جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا حضرت عیسی علیه السلام خدا را پدر می خواندند؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,731
    حضور
    109 روز 13 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    4
    گالری
    1583
    صلوات
    37596

    چرا حضرت عیسی علیه السلام خدا را پدر می خواندند؟




    نقل قول نوشته اصلی توسط باغ بهشت نمایش پست ها
    گفت: اي پدر، تو را شكر مي‌كنم كه سخن مرا مي‌شنوي(يوحنّا11: 41)
    من که داشتم این مطلب رو میخوندم یه سوال برام پیش اومد و اون اینکه چرا حضرت عیسی علیه السلام خدا را پدر صدا میزده؟

    نتیجه اش زیباست وقتی این دو را پیوند می زنیم؛


    اینکه فرمودند: زکات زیبایی، پاکدامنی ست

    و اینکه پرداخت زکات دارائیت را افزون می کند

    حالا آنان که زیبایی بیشتر می خواهند، بسم الله




  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 16 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58289



    با نام و یاد دوست





    چرا حضرت عیسی علیه السلام خدا را پدر می خواندند؟








    کارشناس بحث: استاد مبشر


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    323
    حضور
    4 روز 11 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1436



    با سلام خدمت دوستان گرامی
    امیدوارم ایام شما باشادی و خوشی همراه باشد
    از دیدگاه مسیحیان عیسی فرزند خداست و چون مریم مادر اوست پس خدا لاجرم پدر عیسی می باشد زیرا عیسی نمی تواند خدا را مادر بخواند یا او را عموی خود بداند .
    اما اجازه بفرمائید درباره پیشینه واژه اب یا پدر کمی خدمت دوستان توضیح دهم :
    کلمه "اب" به معنی پدر ابتدا در فرهنگ یهودی استعمال می شد و سپس مسیحیان با تغییری در آن معنی اصطلاحی خاصی به آن بخشیدند . آبا پدران قوم بنی اسرائیل بودند . در عهد قدیم یهودیان به خدای آباء اعتقاد داشتند بر این اساس آنها خدایی را می پرستیدند که خدای پدران نامیده می شد از این جهت در عهد عتیق نیز برای معرفی خدا از این مفهوم استفاده کرده و اورا خدای پدران بنی اسرائیل نامیدند "خروج : 3:15 " .
    در این فرهنگ آباء ارزش و قداست خاصی داشتند و تمام یهودیان همیشه باید به ارزش آنان اعتراف کرد. این آبا در تاریخ خلاص قوم جایگاه بی بدیلی داشتند .
    در فرهنگ یهودی آباء بر معلمان نیز اطلاق می شد که برای شاگردان خویش چون پدر بودند مثلا انبیا در بنی اسرائیل جایگاه پدری داشتند به عنوان مثال اصطلاح " ابناء الانبیاء " به معنای فرزندان پیامبران را در عهد عتیق می توان یافت " 1 امثال 20 : 35 " . در ادبیات حکمت عهد عتیق برای مثال در " امثال : 1 : 8 – 3 : 1 " جایگاه شاگرد نسبت به استاد مانند جایگاه فرزند نسبت به پدر توصیف شده است .
    این استعمال در ادبیات عهد جدید نیز به تاثیر از عهد قدیم کاملا مشهود است برای مثال در رساله رومیان ابراهیم را پدر مؤمنین توصیف می کنند " رومیان : 4 : 16 " .
    از سویی دیگر پولس بشارت به انجیل را پدید آورنده نوعی علاقه پدر و فرزندی بین مبشر و کلیسا است " غلاطیان 4 : 9 " . از سویی دیگر کلمه آباء در عهد جدید برای توصیف نسل اول مسیحیان به کار رفته است " 2 پطرس : 3 : 4 " .
    پدران رسولی استعمال این کلمه را برای دلالت بر مشایخ عهد عتیق به کار می بردند اما این اصطلاح را اولین بار بت پرستان برای توصیف اسقف های مسیحی به کار بردند بر همین اساس اولین بار بت پرستان ازمیر " بولاکیریوس " اسقف ازمیر را معلم آسیا و پدر مسیحیان نام نهادند . پس از آن در سال 177 میلادی مسیحیان وین و لیون که برای ملاقات با " اوثیروس " اسقف اعظم رم رفته بودند در ملاقات با او وی را " اب " یا پدر نامیدند . این نامگذاری که پس از آن بر اسقفهای اعظم اطلاق می شد از قرن هفتم به اسقف اعظم رم اختصاص یافت .
    اما از دیدگاه اسلام عیسی مسیح علیه السلام هیچ گاه خود را فرزند خدا نمی دانست که او را پدر خطاب کند بلکه خداوند در قرآن کریم می فرماید که مسیح خود را بنده خداوند می دانست :
    فَأَشَارَتْ إِلَيْهِ ۖ قَالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَن كَانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا ﴿٢٩﴾ قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّـهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا ﴿٣٠﴾ وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا ﴿٣١﴾ وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا ﴿٣٢﴾ وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدتُّ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا ﴿٣٣﴾ ذَٰلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ ۚ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ ﴿٣٤﴾ مَا كَانَ لِلَّـهِ أَن يَتَّخِذَ مِن وَلَدٍ ۖ سُبْحَانَهُ ۚ إِذَا قَضَىٰ أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ .
    (مریم) در حالی که او را در آغوش گرفته بود، نزد قومش آورد؛ گفتند: «ای مریم! کار بسیار عجیب و بدی انجام دادی! (۲۷) ای خواهر هارون! نه پدرت مرد بدی بود، و نه مادرت زن بد کاره‌ای!!» (۲۸) (مریم) به او اشاره کرد؛ گفتند: «چگونه با کودکی که در گاهواره است سخن بگوییم؟!» (۲۹) (ناگهان عیسی زبان به سخن گشود و) گفت: «من بنده خدایم؛ او کتاب (آسمانی) به من داده؛ و مرا پیامبر قرار داده است! (۳۰) و مرا -هر جا که باشم- وجودی پربرکت قرار داده؛ و تا زمانی که زنده‌ام، مرا به نماز و زکات توصیه کرده است! (۳۱) و مرا نسبت به مادرم نیکوکار قرار داده؛ و جبّار و شقی قرار نداده است! (۳۲) و سلام (خدا) بر من، در آن روز که متولّد شدم، و در آن روز که می‌میرم، و آن روز که زنده برانگیخته خواهم شد!» (۳۳) این است عیسی پسر مریم؛ گفتار حقّی که در آن تردید می‌کنند! (۳۴) هرگز برای خدا شایسته نبود که فرزندی اختیار کند! منزّه است او! هرگاه چیزی را فرمان دهد، می‌گوید: «موجود باش!» همان دم موجود می‌شود! (۳۵) و خداوند، پروردگار من و شماست! او را پرستش کنید؛ این است راه راست!
    با تقدیم بهترین احترام ها و آرزوی بهترین ها

  7. صلوات ها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود