صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حضرت علی: من خدایی را که نبینم نمی پرستم

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    18
    حضور
    1 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    90

    حضرت علی: من خدایی را که نبینم نمی پرستم




    حضرت علی می فرمایند که من خدا یی را که نبینم نمی پرستم.خدا هم در قرآن می فرماید مومن کسی است که ندیده مرا بپرستد.این دو فرمایش چگونه با هم سازگارند؟
    انما التوبة للذین یعملون السوء بجهالة ثم یتوبون من قریب

  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,578
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9349



    نقل قول نوشته اصلی توسط zirabi نمایش پست ها
    حضرت علی می فرمایند که من خدا یی را که نبینم نمی پرستم.خدا هم در قرآن می فرماید مومن کسی است که ندیده مرا بپرستد.این دو فرمایش چگونه با هم سازگارند؟
    با سلام
    بزرگوار خداوند متعال در کجای قرآن کریم می فرماید "مومن کسی است که ندیده من رو بپرستد"؟ لطفا مطلب مورد نظرتون رو دقیق نقل بفرمایید تا بحث رو ادامه بدیم...


    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  5. صلوات ها 9


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    18
    حضور
    1 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    90



    نقل قول نوشته اصلی توسط seyedziya نمایش پست ها
    با سلام بزرگوار خداوند متعال در کجای قرآن کریم می فرماید "مومن کسی است که ندیده من رو بپرستد"؟ لطفا مطلب مورد نظرتون رو دقیق نقل بفرمایید تا بحث رو ادامه بدیم...
    مانند الذين يومنون بالغيب
    انما التوبة للذین یعملون السوء بجهالة ثم یتوبون من قریب

  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    نقل قول نوشته اصلی توسط zirabi نمایش پست ها
    حضرت علی می فرمایند که من خدا یی را که نبینم نمی پرستم.خدا هم در قرآن می فرماید مومن کسی است که ندیده مرا بپرستد.این دو فرمایش چگونه با هم سازگارند؟
    عبادت آن حضرت در اوج عرفان و آگاهی بود. ذِعْلِب عرض کرد: یا امیرالمؤمنین! آیا پروردگارت را دیده ای؟ آن حضرت فرمود: «ما کُنْتُ اَعْبُدُ رَبّا لَمْ أرَهُ. فَقالَ یا اَمیرَالْمُؤْمِنینَ! کَیْفَ رَاَیْتَهُ؟ قالَ: وَیْلَکَ یا ذِعْلِبُ لَمْ تَرَهُ الْعُیُونُ بِمُشاهَدَةِ الاَْبْصارِ وَلکِنْ رَأتْهُ الْقُلُوبُ بِحَقائِقِ الاْیمانِ؛(10) من پروردگاری را که نبینم، نمی پرستم. عرض کرد: یا امیرالمؤمنین! او را چگونه دیدی؟ فرمود: ای ذعلب! وای بر تو! دیده های ظاهر او را نتواند دید، ولی دیده های دل به وسیله حقایق ایمان او را مشاهده می کنند.»
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  9. صلوات ها 10


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    ویژگیهای عبادت علی علیه السلام

    جامعیّت اوصاف علی علیه السلام در جامعیّت عبادت او نهفته است. اگر آن حضرت تمامی آنچه را که خوبان عالم دارند، داراست، بخاطر آن است که عبادت او تمام اوصاف بایسته و شایسته عبادات را در خود فراهم آورده و برخوردار است که به نمونه هایی اشاره می شود.
    1. عبادت آگاهانه

    از مهم ترین ویژگی یک عبادت برتر این است که عابد آن آگاه به معبود و آگاه به مسئولیت خویش و زمان خود باشد وگرنه، نه تنها ثمربخش نخواهد بود که خطرساز و انحراف آور است.
    علی علیه السلام این حقیقت را با زبانها و بیانهای مختلفی گوشزد و بیان می نمود، گاه می فرمود:
    «اَلْمُتَعَبِّدُ عَلی غَیْرِ فِقْهٍ کَحِمارِ الطّاحُونَةِ یَدُورُ وَ لا یَبْرَحُ وَ رَکْعَتانِ مِنْ عالِمٍ خَیْرٌ مِنْ سَبْعینَ رَکْعَةً مِنْ جاهِلٍ لاَِنَّ الْعالِمَ تَأْتیهِ الْفِتْنَةُ فَیَخْرُجُ مِنْها بِعِلْمِهِ وَ تَأْتِی الْجاهِلَ فَتَنْسِفُهُ نَسْفا وَ قَلیلُ الْعَمَلِ مَعَ کَثیرِ الْعِلْمِ خَیْرٌ مِنْ کَثیر الْعَمَلِ مَعَ قَلیلِ العِلْمِ وَ الشَّکِّ وَ الشُّبْهَةِ؛(6) پرستشگر نادان همچون خرِ آسیاب است که به گرد خود می گردد و گامی به پیش نمی رود. و دو رکعت (نماز) از شخص عالم برتر از هفتاد رکعت نماز نادان است؛ زیرا عالم وقتی گرفتار فتنه شود، با علم خود از آن بیرون می آید، ولی جاهل وقتی دچار فتنه گردد، غرق شود. و عمل اندک با علم زیاد بهتر از عمل بسیار با علم اندک همراه با شک و تردید می باشد.»
    و گاهی آن حضرت اعلام خطر می کرد که «مَنْ عَبَدَ اللّهَ بِغَیْرِ عِلْمٍ کَفَرَ مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُ؛(7) هر کس بدون آگاهی و معرفت خدا را عبادت کند، از جایی که خود نمی داند سر از کفر در می آورد.» مصداق بارز این حدیث در تاریخ اسلام، خوارج است که با آن همه عبادت بر علیه امام زمان خویش قیام کردند. اگر هم جاهلی به چنان خطری دچار نشود، لااقل بهره کافی از عبادت نمی برد؛ چنان که علی علیه السلام فرمود: «لا خَیْرَ فی عِبادَةٍ لَیْسَ فیها تَفَقُّهٌ؛(8) عبادتی که آگاهانه نباشد، خیری در آن نیست.»
    و گاه دردمندانه سفارش می فرمود: «سَکِّنُوا فی اَنْفُسِکُمْ مَعْرِفَةَ ما تَعْبُدُونَ حَتّی یَنْفَعَکُمْ ما تُحَرِّکُونَ مِنَ الْجَوارِحِ بِعِبادَةِ مَنْ تَعْرِفُون؛(9) معرفت و شناخت آن کس را که می پرستید، در جان خود جای دهید تا حرکتهای بدنی که برای عبادت معبود شناخته شده خویش تحمل می کنید، شما را سود رساند.»
    و عبادت آن حضرت در اوج عرفان و آگاهی بود. ذِعْلِب عرض کرد: یا امیرالمؤمنین! آیا پروردگارت را دیده ای؟ آن حضرت فرمود: «ما کُنْتُ اَعْبُدُ رَبّا لَمْ أرَهُ. فَقالَ یا اَمیرَالْمُؤْمِنینَ! کَیْفَ رَاَیْتَهُ؟ قالَ: وَیْلَکَ یا ذِعْلِبُ لَمْ تَرَهُ الْعُیُونُ بِمُشاهَدَةِ الاَْبْصارِ وَلکِنْ رَأتْهُ الْقُلُوبُ بِحَقائِقِ الاْیمانِ؛(10) من پروردگاری را که نبینم، نمی پرستم. عرض کرد: یا امیرالمؤمنین! او را چگونه دیدی؟ فرمود: ای ذعلب! وای بر تو! دیده های ظاهر او را نتواند دید، ولی دیده های دل به وسیله حقایق ایمان او را مشاهده می کنند.»
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۰۱/۲۸ در ساعت ۱۱:۲۱
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  11. صلوات ها 10


  12. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,578
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9349



    بزرگوار عجالتا باید عرض کنم که غیب در آیه ای که فرمودید در برابر شهادته ، عالم شهادت هم در اینجا شامل همه ی چیزایی میشه که این قابلیت رو دارن که مستقیم یا غیرمستقیم توسط حواس ظاهری درک بشن.غیب در اینجا در برابر این معنا از شهادته (پس ملاک غیبی بودن یه چیز در اینجا اینه که اون چیزغیر قابل حس باشه (حس ظاهری) نه غیرقابل درک)بزرگوار ایمان واقعی به چنین غیبی مبتنی بر یه نوع معرفته .بنیاد ایمان به حق تعالی که در این معنا از غیب ، در زمره ی امور غیبیه ، مبتنی بر معرفت شهودی و بی واسطه ایه که هر یک اهل ایمان به قوت و ضعف در عمق جانشون از حق تعالی دارن.لفظ دیدن یه معنای عام داره ، که در این معنای عام ، این معرفت شهودی و درک حضور حق تعالی هم یه جور دیدن حساب میشه ، در حقیقت شریفترین نوع دیدن هاست.دیدنی که مولا در اینجا می فرماید چنین دیدنیه ، یعنی شهود بی واسطه ی حق تعالی (که مولا به کاملترین شکل واجد اونه). این نحوه دیدن منافاتی با غیب بودن حق تعالی و اینکه حق تعالی به حس ظاهری غیرقابل دیدنه ، نداره.پس با لحاظ این دو معنا از دیدن و این دو نحوه دیدن ، تعارضی در کار نیست ...

    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۸۹/۰۱/۲۸ در ساعت ۱۱:۵۶

    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    18
    حضور
    1 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    90



    تشكر از پاسخهاي زيباتون سوالات ديگري هم دارم كه به مرور اونها رو مي پرسم
    انما التوبة للذین یعملون السوء بجهالة ثم یتوبون من قریب

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    33
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    50



    !!نامه‌ای عاشقانه به خداوند از دکتر علی شریعتی(خوندنیه بخونش)!!

    با تو همه‌ی رنگهای این سرزمین مرا نوازش می‌کند
    باتو، آهوان این صحرا دوستان همبازی من‌اند
    باتو، کوه ها حامیان وفادار خاندان من‌اند
    باتو، زمین گاهواره ای است که مرا در آغوش خود می‌خواباند
    ابر، حریری است که برگاهواره ی من کشیده‌اند
    و طناب گاهواره ام را مادرم، که در پس این کوه ها همسایه‌ی ماست در دست خویش دارد

    باتو، دریا با من مهربانی می‌کند
    باتو، سپیده‌ی هرصبح بر گونه ام بوسه می‌زند
    باتو، نسیم هر لحظه گیسوانم را شانه می‌زند
    باتو، من با بهار می‌رویم
    باتو، من در عطر یاس ها پخش می‌شوم
    باتو، من درشیره‌ی هر نبات می‌جوشم
    باتو، من در هر شکوفه می‌شکفم
    باتو، من در طلوع لبخند می‌زنم، در هر تندر فریاد شوق میکشم، درحلقوم مرغان عاشق می‌خوانم در غلغل چشمه ها می‌خندم، در نای جویباران زمزمه می‌کنم
    باتو، من در روح طبیعت پنهانم
    باتو، من بودن را، زندگی را، شوق را، عشق را، زیبایی را، مهربانی پاک خداوندی را می‌نوشم
    باتو، من در خلوت این صحرا، درغربت این سرزمین، درسکوت این آسمان، درتنهایی این بی‌کسی، غرقه‌ی فریاد و خروش و جمعیتم، درختان برادران من‌اند و پرندگان خواهران من‌اند وگلها کودکان من‌اند و‌اندام هر صخره مردی از خویشان من است و نسیم قاصدان بشارت گوی من‌اند وب وی باران، بوی پونه، بوی خاک، شاخه ها ی شسته، باران خورده، پاک، همه خوش‌ترین یادهای من، شیرین ترین یادگارهای من‌اند.
    بی تو، من رنگهای این سرزمین را بیگانه می‌بینم
    بی تو، رنگهای این سرزمین مرا می‌آزارند
    بی تو، آهوان این صحرا گرگان هار من‌اند
    بی تو، کوه ها دیوان سیاه و زشت خفته‌اند
    بی تو، زمین قبرستان پلید و غبار آلودی است که مرا در خود به کینه می‌فشرد
    ابر، کفن سپیدی است که بر گور خاکی من گسترده‌اند
    وطناب گهواره ام را از دست مادرم ربوده‌اند و بر گردنم افکنده‌اند
    بی تو، دریا گرگی است که آهوی معصوم مرا می‌بلعد
    بی تو، پرندگان این سرزمین، سایه های وحشت‌اند و ابابیل بلایند
    بی تو، سپیده‌ی هر صبح لبخند نفرت بار دهان جنازه ای است
    بی تو، نسیم هر لحظه رنج های خفته را در سرم بیدار می‌کند
    بی تو، من با بهار می‌میرم
    بی تو، من در عطر یاس ها می‌گریم
    بی تو، من در شیره‌ی هر نبات رنج هنوز بودن را و جراحت روزهایی را که همچنان زنده خواهم ماند لمس می‌کنم.
    بی تو، من با هر برگ پائیزی می‌افتم. بی تو، من در چنگ طبیعت تنها می‌خشکم
    بی تو، من زندگی را، شوق را، بودن را، عشق را، زیبایی را، مهربانی پاک خداوندی را از یاد می‌برم
    بی تو، من در خلوت این صحرا، درغربت این سرزمین، در سکوت این آسمان، درتنهایی این بی کسی، نگهبان سکوتم، حاجب درگه نومیدی، راهب معبد خاموشی، سالک راه فراموشی ها، باغ پژمرده‌ی پامال زمستانم.
    درختان هر کدام خاطره‌ی رنجی، شبح هر صخره، ابلیسی، دیوی، غولی، گنگ و پرکینه فروخفته، کمین کرده مرا بر سر راه، باران زمزمه ی گریه در دل من،
    بوی پونه، پیک و پیغامی‌نه برای دل من، بوی خاک، تکرار دعوتی برای خفتن من،
    شاخه های غبار گرفته، باد خزانی خورده، پوک، همه تلخ ترین یادهای من، تلخ ترین یادگارهای من‌اند


  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    علاقه
    حکمت،هنر
    نوشته
    330
    حضور
    19 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    2232

    پاسخ




    انسان اول ایمان میاره،بعد خدا رو می بینه.
    وقتی نادیده ایمان میاره مومن به خداست،وقتی خدا رو می بینه عارف به خداست.

  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما ایمان به غیب




    نقل قول نوشته اصلی توسط zirabi نمایش پست ها
    حضرت علی می فرمایند که من خدا یی را که نبینم نمی پرستم.خدا هم در قرآن می فرماید مومن کسی است که ندیده مرا بپرستد.این دو فرمایش چگونه با هم سازگارند؟


    با سلام و تشکر از همۀ دوستان


    ایمان دارای مراتبی است؛ از پایین ترین درجه (تصدیق غیب، به زبان و قلب و در عمل) تا عالی ترین مرتبۀ آن که درک معرفت شهودی و احساس حضور دائمی است.

    چنانکه در روایتی آمده: «الإيمان معرفة بالقلب و اقرار باللّسان و عمل بالأركان»

    مؤمن در درجات پایینی ایمان، چنانکه در آیه شریفه ذکر شده (الذین یؤمنون بالغیب) بدون آنکه خود ببیند، تنها بر اساس شنیدن از پیغامبر صادق و کلام وحی، غیب را تصدیق می کند، اما در مراتب عالیۀ ایمان، مؤمن عارف، به مقامی از درک و شهود می رسد که همچون مولای متقیان علی (ع)، حقیقت را به چشم قلبی و در باطن امر، بوضوح می بیند.

    لذا وقتی از حضرت امیر سؤال کردند که آیا خدا را دیده ای؟ حضرت در اوج مرتبۀ ایمان، می فرماید: خدائی را که (به چشم باطن و قلبی) نبینم عبادت نمی کنم، و این نشان از اوج ایمان و عرفان حضرت (ع) است.

    موفق باشید ...


    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۸۹/۰۱/۲۸ در ساعت ۱۳:۵۸ دلیل: فونت
    حضرت علی: من خدایی را که نبینم نمی پرستم

  21. صلوات ها 6


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 17
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۹, ۰۹:۴۴
  2. تو میایی ای پسر فاطمه
    توسط safareeshghe در انجمن مهدویت و آخرالزمان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۰, ۱۹:۴۷
  3. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۰۸, ۲۱:۴۲
  4. مقایسه ؛ بلایی خانمان سوز یا سکویی برای پرش؟؟؟؟؟
    توسط راهی در انجمن مهارت های زندگی
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۱۹, ۲۲:۰۲

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود