صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: صادر شدن یک موجود دارای قوه از بالفعل مطلق

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    713
    حضور
    15 روز 21 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    7
    صلوات
    1594

    اشاره صادر شدن یک موجود دارای قوه از بالفعل مطلق




    با سلام
    در راستای مباحث مطرح شده در تاپیک http://www.askdin.com/thread41968.html
    به اینجا رسیدیم که خالق موجودات دارای حرکت جوهری را به جعل بسیط جعل کرده است و حرکت ذاتی آن موجودات بوده و نوعی نقص وجودیست که به جهت بالقوه بودن بسیاری از صفات و در جهت بالفعل شدن آن ایجاد می شود. و موجودات از جهاتی بالفعل و از جهاتی بالقوه هستند و همین امر سبب حرکت جوهری می شود. که این آثار ذاتی همان موجودات است و اینگونه نیست که خداوند باید خود متحرک باشد تا علت حرکت در آن ها شود بلکه آنچه خدا می دهد کمالات وجودی است و آثار ناشی از آن قابل تعمیم به خدا نیست. کمال حرکت جوهری وقتی تماما بالفعل شده باشد ثبات است و خداوند هر کمالی را در اعلی مرتبه آن داراست که در مورد حرکت همان ثبات است.
    حال سوال جدیدی برای من مطرح شد که در آن تاپیک قابل پیگیری نبود:

    اشکال اصلی من از آنجا آغاز می شود که نسبت وجودی بین خالق و مخلوق هنوز کاملا برایم واضح نیست. اگر وجود بین خالق و مخلوق اشتراک معنوی دارد پس وجود در هر دو یکی است و صرفاً تفاوت در ناقص و کامل بودنشان است.
    از طرفی موجودی داریم به نام هیولا که قوه محض است و پتانسیل حرکت در آن زیاد است. قاعدتا باید وجود در خالق و هیولا نیز مشترک معنوی باشد. درک من از این ماده این است که هر چه امکان وجود دارد و ممتنع نیست باید قوه اش در هیولا موجود باشد. و خداوند که بخیل نیست امکان وجود به هر ممکن الوجودی که قوه اش در هیولا موجود بوده را داده است. سه سوال درباره این ماده برایم مطرح می باشد:

    1- از آنجا که هرچه به فعلیت رسیده امکان بازگشت به قوه را ندارد. و از طرفی خلق از عدم محال است. یک موجود دارای قوه از یک موجود دارای فعلیت مطلق چگونه صادر شده است؟
    2- آیا هیولا تمام نمی شود؟!!!
    3- آیا موجوداتی که حرکت جوهری ندارند هم مراحل قوه به فعلیت را طی کرده اند؟ اصلا جهت بالقوه ای دارند یا نه کمالات آن ها مثل خداوند تماما بالفعل است؟ و اگر در حد خداوند بالفعل نیست چطور می شود که حرکت جوهری نداشته باشند؟

    با تشکر
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۳/۰۹/۱۶ در ساعت ۱۸:۱۳
    عکس روی تو چو در آینه ی جام افتاد
    عارف از خنده ی می در طمع خام افتاد
    حسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرد
    این همه نقش در آیینه ی اوهام افتاد
    این همه عکس می و نقش نگارین که نمود
    یک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد.

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,517
    حضور
    174 روز 18 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58297



    با نام و یاد دوست





    صادر شدن یک موجود دارای قوه از بالفعل مطلق








    کارشناس بحث: استاد صدیق

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۳/۰۶/۰۹ در ساعت ۲۲:۳۸ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو

  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 22 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    باسلام
    پیش از پاسخ به سوال شما، لازم است به چند نکته توجه شود.

    نکته اول: ربط حادث با قدیم و ثابت با متغیر ازمباحث قدیمی فلسفی و از معضلات فلسفی بوده است. هر اندیشمندی بر اساس مشرب فلسفی و مبانی خود به نوعی در صدد پاسخگویی به آن بر آمده است. مهمترین و بهترین نظر فلسفی در این زمینه این است که خالق ثابت، مخلوق ومعلول متجدد را به صورت جعل بسیط،متجدد می آفریند یعنی موجودی می افریند که ذاتا متجدد است و نه اینکه ابتدا موجودی را بیافریند و سپس تجدد در او راه بیابد.(1)

    نکته دوم: هیولا یا همان ماده اولی، به تنهایی قابل خلق و جعل نیست. زیرا هیولا بر اساس تعریف فلسفی، چیزی است که هیچگونه فعلیتی ندارد مگر عدم فعلیت.(2) بنابراین چیزی نیست که قابل جعل باشد.

    نکته سوم:آنچه خلق میشود و در جهان وجود دارد، در صورتی که مادی وجسمانی باشد، مرکب است از ماده و صورت. اما این ترکیب، مانند ترکیب جسم از اجزای مقداری نیست که قابل جداسازی باشد. در ترکیب از اجزای مقداری، یک چوب، اجزایی دارد که میتوان جسم را به ان اجزاء تقسیم کرد و هر یک را به تنهایی دید. این اجزاء همان تکه های چوب هستند. اما در ترکیب از ماده و صورت، نمیتوان این دو جزء را جدای از هم ملاحظه کرد. خصوصا ترکیب اولیه از ماده اولیه و صورت اولیه که چون ماده اولیه، قوه محض است، قابل جدا سازی از صورت نیست و اصلا بدون صورت وجودی ندارد. البته صورت نیز به تنهایی قابل جعل نیست زیرا صورت نیز نیاز به فضایی دارد که بر روی آن قرار بگیرد وآن فضا، همان ماده اولی و سپس مواد بعدی است.(3)

    نکته چهارم: در مباحث فلسفی، بین واجب الوجود و ممکنات، یک سری واسطه هایی مطرح است که خلقت موجودات به ترتیب از آنها شکل میگیرد. این ترتیب، همان ترتیب طولی خلقت است که بر اساس قاعده الواحد و نیز قاعده سنخیت میان علت و معلول مطرح شده است. بر این اساس، خداوند ابتدا عقل اول را می افریند و عقل اول، عقل دوم را می افریند و همینطور ادامه دارد تا عقل دهم که عالم طبیعت( یا بر اساس نظر غیر مشائی، عالم مثال) را می افریند.(4) البته تمام این سلسله، در حقیقت معلول واجب الوجود بالذات هستند ولی برخی بدون واسطه(عقل اول) و برخی با واسطه(عقول بعدی و عالم مثال و ماده)

    نکته پنجم: بحث قوه و فعل مربوط به عالم ماده و امور جسمانی است و در مجردات(مثالی یا عقلی و واجب الوجود) جاری نیست. زیرا قوه در جایی است که فعلیتی نباشد و برای رسیدن به این فعلیت، نیاز به ماده ای هست و امکانی استعدادی که آن ماده برای پذیرش حالت و صورت جدید را داشته باشد(5) و نیز صورتی که بر روی ماده قرار بگیرد و به همراه هم، حالت جدیدی را برای ان موجود ایجاد کنند. این مسئله مربوط به مادیات است که ماده ای دارند و یک سری چیزها که استعداد پذیرش آنها را دارند. اما مجردات(عقول و واجب الوجود)، ماده ای ندارند تا این ماده، امکان استعدادی داشته باشد و این امکان استعدادی، قابلیتی باشد برای اینکه از جانب موجودی برتر، صورت جدیدی برای آنها افاضه شود. بنابراین، در مجردات حالت انتظاری وجود ندارد.(6)

    با توجه به این نکات، حال به پاسخ سوال شما می پردازیم. بر اساس مباحث فلسفی، خلقت ماده اولی به صورت مستقیم از جانب واجب الوجود بالذات که عین فعلیت و فعلیت محض می باشد، نیست. بلکه ماده را عقل مجردی ایجاد میکند و به کمک صورت آنرا حفظ می کند. بنابراین، علت فاعلی ماده و ایجاد کننده آن، عقلی مجرد است و صورت، شریک علت است. البته بعد از ایجاد و ترکیب این دو، عقل مجرد این ماده را به کمک صورتهای پی در پی که در طی حرکت جوهری بر آن می افزاید، حفظ میکند. شبیه بنّایی که ساختمانی را می سازد. او پی در پی سقف این خانه و دیوارهای آن را به کمک ستونهایی از ریزش حفظ میکند.(7)

    اما این ماده اولی، پس از ترکیبی که با صورت یافت، ماده ثانوی را تشکیل میدهند که این ماده ثانوی، دیگر قوه محض نیست بلکه به همراه صورت، فعلیت یافته است. آنگاه، این دو ماده میشوند برای اینکه صورتی دیگر بر روی آنها قرار بگیرد و ماده جدیدی برای پذیرش صورتی جدید را تشکیل بدهند.

    با توجه به نکته پنجم، پاسخ سوال اخر شما نیز مشخص میشود. علاوه بر اینکه این مسئله در واجب الوجود به شکل شدیدتری مطرح است و در فلسفه با عنوان "واجب الوجود، از جمیع جهات، واجب الوجود است" مطرح شده است.(9)

    موفق باشید.

    ـــــــــــــــــــــــــ ـ
    1. بدایه الحکمه، محمد حسین طباطبایی، ص222(قم، نشر اسلامی، 1422ق)
    2. همان، ص94
    3. همان. ص95
    4. همان، ص62
    5. نهایه الحکمه، محمد حسین طباطبایی، ص250(قم، نشر اسلامی، 1422ق)
    7. نهایه الحکمه، ص71
    8. نهایه الحکمه، ص130-131
    9. نهایه الحکمه، ص71


  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2,560
    حضور
    38 روز 5 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4370



    نقل قول نوشته اصلی توسط aminjet نمایش پست ها
    آثار ناشی از آن قابل تعمیم به خدا نیست
    سلام
    همین یک نتیجه نشان می دهد که جواب صحیح نبوده چه اینکه خلاف نصوص دینی و اصول دیگر فلسفی است . در باب الهیات فلسفه می خوانیم که واجب رب مطلق است و اطلاق ربوبیت او شامل همه پدیده های جهان میشود .
    در پاسخی که بنده مطرح کردم پاسخ روشنی برای این سوال هست
    در آنجا گفتیم که ثابت ثابت می آفریند و این دو تنها در مراتب وجودی اختلاف دارند و آز آنجا که صور چند بعدی موجودات عالم ماده ظرفیت ظهور یکباره وجود مجرد مافوق خود را ندارد باید در صورتی نو ظاهر شود تا به تدریج آن کمالات در اینسو ظهور یابد
    یا علیم

    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای



  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    713
    حضور
    15 روز 21 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    7
    صلوات
    1594



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    آنچه خلق میشود و در جهان وجود دارد، در صورتی که مادی وجسمانی باشد، مرکب است از ماده و صورت.
    با سلام و تشکر

    صورت با ماهیت چه فرقی دارد؟ تصور من این است که آنچه در خارج از ادراک واقعا وجود دارد ماده باشد. و صورت (و یا احیانا ماهیت) برداشت فیلتر شده دستگاه ادراک حسی ما از آن ماده باشد و به بیانی اعتباریست و ساخته پرداخته دستگاه ادراک ماست و در خارج معنایی ندارد. فقط می شود گفت که ماده خارجی بگونه ایست که برداشت تصویری دستگاه حسی ما(لامسه سامعه باصره و ...) برای ما آن را به شکل اشیا مجسم می کند.



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    ر مباحث فلسفی، بین واجب الوجود و ممکنات، یک سری واسطه هایی مطرح است که خلقت موجودات به ترتیب از آنها شکل میگیرد. این ترتیب، همان ترتیب طولی خلقت است که بر اساس قاعده الواحد و نیز قاعده سنخیت میان علت و معلول مطرح شده است. بر این اساس، خداوند ابتدا عقل اول را می افریند و عقل اول، عقل دوم را می افریند و همینطور ادامه دارد تا عقل دهم که عالم طبیعت( یا بر اساس نظر غیر مشائی، عالم مثال) را می افریند.(4) البته تمام این سلسله، در حقیقت معلول واجب الوجود بالذات هستند ولی برخی بدون واسطه(عقل اول) و برخی با واسطه(عقول بعدی و عالم مثال و ماده)
    واسطه ها مشکل من را حل نمی کنند. چون سوال و ابهام بین هر واسطه نسبت به واسطه بعدی تکرار می شود. تا برسد به عالم طبیعت. که همان مسئله سنخیت میان علت و معلول و چگونگی اعطا خصیصه ای به مرتبه پایینتر است وقتی که خود آن مرتبه بالاتر فاقد آن است.




    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    حث قوه و فعل مربوط به عالم ماده و امور جسمانی است و در مجردات(مثالی یا عقلی و واجب الوجود) جاری نیست. زیرا قوه در جایی است که فعلیتی نباشد و برای رسیدن به این فعلیت، نیاز به ماده ای هست و امکانی استعدادی که آن ماده برای پذیرش حالت و صورت جدید را داشته باشد(5) و نیز صورتی که بر روی ماده قرار بگیرد و به همراه هم، حالت جدیدی را برای ان موجود ایجاد کنند. این مسئله مربوط به مادیات است که ماده ای دارند و یک سری چیزها که استعداد پذیرش آنها را دارند. اما مجردات(عقول و واجب الوجود)، ماده ای ندارند تا این ماده، امکان استعدادی داشته باشد و این امکان استعدادی، قابلیتی باشد برای اینکه از جانب موجودی برتر، صورت جدیدی برای آنها افاضه شود. بنابراین، در مجردات حالت انتظاری وجود ندارد.(6)
    خوب در تاپیک قبلی بحث قوه و فعل برای واجب هم مطرح بود بگونه ای که واجب را دارای فعلیت مطلق و تام و فاقد جهات استعدادی مطرح می کردیم. سوال من این است که سایر مجردات هم دارای فعلیت مطلق در حد وجودی خود هستند یا خیر؟ یعنی فعلیتشان مانند فعلیت واجب الوجود بالذات هست یا خیر؟



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    بر اساس مباحث فلسفی، خلقت ماده اولی به صورت مستقیم از جانب واجب الوجود بالذات که عین فعلیت و فعلیت محض می باشد، نیست. بلکه ماده را عقل مجردی ایجاد میکند و به کمک صورت آنرا حفظ می کند. بنابراین، علت فاعلی ماده و ایجاد کننده آن، عقلی مجرد است و صورت، شریک علت است.

    اولا سوال تاپیک بین عقل مجرد و ماده صادر شده از آن تکرار می شود.
    ثانیا سوال اصلی من که چگونه می شود که رودخانه از دریا به سمت کوه سرازیر شود باقی مانده است. آنچه دارای فعلیت است به قوه برنمی گردد (البته اثباتش را نمی دانم ولی ملاصدرا از این قانون برای رد تناسخ استفاده کرده بود.) حال چگونه است که موجود دارای فعلیت مطلق حالا هر تعداد واسطه هم که در بین باشد این کار را کرده است؟ البته یک پاسخ این است که مخلوقات به همین صورت از ازل با او بوده اند نه اینکه صادر شده باشند که این هم احساس می کنم جور در نمی آید.بالاخره وقتی همه جهت قوه خود را از دست داده و بالفعل شدند تمام می شوند.بالاخره مخلوقات که محدودند بینهایت نیستند (نمی دانم شاید هم بینهایت باشند؟!!)

    با تشکر.
    عکس روی تو چو در آینه ی جام افتاد
    عارف از خنده ی می در طمع خام افتاد
    حسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرد
    این همه نقش در آیینه ی اوهام افتاد
    این همه عکس می و نقش نگارین که نمود
    یک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد.

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    713
    حضور
    15 روز 21 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    7
    صلوات
    1594



    نقل قول نوشته اصلی توسط محی الدین نمایش پست ها
    در پاسخی که بنده مطرح کردم پاسخ روشنی برای این سوال هست
    با سلام و تشکر
    پاسخ از طریق وحدت شخصی مقصد نهایی من است. ولی می خواهم اول نظر فلسفی و تشکیکی را بدانم.
    مشکل شیوه پاسخگویی در وحدت شخصی این است که آخرش به معرفت نفس ختم می شود و استدلال ناتمام می ماند.
    راستش را بخواهید من وقتی به شیوه تشکیکی پاسخ را می شنوم اتوماتیک ترجمه وحدت شخصی آن در ذهنم ایجاد می شود انگار هر دو یک حرف را می زنند ولی حرف هم را قبول ندارند.

    ممنون
    عکس روی تو چو در آینه ی جام افتاد
    عارف از خنده ی می در طمع خام افتاد
    حسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرد
    این همه نقش در آیینه ی اوهام افتاد
    این همه عکس می و نقش نگارین که نمود
    یک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد.

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 22 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نقل قول نوشته اصلی توسط aminjet نمایش پست ها
    صورت با ماهیت چه فرقی دارد؟

    باسلام
    فکر میکنم منظور شما، این قسمت از عرض بنده بود که گفتم "به صورت ماده"، منظور از این صورت، صورت لغوی و تعبیر عرفی بود که همان شکل و قیافه و قالب است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط aminjet نمایش پست ها
    تصور من این است که آنچه در خارج از ادراک واقعا وجود دارد ماده باشد.

    اگر منظور شما از این جمله آن است که ماده و غیر ماده مربوط به ادراک ماست و واقعیتی در خارج ندارند، درست نیست. زیرا ما ماده را با حواس خود درک میکنیم و خواص آنرا می یابیم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط aminjet نمایش پست ها
    واسطه ها مشکل من را حل نمی کنند. چون سوال و ابهام بین هر واسطه نسبت به واسطه بعدی تکرار می شود. تا برسد به عالم طبیعت. که همان مسئله سنخیت میان علت و معلول و چگونگی اعطا خصیصه ای به مرتبه پایینتر است وقتی که خود آن مرتبه بالاتر فاقد آن است.

    اگر منظور شما از این دادن و گرفتن، رابطه قوه و فعل بین علت ومعلول است؛ به این معنا که مرتبه بالایی یک سری چیزها را به صورت بالفعل دارد و معلولش برخی از آنها را به صورت بالفعل، اینکه اشکالی ندارد. اتفاقا مرتبه بالایی یک سری چیزها را دارد و مرتبه پائینی ندارد. و علت، قابلیت رسیدن به برخی از این کمالات را به معلولش میدهد، البته به جعل بسیط. یعنی این قابلیت را همراه با ذات او قرار میدهد که معلول با حرکت جوهری میتواند به آنها برسد.
    اگر منظور شما، قالبهای وجودی است که هرچه مرتبه وجود معلول پائین تر میرود، ضعیف تر میشود تا حدی که مادی و جسمانی میشود، این نیز بر اساس مبانی و اصولی که صدرا مطرح کرده است حل میشود.
    توضیح اینکه به نظر جناب آخوند ملاصدرا:
    _ آنچه جهان خارج را پر کرده است، وجود است.
    _ وجود دارای مراتب تشکیکی است و اختلافی نیز که بین وجودهای مختلف وجود دارد، اختلاف تشکیکی است و تفاوت آنها در شدت و ضعف است.
    _ وجود هرچقدر قوی تر باشد، فعلیتش بیشتر است تا حدی که به فوق فعلیت و فعلیت تام میرسد که وجود حق تعالی است و هر چقدر ضعیف تر باشد، نداشتن هایش بیشتر است. اما این ضعف ها که همان نداشتن امور کمالی وجودی است، واقعیتی در خارج ندارد بلکه همان جلوه و تظاهر نداشتن است. شبیه آهن گداخته و ذوب شده ای که آهنش قرمز رنگ است و قسمت های غیر آهنی اش به صورت سیاه نمایش می یابد.
    بنابراین، مثلا در مرتبه عالم ماده، آنچه واقعا در خارج وجود دارد، وجودی است که ضعیف است و این ضعف های وجودی، به صورت قالب ماده دیده میشود. به عبارت دیگر، این جلوه وجودی از حق تعالی، چون ضعیف است و از فعلیت وجودی کمتری برخوردار است، نقاط ضعفش به صورت مادی ظاهر میشود. بنابراین، آنچه از جاعل و علت صادر میشود وجود است اما این وجود در برخی موارد ضعیف است و این ضعف نیز نداشتن است و نداشتن که واقعیت ندارد بلکه صرفا جلوه بیرونی است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط aminjet نمایش پست ها
    سوال من این است که سایر مجردات هم دارای فعلیت مطلق در حد وجودی خود هستند یا خیر؟ یعنی فعلیتشان مانند فعلیت واجب الوجود بالذات هست یا خیر؟

    خیر در سلسله وجودی، مرتبه مافوق وجود، واجب الوجود قرار داردکه هیچ نحوه نقصی ندارد. بعد از او، هرچه باشد، نحوه ای از نقص و فقر را دارد. حداقل اینکه دارای ماهیت هستند. ممکن الوجود و محتاج هستند. اینها یعنی فقر و نداشتن.
    البته در میان مجردات، موجوداتی که در عالم عقول هستند، دارای تجرد تام هستند به این معنا که قابلیت ارتقا ندارند و هیچ نحوه قوه ای در آنها راه ندارد و استعداد تکامل نیز ندارند. بنابراین تام بودن آنها به این معناست؛ یعنی هرچه میتوانستند داشته باشند را به صورت بالفعل دارند، اما کمال آنها در حد خودشان است و اصلا قابل مقایسه با خالق تعالی و واجب الوجود نیست.





  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 22 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نقل قول نوشته اصلی توسط aminjet نمایش پست ها
    سوال تاپیک بین عقل مجرد و ماده صادر شده از آن تکرار می شود.
    اولا: همانطور که در بالا عرض شد، ارتباط بین موجود بالقوه و بالفعل و ایجاد آن اشکالی ندارد.
    ثانیا: از جهت ثبات و تغییر نیز اشکالی در ارتباط وجود ندارد. زیرا موجود متغیر چیزی را ندارد که با تغییر میخواهد به آن برسد و موجود ثابت آنرا دارد، موجودی که چیزی را دارد به موجودی که دارا نیست، چیزی را داده است البته به جعل بسیط.
    مشکل در این مسائل نبوده و نیست.
    مشکلی که در ارتباط ثبات و متغیر مطرح است، این است که:
    - حرکت، ذاتا دارای امتدادی است که سیال و ممکن نیست که هیچ دو جزء فرضی ان با هم و به صورت همزمان موجود باشند.
    - علت تامه حرکت، برای اینکه حرکت را موجود کند، باید ابتدا جزء اول آنرا موجود کند و سپس، با معدوم شدن آن، جزء دومش راموجود کند و همینطور این فرایند ادامه دارد.
    - بنابر قاعده" امتناع انفکاک علت از معلول"، اگر علت بخواهد همراه و همزمان با این معلول زمان مند و متغیرش باشد، خودش نیز باید دارای اجزای فرضی باشد که مشابه و همزمان با اجزای فرضی حرکت.
    در این همزمانی، هر جزء از علت، علت تامه جزء مشابه و همزان از حرکت است و انفکاکی بین انها ایجاد نمی شود.
    حال اگر این علت، خودش امری ثابت و غیر متغیر باشد، نتیجه این میشود که علت، دارای اجزای فرضی و همزمان با معلولش نیست.

    یعنی در زمان تحقق جزء دوم از این معلول متغیر، علت وجود دارد ولی جزء اول معدوم شده و این دو اشکال دارد.
    اولا: بین علت ومعلول(جزء اول) انفکاک ایجاد شده است.
    ثانیا: اگر بگویید که جزء اول که از بین رفته پس چیزی نیست که بخواهد علت داشته باشد، نتیجه اش این میشود که شما برای حرکت و تغییر، اجزای بالفعلی را در نظر گرفتید که با گذر زمان حرکت، جزء قبلی واقعا از بین میرود و جزء جدید حادث میشود در حالیکه این حرف درست نیست و در حرکت، زمان متصرم و متجدد است و ایجاد جزء جدید وابسته به انعدام جزئ قبلی است. اما خود متحرک، وجودی دارد که این وجودش صورتهای پی در پی را در طی حرکت جوهری میگیرد ولی صورت قبلی باقی است و به تعبیر فلسفی "لبس بعد اللبس" است یعنی صورت قبلی به همراه ماده قبلی، باقی و به منزله ماده برای صورت جدید میشود.

    این مشکل، عویصه و مشکل، ربط ثابت به متغیر است.
    برای حل این مشکل راه حل های زیادی ارائه شده است و هر کسی بر اساس دیدگاه خود به حل آن پرداخته است.
    بهترین و آخرین نظری که ارائه شد، توسط جناب صدرا و بر اساس حرکت جوهری داده شده است.
    بر اساس دیدگاه وی، معلول متغیر دو جنبه دارد:
    از یک جهت، چون متحرک بالذات است، برای حرکتش نیازی به علت ندارد زیرا آنچه علت نیاز دارد، عرض است(کل عرضی معلّل) اما حرکت ذاتی که امری عرضی نیست تا نیازی به علت داشته باشد. بلکه صرفا یک علت میخواهد که جوهر مورد نظر را به جعل بسیط متحرک ایجاد کند.
    اما از یک جهت دیگر، این جوهر متحرک بالذات، یک سری حرکتهای عرضی(مانند حرکت در کم و کیف و ...) نیز دارد. علت این حرکتهای عرضی، خود جوهر است.

    تنها مشکلی که هنوز باقی مانده این است که همزمانی علت تامه با این طبیعت متغیر و سیال بالذات چیست، این مشکل نیز به این صورت حل میشود که علت ایجاد این جوهرهای مادی، چه مستقیما واجب الوجود باشد و چه عقول بعدی و واسطه ای، مجردند و امور مجرد، فرازمانند و زمان ندارند تا گفته شود همزمان با ایجاد جزء دوم معلول زمانی، علت در زمان جزء اول نیست. خیر، این موجود مجرد فرازمانی، اصلا زمان برایش مطرح نیست و تمام طول وجود این موجود متغیر برای این موجود فرازمان، به یک صورت است و تمام آن نزد این موجود مجرد در یک ظرف دیگری به نام دهر به صورت دفعی وجود دارد. در همان ظرف نیز، این علت ثابت، علت برای تک تک اجزای این معلول متغیر و جوهر سیال است.


  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    713
    حضور
    15 روز 21 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    7
    صلوات
    1594



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    فکر میکنم منظور شما، این قسمت از عرض بنده بود که گفتم "به صورت ماده"، منظور از این صورت، صورت لغوی و تعبیر عرفی بود که همان شکل و قیافه و قالب است.
    با سلام و تشکر

    نه دقیقا تفاوت بین صورت با ماهیت را می خواستم بدانم. البته من تفاوت اثر با ماهیت. و صفت با ماهیت. را هم نمی دانم. به همین دلیل ترسم این بود که منظور برخی از بیانات شما را اشتباه دریافت کنم. سوال کردم.



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    اگر منظور شما از این دادن و گرفتن، رابطه قوه و فعل بین علت ومعلول است؛ به این معنا که مرتبه بالایی یک سری چیزها را به صورت بالفعل دارد و معلولش برخی از آنها را به صورت بالفعل، اینکه اشکالی ندارد. اتفاقا مرتبه بالایی یک سری چیزها را دارد و مرتبه پائینی ندارد. و علت، قابلیت رسیدن به برخی از این کمالات را به معلولش میدهد، البته به جعل بسیط. یعنی این قابلیت را همراه با ذات او قرار میدهد که معلول با حرکت جوهری میتواند به آنها برسد.
    اگر منظور شما، قالبهای وجودی است که هرچه مرتبه وجود معلول پائین تر میرود، ضعیف تر میشود تا حدی که مادی و جسمانی میشود، این نیز بر اساس مبانی و اصولی که صدرا مطرح کرده است حل میشود.
    با توضیحات شما برایم اینگونه روشن شد که آنچه علت به معلول می دهد جهات بالفعل است. و جهات بالقوه اموری عدمی هستند که به سبب بالفعل نبودن برای ما اینگونه وهم می شوند.
    اما اگر بالقوه بودن را امری وجودی بدانید که استعدادی به سمت بالفعل شدن دارد سوال من هنوز پا برجاست. چگونه وجودی بالفعل، وجودی بالقوه جعل کرده است؟
    تصور من از ارتباط وجودی اشیا با علت اکنون با توجه به صحبت های شما این شد که:
    " علت برای ایجاد معلول، اینگونه عمل می کند که از وجود مطلقش جهاتی را ناقص می کند تا وجود ضعیفتر یعنی معلولها ظاهر شوند." من این برداشت را از جعل کردن دارم تا الان.
    یعنی برای خلق موجود بالقوه باید بالفعلی به سمت بالقوه حرکت کند که گیر من همینجاست.

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    البته به جعل بسیط. یعنی این قابلیت را همراه با ذات او قرار میدهد که معلول با حرکت جوهری میتواند به آنها برسد.
    مشکل من همین است که چون علت، معلول را از عدم خلق نمیکند پس باید از وجودش جعل کند که برای من جای این اشکال است که بالفعل، بالقوه نمی شود.

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    آنچه از جاعل و علت صادر میشود وجود است
    مشکل من همین است که چرا باید اصلا چیزی صادر بشود. موجودی که سراسر استعدادهایش مطلقا بالفعل است، دیگر نباید فعلی از او سر بزند. به عنوان مثال فنری که فشرده است پتانسیل حرکت دارد ولی فنری که کاملا رها شده و قوه ای ندارد کاملا بالفعل است و دیگر فعلی مرتکب نمی شود مگر اینکه علت خارجی دوباره آن را فشرده کند که در مورد واجب بالذات هیچگونه علت خارجی دیگری نیست که این کار را بکند.بلکه محال است که بشود این کار را کرد.
    بنابراین امکان صدور مخلوقی که سنخیت وجودیش با واجب الوجود یکی باشد محال است!!
    پس اشیا وجود خارجی از جنس وجودی که واجب الوجود دارای ان است ندارند؟!!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    اگر منظور شما از این جمله آن است که ماده و غیر ماده مربوط به ادراک ماست و واقعیتی در خارج ندارند، درست نیست. زیرا ما ماده را با حواس خود درک میکنیم و خواص آنرا می یابیم.
    فعلا منظور من این نیست که واقعیتی در خارج ندارند. ولی به هر حال می توان گفت که اشیا در مرتبه حس ما وجود دارند و در خارج اینگونه که ما ادراک می کنیم تعریف نمی شوند. البته فعلا فرض من این است که در خارج یک چیزی هست که ما یک چیزی حس می کنیم. اما چیست؟ اصلا خود خارج چیست؟ از کجا معلوم که خارجی هم در کار باشد که ما جزئی از آن خارج باشیم؟ بحث دیگریست که در اینجا نمی گنجد.
    قرض من این است که اشیا در خارج هستند و از ماده و صورت تشکیل شده اند و می خواهم سنخیت وجودیشان با واجب الوجود بالفعل مطلق را بدانم. به همین دلیل پرسیدم فرق صورت با ماهیت چیست.


    سایر فرمایشاتتان را مطالعه کردم ولی اگر از آنها هم سوال بپرسم بحث طولانی و پراکنده می شود. شاید پاسخ به سوالات فوق، جواب به سوالات نپرسیده را هم پوشش دهد.

    با تشکر از وقتی که می گذارید.
    عکس روی تو چو در آینه ی جام افتاد
    عارف از خنده ی می در طمع خام افتاد
    حسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرد
    این همه نقش در آیینه ی اوهام افتاد
    این همه عکس می و نقش نگارین که نمود
    یک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد.

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    قدم زدن زیر بارون
    نوشته
    1,578
    حضور
    61 روز 9 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    50
    صلوات
    4213



    سلام و عرض ادب.
    ضمن عرض پوزش بخاطر ورود مجددم به بحث شما با کارشناس گرامی،


    نقل قول نوشته اصلی توسط aminjet نمایش پست ها
    چگونه وجودی بالفعل، وجودی بالقوه جعل کرده است؟
    توسط حجاب.
    هنگامی که تحت یک مرتبه از وجود، حجابی واقع شود آنگاه مرتبه‌ای نازلتر پدید می‌آید که سایه‌ای از امور بالفعلِ مرتبه فوق را بصورت بالقوه دارا خواهد شد و احکام و رنگ خود را در موجودات که از آن گذر می‌کنند به ودیعه می‌گذارد.
    به نحوی که در قوس صعود و با کنار رفتن حجاب، امور بالقوه به فعلیت می‌رسند.

    از ثــری تا به ثــريّـــا به عبـــوديّــت او .............. همه در ذكر و مناجات و قيامند و قعود

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود