جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قاصد یار----مرثیه استاد شهریار در رثاء همسر

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229

    قاصد یار----مرثیه استاد شهریار در رثاء همسر




    با سلام

    این اببات مرثیه استاد شهریار است در رثاء همسرش

    البته چون ترکی بنده ترجمه را هم اوردم

    هر چند جای خود ابیات را ، ترجمه نمی گیرد ولی چاره چیست؟

    به گوش دادنش می ارزه

    قاصد یار

    سن یارمن قاصدسن ایلن سن چای دمیشم---- تو قاصد یارم هستی بنشین برایت چای اماده کرده ام

    خیالم گوندربدی بس که من اخ وای دمیشم--- خیالش را فرستاده بس که من اخ و وای گفته ام

    آخ گجلر یاتمامشام من سن لای لای دمیشم---ای چه شبها که نخوابیدم و به تولالایی گفته ام

    سن یاتال من گوزوم اولدوزلار سای دمیشم---تو وقتی خوابیدی من به چشم هایم گفتم که ستاره ها را بشمارد

    هرکس سنه اولدوز دیه اوزوم سنه آی دمیشم---هرکس به توستاره بگوید خودم به تو ماه گفته ام

    سننن سورا حیات من شیرین دسه زای دمیشم---هرکس زندگی را شیرین بداند، بعد از تو من زندگی را تلخ می دانم

    هر گوزلدن بیر گول آلب سن گوزل پای دمیشم---از هر زیبا روی شاخه ای گل گرفته و به تو زیبا روی هدیه داده ام

    سنین گون تک باتماغوا آی باتانا تای دمیشم--- غروب خورشید وار تو را من مثل غروب ماه می دانم

    سابق قشا یای دمیشم ایندی یایا قش دیرم---سابق زمستان را چو تابستان می دانستم ولی حالا تابستان را زمستان می دانم ( کنایه از پیر شدن است)

    گه تویوو یاد سالب من دلی نای نای دمیشم--- گاها عروسی تو را به خاطر اورده و من دیوانه نای نای کفته ام

    سونرا گین یاس باتب اغلار های های دمیشم--- بعدا دوباره غمگین شده و های های گریه کرده ام

    عمر سورن من قارا گون آخ دمیشم وای دمیشم--- من سیاه بخت که عمر سپری می کنم آخ و و ای گفته ام







    ویرایش توسط طاها : ۱۳۸۹/۰۱/۲۹ در ساعت ۱۸:۱۹

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    علاقه
    صحیفه کمیل عرفه
    نوشته
    390
    حضور
    14 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2073



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    با سلام

    این اببات مرثیه استاد شهریار است در رثاء همسرش

    البته چون ترکی بنده ترجمه را هم اوردم

    هر چند جای خود ابیات را ، ترجمه نمی گیرد ولی چاره چیست؟

    به گوش دادنش می ارزه

    قاصد یار


    سن یارمن قاصدسن ایلن سن چای دمیشم---- تو قاصد یارم هستی بنشین برایت چای اماده کرده ام

    خیالم گوندربدی بس که من اخ وای دمیشم--- خیالم را فرستاده بس که من اخ و وای گفته ام

    آخ گجلر یاتمامشام من سن لای لای دمیشم---ای چه شبها که نخوابیدم و به تولالایی گفته ام

    سن یاتال من گوزوم اولدوزلار سای دمیشم---تو وقتی خوابیدی من به چشم هایم گفتم که ستاره ها را بشمارد

    هرکس سنه اولدوز دیه اوزوم سنه آی دمیشم---هرکس به توستاره بگوید خودم به تو ماه گفته ام

    سننن سورا حیات من شیرین دسه زای دمیشم---هرکس زندگی را شیرین بداند، بعد از تو من زندگی را تلخ می دانم

    هر گوزلدن بیر گول آلب سن گوزل پای دمیشم---از هر زیبا روی شاخه ای گل گرفته و به تو زیبا روی هدیه داده ام

    سنین گون تک باتماغوا آی باتانا تای دمیشم--- غروب خورشید وار تو را من مثل غروب ماه می دانم

    سابق قشا یای دمیشم ایندی یایا قش دیرم---سابق زمستان را چو تابستان می دانستم ولی حالا تابستان را زمستان می دانم ( کنایه از پیر شدن است)

    گه تویوو یاد سالب من دلی نای نای دمیشم--- گاها عروسی تو را به خاطر اورده و من دیوانه نای نای کفته ام

    سونرا گین یاس باتب اغلار های های دمیشم--- بعدا دوباره غمگین شده و های های گریه کرده ام

    عمر سورن من قارا گون آخ دمیشم وای دمیشم--- من سیاه بخت که عمر سپری می کنم آخ و و ای گفته ام





    سلام و تشکر از شما
    خیلی خوشحال شدم این شعرو دیدم اما دلم نمیاد کمی روش دستکاری نکنم
    با توجه به اینکه من دانشگام تبریز بوده و الان استاد ادبیات ترکی(آذری)هستم((البته رشته من ربطی به زبون آذری و شعر و...نداشته ها))
    صلاح میدونم یه توضیحاتی در مورد ترجمه بدم

    سن یاریمین قاصیدیسن ایلن سن چای دمیشم---- تو قاصد یارم هستی بنشین برایت چای اماده کرده ام

    خوب اینجا دمیشم یعنی گفته ام
    پس ربطی به دم کردن و...نداره و...
    حالا اینجا استاد منظورش چیه؟؟
    تو زبون ترکی یه تعارفاتی هست که میگن بفرما مثلا چای...((که خودمونم داریم))
    خلاصه اینکه میخواد بگه بشین گفتم برات چای بیارن یا سفارش چایی دادم یا بیا بشین خیلی عزیزی و مثلا یه چای مهمون ما باش
    اصلا بدی ترجمه اینه دیگه من یادمه یه شعر ترکی از خود استاد شنیدم که تو حضار یکی گفت ترجمه کنه و استاد گفت شرمنده این لغات اصیل آذری رو نمیشه به هیچ زبونی ترجمه دقیق کرد....
    من یه برداشتی دارم فلانی یه برداشتی وو....



    این اصل شعر با لهجه درست همراه با ترجمه تقریبا نزدیک

    سن یاریمین قاصیدیسن

    سن یاریمین قاصیدیسن ایلن سنه چای دمیشم
    خیالینی گندریبدیر بس کی من آخ وای دمیشم
    آخ گجه لر یاتمامیشام من سنه لای لای دمیشم
    سن یاتالی من گوزومه اولدوزلاری سای دمیشم
    هر کس سنه اولدوز دییه اوزوم سنه آی دمیشم
    سنن سورا حیاته من شیرین دسه زای دمیشم
    هر گوزلدن بیر گول آلیب سن گوزله پاي دمیشم
    سنین گون تک باتماغیوی آی باتانا تای دمیشم
    ایندی یایا قیش دییرم سابیق قیشا یای دمیشم
    گه تویووی یاده سالیب من دلی نای نای دمیشم
    سونرا گینه یاسه باتیب آغلاری های های دمیشم
    عمره سورن من گارا گون آخ دمیشم وای دمیشم

    معنی :
    (شهریار این شعر رو خطاب به خیال یارش می نویسد که به ذهنش آمده هست)
    تو قاصد یارم هستی ، بنشین که برایت چای گفته ام بیارن
    خیالش را فرستاده هست از بس که من آخ و وای گفته ام
    آه چه شبها که نخوابیده ام و به تو لا لایی گفته ام
    وقتی که تو خوابیدی به چشمهایم گفتم که ستاره ها را بشمارد
    هر کسی به تو ستاره گفته باشد خودم به تو ماه گفته ام
    بعد از تو اگر به زندگی شیرین گفته باشم ، اشتباه گفته ام
    از هر زیبا رویی گلی گرفته ام و برای تو جدا کرده ام تا به تو بدهم
    غروب مثل خورشید ترا مثل غروب ماه گفته ام
    الان به تابستان ، زمستان می گویم
    سابق هم به زمستان ، تابستان گفته ام
    گاهی عروسیت را به یادم انداختم ، من مثل دیوانه ای آهنگ عروسی خواندم
    بعد به غم فرو رفتم ، گریه کردم و های های گفتم
    در همه طول عمرم آخ گفته ام وای گفته ام...
    ویرایش توسط behrooz_313 : ۱۳۸۹/۰۱/۲۹ در ساعت ۰۳:۲۸

  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    علاقه
    صحیفه کمیل عرفه
    نوشته
    390
    حضور
    14 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2073



    این شعر استاد شهریار رو می تونید از اینجا با صدای پر احساس خودش بشنوید

  7. صلوات ها 5


  8. #4
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    با سلام

    بهروز بزگوار همشهری عزیز ممنون از همکاری تان

    راستش مانده بودم که چطور ترجمه کنم و توضیح دهم که اصل معنا حفظ شود

    که خدا شما را رساند


    یا علی


  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    سلام
    خیلی زیبا بود ممنون از بزرگواران

    قاصد یار----مرثیه استاد شهریار در رثاء همسر
    اشعار استاد شهریار
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  11. صلوات ها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود