه عليه السلام وانصرف ثم أحضروا زيد بن ثابت - وكان قاريا للقرآن - فقال له عمر: إن عليا جاء بالقرآن وفيه فضائح المهاجرين والأنصار، وقد رأينا أن نؤلف القرآن ونسقط منه ما كان فيه فضيحة وهتك للمهاجرين والأنصار، فأجابه زيد إلى ذلك

    در بالا نیز قسمت آخر را از متن اصلی کتاب انتخاب نمودیم . نظیر این اقوال در کتاب سلیم بن قیس الهلالی نیز نقل شده است . بنابراین چنین روایتی آشکارا از وقوع تحریف در آیات قرآن و نقصان آن به دست عمر و زید بن ثابت و دیگران اشاره می کند .

    علاوه بر اینها بزرگان دیگری نظیر فیض کاشانی در تفسیر خود 1/57 تصریح می کند که طبرسی صاحب الاحتجاج معتقد به تحریف قرآن بوده است .

    شخصیت صاحب الاحتجاج :

    سید خوئی در معجم رجال در مورد وی می نویسد :

    الشيخ أبو منصور أحمد بن علي بن أبي طالب الطبرسي: عالم، فاضل، فقيه، محدث، ثقة له كتاب الإحتجاج على أهل اللجاج، حسن كثير الفوائد. ( معجم رجال رقم 678 )

    یعنی : شیخ ابومنصور طبرسی دانشمند ، فقیه ، محدث و مورد اعتماد است ، صاحب کتاب احتجاج است که کتابی نیکو و پرفایده است !

    بنابراین کتاب وی و شخصیت وی از دید علمای طراز اول شیعه مورد قبول است و این کتاب بارها و بارها ترجمه شده و شرح های فراوانی بر آن زده شده که همین نشانه اهمیت و اعتبار بالای آن است !
    جواب ::
    ابتدا بیاییم متن عربی را نگاه کنیم و متن فارسی ای که ترجمه بر اساس آقای جعفری است :
    روى الطبرسي في الاحتجاج عن أبي ذر الغفاري رضي الله عنه أنه قال : ( ( لما توفي رسول الله صلى الله عليه وسلم جمع علي عليه السلام القرآن ، وجاء به إلى المهاجرين والأنصار وعرضه عليهم لما قد أوصاه بذلك رسول الله صلى الله عليه وسلم ، فلما فتحه أبو بكر خرج في أول صفحة فتحها فضائح القوم ، فوثب عمر وقال : يا علي اردده فلا حاجة لنا فيه ، فأخذه عليه السلام وانصرف ، ثم أحضروا زيد بن ثابت - وكان قارئا للقرآن - فقال له عمر : إن عليا جاء بالقرآن وفيه فضائح المهاجرين والأنصار ، وقد رأينا أن نؤلف القرآن ، ونسقط منه ما كان فضيحة وهتكا للمهاجرين والأنصار . فأجابه زيد إلى ذلك . . فلما استخلف عمر سأل عليا أن يدفع إليهم القرآن فيحرفوه فيما بينهم ) ) الاحتجاج للطبرسي منشورات الأعلمي - بيروت - ص 155 ج 1

    ترجمه ای که حقیر عکس برداری کرده ام :

    ردیه: تحریف در سخنان علمای شیعه

    در قول چی آمده است قرآن حضرت علی ع را مطابق قرآن خودش تحریف کند حال می بینیم که این باز هم تدلیس در کار بوده است چه خوب صفحات قبل هم ورق می زدند !!!تا بدانند قرآن حضرت علی ع چیست ؟؟؟ این کلماتی که ایشون آوردند که دلالت می کند بر تحریف در ص 228 بود حالا 5 ورق قبل نگاه کنید همین قرآن چه بوده است :


    ص 223 می گوید :
    فقال له علي عليه السلام ، يا طلحة إن كل آية أنزلها الله جل وعلا على محمد عندي بإملاء رسول الله وخط يدي ، وتأويل كل آية أنزلها الله على محمد وكل حرام وحلال أو حد أو حكم أو شئ تحتاج إليه الأمة إلى يوم القيامة مكتوب بإملاء رسول الله صلى الله عليه وآله وخط يدي ، حتى أرش الخدش ( 1 ) . قال طلحة : كل شئ من صغير وكبير أو خاص أو عام كان أو يكون إلى يوم القيامة فهو عندك مكتوب ؟ قال : نعم وسوى ذلك ، إن رسول الله صلى الله عليه وآله أسر إلي في مرضه مفتاح ألف باب من العلم يفتح من كل باب ألف باب ، ولو أن الأمة منذ قبض رسول الله صلى الله عليه وآله اتبعوني وأطاعوني لأكلوا من فوقهم ومن تحت أرجلهم ، يا طلحة ألست قد شهدت رسول الله صلى الله عليه وآله حين دعا بالكتف ليكتب فيه ما لا تضل أمته ، فقال صاحبك إن نبي الله يهجر

    ترجمه مان را از آقای جعفری می آوریم تا قوی تر باشد :
    ردیه: تحریف در سخنان علمای شیعه

    املای آن حضرت یعنی سخنان حضرت محمد در قرآن آورده شده است یعنی تاویل به املاء پیامبر !!!!دقت کنید این که عمر می گه می خوام قرآنت رو حضرت علی ع با قرآن خودم یکسان کنم این است نه آنکه بله آیاتی گم شده است نه خیر آیات همان آیات است ولکن تفسیر و تاویل هست که به دستور پیامبر بوده است

    مثلا در همین قرآن های امروزی شناسنامه داره نام مترجم فلان فلان حالا باید بگیم قرآن رو تحریف کردند ایرانی ها ؟؟

    نتیجه ::می بینید این هم یک تدلیس دیگر بوده است که سخن اصلی نیاورده شده است این تدلیس شماره ی 4

    و هم چنین این روایت سند ندارد که بررسی کنیم این صحیح است یا صحیح نیست لکن ایشون سخنی آوردند که سندی نداشت اصلا !!!!روایت مرسل است



    قابل توجه تهمت زنندگان ::
    ان شاء الله در آن دنیا با هم صحبت می کنیم و فقط یک سوال دارم چرا واقعا تهمت زدند ؟؟؟
    نکند ظاهر و باطن و عالم الغیب بودند نعوذ بالله ؟؟؟
    امام سجاد ع می فرمایند:
    لاستحل رجال مسلمون دمی * یرون أقبح ما یأتونه حسنا
    ای بسا اگر برخی لباب علمم ظاهر کنم مردم می گند امام سجاد بت پرسته یک مشت مسلمان خونم را می ریزن





  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    دفاع از حضرت زهرا (س)-سید عباس-اکبر بیرامی
    نوشته
    1,424
    حضور
    33 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    2
    گالری
    2
    صلوات
    2980



    سخن پنجم::

    ابتدا سخن دوستمان را نقل می کنیم :
    محمدباقر مجلسی : وی از بزرگترین و نام آورترین علمای تاریخ شیعه است ، در ذیل برخی از مواضع و بیانات وی در باره تحریف قرآن را بیان می کنیم :

    او در کتاب مرآة العقول در ذیل حدیثی از امام صادق که می فرماید : قرآنی که خداوند بر پیامبر نازل کرد 17000 آیه داشته چنین می نویسد :

    فالخبر صحيح و لا يخفى أن هذا الخبر و كثير من الأخبار الصحيحة صريحة في نقص القرآن و تغييره، و عندي أن الأخبار في هذا الباب متواترة معنى، و طرح جميعها يوجب رفع الاعتماد عن الأخبار رأسا بل ظني أن الأخبار في هذا الباب لا يقصر عن أخبار الإمامة فكيف يثبتونها بالخبر. ( مراه العقول ج 12 ص 524 )

    یعنی : ( روایت قرآن 17000 آیه ای ) صحیح است و پوشیده نیست که این روایت و روایات صحیح ، صراحتا نقص و کاستی و تغییر در قرآن را بیان می کنند و در نزد من ( روایات تحریف قرآن ) دارای درجه تواتر معنوی هستند ( که حصول یقین و اطمینان می کنند ) و رد نمودن این روایات باعث بی اعتمادی به سایر روایات می شود . بلکه به نظر من روایات در باب تحریف قرآن کمتر از روایات در باب مسئله امامت ائمه نیستند . ( پس اگر حجیت روایات نقصان و تحریف انکار شود ) ، چگونه می توان امامت ائمه را ثابت نمود ؟ ( در حقیقت استفهام انکاری است و منظور علامه اینست که انکار نمودن روایات تحریف قرآن ، به منزله انکار روایات امامت است ).

    همین علامه مجلسی در جایی دیگر از مرآه العقول شهادت بر تواتر روایات می دهد :

    الأخبار من طريق الخاصة و العامة في النقص و التغيير متواترة ( مرآة العقول ج 2 ص 322 )

    یعنی : اخبار و روایات در باره نقص و تغییر قرآن از طریق شیعه و سنی متواتر هستند ( و برای ما علم حاصل می کنند )

    سپس علامه مجلسی در ادامه با استدلالی عقلی می گوید که :

    و العقل يحكم بأنه إذ كان القرآن متفرقا منتشرا عند الناس، و تصدي غير المعصوم لجمعه يمتنع عادة أن يكون جمعه كاملا موافقا للواقع، لكن لا ريب في أن الناس مكلفون بالعمل بما في المصاحف و تلاوته حتى يظهر القائم عليه السلام، و هذا معلوم متواتر من طريق أهل البيت عليهم السلام و أكثر أخبار هذا الباب مما يدل على النقص و التغيير و سيأتي كثير منها في الأبواب ( همان ج 2 ص 322 )

    یعنی : و عقل حکم می کند هنگامی که قرآن در نزد مردم متفرق و جمع نشده است ( اشاره به مصحف های موجود در میان برخی صحابه ) و غیر معصوم متصدی جمع آوری و گردآوری آن می شود ، از جمع آوری و گردآوری تمامی آنچه از قرآن که موافق با واقع است ( یعنی تمام آنچه که بر سینه پیامبر نازل شده است ) امتناع می ورزد . لکن هیچ شکی در این نیست که مردم مکلف اند به آنچه که در قرآن و مصحف امروزی وجود دارد عمل کنند تا هنگامی که قائم ظهور کند . اما در عین حال امری معلوم و واضح و متواتر است که اخبار و روایات فراوانی در باره نقص ، تغییر و تحریف از ائمه وارد شده است که بیشتر آنها در ابواب آینده خواهد آمد .

    شخصیت علامه مجلسی :

    شاید کمتر کسی باشد و وجهه و شخصیت بالای علمی او را نداند .

    مرحوم خوئی در معجم رجال می نویسد :

    مولانا الجليل محمد باقر بن مولانا محمد تقي المجلسي: عالم، فاضل، ماهر، محقق، مدقق، علامة، فهامة، فقيه، متكلم، محدث، ثقة، ثقة، جامع للمحاسن و الفضائل جليل القدر، عظيم الشأن أطال الله بقاءه. ( معجم رجال رقم 9915 )

    در همانجا به نقل از اردبیلی می نویسد :

    محمد باقر بن محمد تقي بن المقصود علي، الملقب بالمجلسي مد ظله العالي، أستاذنا و شيخنا و شيخ الإسلام و المسلمين خاتم المجتهدين، الإمام العلامة، المحقق المدقق، جليل القدر، عظيم الشأن رفيع المنزلة، وحيد عصره فريد دهره، ثقة، ثبت، عين، كثير العلم جيد التصانيف و أمره في علو قدره، و عظم شأنه و سمو رتبه و تبحره في العلوم العقلية و النقلية، و دقة نظره و إصابة رأيه و ثقته و أمانته، و عدالته أشهر من أن يذكر، و فوق ما يحوم حوله العبارة، و بلغ فيضه و فيض والده رحمه الله تعالى دينا و دنيا لأكثر الناس من العوام و الخواص جزاه الله تعالى أفضل جزاء المحسنين‏

    یعنی : او استاد ما و شیخ الاسلام و المسلمین و خاتم مجتهدین ، پیشوا و علامه ای محقق و دقیق ، و یگانه عصر و فرید دهرش بوده است . زبان از بیان مکارم و علومش قاصر است و عدالت و وثاقت و امامت و تبحرش فراتر از بیان است . ( در یک کلام همچون او نداشته ایم و نخواهیم داشت ! )
    اما جواب :

    اولا در سایت مراجع ما وجود دارد که منظور از تحریفی که این جا گفته می شود متواتر است تحریف معنوی است من جمله سایت آیت الله العظمی روحانی از شاگردان آیت الله العظمی خوئی ره

    لکن ما از تدلیسی که کرده اند وهابیت در سخن علامه نتیجه چنین میگیریم :
    مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، ج‏12، ص: 525
    (الحديث الثامن و العشرون)

    (1): موثق. و في بعض النسخ عن هشام بن سالم موضع هارون بن مسلم، فالخبر صحيح و لا يخفى أن هذا الخبر و كثير من الأخبار الصحيحة صريحة في نقص القرآن و تغييره، و عندي أن الأخبار في هذا الباب متواترة معنى، و طرح جميعها يوجب رفع الاعتماد عن الأخبار رأسا بل ظني أن الأخبار في هذا الباب لا يقصر عن أخبار الإمامة فكيف يثبتونها بالخبر.
    فإن قيل: إنه يوجب رفع الاعتماد على القرآن لأنه إذا ثبت تحريفه ففي كل آية يحتمل ذلك و تجويزهم عليهم السلام على قراءة هذا القرآن و العمل به متواتر معلوم إذ لم ينقل من أحد من الأصحاب أن أحدا من أئمتنا أعطاه قرانا أو علمه قراءة، و هذا ظاهر لمن تتبع الأخبار، و
    لعمري كيف يجترئون على التكلفات الركيكة في تلك الأخبار مثل ما قيل في هذا الخبر إن الآيات الزائدة عبارة عن الأخبار القدسية أو كانت التجزية بالآيات أكثر و في خبر لم يكن أن الأسماء كانت مكتوبة على الهامش على سبيل التفسير و الله تعالى يعلمو قال السيد حيدر الآملي في تفسيره أكثر القراء ذهبوا إلى أن سور القرآن بأسرها مائة و أربعة عشر سورة و إلى أن آياته ستة آلاف و ستمائة و ست و ستون آية و إلى أن كلماته سبعة و سبعون ألفا و أربعمائة و سبع و ثلاثون كلمة، و إلى أن حروفه ثلاثمائة آلاف و اثنان و عشرون ألفا و ستمائة و سبعون حرفا و إلى أن فتحاته ثلاثة و تسعون ألفا و مائتان و ثلاثة و أربعون فتحة، و إلى أن ضماته أربعون ألفا و ثمان مائة و أربع ضمات و إلى أن كسراته تسع و ثلاثون ألفا و خمسمائة و ستة و ثمانون كسرة، و إلى أن تشديداته تسعة عشر ألفا و مائتان و ثلاثة و خمسون تشديدة، و إلى أن مداته ألف و سبعمائة و أحد و سبعون مده و إلى أن همزاته ثلاث آلاف و مائتان و ثلاث و سبعون همزة

    می گوید سوگند به جان خودم چگونه جرئت می کنند بر این سخنان رکیک در این گونه اخبار اما انچه که گفته شده است در این اخبار همانا ایات زائده است که عبارت است از اخبار قدسیه !!!و در خبری که نمی باشد از اسمائی که مکتوب هستند بر پاورقی ها و اضافات بر طریق تفسیر هستند

    اهای چرا این کلام علامه ره را نقل نمی کنند
    طریق تفسیر یعنی چی ؟؟یعنی تحریف معنوی این طبق نظریه تحریف معنوی است
    بازم از تدلیسات فیض بردیم

    علامه جای دیگر می فرماید :

    وقال الشیخ المجلسی : « ان الاخبار التی جاءت بذلک أخبار آحاد لایقطع علی الله تعالی بصحتها » .


    این اخبار اخبار آحاد هستند صحت آن ها قطعی نیست !!

    بحار الانوار ج89ص 75

    لکن اصلا اگر بگیم بله وهابیت تدلیس نکرده اند می گوییم از نظر علامه ره این اخبار مورد صحت نبوده اند !!!

    و هم چنین علامه جای دیگر قضیه تحریف را رد می کند :

    " إنا نحن نزلنا الذكر " أي القرآن " وإنا له لحافظون " عن الزيادة والنقصان والتغيير والتحريف ، ( 2 ) وقيل : نحفظه من كيد المشركين فلا يمكنهم إبطاله ولا يندرس ولا ينسى ، وقيل : المعنى : وإنا لمحمد حافظون .

    در مورد آیه ما نازل کردیم بر تو قرآن را و ما محافظت می کنیم از آن یعنی از زیادی و نقص و تغییر و تحریف!!!!


    بحار الانوار ج9ص133

    و گفتیم که آوردن یک روایت به منزله پذیرش آن روایت نیست و معتقد بودن نویسنده به آن مطلب و لذا تحریف قرآن از دیدگاه علامه معلوم شد که قرآن تحریف نشده است

    اینم سخنی که گفتیم از سایت یکی از مراجع استفتاء شده است :

    ردیه: تحریف در سخنان علمای شیعه

    تحریف معنوی نگاه کنید می فرمایند این مطلب دروغ است دروغ است



    نتیجه::علامه به تحریف قرآن اعتقاد نداشته است و رد می زند اصلا بر اهل وهابیت که چه کسی جرات می کند چنین حرفی را بزند و با دو تدلیس در این پست آشنا شدیم::

    1-روایت 17000آیه که آوردیم علامه می گوید اخبار قدسیه است

    2- سخن ناقص علامه مجلسی ره

    این 6 تدلیس!!!!


    قابل توجه تهمت زنندگان ::
    ان شاء الله در آن دنیا با هم صحبت می کنیم و فقط یک سوال دارم چرا واقعا تهمت زدند ؟؟؟
    نکند ظاهر و باطن و عالم الغیب بودند نعوذ بالله ؟؟؟
    امام سجاد ع می فرمایند:
    لاستحل رجال مسلمون دمی * یرون أقبح ما یأتونه حسنا
    ای بسا اگر برخی لباب علمم ظاهر کنم مردم می گند امام سجاد بت پرسته یک مشت مسلمان خونم را می ریزن





  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    دفاع از حضرت زهرا (س)-سید عباس-اکبر بیرامی
    نوشته
    1,424
    حضور
    33 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    2
    گالری
    2
    صلوات
    2980



    سخن ششم:

    سخن دوستمان را اول می آوریم ::
    رئیس المذهب شیخ مفید :

    وی از نظر علمی بسیار والامقام می باشد و حتی توانایی علمی وی به گونه ای بوده که علمای بزرگی از اهل سنت نظیر قاضی باقلانی در مجلس درس وی شرکت می کرده اند و ازاو کسب فیض می نموده اند !

    چنین فردی که لقبش نیز از بزرگی و دانش او سخن می گوید در باب مسئله تحریف قرآن صراحتا در باره روایات تحریف قرآن حکم به استفاضه می کند و طبق نقل علامه مجلسی که در ذیل قسمت کلینی آمد عقیده داشته که آنچه در قرآن امروزی وجود دارد ، فقط بخشی از تمام قرآن است ! و جمیع قرآن ( از ظاهر و باطن آن ) همه و همه در نزد ائمه است !

    ایشان در کتاب اوائل المقالات می نویسد :

    القول في تأليف القرآن وما ذكر قوم من الزيادة فيه والنقصان
    أقول: إن الأخبار قد جاءت مستفيضة عن أئمة الهدى من آل محمد (ص)، باختلاف القرآن وما أحدثه بعض الظالمين فيه من الحذف و النقصان ( اوائل المقالات ص 91 )

    یعنی : اخبار و روایات وارده در باره زیاده و نقصان در قرآن و آنچه که بعضی از ظالمین در باب حذف از قرآن انجام داده اند از ائمه علیهم السلام فراوان است .

    برای ما همین کافیست که شخصیتی همچون شیخ مفید ، روایات تحریف و حذف آیات از قرآن و نقصان آنرا فراوان می داند ( و در علم حدیث مستفیض روایاتی هستند که حصول یقین و اطمینان می کنند ) .

    شخصیت محمدبن محمدبن النعمان المفید :

    همانطور که گفتیم وی مشهور به رئیس المذهب می باشد . اما به ذکر شرح حال وی از زبان شاگردش نجاشی می پردازیم :

    شيخنا و أستاذنا (رضي الله عنه) فضله أشهر من أن يوصف في الفقه، و الكلام، و الرواية، و الثقة، و العلم‏ ( رجال النجاشی/باب‏الألف‏منه/ومن‏هذا.../31 )

    یعنی او شیخ و استاد ما ( خداوند از او راضی باد ) است و فضائل و بزرگی او در علم و فقه و کلام و وثاقت مشهورتر از آن است که ذکر شود .


    جواب:

    تدلیس دیگر از اهل وهابیت تمام سخن شیخ مفید ره را نقل می کنیم :
    59 - القول في تأليف القرآن وما ذكر قوم من الزيادة فيه والنقصان أقول : إن الأخبار قد جاءت مستفيضة عن أئمة الهدى من آل محمد ( ص ) ، باختلاف القرآن وما أحدثه بعض الظالمين فيه من الحذف والنقصان ، فأما القول في التأليف فالموجود يقضي فيه بتقديم المتأخر وتأخير المتقدم ومن عرف الناسخ والمنسوخ والمكي والمدني لم يرتب ( 1 ) بما ذكرناه .
    . وقد قال جماعة من أهل الإمامة إنه لم ينقص من كلمة ولا من آية ولا من سورة ولكن حذف ما كان مثبتا في مصحف أمير المؤمنين ( ع ) من تأويله وتفسير معانيه على حقيقة تنزيله وذلك كان ثابتا منزلا وإن لم يكن من جملة كلام الله تعالى الذي هو القرآن المعجز ، وقد يسمى تأويل القرآن قرآنا قال الله تعالى : ( ولا تعجل بالقرآن من قبل أن يقضى إليك وحيه وقل رب زدني علما ) فسمى تأويل القرآن قرآنا ، وهذا ما ليس فيه بين أهل التفسير اختلاف . وعندي أن هذا القول أشبه من مقال من ادعى نقصان كلم من نفس القرآن على الحقيقة دون التأويل ، وإليه أميل والله أسأل توفيقه للصواب . وأما الزيادة فيه فمقطوع على فسادها من وجه ويجوز صحتها من وجه ، فالوجه الذي أقطع على فساده أن يمكن لأحد من الخلق زيادة مقدار سورة فيه على حد يلتبس به عند أحد من الفصحاء ، وأما الوجه المجوز فهو أن يزاد فيه الكلمة والكلمتان والحرف والحرفان وما أشبه ذلك مما لا يبلغ حد الاعجاز ، و يكون ملتبسا عند أكثر الفصحاء بكلم القرآن ، غير أنه لا بد متى وقع ذلك من أن يدل الله عليه ، ويوضح لعباده عن الحق فيه ، ولست أقطع على كون ذلك بل أميل إلى عدمه وسلامة القرآن عنه ، ومعي بذلك حديث عن الصادق جعفر بن محمد ( ع ) ، وهذا المذهب بخلاف ما سمعناه عن بني نوبخت - رحمهم الله - من الزيادة في القرآن والنقصان فيه ، وقد ذهب إليه جماعة من متكلمي الإمامية و أهل الفقه منهم والاعتبار .



    این ترجمه تمام عبارت شیخ مفید است و دانسته می شود نقص نقص تاویل بوده است یعنی تحریف معنوی و تاویل ::
    «سخن درباره تألیف قرآن و آنچه گروهی در رابطه با وقوع زیادی و یا نقصان در قرآن سخن گفته‌اند.» در این باره باید بگویم: روایات در این باره به حد استفاضه از ائمه هدى از خاندان رسول خدا صلّی الله علیه و آله وارد شده که حکایت از آن دارد که قرآن‌ها به خاطر آنچه که برخی از حذف و زیاده‌هایی که ظالمان در آن ایجاد کرده‌اند به وقوع پیوسته است، اما در باره قول به تألیف قرآن باید گفت: آنچه که هست اقتضاء تقدیم متأخر و تأخیر متقدم را دارد، و کسی که آشنای به عرف ناسخ و منسوخ و مکی و مدنی باشد به آن ترتیبی که ما بیان داشته‌ایم بیان نکرده است،{شرح اقول:از نظر ترتیب است یعنی چی ؟؟مثلا سوره حمد 26 یا 27 امین سوره است که بر پیامبر نازل شده است ولکن آمده است اول قرآن} و اما در رابطه با نقصان از نظر عقل محال به شمار نمی‌رود و امکان وقوع عقلی آن وجود دارد، و من گفتار افرادی از معتزله اهل سنّت و دیگران را که قائل به وقوع آن شده است را مطالعه کرده و با آنان بسیار سخن گفتم اما حجت و دلیلی از آنان به دست نیاوردم که بتوانم اعتماد به فساد قولشان کنم.
    گروهی از امامیه گفته‌اند: هیچ سوره، آیه و حتی کلمه‌ای از قرآن کریم کم نشده است، اما تمام آنچه که در مصحف امیر المؤمنین علیه السلام وجود داشته که شامل تأویل و تفسیر معانی قرآن کریم طبق حقایق شان نزول آیات بوده که حذف شده است {اقول :از این جا دانسته می شود که آنچه که حذف شده است تاویل است }، و این حقیقت در قرآن ثابت بوده است اگرچه جزء کلام الله نبوده، آن هم قرآنی که معجزه بوده است، و گاهی تأویل قرآن را قرآن نامیده‌اند چنان‌که خداوند می‌فرماید: «وَلا تَعْجَلْ بِالْقرآن مِن قَبْلِ أَن یُقْضَى إِلَیْکَ وَحْیُهُ وَقُل رَّبِّ زِدْنِی عِلْمًا» ؛ «نسبت به (تلاوت) قرآن عجله مکن، پیش از آن که وحى آن بر تو تمام شود و بگو: «پروردگارا! علم مرا افزون کن!»، که در این آیه شریفه تأویل قرآن، قرآن خوانده شده، و این چیزی است که مفسران در آن هیچ اختلافی ندارند.
    به نظر من این قول برای توجیه سخن کسی که قائل به نقصان کلمه‌ای از حقیقت و اصل قرآن و نه تاویل آن بیشتر شباهت دارد، و من هم به قبول این سخن بیشتر تمایل دارم.{ اقول:می بینید حضرت به عکس تحریف قرآن اعتقاد دارد نه تحریف یعنی تحریف معنوی} و از خداوند خواستارم که توفیق یافتن قول صحیح را به من عنایت فرماید.
    و اما راجع به وقوع زیادت در قرآن کریم باید گفت که فساد این سخن قطعی استاما از جهتی نیز می‌توان وجهی برای آن قائل شد، اما وجهی که برای قطع به فساد آن وجود دارد این است که برای هیچ کس امکان این وجود ندارد که به اندازه یک سوره بر قرآن اضافه کند و این بر فصحاء هم مخفی بماند، و اما وجه امکان آن این است که یک کلمه و یا دو کلمه و یا حرف و دو حرف و شبیه به این حد را اعجاز نمی‌گویند و در این صورت امکان اشتباه برای فصحاء هم وجود دارد، الا این که اگر چنین چیزی اتفاق می‌افتاد خداوند آن را بر دیگران آشکار می‌ساخت، از این‌رو من بر وقوع چنین چیزی مطمئن نیستم، بلکه تمایلم بر عدم وقوع چنین چیزی و وجود سلامت قرآن کریم است و دلیل من در این باره حدیثی از امام جعفر صادق علیه السلام است که در عدم تحریف قرآن وجود دارد.

    منبع ترجمه :سایت حضرت ولی عصر

    اخبار مستفیضه وجود دارد لکن چه اخباری ؟؟؟اخبار ضعیف و اخبار هلاک شده است !!!ولکن وهابیت فقط می گویند که گفته است اخبار مستفیضه توجه نمی کنند صحیح ضعیف چی ؟؟؟

    سخنانی رو از شیخ مفید ره نقل می کنیم به صورت خلاصه تا مفهوم بیشتر معلوم شود

    سخنانی که باعث ضد نقیض تحریف می شود :
    1-، فأما القول في التأليف فالموجود يقضي فيه بتقديم المتأخر وتأخير المتقدم ومن عرف الناسخ والمنسوخ والمكي والمدني لم يرتب ( 1 ) بما ذكرناه .
    اما در باره قول به تألیف قرآن باید گفت: آنچه که هست اقتضاء تقدیم متأخر و تأخیر متقدم را دارد، و کسی که آشنای به عرف ناسخ و منسوخ و مکی و مدنی باشد به آن ترتیبی که ما بیان داشته‌ایم بیان نکرده است،{شرح اقول:از نظر ترتیب است یعنی چی ؟؟مثلا سوره حمد 26 یا 27 امین سوره است که بر پیامبر نازل شده است ولکن آمده است اول قرآن}



    2-. وقد قال جماعة من أهل الإمامة إنه لم ينقص من كلمة ولا من آية ولا من سورة ولكن حذف ما كان مثبتا في مصحف أمير المؤمنين ( ع ) من تأويله وتفسير معانيه على حقيقة تنزيله وذلك كان ثابتا منزلا وإن لم يكن من جملة كلام الله تعالى الذي هو القرآن المعجز ، وقد يسمى تأويل القرآن قرآنا قال الله تعالى : ( ولا تعجل بالقرآن من قبل أن يقضى إليك وحيه وقل رب زدني علما ) فسمى تأويل القرآن قرآنا ، وهذا ما ليس فيه بين أهل التفسير اختلاف


    گروهی از امامیه گفته‌اند: هیچ سوره، آیه و حتی کلمه‌ای از قرآن کریم کم نشده است، اما تمام آنچه که در مصحف امیر المؤمنین علیه السلام وجود داشته که شامل تأویل و تفسیر معانی قرآن کریم طبق حقایق شان نزول آیات بوده که حذف شده است {اقول :از این جا دانسته می شود که آنچه که حذف شده است تاویل است }، و این حقیقت در قرآن ثابت بوده است اگرچه جزء کلام الله نبوده، آن هم قرآنی که معجزه بوده است، و گاهی تأویل قرآن را قرآن نامیده‌اند چنان‌که خداوند می‌فرماید: «وَلا تَعْجَلْ بِالْقرآن مِن قَبْلِ أَن یُقْضَى إِلَیْکَ وَحْیُهُ وَقُل رَّبِّ زِدْنِی عِلْمًا» ؛ «نسبت به (تلاوت) قرآن عجله مکن، پیش از آن که وحى آن بر تو تمام شود و بگو: «پروردگارا! علم مرا افزون کن!»، که در این آیه شریفه تأویل قرآن، قرآن خوانده شده، و این چیزی است که مفسران در آن هیچ اختلافی ندارند.


    3- وإليه أميل والله أسأل توفيقه للصواب . وأما الزيادة فيه فمقطوع على فسادها من وجه ويجوز صحتها من وجه ، فالوجه الذي أقطع على فساده أن يمكن لأحد من الخلق زيادة مقدار سورة فيه على حد يلتبس به عند أحد من الفصحاء ، وأما الوجه المجوز فهو أن يزاد فيه الكلمة والكلمتان والحرف والحرفان وما أشبه ذلك مما لا يبلغ حد الاعجاز ، و يكون ملتبسا عند أكثر الفصحاء بكلم القرآن ، غير أنه لا بد متى وقع ذلك من أن يدل الله عليه ، ويوضح لعباده عن الحق فيه ، ولست أقطع على كون ذلك بل أميل إلى عدمه وسلامة القرآن عنه ، ومعي بذلك حديث عن الصادق جعفر بن محمد ( ع ) ، وهذا المذهب بخلاف ما سمعناه عن بني نوبخت - رحمهم الله - من الزيادة في القرآن والنقصان فيه ، وقد ذهب إليه جماعة من متكلمي الإمامية و أهل الفقه منهم والاعتبار .
    اما زیادت در آن پس مقطوع است بر فسادی که دارد ...بلکه من میل می کنم بر عدم تحریف و سلامت قرآن از تحریف


    و اما راجع به وقوع زیادت در قرآن کریم باید گفت که فساد این سخن قطعی استاما از جهتی نیز می‌توان وجهی برای آن قائل شد، اما وجهی که برای قطع به فساد آن وجود دارد این است که برای هیچ کس امکان این وجود ندارد که به اندازه یک سوره بر قرآن اضافه کند و این بر فصحاء هم مخفی بماند، و اما وجه امکان آن این است که یک کلمه و یا دو کلمه و یا حرف و دو حرف و شبیه به این حد را اعجاز نمی‌گویند و در این صورت امکان اشتباه برای فصحاء هم وجود دارد، الا این که اگر چنین چیزی اتفاق می‌افتاد خداوند آن را بر دیگران آشکار می‌ساخت، از این‌رو من بر وقوع چنین چیزی مطمئن نیستم، بلکه تمایلم بر عدم وقوع چنین چیزی و وجود سلامت قرآن کریم است و دلیل من در این باره حدیثی از امام جعفر صادق علیه السلام است که در عدم تحریف قرآن وجود دارد.


    نتیجه :ثابت شد که این یک تدلیس بیش نبوده است و سخن شیخ ره را بریده اند و آن اخبار مستفیضه صحیح یا ضعیف اگر بر فرض منظور صحیح باشد طبق سخنانی شیخ فهمیده می شود که تحریف معنوی بوده است و تاویل نه تحریف لفظی و هم چنین دانستیم که نظر شیخ مفید ره عقیده به سلامت قرآن داشته است نه تحریف !!!!و خبر مستفیض هم مثل خبر متواتر نیست که مفید علم کند
    حضرت آیت الله العظمی سبحانی در کتاب اصول الحدیث و احکامه فی علم الدرایه ص 37 می گویند :وثتی که خبر متواتر به خبری گفته شد که به نفسه مفید علم باشد پس هر خبری به این حد نرسد خبر واحد است

    این تدلیس شماره 7




    قابل توجه تهمت زنندگان ::
    ان شاء الله در آن دنیا با هم صحبت می کنیم و فقط یک سوال دارم چرا واقعا تهمت زدند ؟؟؟
    نکند ظاهر و باطن و عالم الغیب بودند نعوذ بالله ؟؟؟
    امام سجاد ع می فرمایند:
    لاستحل رجال مسلمون دمی * یرون أقبح ما یأتونه حسنا
    ای بسا اگر برخی لباب علمم ظاهر کنم مردم می گند امام سجاد بت پرسته یک مشت مسلمان خونم را می ریزن





  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    دفاع از حضرت زهرا (س)-سید عباس-اکبر بیرامی
    نوشته
    1,424
    حضور
    33 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    2
    گالری
    2
    صلوات
    2980



    سخن هفتم ::

    ابتدا سخن دوستمان را نقل می کنیم :
    سلطان محمد گنابادی :

    وی از جمله عارفان و صالحین شیعیست که نخستین کتاب تفسیر قرآن عرفانی شیعی را نوشته و لذا اعتبار کتاب در نزد عارفان و فلاسفه شیعه بسیار فروان است .

    وی در این کتاب چنین می نویسد :

    اعلم انّه قد استفاضت الاخبار عن الائمّة الاطهار (ع) بوقوع الزّيادة و النقيصة و التّحريف و التّغيير فيه بحيث لا يكاد يقع شكّ في صدور بعضها منهم ( تفسیر بیان السعاده ج 1 ص 20 )

    بدان که روايت و اخبار بسياري از ائمه اطهار درباره واقع شدن زياده و نقص و تغيير و تحريف در قرآن وارد شده است، بطوري که جاي شکي درباره صادر شدن چنين سخن از آنان باقي نمي گذارد،

    حتی عرفای شیعه نیز نتوانسته اند وقوع تحریف و زیاده و نقصان در قرآن را انکار کنند !
    جواب:

    اولا نگاه کنید ما نه رد می کنیم نه قبول می کنیم ولکن بدانید نظر شیعه رو وقتی می خواید مطرح کنید از درجه یکین برای ما بیاورید ولکن این شخص تو اینترنت هم شرح حالش پیدا نمیشه !!


    چه خوب می شد یک ترجمه ای از ایشون می آوردید با ذکر سند

    ثانیا :
    واصلا اینکه این کتاب از ایشون باشد اختلاف است و گفته اند برخی نیست :
    http://www.wikiporsesh.ir/%D8%B3%D9%...دیدگاهی درباره تفسیر بیان السعادة

    در همین لینک بالا در مقدمه همین تفسیر 79 صاحب کتاب اطفاء المکائد و اصلاح المفاسد اصلا منکر شده است که این کتاب مال این شخص است و گفته است این یک کتاب قدیمی بوده است که مرحوم گنابادی به نام خودش انتشار داده است


    دوم :علامه طهرانی کبیر است که چنین تردیدی داشته است ::طبق همان لینک بالا

    ( 2005 : تنبيه النائمين ) فارسي في حقيقة النوم وأنواعه وما يدل النوم عليه من العقايد الدينية للمولى سلطان محمد الگون آبادي المعاصر المتوفى ( 26 - ع 1 - 1327 ) كما حققه لنا بعض المطلعين ، وما وقع في ( ج 3 - 181 ) فهو غلط لأنه فرغ من تأليف كتابه هذا في ( 1323 ) ثم طبع وذكر في نسبه إلى ستة آباء .

    الذریعه ج4ص449

    می گوید :تفسیر منیر در سال 1314 چاپ شده است ولی شاید تالیف او نباشد


    و هم چنین از سخن ایشون شما چگونه فهمیدید تحریف لفظی اعتقاد داشته است ؟؟

    نتیجه ::به این سخن نمی شود احتجاج کرد برای اینکه ایشون تحریف به قرآن بوده است زیرا اختلاف است که این کتاب اصلا مال کدام کتاب است


    قابل توجه تهمت زنندگان ::
    ان شاء الله در آن دنیا با هم صحبت می کنیم و فقط یک سوال دارم چرا واقعا تهمت زدند ؟؟؟
    نکند ظاهر و باطن و عالم الغیب بودند نعوذ بالله ؟؟؟
    امام سجاد ع می فرمایند:
    لاستحل رجال مسلمون دمی * یرون أقبح ما یأتونه حسنا
    ای بسا اگر برخی لباب علمم ظاهر کنم مردم می گند امام سجاد بت پرسته یک مشت مسلمان خونم را می ریزن





  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    دفاع از حضرت زهرا (س)-سید عباس-اکبر بیرامی
    نوشته
    1,424
    حضور
    33 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    2
    گالری
    2
    صلوات
    2980



    سخن هشتم::

    ابتدا سخن دوستمان را نقل می کنیم :
    ) محدث نوری :

    وی از جمله بزرگان معاصر است که کتب فراوانی را نوشته است و از آن جمله میتوان مستدرک الوسائل را نام برد که بسیاری وی را به خاطر نوشتن این کتاب از اجلای محدثین می دانند .

    وی در کتابی تفصیلی به نام فصل الخطاب ، روایات بیشماری که پیش از کتابت وی پراکنده بودند را در یک مکان جمع می کند و به این ترتیب دایرة المعارفی از روایات تحریف را احداث می نماید !
    جواب :

    این سخن شما خلاف بحث علمی است زیرا آوردن یک روایت به منظور پذیرش آن نیست مثل این است که خداوند در مورد فرعون آمده است ان ربک الاعلی
    فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَىٰ [٧٩:٢٤]
    و گفت: «من پروردگار برتر شما هستم!»
    24 سوره نازعات
    یعنی خداوند هم نعوذ بالله به خدایی فرعون اعتقاد داشته پس نقل یک سخن به منزله اعتقاد داشتن آن شخص به سخن نیست:

    اما نقد فصل الخطاب :
    نقد آیت الله العظمی سبحانی بر فصل الخطاب به صورت خلاصه ::

    بيشتر اين روايات از سه كتاب اخذ شده است:
    1. كتاب قراءات نگارش احمد بن محمد سيّاري، از نويسندگان آل طاهر بود. او فردي ضعيف الحديث، فاسد المذهب، كثير الارسال معرفي شده است. [1] .
    2. كتاب علي بن احمد كوفي (متوفاي352هـ)كه رجاليون، او را كذاب و باطل گرا معرفي كرده اند.
    نجاشي، رجال شناس شيعه در حق او مي گويد: وي كوفي و از آل ابي طالب است و در آخر زندگي، راه غلوّ را پيش گرفت. مذهب او فاسد شد و كتاب هاي زيادي نوشت. اكثر آنها آكنده از خطا و اشتباه است. سپس مي گويد: غاليان براي اين مرد، منزلت عظيمي قائلند. [2] .
    3. تفسير علي بن ابراهيم قمي، اين تفسير هر چند به نام او معروف شده است، ولي همه آن، تأليف او نيست. بخشی به قلم او و بخشي به قلم ابي الجارود است كه شاگرد علي بن ابراهيم آن را ضميمه ساخته است.
    شگفت اينجاست كه راوي اين كتاب كه خود را شاگرد علي بن ابراهيم معرفي مي كند و نامش ابوالفضل عباس بن محمد بن علوي است، ناشناخته است و در كتاب هاي رجال معرفي نشده است. از اين جهت بر چنين تفسيري نمي توان اعتماد كرد. [3] .
    آنچه از اين گونه كتاب ها نقل شده مجموعاً (815) حديث است. تنها (307) روايت باقي مي ماند كه بيشتر آنها(107روايت) به اختلاف در قرائت ها باز مي گردد، و به مسأله تحريف ربطي ندارد و بقيه آنها(200روايت) را از كتاب هاي معتبر نقل كرده كه همگي به خوبي قابل توجيه هستند يا اصلاً دلالتي بر تحريف ندارند و ايشان به اصرار آنها را در ادلّه اثبات تحريف گنجانده است.
    علاقه مندان به شناخت واقعيت اين روايات به كتاب «صيانة القرآن من التحريف» نگارش آية اللّه معرفت مراجعه فرمايند.
    -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

    [1] فهرست شيخ طوسي، ص 47، شماره 70؛ رجال نجاشي:211/1، شماره 190.
    [2] رجال نجاشي، ج2، ص 96، شماره 689.
    [3] در ارزيابي تفسير قمي به كتاب «كليات في علم الرجال» 329ـ 340 مراجعه فرماييد.

    و لذا تمام روایات جواب داده شده اند
    اما مقداری به سخن وهابیت می پردازیم
    اسم کتاب را وهابیت هنوز نمی دانند :

    لم يطرء عليه تغيير وتبديل كما وقع على سائر الكتب السماوية ، فكان حريا بان يسمى
    ( فصل الخطاب في عدم تحريف الكتاب ) فتسميته بهذا الاسم الذي يحمله الناس على خلاف مرادي خطأ في التسمية

    این کتاب اسم گذاری شده است به فصل الخطاب در نبود تحریف قرآن پس اسم این اسم را گذاشتند که خمل نکنند از ان مردم خلاف مراد من در خطا در تسمیه


    الذریعه ج16ص232


    تفسير كتاب الله المنزل الشيخ ناصر مكارم الشيرازي ج 8 - ص 30قال:

    وقد اعتمد الكثير من المتذرعين في إثبات تحريف القرآن على كتاب (فصل الخطاب) المشار إليه آنفا . ولابد من الإشارة إلى غرض وغاية هذا الكتاب من خلال ما كتبه تلميذ المؤلف العلامة الشيخ آغا بزرك الطهراني في الجزء الأول من كتاب (مستدرك الوسائل)، حيث يذكر أنه سمع من أستاذه مرارا: إن ما في كتاب فصل الخطاب لا يمثل عقيدتي الشخصية، إنما ألفته للبحث والمناقشة، وأشرت فيه إلى عقيدتي في عدم تحريف القرآن دون أن أصرح، وكان من الأفضل أن أسميه (فصل الخطاب في عدم تحريف الكتاب) .


    شیخ بزرگ طهرانی به کرات شنیده است از استادش که می گفت : آنچه در کتاب فصل الخطاب وجود دارد شبیه نیست به عقیده شخصی من !!!!


    خودتان می بینید که در ضمن نمی دانم چگونه وهابیت این کتاب را خوانده اند چون که شرعا عیب دارد اصلا !!!چون باید علاوه بر این کتاب کتاب رد بر آن را هم بخوانند متن عربی ::

    ، ثبوت النقص فقط . ورد عليه الشيخ محمود الطهراني الشهير بالمعرب ، برسالة سماها ( كشف الارتياب عن تحريف الكتاب ) فلما بلغ ذلك الشيخ النوري كتب رسالة فارسية مفردة في الجواب عن شبهات ( كشف الارتياب ) كما مر في 10 : 220 وكان ذلك بعد طبع ( فصل الخطاب ) ونشره فكان شيخنا يقول : لا ارضى عمن يطالع ( فصل الخطاب ) ويترك النظر إلى تلك الرسالة


    شیخ محمود طهرانی هنگامی که کشف الارتیاب عن تحریف القرآن را نوشت در جواب در فصل الخطاب و نشرش داد شیخ ما می گفت :راضی نیستم از کسی که مطالعه کند فصل الخطاب را و ترک کند نگاه به این رساله


    الذریعه ج16ص231

    از این سخن هم معلوم می شود که قصد شیخ چیز دیگر بوده است و آوردن روایت به منزله اعتقاد داشتن آن شخص به ان مساله ای که آورده است نیست



    نتیجه::همانطور که دیدیم اولا اسم این کتاب را خوب نمی دانند ثانیا به صورت اجمالا به تمام روایات پرداختیم که اکثرا غلط بودند و ضعیف و برخی هم مربوط به قرائات بود ثالثا نقل کردیم که انچه در این کتاب نقل شده است عقیده شخصی ایشون نبوده است

    قابل توجه تهمت زنندگان ::
    ان شاء الله در آن دنیا با هم صحبت می کنیم و فقط یک سوال دارم چرا واقعا تهمت زدند ؟؟؟
    نکند ظاهر و باطن و عالم الغیب بودند نعوذ بالله ؟؟؟
    امام سجاد ع می فرمایند:
    لاستحل رجال مسلمون دمی * یرون أقبح ما یأتونه حسنا
    ای بسا اگر برخی لباب علمم ظاهر کنم مردم می گند امام سجاد بت پرسته یک مشت مسلمان خونم را می ریزن





  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    دفاع از حضرت زهرا (س)-سید عباس-اکبر بیرامی
    نوشته
    1,424
    حضور
    33 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    2
    گالری
    2
    صلوات
    2980



    سخن نهم و دهم ::

    ابتدا سخن دوستمان را نقل می کنم :


    9 ) علامه محدث یوسف بحرانی :

    بعد از ذکر کردن رواياتي که بنظرش بر تحريف قرآن دلالت مي کند، مي گويد:
    آنچه از دلالت صريح و گفتار روشن در اين روايات مي باشد پوشيده نيست، بر آنچه که ما اختيار کرده ايم و واضح بودن آنچه که گفته ايم، و اگر راه طعنه زدن به اين روايات(5) باز شود با وجود بسياري آن و منتشر شدنش، هرآينه طعنه زدن به تمام روايات شريعت(6) ممکن خواهد بود. ( الدرر النجفیه ص 298 )

    10 ) عیاشی : وی مفسری بزرگ است که در کتاب خود روایات فراوانی در باب تحریف قرآن وارده نموده است
    بند 9ام :
    خوب نبود متن عربیتان را می گذاشتید زیرا دیدیم همش تدلیس شده است شاید اینم در معنی تدلیس شده است
    و لکن یک مقداری از شخصیت یوسف بحرانی بدانیم بد نیست !!!

    ولي آنچه که در شرح حال ایشون آمده است این است كه در کتبشون شیوه اخباری دیده می شود :




    اخباری هم که خودتان بیشتر می دانید !!!

    ولی نفهمیدم کجای متن دلالت بر تحریف می کند و می بینیم که ایشون نفی تحریف می کنند تا قبول تحریف

    اين لينكها رو مطالعه کنید :

    http://ar.wikipedia.org/wiki/%D9%8A%D9%88%D8%B3%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%AD% D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%8A
    http://www.jasblog.com/wp/?p=3777

    ردیه: تحریف در سخنان علمای شیعه

    شیخ بوده است در ابتدا امر بر طریقه ی اخباری

    ردیه: تحریف در سخنان علمای شیعه

    مرحله ی اعتدال اخباری را شیخ یوسف بحرانی شروع کرد !!!

    http://www.mezan.net/sayed_ameli/books/mezanlhak/04/036.html

    ولکن شیوه اخباری با ما فرق هایی دارد ما اصولی هستیم

    بند 10 ام:
    همانطور که گفتم نقل روایت دلالت بر این نمی کند که آن شخص اعتقاد دارد به آن مطلب و هم چنین خوب نبود سندی ارائه می دادید ؟؟؟
    این حرفا رو دیگه همه می دونند که شانتاژ بازی است مثل اینکه یک باب داریم و یک مشت حدیث داریم و لذا این گونه بحث علمی به سرانجام نمی رسد مثلا وهابی می گه بله ما یک باب داریم در مورد فضائل ابوبکر کتاب داریم اصلا!
    مثلا در جلسه امتحان بگید بله ما یک بخش داریم در کتابمان به این اسم!!!

    ومثل کتاب فصل الخطاب !که نقل صریح آوردیم



    قابل توجه تهمت زنندگان ::
    ان شاء الله در آن دنیا با هم صحبت می کنیم و فقط یک سوال دارم چرا واقعا تهمت زدند ؟؟؟
    نکند ظاهر و باطن و عالم الغیب بودند نعوذ بالله ؟؟؟
    امام سجاد ع می فرمایند:
    لاستحل رجال مسلمون دمی * یرون أقبح ما یأتونه حسنا
    ای بسا اگر برخی لباب علمم ظاهر کنم مردم می گند امام سجاد بت پرسته یک مشت مسلمان خونم را می ریزن





  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود