جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دو دشت پر از عشق برای حاج بابا

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,588
    حضور
    63 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33504

    راهنما دو دشت پر از عشق برای حاج بابا





    امروز در کنار روستای عظیمیه مزاری است که قطعه ای از پیکر پاک شهید حاج‌بابا را در خود به یادگارگرفته است. این شهید هم در تهران قبر دارد و هم در غرب و محسن برای همیشه در غرب ماندنی شد!

    دو دشت پر از عشق برای حاج بابا
    سال 36 در یکی از خانه‌های محله نیروی هوایی تهران، خانواده حاج‌بابا صاحب فرزندی شدند که نامش را محسن گذاشتند. زمانی که به خدمت سربازی رفت و بعد از پیام امام خمینی(ره) درخصوص فرار سربازها از پادگان‌ها، جزو اولین سربازانی بود که از خدمت فرار کرد. بعد هم رفت خیابان ایران و به خدمت امام خمینی(ره) رسید. در همان سال محسن کسی بود که در اسلحه‌خانه نیروی هوایی در پیروزی را شکست و اسلحه‌های آنجا را به دست مردم داد و به بیرون از پادگان منتقل کردند. در سال 58 در میان 400 نفر داوطلب پزشکی نفر چهارم شد اما به پدرش گفت: پدرجان من می‌خواهم پاسدار شوم. پزشکی را هم دوست دارم اما می‌خواهم پاسدار سپاه پاسداران شوم. محسن جزو دانشجویان پیرو خط امام هم بود و بعد اینکه از لانه جاسوسی آمد به سمت پادگان امام حسین(ع) رفت و در آنجا نیز با لباس سبز به جمع عاشوراییان سپاه پیوست.
    آن روز رفت اصلاح و ‌تر و تمیز شد و آمد. قرار بود بعد از جلسه و شناسایی برود خواستگاری. گفت: «من با بچه‌ها می‌روم شناسایی آخر را انجام دهم. می‌خواهم ببینم خودم تحمل و توان دارم که در منطقه حرکت کنم و عملیات صورت گیرد، بعد نیروها و بچه‌های مردم را بفرستم.» احمد بیابانی هم همراهش بود و در ماشین به همراه شهید شوندی، سه نفری در22 اردیبهشت سال 1361پر کشیده بودند.
    دو دشت پر از عشق برای حاج بابا
    روایت شهادت


    هنگامی که شهید حاجی بابا ، با جیپ روی جادهآ‌ ی سرپل ذهاب به سمت ِازگِله میآ‌رفتند از آنجاییکه ارتفاعات بَمو که مشرف به جاده بوده دست نیروهای عراقی بوده، جیپ وی را مورد هدف قرار میآ‌ دهند و آتش میآ‌گیرد و او به همراه شهیدان بیابانی و شوندی به شهادت میآ‌رسند. وقتی میآ‌خواستند پیکرشهید حاج بابایی را به عقب بفرستند قسمتی از بدنش در ماشین باقی میآ‌ ماند که بعدا موقع انتقال ماشین آن را پیدا میآ‌کنند که دیگر به عقب نمیآ‌فرستند و آن تکه را در محل قرارگاه فرماندهیش به خاک می سپارند، در حال حاضر آنجا روستایی نیز به وجود آمد و مردم آن منطقه به این شهید بزرگوار ارادتی خاص دارند .
    مردانه در جنگ

    حاجی بابا در جنگ تحمیلی مردانه وارد می شود و به خاطر هوش سرشار و استعداد نظامی كه داشت ، در مسیر رشد می افتد و لیاقت و كفایت و توانمندیهای نظامی خود را در عملیات گوناگون به نمایش می گذارد .
    وقتی میآ‌خواستند پیکرشهید حاج بابایی را به عقب بفرستند قسمتی از بدنش در ماشین باقی میآ‌ ماند که بعدا موقع انتقال ماشین آن را پیدا میآ‌کنند که دیگر به عقب نمیآ‌فرستند و آن تکه را در محل قرارگاه فرماندهیش به خاک می سپارند

    او در لشگر 27 محمد رسول الله (ص) مسئوولیتهای مختلف را تقبل و باشایستگی تمام انجام وظیفه می كند و از عهدة امور سر بلند بر می آید. حاجی بابا در عملیات بیت المقدس، حماسه می آفریند و جوهرة انقلابی خود را نشان می دهد. در فتح ارتفاعات بازی دراز كاری می كند كارستان و اوج ایثار ، فداكاری و شهامت را به نمایش می گذارد. حاجی بابا دربارة این عملیات ، طی مصاحبه ای با مجلة پیام انقلاب می گوید :
    دو دشت پر از عشق برای حاج بابا
    برای فتح ارتفاعات بازی دراز ، به اتفاق چند تن دیگر از فرماندهان سپاه ، طرح همه جانبه و گسترده ای تهیه كردیم كه لازمة آن فداكاری و ایثار در سخت ترین و كمترین امكانات بود. در این عملیات موفق شدیم از پشت ارتفاعات بازی دراز عكس و فیلم تهیه كنیم كه به شناسایی های بعدی كمك كرد. این عملیات از چند محور شروع شد و دلیل موفقیت نیز تا حدودی الحاق تمام محورها با یكدیگر بود كه دشمن هیچ فكر نمی كرد بتوانیم از این ارتفاعات در هم پیچیده بالا برویم. جالب این است كه اگر به ارتفاعات دقیق نگاه كنیم، صخره ها طوری است كه حتی كوهنوردها هم نمی توانستند ظرف مدتی كه ما رفتیم، بالا بروند و این امر محقق نشد مگر به مدد غیبی الهی كه ما را به آن ارتفاعات كشاند. این امدادهای غیبی محسوس به نیروهای عمل كننده روحیه می داد و حالت معنوی عملیات را به حدی بالا می برد كه در سخت ترین شرایط ، به نیایش و خواندن دعای توسل مشغول بودند. امداد نیروهای غیبی و فرماندهی امام زمان (عج ) در عملیات كاملاً محسوس بود .
    او اینگونه وصیت می کند:
    بسم رب الشهدا و الصدیقین
    این وصیت نامه بنده سر پا تقصیر محسن حاجی بابا است امید است کلیه برادران و خواهران و پدران و مادران مسلمان مواردی که امام امت به عنوان اتمام حجت و شهدا برای امت بازگو می کنند موبه مو به اجرا در آورند من آگاهانه در این راه قدم گذاشتم و فقط برای پیروزی اسلام و قرآن در جبهه حاضر شدم از عموم برادران تقاضامندم این بنده عاجز را حلال کنند و از امام امت می خواهم که برای قبول شهادت من بدرگاه خداوند تبارک و تعالی دعا کند.
    به خدا قسم من شرمنده این همه شهید و مجروح انقلاب و جنگ تحمیلی هستم.

  2. صلوات ها 4


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود