صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا شفاعت مخالف عدل الهی نیست؟(كارشناس انديشمند)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    18
    حضور
    1 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    90

    آیا شفاعت مخالف عدل الهی نیست؟(كارشناس انديشمند)




    آیا شفاعت مخالف عدل الهی نیست؟
    انما التوبة للذین یعملون السوء بجهالة ثم یتوبون من قریب

  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40515



    آیا اعتقاد داشتن به شفاعت سبب دگرگونی دانش و ارادهی خدا نمیشود؟

    سید هبت الله صدرالسادات
    برای روشن شدن زاویههای گوناگون بحث باید مطالبی را در نظر گرفت.
    رشید رضا، نویسندهی تفسیر المنار با بیان استدلالی عقلی، کوشیده است بر اصل شفاعت، خدشه وارد کند. وی در این باره میگوید:
    روشن است که حکم پروردگار عین عدل است و براساس مصلحت الهی شکل گرفته است. از طرفی، شفاعت در عرف مردم به این معناست که شخص شفیع و واسطه، متخلف را از اجرای حکم صادر شده در حق وی برهاند.
    اگر حکم دوم که در سایهی شفاعت واسطه به دست آمده، مطابق عدل است و حکم نخست مخالف آن، پس دو حالت پیش میآید:
    1. باید خدا را غیر عادل دانست که با توجه به خلاف بودن حکم نخست، آن را صادر کرده است. البتّه میدانیم که ذات الهی از این امر منزّه است.
    2. باید گفت خداوند عادل است، ولی علم و آگاهیاش نارسا بوده است که اینک از رهگذر یادآور شدن شفیع و واسطه، تغییر پیدا کرده است. در نتیجه، حکم جدید عادلانه است. این فرض نیز باطل است; زیرا علم خدا، عین ذات اوست و تغییر و دگرگونی در او راه ندارد.
    فرض کنیم حکم نخست، عین عدل بوده است و حکم دوم برخلاف آن و خداوند تنها به دلیل علاقه به شفیع، حاضر شده است عدل را زیر پا نهد و حکم جدید صادر کند. این فرض نیز با عدالت الهی ناسازگار است. پس پذیرش شفاعت با چالشهای فراوان رو به روست و استدلال عقلی، نفی آن را گواه است.
    در پاسخ باید گفت این اشکال از آنجا پدید میآید که نویسنده میان تغییر در علم و ارادهی الهی و دگرگونی و تحول در موضوع و معلوم و مراد را درهم آمیخته است. باید دانست آن چه دگرگون شده، وضعیت مجرم و گنهکار است; یعنی او به گونهای دگرگون شده که سزاوار رحمت الهی گشته است، در حالی که پیشتر چنین نبود. پس در علم و ارادهی خداوند، هیچگونه دگرگونی پدید نیامده است. این امر همچون توبهی گنهکار است که در آن جا نیز خداوند در برخورد با دو موضوع گوناگون، دو ارادهی متفاوت، ولی متناسب ارایه میدهد; نخست، کیفر دادن گنهکار و دوم، بخشش گنهکار توبهکننده. بنابراین، دو اراده وجود دارد و خداوند میداند که این شخص دگرگون خواهد شد و در پرتو ارادهی دوم پروردگار قرار خواهد گرفت. پس علم و ارادهی الهی دگرگون نشده است، بلکه دو ارادهی گوناگون نسبت به دو موضوع متفاوت وجود دارد که هیچ یک ناقض دیگری نیست، بلکه هر دو عین عدل الهی است.
    بدین ترتیب، علم و ارادهی خدا دگرگون نمیشود، بلکه علم و ارادهی جدیدی به موضوع نوینی تعلق میگیرد. برای نمونه، همگی میدانیم که هنگام شب، تاریکی همه جا را فرامیگیرد و با توجه به این علم، اراده میکنیم تا از وسایل الکتریکی مانند چراغ استفاده کنیم. سپس با طلوع آفتاب، چراغ را خاموش میکنیم. در این مثال، دو علم داریم; شب نور ندارد و روز نور دارد. ما نیز براساس این دو علم، دو اراده و دو کار کردهایم. شب هنگام چراغ را روشن و در روز، آن را خاموش میکنیم. در این مثال، علم و ارادهی دوم با علم و ارادهی نخست در تعارض نیست، بلکه با توجه به تفاوت موضوع، متناسب با آن شکل گرفته است. هرگز نمیتوان پنداشت که از دور شبحی را ببینیم و تصور کنیم که درخت است. آن گاه وقتی نزدیک شدیم، دریابیم که خطا کردهایم و آن شبح، درخت نبوده، بلکه حیوان بوده است; زیرا در این جا علم دوم با علم نخست، تعارض دارد.
    همه ی این مطالب درباره ی شفاعت، جاری است. خدا از ازل میدانست که فلان انسان، حالتهای گوناگونی خواهد داشت و براساس آن شرایط، ارادهی ویژهای دربارهی او شکل میگیرد. از این رو، براساس تعدد حالتها و تغییر موضوع، ارادههای متفاوتی نیز تعلق گرفته است. پس در علم اول خداوند ارادهی او، خطا و تغییری پدید نیامده است، بلکه هر علمی نسبت به موضوع خود درست است و هر اراده نسبت به موضوع خود، حکیمانه و براساس مصلحت است.
    ویرایش توسط مدیر سایت : ۱۳۸۹/۰۷/۲۵ در ساعت ۱۹:۱۴
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  5. صلوات ها 11


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 22 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما رابطه شفاعت با عدل الهی




    نقل قول نوشته اصلی توسط zirabi نمایش پست ها
    آیا شفاعت مخالف عدل الهی نیست؟


    با سلام

    بررسی همه جانبه و نگاه به تمام ابعاد مسأله شفاعت، ما را به حقایقی رهنمون میکند که پاسخ سؤالتان را به خوبی تبیین میکند. بدین جهت توجه به نکات ذیل، ضروری و بایسته است.

    یک. استحقاق شفاعت: شفاعت یکی از مظاهر رحمت گسترده الهی است و به اراده خدا و رضایت او، شفیعان، اجازه شفاعت دارند؛ یعنی، برخلاف پارتی بازی است که شخص مجرم واسطه‏ای پیدا میکند و از طریق پول و قدرت، او را وادار میکند تا بر قاضی و حاکم تأثیر بگذارد. در شفاعت، همه چیز تنها و تنها برخاسته از اراده حکیمانه خداوند است و او به شفیع اجازه میدهد تا براساس اراده و خواست الهی، در مورد برخی بندگان - که استحقاق عفو الهی را دارند - شفاعت کنند. شفاعت اولیای الهی، بیحساب و گزاف نیست. تأمّل و درنگ در شرایط شفاعت و شفاعت شوندگان، آشکار میسازد که شفاعت در حقیقت، پاداش و جایزه الهی به کسانی است که در دنیا اهل ایمان و عمل صالح بوده‏اند؛ یعنی، برخلاف پارتی بازی - که امری ناروا و ناحق است و برپایه استحقاق افراد نیست - شفاعت بر مبنای استحقاق و قابلیت افراد استوار است. آنان این قابلیت را به واسطه عقدیه و عمل خویش در دنیا، تحصیل کرده‏اند.

    دو. قانون شفاعت: شفاعت، قانونی حکیمانه و براساس رحمت و فضل الهی است و مقدم بر قانون کیفر و عذاب مجرمان است. به عنوان مثال در قوانین کشورها، طبق یک ماده قانونی، کسی که مرتکب جرم خاصی شود، باید پنج سال زندانی بکشد و طبق ماده قانونی دیگر هر مجرمی که واجد شرایط عفو باشد، قبل از تحمل دوره کامل حبس، مورد عفو قرار گرفته و آزاد میشود. عفو چنین مجرمی، نه تبعیض است و نه نقض قانون؛ بلکه براساس قانون دیگری است که مقدم و حاکم بر قانون اولیه کیفر مجرمان و برخاسته از قابلیت شخص مجرم است.

    سه. عدم تبعیض در شفاعت: خداوند با هیچ کس رابطه قوم و خویشی ندارد و بین بندگان، در امکان بهره‏مندی از قانون شفاعت، تبعیضی قائل نمیشود. هر انسانی قادر است با تحصیل شرایط، از شفاعت بهره‏مند شود و خود را در معرض بخشش و عفو اخروی قرار دهد؛ یعنی، شفاعت، قانونی عام و فراگیر و با اعلام قبلی است؛ برخلاف پارتی بازی که به صورت گزینشی، فردی، غیرفراگیر و نامبتنی برپایه استحقاق است.

    مطلب فوق را مى توان در قالب مثالى مجسم ساخت: فرض کنيد سربازانى مامور گشودن دژى بـر فـراز کوهى مى باشند و گشودن آن دژ , درحفظ کشور آنان از تجاوز خارجى فوق العاده مـوثـر اسـت; فـرمـانـده ماهر و ورزيده, وسايل لازم براى صعود و گشودن دژ را در اختيار آنان مى گذارد و فرمان بالا رفتن را صادر مى نمايد. آن گروه از سربازان بى انضباط و ترسو که گوش به فرمان فرمانده نداده و در پايين کوه مى مانند هـيـچ گـاه مـشـمول حمايت او نمى گردند, اما آن گروهى که فداکارند و به سرعت از کوه بالا مـى رونـد, اگـر در ميان آنان افرادى ضعيف و ناتوان باشند و دربعضى از گذرگاهها بلغزند, يا صـعود و بالا رفتن به تنهايى در بعضى از نقاط حساس کوه براى آنها مشکل باشد, فرمانده دلسوز، مراقب حال آنان بوده و در نقاط حساس به آنها کمک کرده و از لغزشگاه عبورشان مى دهد. ايـن نـوع مـراقـبـت و کـمک, يک نوع شفاعت و دستگیری از آن افرادى است که در مسير هدف گام بـر داشته و با تلاششان، قابلیت لازم را برای بهره مندی از شفاعت، شامل شده اند و اشـکالى ندارد که فرمانده دلسوز پيش از صعود به کوه, اين مطلب را اعلام کند و بگويد اگر شما در نقاط حساسى از صعود باز بمانيد از کمک هاى بى دريغ من، محروم نخواهيد ماند (و من افراد ویژه ای را برای اعلام وضعیت شما در مسیر راه تعیین کرده ام) و من با تمام قوا کوشش مى کنم که شما را در رسیدن به اين هدف، کمک کنم.
    يـک چـنـين اعلام قبلى, افراد را براى کار و تلاش بیشتر، دلگرم کرده و نور اميد را در دل آنان پديد مى آورد و بر قدرت و پايدارى آنان مى افزايد و در حقيقت يک نوع تربيت و وسيله تکامل است. با این تفصیل، آيا اگر شفاعت يک نوع کمک به نجات افراد، با توجه به تلاش و قابلیت خودشان، باشد, مستلزم تبعيض نارواست و يا ترجيح بدون دليل و تشويق به گناه و پارتى بازى بى جهت محسوب مى شود؟

    با توجه به نکات یاد شده و با رجوع به عقل و منطق، پاسخ روشن است.

    موفق باشید ...

    بنقل از سایت پرس و جو، با کمی تغییر و اضافات.


    آیا شفاعت مخالف عدل الهی نیست؟(كارشناس انديشمند)

  7. صلوات ها 10


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    مقدمه

    شفاعت یکی از مهمترین بحث‌های مربوط به معاد است که به طور مختصر به چند جنبه‌ی آن اشاره می‌شود:

    معنای شفاعت

    شفاعت به معنای تقویت و نیرو بخشیدن به شخص ضعیف است، و شفیع به کسی گفته می‌شود که به نیازمند کمک کند تا او را به اعتدال و عدم نیازمندی برساند.

    صاحب شفاعت

    طبق آیات و روایات، شفاعت در روز قیامت مخصوص خداوند است.
    خداوند در آیه 256 سوره بقره می‌فرماید:«برای اوست هر چه در آسمانها و زمین است. کیست که بدون اذن او بتواند نزد او شفاعت کند؟»
    اما آیا خداوند اجازه شفاعت را به کسی می دهد یا نه؟
    در آیه 44 سوره زمر آمده:«همه شفاعت برای خداوند است» ولی خداوند به افرادی که خودش بخواهد اذن شفاعت می دهد؛ همان طور که خداوند علم غیب را مخصوص خود می داند اما در آیه 27 سوره جن می فرماید:«خداوند عالم به غیب است و بر علم غیبش کسی را مطلع نمی‌گرداند، مگر رسولش و کسی را که مورد پسند و رضایت او باشد.»
    بنابراین علم غیب مخصوص خداوند است و علم رسول خدا همان علم خداست. شفاعت هم مخصوص خداوند است و به افراد دیگری نیز این اجازه داده شده است.

    روایاتی در زمینه شفاعت

    همه مسلمان‌ها شفاعت را قبول دارند و روایات زیادی از طریق شیعه و سنی در این باب وارد شده است که به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌شود:

    رسول خدا فرمود:«در روز قیامت مؤمنین نزد
    حضرت آدم می روند و می گویند:« ای پدر، بهشت را برای ما باز کن!»
    حضرت آدم می‌فرماید:«من شایستگی این کار را ندارم.»
    آنها نزد حضرت ابراهیم می‌روند. او هم می‌فرماید:«من نیز شایستگی این کار را ندارم.»
    حضرت موسی و حضرت عیسی نیز همین را می‌گویند و آنها را نزد من می‌فرستند. من برمی‌خیزم و از خداوند اذن می‌گیرم و شما مسلمین را به سرعت برق از صراط عبور می‌دهم...»

    و نیز رسول خدا فرمود:«هر پیامبری از خدا تمنّایی دارد اما من درخواست خود را ذخیره کرده‌ام. درخواست من شفاعتم برای امتم در روز قیامت است.»


    امام صادق علیه السلام
    فرمود:«هر کس سه چیز را انکار کند، از شیعیان ما نیست. معراج رسول خدا و سؤال در قبر و شفاعت.»

    امام باقر علیه السلام
    فرمود:«رسول خدا اجازه شفاعت امتش را داراست. ما نیز شفاعت شیعیان خود را می‌کنیم و شیعیان‌مان نیز شفاعت اهل خودشان را.»

    و نیز فرمود:

    در روز قیامت هنگامی که حضرت فاطمه علیهاالسلام به در بهشت می رسد، نگاهی به این طرف و آن طرف می افکند. خطاب می‌رسد:«ای فاطمه! دلیل توجّهت به اطراف چیست؟»
    فاطمه علیهاسلام می‌گوید:«پروردگارا! من دوست دارم امروز قدر و منزلتم شناخته شود.»
    خداوند می‌فرماید:«ای فاطمه! ببین در قلب هر کس که محبت تو یا محبت یکی از ذریّه تو وجود دارد، دست او را بگیر و داخل بهشت کن!»
    سوگند به خدا، فاطمه در آن روز شیعیان و محبان خود را همانند پرنده ای که دانه های خوب را از دانه های بد جدا می کند، گلچین می‌فرماید. و سوگند به خدا در میان مردم کسی نمی ماند مگر کافر و منافق و مشرک.

    6- رسول خدا فرمود:«شیعیان فقیر
    علی و امامان بعد از او را سبک مشمارید. چون هر یک از آنان به تعداد افراد قبیله «ربیعه» و «مضَر»، از مردمان شفاعت می‌کند.»

    شفیعان در روز قیامت

    شفیعان در روز قیامت از روایات زیادی که در این مورد وارد شده، معلوم می شود که شفیعان در روز قیامت فراوانند؛ از جمله انبیاء الهی، علماء، شهداء، ملائکه، مؤمنین، اعمال صالح، ائمه اطهار و قرآن.
    رسول خدا فرمود:«من کسانی را شفاعت می‌کنم که معصیت کبیره انجام داده باشند.»
    در سوره انبیاء آیه 28 می خوانیم: «
    و لایشفعون الا لمن ارتضی »؛ (پیامبران و ملائکه شفاعت نمی کنند، مگر برای کسی که مورد رضایت باشد.»
    از حضرت رضا علیه السلام تفسیر این آیه را پرسیدند. امام فرمود:«مقصود پسندیدگی در امر دین است.»
    بنابراین شفاعت مخصوص افراد گناهکار است به شرط آنکه در عقیده و دین خود مورد رضایت باشند. پس شفاعت در مورد شیعیان است و معاندین و ناصبین و منکرین از آن محرومند.

    منابع:

    معاد شناسی، ج نهم، ص 57 تا 350.


  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    علاقه
    مذهبی
    نوشته
    41
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    209

    آیا شفاعت مخالف عدل الهی نسیت؟




    سلام خدمت دوستان
    جايگاه شفاعت در متون دينى و مسئله شفاعت را همه مسلمانان قبول دارند؛ چرا كه اين باور از سنن حاكم بر نظام هستى است و آيات قرآنى بر آن دلالت دارد. البته تفسير فرقه‏هاى مختلف درباره مسئله شفاعت متفاوت است. در قرآن سه گونه آيات، مسئله شفاعت را مطرح كرده‏اند:
    اول: آياتى كه شفاعت در قيامت را به كلى رد مى‏كنند؛ مانند آيه زير:
    وَاتَّقُوا يَوْماً لَا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً وَلَا يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلَا يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلَا هُمْ يُنْصَرُونَ (بقره: 48)
    و از آن روز بترسيد كه كسى به جاى ديگرى مجارات نمى‏شود. و نه از او شفاعت پذيرفته مى‏شود و نه غرامت از او قبول مى‏گردد و نه يارى مى‏شود.
    برخى از منكران شفاعت خواسته‏اند با اين دسته از آيات، شفاعت را به طور كلى رد كنند؛ حال آنكه اين آيات تنها مربوط به كسانى اند كه بر اثر كفر و گناهان نابخشودنى، لياقت شفاعت ندارند.
    دوم: آياتى كه شفاعت را ويژه خدا مى‏دانند؛ مانند
    قُلْ لِلّهِ الشَفاعَةُ جميعاً ... (زمر: 44).
    بگو تمامى شفاعت از آن خداست.
    اين دسته از آيات در صدد رد شفيعان پندارى اند؛ چنان كه در عصر جاهليت، مشركان براى جلب توجه خداوند، دست به دامن خدايان پندارى شده، آنان را شفيع خود مى‏كردند.
    سوم: آياتى كه شفاعت را تنها با رخصت الهى روا مى‏شمارند؛ مانند
    مَن ذَاالّذى يَشْفَعُ عِنْدَهُ الّا بِاذْنِهِ. (بقره: 255)
    كيست كه بدون اذن خداوند، نزد او شفاعت كند؟
    از طريق اين دسته آيات، اثبات مى‏شود كه برخى كسان، اجازه شفاعت دارند. از كسانى كه اجازه شفاعت دارند، حضرات معصومين (ع) به ويژه پيامبر اكرم (ص) مى‏باشند.
    مفسرين «مقام محمود» را كه در قرآن بر پيامبر (ص) خطاب شده است، همان مقام شفاعت مى‏دانند. پيامبر (ص) درباره مقام شفاعتش می فرمایند.
    ادَّخَرتُ شَفاعَتِى لِاهلِ الكَبائرِ مِن امَّتِى.
    شفاعتم را براى آنان نگاه داشته‏ام كه از امت من اند و به گناهان بزرگ مى‏لغزند.
    بنابراين، شفاعت، حق مطلق خداوند است؛ ولى از آن جهت كه رحمت الهى از طريق اسباب به بندگان مى‏رسد، خداوند متعال، اولياى خود را سبب موثر در اين امر قرار داده است. علاوه بر اين، خدا با عطاى مقام شفاعت به اولياى خود، خواسته است آنان را گرامى بدارد و ارزش وجودى آنان را به ديگر بندگان نشان دهد.
    اكنون، پس از آنكه با جايگاه شفاعت در متون دينى آشنا شديم، در پاسخ مى‏توان گفت:
    الف. حكم به عذاب در برابر هيچ گناهى صادر نشده است؛ بلكه آنچه در متون دينى آمده، وعيد (تهديد) عذاب است. حكم نهايى تنها در روز قيامت صادر خواهد شد. با توجه به اين حقيقت، چه بسا تا صدور نهايى حكم، عوامل ديگرى پيش آيد كه گنهكار را از عذاب برهاند؛ مثل توبه و شفاعت. افزون بر اين، تخلف از وعيد هيچ‏گاه منافى عدالت نيست؛ زيرا وعيد مربوط به خود خداوند است. آنچه با عدل منافات دارد، تخلف از وعده پاداش است.
    ب. اگر بپذيريم كه به عذاب حكم شده است، هريك از احكام الهى- چه حكم به عذاب قبل از شفاعت و چه حكم به نجات از عذاب بعد از آن- موافق عدل و حكمت است و معناى عادلانه و حكيمانه بودن هر دو، جمع بين ضدين نيست؛ زيرا موضوع آنها تفاوت دارد. حكم به عذاب مقتضاى ارتكاب گناه است، صرف نظر از مقتضياتى كه موجب تحقق شفاعت و پذيرش آن در حق گناهكار مى‏شود و حكم به نجات از عذاب، به موجب ظهور مقتضيات ياد شده است. به عبارت ديگر حكم به عذاب در برابر گناه، تنها در ارتباط با عمل گناه است، اما وقوع اين حكم به همراه شرايط پيدا و پنهانى است كه جملگى در وقوع حكم دخالت دارند. در واقع، حكم تا زمانى نافذ است كه تغييرى در قيد موضوع آن پديد نيايد؛ اما اگر به واسطه عللى ديگر- نظير توبه يا شفاعت- قيد موضوع حكم تغيير كند، حكم نيز تغيير مى‏كند. تغيير حكم به تبعيت از تغيير قيدموضوع، نظاير فراوانى در شريعت اسلامى دارد. براى نمونه:
    - در احكام و تقديرات تكوينى: مثلًا حكيمانه بودن تقدير بلا، قبل از دعا يا صدقه، منافاتى با حكيمانه بودن رفع آن بعد از دعا يا صدقه ندارد؛
    - در احكام و قوانين تشريعى: مثلًا عادلانه بودن حكم منسوخ نسبت به زمان خود، منافاتى با عادلانه بودن حكم ناسخ در زمان بعد از نسخ ندارد؛
    شفاعت كه از آموزه‏هاى دين است، شايد به طور مطلق در هيچ يك از مقولات بالا نگنجد. با اين حال، همچون دو مثال ياد شده، با تغيير قيد موضوع عذاب، پديد مى‏آيد و امر محالى نيست.
    همچنين، وعده شفاعت موجب گستاخى افراد نيز نمى‏شود. گستاخى در صورتى پديد مى‏آيد كه:
    گنهكار به اسم معين شود و به طور قطعى به او وعده شفاعت دهند؛ گناهانى كه كيفر آنها با شفاعت برطرف شود، به طور قطع و يقين، مشخص گردند؛ شفاعت بتواند جزاى كار بد را با تمام انواعش، از اصل بركند.
    از آنجا كه هيچ يك از موارد بالا به طور قطع و يقين مشخص نيست، نمى‏توان گفت كه شفاعت موجب گستاخى افرادمى شود، بلكه برعكس بايد گفت با وجود شفاعت، انسان از رحمت خداوند مايوس نمى‏گردد.

  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    590
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2890



    بسم الله الرحمن الرحیم
    علاوه بر مطالب خوب جناب صدیق ، عرض میکنم
    1- در خواست شفاعت همان درخواست دعاست .
    2- در خواست دعاا از افراد شایسته امری مستحب است.
    در دعا توسل که بارها میخوانیم " یا وجیها عندالله اشفع لناعند الله؛ معنای خواستن و دعا قصد شده است

    نظام الدین نیشابوری در تفسیر آیه؛ من یشفع شفاعة سیئة یکن له کفل منها؛نساء،85. از مقاتل نقل میکند : الشفاعةالی الله انّما هی الدعوة لمسلم؛ حقیقت شفاعت همان دعا کردن برای مسلمان است .

    ابن تیمیه از جمله افرادی است که درخواست دعا از شخص زنده را صحیح میداند .

    فخر رازی نیز شفاعت را به دعا و نیایش به درگاه الهی تفسیر کرده ودر تفسیر آیه؛ و یستغفرون للذین امنوا ربنا وسعت کل شیی رحمة؛
    میگوید: این آیه گواهی میدهد که شفاعت حاملان عرش تنها در باره گنه کاران است.مفاتیح الغیب،ذیل آیه فوق.
    در احادیث بسیاری آمده که دعای مسلمان در حق مسلمان شفاعت نامیده شده.
    ابن عباس از پیامبر(ص) نقل میکند:ما من رجل مسلم یموت فیقوم علی جنازته اربعون رجلا لا یشرکون بالله شیئا الاّ شفعهم الله فیه؛صحیح مسلم،ج3،ص54.

    هرگاه مسلمانی بمیرد و بر جنازه او چهل مرد که شرک نمی ورزند نماز بگذارند ،خداوند شفاعت آنها را درباره وی می پذیرد.

    نکته بعدی اینکه درخواست از برادر مومن چه رسد به اولیا الهی امری مستحسن و مستحب است:

    واستغفر لذنبک و للمومنین؛محمد،19.
    و صلّ علیهم ان صلوتک سکن لهم؛توبه 103.
    ولو انّهم اذ ظلموا انفسهم جاءوک فاستغفرو الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توّابا رحیما؛نساء،64
    اگر آنانی که بر خود ستم کرده اند پیش تومی امدند و از خداوند طلب آمرزش میکردند و پیامبر نیز برای آنان طلب آمرزش میکرد خدا را توبه پذیر و رحیم میافتند.
    مراد از "جاءوک" این است که می آمدندو درخواست دعا و طلب آمرزش میکردندو اگر هدف غیر از این بود آمدن آنان لغو میشدو شرفیاب حضور پیامبر (ص) و در خواست دعا گواه بر انقلاب روحی است که زمینه را برای استجابت دعا اماده می کند.

    یا اابنا استغفر لنا ذنوبنا انّا کنّا خاطئین قال سوف
    استغفر لکم ربّی؛یوسف،96.


    آیات فوق نشانگر این است که طلب دعا از پیامبر و صالحان که طلب شفاعت است از نظر موازین اسلامی کمترین ایرادی ندارد.

    ترمذی از انس نقل میکند:
    سألت النبی ان یشفع لی یوم القیامة فقال انا فاعل قلت فاین اطلبک؟ فقال علی الصراط؛سنن ترمذی،ج4،ص42.
    انس میگوید: از پیامبر درخواست کردم که در روز قیامت در حق من شفاعت کند .وی پذیرفت و گفت شفاعت خواهم کرد . گفتم کجا تو را پیدا کنم؟ گفت :کنار صراط.


    با توجه به نکات فوق و اثبات شفاعت از دید ایات و روایت روشن میشود وقتی شفاعت نوعی دعا باشد دیگر نه تناه نافی عدالت الهی نیست چرا که شخصی برای مومنی دعا میکند و خداوند از روی رحمت واسعه اش آن را مستجاب میکند.بلکه عدالت را نیز ثابت میکند زیرا عدالت این است بین شخصی که دعا میکند و کسی که دعا نمیکند و از خدا درخواستی ندارد باید تفاوتی باشد و یکسان با هردو بخورد کردن خلاف عدالت است.

    ویرایش توسط زمزم : ۱۳۸۹/۰۷/۲۵ در ساعت ۱۸:۴۵
    این بقیةالله التّی لا تخلوا من العترة الهادیة!!

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    360
    حضور
    40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1454



    باسلام خدمت سروران خوبم
    بیاییم سوال را اینگونه هم مطرح کنیم که:

    اينكه با شفاعت، گناه‏كار بخشيده شود، آيا موجب تضييع حق انسان پاك و بي‏گناه نمي‏شود؟

    در جواب چند نکته را باید عرض کنم:

    يكم. اينكه با شفاعت، عده‏اي بخشيده شده و مورد عفو الهي قرار گيرند، لازمه‏اش اين نيست كه با ساير بهشتيان و كساني كه در دنيا پاك و بي‏گناه بوده‏اند، در يك درجه قرار گيرند. خود بهشتيان در يك سطح نيستند و بهشت الهي، داراي مراتب و درجات است.{1} امام علي(ع) در وصف بهشت مي‏فرمايد:
    «درجات متفاضلات و منازل متفاوتات»؛ «بهشت داراي درجاتي است كه بعضي بر ديگري برتري دارد و داراي جايگاه‏هايي است كه با يكديگر تفاوت دارند».{2}

    بنابراين كساني كه در دنيا در اوج معرفت و خلوص، بدون گناه زيسته و پاك و مطهّر به منزل اخروي رحلت كرده‏اند، با گنه كاراني كه به سبب شفاعت مورد بخشش قرار گرفته‏اند، در يك مرتبه و درجه قرار نمي‏گيرند.

    دوّم. شفاعت شامل حال كساني مي‏شود كه قابليت و استحقاق آن را، با تحصيل شروط آن به دست آورده‏اند. چنين نيست كه همه افراد، با شفاعت از دخول در دوزخ و جنهم نجات پيدا كنند. چه بسا عده‏اي پس از دخول در جهنم و چشيدن عذاب، اين قابليت را پيدا كنند.{3}

    سوّم: اينكه خداوند، برخي از مجرمان را براساس لياقت آنان، مورد عفو و مغفرت خود قرار دهد، ضايع كردن حق كسي نيست؛ بلكه لطف به برخي از افراد است. آنچه موافق عدالت است، اينكه به كسي ظلم نشود و حق كسي ضايع نگردد، و اگر به كسي به طور قانونمند لطف شود، منافاتي با عدالت ندارد.

    چهارم. همه كساني كه شرايط شفاعت را به دست آورده‏اند، از آن بهره‏مند خواهند شد؛ چه آنان كه گنه كارند و چه آنان كه بي‏گناه و پاك‏اند. گنه كاران با شفاعت، مورد فيض مغفرت الهي قرار خواهند گرفت و غير آنان با شفاعت به درجات و مراتب بالاتر، ارتقأ خواهند يافت.

    پاورقی:

    [1].ر.ك: ميزان الحكمه، ج 1، ص 431، احاديث 2601 - 2612.

    [2].همان، ح 2603.

    [3].همان، ج 2، ح 2940.




  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    15
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    58



    بعضی ها می گن: شفاعت یک نوع پارتی بازی است.چون معنای شفاعت این است که در روز قیامت، اولیای خدا افرادی که به آنها در دنیا نزدیک بوده اند را شفاعت می کنند و این کار، پارتی بازی است!
    جواب را در یک مثال خلاصه کنم:
    فرض کنید سربازانى مأمور گشودن دژى بر فراز کوهى مى باشند و گشودن آن دژ، در حفظ کشور آنان از تجاوز خارجى فوق العاده مؤثّر است؛ فرمانده ماهر و ورزیده، وسایل لازم براى صعود و گشودن دژ را در اختیار آنان مى گذارد و فرمان بالا رفتن را صادر مى نماید.

    آن گروه از سربازان بى انضباط و ترسو که گوش به فرمان فرمانده نداده و در پایین کوه مى مانند هیچ گاه مشمول حمایت او نمى گردند، امّا آن گروهى که فداکارند و به سرعت از کوه بالا مى روند، اگر در میان آنان افرادى ضعیف و ناتوان باشند و در بعضى از گذرگاه ها بلغزند، یا صعود و بالا رفتن به تنهایى در بعضى از نقاط حسّاس کوه براى آنها مشکل باشد، فرمانده دلسوز مراقب حال آنان بوده و در نقاط حسّاس به آنها کمک کرده و از لغزشگاه عبورشان مى دهد.

    این نوع مراقبت و کمک، یک نوع شفاعت است و از آن افرادى است که در مسیر هدف گام بر مى دارند و اشکالى ندارد که فرمانده دلسوز پیش از صعود به کوه، این مطلب را اعلام کند و بگوید اگر شما در نقاط حسّاسى از صعود باز بمانید از کمک هاى بى دریغ من محروم نخواهید ماند و من با تمام قوا کوشش مى کنم که شما را در این هدف کمک کنم.

    یک چنین اعلام قبلى، افراد را براى کار دلگرم کرده و نور امید را در دل آنان پدید مى آورد و بر قدرت و پایدارى آنان مى افزاید و در حقیقت یک نوع تربیت و وسیله تکامل است.

    التماس دعا



  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط zirabi نمایش پست ها
    آیا شفاعت مخالف عدل الهی نیست؟
    سلام
    شفاعت یعنی دخیل شدن یک سبب الهی در فعلیت یافتن و شکوفایی یک استعداد
    این بی عدالتی است یا عین عدالت ؟
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    157
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    436

    شفاعت و عدل الهی؟




    نقل قول نوشته اصلی توسط zirabi نمایش پست ها
    آیا شفاعت مخالف عدل الهی نیست؟



    با سلام خدمت همه دوستان عزیز و تشکر از مطالب ارزشمند کارشناسان، محترم حقیر نیز می خواستم به نوبه خود به این سوال پاسخ دهم. اولا : شفاعت اصل مسلم اسلام است و در رابطه با پیامبر عظیم الشان اسلام(ص) مورد قبول همه فرقه های اسلام است .
    ثانیا: دوست عزیز شا بگویید چرا شفاعت با عدل الهی منافات دارد ؟ چه اشکالی دارد که خداوند تبارک و تعالی رحمت و مغفرت خود را مشروط به شفاعت شافعین قرار دهد؛ یعنی در مورد کسانی که استحقاق عذاب دارند بفرماید :اگر فلانی از تو شفاعت کرد من تو را می آمورزم؛ کجای این مطلب با عدل الهی در تضاد است.
    ثالثا: اگر خداوند تبارک و تعالی شفاعت را برای بعضی از انسانها قرار می داد و بعضی دیگر که همان شرایط را دارا هستند را از آن محروم می کرد می توانستیم بگوییم با عدل الهی سازگاری ندارد، این در حالی است که هیچ ممنوعیتی در بحث شفاعن وجود ندارد، و هر کس شرایط آن را دارا باشد مشمول شفاعت می شود، پس قانونی عام است و مختص به عده قلیلی نیست؛ لذا اصلا با عدل الهی هم منافات ندارد .

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 4

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود