صفحه 1 از 9 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: به اندازه کافی آخرت دارم، چه کار کنم که دنیا را هم داشته باشم؟ (احادیث و ایات قران می خوام)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    968
    حضور
    16 روز 10 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1947

    به اندازه کافی آخرت دارم، چه کار کنم که دنیا را هم داشته باشم؟ (احادیث و ایات قران می خوام)




    بسم الله الرحمن الرحیم.....سلام بر همه....دنیایی که من دارم بیش از حد سخت شده طوری که بخودم میگم حتی دیگه بهترین شرایط هم برام جور شه و حتی هر چه می خوام هم با یک اشاره فراهم بشه دیگه قلب شکسته ی من از تمام مصیبت های تمام اهل دنیا دیگه قلب بشو نیست....من می خواستم با کلی ناله و شکایت زندگیمو تعریف کنم و کلی از غم های قلب ترک خوردم بگم کاری که هرگز هیچ جا برای هیچ احدی انجام ندادم اما دیگه بقدری فشار بهم اومد می خواستم دیگه اینجا مطرح کنم اما دوباره غلبه کردم و نمیگم چه مصیبت هایی دیدم چون حضرت علی می فرماید مومن دردش در پنهانیه و منم سعی می کنم مومن باشم....از طرفی اصلا عادت ندارم دردمو به کسی بگم نه اینکه دوست نداشته باشم درد دل کنم بلکه بخودم میگم اول اخر همونی میشه که از رابطه بین و منو خدا موجب میشه هست که اگه خوب باشم بامن خوبه و اگه بد باشم باهام بده و معذبم لذا اگه خیری رسوند کسی نمی تونه ازم بگیره و اگری شری رسوند بسبب گناهام تمام عالم هم چاره بیاندیشند نمی توانند دفعش کنن....اما سوالم اینه من چه کار کنم که هم دنیا رو داشته باشم هم اخرت ...من دنیا و اخرت رو برای همه می خوام... در قران داریم که خدا می فرماید دنیا و اخرت از آن خداست....می خواستم بگم چرا خدا بیشتر به اخرت بها داده تا دنیا البته شاید من اشتباه می کنم....در قران به یک اندازه کلمه دنیا و اخرت تکرار شده کاملا مساوی... اگه میشه لطف کنید بگید چه ایه هایی در قران برای رسیدن به دنیا سفارش شده برای رسیدن به سعادت دنیوی...چون دنیای ادم خراب بشه و بدبخت بشه قطعا کم کم اخرتشم از دست میده...من خودم بشخصه بیش از حد متحیرم از خودم که چگونه با این همه عذابی که دیدم هنوز ایمانم حفظ شده اما واقعا می ترسم ایمان ضعیف بدرد نخوره چه در دنیا چه اخرت.... کلا سرتونو درد نیارم....من ترازوی زندگی دنیوی و اخرویم بهم خورده و طوری شده که دنیام داره از سختی بیش از حد و عذاب سنگینی می کنه خواهشا هر انچه برای رسیدن فقط به دنیا می دانید بمن بگید.....من فقط یک زندگی معمولی می خوام نه چیز دیگر فقط یک جرعه ابی گلویم را تر کند و اندک نانی معده ام را تسکین دهد و یک همسر داشته باشم که دوای هر دردیست لذا فکر نکنید منظورم از دنیا زیاده خواهی و بلند پروازیست چون دنیا ارزشش رو نداره من فقط یک زندگی معمولی می خوام چیزی که هرگز نداشتم و می دونم درد بسیار کثیری از انسان هاست که حتی حسرت یک زندگی بسیار معمولی رو می خورند.... زیاد از راه های رسیدن به اخرت شنیدم و دیدم و تجربه کردم و حتی بسیار توشه پری برای اخرت دارم اما دنیام داره جهنم به تمام معنا میشه یعنی شده یک کلام هرکس هر حدیثی هر ایه قرانی برای رسیدن به دنیا داره بمن بگه که شب و روز من سیاهه........من هنوزم ایمانم مثل قبل محکمه و حتی شک دارم اگه تمام دنیا هم جمع شوند بتونن منو گمراه کنن یا ایمانمو ازم بگیرن اما.به لیتر لیتر اشکهایی که ریختم بر مصیبت هایم قسم دیگه از دنیا و اخرت بیزار شدم
    ویرایش توسط رایحهٔ بهشت : ۱۳۹۴/۰۴/۲۲ در ساعت ۰۷:۵۳

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,516
    حضور
    175 روز 1 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58316



    با نام و یاد دوست





    به اندازه کافی آخرت دارم، چه کار کنم که دنیا را هم داشته باشم؟ (احادیث و ایات قران می خوام)








    کارشناس بحث: استاد پیام


  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تحقیق
    نوشته
    2,487
    حضور
    14 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8530



    واژه دنيا مؤنث ادنى است. اگر آن را از «دنى‏» و «دنائت‏» بگيريم به معناى پست‏تر و اگر از «دنو» بگيريم به معناى نزديك‏تر است و زندگى دنيا را دنيا مى‏گوييم يا از اين جهت كه نسبت‏به زندگى آخرت پست‏تر و ناچيزتر است‏يا از اين حيث كه اين زندگى از زندگى آخرت به ما نزديك‏تر است.
    سيد على اكبر قريشى، قاموس قرآن، ج 2، ص 362


  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تحقیق
    نوشته
    2,487
    حضور
    14 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8530



    امير مؤمنان امام على عليه السلام مى‏فرمايد: «تلخى دنيا شيرينى آخرت و شيرينى دنيا تلخى آخرت است‏» .نهج البلاغه، ترجمه فيض الاسلام، كلمات قصار، 243.
    سلام دوست من از سختیهای دنیا نهراس که سختیهای اون پیش خدا بدون اجر نیست ، وتحمل وصبر در برابر آن رتبه ومقامی در آخرت خواهد بود.


  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تحقیق
    نوشته
    2,487
    حضور
    14 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8530



    رابطه‌اى بين نعمتهاى آخرت، وجود دارد و نه بين نعمتهاى دنيا و عذابهاى آخرت و بالعكس، و بطور كلّى، رابطه بين دنيا و آخرت از قبيل رابطه بين پديده هاى دنيوى نيست و محكوم قوانين فيزيكى و بيولوژيكى نمى‌باشد بلكه آنچه موجب نعمت يا عذاب اخروى مى‌شود اعمال اختيارى انسانها در دنياست آن هم نه از آن جهت كه صرف كردن نيرو و انرژى و ايجاد تغييراتى در موادّ است بلكه از آن جهت كه از ايمان و كفر باطنى، سرچشمه مى‌گيرد. و اين است مفاد صدها آيه قرآن كه بهره مندى از سعادت آخرت را در گروى ايمان به خدا و روز قيامت و انبياى الهى، و انجام دادن كارهاى خداپسند مانند نماز و روزه و جهاد و انفاق و احسان به بندگان خدا و امر به معروف و نهى از منكر از منكر و مبارزه با كافران و ستمگران و اقامه عدل و قسط دانسته؛ و مبتلا شدن به عذاب ابدى را معلول كفر و شرك و نفاق و انكار قيامت و تكذيب انبياء، و ارتكاب انواع گناهان و ستمها

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تحقیق
    نوشته
    2,487
    حضور
    14 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8530



    «دنياي مذموم و ممدوح»
    بر اساس آنچه كه از آيات و روايات بدست مي آيد، دو نوع دنيا داريم؛ دنياي ممدوح و دنياي مذموم. بنابراين دنيا به طور كلي ناديده گرفته نشده است، چرا كه دنيا مزرعه آخرت و راه رسيدن به بهشت و جوار الهى است، اين چنين دنيايي در اسلام مدح شده است. حضرت على(ع) در وصف اين دنيا مي فرمايد:«دنيا چه سراى نيكويى است براى كسى كه آن را خانه هميشگى خويش نداند و چه جايگاه خوبى است براى كسى كه آن را وطن خود قرار ندهد».[1]
    از سويي ديگر اگر محبت به دنيا ( از جمله محبت به خويشتن ، مال ، فرزند و خانواده و ... ) فريب خوردن از زر، زور و تزوير را به دنبال داشته باشد و زمينه غفلت از آخرت و خداوند را فراهم نمايد، چنين دنيايي در اسلام مذمت شده است و آنچه كه در سخنان معصومين -عليهم السلام- در مذمت محبت به دنيا ذكر گرديده مربوط به اين قسم از محبت دنيا مي باشد.
    همان گونه كه پيامبر خدا -صل الله عليه و آله- در باره محبت به چنين دنيايي فرموده اند:« حُبُّ الدُّنْيَا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَةٍ وَ مِفْتَاحُ كُلِّ سَيِّئَةٍ وَ سَبَبُ إِحْبَاطِ كُلِّ حَسَنَة؛ حب دنيا رأس هر خطا و اشتباهى مى‏باشد».[2] در تبيين معناى «دنيا» بايد گفت دنياى مذموم، «خود» انسان است. انسان «بد» خود دنيا است. آسمان، زمين، درخت، كوه، صحرا و دريا هيچ كدام دنيا نيست. اين‏ها از «آيات الاهى»اند و خداى سبحان از همه آن‏ها با تجليل ياد كرده است.[3]‏

    «انواع روزي»
    توانا است آخر خداوند روز --- كه روزى رساند تو چندين مسوز
    نگارنده كودك اندر شكم --- نويسنده عمر و روزى است هم
    ما دو گونه رزق و روزى داريم. رزقى كه بسراغش مى‏رويم و رزقى كه بسراغمان مى‏آيد. امام على(ع) مي فرمايد:« رزق طالب (كه به سراغ ما مى‏آيد) رزقى است كه همواره ما را تعقيب مى‏كند حتى اگر از آن فرار كنيم ما را رها نمى‏سازد، همان طور كه رهايى از چنگال مرگ ممكن نيست».[4]
    اين گونه رزق ريشه در قضاى الهى دارد و هيچ گونه تغيير و تحولى در آن صورت نمى‏گيرد. در اين زمينه مرحوم علامه طباطبايى مى‏فرمايد: روزى و روزى‏خوار متلازم همند و معنى ندارد كه روزى‏ خوار در مسير زندگى طالب بقاء باشد، اما رزقى برايش نباشد. همين طور ممكن نيست رزقى محقق باشد، روزى ‏خوارى در بين نباشد و نيز رزق از ما يحتاج روزى ‏خوار افزون باشد و لذا رزق داخل در قضاى الهى است.[5]
    اما قسم ديگر روزى (رزق مطلوب) رزقى است كه براى طالب آن مقدّر شده است. اگر آنرا طلب نمائيم و مشروط و علل لازم وصول به آنرا مراعات نمائيم چنين رزقى را بدست مى‏آوريم و در واقع تلاش ما در جهت رسيدن به اين‏گونه روزى، جزءالعلّة است و اگر در كنار ديگرعلل مهياى عالم غيب قرار گيرد مسلما دستيابى به آن حتمى است.
    در اين باره اميرالمؤمنين على(ع) مى‏فرمايد:«طلب نمائيد روزى را كه مضمون و مقدر است، اما براى طلب‏كننده آن».[6] همان طور كه طلب بدون ضمانت بى‏معنى است تضمين رزق بدون طلب نيز در اين قسم (روزى مطلوب) ناممكن است. و لذا از اين دو قسم روزى كه از ناحيه خداى بزرگ براى بندگان معين گشته است قسمى از آن بدون قيد و شرط و به عبارتى رزق طالب و قسمى ديگر مشروط است و مطلوب. روزى بى‏قيد و شرط در هر حال انسان را طلب مى‏نمايد و تا پيمانه قابليت انسان از اين‏گونه رزق پر نگردد اجل و مرگ انسان فرا نمى‏رسد.[7]
    اما روزى مطلوب و مشروط حتميت و ضرورتش مشروط به انجام امورى و در نظر گرفتن مسائلى است كه بدون ترتيب و انجام شرائط محقق نمى‏گردد.

    «حديث قدسي»
    در حديث قدسى آمده است:
    «يا موسى، سلنى كلّما تحتاج اليه حتّى علف شاتك و ملح عجينك؛ اى موسى، از من مانند كسى سؤال كن كه خود را به وى نيازمند مى‏دانى، حتى علف گوسفندان و نمك خميرت را از من بخواه.
    اين حديث ما را به فقر و نداريمان گوش زد مي دهد، كه بايد از غني مطلق حوائج خود را بخواهيم. اين نوع نگرش به انسان توجه به خدا را به خاطر نشان مي كند. از طرف ديگراگر فردي در امور كوچك دست به دعا بر نداشت، چه بسا در امور بزرگ نيز به اسباب عادي چشم بدوزد. اما اگر كسي در امور ناچيز به خدا رو آورد، حتماً در خواسته هاي بزرگ به درگاه او پناه مي آورد.
    از حضرت صادق- عليه السّلام- روايت شده است كه فرمود: «بر شما باد به دعا كردن كه چيزى مانند آن شما را به خدا نزديك نمى‏سازد، مبادا در امور كوچك دعا را ترك كنيد و بگوييد چيزى نيست، چون همان كس كه كارهاى كوچك در دست اوست، كارهاى بزرگ را نيز در دست دارد».[8]

    «چگونه خواستن»
    نبايد بين تلاش و كوشش در دنيا و آخرت طلبي جدائي بيندازيم. چرا كه ما انسانها نيازهاي داريم كه براي رفع آنها لازم است، از دنيا بهره مند باشيم و روايات به خوبي نحوه ي زيست و تلاش در دنيا را بيان كرده اند.
    امام علي -عليه السلام- مي فرمايد:« با پيكر خود در دنيا باش و با دل وعَمَلت در آخرت».[9]در اين روايت آن چه كه بايد گفته بشود به زيبا ترين و عميق ترين بيان ذكر شده است، و آن اين كه با جسم خود در دنيا باش و تلاش كن، منتهي دل را به خدا بسپار و بس؛ چرا كه يك قلب بيشتر نداريم و آن را بايد به پروردگار بسپاريم.
    از طرف ديگر همه چيز از آن خداوند است، و به امر و قوانين الهي كار مي كنند. رواياتي كه بيان مي دارد، كساني كه خدا را مقصد خود قرار دهند، دنيا خود را خاضعانه به پيش آنها مي آورد به همين خاطر است.
    امام علي -عليه السلام- مي فرمايد: « به آخرت چنگ در زن، دنيا خود با خواري پيش تو خواهد آمد».[10]
    مردم به سمت دنياي خود به صورت خود كار در حركت هستند، اما همه ي افرادي به سمت آخرت گام بر نمي دارند. اين روايات به افرادي كه به دنيا فقط فكر مي كنند و آخرت را فراموش كرده اند، قوانين عالم را گوش زد مي كند و به كساني كه به دنبال آخرت هستند دل آرامي مي دهد.
    پيامبر خدا -صلي الله عليه وآله- مي فرمايد:«هر كس كه آخرتْ همّ وغم او باشد خداوند امور او را به سامان مي آورد و بي نيازي را در بين دو چشم او قرار مي دهد و دنيا علي رغم ميلِ خود نزد او مي رود. وهر كس كه دنيا همّ وغمش باشد خداوند امورش را از هم مي پاشد و فقر را در بين دو چشم او قرار مي دهد و از دنيا جز آنچه خداوند برايش مقدّر داشته نصيبش نمي شود».[11]
    با توجه به اين دسته از روايات و قرار دادن آنها در مقابل اين آيه ي شريفه«وَ ابْتَغِ فيما آتاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصيبَكَ مِنَ الدُّنْيا؛ و در آن چه خدا به تو داده، سراى آخرت را بطلب و بهره‏ات را از دنيا فراموش مكن»[12]مي توان چنين نتيجه گرفت كه قصد و جهت انسان در زندگي بايد حركت به سمت خدا باشد، و حتي تلاش و رسيدگي به امور دنيوي-حتي خوردن و خوابيدن- نيز بايد داراي چنين قصدي باشد. در اين صورت است كه خداوند به چنين انساني خير دنيا و آخرت را خواهد داد؛ «رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ؛ پروردگارا! به ما در دنيا (نيكى) عطا كن! و در آخرت نيز (نيكى) مرحمت فرما! و ما را از عذابِ آتش نگاه دار».[13]
    در يك جمله اگر بخواهيم خلاصه بگوئيم نوع خواستن اين گونه بايد باشد كه انسان هم بايد براي دنيا و آخرت خود تلاش كند، و خير هر دو را از خداوند بخواهد، اين خدا ديدن در هر دو مهم است و در نگاه اسلام هيچ كدام فداي ديگري نمي شود، و حق هر كدام ادعا مي شود. البته در اموري كه بين آخرت و دنيا تضاد باشد آخرت مقدم است.

    «اين گونه بخواه»
    وقتي سيره معصومين -عليهم السلام- را مورد بررسي قرار مي دهيم مي بينيم اين بزرگواران بين عبادت ، زهد و پرهيزكاري با فعاليت هاي اجتماعي از جمله فعاليت هاي اقتصادي منافاتي قائل نبوده و براي كسب معيشت خود تلاش مي كردند. به عنوان نمونه امام صادق -عليه السلام- در كنار عبادت ها و فعاليت هاي علمي و برگزاري كلاس هاي متعدد از كار و فعاليت اقتصادي كناره گيري ننموده و براي تامين معيشت خود فعاليت مي نمودند روزى فضل بن ابى قرّه به منزل امام جعفر صادق -عليه السلام- وارد مى‏شود. امام -عليه السلام- مشغول كار و فعاليت در باغچه خودشان بودند. فضل عرض مى‏كند: فدايت شوم! اجازه دهيد من و يا غلامان شما اين كار را انجام دهيم.
    امام عليه السلام فرمود: نه، من بايد خودم انجام دهم چون دوست دارم، خداوند مرا در حال كار ببيند كه روزى حلال را با زحمت به دست مى‏آورم.[14]

    --------------------------
    [1] . ميزان‏الحكمه، ج 4.
    [2] . إرشاد القلوب إلى الصواب ج‏1ص 21.
    [3] . فصلت/11.
    [4] . نهج‏البلاغه، نامه 31.
    [5] . الميزان، ج 18، جزء 27، ص 377، عربى.
    [6] . الارشاد، 1/303.
    [7] . الكافى، 2/74/2.
    [8] . آيين بندگى و نيايش، ص: 229.
    [9] . ميزان الحكمه،ج 1،ص63.
    [10] . همان،ص57.
    [11] . همان،ص64.
    [12] .قصص،77.
    [13] .بقره،201.
    [14] . من لا يحضره الفقيه ج‏3 ص 163

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تحقیق
    نوشته
    2,487
    حضور
    14 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8530



    رابطه دنیا و آخرت از دیدگاه مرحوم نراقى





    از برخى روایات نیز استفاده مى‏شود كه میان دنیا و آخرت تنافى و تضادى نیست، بلكه میان این دو رابطه تنگاتنگى وجود دارد. امام صادق علیه السلام مى‏فرماید: «از ما نیست كسى كه دنیایش را به جهت آخرت و آخرتش را به جهت دنیایش ترك كند.» (1)
    امیرالمؤمنین در جواب شخصى كه از دنیا مذمت مى‏كرد فرمود:
    «ان الدنیا دار صدق لمن صدقها و دار عافیة لمن فهم عنها و دار غنى لمن تزود منها و دار موعظة لمن اتعظ بها مسجد احباء الله و مصلى ملائكة الله و مهبط وحى الله و متجر اولیاء الله اكتسبوا فیها الرحمة و ربحوا فیها الجنة؛ دنیا سراى صدق و راستى است ‏براى كسى كه او را تصدیق كند و خانه امن و عافیت است ‏براى كسى كه حقیقت آن را دریافت و سراى توانگر شدن است‏ براى كسى كه از آن توشه گرفت و خانه پند است ‏براى كسى كه از آن پند گرفت، دنیا مسجد دوستان خدا و محل نماز فرشتگان الهى مى‏باشد. جاى فرود آمدن وحى و محل تجارت اولیاء خدا مى‏باشد. در دنیا به فضل و رحمت‏ خدا نایل گشتند و بهشت را سود بردند.» (2) مرحوم ملا احمد نراقى با تقسیم دنیا؛ به مذموم و ممدوح این تعارض را رفع كرده است؛ یعنى روایاتى را كه در مذمت دنیا وارد شده و آن را مقابل آخرت مى‏داند، مراد آنها همان دنیاى مذموم است و روایاتى كه از دنیا ستایش كرده، دنیاى ممدوح و مورد نظر آنها است.

    در روایت دیگر امام باقر علیه السلام نه تنها دنیا را مانع رسیدن به آخرت نمى‏داند، بلكه از دنیا به عنوان كمك و مددكار انسان در راه رسیدن به آخرت یاد مى‏كند و مى‏فرماید: «نعم العون الدنیا على الاخرة؛ دنیا بهترین كمك است ‏براى آخرت.‏» (3)
    روشن است این دو دسته روایات با هم تعارض دارند. مرحوم ملا احمد نراقى با تقسیم دنیا؛ به مذموم و ممدوح این تعارض را رفع كرده است؛ یعنى روایاتى را كه در مذمت دنیا وارد شده و آن را مقابل آخرت مى‏داند، مراد آنها همان دنیاى مذموم است و روایاتى كه از دنیا ستایش كرده، دنیاى ممدوح و مورد نظر آنها است.
    حظ نفس و خوش گذرانیدن در دنیا بر دو قسم است: آن كه صاحبش را به عذاب مى‏رساند و آن را حرام گویند و دیگرى آن كه به عذاب نمى‏رساند ولكن باعث طول حساب و محرومى از درجات بلند و مراتب ارجمند در آخرت مى‏گردد و آن را حلال نامند.

    ایشان در بیان این دو قسم مى‏گوید: «وصول به اعلا مراتب سعادت و فوز به بساط قرب حضرت خالق البریات حاصل نمى‏شود، مگر به صفاى دل و حب خدا و انس به آن و سبب صفاى دل بازداشتن نفس از شهوات دنیویه است و عبادت كردن و طاعت نمودن و سبب حب خدا و معرفت اوست و آن نمى‏شود مگر به دوام فكر و آثار عجیبه و بدایع غریبه او و باعث انس كثرت یاد خدا و مداومت ‏بر آن است و این سه صفت است كه آدمى را نجات مى‏دهد و او را به مراتب سعادت مى‏رساند و اینها باقیات الصالحات‏اند و شكى نیست كه هر كه در صدد تحصیل این سه صفت و اسباب آن باشد سالك راه آخرت است و خود ظاهر است كه تحصیل اینها به صحت ‏بدن محتاج و آن موقوف است‏ بر غذایى كه حیات آدمى بدان باقى و لباسى و سكنایى و هر یك از اینها محتاج به اسبابى چند هستند. پس هر كه از دنیا به همین قدر از براى تحصیل آخرت بردارد از اهل دنیا نخواهد بود، بلكه دنیا در حق او مزرعه آخرت خواهد بود. بلى اگر از این قدر كمتر را هم به قصد حفظ نفس و تنعم در دنیا فراگیرد داخل اهل دنیا خواهد بود ولكن حظ نفس و خوش گذرانیدن در دنیا بر دو قسم است: آن كه صاحبش را به عذاب مى‏رساند و آن را حرام گویند و دیگرى آن كه به عذاب نمى‏رساند ولكن باعث طول حساب و محرومى از درجات بلند و مراتب ارجمند در آخرت مى‏گردد و آن را حلال نامند.» (4)
    امام باقر علیه السلام نه تنها دنیا را مانع رسیدن به آخرت نمى‏داند، بلكه از دنیا به عنوان كمك و مددكار انسان در راه رسیدن به آخرت یاد مى‏كند و مى‏فرماید: «نعم العون الدنیا على الاخرة؛ دنیا بهترین كمك است ‏براى آخرت.


    بنابراین مى‏توان گفت آن چه مذموم است‏ به نظر مرحوم نراقى دل‏باختگى به دنیا و دنیاگرایى است نه زندگى دنیا و صرف علاقه به امور دنیوى و مدح و ذم دائر مدار قصد و نیت انسان است. بنابراین، اشتغال به كسب و كار و صنعت و تجارت و كشاورزى و هم چنین قبول مقام و منصب و مسئولیت‏هاى اجتماعى با زهد و اهل آخرت بودن ناسازگارى ندارد.
    سخن مرحوم نراقى برگرفته از كلام و سیره معصومین علیهم السلام است. بندگان خاص خدا مانند سایر مردم به كسب و كار و فعالیت مى‏پردازند و حتى وقتى به حكومت و ولایت و زمامدارى و فرماندهى و اداره امور زندگى اشتغال دارند همه را در راه رضاى حق و اداى وظیفه انجام مى‏دهند كه مصداق بارز آن حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام است كه با سپاهى انبوه عازم جنگ بود كفش كهنه و بى‏ارزش خود را به ابن‏عباس نشان داد و فرمود: به خدا سوگند این كفش كهنه در نظر من محبوب‏تر است از امارت و حكومت مگر این كه حقى را برپا بدارم و یا جلوى باطلى را بگیرم.‏» (5)
    مرحوم سید بن طاووس در رفع شبهه عدم امكان جمع میان ثروت و زهد مى‏گوید:
    «پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم بى‏نیازترین اهل دنیا بوده‏اند، ولى دیگران را بر خود مقدم مى‏داشتند. در كتاب تاریخى دیدم كه از امیرالمؤمنین علیه السلام روایت ‏شده است كه آن حضرت فرمود: من با فاطمه علیهاالسلام ازدواج نمودم در حالى كه براى من فرشى نبود و امروز داراى اموال موقوفه‏اى هستم كه اگر بر تمامى بنى‏هاشم تقسیم نمایم همه را كفایت مى‏كند.» (6)
    وصول به اعلا مراتب سعادت و فوز به بساط قرب حضرت خالق البریات حاصل نمى‏شود، مگر به صفاى دل و حب خدا و انس به آن و سبب صفاى دل بازداشتن نفس از شهوات دنیویه است و عبادت كردن و طاعت نمودن و سبب حب خدا و معرفت اوست.

    نسبیت زهد

    مرحوم ملا احمد نراقى زهد و بى‏اعتنایى به دنیا را نسبت ‏به افراد مختلف جامعه یكسان ارزیابى نمى‏كند و مى‏گوید: «هم چنان كه والد ماجد حقیر قدس سره فرموده است ‏حق آن است كه حكم زاهد به اختلاف اشخاص و اوقات مختلف مى‏شود؛ زیرا كه شان یك نفر تنها غیر از شان صاحبان عیال است و كسى كه قدرت بر كسبى ندارد و همت او بر تحصیل علم و عمل مقصور است ‏حال او غیر از حال اهل كسب و صنعت است و هم‏چنین اوقات و اماكن مختلف است در بعضى ولایات و نسبت ‏به بعضى از اشخاص تحصیل قدر ضرورى در هر روز ممكن است و در بعضى دیگر چنین نیست... حق آن است كه جاه مانند مال است و بسیار مى‏شود كه آدمى در ولایتى یا زمانى اتفاق مى‏افتد كه گذران امر معیشت او به قدرى از جاه و مرتبت موقوف است پس در این قدر حرجى نیست و منافاتى با زهد ندارد و از دنیا نیست. هم چنان كه از اخبار و آثار مستفاد مى‏شود. (7)

    پى‏نوشت‏ها:
    1- شیخ حر عاملى، وسائل الشیعه، ج 12، ص 49.
    2- نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، كلمات قصار، 126.
    3- محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 72، ص 127.
    4- ملا احمد نراقى، معراج السعادة، ص 265.
    5- نهج البلاغه.
    6- زین العابدین قربانى، اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامى، ص 147.
    7- ملا احمد نراقى، معراج السعاده، ص 286.

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    968
    حضور
    16 روز 10 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1947



    نقل قول نوشته اصلی توسط پیام نمایش پست ها
    انسان هم بايد براي دنيا و آخرت خود تلاش كند، و خير هر دو را از خداوند بخواهد
    اجازه بدید کمی مشکلمو باز کنم در مورد دنیا....من 5 سال هست حاجت بسیار مهمی دارم....بقدری در این مورد درد کشیدم که عین این 5 سال رو اشک ریختم شب و روز و از خدا التماس می کردم 5 سال تمام التماس و زاری می کردم در نماز که بهم بده حاجتم رو...اما هنوزم که هنوزه نه تنها نداده بلکه هر بار کوچکترین اقدامی می کنم برای بدست اوردن حاجتم مدام بد تر و بدتر میشه و مدام موجب تحقیر من میشه...علت این مصیبت من دو چیزه یک...نداشتن شرایط کافی برای بدست اوردن اون حاجت...دوم تلاش بسیار بسیار کم اما غیر عمد.....شاید مهم ترین چیزی که خودم رو مدام سرزنش می کنم تلاش بسیار کمم هست اما از نظر خودم واقعا حق دارم چون هر بار کوچکترین شروعی برای تلاش کردم خوار شدم و کار بد تر می شد....از طرفی بعضی وقتا تلاش وسیله لازم دارد مثلا شما به کسی می گید اگه می خوای به مقصد برسی باید راه بری اما او اصلا پا ندارد....منم قلب این کارو ندارم قلبم بقدری شکسته و بقدری تحقیر شدم و بقدری کارا بدتر و بدتر شده که واقعا فهمیدم خدا این حاجت رو برای من نمی خواد که زمین و زمان دست بدست هم دادن تا نرسم به حاجتم....اما من از ایت الله بهجت شنیدم اگه حاجتی داری و بیش از حد بخدا اصرار کردی و اشک ریختی این اشک ولو به اندازه بال مگس مربوط به اعلی علیین هست اگه نرسیدی خدا در همین دنیا بسیار بهتر از اون رو بهت میده....مثلا یه خونه نقلی می خواستی یه اپارتمان میده....خب من 5 سال تمام اشک ریختم نشد بهترشم نشد...اما بقدری بخدا نزدیک شدم و بقدری معجزات و عجایب دیدم سر این زاری و گریه و طلب حاجت از خدا که واقعا کمتر بخودم میگم کمتر انسانی چنین عجایبی نصیبش شده طوری که به مردم عوام بگم محاله باور کنن از شگفتی بیش از حدش....اما سوال من اینه درسته بیش از حد بخدا نزدیک شدم اما چرا اون حاجتی که می خواستم هنوزم نداده و بهترشم نداده....من گناهان کبیره زیادی در رابطه با حاجتم داشته خیلی احتمال می دادم از این باشه ولی بخودم می گفتم خب گناهان کبیره من در برابر انجام واجبات و مستحباتم هیچه چرا خدا نیمه پر لیوانو نمیبینه و حاجتمو نمیده....خلاصه این حاجت من خونم رو بجوش اورد و واقعا دیگه بمرزی رسیدم که دیگه می گم انقدر تحقیر شدم و انقدر بدی دیدم و انقدر زجر کشیدم دیگه بده هم فکر نکنم لذتی داشته باشه یا ارزشی داشته باشه....در طول این طلب حاجتم از خدا...بیش از حد احساس می کنم نشونم داده که باید از این جاحت دوری کنم و مال من نیست و صلاحم درش نیست....اما بازم سوالم اینه اگه صلاحم نیست چرا بهترشم ندادی....درضمن ایا این حدیث درسته که/ در هرزمینه گناه کنید در همان زمینه هلاک خواهید شد/ایا چنین حدیثی داریم من یادم نیست کجا خوندم اگه هست حتما سندشو بگید ممنون از این حدیث فکر می کنم چون من در زمینه ی حاجتم گناه کردم لذا خدا کاری نداره چقدر لیوان پر هست و چقدر خوبی هام بیشتر از بدی هامه....مثلا یک نفر خونه می خواد بخره اما مثلا سر دیگران کلاه می ذاره و مثلا کرایه زیادی از مغازش میگیره و چون گناهش در زمینه خونه خریدنشه خدا بهش نمیده و در اون زمینه نابودش می کنه و فقیر و هلاکش می کنه ایا این حدیث درسته

  17. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    علم و دانش
    نوشته
    10
    حضور
    6 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    26



    با سلام
    به نظر من خداوند به شما بهترين حاجت را داده و آن قرب الي الله است كه نصيب نوادر روزگار ميشه ولي اينكه شما نميتوني ببيني مشكل از اين جمله و تفكر شماست:

    نقل قول نوشته اصلی توسط nothing نمایش پست ها
    من گناهان کبیره زیادی در رابطه با حاجتم داشته خیلی احتمال می دادم از این باشه ولی بخودم می گفتم خب گناهان کبیره من در برابر انجام واجبات و مستحباتم هیچه چرا خدا نیمه پر لیوانو نمیبینه و حاجتمو نمیده
    بزرگترين گناه اينه كه گناهي راكوچك بدانيم
    بخشودگي اهل گنه در صف محشر
    وابسته به يك گردش چشمان حسين است

  18. صلوات ها 5


  19. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    خدا ، اهل بيت ، مطالعه به خصوص دين و فلسفه
    نوشته
    322
    حضور
    10 روز 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1538



    منم روزهاي سختي رو دارم ميگذرونم دركت ميكنم فقط همين راهكار با دوستان ديگه فقط خواستم همدردي كنم

  20. صلوات ها 4


صفحه 1 از 9 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود