صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پرسش‌هائی در مورد آیه 38 سوره یس پیرامون مستقر خورشید (از منظر قرآن، حدیث و علم)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    قدم زدن زیر بارون
    نوشته
    1,578
    حضور
    61 روز 9 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    50
    صلوات
    4213

    اشاره پرسش‌هائی در مورد آیه 38 سوره یس پیرامون مستقر خورشید (از منظر قرآن، حدیث و علم)




    سلام و عرض ادب.

    منظور از مستقر خورشید در آیه 38 سوره یس چیست؟


    اگر «مستقر» اسم مکان باشد، آنگاه کجاست؟
    در اینصورت منظور از «تجری» ، چه نوع حرکتی است؟
    آیا در لسان عرب «تجری» می‌تواند برای یک حرکت دورانی تناوبی (همچون گردش ماه حول زمین) مورد استفاده قرار گیرد؟



    اگر «مستقر» اسم مکان و «تجری» یک حرکت در حوزه فیزیک مکانیک باشند، آنگاه طبق احادیثی که از قول پیامبر اکرم(ص) مستقر خورشید را زیر عرش معرفی می‌نمایند، موضوع عرش و جایگاهش چگونه خواهد بود؟





    پیشاپیش از کارشناس گرامی و همه کاربران بزرگواری که در بحث شرکت می‌کنند، تشکر و قدردانی می‌نمایم.

    موفق باشید

    ویرایش توسط رایحهٔ بهشت : ۱۳۹۴/۰۴/۰۹ در ساعت ۱۸:۲۳
    از ثــری تا به ثــريّـــا به عبـــوديّــت او .............. همه در ذكر و مناجات و قيامند و قعود

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 7 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58331



    با نام و یاد دوست





    پرسش‌هائی در مورد آیه 38 سوره یس پیرامون مستقر خورشید (از منظر قرآن، حدیث و علم)








    کارشناس بحث: استاد عمار

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۳/۰۶/۰۵ در ساعت ۲۰:۴۴ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو

  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6207



    با سلام و ادب1. « لام» در كلمه « لمستقر» ممكن است به چند معنا باشد:
    الف: لام به معنای « الی» (خورشید به سوی قرارگاه خود روان است)(1)
    ب: لام به معنای «فی» (خورشید در قرارگاه خود روان است)(2)
    ج: لام برای غیات «تا» باشد(خورشید تا قرارگاه خود روان است)(3)
    د: لام به معنای تأكید باشد(خورشید روان است مر قرارگاه خود را).
    2. آیه بالا به نحو دیگری نیز قراءت شده است: « وَ الشَّمْسُ تَجْرِی لامُسْتَقَرَّلَهَا » ؛ « خورشید روان است و قرارگاه ندارد.»(4)
    3. كلمه مستقر در « لمستقر » ممكن است میمی، یا اسم زمان و یا اسم مكان باشد . پس بدین معناست « خورشید به طرف قرار گرفتن خود حركت می‌كند » و یا تا آن جا كه قرار گیرد حركت می‌كند.» یعنی تا سرآمدن اجل آن و یا زمان استقرار و یا محل استقرارش حركت می‌كند.»(5)
    این احتمال(سرآمدن اجل یا زمان اسقرار) به وسیله آیه « كُلِّ یَجْرِی لاِجَلِ مُسَمّیً » [سوره رعد(13) آیه 2] تأیید می‌شود؛ چرا كه « لاجل مسمی» به جای « لمستقرلها» به كار رفته است. مگر آن كه ادعا شود كه آیه « وَالشَّمْسُ تَجْرِی لِمْسْتَقَرِّلَهَا» [سوره یس (36) آیه 38] می‌خواهد در مورد خورشید به مطلب تازه‌ای اشاره كند كه در آیات دیگر [سوره فاطر(35)آیه 13؛سوره رعد(13)آیه 2؛ سوره زمر(39) آیه 5] اشاره نشده بود. یعنی خورشید و ماه هر دو زمان استقرار و پایان زمانی حركت دارند و علاوه بر آن، خورشید پایان‌مكانی نیز دارد.
    لذا از یک سو به مدار ثابت بودنش تصرح نموده است و از سوی دیگر به حرکت داشتن هدفدار و اجل (پایان) دارش اشاره کرده است و علم نیز ثابت کرده است که هیچ موجودی ثابت نیست و همه در حرکت هستند و در ضمن کلیه سیارات، کرات و ستارگان در مدار معین خود قرار دارند. خورشید نیز حرکت انتقالی دارد و در نهایت نیز همه کهکشان‌ها، سیارات و ستارگان اجلی (پایانی) دارند که در مدار خود به سوی آن رهسپارند، و از جمله خورشید.
    در پاسخ تشریحی آیه مبارکه نیز ذیلاً مطلبی از مرحوم علامه طباطبایی (ره) – المیزان ایفاد می‌گردد:
    «(جریان شمس‌) همان حركت آن است‌، و لام در جمله (لمستقر لها) به معناى (الى - به سوى ) و یا براى (غایت تا) مى‌باشد. و كلمه مستقر مصدر میمى و یا اسم زمان و یا اسم مكان است .
    و معناى آیه این است كه‌: خورشید به طرف قرار گرفتن خود حركت مى‌كند و یا تا آنجا كه قرار گیرد حركت مى‌كند، یعنى تا سرآمدن اجلش‌، و یا تا زمان استقرار، و یا محل استقرارش حركت مى‌كند.
    حال ببینیم معناى جریان و حركت خورشید چیست‌؟ از نظر حس اگر حساب كنیم‌، حس آدمى براى آفتاب اثبات حركت مى‌كند، حركتى دورانى پیرامون زمین‌، و اما از نظر بحث‌هاى علمى قضیه درست به عكس است. یعنى خورشید دور زمین نمى چرخد، بلكه زمین به دور خورشید مى‌گردد. و نیز اثبات مى‌كند كه‌: خورشید با سیاراتى كه پیرامون آنند به سوى ستاره (نسر ثابت) حركتى انتقالى دارند.
    و به هر حال حاصل معناى آیه شریفه این است كه‌: آفتاب پیوسته در جریان است ، مادامى كه نظام دنیوى بر حال خود باقى است‌، تا روزى كه قرار گیرد و از حركت بیفتد، و در نتیجه دنیا خراب گشته‌، این نظام باطل گردد.
    البته آیه شریفه - به طورى كه گفته شده - طورى دیگر نیز قرائت شده و آن قراءتى است منسوب به اهل بیت (علیهم السلام ) و بعضى دیگر غیر از اهل بیت و در این قرائت به جاى لام در (لمستقر) لاى نافیه آمده و خوانده‌اند: (الشمس تجرى لا مستقر لها خورشید حركت مى‌كند، و هیچ‌گاه ساكن نمى شود)، ولى معناى اولى هم سرانجام به این معنا برگشت مى‌كند.
    و اما اینكه‌: بعضى (جریان خورشید را بر حركت وضعى خورشید به دور مركز خود حمل كرده‌اند) درست نیست ، چون خلاف ظاهر (جریان‌) است ، زیرا جریان دلالت بر انتقال از مكانى به مكانى دیگر دارد.

    1. محمد حسین طباطبایی: المیزان فی تفسیر القرآن، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، 1417 ق، ج 17، ص 79.
    2. سیدهبة الدین شیرازی: اسلام و هیئت ، مطبعة الغری ، نجف، 1356 ق، ص 181.
    3. محمد حسین طباطبایی: پیشین، ج 17، ص 89.
    4. طبرسی: مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت ، 1415 ق، ج 8، ص 272.
    این قرائت از امام سجاد وامام باقر و امام صادق u و نیز ابن عباس، ابن مسعود، عكرمه و عطاء نقل شده است. مرحوم طبرسی می‌گوید: ظاهر این قرائت عام است، اما معنای آن خاص است، یعنی تا وقتی آسمان‌ها همان طور برپاست خورشید محل استقرار ندارد اما هنگامی كه آسمانها در هم فروریخت خورشید نیز مستقر می‌شود.
    5. محمد حسین طباطبایی: پیشین، ج 17، ص 89.

    پرسش‌هائی در مورد آیه 38 سوره یس پیرامون مستقر خورشید (از منظر قرآن، حدیث و علم)

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    قدم زدن زیر بارون
    نوشته
    1,578
    حضور
    61 روز 9 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    50
    صلوات
    4213



    سلام و عرض ادب.

    کارشناس گرامی، استاد عمار.
    با تشکر از پاسختان.

    روند کلی و سیاق مطالبی که خداوند متعال در آیات 37 الی 40 سوره یس بیان نموده است، اشاره به حرکت ظاهری خورشید در مدار دایرةالبروج دارد:

    و نشانه‌‏اى [ديگر] براى آنها شب است كه روز را [مانند پوست] از آن برمی‌‏كنيم و بناگاه آنان در تاريكى فرو می‌‏روند (37)
    و خورشيد به [سوى] قرارگاه ويژه خود روان است تقدير آن عزيز دانا اين است (38)
    و براى ماه منزل‌هايى معين كرده‌‏ايم تا چون شاخک خشک خوشه خرما برگردد (39)
    نه خورشيد را سزد كه به ماه رسد و نه شب بر روز پيشى جويد و هر كدام در سپهرى شناورند (40)

    ترجمه فولادوند
    محور آیات مبتنی بر ناظر زمینی است. وگرنه هلال‌های ماه، دیگر موضوعیتی پیدا نمی‌کند. و همچنین شب و روز به آنصورتی که در آیات بیان شده و ما تجربه‌اش می‌کنیم.
    لذا در مورد خورشید نیز منظور از «تجری» باید حرکت ظاهری آن از دید ناظر زمینی باشد.
    و آیه «کل یجری لاجل مسمی» در سوره‌های رعد، فاطر و زمر که شما به آن اشاره کردید نیز می‌تواند مؤید این مطلب باشد.

    با توجه به مطالب فوق، بنظرم اینکه «مستقر» اسم زمان باشد قوت بیشتری دارد.
    اما...
    با روند کنونی و نظم موجود در کائنات، خورشید تقریباً تا حدود 5 میلیارد سال دیگر فروزان خواهد بود.
    و حدود 100 میلیون سال قبل از خاموش شدن، تبدیل به یک غول سرخ با دمائی بسیار بالا خواهد شد که باعث از بین رفتن حیات کره زمین و تبخیر اتمسفر آن می‌شود.
    خورشید پس از گذشت این 100 میلیون سال به یک کوتوله سفید تبدیل می‌گردد. (که هم‌اکنون هم در کهکشانمان تعداد زیادی کوتوله سفید داریم.)
    اما بواسطه جرم زیادش همچنان مرکز منظومه شمسی خواهد ماند و سیاره‌ها و زمینِ فاقد حیات بدور آن گردش خواهند کرد. (همانند بقیه کوتوله‌های سفید کهکشان راه شیری)
    به عبارتی باز هم نسبت به زمین، همان حرکت ظاهری را خواهد داشت و جاری خواهد ماند.
    و حتی همان گردش بدور هسته کهکشان را کماکان خواهد داشت.
    گرچه هنوز عمر کائنات در حدی نیست که کوتوله‌های سفید تبدیل به کوتوله‌های سیاه شوند، اما در نهایت پس از سرد شدنِ آنها، این اتفاق برایشان خواهد افتاد ولی باز هم از حرکت نمی‌ایستند.

    اگر این آینده و دورنمای علمی را با آیاتی از قرآن در وصف قیامت مقایسه کنیم، تبدیل شدن زمین و خورشید به غیر چیزی که اکنون هستند تا حدودی ملموس‌تر و قابل درک‌تر می‌شود.

    اما کماکان این اشکال باقیست که نه خورشید و نه زمینِ تغییر یافته، از حرکت جاری خود باز نمی‌ایستند.

    لذا در اینجا آن قرائتی که فرمودید اهل بیت(ع) از این آیه دارند (با مضمون:
    « وَ الشَّمْسُ تَجْرِی لامُسْتَقَرَّلَهَا » ؛ « خورشید روان است و قرارگاه ندارد» ) قوت بیشتری پیدا میکند.
    یعنی این حرکت زمین و خورشید هیچگاه به سکون نخواهد رسید و همواره جاریند و قرار نمی‌یابند.

    ویرایش توسط استوار : ۱۳۹۳/۰۶/۱۰ در ساعت ۱۱:۵۶
    از ثــری تا به ثــريّـــا به عبـــوديّــت او .............. همه در ذكر و مناجات و قيامند و قعود

  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    قدم زدن زیر بارون
    نوشته
    1,578
    حضور
    61 روز 9 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    50
    صلوات
    4213



    سلام مجدد.

    اما در مورد اینکه «مستقر» اسم مکان باشد و واقعاً خورشید در جائی استقرار یابد و از حرکت بایستد، هر چند با توجه به مطالب گذشته احتمالش را ضعیف میدانم، اما روایتی از پیامبر اکرم(ص) به نقل از ابوذر(ره) وجود دارد که هضمش برایم دشوار است.
    آنجا که حضرت می‌فرمایند مستقر خورشید زیر عرش است. با این مضمون:

    در کتاب توحید از ابوذر غفاری رحمةالله نقل کرده که روزی من دست مبارک حضرت رسالت پناه را گرفته پیاده به راهی می‌رفتیم و نظر بر آفتاب داشتیم تا آنکه غروب کرد، پس من گفتم ای رسول خدا آفتاب به کجا فرود می‌رود؟ حضرت فرمودند: در آسمان بلند می شود از سمائی به سمائی دیگر تا آنکه به آسمان هفتم در زیر عرش می رسد و در آنجا سجده می کند و فرشتگانی که موکل برآنند آنها نیز به سجده در می‌آیند. پس آفتاب می‌گوید ای پروردگار من به کجا امر میکنی که طلوع کنم از محل غروب من یا از موضع طلوع؟ و این است معنی قول خدای تعالی که فرموده: «والشمس تجری لمستقر لها».
    لطفاً در این مورد نیز توضیحاتی ارائه نمایید

    از ثــری تا به ثــريّـــا به عبـــوديّــت او .............. همه در ذكر و مناجات و قيامند و قعود

  11. صلوات ها 8


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    2,599
    حضور
    54 روز 8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6491



    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام و عرض ادب خدمت برادر بزرگوار جناب استوار

    با اجازه نظربنده در اینباره اینست که همانطور که ما زمین را ثابت و بدون حرکت میپنداریم خورشید هم چنین نسبتی را با جهان هستی دارد.

    یعنی خورشید و دیگر ستارگان هیچ یک ثابت نیستند و در مجموع، کل افلاک آسمانی در حرکتند اما نسبت به سیاره ها که حول محور خاصی در حرکتند ثابت به نظر میرسند.

    در غیراینصورت ثبات و پایداری افلاک آسمانی چگونه خواهد بود؟


    توضیح اینکه استقرار خورشید همان سکون ظاهریش در برابر سیاره ها میباشد


    پس مستقر میتواند اسم مکان هم باشد
    ویرایش توسط Serat : ۱۳۹۳/۰۶/۱۰ در ساعت ۱۵:۰۶
    امام خامنه ای: زیر پرچم امیرالمومنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهایی را میزد که دوست میزند...
    آگاهی خود را بالا ببرید. نقش نخبگان و خواص اینست که این بصیرت را نه فقط در خودشان بلکه در دیگران هم بوجود بیاورند. رسا بگویید روشن بگویید، مبین بگویید آنچه را که میفهمید. سعی هم بکنید آنچه را که فهمیده اید درست باشد.

  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    قدم زدن زیر بارون
    نوشته
    1,578
    حضور
    61 روز 9 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    50
    صلوات
    4213



    سلام.
    عرض ادب و احترام خدمت برادر بزرگوار جناب امین
    تشکر می‌کنم از حضورتان در این تاپیک.

    نقل قول نوشته اصلی توسط .امین. نمایش پست ها
    در غیراینصورت ثبات و پایداری افلاک آسمانی چگونه خواهد بود؟
    این ثبات و پایداری توسط یکی از چهار نیروی موجود در جهان هستی به نام گرانش صورت می‌پذیرد.
    چیزی که در قرآن کریم بیان شده در مورد این ثبات و پایداریِ اجرام آسمانی و افلاک، همان ستونهای نامرئی است.
    که مطابق فرمایش امام رضا(ع) ستونهائی وجود دارند که ما قادر به دیدنشان نیستیم.
    حقیر در تاپیکی با نام ستونهای نامرئی آسمان، بیان کردم که فضا انباشته است از ذرات بنیادینی به نام گراویتون که عامل انتقال نیروی گرانش در میدان گرانشی اجرام می‌باشند.
    به عبارت دیگر آنچه ما خلأ می‌نامیم تنها فضائی عاری از مولکولهای هواست، اما انباشته و اشباع از ذرات گراویتون.

    به نظر حقیر همانطور که سیارات یک منظومه حول ستاره‌ای میگردند، و همانگونه که منظومه‌های یک کهکشان حول هسته کهکشان در حال چرخشند، احتمالاً کهکشانهای محلی نیز حول مرکزی (که شاید یک ابَر سیاه چاله بسیار عظیم‌تر از ابر سیاه‌چاله واقع در هسته کهکشان ما باشد) در حال چرخش هستند.
    اکنون دانشمندان توانسته‌اند حرکت کهکشان راه شیری و دیگر کهکشانهایی که با ما در یک گروه محلی قرار دارند را به سمت صورت فلکی ویرگو یا سنبله رصد کنند.
    اگر شعاع متوسط چرخش خیلی بزرگ باشد (و به تبع آن، زمانِ یک دورانِ کامل) ممکن است یک حرکت دورانی با یک حرکت مستقیم‌الخط اشتباه گرفته شود.
    بنابراین احتمال دارد حرکت انتقالی کهکشان راه شیری، مستقیم‌الخط نباشد و حول یک مرکز در حال چرخش باشد.
    میدان گرانشی عظیم این مرکز، تأمین کننده نیروی گرانشی لازم برای ثبات و پایداری اجرام آسمانی در فلک خودشان می‌باشد.


    نقل قول نوشته اصلی توسط .امین. نمایش پست ها
    توضیح اینکه استقرار خورشید همان سکون ظاهریش در برابر سیاره ها میباشد
    مطلبی قابل تأمل است.
    اما با این حساب بنظرم نیاز است توضیحی در مورد حرف لام در « لمستقر » داده شود که چه نوعی است و به چه معنا.

    از ثــری تا به ثــريّـــا به عبـــوديّــت او .............. همه در ذكر و مناجات و قيامند و قعود

  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    2,599
    حضور
    54 روز 8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6491



    نقل قول نوشته اصلی توسط استوار نمایش پست ها


    این ثبات و پایداری توسط یکی از چهار نیروی موجود در جهان هستی به نام گرانش صورت می‌پذیرد.
    چیزی که در قرآن کریم بیان شده در مورد این ثبات و پایداریِ اجرام آسمانی و افلاک، همان ستونهای نامرئی است.
    که مطابق فرمایش امام رضا(ع) ستونهائی وجود دارند که ما قادر به دیدنشان نیستیم.
    حقیر در تاپیکی با نام ستونهای نامرئی آسمان، بیان کردم که فضا انباشته است از ذرات بنیادینی به نام گراویتون که عامل انتقال نیروی گرانش در میدان گرانشی اجرام می‌باشند.
    به عبارت دیگر آنچه ما خلأ می‌نامیم تنها فضائی عاری از مولکولهای هواست، اما انباشته و اشباع از ذرات گراویتون.
    به نظر حقیر همانطور که سیارات یک منظومه حول ستاره‌ای میگردند، و همانگونه که منظومه‌های یک کهکشان حول هسته کهکشان در حال چرخشند، احتمالاً کهکشانهای محلی نیز حول مرکزی (که شاید یک ابَر سیاه چاله بسیار عظیم‌تر از ابر سیاه‌چاله واقع در هسته کهکشان ما باشد) در حال چرخش هستند.
    اکنون دانشمندان توانسته‌اند حرکت کهکشان راه شیری و دیگر کهکشانهایی که با ما در یک گروه محلی قرار دارند را به سمت صورت فلکی ویرگو یا سنبله رصد کنند.
    اگر شعاع متوسط چرخش خیلی بزرگ باشد (و به تبع آن، زمانِ یک دورانِ کامل) ممکن است یک حرکت دورانی با یک حرکت مستقیم‌الخط اشتباه گرفته شود.
    بنابراین احتمال دارد حرکت انتقالی کهکشان راه شیری، مستقیم‌الخط نباشد و حول یک مرکز در حال چرخش باشد.
    میدان گرانشی عظیم این مرکز، تأمین کننده نیروی گرانشی لازم برای ثبات و پایداری اجرام آسمانی در فلک خودشان می‌باشد.

    مطلبی قابل تأمل است.
    اما با این حساب بنظرم نیاز است توضیحی در مورد حرف لام در « لمستقر » داده شود که چه نوعی است و به چه معنا.

    با عرض سلام مجدد و تشکر

    به نظر نمیاید نیروی گرانش بتواند به تنهایی در این ثبات و پایداری نقش داشته باشد.

    با توجه به اینکه جهان با یک انفجار ایجاد شده است ، تمامی افلاک آسمانی من جمله ستارگانی که ثابت به نظر میرسند ، بلا استثناء باید در حرکت باشند.

    و با توجه به اینکه طبق آیات شریفه این جهان پس از اینکه مانند طوماری باز شده مجددا بسته میشود میتوان این استقرار را به آن زمانی نسبت داد که مجددا دنیا به حالت اولیه اش باز میگردد.
    این در صورتیست که لام در لمستقر به معنای الی و بسوی باشد.


    اما ممکن است لام "لمستقر " لها....به معنای در باشد. یعنی در قرارگاه که برایش مقرر شده است سیر میکند.

    مثل راننده ای که روی صندلی ماشین (که یک مکان ثابتی است ) نشسته و این جایش هیچ گاه تغییر نمیکند اما در عین حال میتواند در حرکت و جابجایی هم باشد.

    حرکت خورشید (و الشمس تجری لمستقر لها (یس ۳۸ )
    «و خورشید در قرارگاه خود در حرکت است»!

    نکـتـه آیـه: خورشید در قرار گاه خود در حرکت است:واژه « مُـسـتـقـر» به معنی: جای ثابت و مشخصی است که شئ یا فـرد در آن است ضمن اینکه به اینطرف و آنطرف نیز رفت و آمد می کند. خورشید همانطور که آیه توصیف می کند در «مستقـر» خود در حرکت است.«مستقـر» آن مـرکـز مـنـظـومـه شمسی است که جای ثابت و مشخص آن است. و حرکت آن از جمله حرکت آن در مداری در کهکشان راه شیری اسـت که با سرعـت 900000 کـیلومـتر در ساعت در آن در حرکت است و 225 میلیون سال طول می دهد تا آن را طی کند.(بنابر عـلم نجوم عصر پیامبر اکرم (ص): زمین مرکز جهان بود و خورشید و سیارات بدور آن می چرخیدند. این تئوری تا سال 1543 بقوت خود باقی بود. ولی قـرآن خورشید را در «مستقـر» خود (که مرکز منظومه شمسی باشد) در حرکت بیان کرده است).
    امام خامنه ای: زیر پرچم امیرالمومنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهایی را میزد که دوست میزند...
    آگاهی خود را بالا ببرید. نقش نخبگان و خواص اینست که این بصیرت را نه فقط در خودشان بلکه در دیگران هم بوجود بیاورند. رسا بگویید روشن بگویید، مبین بگویید آنچه را که میفهمید. سعی هم بکنید آنچه را که فهمیده اید درست باشد.

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8025



    سلام علیکم برادر عزیزم و رحمة الله،
    در اینکه از نظر قرآن زمین در حرکت است شکی نیست:

    هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْ‌ضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِي مَنَاكِبِهَا وَكُلُوا مِن رِّ‌زْقِهِ ۖ وَإِلَيْهِ النُّشُورُ‌ [الملک، ۱۵]
    او کسی است که زمین را برای شما رام کرد، بر شانه‌های آن راه بروید و از روزیهای خداوند بخورید؛ و بازگشت و اجتماع همه به سوی اوست!

    ذلول چهارپای رام است چنانکه در آیه‌ی ۷۱ سوره‌ی بقره هم در مورد قربانی کردن گاو بنی‌اسرائیل آمده است که «إِنَّهَا بَقَرَ‌ةٌ لَّا ذَلُولٌ تُثِيرُ‌ الْأَرْ‌ضَ»، و اینکه خداوند فرموده است بر روی شانه‌های آن سیر کند نشان می‌دهد که حرکت مورد تجربه توسط ساکنان زمین حرکتی مانند حرکتی چرخشی بالا-پایین و رو به جلو است که حرکتی سیکلوئید مانند می‌باشد، یعنی ترکیبی از حرکت وضعی زمین به دور خودش و انتقالی حول خورشید.

    پس حتی اگر آیاتی از قرآن به حرکت ماه و خورشید از دید ناظر زمینی صحبت کند هم به این معنا نیست که نظر قرآن به سکون کره‌ی زمین و چرخش تمامی افلاک به دور آن باشد. تا جایی که حقیر دیدم برخی از آیاتی که در این موارد می‌توان از آنها برداشتی کرد این آیات است:

    وَآيَةٌ لَّهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ‌ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ / وَالشَّمْسُ تَجْرِ‌ي لِمُسْتَقَرٍّ‌ لَّهَا ۚ ذَٰلِكَ تَقْدِيرُ‌ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ / وَالْقَمَرَ‌ قَدَّرْ‌نَاهُ مَنَازِلَ حَتَّىٰ عَادَ كَالْعُرْ‌جُونِ الْقَدِيمِ / لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِ‌كَ الْقَمَرَ‌ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ‌ ۚ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ [یس، ۳۷ - ۴۰]
    شب برای آنها نشانه‌ای است، ما روز را از آن برمی‌گیریم، ناگهان تاریکی آنان را فرا می‌گیرد! / و خورشید (نیز برای آنها آیتی است) که پیوسته بسوی قرارگاهش در حرکت است؛ این تقدیر خداوند قادر و داناست. / و برای ماه منزلگاه‌هایی قرار دادیم، (و هنگامی که این منازل را طی کرد) سرانجام بصورت «شاخه کهنه قوسی شکل و زرد رنگ خرما» در می‌آید. / نه خورشید را سزاست که به ماه رسد، و نه شب بر روز پیشی می‌گیرد؛ و هر کدام در مسیر خود شناورند.

    ... وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ‌ حُسْبَانًا ... [الأنعام، ۹۶]
    ... و خورشید و ماه را وسیله حساب قرار داده است ...

    ... وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ‌ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَ‌اتٍ بِأَمْرِ‌هِ ... [الأعراف، ۵۴]
    ... و خورشید و ماه و ستارگان را آفرید، که مسخّر فرمان او هستند ...

    هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاءً وَالْقَمَرَ‌ نُورً‌ا وَقَدَّرَ‌هُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ ۚ مَا خَلَقَ اللَّـهُ ذَٰلِكَ إِلَّا بِالْحَقِّ ... [یونس، ۵]
    او کسی است که خورشید را روشنایی، و ماه را نور قرار داد؛ و برای آن منزلگاه‌هایی مقدّر کرد، تا عدد سالها و حساب (کارها) را بدانید؛ خداوند این را جز بحق نیافریده ...

    اللَّـهُ الَّذِي رَ‌فَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ‌ عَمَدٍ تَرَ‌وْنَهَا ۖ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْ‌شِ ۖ وَسَخَّرَ‌ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ‌ ۖ كُلٌّ يَجْرِ‌ي لِأَجَلٍ مُّسَمًّى ۚ يُدَبِّرُ‌ الْأَمْرَ‌ يُفَصِّلُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُم بِلِقَاءِ رَ‌بِّكُمْ تُوقِنُونَ [الرعد، ۲]
    خدا همان کسی است که آسمانها را بدون ستونهایی که برای شما دیدنی باشد برافراشت، سپس بر عرش استیلا یافت؛ و خورشید و ماه را مسخّر ساخت که هر کدام تا زمان معینی حرکت دارند! ندبیر امر می‌کند، تشریح می‌کند آیات را (برای شما)؛ شاید به لقای پروردگارتان یقین پیدا کنید!

    أَلَمْ تَرَ‌ أَنَّ اللَّـهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ‌ وَيُولِجُ النَّهَارَ‌ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ‌ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ‌ كُلٌّ يَجْرِ‌ي إِلَىٰ أَجَلٍ مُّسَمًّى وَأَنَّ اللَّـهَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ‌ [لقمان، ۲۹]
    آیا ندیدی که خداوند شب را در روز، و روز را در شب داخل می‌کند، و خورشید و ماه را مسخّر ساخته و هر کدام تا سرآمد معینی به حرکت خود ادامه می‌دهند؟! خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است.

    وَسَخَّرَ‌ لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ‌ دَائِبَيْنِ ۖ وَسَخَّرَ‌ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ‌ [ابراهیم، ۳۳]
    و خورشید و ماه را -که با برنامه منظّمی درکارند- به تسخیر شما درآورد؛ و شب و روز را (نیز) مسخّر شما ساخت

    وَسَخَّرَ‌ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ‌ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ‌ ۖ وَالنُّجُومُ مُسَخَّرَ‌اتٌ بِأَمْرِ‌هِ ۗ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ [النحل، ۱۲]
    او شب و روز و خورشید و ماه را مسخّر شما ساخت؛ و ستارگان نیز به فرمان او مسخّر شمایند؛ در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که عقل خود را به کار می‌گیرند!

    حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ مَغْرِ‌بَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُ‌بُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ وَوَجَدَ عِندَهَا قَوْمًا ... [الکهف، ۸۶]
    تا به غروبگاه آفتاب رسید؛ (در آن جا) احساس کرد (و در نظرش مجسّم شد) که خورشید در چشمه تیره و گل‌آلودی فرو می‌رود؛ و در آن جا قومی را یافت ...

    وَجَعَلْنَا السَّمَاءَ سَقْفًا مَّحْفُوظًا ۖ وَهُمْ عَنْ آيَاتِهَا مُعْرِ‌ضُونَ / وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ‌ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ‌ ۖ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ [الأنبیاء، ۳۲ و ۳۳]
    و آسمان را سقف محفوظی قرار دادیم؛ ولی آنها از آیات آن روی‌گردانند. / او کسی است که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید؛ هر یک در مداری در حرکتند!

    أَلَمْ تَرَ‌ إِلَىٰ رَ‌بِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاءَ لَجَعَلَهُ سَاكِنًا ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا [الفرقان، ۴۵]
    آیا ندیدی چگونه پروردگارت سایه را گسترده ساخت؟! و اگر می‌خواست آن را ساکن قرار می‌داد؛ سپس خورشید را بر وجود آن دلیل قرار دادیم!

    أَلَمْ تَرَ‌وْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّـهُ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا / وَ جَعَلَ الْقَمَرَ‌ فِيهِنَّ نُورً‌ا وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِرَ‌اجًا [نوح، ۱۵ و ۱۶]
    آیا نمی‌دانید چگونه خداوند هفت آسمان را یکی بالای دیگری آفریده است / و ماه را در میان آسمانها مایه روشنایی، و خورشید را چراغ فروزانی قرار داده است؟!


    احادیث جالبی هم هستند که آنها را تا حدودی توضیح دهند، مثل اینکه پشت ماه و خورشید به سمت زمین است و روی آنها به سمت آسمان‌ها و اگر روی آنها به سمت زمین بود از حرارت آنها همه می‌مردند و اینکه ماه برای ما سرد است ولی برای اهل آسمان مانند خورشید است ... به نظر حقیر رسید شاید منظور از روی آنها مرکز آنها باشد که حرارتش شدیدتر است و منظور از پشت آنها ظاهر آنها در آسمان ما باشد که دمای کمتری دارد. این را از این نظر گفتم که در تاپیک دیگری روی این مسأله بحث کرده بودیم که زمین‌های هفت‌گانه به هم راه دارند و این مسأله می‌تواند اینطور به ما کمک کند که این ارتباط از طریق مرکز زمین باشد ... مفهوم و ساختار کلی زمین‌های هفت‌گانه هم که معلوم شود و ارتباط آسمان‌های هفت‌گانه‌ی میان آنها یا بالای آنها هم که مشخص گردند شاید خیلی از موارد مشخص شود. چیزی که معلوم است این است که ماه و خورشید و ستارگان مربوط به آسمان هستند، ولی شاید سیارات منظومه‌ی شمسی را لازم باشد جزء زمین به حساب آورد، شاید هم خیر.

       
    یک نکته‌ی دیگر هم اینکه ممکن است گاهی یک مطلب به نظر عجیب برسد و بعد معلوم شود که خورشید در آیه‌ی مورد نظر لازم باشد تأویل شود و منظور همین خورشید در آسمان ما نباشد، نمی‌دانم. مطمئن نیستم ولی شاید آیه‌ی ۴۵ سوره‌ی فرقان که در بالا مورد اشاره قرار گرفته است از همان موارد باشد، چنانکه در آن اینطور بیان شده است که خداوند ابتدا سایه را گستراند و ساکن قرارش نداد و سپس خورشید را بر آن دلالت داد. از یک طرف حرکت سایه‌ها در آیه‌ی ۱۵ سوره‌ی رعد به سجده‌ی برای خداوند نسبت داده شده است (یا در واقع سجده به حرکت سایه‌ها نسبت داده شده است) و از طرف دیگر حدیث زیر را داریم که توضیحش از جه گفته شده قابل تأمل است:

    الهداية الكبرى، ص: ۴۳۸-۴۳۹
    قَالَ الْمُفَضَّلُ يَا مَوْلَايَ: أَ وَ لَيْسَ يُقَالُ إِنَّ إِبْلِيسَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ، قَالَ بَلَى يَا مُفَضَّلُ هُوَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ، لَا الرُّوحَانِيَّةِ وَ لَا النُّورَانِيَّةِ، وَ لَا سُكَّانِ السَّمَاوَاتِ، وَ مَعْنَى مَلَائِكَةٍ هُوَ اسْمٌ وَاحِدٌ فَيُصْرَفُ فَهُوَ مَلَكٌ وَ مَالِكٌ وَ مَمْلُوكٌ هَذَا كُلُّهُ اسْمٌ وَاحِدٌ وَ كَانَ أَمْلَاكَ الْأَرْضِ أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ اللَّهِ تَعَالَى: وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ وَ قَوْلَهُ تَعَالَى: وَ الْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ وَ قَالَ: يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطانٍ وَ قَوْلَهُ: قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقالُوا إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَ لَنْ نُشْرِكَ بِرَبِّنا أَحَداً قَالَ الْمُفَضَّلُ: نَعَمْ يَا سَيِّدِي عَلِمْتُ وَ فَهِمْتُ، فَكَيْفَ كَانَتِ الْأَظِلَّةُ؟
    قَالَ: أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ اللَّهِ تَعَالَى: أَ لَمْ تَرَ إِلى‏ رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا. ثُمَّ قَبَضْناهُ إِلَيْنا قَبْضاً يَسِيراً «1» يَا مُفَضَّلُ إِنَّ اللَّهَ (سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى) أَوَّلُ مَا خَلَقَ، النُّورُ الظِّلِّيُّ، قُلْتُ: وَ مِمَّا خَلَقَهُ؟ قَالَ: خَلَقَهُ مِنْ‏ مَشِيئَتِهِ ثُمَّ قَسَمَهُ أَظِلَّةً أَ لَمْ تَسْمَعْ قَوْلَ اللَّهِ (تَعَالَى): أَ لَمْ تَرَ إِلى‏ رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا ثُمَّ قَبَضْناهُ إِلَيْنا قَبْضاً يَسِيراً خَلَقَهُ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ سَمَاءً وَ أَرْضاً وَ عَرْشاً وَ مَاءً ثُمَّ قَسَّمَهُ أَظِلَّةً فَنَظَرَتِ الْأَظِلَّةُ بَعْضُهَا إِلَى بَعْضٍ فَرَأَتْ نَفْسَهَا فَعَرَفَتْ أَنَّهُمْ كُوِّنُوا بَعْدَ أَنْ لَمْ يَكُونُوا وَ أُلْهِمُوا مِنَ الْمَعْرِفَةِ هَذَا الْمِقْدَارَ وَ لَمْ يُلْهَمُوا مَعْرِفَةَ شَيْ‏ءٍ سِوَاهُ مِنَ الْخَيْرِ وَ الشَّرِّ ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ أَدَّبَهُمْ، قَالَ: كَيْفَ أَدَّبَهُمْ؟ قَالَ: سَبَّحَ نَفْسَهُ فَسَبَّحُوهُ وَ حَمَّدَ نَفْسَهُ فَحَمَّدُوهُ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَمْ يَكُنْ أَحَدٌ يَعْرِفُهُ وَ لَا يَدْرِي كَيْفَ يُثْنِي عَلَيْهِ وَ يَشْكُرُهُ فَلَمْ تَزَلِ الْأَظِلَّةُ تَحْمَدُهُ وَ تُهَلِّلُهُ، فَمَكَثُوا عَلَى ذَلِكَ سَبْعَةَ آلَافِ سَنَةٍ فَنَشْكُرُ اللَّهَ ذَلِكَ لَهُمْ فَخَلَقَ مِنْ تَسْبِيحِهِمُ السَّمَاءَ السَّابِعَةَ. ثُمَّ خَلَقَ الْأَظِلَّةَ أَشْبَاحاً وَ جَعَلَهَا لِبَاساً لِلْأَظِلَّةِ وَ خَلَقَ مِنْ تَسْبِيحِ نَفْسِهِ الْحِجَابَ الْأَعْلَى ثُمَّ تَلَا وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ «1» الْوَحْيُ يَعْنِي الْأَظِلَّةَ أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ يَعْنِي الْأَشْبَاحَ الَّتِي خُلِقَتْ مِنْ تَسْبِيحِ الْأَظِلَّةِ ثُمَّ خَلَقَ لَهُمُ الْجَنَّةَ السَّابِعَةَ وَ السَّمَاءَ السَّابِعَةَ وَ هِيَ أَعْلَى الْجِنَانِ ثُمَّ خَلَقَ آدَمَ الْأَوَّلَ وَ أَخَذَ عَلَيْهِ الْمِيثَاقَ وَ عَلَى ذُرِّيَّتِهِ، فَقَالَ لَهُمْ: مَنْ رَبُّكُمْ قالُوا: سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا «2» فَقَالَ: لِلْحِجَابِ الَّذِي خَلَقَهُ مِنْ تَسْبِيحِ نَفْسِهِ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ وَ مِنْ أَيِّ شَيْ‏ءٍ خُلِقُوا فَأَنْبَأَهُمُ الْحِجَابُ فِي ذَلِكَ فَكَانَ الْحِجَابُ الْأَوَّلُ يُعْلِمُهُمْ فَمِنْ هُنَاكَ وَجَبَتِ الْحُجَّةُ عَلَى الْخَلْقِ. ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ عَلَى مِثَالِ ذَلِكَ سَبْعَةَ آدَمَ وَ خَلَقَ لِكُلِّ آدَمَ سَمَاءً وَ جَنَّةً فَجَعَلَ الْأَوَّلَ مَنْ أَجَابَ لِأَخْذِ الْمِيثَاقِ الْأَوَّلِ ثُمَّ الثَّانِيَ وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ يُفَضِّلُ‏ الْأَوَّلَ فِي الْأَوَّلِ، وَ خَلَقَ النُّورَ الثَّانِيَ أَفْضَلَ مِنَ الثَّالِثِ، وَ خَلَقَ الْأَظِلَّةَ مِنْ إِرَادَتِهِ عَلَى مَا شَاءَ، ثُمَّ أَدَّبَهُمْ عَلَى مِثَالِ الْأَوَّلِ وَ خَلَقَ لَهُمُ السَّمَاءَ الثَّانِيَةَ وَ الْجَنَّةَ الثَّانِيَةَ وَ قَالَ: أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ ... قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا فَقَالَ لِلْحِجَابِ الثَّانِي أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ وَ مِنْ أَيِّ شَيْ‏ءٍ خُلِقُوا وَ أَخَذَ مِنْ أَهْلِ السَّمَاءِ الثَّانِيَةِ الْمِيثَاقَ لِلْحِجَابِ الثَّانِي، ثُمَّ قَرَأَ: وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ* وَ هُوَ الْحِجَابُ الْأَوَّلُ ثُمَّ تَلَا وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها ثُمَّ خَلَقَ النُّورَ الثَّالِثَ عَلَى مِثَالِ مَا خَلَقَ النُّورَ الْأَوَّلَ وَ الثَّانِيَ مِنَ الْأَظِلَّةِ وَ الْأَشْبَاحِ وَ السَّمَاءِ وَ الْجَنَّةِ وَ خَلَقَ الْحِجَابَ الثَّالِثَ وَ رَأَّسَهُ كَمَا رَأَّسَ الْحِجَابَ الثَّانِيَ وَ أَخَذَ مِيثَاقَهُمْ لَهُ وَ أَنْبَأَهُمْ كَمَا أَنْبَأَ أَهْلَ السَّمَاءِ الثَّانِيَةِ فَأَجَابُوا عَلَى مَا أَجَابُوا وَ كَذَلِكَ بَقِيَّةُ الْأَنْوَارِ وَ السَّمَوَاتِ وَ أَضْعَفُهُمْ السَّابِعُ وَ إِنَّ ذَلِكَ أَنَّهُ أَقَلُّهُمْ نُوراً وَ أَرَقُّهُمْ إِيمَاناً وَ يَقِيناً. وَ خَلَقَ السَّمَوَاتِ كُلَّهَا مِنْ سَبْعَةِ أَنْوَارٍ وَ جَعَلَ كُلَّ نُورٍ مُتَقَدِّمٍ أَفْضَلَ مِنْ صَاحِبِهِ لِسَابِقَتِهِ فِي الْإِجَابَةِ وَ ذَلِكَ مِقْدَارُ ذَلِكَ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ وَ خَلَقَ فِي كُلِّ سَمَاءٍ جَنَّةً وَ عَيْناً وَ إِنَّمَا احْتَمَلَتْ كُلُّ سَمَاءٍ أَهْلَهَا وَ صَارَتْ قُطْباً لَهُمْ لِأَنَّ اللَّهَ خَلَقَهَا مِنْ أَعْمَالِهِمْ وَ الْعُيُونَ السَّبْعَةَ الَّتِي فِي الْجِنَانِ فَإِنَّهَا خُلِقَتْ مِنْ عُلُومِ أَهْلِهَا ثُمَّ خَلَقَ سَبْعَةَ أَيَّامٍ لِكُلِّ سَمَاءٍ يَوْماً ثُمَّ خَلَقَ لِلْأَرْوَاحِ أَبْدَاناً مِنْ نُورٍ.

    این بحث سایه اگر فهمیده شود شایه مبنای تعریف شب و روز و بر حسب آن حرکت وضعی زمین و خورشید و بعد حساب روز و ماه و سال بهتر فهمیده شود ... اینکه خداوند فرموده خورشید و ماه را برای ما --اگرچه نه به امر ما بلکه به امر خودش-- مسخر کرده است، این می‌تواند مبنایی باشد برای درک حرکت آنها وقتی شب و روز و ماه و سال بهتر فهمیده شد. یک راه شناخت حرکت آنها نجوم است و ارتباط دادن آن حرکات با نیازهای خودمان و سایر موجودات، یک راه هم شناخت انسان و نیازهای آن است و بعد یافتن راه حل برای آن که حرکت خورشید و ماه و ستارگان هم از جمله‌ی آنها هستند.


    ببخشید اگر پراکنده است، وضعیت ذهن خودم از وضعیت این پاسخ بهتر نبود.
    یا علی

    بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است،
    ... بضاعتی محدود و اثرگذاری نامحدود،
    نگران سوددهی‌اش هم نیستیم چون خدا تضمین کرده است که قیام به بار خواهد نشست
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...

    بزرگواران و دوستان و هم‌مباحثه‌ای‌ها، ان شاء الله اگر جسارتی کرده‌ام ببخشید و اگر کوتاهی کرده‌ام یا رنجشی به شما رسانده‌ام حلال کنید

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8025



    نقل قول نوشته اصلی توسط استوار نمایش پست ها
    فضا انباشته است از ذرات بنیادینی به نام گراویتون که عامل انتقال نیروی گرانش در میدان گرانشی اجرام می‌باشند.
    به عبارت دیگر آنچه ما خلأ می‌نامیم تنها فضائی عاری از مولکولهای هواست، اما انباشته و اشباع از ذرات گراویتون.
    سلام علیکم،
    اگر اشتباه می‌کنم لطفا تذکر بدهید ... فهمیدن نیروی جاذبه به هیچ وجه یک مسأله‌ی ساده نیست و گراویتون‌ها هم یک توجیه هستند برای فهمیدن مفهوم میدان نیرویی جاذبه. در واقع تا کنون ما فقط توانسته‌ایم نیروهای تماسی را درک کنیم و به همین دلیل برای فهمیدن چیزی به نام گرانش که مفهومی میدانی است به تعریف ذراتی به نام گراویتون روی ‌آورده‌ایم، بماند که اثر گذاری آن روی اجرام هم باز قابل درک نیست چون تا کنون هر چه دیده‌ایم اینطور بوده است که ذرات در برخورد با اجرام آنها را هول داده‌اند نه اینکه به سمت مبدأ گسیل خود بکشند ...
    برای اینکه درک دقیقی از میدان گرانشی داشته باشیم باید فضا را بشناسیم و جرم را بشناسیم و علم امروز در هر دوی این موارد با ضعف‌های جدّی روبروست، ما الآن در جایگاه شناخت گرانش قرار نداریم و فقط با روابطی تجربی می‌توانیم پیش‌بینی‌هایی در حد نیازهای کاربردی‌امان داشته باشیم. بررسی وحی الهی بر اساس این توجیهات و تصورات اگرچه خالی از لطف نیست ولی هرگز نباید این توجیهات را قطعی و مسلم فرض نمود ...

    نقل قول نوشته اصلی توسط .امین. نمایش پست ها
    با توجه به اینکه جهان با یک انفجار ایجاد شده است ، تمامی افلاک آسمانی من جمله ستارگانی که ثابت به نظر میرسند ، بلا استثناء باید در حرکت باشند.
    سلام علیکم برادر عزیزم،
    این مسأله آنقدرها هم واضح نیست که حتماً انفجار بزرگی رخ داده باشد یاخیر ... مطابق اسلام خلقت آسمان‌ها و زمین از آب بوده است، آب هم معلوم نیست که همان آب خوردنی منظور باشد چه آنکه خداوند در قرآن به منی هم آب جهنده گفته است ...
    اینکه آب از چه خلق شده است قابل بحث است ولی هر چه باشد فکر نکنم انفجار باشد، می‌تواند از نور باشد، یک منبع نور که کوچکترین و ساده‌ترین حالت ماده را ساطع کرده است و این ماده‌ی خام با هم برهم‌کنش داده و
    از کلونی شدن ذرات بنیادینساختارهای پیچیده‌تر ماده ساخته شده‌اند.
    در حدیث آورده شده به صورت مخفی در پست قبلی یک مقدمه‌ای وجود داشت که حقیر نیاوردم ولی در آن مقدمه صحبت از این بود که پیش از خلقت آسمان‌ها و زمین از آبی که «کان عرشه علی الماء»، در آن آب موجوداتی زندگی می‌کردند که شریعت داشتند و تولید مثل داشتند و غیره، اگرچه شاید حتی این موجودات ابتدایی هم بوده و مثلاً پلانکتون‌ها بوده باشند، حقیر نمی‌دانم، ولی این خلاف نظریه‌ی مهبانگ بزرگ است. (اگر اشتباه آن حدیث را برداشت نکرده باشم، چون عربی حقیر خیلی هم خوب نیست)
    به هر حال نه اینکه حقیر چیزی در این موارد بدانم، فقط خواستم بگویم که این موارد آنقدرها که دانشمندان امروزی می‌گویند قطعی نیست، ما منابع معتبرتری از مشاهدات تجربی ایشان در دسترس داریم اگرچه فهممان از آن منابع در زمان غیبت خلیفه‌ی خدا ناقص باشد ... شاید همین فهم ناقص از منابع قطعی (قرآن) بهتر از فهم ناقص از منابع غیرقطعی (مشاهدات تجربی) باشد.

    یا علی

    ویرایش توسط باء : ۱۳۹۳/۰۶/۱۱ در ساعت ۰۶:۲۶
    بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است،
    ... بضاعتی محدود و اثرگذاری نامحدود،
    نگران سوددهی‌اش هم نیستیم چون خدا تضمین کرده است که قیام به بار خواهد نشست
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...

    بزرگواران و دوستان و هم‌مباحثه‌ای‌ها، ان شاء الله اگر جسارتی کرده‌ام ببخشید و اگر کوتاهی کرده‌ام یا رنجشی به شما رسانده‌ام حلال کنید

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود