صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: *سامینا درگیر یک چرخه ی معیوب می شود.*( راه هاي رويارويي با وسواس)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه، نقاشی، نوشتن، شعر خوندن، ورزش، خرید کردن!!!، نشستن پای صحبت بزرگترا،...
    نوشته
    378
    حضور
    15 روز 9 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    14
    صلوات
    2558

    *سامینا درگیر یک چرخه ی معیوب می شود.*( راه هاي رويارويي با وسواس)




    روزگارا!
    تو اگر سخت به من می گیری، باخبر باش که پژمردن من آسان نیست...
    گرچه دلگیرتر از دیروزم
    گرچه فردای غم انگیز مرا می خواند
    لیک باور دارم دلخوشی ها کم نیست
    زندگی باید کرد...
    زندگی باید کرد...

    سلام و عرض ادب و احترام

    با توجه به اینکه آتش اضطراب و اختلالات مشتعل شده از آن دامن گیر بسیاری از انسان های این عصر شده، تصمیم دارم یک برهه از روند درمانی و مقابله با این معضل رو به شکل داستان تقدیم شما خوبان کنم. پیشنهاد اولیه ی این تاپیک، در نتیجه ی معرفی تنها یک روش درمانی در اختلالات روانشناختی، از طرف استاد حامی بزرگوار بود که قرار شد به بیشتر از یک موضوع، بسط داده شود. امیدوارم مثل همیشه، حامی ما باشند.

    سامینا به اعتبار معنای لغوی، نام محبوب نوشته های من است که بصورت جلدی روی زندگی واقعی انسان ها کشیده ام تا راحت تر بتوانم سخن بگویم، بی آنکه پرده از سرنوشت کسانی بردارم که اگر زندگی شان را نتوان دید، اما شاید ارزش خواندن یا شنیدن داشته باشد، ولو برای گرفتن عبرتی که تجربه کردنش ارزان تمام نمی شود...
    اتفاقاتی که برگ های زندگی سامینا را ورق می زند کاملا مستند است، منطبق بر روند درمانی شخص یا اشخاصی که درگیر آتش اضطراب هستند و من به اقتضای شرایط، از نزدیک با این مستندات همراه بوده ام. پیشاپیش از همراهی تان سپاسگذارم.

    در بدترین شرایط هم از عمق جانم داد زدم: "مهربانی ات می بارد."
    می دانستم لحظاتی که حنجره ام از شدت فریاد باورم خسته می شد، شربتی شیرین از مهربانی ات را در دست گرفته بودی تا به وقتش هدیه ام کنی و من اکنون از نوشیدنش غرق در لذت هستم و تا جان دارم فریاد خواهم زد مهربانی ات را...
    معبود من!
    همچنان مهربانی ات می بارد؛ اگرچه نیک می دانی دلتنگی ها کم نیست...


  2. صلوات ها 18


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه، نقاشی، نوشتن، شعر خوندن، ورزش، خرید کردن!!!، نشستن پای صحبت بزرگترا،...
    نوشته
    378
    حضور
    15 روز 9 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    14
    صلوات
    2558



    زندگی زیباست، با همه ی سختی هایی که در پیش روست، اما ارزش جنگیدن دارد. ارزش مقاومت دارد چون قرار است مرا در خلال خود بپرورد و بزرگتر کند. من می توانم چون سنگ مقاوم باشم، چون خدایم قبل از هر دردی، صبرش را بر من نازل می کند. من چون سنگ مینا، سخت و مقاومم...چون مینا...سامینا! برای همین است که نام سامینا را دوست می دارم.
    دوست دارم از زبان سامینا صحبت کنم. چون با او زندگی کرده ام.
    شاید گاهی بنا به ضرورت بیان، در مقام نویسنده هم بیانی داشته باشم. اما همیشه سامینا بودن را دوست داشته ام.

    ادامه دارد...

    در بدترین شرایط هم از عمق جانم داد زدم: "مهربانی ات می بارد."
    می دانستم لحظاتی که حنجره ام از شدت فریاد باورم خسته می شد، شربتی شیرین از مهربانی ات را در دست گرفته بودی تا به وقتش هدیه ام کنی و من اکنون از نوشیدنش غرق در لذت هستم و تا جان دارم فریاد خواهم زد مهربانی ات را...
    معبود من!
    همچنان مهربانی ات می بارد؛ اگرچه نیک می دانی دلتنگی ها کم نیست...


  5. صلوات ها 12


  6. #3

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه، نقاشی، نوشتن، شعر خوندن، ورزش، خرید کردن!!!، نشستن پای صحبت بزرگترا،...
    نوشته
    378
    حضور
    15 روز 9 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    14
    صلوات
    2558



    من سامینام!

    سیزده سالمه! توی مدرسه ی استعدادهای درخشان درس می خونم. من رتبه ی المپیادی دارم. توی مدرسه، فامیل، دوست و آشنا سامینا رو نمی شناسن! درس خوندنشو می شناسن. من دیده نمی شم. درس خوندنم دیده میشه.

    من خوب بلدم لباسامو خودم بشورم. ولی اجازه ندارم. چون باید برای مسابقه ی علمی سال دیگه آماده بشم.

    من خودم می تونم تنهایی برم مدرسه! ولی نه! اجازه ندارم! آخه تا برسم مدرسه، خسته میشم کارایی تحصیلی ام میاد پایین...

    من خیلی کارا و مهارت های دیگه رو هم بلدم ولی نه! هیچ چیز اهمیتی نداره! درس رو بچسب! (این جمله رو دقیقا به ذهن بسپرین! کارهای زیادی باهاش دارم.) همه چشم شون به منه! نه! ببخشید! همه چشم شون به درس خوندن منه!

    ادامه دارد...

    در بدترین شرایط هم از عمق جانم داد زدم: "مهربانی ات می بارد."
    می دانستم لحظاتی که حنجره ام از شدت فریاد باورم خسته می شد، شربتی شیرین از مهربانی ات را در دست گرفته بودی تا به وقتش هدیه ام کنی و من اکنون از نوشیدنش غرق در لذت هستم و تا جان دارم فریاد خواهم زد مهربانی ات را...
    معبود من!
    همچنان مهربانی ات می بارد؛ اگرچه نیک می دانی دلتنگی ها کم نیست...


  7. صلوات ها 14


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه، نقاشی، نوشتن، شعر خوندن، ورزش، خرید کردن!!!، نشستن پای صحبت بزرگترا،...
    نوشته
    378
    حضور
    15 روز 9 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    14
    صلوات
    2558



    من سامینام!

    شانزده سالمه!

    کارای زیادی بلدم! ولی عملا کاری غیر از درس خوندن انجام نمی دم. بزرگترین تفریح زندگی ام مطالعه ی کتابای غیر درسیه. قراره دو سال دیگه کنکور بدم. همه ی مدرسه میگن من رتبه ی برتر می شم...

    حتما این توانایی رو دارم. من درس رو خوب می فهمم. اما یه چیزی رو اصلا نمی فهمم؛ چرا دوستام سر جلسه ی امتحان میگن استرس دارن؟ حتما از درس نخوندنه! آدم که خونده باشه برای چی باید بترسه؟...

    ولی دوستم الناز هم درس خونه هم می ترسه! سر جلسه ی امتحان رنگش می پره! من بارها دیدم حتی نمی تونه درست نفس بکشه!...

    استرس هیجان هم داره یعنی؟؟؟ خیلی دوست دارم یه بار تجربه اش کنم! باید اتفاق جالبی باشه!

    ادامه دارد...


    در بدترین شرایط هم از عمق جانم داد زدم: "مهربانی ات می بارد."
    می دانستم لحظاتی که حنجره ام از شدت فریاد باورم خسته می شد، شربتی شیرین از مهربانی ات را در دست گرفته بودی تا به وقتش هدیه ام کنی و من اکنون از نوشیدنش غرق در لذت هستم و تا جان دارم فریاد خواهم زد مهربانی ات را...
    معبود من!
    همچنان مهربانی ات می بارد؛ اگرچه نیک می دانی دلتنگی ها کم نیست...


  9. صلوات ها 14


  10. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه، نقاشی، نوشتن، شعر خوندن، ورزش، خرید کردن!!!، نشستن پای صحبت بزرگترا،...
    نوشته
    378
    حضور
    15 روز 9 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    14
    صلوات
    2558



    من سامینام!

    هفده سالمه!

    یک خط در میون، شناس و ناشناس ازم می پرسن کی قراره کنکور بدی؟ انشاءالله زیر ده دیگه! زیر پنجاه هم شد اشکالی نداره...

    الان می تونم الناز رو درک کنم. دیگه همه چی رو خوب می فهمم. هم پوسته ی پوسیده ی عمر رو می فهمم، هم زندگی رنگ باخته ی منتهی به درس و درس و درس رو می فهمم هم اضطراب رو...

    اضطراب یعنی اینکه شبا نتونی راحت بخوابی! یعنی صبح ها انقدر احساس خفگی بهت دست بده که نتونی یه لقمه رو بدون زحمت قورتش بدی! اگرم به هر ترتیبی از گلوت رفت پایین، همون یه لقمه رو تا عصری نتونی هضمش کنی...

    اضطراب یعنی انقد تمرکزت بهم بریزه که اشتباهی سوار سرویس یه مدرسه ی دیگه بشی! یعنی در اوج آمادگی امتحان، یه نمره ی داغون بگیری!

    اضطراب یعنی مسیر زندگی ات بی هیچ دور برگردانی عوض بشه، چون ماشینت یه جوری چپ می کنه که کلا اون ور جاده پرت می شی...

    ادامه دارد...

    در بدترین شرایط هم از عمق جانم داد زدم: "مهربانی ات می بارد."
    می دانستم لحظاتی که حنجره ام از شدت فریاد باورم خسته می شد، شربتی شیرین از مهربانی ات را در دست گرفته بودی تا به وقتش هدیه ام کنی و من اکنون از نوشیدنش غرق در لذت هستم و تا جان دارم فریاد خواهم زد مهربانی ات را...
    معبود من!
    همچنان مهربانی ات می بارد؛ اگرچه نیک می دانی دلتنگی ها کم نیست...


  11. صلوات ها 14


  12. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه، نقاشی، نوشتن، شعر خوندن، ورزش، خرید کردن!!!، نشستن پای صحبت بزرگترا،...
    نوشته
    378
    حضور
    15 روز 9 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    14
    صلوات
    2558



    پرده اول: مراجعه به اولین پزشک در دسترس

    سلام دکتر!

    من سامینام!

    دچار سردردهای مضمن شدم. شبا نمی تونم راحت نفس بکشم. تمرکزم هم خیلی پایین اومده، علاوه بر اینها، یه حالت هایی بهم دست میده که پدر و مادرم میگن اسمش استرسه! اضطرابه! من اخیرا با این اصطلاحات آشنا شدم...

    - خوب دخترم! ظاهرا اضطراب شما در حد نسبتا بالایی قرار داره، فعلا از این قرص های ویتامین های گروه ب استفاده کن+ قرص های کنترل ضربان قلب پروپرانولول. در اولین فرصت هم به یه روانشناس مراجعه کن. این مورد آخر رو جدی بگیر!...

    ادامه دارد...


  13. صلوات ها 11


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه، نقاشی، نوشتن، شعر خوندن، ورزش، خرید کردن!!!، نشستن پای صحبت بزرگترا،...
    نوشته
    378
    حضور
    15 روز 9 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    14
    صلوات
    2558



    پرده ی دوم: مراجعه به یک روانشناس برای غلبه بر اضطراب

    آقای دکتر با بررسی شرایط، توصیه هایی رو می کنه و شدیدا هم تاکید می کنه که این اوضاع رو جدی بگیرید، ولی اجازه ندین شرایط مطلوب تحصیلی افت پیدا کنه چون نگرانی های ناشی از اون باعث میشه علایم اضطراب عود کنه؛


    1. از امروز بجای اینکه توی اتاقت درس بخونی، یه چند ساعتی رو برو توی حیاط خونه تون یا اگه آپارتمان نشین هستین برو توی بالکون (حجاب بگیر! جوگیر نشی یهو!!!) اینجوری بیشتر در معرض نور طبیعی هستی. اصلا می تونی سبک زمان بندی مطالعاتی ات رو تغییر بدی و زمان هایی رو درس بخونی که نور طبیعی هست و احتیاجی به روشن کردن نور لامپ نیست (تازه اینجوری با کم شدن مبلغ قبض برق، به اقتصاد خونه تون هم کمک می کنی!) البته توی این حالت بیشتر می تونی از هوای آزاد هم استفاده کنی. هر از گاهی هم نفس های عمیق بکش. اکسیژن رسانی به مغز، انرژی های منفی رو راحت تر ازت دور می کنه.


    ادامه دارد...

    در بدترین شرایط هم از عمق جانم داد زدم: "مهربانی ات می بارد."
    می دانستم لحظاتی که حنجره ام از شدت فریاد باورم خسته می شد، شربتی شیرین از مهربانی ات را در دست گرفته بودی تا به وقتش هدیه ام کنی و من اکنون از نوشیدنش غرق در لذت هستم و تا جان دارم فریاد خواهم زد مهربانی ات را...
    معبود من!
    همچنان مهربانی ات می بارد؛ اگرچه نیک می دانی دلتنگی ها کم نیست...


  15. صلوات ها 12


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه، نقاشی، نوشتن، شعر خوندن، ورزش، خرید کردن!!!، نشستن پای صحبت بزرگترا،...
    نوشته
    378
    حضور
    15 روز 9 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    14
    صلوات
    2558



    ...

    2. فست فود تعطیل! سعی کن از غذاهای آماده کمتر استفاده کنی. وجود چربی های مضر، مکانیزم دفاعی بدن رو تحت الشعاع قرار می ده و به مرور روی عملکرد های دیگه ات هم تاثیر می ذاره. تغذیه ی مناسب همیشه موثرترین راه درمانی برای هر حیطه ای بوده و هست.
    ولی دکتر!!! من اصلا اهل تنقلات نیستم! رژیم غذایی ام در حد یه ورزشکاره. فقط بعضی وقتا تو خوردن سس مایونز زیاده روی می کنم.
    خوب! خوب شد یادم افتاد! از این به بعد سعی کن بجای انواع سالادهای سس اندود! از سالاد جوانه ی گندم استفاده کنی! هم سبوس داره هم توی افزایش عملکرد بهینه ی مغز تاثیر داره.

    من اشتباه کردم!

    هیچ وقت تلاش نکردم مصرف قهوه و نسکافه رو کم کنم. این مورد توی افزایش ضربان قلب و افزایش هیجانات من تاثیر زیادی داشت.

    ادامه دارد...


    در بدترین شرایط هم از عمق جانم داد زدم: "مهربانی ات می بارد."
    می دانستم لحظاتی که حنجره ام از شدت فریاد باورم خسته می شد، شربتی شیرین از مهربانی ات را در دست گرفته بودی تا به وقتش هدیه ام کنی و من اکنون از نوشیدنش غرق در لذت هستم و تا جان دارم فریاد خواهم زد مهربانی ات را...
    معبود من!
    همچنان مهربانی ات می بارد؛ اگرچه نیک می دانی دلتنگی ها کم نیست...


  17. صلوات ها 11


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه، نقاشی، نوشتن، شعر خوندن، ورزش، خرید کردن!!!، نشستن پای صحبت بزرگترا،...
    نوشته
    378
    حضور
    15 روز 9 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    14
    صلوات
    2558



    ...

    3. دوستانی که هیجانات منفی رو بهت القا می کنن رو باید کم کم کنار بذاری! سعی کن بیشتر با بچه هایی باشی که جو دوستی و مطالعاتی شون مثبت باشه و بودن در کنارشون آرومت کنه! نه اینکه مدام انرژی منفی ازشون ساطع بشه.

    من اشتباه کردم!

    فکر می کردم همه ی دنیا به کنکور و درس ختم میشه. با خودم گفتم یعنی از بین بردن اضطراب انقد مهم هست که بخوام با نزدیک ترین دوستانم قطع ارتباط کنم!(غافل از اینکه کاهش اضطراب به اندازه ی همه ی زندگی ام می ارزید! اینو وقتی دارم می گم که خیلی چیزا عوض شده!)

    ادامه دارد...

    در بدترین شرایط هم از عمق جانم داد زدم: "مهربانی ات می بارد."
    می دانستم لحظاتی که حنجره ام از شدت فریاد باورم خسته می شد، شربتی شیرین از مهربانی ات را در دست گرفته بودی تا به وقتش هدیه ام کنی و من اکنون از نوشیدنش غرق در لذت هستم و تا جان دارم فریاد خواهم زد مهربانی ات را...
    معبود من!
    همچنان مهربانی ات می بارد؛ اگرچه نیک می دانی دلتنگی ها کم نیست...


  19. صلوات ها 10


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه، نقاشی، نوشتن، شعر خوندن، ورزش، خرید کردن!!!، نشستن پای صحبت بزرگترا،...
    نوشته
    378
    حضور
    15 روز 9 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    14
    صلوات
    2558



    ...

    4. توی یه کلاس ورزش دسته جمعی ثبت نام کن. حتما. حتما. یادت نره بچه جون!

    علی رغم اینکه از بچگی ام عادت کرده بودم صبح ها توی حیاط خونه در حد چند دقیقه یه نرمشی داشته باشم ولی ... من اشتباه کردم!

    * این دکترم حواسش نیست! آخه کدوم آدم عاقلی سال های نزدیک کنکور از زمان درس خوندنش می زنه میره کلاس ورزشی! کلاس یک و نیم ساعت بیشتر نیست. ولی رفت و آمد و استراحت و دوش گرفتن بعدش و کلی مسائل دیگه اش، جلسه ای سه چهار ساعت برام آب می خوره! دیوانه ام مگه! این همه ساعتو میشه کلی درس خوند.

    (نمی دونستم یه روزی می آد که ساعت های قشنگ زندگی ام رو تلف می کنم تا... تا تسکینی برای افکار تکرار شونده ی اجباری پیدا کنم، شاید هم اون روز از درس خوندن متنفر باشم، درس خوندنی که میتونه منش و جایگاه انسانی آدما رو ارتقا بده.)

    ادامه دارد...

    در بدترین شرایط هم از عمق جانم داد زدم: "مهربانی ات می بارد."
    می دانستم لحظاتی که حنجره ام از شدت فریاد باورم خسته می شد، شربتی شیرین از مهربانی ات را در دست گرفته بودی تا به وقتش هدیه ام کنی و من اکنون از نوشیدنش غرق در لذت هستم و تا جان دارم فریاد خواهم زد مهربانی ات را...
    معبود من!
    همچنان مهربانی ات می بارد؛ اگرچه نیک می دانی دلتنگی ها کم نیست...


  21. صلوات ها 10


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. قبور انبيايي كه نام آنها در قرآن آمده کجاست؟
    توسط hassan در انجمن تاریخ انبیاء
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۱۲/۲۸, ۱۹:۰۴
  2. پاسخ: 8
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۱۲/۲۲, ۰۶:۳۶
  3. انگار توفيق طلبه شدن را ندارم (لطفا راهنمايي كنيد)
    توسط بنده ی خدا در انجمن موفقیت و موانع
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۱۲/۱۵, ۱۳:۴۱
  4. بهره هايي از پيام تاريخي حضرت امام خميني به روحانيت
    توسط بنده ی خدا در انجمن حکایات و توصیه های اخلاقی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۱۲/۱۵, ۱۱:۴۵
  5. راهنمايي جهت كاهش علاقه
    توسط boroomand در انجمن آسیب شناسی و آسیب زدایی
    پاسخ: 23
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۱/۰۹, ۱۹:۵۶

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۴/۰۲/۱۹, ۰۷:۴۱ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود