صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سوال در مورد تناقض چند روایت با آیات قرآن و روایات صحیحه

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    نوشته
    318
    حضور
    6 روز 14 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    637

    اشاره سوال در مورد تناقض چند روایت با آیات قرآن و روایات صحیحه




    با سلام

    امروز کتابی رو خوندم که چند روایت داخلش بود که درست این روایات با روایت صحیح و آیه قرآن در تعارض و تناقض بودند :

    روایت صحیح اول :

    توصیه حضرت امام حسین علیه السلام در شب عاشورا به بانوان مکرمه حرم :
    « ا اختاه ، یا ام کلثوم ، و انت یا زینب ، و انت یا رقیه ، و انت یا فاطمه ، و انت یا رباب انظرن إذا انا قتلت فلا تشققن علی جیبا و لا تخمشن علی وجها و لا تقلن علی هجرا »
    (( خواهرم ام کلثوم و تو ای زینب و تو ای رقیه و تو ای فاطمه و تو ای رباب زمانی که من به قتل رسیدم در مرگم گریبان چاک نزنید و روی نخراشید و کلامی ناروا ( که با رضا به قضای الهی ناسازگار است ) بر زبان نرانید .))


    این روایت با همین مضمون و با الفاظ دیگر در کتب : لهوف ، ارشاد شیخ مفید ،بحار الانوار ، عوالم ، مستدرک الوسائل ، تاریخ طبری ، الکامل فی التاریخ ، البدایه و النهدایه ، الفتوح / آمده است .

    بر طبق این روایت امام حسین صلوات الله علیه به بانوان حرم من جمله زینب کبری و ام کلثوم توصیه و سفارش میکند که پس از شهادت حضرت علیه السلام از اعمالی مثل گریبان چاک زدن و خراشیدن و زخمی ساختن صورت پرهیز کنند .

    حال در روایات زیر علاوه بر اینکه بانوان معظمه حرم از اینگونه اعمال پرهیز نکرده اند و برعکس انجام هم داده اند !! یعنی فرمان و توصیه امام زمان و ولی خدا را فراموش کرده و زیر پا نهاده اند !!! چنین کاری از اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم کاملا بعید است ./

    1)
    «رأیت أهل البیت مهتّکات الجیوب مخمّشات الوجوه یلطمن الخدود داخلات إلی الکوفه و رأیت علی بن الحسین یبکی لسوء حاله و فقد رجاله»[تذکره الشهدا ، ج2 ، ص 270]
    «دیدم اهل البیت علیهم السّلام را وقتی وارد کوفه می شدند؛ در حالی که گریبان چاک کرده بودند و صورت های خود را می خراشیدند و لطمه به گونه های خود می زدند و دیدم علی بن الحسین را در حالی که بر اسیری خود و کشته شدن مردان خود می گریید.»

    2)
    «و وضعن التّراب علي رؤوسهنّ و خمشن وجوههنّ و ضرَبنَ خدودهنّ»[لهوف ص 91 ، بحار الانوار ج 45 ، ص 112 ، العوالم ، ص 381 ، لواعج الاشجان ص 205]
    «بانوان حرم خاک بر سر می ریختند و صورت هایشان را می خراشیدند و بر صورت می زدند.»

    3)
    روی أبوجدیله الأسدی (فی بعض النسخ حذیفه) قال: «کنت بالکوفه سنة قتل الحسین، فرأیت نساء أهل الکوفه مشققات الجیوب، ناشرات الشعور، لاطمات الخدود، مخمشات الوجوه، فأقبلت إلی شیخ کبیر فقلت: ما هذا البکاء والنحیب؟ فقال: هذا لأجل رأس الحسین»
    [أسرارالشّهادات: 3/219؛ الدمع السجوم در ترجمه نفس المهموم: 359.]
    «راوی می گوید: من در سال قتل حسین علیه السّلام در کوفه بودم، پس دیدم زنان کوفه را که گریبان ها دریده اند و موهای خود رها کرده اند و برگونه ها می زنند و صورت ها می خراشیدند. پس به طرف پیرمردی رفتم و گفتم: این بلند گریستن برای چیست؟ پس گفت: به خاطر سر حسین (علیه السّلام).»

    *** در این روایت آمده که بانوان حرم مو های خود را در جلو آن همه نا محرم پریشان و رها کرده بودند !! و جالب تر آنست که مردی هم کاملا این صحنه را مشاهده و روایت کرده است !!!***

    4)
    «فما بقیت فی المدینة مخدّرة و لا محجّبة إلاّ برزن من خدورهنّ مکشوفة شعورهنّ مخمشة وجوههنّ ضاربات خدودهنّ یدعون بالویل و الثبور فلم أر باکیاً أکثر من ذلک الیوم»[الملهوف:156و197؛ بحارالأنوار: 45/112 و147؛ تذکرة الشهداء: 2/416.]
    «پس در مدینه هیچ زنی نماند، مگر آن که از خانه ها بیرون آمدند، در حالی که پریشان مو و خراشیده رو بودند و بر صورت های خود می زدند و واویلا و وا ثبورا می گفتند، پس هیچ روزی را از شدّت گریه مانند آن روز ندیدم.»

    *** در این روایت هم آمده که زنان موهای خود را پریشان کرده بودند ! آنهم جلو نامحرم در فضای بیرون از منزل !!***

    -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

    سوره مبارکه ممتحنه آیه شریفه 12 :
    « یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذا جاءَکَ الْمُؤْمِناتُ یُبایِعْنَکَ عَلى أَنْ لا یُشْرِکْنَ بِاللّهِ شَیْئاً وَ لا یَسْرِقْنَ وَ لا یَزْنِینَ وَ لا یَقْتُلْنَ أَوْلادَهُنَّ وَ لا یَأْتِینَ بِبُهْتان یَفْتَرِینَهُ بَیْنَ أَیْدِیهِنَّ وَ أَرْجُلِهِنَّ وَ لا یَعْصِینَکَ فِی مَعْرُوف فَبایِعْهُنَّ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللّهَ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ »
    ترجمه:
    اى پیامبر! هنگامى که زنان مؤمن نزد تو آیند تا با تو بیعت کنند که چیزى را شریک قرار خدا ندهند، دزدى و زنا نکنند، فرزندان خود را نکشند، تهمت و افترائى پیش دست و پاى خود نیاورند و در هیچ کار شایسته اى مخالفت فرمان تو نکنند، با آنها بیعت کن، و براى آنان از درگاه خداوند آمرزش بطلب که خداوند آمرزنده و مهربان است!

    تفسیر آیه شریفه :
    امام صادق علیه السلام فرمود : هنگامیکه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مکه را فتح نمود ، مردان بیعت کردند ، سپس زنان آمدند تا با او بیعت کنند ، پس خداوند این آیه را نازل کرد (( 12 ممتحنه)) ، هند گفت : فرزندانمان را بزرگ کردیم ، آنگاه شما آنها را کشتید . ام حکیم بنت حارث بن هشام که نزد عکرمه بنت ابوجهل بود ، گفت : ای رسول خدا(ص) آن معروفی که خداوند ما را به آن امر فرموده است که نباید تو را در آن نافرمانی بکنیم چیست ؟
    حضرت پیامبر اعظم (ص) فرمود : بر صورت خود سیلی نزنید ، گونه خود را مخراشید ، مو های خود را چنگ نزنید ، لباس های خود را پاره مکنید ، لباس سیاه مپوشید و نفرین نکنید سپس رسول خدا با آنان بیعت نمود و ... [ کافی شیخ کلینی ، ج 5 ، ص 527 ، ح 5 ]

    * بر طبق این آیه شریفه اعمال ذکر شده توسط رسول خدا و امام صادق علیهما السلام نهی شده است و نباید انجام شود ،، ولی بر طبق روایات فوق اینگونه اعمال توسط زنان هاشمی و مدینه انجام شده است .

    حال اگر 4 روایت فوق را حمل بر عزای سید الشهدا کنیم ( بر فرض مثال که اینگونه اعمال در عزای پیامبران و ائمه جایز است !) دو روایت دیگر مبنی بر انجام اینگونه اعمال در عزایی غیر از عزای اهل بیت علیهم السلام آمده است :
    یکی در عزای عموی پیامبر (ص) و دیگری عزای زید بن حارثه

    1)
    «والنساء نساء الأنصار قد خدشن الوجوه ونشرن الشعور وجززن النواصي وخرقن الجيوب وحرمن البطون على النبي (صلى الله عليه وآله) فلما رأينه قال لهن خيرا وأمرهن أن يستترن ويدخلن منازلهن» [ کافی ج 8 ، ص 322 / بحار الانوار ،ج 8 ، ص 322 ]
    " زنان انصار ، صورت هایشان را خراشیدند و موهایشان را پراکنده کردند و موهای پیشانی خود را کندند و گریبان پاره کردند و غذا نمیخوردند بر پیامبر (ص) . هنگامیکه زنان حضرت را دیدند حضرت برای آنها دعا کردند و امر کردند که خودشان را بپوشانند و داخل منازلشان شوند ."

    *** جالب است که در این روایت هم زنان موی خود را جلو پیامبر پریشان نمودند !!! پیامبر هم به ایشان چیزی نگفتند !!!! ***

    2)
    « وعن خالد بن زيد قال: لما جاء نعي زيد بن حارثة إلى النبي (صلى الله عليه وآله)، آتى النبي (صلى الله عليه وآله) منزل زيد، فخرجت إليه بنية لزيد، فلما رأت رسول الله (صلى الله عليه وآله) خمشت " هاه هاه " فقيل: يا رسول الله ما هذا ؟ فقال: " شوق الحبيب إلى حبيبه "» [مستدرک الوسائل ج 2 ، ص 465]
    " موقعی که خبر شهادت زیدبن حارثه به پیامبر رسید دختری از زید به طرف حضرت آمد پس زمانی که رسول خدا را دید ، بر صورت خود پنجه زد پس حضرت رسول گریه کرده و فرمودند هاه هاه ! عرض کردند این چیست ؟ فرمودند : شوق حبیب به حبیب است ."

    تشکر میکنیم پاسخ بدین و از نظر سندی هم روایات مذکور ( 6 روایت) را بررسی بفرمایید .
    یا علی
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۳/۰۹/۱۳ در ساعت ۰۷:۲۱

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58301



    با نام و یاد دوست





    سوال در مورد تناقض چند روایت با آیات قرآن و روایات صحیحه








    کارشناس بحث: استاد عماد


  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,140
    حضور
    45 روز 19 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10540



    نقل قول نوشته اصلی توسط IVI.@.H.D.I نمایش پست ها
    روایت صحیح اول :
    توصیه حضرت امام حسین علیه السلام در شب عاشورا به بانوان مکرمه حرم : « ا اختاه ، یا ام کلثوم ، و انت یا زینب ، و انت یا رقیه ، و انت یا فاطمه ، و انت یا رباب انظرن إذا انا قتلت فلا تشققن علی جیبا و لا تخمشن علی وجها و لا تقلن علی هجرا »
    (( خواهرم ام کلثوم و تو ای زینب و تو ای رقیه و تو ای فاطمه و تو ای رباب زمانی که من به قتل رسیدم در مرگم گریبان چاک نزنید و روی نخراشید و کلامی ناروا ( که با رضا به قضای الهی ناسازگار است ) بر زبان نرانید .))
    این روایت با همین مضمون و با الفاظ دیگر در کتب : لهوف ، ارشاد شیخ مفید ،بحار الانوار ، عوالم ، مستدرک الوسائل ، تاریخ طبری ، الکامل فی التاریخ ، البدایه و النهدایه ، الفتوح / آمده است .
    سلام علیکم
    در بحث احادیث و روایات این نکته مطرح است که اگر روایاتی با هم متعارض بودند ، به سبک و سنگین کردن روایات می پردازند و روایتی که از اعتبار بیشتری برخوردار است را ملاک قرار می دهند،
    در موضوع سوال شما اگر یک نگاهی به آدرسهای خود بیاندازید، متوجه می شود که حدیثی که با روایات مقایسه کرده اید از نظر منبع قویتر است تا چه رسد به بحث سندی و محتوایی
    حدیثی که از امام حسین علیه السلام نقل کرده اید در منابع به ترتیب اعتبار ، ارشاد مفید، لهوف و مستدرک وسایل و بحار نقل شده و مویدای بر صحت آن نیز آمدن این روایت در کتابهای تاریخی مثل طبری و ....می باشد
    اما روایت متعارض آن
    روایت اول: تذکره الشهدا ، ج2 ، ص 270که نمی تواند به عنوان کتاب مرجع باشد
    روایت دوم: فقط لهوف چون بحار نیز از لهوف نقل کرده و بقیه منابع نمی تواند به عنوان کتاب مرجع باشد
    روایت سوم : در أسرارالشّهادات: 3/219؛ الدمع السجوم در ترجمه نفس المهموم: 359که این کتابها نمی توانند کتاب مرجع باشند
    روایت چهارم : الملهوف:156و197؛ بحارالأنوار: 45/112 و147؛ تذکرة الشهداء: 2/416 بجز لهوف دو کتاب دیگر منبع نیستند چون خود بحار نیز از لهوف نقل کرده است.

    یعنی با این روایات نمی شود قطع پیدا کرد که اهل بیت بر خلاف فرمایش امام حسین علیه السلام رفتار کرده اند


  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,140
    حضور
    45 روز 19 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10540



    باز در مقایسه این دو نوع گزارش با هم می توان این مطلب را گفت که ، در گزارش اول ما فرمایش امام حسین علیه السلام را داریم اما در چهار روایت بعدی آمده راوی می گوید، قول معصوم نیست افرادی عادی گزارش کرده اند که چنین اتفاقاتی افتاده است ، آیا با گفته افراد عادی آنهم در کتابهای نه چندان قوی(بغیر از لهوف) آیا می توان قضاوت کرد که اهل بیت بر خلاف فرمایش امام حسین علیه السلام عمل کرده اند؟؟ به نظر نه

    علاوه بر آن ممکن است فرمایش امام علیه السلام به بعد از شهادت یعنی همان عصر عاشورا و شام غریبان برگردد که دشمن در مقابل دشمن حمله ور عجز و انابه نباشد ولی بعد از آن برای زنده نگه داشتن پیام عاشورا نیاز به سوگواری (البته نه در آسیب به بدن) باشد. چون گاهی در عزاداری های امروزی بعضی از قبایل عرب و غیر عرب مرسوم است، عزادار (مخصوصا بانوان) چنگ به صورت می اندازد اما نه به معنایی که صورت را زخم کند بلکه به معنایی آنکه حالت نمایشی دارد که به مردم بگوید من عزادارم،
    البته در واژه نمایشی نباید تصور کنیم که قلب ناراحت نیست و ادای عزادار را در می آورند بلکه قلب عزادار است و دست کشیدن به صورت به حالت چنگ انداختن رسمی است که هنوز نیز در بعضی از قبایل حتی در ایران دیده میشود، در بعضی از عزاداریها زنان با مویه کردن و دست به صورت کشیدن و چنگ انداختن به صورت( نه جدی که زخم کند) نشان می دهند که ما عزاداریم
    نمونه آن را می توان در سینه زندن و زنجیر زدن عزاداران محرم دید، بسیاری از عزاداران سنیه می زنند که بگویند ما عزاداریم نه اینکه سینه خود را زخم کنند ، وبسیاری از زنجیر زنان زنجیر می زنند که بگویند ما برای سالار شهیدان سوگواریم نه اینکه کمر خود را ناقص نمایند، این عرف است و کسی نیز متعرض نمی شود که ای جماعت سینه زن و زنجیر زن چرا طوری می زنید که اثری ندارد؟
    چون جواب این است که اثر دارد و اثر آن بیان این است که من عزادارم




  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,140
    حضور
    45 روز 19 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10540



    علاوه بر آنچه گفته شد در روایت سوم و چهارم اگر دقت بفرمایید زنان کوفه( در روایت سوم) و زنان مدینه( در روایت چهارم) چنین کاری کرده اند نه اهل بیت، یعنی فقط در روایت اول و دوم می توان به اهل بیت نسبت داد.

    این از قسمت اول سوال
    اگر اشکالی دارید در خدمتتان هستیم


  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    نوشته
    318
    حضور
    6 روز 14 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    637



    نه خیلی خوب بود تشکر

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    علاقه
    یا صاحب الزمان الغوث و الامان
    نوشته
    272
    حضور
    9 روز 17 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    622



    با سلام.

    ببخشید که وارد بحث می شوم.

    اما به نظر من، پاسخهای کارشناس محترم، چندان جامع نیست،..


    مسئله ای که هست این است، که دستور امام (ع) و یا آیه قرآن که اشاره کردید، در حال اختیار است. نه آسیب زدن بی اختیار. حتی روزه خواری بی اختیار هم روزه را باطل نمی کند.

    آن مصائبی که در روز عاشورا اتفاق افتاده، شما تصور کنید یک دهم آن برای شما اتفاق بیافتد. باور کنید از شدت مصائب بی اختیار جان به جان آفرین تسلیم میکنید!

    حتی اسب امام حسین (ع)، تحمل آن مصائب را نداشت، و انقدر سر به زمین زد تا مرد.

    مثلا درجریانی نقل شده است که حضرت زینب (س) سر خود را به چوبه محمل زده و خون از سر وی جاری شده.

    کاری به سند این نقل ندارم، اما شما در نظر بگیرید که داغ سی و چند تن از اقوام و در کل داغ 72 نفر را در نصف روز دیده است، آنهم با جنایات فجیع، و بعد آتش زدن خیمه ها، و بعد جریانات مفصل که حتما شنیده اید، تمام اینها را تحمل کرده، کاروان را سر و سامان داده و .... نمیخواهم بسطش بدهم و روضه بخوانم، خودتان میدانید، در ذهنتان مرور کنید. بعد در کوفه در جلوی چشمانش سر مطهر را بر روی نیزه (بصورت دود گرفته و ... ) جلوی او می آورند. اختیار از دست دادن در این شرایط غیر طبیعی است؟ حضرت ظرفیت بسیار بالاتر از حد تصور داشته، و البته صد البته خداوند نیز صبر بسیاری به او داده که صبر ایوب (ع) در مقابل آن ناچیز است، من اگر در چنین شرایطی یا حتی بسیار بسیار کمتر از این شرایط قرار بگیرم، ناخود آگاه قلبم می ایستد و سکته می کنم.


    یا جریان مجلس یزید، که نقل شده حضرت زینب (س) گریبان چاک داده اند.
    سر مطهر در تشت طلا در حال قرآن خواندن، و جریان چوب خیزران و شراب و ...
    بازهم کاری به سند ندارم.
    تمام مسائل گفته شده را در نظر بگیرید، آیا از کف دادن اختیار در چنین شرایطی غیر طبیعی است؟ باز هم می گویم حضرت ظرفیت و صبر بسیار بالایی داشته که دور از تصور است.


    در مورد آسیب زدن به بدن، بی تابی کردن و ... در مصیبت ها (مثلا فوت پدر، مادر، فرزند و ...) همانطور که گفته شده است، این اعمال مجاز نیست.. (البته به شرط اینکه بی اختیار نباشد، چون هیچ سرزنشی به کسی که در مصیبت اختیار از دست داده وجود ندارد)
    اما حتی با اختیار آن در مورد عزاداری سید الشهدا (ع) در فقه استثناء قرار گرفته...

    روایتهای 5 و 6 که مربوط به زمان حضرت رسول (ص) بودند، هم باید دید قبل از آیه ذکر شده بوده یا بعد از آن؟ که ظاهرا قبل از آن بوده... چون در تفسیر گفتید آیه مربوط به بعد از فتح مکه بوده
    و زمانی که حکمی صادر نشده نمیتوان کسی را بخاطر عمل نکردن به آن سرزنش کرد. در زمان حضرت رسول (ص) حتی تا مدتها برخی از مسلمانها شراب می خوردند تا حکم تحریم شراب نازل و اجرا شد.

    موفق باشید.
    ویرایش توسط لوح دل : ۱۳۹۳/۰۶/۰۵ در ساعت ۰۳:۲۴

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,140
    حضور
    45 روز 19 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10540



    خدمت جناب امیر امیدوار گرامی
    فرمایش شما درباره، فرق بین ضربه زدن با اختیار و بی اختیار صحیح است، اما باید ابتدا اثبات شود که اهل بیت به خود ضربه زده اند بعد اثبات شود با اختیار بوده یا بی اختیار
    آنچه در روایات پست اول آمده اثبات نمی کند که این چنین اتفاقی افتاده باشد ، و روایت کوبیدن سر توسط حضرت زینب علیه السلام زیر که خودتان ضعفش را اطلاع دارید
    شما باید اثبات کنید چنین اتفاقی افتاده سپس بحث بر سر اختیار و عدم اختیار بشود


  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    علم و دانش
    نوشته
    10
    حضور
    6 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    26



    با سلام و آرزوي توفيق

    به نظر من هچ تعارضي بين دو دسته روايات نيست بلكه رمز توصيه حضرت سيدالشهداء عليه السلام در فراز آخر كلامشان موجود است:

    نقل قول نوشته اصلی توسط IVI.@.H.D.I نمایش پست ها
    انظرن إذا انا قتلت فلا تشققن علی جیبا و لا تخمشن علی وجها و لا تقلن علی هجرا
    يعني كاري نكنيد كه نشان از نارضايتي و غضب بر خدا باشد.
    بخشودگي اهل گنه در صف محشر
    وابسته به يك گردش چشمان حسين است

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    علاقه
    یا صاحب الزمان الغوث و الامان
    نوشته
    272
    حضور
    9 روز 17 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    622



    نقل قول نوشته اصلی توسط عماد نمایش پست ها
    خدمت جناب امیر امیدوار گرامی
    فرمایش شما درباره، فرق بین ضربه زدن با اختیار و بی اختیار صحیح است، اما باید ابتدا اثبات شود که اهل بیت به خود ضربه زده اند بعد اثبات شود با اختیار بوده یا بی اختیار
    آنچه در روایات پست اول آمده اثبات نمی کند که این چنین اتفاقی افتاده باشد ، و روایت کوبیدن سر توسط حضرت زینب علیه السلام زیر که خودتان ضعفش را اطلاع دارید
    شما باید اثبات کنید چنین اتفاقی افتاده سپس بحث بر سر اختیار و عدم اختیار بشود
    سلام.
    بنده عرض کردم به نظر من پاسخهای کارشناس محترم (جنابعالی) چندان جامع نیست. نگفتم غلط است.

    همین روایاتی که در سئوال استارتر تاپیک آمده، و یا روایاتی که من اشاره کردم، کاری به سند آنها ندارم، فرض بر اینکه ضعیف باشند، صرف ضعیف بودن نمیتوان ردشان کرد. و بگویید چون اولی (دستور امام حسین ع)، سند قوی دارد و بقیه سند ها ضعیف هستند، پس کلا حکم بر بطلانشان بدهید.
    بهرحال، بنده علم رجال و حدیث ندارم، علاقه و استعدادی هم در یادگیری این علوم ندارم، لذا در این خصوص نظری نمی دهم که سند ضعیف است یا قوی است و ... و به نظر کارشناسان (که احتمالا شما نیز در همین زمینه کارشناس هستید)، مراجعه می کنم.

    اما بنده عرض کردم جامع نیست به دلایل زیر:
    جدای از بحث سند
    1- سنگینی مصیبت کاملا واضح است و اینکه انسان در این مصائب اختیار از دست بدهد امری بدیهی است. (لازم به تذکر است که حتی صبر بی بدیل حضرت زینب س در کلام من لحاظ شده و با ملاحظه این صبر باز می گویم سنگینی مصیبت به قدری است که از دست دادن اختیار حتی برای امام معصوم (ع) و حضرت زینب (س) طبیعی است)
    2- لطمه زدن در عزاداری سید الشهدا (ع)، در فقه استثناء قرار گرفته (حتی در صورت اختیار)
    3- روایات 5 و 6 استارتر تاپیک، به احتمال قریب به یقین، قبل از آیه استناد شده در اول پست می باشد.


    اینکه می گویید ابتدا باید ثابت شود و ... نمیدانم دلیلش چیست، بهرحال روایاتی در این خصوص وجود دارد، نهایتش این است که بگویید روایات ضعیف است، اما ضعیف بودن دلیل بر بطلان روایات نیست و نمیتوان به بهانه ضعیف بودن ردشان کرد. هرچند که ممکن است روایات صحیح و قوی هم در این زمینه وجود داشته باشد.
    اما سه نکته ای که بنده عرض کردم، بدون اینکه نیاز به بررسی سند روایات باشد، مشخص می کند که تناقضی در کار نیست.

    موفق باشید.
    ویرایش توسط لوح دل : ۱۳۹۳/۰۶/۰۵ در ساعت ۱۸:۳۶

  21. صلوات


صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود