صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: كرامات در هنگام موت توسط امام

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,144
    حضور
    59 روز 8 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2752

    اشاره كرامات در هنگام موت توسط امام




    سلام
    اينكه امام معصوم بعد از رحلت صداي متوسلين را ميشنود و ميتواند كرامت كند..چقدر معتبر است؟
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۳/۰۷/۰۶ در ساعت ۱۴:۱۰

  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11166



    با نام الله




    كرامات در هنگام موت توسط امام








    کارشناس بحث: استاد صادق



    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  4. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,035
    حضور
    192 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28767



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملّاعلي نمایش پست ها
    سلام
    اينكه امام معصوم بعد از رحلت صداي متوسلين را ميشنود و ميتواند كرامت كند..چقدر معتبر است؟

    باسلام وتشکر از سوال خوب تان .
    پاسخ در چند محور بیان می شود:
    الف_ در باره فراز اول پرسش باید گفت اولا ائمه (ع) گرچه حسب ظاهر بر اثر شهادت از دنیا رفته اند. ولی در واقع زنده اند و در نزد خدواند روزی می خورند و آثار زند گان بر آنها مترتب است. (1) که یکی از آنها خبر دار شدن از حاجت متوسلین است. چون از لازمه حیات علم و آگاهی است و از آنجا که آنها دارا ی حیات برتری برزخی واخروی اند پس آثار آن که از جمله علم به حاجت متوسلین است را دارا خواهند بود.
    ثانیا ، در مسأله توسل باید توجه داشت: حاجت های انسان های متو سل را خداوند برآورده می سازد . اهل بیت(ع) واسطه فیض خداوند است . مؤمنان در پی توسل به ارواح مطهر اهل بیت حاجات و نیازهای گوناگون خود را از خداوند دریافت می کنند.
    خداوند به تمام اسرار ظاهری و قلبی بندگان خود آگاه است . حاجت های آن ها را می داند. ولی بر اساس حکمت خود مقرر داشته که برخی حاجات بندگان خود را در پی دعا و توسل با اولیای پاک به آنان بدهد.
    بنابر این همان طور که در دعا خواندن و خواستن از خدا شرط و مقدمه اجابت الهی است،‌ در توسل نیز چنین است با این که خداوند حاجت رواست و همه اسرار بندگان خود را می داند. ولی در عین حال مشیت و حکمت او ایجاب فرموده که برای گرفتن برخی حاجات باید به اهل بیت (ع) متوسل شد و گرفتن حاجت از خدا بستگی دارد به توسل به آنان.(2)
    ثالثا ، ائمه (ع) ، همان‌طور که در زمان حیات ، وجودشان برای مردم نافع و پر خیر برکت بودند، بعد از مرگ نیز همان آثار و برکات را دارند چون آنها با شهادت‌ از دنیا رفته اند و روح و قبر شریف شهدا همانند زمان حیات دنیایی آنها برای مؤمنان اثربخش است . و همان طور که پیراهن یوسف وقتی بر دیدگان یعقوب رسید او در همان دم بینایی خود را باز یافت،(3) روح وقبر ائمه ع به طریق اولی آثار وبرکاتی فراوان داشته وتوسل به آنها مفید واثر گذار است بخصوص آنکه به گفته ی قرآن شهید زنده است (4) و آثر روح وقبر او بشتر از یک پیراهن خواهد بود، تفصیل این مطلب را در منع ذیل جویا شوید. (5)
    ب_ فاصله مکانی ومانند آن برای اهل دنیا مانع سرعت عمل و امداد می شود. ولی برای ارواح معصومین ع که مجرد و فوق ماده اند مشکلی ایجاد نمی کند؛ زیرا وقتي حقيقت هر انساني را همان روح و نفس انساني او بدانيم و معتقد باشيم كه بعد از مرگ يك فرد، تنها انتقالي در روح او حاصل مي شود و اين روح از كالبد مادي به كالبدي مثالي در عالم برزخ منتقل مي گردد، پس دليلي وجود ندارد كه توانايي ها و قدرت هاي اين روح هم از او سلب شود.
    همه ما معتقديم كه انسان داراي توانايي هاي گوناگوني در طول زندگي است. به طور قطع اين كارها با مديريت روح انسان محقق مي شود ؛ پس در واقع همه كارها و توانايي هاي انسان منتسب به روح اوست؛ مثلا اين روح انسان است كه مي بيند و مي شنود و فعاليت انجام مي دهد ، گرچه این گونه امور در دنیا با ابزار جسمانی مثلا گوش انجام می شود. ولی بعد مرگ ضرورت برای وجود چنین ابزاری نیست وروح بدون آن ابزار می تواند بشنود، چه این که
    برخي از اعمال هم هستند كه در انجام آن روح حتی در دنیا هم مستقل از جسم عمل مي كند و در آن موارد از جسم كمك نمي گيرد مانند ادراكات حضوري در انسان هاي عادي يا كرامات و تصرفات خاص در اولياء الهي كه مثلا يك امام معصوم با اراده الهي خود بيماري را شفا مي دهد. يعني واسطه حصول شفاي اين بيمار از درگاه خداوند متعال مي گردد و در اين امر فعاليتي بدني انجام نمي شود.(6)
    ج_ در باره فراز اخر پرسش باید گفت که بی تردید در توسل شرایط و مقدمات خاصی برای فرد متوسل لازم است که تفصیل آن را در منبع ذیل (7) جویا شوید ، ولی برای متوسل الیه(يعني امامان عليهم السلام ) چنین نیست. چون آنها در افق بالاتر از ماده ودر محل قدسی به سر می برند وبه اذن الهی به متوسلین اگر شرایط ومصلحت الهی ایجاب کند کمک می رسانند. و مؤمنان از طریق توسل به روح معصومین ع می‌تواند توجه و عنایت آنان را برای خود به دست بیاورد، چون روح آنها به اذن خداوند اشراف بر عالم دارد و می‌‌تواند به اذن خداوند عنایاتی و کرامتی از ناحیة آنان نصیب‌انسان بشود. از همین باب است که در زیارت جامعه کبیره آمده:
    «و بکم یُنزّل الغیث و بکم یُمسک السماء أن تقع على الأرض، و بکم ینفّس الهمّ ویکشف الضرّ؛(8)به خاطر شما باران می‌بارد. به خاطر شما آسمان از ریزش باران بر زمین باز می‌ماند. به خاطر شما گرفتاری برطرف و ناراحتی‌ها رفع می‌شود».
    این بیان نورانی ناظر به ارواح ائمه(ع) است و تصریح نموده، رحمت خداوند به عالم و آدم ،همه به برکت وجود اهل بیت(ع) است. پس معلوم می‌شود که فیض وجود آنان همواره نصیب انسان می‌شود و آنها واسطة فیض خداوند هستند.

    پی‌نوشت‌ها:
    1. بقره (2) آیه 154. آل عمران (3) آیه 169.
    2. محسن قرائتی ، اصول عقاید نشر مؤسسه فرهنگی درس های از قرآن، 1384ش، ص 100.
    3. یوسف (12) آیه 92.
    4. آل عمران (3) آیه 169.
    5. قرائتی، اصول عقاید نشر موسسه فرهنگی درسهای از قران 1384 ش ص104.
    6. صدرا، اسفار اربعه، نشر دار الاحیا التراث العربی بیروت، بی تا ،ج8، ص347 و نیز: امام خمینی تقریرات درس فلسفه، نشر موسسه آثار امام ، 1387 ش ، ج3، ص 198.
    7. سید کاظم روحانی شفاعت و توسل، نشر دفتر تلیغات اسلامی قم 1385 ش، ص 49 ـ 50.
    8. مفاتیح الجنان، ص 909، نشر بلاغت، قم 1377ش.
    ویرایش توسط صادق : ۱۳۹۳/۰۶/۰۳ در ساعت ۱۸:۱۷

  5. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    54
    حضور
    2 روز 10 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    73



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملّاعلي نمایش پست ها
    سلام
    اينكه امام معصوم بعد از رحلت صداي متوسلين را ميشنود و ميتواند كرامت كند..چقدر معتبر است؟
    عليكم سلام

    همان طور كه پيراهن حضرت يوسف يك شي بوده و نه يك مخلوق و با توسل حضرت يوسف به پيراهنش چشم پدرش شفا پيدا كرد به طريق اولي قبور اهل بيت و خاك و تربت سيد الشهدا شفا بخش است چه برسد توسل به خود اهل بيت

    مضاف بر اينكه اهل بيت زنده هستند و نه مرده زيرا همه انها شهيد شده اند

    علاوه بر اين شهدا و صالحين شاهد بر اعمال هستند

  6. صلوات ها 5


  7. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,144
    حضور
    59 روز 8 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2752



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    الف_ در باره فراز اول پرسش باید گفت اولا ائمه (ع) گرچه حسب ظاهر بر اثر شهادت از دنیا رفته اند. ولی در واقع زنده اند و در نزد خدواند روزی می خورند و آثار زند گان بر آنها مترتب است. (1) که یکی از آنها خبر دار شدن از حاجت متوسلین است. چون از لازمه حیات علم و آگاهی است و از آنجا که آنها دارا ی حیات برتری برزخی واخروی اند پس آثار آن که از جمله علم به حاجت متوسلین است را دارا خواهند بود.
    ثانیا ، در مسأله توسل باید توجه داشت: حاجت های انسان های متو سل را خداوند برآورده می سازد . اهل بیت(ع) واسطه فیض خداوند است . مؤمنان در پی توسل به ارواح مطهر اهل بیت حاجات و نیازهای گوناگون خود را از خداوند دریافت می کنند.
    خداوند به تمام اسرار ظاهری و قلبی بندگان خود آگاه است . حاجت های آن ها را می داند. ولی بر اساس حکمت خود مقرر داشته که برخی حاجات بندگان خود را در پی دعا و توسل با اولیای پاک به آنان بدهد.
    بنابر این همان طور که در دعا خواندن و خواستن از خدا شرط و مقدمه اجابت الهی است،‌ در توسل نیز چنین است با این که خداوند حاجت رواست و همه اسرار بندگان خود را می داند. ولی در عین حال مشیت و حکمت او ایجاب فرموده که برای گرفتن برخی حاجات باید به اهل بیت (ع) متوسل شد و گرفتن حاجت از خدا بستگی دارد به توسل به آنان.(2)
    ثالثا ، ائمه (ع) ، همان‌طور که در زمان حیات ، وجودشان برای مردم نافع و پر خیر برکت بودند، بعد از مرگ نیز همان آثار و برکات را دارند چون آنها با شهادت‌ از دنیا رفته اند و روح و قبر شریف شهدا همانند زمان حیات دنیایی آنها برای مؤمنان اثربخش است . و همان طور که پیراهن یوسف وقتی بر دیدگان یعقوب رسید او در همان دم بینایی خود را باز یافت،(3) روح وقبر ائمه ع به طریق اولی آثار وبرکاتی فراوان داشته وتوسل به آنها مفید واثر گذار است بخصوص آنکه به گفته ی قرآن شهید زنده است (4) و آثر روح وقبر او بشتر از یک پیراهن خواهد بود، تفصیل این مطلب را در منع ذیل جویا شوید. (5)
    ب_ فاصله مکانی ومانند آن برای اهل دنیا مانع سرعت عمل و امداد می شود. ولی برای ارواح معصومین ع که مجرد و فوق ماده اند مشکلی ایجاد نمی کند؛ زیرا وقتي حقيقت هر انساني را همان روح و نفس انساني او بدانيم و معتقد باشيم كه بعد از مرگ يك فرد، تنها انتقالي در روح او حاصل مي شود و اين روح از كالبد مادي به كالبدي مثالي در عالم برزخ منتقل مي گردد، پس دليلي وجود ندارد كه توانايي ها و قدرت هاي اين روح هم از او سلب شود.
    همه ما معتقديم كه انسان داراي توانايي هاي گوناگوني در طول زندگي است. به طور قطع اين كارها با مديريت روح انسان محقق مي شود ؛ پس در واقع همه كارها و توانايي هاي انسان منتسب به روح اوست؛ مثلا اين روح انسان است كه مي بيند و مي شنود و فعاليت انجام مي دهد ، گرچه این گونه امور در دنیا با ابزار جسمانی مثلا گوش انجام می شود. ولی بعد مرگ ضرورت برای وجود چنین ابزاری نیست وروح بدون آن ابزار می تواند بشنود، چه این که
    برخي از اعمال هم هستند كه در انجام آن روح حتی در دنیا هم مستقل از جسم عمل مي كند و در آن موارد از جسم كمك نمي گيرد مانند ادراكات حضوري در انسان هاي عادي يا كرامات و تصرفات خاص در اولياء الهي كه مثلا يك امام معصوم با اراده الهي خود بيماري را شفا مي دهد. يعني واسطه حصول شفاي اين بيمار از درگاه خداوند متعال مي گردد و در اين امر فعاليتي بدني انجام نمي شود.(6)
    ج_ در باره فراز اخر پرسش باید گفت که بی تردید در توسل شرایط و مقدمات خاصی برای فرد متوسل لازم است که تفصیل آن را در منبع ذیل (7) جویا شوید ، ولی برای متوسل الیه(يعني امامان عليهم السلام ) چنین نیست. چون آنها در افق بالاتر از ماده ودر محل قدسی به سر می برند وبه اذن الهی به متوسلین اگر شرایط ومصلحت الهی ایجاب کند کمک می رسانند. و مؤمنان از طریق توسل به روح معصومین ع می‌تواند توجه و عنایت آنان را برای خود به دست بیاورد، چون روح آنها به اذن خداوند اشراف بر عالم دارد و می‌‌تواند به اذن خداوند عنایاتی و کرامتی از ناحیة آنان نصیب‌انسان بشود. از همین باب است که در زیارت جامعه کبیره آمده:
    «و بکم یُنزّل الغیث و بکم یُمسک السماء أن تقع على الأرض، و بکم ینفّس الهمّ ویکشف الضرّ؛(8)به خاطر شما باران می‌بارد. به خاطر شما آسمان از ریزش باران بر زمین باز می‌ماند. به خاطر شما گرفتاری برطرف و ناراحتی‌ها رفع می‌شود».
    این بیان نورانی ناظر به ارواح ائمه(ع) است و تصریح نموده، رحمت خداوند به عالم و آدم ،همه به برکت وجود اهل بیت(ع) است. پس معلوم می‌شود که فیض وجود آنان همواره نصیب انسان می‌شود و آنها واسطة فیض خداوند هستند.
    باسلام و تشكر
    آيا اينكه امام معصوم يا پيامبر بعد از موت باز احاطه بر عالم ماده دارند عقيده همه مسلمانان است يا عقيده شيعه است؟ اين عقيده دقيقا از كجا آمده..

    همه ما به كرات در روايات و داستانها شنيده ايم كه ائمه اطهار در زمان حياتشان خيلي خوش برخورد و كريم بوده اند و كسي نبوده كه مشكلي داشته باشد و به آنها مراجعه كرده باشد و از آنان دستگيري نشده باشد
    بنده خودم بشخصه با همين اعتقاد و اميد بارها در خانه اهل بيت رفته ام براي حاجتي يا حل مشكلي اما دست خالي برگشتم تا جايي كه واقعا نا اميد شدم(نسبت به همه چي.. حتي حقيقت دين)
    تا اينكه جديدا با عقيده ايي آشنا شدم كه ميگويد كه امام معصوم بعد از موت هيچ ارتباطي با دنيا ندارد من اين را تقريبا پذيرفته ام چرا كه از طرفي با تجربه بنده جور در مي آيد و از طرف ديگر اين عقيده مانع انتظارات بيجا و در آخر كفر ميشود..
    ياحق

    ویرایش توسط غریبه آشنا : ۱۳۹۳/۰۶/۰۳ در ساعت ۱۹:۱۵

  8. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    54
    حضور
    2 روز 10 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    73



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملّاعلي نمایش پست ها
    باسلام و تشكر
    آيا اينكه امام معصوم يا پيامبر بعد از موت باز احاطه بر عالم ماده دارند عقيده همه مسلمانان است يا عقيده شيعه است؟ اين عقيده دقيقا از كجا آمده..
    عقيده اجماعي و متفق عليه نزد همه مذاهب اسلامي هست

    فهو رحمة لنا في حياته، وبعد وفاته، فكيف لا يتوسل به إليه ولا نعمل البزل القناعيس نحوه وإليه؟ وذلك مما أجمع أهل التوحيد عليه وأجمعوا على تكفير من قال بخلاف ذلك، صرح به أئمة الأمة وأولهم مالك.
    توسل به پيغمبر چه در زمان حيات و چه بعد از عقيده اهل توحيد هست و كسي ان را منكر مي شود كه كافر باشد و اين عقيده را ائمه ارعه داشتند و اولين انها مالك بوده است
    دفع الشبه عن الرسول (ص) - الحصني الدمشقي - ص 211 - 213

  9. صلوات ها 2


  10. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,035
    حضور
    192 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28767



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملّاعلي نمایش پست ها
    باسلام و تشكر
    آيا اينكه امام معصوم يا پيامبر بعد از موت باز احاطه بر عالم ماده دارند عقيده همه مسلمانان است يا عقيده شيعه است؟ اين عقيده دقيقا از كجا آمده..

    همه ما به كرات در روايات و داستانها شنيده ايم كه ائمه اطهار در زمان حياتشان خيلي خوش برخورد و كريم بوده اند و كسي نبوده كه مشكلي داشته باشد و به آنها مراجعه كرده باشد و از آنان دستگيري نشده باشد
    بنده خودم بشخصه با همين اعتقاد و اميد بارها در خانه اهل بيت رفته ام براي حاجتي يا حل مشكلي اما دست خالي برگشتم تا جايي كه واقعا نا اميد شدم(نسبت به همه چي.. حتي حقيقت دين)
    تا اينكه جديدا با عقيده ايي آشنا شدم كه ميگويد كه امام معصوم بعد از موت هيچ ارتباطي با دنيا ندارد من اين را تقريبا پذيرفته ام چرا كه از طرفي با تجربه بنده جور در مي آيد و از طرف ديگر اين عقيده مانع انتظارات بيجا و در آخر كفر ميشود..
    ياحق
    باسلام وتشکر :
    پاسخ در چندمحور بیان می شود :

    الف _ قبل از همه باید اشاره شود که غیر شیعیان معتقید به امام معصوم نیستند .
    عقیده یاد شده در پرسش خواستگاه وحیانی دارد .در تفصیل مسله باید گفت :
    در آموزه های دینی آمده که انسان کامل یعنی پیامبر و ائمه از امور امت آگاهی دارند. اعمال ما بر آن ها عرضه می شود.
    عرضه اعمال بر حجت خدا خاستگاه قرآنی دارد. در روایات متعدد در این باره سخن گفته شده است. قرآن کریم در این باره فرمود:
    «و یوم نبعث فی کل امة شهیداً علیهم من انفسهم و جئنا بک شهیداً علی هولاء؛(1)
    روزی را که در هر امتی، گواهی از خودشان برایشان برانگیزیم، و تو را هم بر این امت گواه آوریم». شبیه همین مضمون در سوره نساء آیه 41 آمده است. بر اساس این گونه آیات، پیامبران و جانشینان آن ها شاهد و ناظر عملکرد امت‌‌های ‌شان هستند که در روز قیامت در پیشگاه عدل الهی شهادت می‌دهند.
    پیامبر اعظم(ص) به عنوان شاهد و ناظر بر انبیای پیشین و امت‌‌های آنان و امت خود است. جمعی از مفسران احتمال داده‌اند که کلمه «هولاء» اشاره به گواهان امت‌‌های پیشین است، یعنی ای پیامبر اسلام! تو را گواه همه‌گواهان و انبیای گذشته قرار خواهیم داد.
    در پار‌ه­ای از روایات به همین تفسیر اشاره شده است، بنابراین مفهوم آیه چنین خواهد شد که هر پیامبری در حال زندگی و مرگ از طریق مشاهده باطنی و روحانی، ناظر بر احوال امت خویش خواهد بود. روح پاک پیامبر اسلام ناظر بر همة ‌امت‌‌های پیشین و امت خویش می‌باشد. (2)
    در این باره که امام زمان هر عصر، ناظر اعمال مردم آن عصر است، احادیث متعددی آمده است. امام صادق(ع) فرمود: «تعرض الأعمال یوم الخمیس علی رسول‌الله و علی الائمة؛(3) روز پنج‌شنبه اعمال مردم به رسول خدا و ائمه(ع) عرضه می‌شود».
    در روایت دیگر آمده: «فی کل قرن منهم امام منا شاهد علیهم و محمد(ص) شاهد علینا؛(4)
    در هر عصر و زمانی، امامی از ما اهل بیت، شاهد و ناظر اعمال مردم است. رسول خدا شاهد بر اعمال ما است». در توقیعی مبارک از حضرت مهدی(ع) آمده:
    «فإنّا یحیط علمنا بآنبائکم، و لا یعزب عنّآ شی من أخبارکم و معرفتنا بالزلل الذی اصابکم؛(5)
    به اخبار شما علم داریم. هیچ چیزی از اخبار شما بر ما پوشیده نیست. از لغزش و کاستی‌‌های عملکرد شما آگاه هستیم. چیزی بر ما پوشیده نمی‌ماند».
    عارف بصیر و حکیم ژرف‌نگر امام خمینی با الهام و استناد به این گونه روایات گفته است:
    «ببینید که تحت مراقبت هستید. نامه اعمال ما می‌رود. پیش امام زمان(عج) هفته ای دو دفعه به حسب روایات. نکند که خدای نخواسته از من و شما و سایر دوستان، امام زمان ناراضی شود». (6)
    بنا بر این معلوم می‌شود که حضرت مهدی موعود به عنوان آخرین خلیفه الهی روی زمین از راه‌‌های مختلف نظیر عرضه نامه اعمال و یا احاطه علمی و علم محیطش، بر عملکرد مردم نظارت دارد. به اذن الهی می‌داند که چه کسی چه کاری انجام می‌دهد.
    طبق این بیان یکی از وجوه عرضه اعمال بر حجت خدا در هر عصر به شهادت گرفتن آن ها از طرف خدا نسبت به اعمال بندگان است. این عرضه به اجازه خدا و به امر او رخ می دهد.
    امام زمان در هر عصر و زمان ولایت امت خویش را برعهده دارد. جانشین خدا در بین آنان است. مسوولیت رسیدگی به اعمال آن ها و وضع دنیوی و اخروی آن ها بر عهده ولی خدا است. باید چنین عرضه ای اتفاق بیافتد تا امر رسیدگی به امور امت با آگاهی و اشراف کامل تری انجام بگیرد.
    آیا امامی که به امور امت اشراف و آگاهی کامل دارد، بهتر می تواند به امور آن ها رسیدگی کند و مشکلات آن ها را رفع کند یا امامی که چنین آگاهی و اشرافی ندارد؟ یقینا امام آگاه و مشرف به امور بندگان بهتر می تواند وظائف امامت خود را به انجام برساند.

    ب_ اما درباره فراز دوم پرسش تان باید گفت :
    بر خلاف تصور شما هیچ کس از در خانه اهلبیت دست خالی بر نمی گردد .
    ولی اهلبیت مظهر صفات آن خدای است که هیچ گاه بنده خود را دست خالی از در خانه اش بر نمی گرادند .
    مگر همه دعا مستجاب می شود ؟؟!!!
    سخن این است که بنده هر گز دست خالی از در خانه خدا بر نمی گردد برای روشن شدن مسله به چند نکته دقت شود :
    پاسخ در چند محور بیان می شود:
    1_ از دیدگاه اسلام و عقل، هر کجا انسان‌های‌ نتوانستند علت‌ بروز رویدادهای ‌تلخ ‌یا شیرین‌ را تحلیل ‌کنند و یا نخواستند نقائص و ضعف های خود را بپذیرند، آن‌ را به‌ جای دیگر ‌حواله‌ می‌کنند.
    گاهی‌تنبلی ‌و تن‌آسایی ‌و مسئولیت‌ گریزی‌ و سرپوش‌ گذاشتن ‌روی ‌نقاط‌ ضعف‌، و تبرئه‌ کردن‌ خود در برابر گناهان‌ و تازیانه وجدان ‌و احساس‌ شرمندگی، ‌زمینة‌ گرایش‌ به ‌این‌ گونه ‌مسکّن‌های ‌موقتی ‌را فراهم‌ می‌کند.
    دور بودن‌ از معرفت‌های‌ دینی‌ و برداشت‌های ‌غلط‌ نیز گاهی ‌موجب‌ می‌شود که‌ برخی ‌برای ‌ایجاد آرامش‌ روحی ‌خود، چاشنی ‌از اصطلاحات‌ دینی‌ و مذهبی‌ به‌ عقاید خرافه‌ و موهوم‌ خود اضافه ‌کنند. شانس ‌و بخت ‌را تحت‌ عنوان‌ سرنوشت‌ و تقدیر خدا مطرح‌ کنند.
    عمومیت‌قانون‌علیت‌، به ‌این‌ که‌ هر حادثه‌ای ‌علتی‌ دارد و هر وضعیتی که ‌برای‌انسان‌(فرد یا جامعه‌) و غیر انسان‌پیش‌آید، معلول ‌علتی‌ است ‌و تقدیر و اندازه‌گیری ‌هر پدیده‌ای‌ نیز متناسب‌ با وضع‌ علت ‌آن‌ می‌باشد، امری‌ قطعی ‌است‌، چون ‌آیات ‌قرآن ‌نظیر " قد جعل ‌اللّه ‌لکلِّ شی‌ءٍ قدراً "(7) آن‌ را بیان‌ کرده‌ و علمای‌ اسلامی‌ از آن‌ تحت‌ عنوان‌ قضا و قدر تکوینی ‌و تشریعی‌ و سایر اندیشمندان‌ جهان ‌به‌ عنوان‌"قانون‌ علت‌ و معلول‌ یا اسباب ‌و مسبّبات‌" بحث‌کرده‌اند.
    سرنوشت ‌انسان‌ها و عزت ‌و ذلت ‌آنان ‌مرهون ‌کارکردهای‌ خودشان ‌است‌.‌قرآن‌ می‌فرماید: " کلُّ نفس‌ بما کسبت‌ رهینة‌؛ هر کس ‌در گرو اعمال‌ خویش ‌است‌".(8)
    اسلام ‌به‌ قدری‌ روی‌ تأثیر تلاش‌ها و عملکردهای‌انسان‌ در ساختن ‌سرنوشت ‌تأکید می‌کند که‌ از یک ‌سو می‌فرماید: " و ان ‌لیس ‌للأنسان‌ الاّ ما سعی‌؛(9) ‌بهره‌ای‌برای‌انسان‌جز سعی ‌و کوشش ‌او نیست‌" از سویی ‌دیگر می‌فرماید: " انّ اللّه ‌لا یغیّر ما بقوم‌ حتی ‌یغیّروا ما بأنفسهم‌؛ (10)خداوند سرنوشت‌ هیچ‌ قوم ‌و ملّتی‌را تغییر نمی‌دهد مگر آن‌ که‌‌ آن ‌چه‌ را در خودشان ‌است‌،تغییر دهند ."
    در نتیجه در نگاه عالمان اسلامی و حتی فلاسفه و اهل حکمت (11) همه چیز معلول علت های خاص خود اعم از قضا و قدر الهی و خواست انسان و در چارچوب آزمایش الهی و قواعد نظام آفرینش است. دلیل استفاده زیاد مردم هم می تواند یکی از مواردی باشد که در بالا ذکر شد.
    اگر در مسائلی پی به علت های امور و حوادث نبردیم، می توانیم آن را به خواست و اراده و تقدیر الهی که فوق همه علت هاست، نسبت بدهیم.جنبه آزمایش بودن همه حوادث را چه خوب و چه بد یادآور شویم.
    2_ این مسئله که در پرسش مطرح شده، به آن کلیت که در پرسش آمده، نیست، بلکه گاهی چنین است ، زیرا چه بسا افرادی تلاش می کنند و به مقصد می رسند.چه بسا کسانی بدون تلاش به مقصد نمی رسد. بنابر این نمی توان آن نتیجه کلی را از این مسئله گرفت.
    3_ در باره قضاوت های که نسبت به شما می شود و در پرسش اشاره نموده اید، این گونه حرف ها فضولی است که متاسفانه برخی افراد روحیه آن را دارند، در حالی که موفقیت و شاد کامی همیشه دلیل بر خوب و بی گناه بودن افراد نیست.چه بسا ممکن است بر عکس برای استدراج(غافل گیری الهی) و مانند آن باشد. در مقابل چه بسا ممکن است سختی ها و ناکامی های افراد دلیل محبوبیت آن ها نزد خدا باشد.
    هر کی در این بزم مقرب تراست جام بلا بیش ترش می دهد
    چه بسا آن امور برای آزمون و امتحان و پخته تر شدن افراد باشد و صدها علت پیدا و نهفته دیگر .در مجموع یک اصل و قاعده کلی در تحلیل این گونه امور وجود ندارد .اسراری بسیار در این باب وجود دارد. معنای مذهبی بودن این نیست که در دنیا همه امور زندگی به کام باشد. چه بسا افراد مذهبی بوده و هستند که در دنیا دچار مشکلات فراوان اند،ولی خداوند همه رنج ها را در آخرت چندین برابر جبران می کند .
    گرچه ممکن است برخی بدون رنج به گنج رسیده و می رسند، ولی برخی دیگر که دیده می شود به گنج های رسیده اند،ممکن است در دست یابی، رنج های بسیاری دیده باشند .پس نمی توان گفت همه آن هایی که به گنج رسیده، بی زحمت و رنج بوده اند.
    4_ در باره این که دعای برخی گاهی اجابت نمی شود، گرچه برای اجابت دعا شرایطی بسیاری است، ولی باید به این نکته اشاره گردد که بی تردید خداوند مهربان تر از مادر به بنده خود است. در دادن هر چیزی بیش تر مصلحت او را لحاظ می کند. ولی در عین حال هیچ گاه او را ناامید نمی سازد .به صراحت فرمود:
    «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ؛ (12) مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم».
    خداوندی که سمیع الدعاست و هرگز خلف وعده نمی‌کند ، هیچ دعایی را بدون اجابت نخواهد گذاشت، ولی گاهی آرزو را که در دعا خواسته می‌شود، به انسان می‌دهد؛ گاهی بهتر از آن را و گاهی زود یا دیر می‌دهد . اگر در دنیا به او ندهد ، در آخرت پاداش می‌دهد. بدون جواب نمی گذارد ،چون دعا یک نوع عبادت و نیایش است و بدون پاداش نمی‌ماند.
    خداوند همواره به خواست‌ها و نیازهای بندگان خود جواب مثبت می‌دهد . هیچ دستی را خالی برنمی‌گرداند؛ چون کریم‌تر از آن است که دستی را که به سوی او دراز شده ،ناامید برگرداند. از این رو در روایتی از امام صادق (ع) آمده:
    «ما أبرز عبدٌ یده إلى الله العزیز الجبّار إلاّ استحیا الله عزّوجل أن یردّها صفراً حتى یجعل فیها من فضل رحمته ما یشاء، فإذا دعا أحدکم فلا یردّ حتى یمسح على وجهه و رأسه؛ (13)
    هیچ بنده‌ای دست خود را به سوی خدای عزیز و جبران کننده دراز نمی‌کند مگر این که خداوند حیا می‌کند که دست او را خالی برگرداند و چیزی از فضل و رحمت که می‌خواهد در آن نگذارد، پس هر گاه دعا نمودید، دست خود را به سر و صورت خود بکشید». هیچ دعای بنده ای بی پاسخ نمی ماند. همین که دعا می کنیم ، نشان می دهد خدا ما را پذیرفته است.
    نکته بسیار زیبا و شنیدنی در این باب، سخن مولوی است:
    آن یکی الله می‏گفتی شبی تا که شیرین می‏شد از ذکرش لبی
    گفت شیطان: آخر ای بسیارگو این همه الله را لبیک کو؟
    می نیاید یک جواب از پیش تخت چند الله می زنی با روی سخت
    ‏او شکسته دل شد و بنهاد سر دید در خواب او خضر اندر خضر
    گفت: هین از ذکر چون وامانده‏ای چون پشیمانی از آن کش خوانده‏ای
    گفت: لبیکم نمی‏آید جواب زآن همی ترسم که باشم رد باب
    گفت: آن الله تو لبیک ماست و آن نیاز و سوز و دردت پیک ماست
    ‏ترس و عشق تو کمند لطف ماست زیر هر یا رب تو لبیک هاست (14)
    بیان نغز مولوی که در واقع الهام گرفته از آموزه های وحیانی است، می رساند که ناله و دعای بنده در واقع لبیک خدا است.زیر هر الله گفتن او هزاران لبیک الهی نهفته است. توسلات ودعا های پرسشگر محترم نیز ممکن است از این قبیل باشد.

    در نتیجه اگر خدا چنین است خلیفه او در زمین یعنی انسان کامل به عنوان مظهر صفات الهی وخلیفه او در جهان چنین خواهد بود .
    ج_ با توجه به آنچه بیان شد پاسخ فراز سوم سوال روشن است ولی خوب است این نکته را یاد آوری نمایم :
    شهیدمطهری در مقاله تحت عنوان «جست و جو حقیقت» نکته‌های بسیار سودمندی مطرح کرده، تفصیل سخنان ایشان را در جای خود (15) مطالعه نمایید که بسیار برای شما مفید است.
    بر اساس تحلیل حکیمانه ایشان خلاصه از گفته‌های او در این جا بازگو می‌شود:
    ایشان معتقد است که برخی افراد در دوران زندگی از نظر شک و یقین دچار بحران می‌شوند. بحران ممکن است در آغاز نوجوانی از حدود دوازده تا سی سالگی برای آن ها به وجود بیاید (افراد طبق شرایط خاص در این باب متفاوت اند ) به هر حال بحرانی است در افکار و عقاید مذهبی انسان و رفتارهای گوناگون فردی و اجتماعی و اخلاقی. این گونه افراد در شرایط حساس قرار می گیرند. باید با آنان از راه درست برخورد شود . با آرامش و منطق به شبهات فکری آن ها جواب داده شود . آن ها نیز باید تلاش نمایند از طریق پرس و جو از کارشناسان مربوط مشکلات فکری و روحی خود را برطرف سازند.
    شک از دید ایشان دو نوع است، یکی شک مقدس و دیگر شک غیر مقدس. شک قسم دوم ویرانگر و خطرناک است . اگر علاج نشود انسان را به تباهی می‌رساند، اما شک مقدس انسان را وادار می‌کند که در پی حقیقت برود . مثل درد برای بیمار است، هر بیماری اگر درد داشته باشد، بالاخره شخص را وادار می‌کند که در پی درمان برود. اگر درد نداشته باشد، او را نسبت به بیماریش بی تفاوت نگاه می‌دارد و بالاخره از پا در می آورد.
    شک مقدس مثل بیماری با درد است . خودش یک نوع درد روحی است و باید در پی علاجش رفت. کسی حضور رسول خدا آمد و عرض کرد: هلاک شدم، به فریادم برسید. پیامبر فرمود: حتما شیطان آمده از تو پرسیده که تو را کی آفریده است؟ عرض نمود :آری . حضرت فرمود:در جواب شیطان گفتی: مرا خدا آفریده است . بعد شیطان پرسید که پس خدا را کی آفریده؟ و نتوانستی جواب او را بدهی.
    برای همین سراسیمه آمدی تا نجات یابی، نگران نباشید خداوند تو را نجات می‌دهد. عبادت خداوند ،نماز، ذکر و دعا زیاد بخوان. تمام وسوسه ها از ذهن تو برطرف می‌شود. آن شخص طبق دستور رسول خدا پیوسته در عبادت و دعا بود و از وسوسه شیطان نجات یافت. (16)
    با توجه به این بیان جواب شما به دست خواهد آمد، ولی اگر اموری یاد شده در پرسش از حد وسوسه و خطور در ذهن به مرحله باور نرسد و موجب انکار عقاید دینی نشود و کارهای عملی غیر اخلاقی نیز انجام نشود و فقط خطور در ذهن باشد، گناه محسوب نمی‌شود، ولی باید وسوسه‌ها را درمان نمود تا موجب پیامد عینی و سلب اعتقاد و یا باعث گناه عملی نگردد.

    پی‌نوشت‌ها:
    1. نحل(16) آیه 89.
    2. تفسیر نمونه، ج3، ص 434، نشر دارالکتب الاسلامیه، تهران 1379ش.
    3. بحارالانوار، ج23، باب 20، حدیث 38، ص 345، نشر دارالاحیاء، بیروت ـ 1403ق.
    4. همان، حدیث 47، ص 347.
    5. همان، ج53، باب 31، توقیع7، ص 175.
    6. صحیفه امام، ج8، ص 391، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام ـ 1383ش.
    7. طلاق‌(65) آیه 3.
    8. مدثر (74) آیه 38.
    9.نجم(53) آیه 39.
    10.رعد(13) آیه 11.
    11. علامة طباطبایی،‌نهایه الحکمه،نشر موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم، 1380 ش، ‌ص 167.
    12. غافر (40) آیه 60.
    13. ابن فهد حلی،عدة الداعى، دار الکتب الاسلامیه، 1407 ق، ص 97.
    14. مولوی جلال الدین بلخی، مثنوی معنوی، اقبال، تهران، 1377 ش، دفتر سوم، ص 355.
    15- مجموعه مقالات، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1362 ش .
    16- مطهری، مجموعه مقالات، ص 268 و 270.
    ویرایش توسط صادق : ۱۳۹۳/۰۶/۰۴ در ساعت ۱۱:۳۵

  11. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,035
    حضور
    192 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28767



    نقل قول نوشته اصلی توسط جواد ابوالقاسمي نمایش پست ها
    عليكم سلام

    همان طور كه پيراهن حضرت يوسف يك شي بوده و نه يك مخلوق و با توسل حضرت يوسف به پيراهنش چشم پدرش شفا پيدا كرد به طريق اولي قبور اهل بيت و خاك و تربت سيد الشهدا شفا بخش است چه برسد توسل به خود اهل بيت

    مضاف بر اينكه اهل بيت زنده هستند و نه مرده زيرا همه انها شهيد شده اند

    علاوه بر اين شهدا و صالحين شاهد بر اعمال هستند
    باسلام وتشکر .
    جواد ابوالقاسمی گرامی از این که در این مسله اظهار نظر نموده و از تأثیر توسل دفاع نموده اید از شما سپاس گذاری می شود .
    ولی در باره این فراز سخن تان که گفته اید :
    ((
    پيراهن حضرت يوسف يك شي بوده و نه يك مخلوق))
    لازم است این توضیح ارایه شود که :
    پیران حضرت یوسف شیئ ممکن الوجود بوده وهر ممکن الوجود مخلوق است .
    پس آن پیراهن نیز مخلوق است .
    وهم چنین درباره این فراز سخن تان که گفته اید :
    ((
    و با توسل حضرت يوسف به پيراهنش چشم پدرش شفا پيدا كرد))
    لازم است توجه داشته باشید که جناب یوسف به پیراهنش توسل نجوست بلکه آن پیراهن به برکت تماس با بدن مبارک یوسف از برکتی بر خوردار شده بود که وسیله شفا ی چشم جناب یعقوب شد .
    لابد منظور شما این است که یوسف بوسیله پیراهن خود چشم پدرش را شفا داده است .
    که دراین صورت درست است ولی تعبیر باید این گونه اصلاح شود :
    (( یوسف بوسیله پیرانش چشم پدر خود را شفا داد .))
    موفق باشید .


  12. صلوات ها 2


  13. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    54
    حضور
    2 روز 10 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    73



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    پیران حضرت یوسف شیئ ممکن الوجود بوده وهر ممکن الوجود مخلوق است .
    سلام
    با تشكر
    استناد شما به اين سخن از كجا نشات مي گيرد؟
    دوما اين بحخث ما در طول بحث توسل به قبور اهل بيت هست كه گفتيم اگر پيراهن يوسفت شفا دهد به طريق اولي متعلقات اهل بيت هم مي تواند



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    لازم است توجه داشته باشید که جناب یوسف به پیراهنش توسل نجوست بلکه آن پیراهن به برکت تماس با بدن مبارک یوسف از برکتی بر خوردار شده بود که وسیله شفا ی چشم جناب یعقوب شد .
    دوست گرامي توسل يعني متمسك شدن شما حالا به هرچيزي مي تواند باشد اينكه حضرت يوسف به پيراهنش توسل يافت امري بديهي هست اما اينكه ما چه تعريفي داشته باشيم فرق مي كند بله متعلقات انبيا ششفا بخش هستند زيرا متبرك هستند در نتجيه ايشان متوسل به متعلقات خود شد كه اين قدرت را خداوند در انها نهاده است و به اذن الله بوده است

  14. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,144
    حضور
    59 روز 8 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2752



    با سلام و تشكر
    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    پیامبر اعظم(ص) به عنوان شاهد و ناظر بر انبیای پیشین و امت‌‌های آنان و امت خود است. جمعی از مفسران احتمال داده‌اند که کلمه «هولاء» اشاره به گواهان امت‌‌های پیشین است، یعنی ای پیامبر اسلام! تو را گواه همه‌گواهان و انبیای گذشته قرار خواهیم داد.
    در پار‌ه­ای از روایات به همین تفسیر اشاره شده است، بنابراین مفهوم آیه چنین خواهد شد که هر پیامبری در حال زندگی و مرگ از طریق مشاهده باطنی و روحانی، ناظر بر احوال امت خویش خواهد بود. روح پاک پیامبر اسلام ناظر بر همة ‌امت‌‌های پیشین و امت خویش می‌باشد.
    از اين سخن برمي آيد كه منبع اعتقاد به دستگيري امام بعد از موت مفسران هستند كه ان هم مي گوييد بعضي از آنها


    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    در این باره که امام زمان هر عصر، ناظر اعمال مردم آن عصر است، احادیث متعددی آمده است. امام صادق(ع) فرمود: «تعرض الأعمال یوم الخمیس علی رسول‌الله و علی الائمة؛(3) روز پنج‌شنبه اعمال مردم به رسول خدا و ائمه(ع) عرضه می‌شود».
    در روایت دیگر آمده: «فی کل قرن منهم امام منا شاهد علیهم و محمد(ص) شاهد علینا؛(4)
    در هر عصر و زمانی، امامی از ما اهل بیت، شاهد و ناظر اعمال مردم است. رسول خدا شاهد بر اعمال ما است». در توقیعی مبارک از حضرت مهدی(ع) آمده:
    «فإنّا یحیط علمنا بآنبائکم، و لا یعزب عنّآ شی من أخبارکم و معرفتنا بالزلل الذی اصابکم؛(5)
    به اخبار شما علم داریم. هیچ چیزی از اخبار شما بر ما پوشیده نیست. از لغزش و کاستی‌‌های عملکرد شما آگاه هستیم. چیزی بر ما پوشیده نمی‌ماند».
    عارف بصیر و حکیم ژرف‌نگر امام خمینی با الهام و استناد به این گونه روایات گفته است:
    «ببینید که تحت مراقبت هستید. نامه اعمال ما می‌رود. پیش امام زمان(عج) هفته ای دو دفعه به حسب روایات. نکند که خدای نخواسته از من و شما و سایر دوستان، امام زمان ناراضی شود». (6)
    بنا بر این معلوم می‌شود که حضرت مهدی موعود به عنوان آخرین خلیفه الهی روی زمین از راه‌‌های مختلف نظیر عرضه نامه اعمال و یا احاطه علمی و علم محیطش، بر عملکرد مردم نظارت دارد. به اذن الهی می‌داند که چه کسی چه کاری انجام می‌دهد.
    طبق این بیان یکی از وجوه عرضه اعمال بر حجت خدا در هر عصر به شهادت گرفتن آن ها از طرف خدا نسبت به اعمال بندگان است. این عرضه به اجازه خدا و به امر او رخ می دهد.
    امام زمان در هر عصر و زمان ولایت امت خویش را برعهده دارد. جانشین خدا در بین آنان است. مسوولیت رسیدگی به اعمال آن ها و وضع دنیوی و اخروی آن ها بر عهده ولی خدا است. باید چنین عرضه ای اتفاق بیافتد تا امر رسیدگی به امور امت با آگاهی و اشراف کامل تری انجام بگیرد.
    آیا امامی که به امور امت اشراف و آگاهی کامل دارد، بهتر می تواند به امور آن ها رسیدگی کند و مشکلات آن ها را رفع کند یا امامی که چنین آگاهی و اشرافی ندارد؟ یقینا امام آگاه و مشرف به امور بندگان بهتر می تواند وظائف امامت خود را به انجام برساند.
    اين مطلب هم كه در مورد امامي است كه در حيات است كه موضوع بحث بنده نيست

    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    اما درباره فراز دوم پرسش تان باید گفت :
    بر خلاف تصور شما هیچ کس از در خانه اهلبیت دست خالی بر نمی گردد .
    ولی اهلبیت مظهر صفات آن خدای است که هیچ گاه بنده خود را دست خالی از در خانه اش بر نمی گرادند .
    مگر همه دعا مستجاب می شود ؟؟!!!
    اين سخن شما مثل اينه كه يك شخص نابينا مراجعه كند نزد طبيبي براي شفاي چشم ولي بدون شفا برگردد و ما به او بگوييم كه تو دست خالي برنگشتي اون طبيب به تو چشم دل داده!
    همينطور كه ملاحظه ميفرماييد اين نوع بپاسخ ها قانع كننده نيست و زياد ميشه از اين حرفها گفت..


    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    سخن این است که بنده هر گز دست خالی از در خانه خدا بر نمی گردد برای روشن شدن مسله به چند نکته دقت شود :
    پاسخ در چند محور بیان می شود:
    1_ از دیدگاه اسلام و عقل، هر کجا انسان‌های‌ نتوانستند علت‌ بروز رویدادهای ‌تلخ ‌یا شیرین‌ را تحلیل ‌کنند و یا نخواستند نقائص و ضعف های خود را بپذیرند، آن‌ را به‌ جای دیگر ‌حواله‌ می‌کنند.
    گاهی‌تنبلی ‌و تن‌آسایی ‌و مسئولیت‌ گریزی‌ و سرپوش‌ گذاشتن ‌روی ‌نقاط‌ ضعف‌، و تبرئه‌ کردن‌ خود در برابر گناهان‌ و تازیانه وجدان ‌و احساس‌ شرمندگی، ‌زمینة‌ گرایش‌ به ‌این‌ گونه ‌مسکّن‌های ‌موقتی ‌را فراهم‌ می‌کند.
    دور بودن‌ از معرفت‌های‌ دینی‌ و برداشت‌های ‌غلط‌ نیز گاهی ‌موجب‌ می‌شود که‌ برخی ‌برای ‌ایجاد آرامش‌ روحی ‌خود، چاشنی ‌از اصطلاحات‌ دینی‌ و مذهبی‌ به‌ عقاید خرافه‌ و موهوم‌ خود اضافه ‌کنند. شانس ‌و بخت ‌را تحت‌ عنوان‌ سرنوشت‌ و تقدیر خدا مطرح‌ کنند.
    عمومیت‌قانون‌علیت‌، به ‌این‌ که‌ هر حادثه‌ای ‌علتی‌ دارد و هر وضعیتی که ‌برای‌انسان‌(فرد یا جامعه‌) و غیر انسان‌پیش‌آید، معلول ‌علتی‌ است ‌و تقدیر و اندازه‌گیری ‌هر پدیده‌ای‌ نیز متناسب‌ با وضع‌ علت ‌آن‌ می‌باشد، امری‌ قطعی ‌است‌، چون ‌آیات ‌قرآن ‌نظیر " قد جعل ‌اللّه ‌لکلِّ شی‌ءٍ قدراً "(7) آن‌ را بیان‌ کرده‌ و علمای‌ اسلامی‌ از آن‌ تحت‌ عنوان‌ قضا و قدر تکوینی ‌و تشریعی‌ و سایر اندیشمندان‌ جهان ‌به‌ عنوان‌"قانون‌ علت‌ و معلول‌ یا اسباب ‌و مسبّبات‌" بحث‌کرده‌اند.
    سرنوشت ‌انسان‌ها و عزت ‌و ذلت ‌آنان ‌مرهون ‌کارکردهای‌ خودشان ‌است‌.‌قرآن‌ می‌فرماید: " کلُّ نفس‌ بما کسبت‌ رهینة‌؛ هر کس ‌در گرو اعمال‌ خویش ‌است‌".(8)
    اسلام ‌به‌ قدری‌ روی‌ تأثیر تلاش‌ها و عملکردهای‌انسان‌ در ساختن ‌سرنوشت ‌تأکید می‌کند که‌ از یک ‌سو می‌فرماید: " و ان ‌لیس ‌للأنسان‌ الاّ ما سعی‌؛(9) ‌بهره‌ای‌برای‌انسان‌جز سعی ‌و کوشش ‌او نیست‌" از سویی ‌دیگر می‌فرماید: " انّ اللّه ‌لا یغیّر ما بقوم‌ حتی ‌یغیّروا ما بأنفسهم‌؛ (10)خداوند سرنوشت‌ هیچ‌ قوم ‌و ملّتی‌را تغییر نمی‌دهد مگر آن‌ که‌‌ آن ‌چه‌ را در خودشان ‌است‌،تغییر دهند ."
    در نتیجه در نگاه عالمان اسلامی و حتی فلاسفه و اهل حکمت (11) همه چیز معلول علت های خاص خود اعم از قضا و قدر الهی و خواست انسان و در چارچوب آزمایش الهی و قواعد نظام آفرینش است. دلیل استفاده زیاد مردم هم می تواند یکی از مواردی باشد که در بالا ذکر شد.
    اگر در مسائلی پی به علت های امور و حوادث نبردیم، می توانیم آن را به خواست و اراده و تقدیر الهی که فوق همه علت هاست، نسبت بدهیم.جنبه آزمایش بودن همه حوادث را چه خوب و چه بد یادآور شویم.
    2_ این مسئله که در پرسش مطرح شده، به آن کلیت که در پرسش آمده، نیست، بلکه گاهی چنین است ، زیرا چه بسا افرادی تلاش می کنند و به مقصد می رسند.چه بسا کسانی بدون تلاش به مقصد نمی رسد. بنابر این نمی توان آن نتیجه کلی را از این مسئله گرفت.
    3_ در باره قضاوت های که نسبت به شما می شود و در پرسش اشاره نموده اید، این گونه حرف ها فضولی است که متاسفانه برخی افراد روحیه آن را دارند، در حالی که موفقیت و شاد کامی همیشه دلیل بر خوب و بی گناه بودن افراد نیست.چه بسا ممکن است بر عکس برای استدراج(غافل گیری الهی) و مانند آن باشد. در مقابل چه بسا ممکن است سختی ها و ناکامی های افراد دلیل محبوبیت آن ها نزد خدا باشد.
    هر کی در این بزم مقرب تراست جام بلا بیش ترش می دهد
    چه بسا آن امور برای آزمون و امتحان و پخته تر شدن افراد باشد و صدها علت پیدا و نهفته دیگر .در مجموع یک اصل و قاعده کلی در تحلیل این گونه امور وجود ندارد .اسراری بسیار در این باب وجود دارد. معنای مذهبی بودن این نیست که در دنیا همه امور زندگی به کام باشد. چه بسا افراد مذهبی بوده و هستند که در دنیا دچار مشکلات فراوان اند،ولی خداوند همه رنج ها را در آخرت چندین برابر جبران می کند .
    گرچه ممکن است برخی بدون رنج به گنج رسیده و می رسند، ولی برخی دیگر که دیده می شود به گنج های رسیده اند،ممکن است در دست یابی، رنج های بسیاری دیده باشند .پس نمی توان گفت همه آن هایی که به گنج رسیده، بی زحمت و رنج بوده اند.
    4_ در باره این که دعای برخی گاهی اجابت نمی شود، گرچه برای اجابت دعا شرایطی بسیاری است، ولی باید به این نکته اشاره گردد که بی تردید خداوند مهربان تر از مادر به بنده خود است. در دادن هر چیزی بیش تر مصلحت او را لحاظ می کند. ولی در عین حال هیچ گاه او را ناامید نمی سازد .به صراحت فرمود:
    «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ؛ (12) مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم».
    اين مطالب غير مربوط نيست اما موضوع بحث بنده نيست
    موضوع من درمورد توسل به يك انسانه كامله كه مي گوييم حيات و ممات او فرقي باهم ندارند
    ولي بنا بر تجربه شخصي بنده فرق ميكند من اگه در خونه يك انسانه غير معصوم(ولي در حيات)زده بودم خيلي زود تر از اينها جواب گرفته بودم




    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    شهیدمطهری در مقاله تحت عنوان «جست و جو حقیقت» نکته‌های بسیار سودمندی مطرح کرده، تفصیل سخنان ایشان را در جای خود (15) مطالعه نمایید که بسیار برای شما مفید است.
    بر اساس تحلیل حکیمانه ایشان خلاصه از گفته‌های او در این جا بازگو می‌شود:
    ایشان معتقد است که برخی افراد در دوران زندگی از نظر شک و یقین دچار بحران می‌شوند. بحران ممکن است در آغاز نوجوانی از حدود دوازده تا سی سالگی برای آن ها به وجود بیاید (افراد طبق شرایط خاص در این باب متفاوت اند ) به هر حال بحرانی است در افکار و عقاید مذهبی انسان و رفتارهای گوناگون فردی و اجتماعی و اخلاقی. این گونه افراد در شرایط حساس قرار می گیرند. باید با آنان از راه درست برخورد شود . با آرامش و منطق به شبهات فکری آن ها جواب داده شود . آن ها نیز باید تلاش نمایند از طریق پرس و جو از کارشناسان مربوط مشکلات فکری و روحی خود را برطرف سازند.
    شک از دید ایشان دو نوع است، یکی شک مقدس و دیگر شک غیر مقدس. شک قسم دوم ویرانگر و خطرناک است . اگر علاج نشود انسان را به تباهی می‌رساند، اما شک مقدس انسان را وادار می‌کند که در پی حقیقت برود . مثل درد برای بیمار است، هر بیماری اگر درد داشته باشد، بالاخره شخص را وادار می‌کند که در پی درمان برود. اگر درد نداشته باشد، او را نسبت به بیماریش بی تفاوت نگاه می‌دارد و بالاخره از پا در می آورد.
    شک مقدس مثل بیماری با درد است
    فرمايش شما درست
    اما لزومي ندارد كه در كش و قوص اين شبهات به عقيده بهتر و جديدي نرسيم
    من خدمتون عرض كردم بعضي موقع ها براي حفظ اصل دين بايد از بعضي عقايد دست شست

    بنده خيلي دوست دارم وقي مي گويم يا علي واقعا مددي ببينم ولي وقتي نمي بينم نمي تونم با شايد..و اون مثال چشم سر خواستن و چشم دل گرفتن ..زندگي كنم
    يا بايد قيد كله دينو بزنم يا اينكه بايد دست از اين عقيده كه امام بعد از موت ميشنود و دستگيري ميكند بكشم

    اگر در رد سخن بنده اثباتي داريد بفرماييد
    ياحق

صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود