صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عدالت در زندگی های متوالی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    97
    حضور
    1 روز 17 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15

    راهنما عدالت در زندگی های متوالی




    به نام خدا
    با سلام
    اصل زندگی های متوالی
    عدالت از ارکان اصلی مبدا خلقت است .هر موجودی که هستی او از این مبدا سرچشمه می گیرد به طور فطری خواهان عدالت است.هنگامی انسان احساس آرامش می کند که در محیط زندگانی اش عدالت برقرار باشد.تشخیص عدالت الهی کار چندان ساده ای نیست و بسیاری از پیشامد ها ،بدون تعمق کافی ،ممکن است طغیانی ناشی از احساس بی عدالتی در انسان بر انگیزد.ادیان بزرگ توحیدی همگی قائل به اصل عدالت الهی هستند.
    در اینجا روشن می کنیم که اصل زندگی های متوالی علاوه بر توضیح عدل الهی ،کلید فرایند سیر کمال انسان نیز هست.

    نظر ادیان بزرگ الهی

    ادیان بزرگ توحیدی قائل بر اصل عدالت پروردگار هستند و بر این عقیده اند که خداوند عادل است و انسان تنها یک بار به زمین می آید و اگر در طول این یک بار ،مطابق احکام الهی رفتار کرد به بهشت می رود .به عکس اگر رفتار او بر خلاف احکام الهی بود ،مؤبدااز این سعادت محروم می ماند.

    شبهات و سؤالاتی در موردعدالت پرودگار که در ذهن انسان وجود دارد
    اگر خداوند عادل است چرا وضعیت انسان ها نا برابر است؟چرا بی گناهان دچار بلا می شوند و به سختی می افتند؟چگونه است دو فرد از لحاظ استعداد و لیاقت با هم برابرند یکی کامروا می شود و دیگری ناکام ؟آیا در این موارد بی عدالتی وجود ندارد ؟چرا کودکانی در محیط فقر و خشونت به دنیا می آیند و از حمایت والدینی مهربان بی بهره اند و جز رنج و محرومیت نصیبی ندارند ،حال آنکه کودکانی دیگر در محیطی سرشار از نعمت و رفاه زاده می شوند ؟چرا افرادی در جوانی از دنیا می روند و افرادی دیگر عمر طولانی دارند و از زندگانی بهره بسیار می برند ؟چرا برخی از تعلیم و تربیت صحیح دینی و معنوی برخوردار می شوند وبرخی دیگر در دام شیادان معنوی گرفتار می شوند ؟چرا ستمگرانی تا پایان عمر به سزای اعمالشان نمی رسند؟چرا تا این حد رنج و محنت توجیح ناپذیر وجود دارد؟سرنوشت روح بعد از مرگ چه می شود ؟ سرنوشت کودکانی که از دنیا می روند چه می شود؟و ......؟
    ذهنیات نامطلوب در باب عدالت پروردگار خداوند عادل است ولی عدالتش استقرار مطلق ندارد
    خداوند عادل نیست و عدالتش برقرار نیست.

    نظریات رایج در باب بازگشت روح به زمین
    تصور رایج در میان آئین هندو «تناسخ»تصور رایج در میان آئین بودائیاعتقاد به بازگشت روح در نزد یونانیاننظریه افلاطون در باب بازگشت روح به زمین
    بازگشت روح از دیدگاه شرایع ادیان ابراهیمی

    اصل زندگی های متوالی
    عدالت ،تنها در صورتی مفهوم پیدا می کند که تمامی موجودات از امکانات مساوی بر خوردار باشند و هر یک منصفانه مورد قضاوت قرار گیرند.عدالت وقتی حاکم است که حقوق هرکس به طور منصفانه حفظ شودو میزان استحقاق هرکس به دقت سنجیده شود و بر حسب آن ،پاداش دریافت کند و هیچ کس برای جرم ناکرده تاوان ندهد.مثال:شخصی که در این دنیا حقوق افراد بسیاری را مورد تعدی قرار داده با او چگونه رفتار می شود!وقتی که گفته می شود علت و منشا تیره روزی یک کودک ،یا دلیل ناکامی های به ظاهر بی دلیل اشخاص را در سوابق اعمال آنها در زندگی های قبل باید جست،هیچ کس مورد اتهام یا قضاوت قرار نمی گیرد ،بلکه قصد این است که با پی بردن به ریشه مشکلات در صورت امکان ،هم دیگران از تکرار چنین اعمالی متنبه بشند و هم آنان که در وضع خود در رنجند به نحو مؤثرتری یاری بگردند
    ناملایمات به دو صورت انسان را عذاب می دهد:ناراحتی های جسمی یا روانی مستقیمرنج روانی غیر مستقیماصل زندگی های متوالی توجیهی منطقی از مسئله عدالت الهی است و تضمین مطمئنی است برای افراد بشر که به موجب آن هرگز حقوق هیچ کس پایمال نخواهد شد .نقش دیگر زنگی های متوالی برخورداری از «کلاس های جبرانی»است.
    دلیل دیگر برای اثبات زندگی های متوالی این است که رسیدن به کمال به زمانی بیش از یک زندگی زمینی نیاز دارد.
    شبهات:اگر رسیدن به کمال به زمانی بیش از یک زندگی زمینی احتیاج دارد،چرا به جای زندگی های پیاپی ،یک زندگی طولانی تر به انسان داده نشده؟شبهً دیگر این است که اگر هر کدام از ما چندین بار به دنیا آمده ایم ، چرا زندگی های قبلی خودمان را به یاد نمی آوریم؟سوره4 آیه 56 وسوره 2 آیه 28 و همچنین انجیل به روایت یوحنا9 ،1 تا 3 انجیل متی17، 10 تا13 به اعتباری می توان مؤید زندگی های متوالی دانست.سوره 4 آیه 56 «چگونه کافر می شوید به خدا و حال آنکه مرده بودید و زنده کرد شما را و دیگر بار بمیراند و باز زنده کند و عاقبت به سوی او باز خواهید گشت »سوره4 آیه 56 «آنان که به آیات ما کافر شدند به زودی به آتش دوزخشان درافکنیم که هرچه پوست تن آنها بسوزد به پوست دیگرش مبدل سازیم تا بچشند سختی عذاب را که همانا خدا مقتدر و کارش از روی حکمت است»اصل زندگی های متوالی به طریق سیر صعودیواقعیت وجود ما آگهی است .منشا آگهی انسان از روح ملکوتی است .روح ملکوتی برای رسیدن به کمال با مکمل خود در می آمیزد تا به سیر کمال خود ادامه دهد. به گفته استاد الهی آنچه که در طی زندگی های متوالی از جسمی به جسم دیگر منتقل می شود و سیر کمال می کند ترکیبی از روح ملکوتی و اثرات روح های بشری است که در این زندگی و زندگی های گذشته با آنها پیوند داشته ومجموع این اثرات در حافظه فرادماقی روح محفوظ می ماند که به این مجموعه «خود» گفته می شود.
    وجود انسان تنها به این جسم بیولوژیکی محدود نمی شود
    ضرب العجل و تعداد معین زندگی ها
    همچنان که مهلت دانشجو برای گرفتن یک مدرک محدود است ، مهلت انسان نیز در عالم خاک برای کسب معلومات لازم جهت رسیدن به کمال،محدود است ونیز تعداد قالب های که در اختیار هر فرد گذاشته می شود معین است.اصل عدالت ایجاب می کند که این مهلت برای همه یکسان باشد.در قرآن از هزار عالم مذبور یک روز به شمار آمده است و آن روز با اعتباری پنجاه هزار سال آمده است یعنی هر عالمی پنجاه سال و با اعتباری هزار عالم یعنی «هر عالمی یکسان».آیه مربوط به پنجاه هزار سال «یعنی بالا روند فرشتگان و روح به سویش در روزی که انداز? آن است پنجاه هزار سال» سوره 70 آیه 4آیه مربوط به هزار عالم «بپردازد کار را از آسمان به سوی زمین سپس بالا رود به سویش در روزی که انداز? آن هزار سال است از آنچه که میشمارید» سوره 32 آیه 5
    امکانات مساوی برای آموزش
    حرکت در کل خلقت ، در جهت کمال یافتن مخلوقات و بازگشت آنها به سوی مبداَ است . به همین سبب جریان طبیعی زندگی های متوالی ، ضرورتاً صعودی است.امکان به مقصد رسیدن بیش از اتمام ضرب العجلبرای رسیدن به کمال نمی توان از مدت ضرب العجل تجاوز کرد ،اما می توان پیش از پایان آن به مقصد رسید.این کار در زمین که مستلزم تلاش فوق انسانی است –یا در عالم برزخ امکان پذیر است
    خطر به مقصد نرسیدن در پایان ضرب العجلnدر پایان ضرب العجل، دیگر نمی توان به زمین بازگشت یا در عالم برزخ ماند .کسانی به کمال نرسند ،بعد از داوری نهایی ،به عالم معنوی علی ابدی هدایت می شوند .

    nهنگامی که گروحی از ارواح به پایان ضرب العجل خود برسند مورد داوری نهایی قرار می گیرند و جایگاه ابدی هر یک از آنها در عوالم معنوی علی ابدی ،بنا بر استحقاقشان تعیین می شود .

    سیر طبیعی صعودی
    در مسیر سیر کمال هر فرد در خلال این مهلت ،ضرورتاً فرصت خواهد یافت تا معلومات لازم را برای طی راه کمال کسب کند.
    گذر به عالم برزخ
    روح پس از ترک جسم ،بلافاصله و یا پس از مدت زمانی به عالم برزخ وارد می شود .مدت اقامت در برزخ بسیار متغیر است و ممکن است از چند لحظه تا هزاران سال و یا بیشتر باشد. تعیین مدت آن به عهده دستگاه الهی است و جزء مهلت سیر کمال در عالم خاک به حساب نمی آید .انسان تا در قید جسم است ،میزان آگهی اش از آنچه واقعاً هست ، بسیار ناچیز است.انتخواب جسم - محیط«جسم – محیط»مجموعه ای است متشکل از جسم و محیطبنا بر اصل عدالت ، جسم – محیط تا حد زیادی حاصل اعمال زندگی های گذشته است «باید دید آن روح استحقاق چه محیطی ،چه ریخت و چه هیکلی و چه وضعی دارد ، آن وقت جسمی به آن شکل برایش درست می شود . یعنی بر حسب لیاقتش یک قالب با استعدادو هیکل و ریخت و محییط مخصوص برایش درست می کنند ، سپس وارد آن جامه اش می کنندغالباً انسان حد اقل یک بار این فرصت را می یابد تا به تعلیمات اصیل معنوی دسترسی پیدا کند.

    نتیجه
    اصل زندگی های متوالی مجموعه منسجمی از قوانین معنوی است که نظام آن بر اصل سیر تکامل جمیع موجودات استوار است و نیز پاسخگوی شبهاتی است که همواره کثیری از انسان ها در مقوله عدل الهی با آن دست به گریبانند.در واقع اعتقاد به آن به معنی آگاه شدن از وضعیت خود و پی بردن به حقایق وجود است.این اصل ایمان به عدالت الهی را استحکام می بخشد.اعتقاد بر این اصل،به انسان اطمینان می دهد که حقوقش هرگز پایمال نخواهد شد.اعتقاد به اصل زندگی های متوالی تحمل ناملایمات را در زندگی برای بشر آسانتر می کند.از طرف دیگر مؤمن صادقی که اصل زندگی های صعودی را نفی می کند ،ممکن است در برابر بعضی از حملات که به اعتبار و انسجام برخی از مبانی اعتقادی اش وارد آید آسیب پذیر شودمنابعقرآن کریمانجیلگوشه ای از سخنرانی های دکتر بهرام الهی در دانشگاه سوربن پاریس1997 – 1996مقاله
    n
    encyclopoedia universalis,paris,1991 «enfer et pardis»
    louis renou, lhindouisme,paris,puf,1993

    اگر انسان با تکیه بر دو اصل زندگی های متوالی و سیر تکامل ،بتواند تا حدودی فرایند عدل الهی را تشخیص بدهد ،موفق خواهد شد هدف و جهت گیری درستی به اندیشه های خود بدهد . چه بسا حقیقت این اصل بتواند وسیله مطلوبی جهت جواب گویی به چون وچراهای ذهنی افراد متفکر شود ،و آنها را در خلئی که در فلسفه زندگانی مشاهده می کنند دور نماید و در نهادشان کشش به سوی اصل خود را که فطرت ذاتی شان به آن تمایل دارد بیدار کند.







    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۴/۱۲/۲۰ در ساعت ۱۴:۲۳

  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,511
    حضور
    174 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58276



    با نام و یاد دوست





    عدالت در زندگی های متوالی








    کارشناس بحث: استاد مشکور


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه و تحقیق و پاسخگویی
    نوشته
    1,509
    حضور
    33 روز 23 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4005

    راهنما نکاتی پیرامون نوشتار "عدالت در زندگی های متوالی"




    نقل قول نوشته اصلی توسط reza نمایش پست ها
    بنام خدا
    با سلام
    اصل زندگی های متوالی
    عدالت از ارکان اصلی مبدا خلقت است .هر موجودی که هستی او از این مبدا سرچشمه می گیرد به طور فطری خواهان عدالت است.هنگامی انسان احساس آرامش می کند که در محیط زندگانی اش عدالت برقرار باشد.تشخیص عدالت الهی کار چندان ساده ای نیست و بسیاری از پیشامد ها ،بدون تعمق کافی ،ممکن است طغیانی ناشی از احساس بی عدالتی در انسان بر انگیزد.ادیان بزرگ توحیدی همگی قائل به اصل عدالت الهی هستند.
    در اینجا روشن می کنیم که اصل زندگی های متوالی علاوه بر توضیح عدل الهی ،کلید فرایند سیر کمال انسان نیز هست.
    نظر ادیان بزرگ الهی
    ادیان بزرگ توحیدی قائل بر اصل عدالت پروردگار هستند و بر این عقیده اند که خداوند عادل است و انسان تنها یک بار به زمین می آید و اگر در طول این یک بار ،مطابق احکام الهی رفتار کرد به بهشت می رود .به عکس اگر رفتار او بر خلاف احکام الهی بود ،مؤبدااز این سعادت محروم می ماند.
    بنام خدا
    سلام علیکم
    اجمالاً برخی موارد نقصان و اشکال که در نوشتار "عدالت در زندگی های متوالی" به ذهن می رسد تقدیم می شود:


    1. عنوان نوشتار "عدالت در زندگی های متوالی" گویا نیست. نویسنده می بایست یا در مقدمه و یا در ادامه در تعریف، گریزی به مفهوم عدالت و مفهوم زندگی های متوالی و نیز رابطه آندو می زد.
    2. مقدمه بحث، ناقص و نارسا است.
    3. در قسمت نظر ادیان الهی تنها ادعای ادیان در خصوص عدل الهی مطرح شده باید دلایل عدل الهی از منظر ادیان نیز بیان شود.
    4. عبارت های بعدی در عنوان دوم ،ارتباط چندانی با عبارت اول و عنوان آن، ندارد.
    5. آنگونه که بنظر می رسد نوشتار مزبور صرفاً بدنبال طرح شبهات مربوط به عدل الهی است و طرحی برای پاسخ به شبهات ندارد.
    6. در ادامه نویسنده بگونه ای ناقص و نارسا با استفاده از اصل زندگی های متوالی از عدالت الهی دفاع می کند، همان بحثی که ما در براهین عقلی معاد تحت عنوان برهان عدالت از آن یاد می کنیم. بلافاصله پس از طرح اجمالی و نارسای این مطلب، شبهات را مفصل می آورد
    7. در ادامه بنظر تعریضی به نظریه تناسخ می زند و دیدگاه استاد الهی (فرزند نور علی الهی نویسنده آثارالحق و برهان الحق) که هم اینک، فرقه اهل حق را هدایت می کند را ضمیمه آن می کند که از نظر اسلام راستین این اندیشه باطل و مردود است.
    8. ضرب الاجل و تعداد معین زندگی ها را بگونه ای مبهم مطرح می کند، مقصود قالب هایی که در اختیار انسان گذاشته می شود مشخص نیست؟ بنظر از آیه برداشتی شخصی ارائه می دهد، باید به تفاسیر مراجعه کرد.
    9. گزاره هایی که در امکانات مساوی برای آموزش و امکان به مقصد رسیدن پیش از ضرب الاجل تا گذر به عالم برزخ مطرح کرده گرچه ناقص و نارسا اما تا حدودی منطبق با اندیشه اسلامی است.
    10. در بخش گذر به عالم برزخ، مطالبش مخلوطی از صحیح و ناصحیح و مجموعه ای از گزاره های مبهم است. مشخص نیست مقصود نگارنده از مطالب: انتخاب جسم - محیط« و «باید دید آن روح استحقاق چه محیطی ،چه ریخت و چه هیکلی و چه وضعی دارد ، آن وقت جسمی به آن شکل برایش درست می شود» چیست؟ آیا همان نظریه تناسخ را دنبال می کند؟ مقصودش از انتخاب چیست؟ یعنی انسان در آن نشئه هم حق انتخاب دارد؟ خودش جسم و محیطش را بر می گزیند؟ و ... مقصود مبهم است.
    11. در نتیجه گیری چنان از اثرات اصل زندگی های متوالی در درک عدالت الهی سخن می گوید که گویا هم اصل زندگی های متوالی و هم مبانی عدالت الهی و رابطه آنها را به تفصیل توضیح داده است.
    12. بنظر می رسد نگارنده که بیشتر مطالبش با ابتنای به سخنان آقای بهرام الهی است بیش از آنکه بخواهد با این بحث، عدالت الهی را اثبات کند با طرح شبهات مخدوش ساخته و یا حداقل، این مطالب را در جمع کسانی طرح شده که مباحث عدالت الهی برایشان حل شده است.(والله العالم)
    13. همچنین لازم بذکر است از کلیت بحث، بنظر می رسد نگارنده از ادبیات روان و مؤثر، شیوه منطقی و اطلاعات کافی در باب علوم اسلامی برای طرح منطقی بحث برخوردار نبوده و بیشتر بدنبال اصطلاح سازی های جدید است.
    14. ضمنا چنانکه گفتیم این نوشتار چنان پر اشکال و ناقص است از تمام جهات، که قابلیت اصلاح و تغییر و بازسازی را ندارد.بعبارتی بگونه ای نیست که پس از اضافاتی بتوان آن را مطلبی پسندیده و منطقی دانست.


    موفق باشید-

    بنام حضرت دوست عدالت در زندگی های متوالی

    هیچ چیز مثل اخلاق، نمی تواند در قلبها نفوذ کرده، دنیایی را گلستان و قلبهایی را با اندیشه و مرام شما همراه سازد.

    با ما همراه باشید در کانال تلگرام: اخلاق الهی

    https://telegram.me/smashkor


  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    97
    حضور
    1 روز 17 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15



    با سلام و خسته نباشید به کارشناس محترم
    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکور نمایش پست ها
    در بخش گذر به عالم برزخ، مطالبش مخلوطی از صحیح و ناصحیح و مجموعه ای از گزاره های مبهم است. مشخص نیست مقصود نگارنده از مطالب: انتخاب جسم - محیط« و «باید دید آن روح استحقاق چه محیطی ،چه ریخت و چه هیکلی و چه وضعی دارد ، آن وقت جسمی به آن شکل برایش درست می شود» چیست؟ آیا همان نظریه تناسخ را دنبال می کند؟ مقصودش از انتخاب چیست؟ یعنی انسان در آن نشئه هم حق انتخاب دارد؟ خودش جسم و محیطش را بر می گزیند؟ و ... مقصود مبهم است
    بطور اجمالی بیان این مطلب و مقاله به این دلیل بود که طرح پاسخ به بعضی از بی عدالتیهایی که در جامعه موجود است با اصل زندگیهای متوالی رفع میشود، همچنین در کتاب سفر روح نوشته دکتر مایکل نیوتن به زبان سوژه هایی که مورد هیپنوتیزم قرار گرفته اند و از عالم برزخ سخت گفته اند از زندگیهای متوالی خبر داده اند، در کل معنی مساوات و برابری به غیر از زندگیهای متوالی تحقق نمیگیرد چرا چون، زمانی میتوانیم بگوییم که خداوند متعال عادل است که شرایط مساوی و برابری را برای تک تک بندگان خود فراهم کرده باشد، در غیر اینصورت مساواتی وجود ندارد، و اگر مساوات نباشد، اصل معاد زیر سئوال میرود.
    در کل ما نمیتوانیم عدالت را شانس بدانیم، چون آزمایش های هر انسانی با انسان دیگر متفاوت است، و این عدالت نیست، بعضی از امتحانات الهی بسیار سخت است و دوری از گناه و معصیت در آن شرایط بسیار زیاد است، یا در بعضی شرایط اصلا آزمایشی صورت نمیگیرد مثلا مرگ یک نوزاد در زمان تولد و خیلی مثالهای مشابه، در کل تنها با زندگیهای متوالی میتوان عدالت را پذیرفت.
    موفق باشید

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه و تحقیق و پاسخگویی
    نوشته
    1,509
    حضور
    33 روز 23 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4005



    نقل قول نوشته اصلی توسط reza نمایش پست ها
    بطور اجمالی بیان این مطلب و مقاله به این دلیل بود که طرح پاسخ به بعضی از بی عدالتیهایی که در جامعه موجود است با اصل زندگیهای متوالی رفع میشود، همچنین در کتاب سفر روح نوشته دکتر مایکل نیوتن به زبان سوژه هایی که مورد هیپنوتیزم قرار گرفته اند و از عالم برزخ سخت گفته اند از زندگیهای متوالی خبر داده اند، در کل معنی مساوات و برابری به غیر از زندگیهای متوالی تحقق نمیگیرد چرا چون، زمانی میتوانیم بگوییم که خداوند متعال عادل است که شرایط مساوی و برابری را برای تک تک بندگان خود فراهم کرده باشد، در غیر اینصورت مساواتی وجود ندارد، و اگر مساوات نباشد، اصل معاد زیر سئوال میرود.
    در کل ما نمیتوانیم عدالت را شانس بدانیم، چون آزمایش های هر انسانی با انسان دیگر متفاوت است، و این عدالت نیست، بعضی از امتحانات الهی بسیار سخت است و دوری از گناه و معصیت در آن شرایط بسیار زیاد است، یا در بعضی شرایط اصلا آزمایشی صورت نمیگیرد مثلا مرگ یک نوزاد در زمان تولد و خیلی مثالهای مشابه، در کل تنها با زندگیهای متوالی میتوان عدالت را پذیرفت.
    موفق باشید
    سلام مجدد

    گرچه سؤال بنده را پاسخ نفرمودید که مقصود از انتخاب جسم - محیط چیست؟ آیا نشئه ای دیگر است؟ یا طبق نظر تناسخیون، کالبدی دیگر است و یا ....؟ این انتخاب توسط چه کسی صورت می گیرد؟ و ...

    عبارت "زندگی های متوالی" بطور کلی چند پهلو و ابهام زاست ... گویا یک عبارت پلورالیستی است که می خواهد بگوید هر کس با هر عقیده ای که در باره معاد و زندگی های پس از مرگ باشد را شامل می شود. می خواهد هندو باشد، بودا باشد، مسیحی و یهودی و حتی مسلمان ... اندیشه صحیح اسلامی این نگاه پلورالیستی را نمی پسندد و تأیید نمی کند.

    البته تا حدودی با توضیح اخیری که دادید مطلب روشن شد که اگر تنها همه هستی و جریان خلقت موجودات و انسان به همین دنیا ختم شود این خلاف عدالت الهی است چون این دنیا ظرفیت برقراری عدالت الهی را ندارد. در برهان عدالت در اثبات معاد، می گوییم: مثلاً کسانی که به هزاران نفر ظلم کرده اند، حقوق میلیونها نفر را تضییع کرده اند و یا هزاران نفر را کشته اند چگونه در این دنیا مجازات می شوند و حق مظلومان از ایشان استیفا می شود؟ آیا با حکم زندان ابد؟ با اعدام؟ با تحمل زندان با اعمال شاقه؟ ... بی شک هیچ کدام عدالت را جاری و ساری نمی کند ...
    و هزاران مثال و نمونه دیگر که یا ظاهراً و یا باطناً در صورت نبود فرصتی دیگر (دنیای دیگر)، نمی توان طعم عدالت را چشید.

    از این برهان، به ضمیمه شناخت درستی که از خدای حکیم و عادل داریم که حق مطلق است، نتیجه می گیریم که برای تحقق عدالت الهی ناگزیر باید جهان دیگری باشد. جهانی که دو نشئه دارد: نشئه ی برزخ و نشئه ی قیامت. موفق باشید ...
    پ

    بنام حضرت دوست عدالت در زندگی های متوالی

    هیچ چیز مثل اخلاق، نمی تواند در قلبها نفوذ کرده، دنیایی را گلستان و قلبهایی را با اندیشه و مرام شما همراه سازد.

    با ما همراه باشید در کانال تلگرام: اخلاق الهی

    https://telegram.me/smashkor


  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه و تحقیق و پاسخگویی
    نوشته
    1,509
    حضور
    33 روز 23 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4005

    راهنما مفهوم شناسی عدالت ؛ تفاوت تبعیض و تفاوت




    نقل قول نوشته اصلی توسط reza نمایش پست ها
    زمانی میتوانیم بگوییم که خداوند متعال عادل است که شرایط مساوی و برابری را برای تک تک بندگان خود فراهم کرده باشد، در غیر اینصورت مساواتی وجود ندارد، و اگر مساوات نباشد، اصل معاد زیر سئوال میرود.
    سلام مجدد

    در خصوص یادداشت شما تذکر این نکته لازم است که عدالت در مشهورترین معنای کلامی خود عطا کردن حق هر صاحب حقی به اوست. (1) بر این اساس گفته می شود که صدقِ واژه عدالت، فرع وجود "حق" است، یعنی اگر چیزی مستحق قرار گرفتن در مکان و جایگاهی باشد، لازم است که در همان جایگاه قرار بگیرد و گرنه اگر حقی در میان نباشد، عنوان عدالت و ظلم معنا ندارد.

    برای فهم بهتر عدالت، از نظر مصداق لازم است ابتداءاً مفهوم عدالت را بخوبی بشناسیم:

    عدالت در لغت به معانی ذیل به کار می رود:

    1ـ رعایت تساوى و اجتناب از تبعیض: گاه مقصود از عدل و عدالت ورزى آن است که شخص هیچ گونه تفاوتى میان دیگران در نظر نمى گیرد و در روابط خود, به همگان به دیده یکسان مى نگرد و از تبعیض مى پرهیزد. البته این نکته را نباید از نظر دور داشت که مراعات مساوات تنها در صورتى پسندیده و مطلوب است که هیچگونه تفاوتى در شایستگى ها و استحقاق ها نباشد. اما اگر با مجموعه اى مواجه باشیم که از جهت شایستگى متفاوت اند, مراعات مساوات در میان آنها کاری عادلانه نبوده, بلکه تضییع حق اعضاى شایسته تر است.

    براى مثال, اگر معلمى به قصد مراعات عدل و مساوات, به همه دانش آموزان خود نمره یکسانى دهد,کارى عادلانه انجام نداده است. بنابراین, باید به خاطر داشت که عدالت همواره ملازم با مساوات نیست.(2)

    2ـ رعایت حقوق دیگران: در این معنا, عبارت است از آنکه حقوق همه افراد مورد توجه و رعایت قرار گیرد (اعطاء کل ذى حق حقه) بگونه ای که حقوق دیگران تضییع نشود.

    3ـ قرار گرفتن افراد و اشیا در جایگاه شایسته خود: گاهى عدل در معناى جامعترى به کار مى رود: نهادن هر چیز در جایگاه مناسب خود. این تعریف را مى توان در کلامى از امام على (ع) یافت, آنجا که فرمود: "العدل یضع الامور مواضعها. عدالت هر چیزى را در جایگاه (مناسب) آن قرار مى دهد."(3)

    مبناى این سخن بلند آن است که در جهان تکوین و تشریع, هر چیزى موقعیت و جایگاه مناسب و درخور خود دارد و عدل آن است که این تناسب رعایت گردد و هر چیز در جاى مناسب خود قرار گیرد. این معنا, جامعترین معناى عدل است و معانى پیشین را نیز در بر مى گیرد.

    بنا بر آنچه گذشت, معناى اجمالى عدالت الهى آن است که خداوند با هر موجودى, آن چنان که شایسته آن است, رفتار کند او را در موضعى که درخور آن است, بنشاند و چیزى را که مستحق آن است, به او عطا کند. و در این صورت اگر تبعیض باشد بی عدالتی صورت گرفته نه تفاوت، زیرا تفاوت ها لازمه نظام هستی و نظام اسباب و مسببی است. از اینرو این مساوات نیست که اصل معاد را زیر سؤال می برد بلکه این عدالت است که با اصل معاد رابطه مستقیم داشته و فقدان آن، مخل اصل معاد است.

    در ادامه نکاتی دیگر در باب عدالت الهی را تقدیم دوستان خواهیم کرد.

    موفق باشید ...

    پاورقی______________________________________ ________
    1. سيد محسن خرازى‏ ، بداية المعارف الإلهية في شرح عقائد الإمامية ، مؤسسة النشر الإسلامي ، قم ‏1417 ق‏ ، ج 1 ص 97
    2. استاد شهید مطهری، عدل الهی، مبحث تفاوت و تبعیض.
    3. نهج البلاغه، ص 1290.

    بنام حضرت دوست عدالت در زندگی های متوالی

    هیچ چیز مثل اخلاق، نمی تواند در قلبها نفوذ کرده، دنیایی را گلستان و قلبهایی را با اندیشه و مرام شما همراه سازد.

    با ما همراه باشید در کانال تلگرام: اخلاق الهی

    https://telegram.me/smashkor


  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    97
    حضور
    1 روز 17 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15



    با سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکور نمایش پست ها
    گرچه سؤال بنده را پاسخ نفرمودید که مقصود از انتخاب جسم - محیط چیست؟ آیا نشئه ای دیگر است؟ یا طبق نظر تناسخیون، کالبدی دیگر است و یا ....؟ این انتخاب توسط چه کسی صورت می گیرد؟ و ...
    کارشناس محترم جناب اقای مشکور، طبق گفته های کتاب سفر روح نوشته دکتر مایکل نیوتن، با سخنانی که از سوژه ها گفته شده است، این روح است که جسم خود را انتخاب میکند و تمام اینها بدلیل رسیدن به سعادت ( در اینجا معنی سعادت بالا بردن سطح روح برای رسیدن به سر منشا آفرینش است) می باشد، و این روح است که با انتخاب جسم خود در کره خاکی آموخته هایی که در برزخ دیده است را برای آزمون در کره خاکی میگذراند.

    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکور نمایش پست ها
    عبارت "زندگی های متوالی" بطور کلی چند پهلو و ابهام زاست ... گویا یک عبارت پلورالیستی است که می خواهد بگوید هر کس با هر عقیده ای که در باره معاد و زندگی های پس از مرگ باشد را شامل می شود. می خواهد هندو باشد، بودا باشد، مسیحی و یهودی و حتی مسلمان ... اندیشه صحیح اسلامی این نگاه پلورالیستی را نمی پسندد و تأیید نمی کند
    تقریبا بله گفته شما درست است چرا که اصل آفرینش انسان رسیدن به سعادت است و فطرت انسان پاک است و اصل انسانیت نیکی کردن است، ولی وقتی از خدا دور میشود به گناه و معصیت رو می آورد، و اگر بخواهیم به گونه دیگری بنگریم میبینیم که خیلی این موضوع بی حق هم نیست چرا که همه مردم جهان مسلمان نیستند و تنها 20 درصد کل مردم جهان مسلمان هستند، و خیلی از مردم اصلا تابحال حتی یک بار هم اسم اسلام را نشنیده اند، و یا به گونه دیگر بخواهیم بنگیرم باز میبینیم فلسفه آفرینش انسان از هزاران سال پیش از اسلام چه میشود؟! به طور مثال انسانهایی که در عصر حجر به دنیا آمده اند تکلیف آنها چه میشود! و هزاران پرسش دیگر که برای انسان سئوال است، و هیچ دینی نمیتواند پاسخی قانع کننده به آن بدهد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکور نمایش پست ها
    البته تا حدودی با توضیح اخیری که دادید مطلب روشن شد که اگر تنها همه هستی و جریان خلقت موجودات و انسان به همین دنیا ختم شود این خلاف عدالت الهی است چون این دنیا ظرفیت برقراری عدالت الهی را ندارد. در برهان عدالت در اثبات معاد، می گوییم: مثلاً کسانی که به هزاران نفر ظلم کرده اند، حقوق میلیونها نفر را تضییع کرده اند و یا هزاران نفر را کشته اند چگونه در این دنیا مجازات می شوند و حق مظلومان از ایشان استیفا می شود؟ آیا با حکم زندان ابد؟ با اعدام؟ با تحمل زندان با اعمال شاقه؟ ... بی شک هیچ کدام عدالت را جاری و ساری نمی کند ...
    و هزاران مثال و نمونه دیگر که یا ظاهراً و یا باطناً در صورت نبود فرصتی دیگر (دنیای دیگر)، نمی توان طعم عدالت را چشید.
    طبق گفته کتاب سفر روح، انسان مختار است که در زندگیهای کره خاکی خود اشتباهات گذشته را جبران کند و خیلی از اشتباهات را میتوان در همین کره خاکی جبران کرد ولی بعضی از گناهان مثلا قتل و عام هزاران مردم بیگناه که به گفته شما امکان مجازات آن در کره خاکی نیست را در عالم ارواح باید جبران شود.

    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکور نمایش پست ها
    از این برهان، به ضمیمه شناخت درستی که از خدای حکیم و عادل داریم که حق مطلق است، نتیجه می گیریم که برای تحقق عدالت الهی ناگزیر باید جهان دیگری باشد. جهانی که دو نشئه دارد: نشئه ی برزخ و نشئه ی قیامت.
    این گفته شما درست است اگر تمام انسانها به یک نوع مورد آزمایش قرار میگرفتند، ولی اینگونه نیست و آزمون هر انسانی با انسان دیگر متفاوت است و این اصلا عدالت نیست، و بعضی از آزمونها خیلی سختتر از آزمونهای دیگر است یا مثلا خیلیها اصلا مورد آزمون قرار نمیگیرند مثلا نوزادانی که در زمان تولد فوت میکنند، و خیلی مثالهای دیگر، که دین جوابی برای آن ندارد.
    اگر عدالت به درستی تعریف نشود، معاد هم معنی پیدا نمیکند.

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه و تحقیق و پاسخگویی
    نوشته
    1,509
    حضور
    33 روز 23 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4005

    راهنما




    نقل قول نوشته اصلی توسط reza نمایش پست ها
    این گفته شما درست است اگر تمام انسانها به یک نوع مورد آزمایش قرار میگرفتند، ولی اینگونه نیست و آزمون هر انسانی با انسان دیگر متفاوت است و این اصلا عدالت نیست، بعضی از آزمونها خیلی سختتر از آزمونهای دیگر است.
    سلام مجدد

    چنانکه تفاوت در زندگی انسانها و ظرفیت وجودی شان (که متأثر از نظام اسباب و مسببی و نحوه استفاده از عقل، استعداد و توانشان بر اساس اختیار می باشد) امری بدیهی است. تفاوت در نوع آزمونها نیز لازم و ضروری بنظر می رسد و اگر جز این بود و آزمونها علیرغم تفاوت ظرفیت ها یکسان می بود فرض بی عدالتی ثابت می گشت. بعنوان مثال آیا ارائه سؤالات آزمون نهایی دانش آموزان دوره دبیرستان برای دانش آموزان راهنمایی و دبستان عدالت است؟ بنابر این تفاوت در آزمون ها بر اساس تفاوت در سطح و ظرفیت انسانها امری ضروری است. چنانکه خداوند فرموده است: " لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا،(بقره/286) خدا هيچ کس را جز به اندازه توان و طاقتش مکلف نمی کند. مجموعه تکالیف الهی همه آزمون های مختلف زندگی است. و این کریمه، گواهی بر تفاوت آزمونهاست.

    بعلاوه آزمونها همیشه توأم با دشواری و سختی است و اگر اینگونه نباشد، فلسفه امتحان و آزمون زیر سؤال می رود. آزمون ها برای ایجاد تلاش و کوشش، شکوفا شدن استعدادها، محک زدن سره از ناسره و تمیز مؤمنان واقعی از غیر آن است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط reza نمایش پست ها
    یا مثلا خیلیها اصلا مورد آزمون قرار نمیگیرند مثلا نوزادانی که در زمان تولد فوت میکنند، و خیلی مثالهای دیگر، که دین جوابی برای آن ندارد.
    اینکه بعضی ها اصلاً مورد آزمون قرار نمی گیرند تصور شماست در حالیکه خداوند در یک خطاب کلی به بندگانش می فرماید: "وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ؛(بقره/155) و قطعاً شما را به چيزى از [قبيلِ‏] ترس و گرسنگى، و كاهشى در اموال و جانها و محصولات مى‏ آزماييم و مژده ده شكيبايان را" پس همه مورد آزمایش قرار می گیرند. تا قدر و منزلت و اندازه اشان مشخص و یا بر آن افزوده شود. ارتقاء درجه منوط به قبولی در آزمونهاست.

    مرگ کودکان در آغاز تولد و یا نقصان هایی که در بعضی در هنگام تولد دیده می شود نیز دلایل خاص خودش را دارد که عمده آن به شرایط طبیعی خلقت آنها و نارسایی های دوران جنینی و بی توجهی والدین باز می گردد که البته این هم ازمون و امتحانی برای والدین است. که در پست های بعدی به نکاتی در این باب اشاره می کنیم.

    مضافاً اینکه عدم اطلاع و اگاهی خودمان را نباید حمل بر این کنیم که دین، پاسخی برای بسیاری سؤالات ندارد. در حالیکه غنای معارف دین الهی به برکت مکتب متعالی اهل بیت (ع) بحدی است که در طول اعصار گذشته و عصر حاضر، هیچ سؤالی را بی پاسخ نگذاشته و نخواهد گذاشت. فقط باید کمی صبور باشید و مباحث را با دقت دنبال کنید؟

    موفق باشید ...

    ویرایش توسط مشکور : ۱۳۹۳/۰۶/۰۷ در ساعت ۰۰:۱۶
    بنام حضرت دوست عدالت در زندگی های متوالی

    هیچ چیز مثل اخلاق، نمی تواند در قلبها نفوذ کرده، دنیایی را گلستان و قلبهایی را با اندیشه و مرام شما همراه سازد.

    با ما همراه باشید در کانال تلگرام: اخلاق الهی

    https://telegram.me/smashkor


  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    97
    حضور
    1 روز 17 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15



    به نام خدا
    با سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکور نمایش پست ها
    بعنوان مثال آیا ارائه سؤالات آزمون نهایی دانش آموزان دوره دبیرستان برای دانش آموزان راهنمایی و دبستان عدالت است؟ بنابر این تفاوت در آزمون ها بر اساس تفاوت در سطح و ظرفیت انسانها امری ضروری است. چنانکه خداوند فرموده است: " لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا،(بقره/286) خدا هيچ کس را جز به اندازه توان و طاقتش مکلف نمی کند. مجموعه تکالیف الهی همه آزمون های مختلف زندگی است. و این کریمه، گواهی بر تفاوت آزمونهاست
    این گفته شما درباره تکالیفی است که دین بر عهده پیروانش دارد، تکالیفی مثل نماز، روزه، خمس و ذکات و... ، ولی منظور من اصلا این گونه اعمال نیست، بسیاری از کمبودها باعث گناه میشود به طور مثال فقر ممکن است باعث دزدی شود، یا مثلا بعضی از بیماریهای صعب العلاج که باعث دردهای خیلی بدی میشود که تحمل آن برای هر کس آسان نیست و ممکن است منجر به خودکشی شود، در واقع اینها آزمون نیست یا اگر این را هم نوعی آزمون در نظر بگیریم آیه ای که شما گفتید رو نقص میکنه چرا چون منجر به خودکشی یا دزدی یا هزاران گناه دیگه میشه،

    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکور نمایش پست ها
    بعلاوه آزمونها همیشه توأم با دشواری و سختی است و اگر اینگونه نباشد، فلسفه امتحان و آزمون زیر سؤال می رود. آزمون ها برای ایجاد تلاش و کوشش، شکوفا شدن استعدادها، محک زدن سره از ناسره و تمیز مؤمنان واقعی از غیر آن است
    بله حرف شما کاملا درست است، تا زشتی وجود نداشته باشد زیبایی معنا ندارد، و یا مثال های دیگر، ولی بحث در اینجاست که کسی دوست ندارد مثلا زشت باشد یا مثلا فقیر باشد یا مثلا دارای معلولیت باشد، در کل بعضی از عدالتها در واقع نقص و کمبود است و اینجاست که عدالت بر قرار نشده است و با یک زندگی امکان آزمون برقرار نمیشود، مثلا یک مدرسه و یه کلاس را در نظر بگیرید آیا میشود یکی امتحان تاریخ بدهد یکی جغرافیا یکی ادبیات یکی ریاضی یکی فیزیک، و یکی امتحان ورزش بدهد و بعد بر اساس آن نمره های گرفته شده برای آنها قضاوت شود. و یا باید همه تمام آن آزمونها را پشت سر بگذارند و بر اساس معدل کل آنها قضاوت شوند به نظر شما کدام درست است؟!

    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکور نمایش پست ها
    مرگ کودکان در آغاز تولد و یا نقصان هایی که در بعضی در هنگام تولد دیده می شود نیز دلایل خاص خودش را دارد که عمده آن به شرایط طبیعی خلقت آنها و نارسایی های دوران جنینی و بی توجهی والدین باز می گردد که البته این هم ازمون و امتحانی برای والدین است.
    بله منم کاملا با این گفته شما که میگوید مرگ یک کودک برای آزمون وادین است موافقم و در خود کتاب سفر روح به این مورد کاملا اشاره کرده است ولی اگر اعتقاد تنها به یک زندگی داشته باشیم آنگاه آن کودک اصلا مورد آزمایش قرار نگرفته است و اینجا نقص است و تکلیف آن کودک چه میشود اگر بگوییم به بهشت میرود پس باید شانس را قبول کنیم و در کل نظام آفرینش تنها با یک نقص به کل مورد سوال میرود.

    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکور نمایش پست ها
    مضافاً اینکه عدم اطلاع و اگاهی خودمان را نباید حمل بر این کنیم که دین، پاسخی برای بسیاری سؤالات ندارد. در حالیکه غنای معارف دین الهی به برکت مکتب متعالی اهل بیت (ع) بحدی است که در طول اعصار گذشته و عصر حاضر، هیچ سؤالی را بی پاسخ نگذاشته و نخواهد گذاشت. فقط باید کمی صبور باشید و مباحث را با دقت دنبال کنید؟
    بله من خیلی از کتابها مذهبی در مورد تناسخ و عدالت را خوانده ام ولی در هیچکدام به جوابی قانع کننده دست نیافتم، و بسیاری از جوابها کاملا از ذهن نویسنده بوده است، مثلا پاسخی که جناب آقای صدیق کارشناس کلام و عقاید درباره آن کودکانی که در کودکی فوت میکنند یا کر و لال هستند یا معلوم ذهنی هستند فرمودند که طبق برخی روایات آمده که خداوند در روز قیامت به فرشته های دستور میدهد که آتشی درست کند و به آن دسته میگوید که وارد آتش شوید اگر قبول کردن و وارد اتش شدند بهشتی هستند اگر قبول نکردن و وارد آتش نشدند جهنمی میشوند، خب اینجا مسئله ای که پیش می آید این است که انسان به طور غریزی از آتش ترس دارد و میداند که باعث سوختن میشود، و این اصلا آزمون نیست یا به نوع دیگر بنگیریم به این قضیه، در روز قیامت عظمت خداوند بر همگان آشکار است اون موقع چه کسی است که از امر خدا نافرمانی کند. در کل این پاسخ های با عقل آدمی منطبق نیست و نیاز به یک جواب قانع کننده تر دارد.
    موفق باشید
    ویرایش توسط reza : ۱۳۹۳/۰۶/۰۷ در ساعت ۱۳:۰۶

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    اسک دین
    نوشته
    33
    حضور
    1 روز 2 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    78



    خیلی تاپیک مفیدیه

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود