صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: "توکل بر خدا " و " امید به خدا"

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    57
    حضور
    3 روز 7 ساعت نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    233

    راهنما "توکل بر خدا " و " امید به خدا"




    سلام
    معنی و مفهوم و چگونگی کاربرد "توکل بر خدا " و " امید به خدا" ؟

    خیلی مواقع خوش خیالی به حساب امید به خدا گذاشته میشه؟ و خیلی وقتا تمییز دادنش سخته؟ چطور باید به خدا توکل کرد؟ کجا باید توکل کرد؟ چرا باید توکل کرد؟ اگه در نهایت مشکلی پیش اومد باید پای خودمون گذاشته بشه یا نه صلاح نبوده؟ و ...

    امید به خدا حدی داره؟ وقتی امید به خدا منجر به ناامیدی میشه چطور باید توجیه کرد؟ ...

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,511
    حضور
    174 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58280



    با نام و یاد دوست





    "توکل بر خدا " و " امید به خدا"








    کارشناس بحث: استاد سینا


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    2,182
    حضور
    17 روز 13 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15131



    همانطور که می دانید یکی از ارزش های اخلاقی توکل می باشد که دارا بودن این ویژگی در زندگی دارای آثار بسیار فراوان می باشد.توکل داشتن به معنی سپردن نتیجه ی امور به دست خدا واعتماد بر لطف خداست.البته باید توجه کرد که توکل بعد از انجام وظیفه است و نمی توان توکل را جانشینی برای وظایف دانست چرا که قانون وسنت الهی بر این امر قرار گرفته است که انسان به اندازه ی سعی و تلاش خود ،بهره می برد.

    با توکل کردن می توان به ارامش قلبی رسید وقلبی که توکل را در خود جای دهد احساس بی نیاز ی از ما سوی الله می کند ودر عین حال با عزت وسربلندی در بین مردم زندگی می کند.

    امام صادق عليه السلام مى‏ فرمايند: «انَّ الْغِنَى وَ الْعِزَّ يَجُولَانِ فَاذَا ظَفَرَا بِمَوْضِعِ التَّوَكُّلِ اوْطَنَاهُ؛
    توانگرى و عزّت پيوسته در حركتند هنگامى كه به محلّ توكّل برسند آنجا را وطن خود انتخاب مى‏ كنند». «1»

    بحث توکل بحثی بسیار ظریف و دقیق است چرا که از یک طرف انسان ممکن است توجه به اسباب مادی نماید و بر آنها اعتماد کند که این خود نوعی شرک محسوب می شود واز طرفی ممکن است همه ی کارها را به خدا بسپارد واز اسباب بهره ای نبرد که در این صورت سنت خداوند زیر سوال می رود بنابراین با توکل می توان حالت میانه را رعایت کرد به گونه ای که نه دست از اسباب کشید و نه بر انها به طور مستقل اعتماد نمود .توکل زمانی معنا دارد که انسان تمام تلاش خویش را در جهت رسیدن به اهدافش بکار برده باشد و از نیروهای مادی به نحو احسن استفاده کرده باشد ودر ادامه با سپردن نتیجه ی کار به خداوند به ارامش برسد در واقع رجا و امیدواری نتیجه ی توکل است و از آثاری است که مترتب بر توکل می باشد.

    در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‏ خوانيم از جبرئيل سؤال فرمود: «مَا التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛ توكّل بر خداوند بزرگ چيست؟» عرض كرد: «الْعِلْمُ بِانَّ الَمخْلُوقَ لَايَضُرُّ وَ لَايَنْفَعُ وَ لَايُعْطِى وَ لَايَمْنَعُ وَ اسْتِعْمَالُ الْيَأْسِ مِنَ الْخَلْقِ؛
    حقيقت توكّل علم و آگاهى به اين است كه مخلوق نمى ‏تواند زيانى برساند و نه سودى، و نه چيزى ببخشد، و نه از او بازدارد، و (ديگر) به كار بستن يأس از خلق است (يعنى همه چيز را از سوى خدا و به اذن و فرمان او بداند)».
    سپس فرمود: «فَاذَا كَانَ الْعَبْدُ كَذَلِكَ لَمْ يَعْمَلْ لِاحَدٍ سِوَى اللَّهِ وَ لَمْ يَرْجَ وَ لَمْ يَخَفْ سِوَى‏اللَّهِ، وَ لَمْ يَطْمَعْ فِى احَدٍ سِوَى اللَّهِ، فَهَذَا هُوَ التَّوَكُّلُ؛ هنگامى كه بنده خدا چنين باشد، جز براى خدا عملى انجام نمى ‏دهد و اميد و ترسى جز به خدا ندارد، و به هيچ كس جز خدا دل نمى‏ بندد، اين است حقيقت توكّل»! «2»

    بى اعتنايى به عالم اسباب نه تنها توكّل نيست بلكه به معنى بى اعتنايى به سنّت‏هاى الهى است، و اين با روح توكّل سازگار نيست.
    توکل کردن بر خدا وند باعث می شود که به اصطلاح انسان پشتش به نیروی محکمی گرم باشد و همین امر باعث می شود اعتماد به نفس انسان بالا رودوالبته امید انسان نیز بیشتر می شود.
    هرچه که توحید افعالی یعنی موثر دانستن خداوند در پهنه ی هستی «لَامُؤَثِّرَ فِى الْوُجُودِ الَّا اللَّه» در وجود انسان پر رنگ تر شود توکل انسان نیز به همان نسبت افزوده می شود در واقع توکل میوه ی توحید افعالی است.

    امام علی علیه السلام مى ‏فرمايند: «اقْوَى النَّاسُ ايِمَاناً اكْثَرُهُمْ تَوَكُّلًا عَلَى اللَّهِ سُبْحَانَهُ؛ آن كس كه ايمانش قوى‏ تر است توكّلش بر خداوند سبحان بيشتر خواهد بود»! «3»

    برای توکل درجات و مراتب متفاوتی وجود دارد که هر کس متناسب با ایمان خود از درجه ای و مرتبه ای خاص بهرمند است.


    (1)بحارالانوار ج 68 ص126

    (2)بحارالانوار ج 68 ص138 حدیث 23

    (3)غررالحکم حدیث 3150

    ویرایش توسط سینا : ۱۳۹۳/۰۵/۲۹ در ساعت ۲۱:۵۱

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    الکترونیک . کامپیوتر . طراحی صنعتی
    نوشته
    433
    حضور
    16 روز 16 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    7
    صلوات
    1262



    نقل قول نوشته اصلی توسط FTN نمایش پست ها
    سلام
    معنی و مفهوم و چگونگی کاربرد "توکل بر خدا " و " امید به خدا" ؟

    خیلی مواقع خوش خیالی به حساب امید به خدا گذاشته میشه؟ و خیلی وقتا تمییز دادنش سخته؟ چطور باید به خدا توکل کرد؟ کجا باید توکل کرد؟ چرا باید توکل کرد؟ اگه در نهایت مشکلی پیش اومد باید پای خودمون گذاشته بشه یا نه صلاح نبوده؟ و ...

    امید به خدا حدی داره؟ وقتی امید به خدا منجر به ناامیدی میشه چطور باید توجیه کرد؟ ...

    سلام ...
    یکی از بزرگترین تجربه های زندگی من این بوده که در درون زندگی توکل نکنم ... تنها مزیت و حسن توکل این هستش که شخص آرامش خیال میگیره و کسی که آرامش خیال داره و خونسردیش رو حفظ میکنه بهتر و سریعتر میتونه از مغزش استفاده کنه ... خوب این جنبه خوبه توکل هست ... و اما جنبه بد توکل اینه که مثله یه قرص آرام کننده میمونه و مشگل انسان رو حل نمیکنه ... به بیان دیگر توکل تنها صورت مساله رو پاک میکنه ...

    1- الان قدرتمند ترین کشورهای دنیا ... و قدرتمند ترین انسانها ... کسانی هستند که حقیقت گرا و واقعیت گرا هستند ... مساله رو همونجوری که اتفاق میوفته میبینندش ... و سعی میکنند مساله رو از مسیرش حل کنند ...
    2- فرض کنین اگر اینجوری بود و این مسیرها جواب میداد جناب اوباما همیشه یه تسبیح تو دستش بود و داشت صلوات میفرستاد ... یا مثلا جناب مسی وسط زمین فوتبال تسبیحش رو در میاورد و شروع میکرد صلوات فرستادن ...

    من علم روانشناسی رو خیلی دوست دارم ... و خیلی خیلی دوست دارم که مشگلات رو قبل از اینکه اتفاق بیوفتن شناسایی کنم و زمانی که اتفاق افتادند نسبت بهش بی تفاوت نباشم ... یک نوع افسردگی هست که از اون با عنوان افسردگی میان سالی یاد میشه و آدمهای زیادی بابته این نوع افسردگی خودکشی میکنن و معمولا تمام کسانی که بابته بحران میانسالی خودکشی کردن ... از دنیا رفتن ... و اما بحران میان سالی چجوری شکل میگیره ...

    وقتی انسانها به سن 43 تا 47 میرسن ... فرصتهاشون رو از دست میدند ... دیگه قدرتی ندارند ... نمیتونند خودشون رو تغییر بدند ... و وقتی میبیند که مسیر رو اشتباه اومدن و قدرت تغییر دادن خودشون رو ندارند ... در اینصورت با بحران میان سالی روبرو میشند ... به نظره منی یکی از دلایلی که آدمها به چنین جایی میرسند این هستش که میگن ... بی خیال ... هر چی خدا بخواد ... و از این جور کارها ...

    به نظره من انسان باید 6 دنگ حواسش جمع باشه و نسبت به همه چیز حساس باشه ... فرصتهاش رو از دست نده ... و خودش رو آنچنان که میخواد تغییر بده تا هیچ وقت افسوس گذشته رو نخوره ....

  9. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    علاقه
    پژوهش در راه دین
    نوشته
    218
    حضور
    11 روز 21 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    1351



    نقل قول نوشته اصلی توسط الهه خشم نمایش پست ها
    سلام ...
    یکی از بزرگترین تجربه های زندگی من این بوده که در درون زندگی توکل نکنم ... تنها مزیت و حسن توکل این هستش که شخص آرامش خیال میگیره و کسی که آرامش خیال داره و خونسردیش رو حفظ میکنه بهتر و سریعتر میتونه از مغزش استفاده کنه ... خوب این جنبه خوبه توکل هست ... و اما جنبه بد توکل اینه که مثله یه قرص آرام کننده میمونه و مشگل انسان رو حل نمیکنه ... به بیان دیگر توکل تنها صورت مساله رو پاک میکنه ...

    1- الان قدرتمند ترین کشورهای دنیا ... و قدرتمند ترین انسانها ... کسانی هستند که حقیقت گرا و واقعیت گرا هستند ... مساله رو همونجوری که اتفاق میوفته میبینندش ... و سعی میکنند مساله رو از مسیرش حل کنند ...
    2- فرض کنین اگر اینجوری بود و این مسیرها جواب میداد جناب اوباما همیشه یه تسبیح تو دستش بود و داشت صلوات میفرستاد ... یا مثلا جناب مسی وسط زمین فوتبال تسبیحش رو در میاورد و شروع میکرد صلوات فرستادن ...

    من علم روانشناسی رو خیلی دوست دارم ... و خیلی خیلی دوست دارم که مشگلات رو قبل از اینکه اتفاق بیوفتن شناسایی کنم و زمانی که اتفاق افتادند نسبت بهش بی تفاوت نباشم ... یک نوع افسردگی هست که از اون با عنوان افسردگی میان سالی یاد میشه و آدمهای زیادی بابته این نوع افسردگی خودکشی میکنن و معمولا تمام کسانی که بابته بحران میانسالی خودکشی کردن ... از دنیا رفتن ... و اما بحران میان سالی چجوری شکل میگیره ...

    وقتی انسانها به سن 43 تا 47 میرسن ... فرصتهاشون رو از دست میدند ... دیگه قدرتی ندارند ... نمیتونند خودشون رو تغییر بدند ... و وقتی میبیند که مسیر رو اشتباه اومدن و قدرت تغییر دادن خودشون رو ندارند ... در اینصورت با بحران میان سالی روبرو میشند ... به نظره منی یکی از دلایلی که آدمها به چنین جایی میرسند این هستش که میگن ... بی خیال ... هر چی خدا بخواد ... و از این جور کارها ...

    به نظره من انسان باید 6 دنگ حواسش جمع باشه و نسبت به همه چیز حساس باشه ... فرصتهاش رو از دست نده ... و خودش رو آنچنان که میخواد تغییر بده تا هیچ وقت افسوس گذشته رو نخوره ....
    سلام علیکم و رحمة الله.
    جناب الهه خشم گمان کنم شما تعریف اشتباهی از توکل در ذهن دارید.این که شما گفتید اصلا توکل نیست.

    یکی از بزرگترین تجربه های زندگی من این بوده که در درون زندگی توکل نکنم ... تنها مزیت و حسن توکل این هستش که شخص آرامش خیال میگیره و کسی که آرامش خیال داره و خونسردیش رو حفظ میکنه بهتر و سریعتر میتونه از مغزش استفاده کنه ... خوب این جنبه خوبه توکل هست ... و اما جنبه بد توکل اینه که مثله یه قرص آرام کننده میمونه و مشگل انسان رو حل نمیکنه ... به بیان دیگر توکل تنها صورت مساله رو پاک میکنه ...
    امام رضا (علیه السلام) میفرمایند: توكل داراى مراتب و درجاتى است.
    تعریف توکل و تقوای الهی از زبان حضرت رضا


    یك رتبه از آن، این است كه: در تمام كارهایت به خدا اعتماد كنى، در آنچه كه نسبت به تو انجام داده و به هر چه با تو كرده خشنود باشى و بدانى كه از خیرخواهى در حق تو كوتاهى نكرده است و بدانى كه صلاح و حكم در این زمینه از آن اوست و با سپردن امور بر او توكل مى‌نمایى.
    رتبه دیگر توكل، ایمان به امور غیبى است كه علم تو بدان راه ندارد و علم آن را به وى و به امینان وى مى‌سپارى و در آنها و جز آنها به او توكل مى‌نمایى.(مستدرك الوسایل، جلد 2، ص 144.)


    تعریفی که شما از توکل دارید فقط یک مسکنه نه چیزی بیشتر و در آخر هم گفتید که مشکل آدم رو حل نمیکنه.وبه تعبیر بعدی فرمودید فقط صورت مساله رو پاک میکنه.
    یک سوال:وقتی شما یک وکیل میگیری چه انتظاری از اون دارید؟
    آیا انتظاری که از یک وکیل دارید اینه که بدون هیچ مدرک و دلیل و بدون هیچ دردسری کار شما رو حل کنه؟
    یا اینکه باید کار رو روی حساب و عمل دقیق پیگیری کنه و نتیجه ای که هم بر اساس اعتدال باشه و هم حق به شما اعلام کنه؟
    این بحث آرامشی که شما گفتید همینجا پایان میگیره.کجا؟
    شما وقتی یک وکیل خوبی داشته باشید به خاطر داشتن اون وکیل آرام میشید و این همون تعریف شماست.
    اما قسمت دومش چی میشه؟یعنی این وکیل فقط و فقط برای آرامش شماست؟یا این که کاری هم برای شما انجام میده؟خب جواب واضحه که اون وکیل تلاش خودش رو میکنه.

    1- الان قدرتمند ترین کشورهای دنیا ... و قدرتمند ترین انسانها ... کسانی هستند که حقیقت گرا و واقعیت گرا هستند ... مساله رو همونجوری که اتفاق میوفته میبینندش ... و سعی میکنند مساله رو از مسیرش حل کنند ...
    2- فرض کنین اگر اینجوری بود و این مسیرها جواب میداد جناب اوباما همیشه یه تسبیح تو دستش بود و داشت صلوات میفرستاد ... یا مثلا جناب مسی وسط زمین فوتبال تسبیحش رو در میاورد و شروع میکرد صلوات فرستادن ...
    1 -
    من نمیدونم تعریف شما از قدرت چیه!!!
    و تعریف شما از قرآن چیه.مگر قرآن نمیگه الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ؟
    پس اگر قرار باشه شما فقط حقیقت گرا باشید که میشید قوم نوح که فقط میگفت ما چیزی که میبینم حقیقته و باورش داریم.
    نخیر دین یعنی اعتقاد به حقیقت و اعتماد به عالم غیب.همچنین مگر در توکل سعی نمیشه مسئله از مسیرش حل بشه؟بله سعی میشه اما با یک وکیل نامحدود این تلاش انجام میشه.در واقع در توکل:
    - حقیقت رو میبینن و میپذیرند چرا که حقیقت رو در صلاح کار خودشون پیدا میکنن نه در ضرر.
    - مسئله رو همونجور که اتفاق افتاده میبینن و چیز جدیدی رو از اون ارائه نمیدن!
    - مسئله رو از مسیرش حل میکنن و دنبال صحیح ترین و علمی ترین و حتی عملی ترین راه حل هستند!
    پس توکل چیه؟
    توکل یعنی در این مسیر به قدرتی مافوق قدرت اعتماد دارن که صلاح کار افراد رو میخواد و به وکیلی نا متنهاهی از هر نظر.
    در واقع در توکل چیزی از واقعیات کم نمیشه بلکه یه چیز به اون اضافه میشه.

    2 -
    آقای اوباما و جناب مسی که شما مثال زدین هم در دین خودشون همین موضوع رو دارن.ولی با این تفاوت که کار خودشون رو مینویسن و در شکاف یک دیوار قرار میدن که الان اسمش رو حضور ذهن ندارم.
    عکس نمونه ای از آقای میت رامنی رو در اینجا ببینید و طرز توکل و عبادات این آقایون رو هم مشاهده فرمایید.
    البته به این توجه کنید دین ما اسلامه.
    اما چطور شما تسبیح رو با توکل مقایسه کردید؟
    توکل کجاش یعنی گرفتن تسبیح به دست و صلوات؟
    اول یک تعریف از توکل داشته باشید تا بعد ...
    در حدیثی پیامبر اکرم(ص) از جبرئیل(ع) می پرسد:توکل بر خداوند بزرگ چیست؟عرض کرد:آگاهی از این که مخلوق نمی تواند سود و زیانی برساند و یا چیزی ببخشد و یا مانع بخشیدن شود و نیز مأیوس شدن از خلق (و امیدواری به خدا).
    توکل یعنی این.نه گرفتن تسبیح یا خواندن نماز وسط زمین فوتبال.
    توکل یعنی این که شما قبول داشته باشید که : لاحول و لا قوة الا بالله العلى العظيم هیچ قدرتی جز قدرت خداوند اصلا وجود نداره که بخواین بهش اتکا کنید.چیزی که یهود نفهمید

    من علم روانشناسی رو خیلی دوست دارم ... و خیلی خیلی دوست دارم که مشگلات رو قبل از اینکه اتفاق بیوفتن شناسایی کنم و زمانی که اتفاق افتادند نسبت بهش بی تفاوت نباشم ... یک نوع افسردگی هست که از اون با عنوان افسردگی میان سالی یاد میشه و آدمهای زیادی بابته این نوع افسردگی خودکشی میکنن و معمولا تمام کسانی که بابته بحران میانسالی خودکشی کردن ... از دنیا رفتن ... و اما بحران میان سالی چجوری شکل میگیره ...


    وقتی انسانها به سن 43 تا 47 میرسن ... فرصتهاشون رو از دست میدند ... دیگه قدرتی ندارند ... نمیتونند خودشون رو تغییر بدند ... و وقتی میبیند که مسیر رو اشتباه اومدن و قدرت تغییر دادن خودشون رو ندارند ... در اینصورت با بحران میان سالی روبرو میشند ... به نظره منی یکی از دلایلی که آدمها به چنین جایی میرسند این هستش که میگن ... بی خیال ... هر چی خدا بخواد ... و از این جور کارها ...


    به نظره من انسان باید 6 دنگ حواسش جمع باشه و نسبت به همه چیز حساس باشه ... فرصتهاش رو از دست نده ... و خودش رو آنچنان که میخواد تغییر بده تا هیچ وقت افسوس گذشته رو نخوره ....
    من کاری به علم روان شناسی ندارم اما پیشگیری از هر چیزی بهتر از اینه که بعد از وقوعش درستش کنید.پیشگیری بهتر از درمان است و اصلا راهی معقوله.
    وزمانی هم که اتفاق بیفته با بهترین ابزار باید تلاش برای رفع مشکلات کرد.
    اما توکل یعنی این که شما بدونی اون چیزی که شما داری ازش پیشگیری میکنی وقوعش دست خداست.
    و زمانی هم که اتفاق افتاد و شما داری درمان میکنی رفعش دست خداست.
    توکل یعنی اعتماد به خداوند متعال.
    به مثال خوبی اشاره کردید و خود شما هم دارید میگید وقتی افراد فرصت هاشون رو از دست دادن ونمیتونن خودشون رو تغییر بدن و میبینن مسیر رو اشتباه اومدن دچار این عارضه میشن اما سوال اینجاست که باز چطور این رو ربط دادید به توکل؟
    دوم این که شما میگید فرد دچار به این بیماری میفهمه که اشتباه کرده وزمان رو از دست داده.اول یه آمار از همین بیماری در ایران و سایر کشورهای به قول کذایی قدرتمند بگیرید.اما بعد.مگه امام علی (علیه السلام) نفرمودند:
    دیروزت از دست رفت و به فردایت یقین نیست و امروزت غنیمت است پس این فرصت به دست آمده را دریاب.
    یا:
    فرصت ،زود می رود و دیر باز می گردد
    کشور های بسیار قدرتمند تازه فهمیدن ای بابا life now (شاید جمله رو اشتباه بیان کنم) زندگی همین الانه بقیشو ول کن.پس الان مقصر کیه؟توکل باعث اون بیماری شده؟یا بی قید بودن و بی برنامه بودن؟

    توکل معنای دیگه ای داره.همین جوری نمیشه نظر داد.توکل این نیست که تلاش نکنی وبگی خدا درست میکنه.خب این که توکل نیست!!!
    توکل یعنی تلاش همراه اعتماد به خداوند.

    رسول اكرم صلى الله عليه و آله گروهى را كه كشت و كار نمى كردند، ديدند و فرمودند: شما چه كاره ايد؟ عرض كردند ما توكل كنندگانيم. فرمودند: نه، شما سر باريد.(مستدرك الوسائل ج 11 ، ص 217، ح 12789)

    توکل به معنی از دست دادن وقت نیست بلکه به معنی استفاده ی صحیح از وقت همراه با تلاش و استفاده از حواس پنجگانه در حل اموره اما با اعتماد به این که : لاحول و لا قوة الا بالله العلى العظيم
    واین که اگر کارت حل نشد صلاح رو در حل شدن ببینی نه یاس رو و باز هم تلاش کنی اون چیزی که صلاح کار تو باشه برای تو فراهم خواهد شد.
    امام صادق (علیه السلام):
    خوش گمانى به خدا اين است كه جز به خدا اميد نداشته باشى و جز از گناهت نترسى.(کافی(ط-الاسلامیه) ج 2 ، ص 72 ، ح 4)



    خیلی مواقع خوش خیالی به حساب امید به خدا گذاشته میشه؟ و خیلی وقتا تمییز دادنش سخته؟ چطور باید به خدا توکل کرد؟ کجا باید توکل کرد؟ چرا باید توکل کرد؟ اگه در نهایت مشکلی پیش اومد باید پای خودمون گذاشته بشه یا نه صلاح نبوده؟
    امید به خدا حدی داره؟ وقتی امید به خدا منجر به ناامیدی میشه چطور باید توجیه کرد؟
    جناب ftn سلام خدا بر شما.
    اول توضیحاتی که در بالا گفتم رو لطفا مطالعه بفرمایید.
    اما بعد بعضی مواقع ما توهم خوشخیالی داریم.یعنی اینکه توهم داریم اگر الان توکل کردم 5 دقیقه دیگه کارم ردیفه.در صورتی که این نه امیده و نه توکل.
    نباید خوشخیال بود بلکه توکل یعنی سپردن نتایج امور به خداوند و تقاضای اینکه آنچیزی که به صلاح شماست به شما داده شود.انشا الله
    توکل به خدا در هر حالی باید باشه.کجا نداریم ولی متاسفانه با معیار های غلط ما فکر میکنیم باید در مواقعی که کار ضروری داریم توکل همون موقع باید باشه.
    مثلا میخوایم بریم پیش فلانی از روی زبان میگیم خدایا به امید تو میریم میبینیم کاسه کوزه به هم میریزه از توکل مایوس میشیم.
    خب توکل یعنی چی؟
    یعنی :
    امام رضا (علیه السلام):
    حد توکل چیست؟ حضرت فرمودند: اینکه با وجود خدا از هیچ کس نترسی(امالی(صدوق) ص 240 ، ح 8)
    نباید شما بگی خب میخوام برم پیش فلانی برای کار خب توکل به خدا نه.شما بدون ترس باید زبان دل و اعضای بدن رو موکل خداوند قرار بدی و وقتی گفتی توکل بر خدا هیچ چیزی جز خداوند رو نبینی و اگر کار جور نشد پای توکل نزاری به پای صلاح خودت بزاری.
    البته توکل بحث طولانی تری داره .
    امید به خدا حدش اینه که شما تلاش خودت رو کنی با اعتماد به خداوند.
    اگر امید شما با شناخت باشه به هیچ وجه منجر به نا امیدی نمیشه چرا که اگر در کاری شکست بخورید اونو پای این که خداوند نخواست و کمک نکرد نمیزارید بلکه به پای این میزارید که خیر شما در اون کار نبوده
    امیدوارم متوجه شده باشید چون بحث توکل طوریه که باید خیلی از موضوعات دیگه هم در اون گفه بشه.
    موید و در پناه حق باشید ان شا الله.
    دانلود مجموعه پادکست های مذهبی ظهور
    آقایم مرا ببخش که هربار عهد بستم نتوانستم به آن پایبند باشم.به خودت سوگند اگر این بیت:
    گر صد بار توبه شکستی باز آی
    نبود،تابحال مرده بودم.
    *************************
    «الهم عجل لولیک الفرج»

  10. صلوات ها 3


  11. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    596
    حضور
    9 روز 17 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    9
    صلوات
    1754



    نقل قول نوشته اصلی توسط FTN نمایش پست ها
    سلام
    معنی و مفهوم و چگونگی کاربرد "توکل بر خدا " و " امید به خدا" ؟

    خیلی مواقع خوش خیالی به حساب امید به خدا گذاشته میشه؟ و خیلی وقتا تمییز دادنش سخته؟ چطور باید به خدا توکل کرد؟ کجا باید توکل کرد؟ چرا باید توکل کرد؟ اگه در نهایت مشکلی پیش اومد باید پای خودمون گذاشته بشه یا نه صلاح نبوده؟ و ...

    امید به خدا حدی داره؟ وقتی امید به خدا منجر به ناامیدی میشه چطور باید توجیه کرد؟ ...
    سلام

    بنظر بنده "توکل بر خدا" یعنی انسان مقدمات کاری رو انجام بده و با توکل بر خدا شروع به کنه و "امید به خدا" اینه که انسان در طول مسیر، دلش به جایی بند باشد که ان شاءالله آن کار محقق خواهد شد...

  12. صلوات ها 2


  13. #7



    توكّل


    يكي از مفاهيم عام در اخلاق اسلامي كه ناظر به صفتي نفساني و بيانگر رابطه اي خاص ميان انسان وخداوند است، مفهوم «توكّل» مي باشد. در اين مختصر اين مفهوم را از جهت منزلت و

    جايگاه آن، ماهيت و درجاتش و نسبت آن با سعي و كوشش مورد مطالعه قرار مي دهيم.

    يك) ماهيت توكّل: عالمان اخلاق در باب ماهيت آن گفته اند: توكل يعني اعتماد و اطمينان قلبي انسان به خداوند در همه‌ امور خويش و بيزاري از هر قدرتي غير از او. البته تحقق اين حالت در

    انسان متوقف است بر ايمان و يقين و قوّت قلب نسبت به اين كه هيچ قوّت و قدرتي جدا از خداوند در كار عالم و آدم اثر گذار نمي باشد و همه علل و اسباب مقهور قدرت الهي اند و تحت اراده او

    عمل مي كنند، كه خود در واقع مرتبه اي از مراتب توحيد است. بنابراين ريشه و اساس «توكّل»، توحيد است و جز با حصول توحيد شكل نمي گيرد.
    [1]از اين رو است كه خداوند اذن انتساب

    امور به اسباب و علل آنها و منتسب كردن كارها به فاعلشان را داده و به نوعي علل و فاعل ها را مسلّط بر حوادث و كارها كرده است؛ هر چند اين سلطه اصيل نبوده و اسباب و علل طبيعي و

    فاعل هاي انساني، استقلالي در تأثيرگذاري ندارند و فقط خداوند است كه سبب مستقل و برتر از همه اسباب است. بنابراين انسان رشيد هنگامي كه اراده انجام كاري را نمود و ابزار و اسباب عادّي

    آن را نيز فراهم كرد، مي داند كه تنها سبب مستقل در تدبير امور خداوند است و هيچ گونه اصالت و استقلالي براي خود و اسباب و عللي كه به كار مي گيرد، قائل نيست؛ پس بر خداوند توكل مي

    كند. بنابراين، توكل به معناي نفي انتساب امور به انسان يا اسباب و علل طبيعي و ارجاع اصالت و استقلال به خداوند است.
    [2]

    دو) درجات توكّل: برخي از عالمان اخلاق براي توكل به خداوند درجات سه گانه اي قائل شده اند كه گزارش مختصر آنها به قرار زير است:

    اولين درجه توكّل به خداوند آن است كه اعتماد و اطمينان انسان به او، همانند اعتمادش به وكيلي باشد كه براي انجام كارهايش برمي گزيند. در واقع اين پايين ترين درجه توكل است و به آساني

    قابل دستيابي است و مدت زيادي هم مستمر مي ماند و با اختيار و تدبير انسان هم منافاتي ندارد.

    دردومين درجه توكّل، انسان از اصل توكّل غافل و در وكيل خود يعني خداوند فاني است؛‌بر خلاف نوع اول كه توجه فرد بيشتر به رابطه قراردادي وكالت است. اين درجه از توكل كمتر تحقق پيدا

    مي كند و زودتر از بين مي رود و حداكثر يكي دو روز بيشتر دوام ندارد، و تنها براي افراد خاصي حاصل مي گردد. شخص در اين حالت عمده تلاش خود را صرف گريه، درخواست و دعا به

    درگاه خداوند مي نمايد.

    عالي ترين درجه توكّل آن است كه انسان همه حركات و سكنات خويش را به دست خداوند بيند. تفاوت اين نوع از توكل با نوع دوم در اين است كه در اين جا شخص حتي التماس و درخواست و

    تضرّع و دعا را هم رها مي كند و باور دارد كه خداوند امور را به حكمت خويش تدبير مي كند، اگرچه او هم التماس و درخواست نكند. نمونه‌ واقعي اين نوع توكل، اتكال حضرت ابراهيم ـ عليه

    السلام ـ است؛ زيرا هنگامي كه نمروديان او را در منجيق نهاده تا در آتش اندازند، فرشته الهي به او يادآوري مي كند كه از خداوند درخواست ياري ونجات نمايد، ولي او در پاسخ مي گويد:

    «اطلاع خداوند ازحال من، مرا بي نياز از درخواست (نجات) از او مي كند».
    [3]

    البته اين نوع بسيار نادر الوقوع است و جز براي صديقين حاصل نمي شود و در صورت وقوع هم به زودي از بين مي رود و چند لحظه بيشتر دوام نمي يابد.
    [4]

    از منظر ي ديگر مردم در توكل به خداوند درجات يكساني ندارند و هر يك به ميزان توكل خويش در توسّل به اسباب و علل در رسيدن به مقاصد خويش عمل كنند. خداوند با كساني كه به كلي

    اعتماد خويش را از اسباب و علل طبيعي قطع كرده اند، به تناسب اين اعتماد با آنان رفتار خواهد نمود. چنان كه امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: «خداوند ابا دارد از اين كه روزيِ مؤمنان را جز

    از راهي كه گمان ندارند، فراهم نمايد»
    [5] اين رفتار خداوند به مؤمناني اختصاص دارد كه درجات عالي توكل را دارند؛ ولي كساني كه به اين درجه از توكل راه نيافته اند و اعتماد آنان به

    اسباب و علل در كنار اعتماد به خداوند باقي است، خداوند نيز از مجاري اسباب و علل نيازهاي آنان را رفع خواهد نمود.
    [6]

    سه) ارزش توكّل: قرآن كريم ده ها بار به صراحت و كنايت انسان ها و به ويژه مؤمنان را به توكل به خداوند فرا خوانده است و در برابر اين اعتماد و اطمينان بندگان، وعده خداوند مبني بر كفايت

    امور آنان را اعلام مي دارد. از جمله در قرآن آمده است:

    « وَ عَلَي اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ »
    «و مؤمنان بايد تنها بر خدا توكل كنند.»
    [7]
    «ان الله يحب المتوكلين؛ خداوند توكّل كنندگان را دوست مي دارد.»
    [8]

    همچنين براي اطمينان بخشي نسبت به سرانجام توكّل و اعتماد به پروردگار مي فرمايد:
    « و من يتوكل علي الله فهو حسبه »
    «و هر كس بر خدا اعتماد كند، او براي وي بس است.»
    [9]

    احاديث نبوي ـ صلّي الله عليه و آله ـ و سخنان اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ سرشار از عباراتي است كه منزلت توكل و فضيلت آن را بيان مي كنند. از باب نمونه سخن امام صادق ـ عليه السّلام ـ را نقل مي كنيم كه فرموده است:

    به درستي كه بي نيازي و عزت در حال گردش اند و هنگامي كه به جايگاه توكّل گذر كنند، آن جا را وطن خود مي گزينند.
    [10]

    چهار) تلاش و توكل: اگر چه با دقت در ماهيت توكّل روشن مي گردد كه توكّل منافاتي با سعي و تلاش و استفاده از ابزار و اسباب ندارد، گاهي شبهه اي پديد مي آيد كه اشاره به آن مفيد است.

    انسان نسبت به اموري كه اسباب و علل آن خارج از اراده او است، چاره اي جز توكّل ندارد؛ ولي نسبت به حوادثي كه ايجاد اسباب و علل آن در توان او است،در عين حال كه به موجب توكّل

    براي ابزار و اسباب، تأثير مستقل قائل نيست، ولي وظيفه دارد كه براي فراهم آوردن آنها بكوشد و آنچه را به سببيّت آن يقين يا گمان دارد، به كار گيرد و در اين جهت از تعقّل و انديشه خويش

    بهره برد. زيرا سنّت خداوند بر اين قرار گرفته است كه امور عالم با اسباب و علل خاص خود پيش رود. بر همين اساس فرموده است كه هنگام جنگ با شيوه اي خاص و با اسلحه نماز

    بخوانيد،
    [11]« وَ إِذا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلوةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا... » و توان و قدرت دفاعي براي خود آماده كنيد.[12] « وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا

    اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ...»
    به موسي ـ عليه السّلام ـ دستور داد كه بندگان مرا شبانه و به دور از چشم فرعونيان از شهر بيرون ببر[13]« فَأَسْرِ بِعِبادِي لَيْلاً إِنَّكُمْ مُتَّبَعُونَ». پيامبر هنگامي كه مردي

    اعرابي را ديد كه به بهانه توكّل بر خداوند، شترش را در بيابان رها نموده، فرمود:‌ اعقلها و توكّل؛
    [14]«شتر را ببند و توكّل برخداوند نما».

    [1] . بر همين اساس برخي از عالمان اخلاق، توحيد و توكّل را در كنار هم مطرح كرده اند، (ر.ك: فيض كاشاني، محسن: پيشين، جلد 7، ص 377).
    [2] . ر.ك: علامه طباطبايي، الميزان، ج 11، ص 216 و 217.
    [3] . ر.ك: تفسير قمي، ج 2، ص 73.
    [4] . ر.ك: فيض كاشاني: پيشين، ج 7، ص 408 ـ 409؛ نراقي: پيشين، ج 3، ص 223 ـ 225.
    [5] . كليني: كافي، ج 5، ص 83، ح 1؛ ابن شعبة حراني: پيشين، ص 60؛ شيخ طوسي: امالي، ص 300، ح 593.
    [6] . ر.ك: نراقي، محمدمهدي، پيشين، ج 3، ص 229 ـ 230.
    [7] . آل عمران، آيه 122 و 160، مائده، آيه 12 و 26، توبه، 52، ابراهيم، 11، مجادله، 10، و تغابن، 13.
    [8] . سوره آل عمران، آيه 159.
    [9] . سوره طلاق، آيه 3.
    [10] . كليني: كافي، ج 2، ص 65، ح 3.
    [11] . سوره نساء، آيه 101.
    [12] . سوره انفال، آيه 60.
    [13] . سوره دخان، آيه 23.
    [14] . طوسي: امالي، ص 193، ح 329.



  14. صلوات ها 4


  15. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    2,182
    حضور
    17 روز 13 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15131



    نقل قول نوشته اصلی توسط الهه خشم نمایش پست ها
    سلام ...
    یکی از بزرگترین تجربه های زندگی من این بوده که در درون زندگی توکل نکنم ... تنها مزیت و حسن توکل این هستش که شخص آرامش خیال میگیره و کسی که آرامش خیال داره و خونسردیش رو حفظ میکنه بهتر و سریعتر میتونه از مغزش استفاده کنه ... خوب این جنبه خوبه توکل هست ... و اما جنبه بد توکل اینه که مثله یه قرص آرام کننده میمونه و مشگل انسان رو حل نمیکنه ... به بیان دیگر توکل تنها صورت مساله رو پاک میکنه ...

    1- الان قدرتمند ترین کشورهای دنیا ... و قدرتمند ترین انسانها ... کسانی هستند که حقیقت گرا و واقعیت گرا هستند ... مساله رو همونجوری که اتفاق میوفته میبینندش ... و سعی میکنند مساله رو از مسیرش حل کنند ...
    2- فرض کنین اگر اینجوری بود و این مسیرها جواب میداد جناب اوباما همیشه یه تسبیح تو دستش بود و داشت صلوات میفرستاد ... یا مثلا جناب مسی وسط زمین فوتبال تسبیحش رو در میاورد و شروع میکرد صلوات فرستادن ...

    من علم روانشناسی رو خیلی دوست دارم ... و خیلی خیلی دوست دارم که مشگلات رو قبل از اینکه اتفاق بیوفتن شناسایی کنم و زمانی که اتفاق افتادند نسبت بهش بی تفاوت نباشم ... یک نوع افسردگی هست که از اون با عنوان افسردگی میان سالی یاد میشه و آدمهای زیادی بابته این نوع افسردگی خودکشی میکنن و معمولا تمام کسانی که بابته بحران میانسالی خودکشی کردن ... از دنیا رفتن ... و اما بحران میان سالی چجوری شکل میگیره ...

    وقتی انسانها به سن 43 تا 47 میرسن ... فرصتهاشون رو از دست میدند ... دیگه قدرتی ندارند ... نمیتونند خودشون رو تغییر بدند ... و وقتی میبیند که مسیر رو اشتباه اومدن و قدرت تغییر دادن خودشون رو ندارند ... در اینصورت با بحران میان سالی روبرو میشند ... به نظره منی یکی از دلایلی که آدمها به چنین جایی میرسند این هستش که میگن ... بی خیال ... هر چی خدا بخواد ... و از این جور کارها ...

    به نظره من انسان باید 6 دنگ حواسش جمع باشه و نسبت به همه چیز حساس باشه ... فرصتهاش رو از دست نده ... و خودش رو آنچنان که میخواد تغییر بده تا هیچ وقت افسوس گذشته رو نخوره ....

    سلام وعرض ادب

    ظاهرا شما با دقت پست بنده را نخوندید و به همین خاطر به این نوع نتیجه گیری نامطلوب رسیدید.آنچه که ما در مورد توکل گفتیم واتفاقا بر ان تاکید هم کردیم این است که هرگز توکل نمی تواند جانشین عمل انسان شود اصلا توکل بدون فراهم کردن مقدمات کار معنا ندارد .توکل باعث ارامش می شود اما نه آرامش کاذب بلکه آرامش و حالت سکینه ای که در پرتو توکل نصیب انسان می شود آرامشی حقیقیست زیرا در این حالت انسان از هیچ چیز و هیچ کس جز خداوند نمی ترسد و حساب نمی برد چرا که خداوند را صاحب قدرت واقعی می داند.توکل صورت مساله را پاک نمی کند بلکه به ما کمک می کند در حل مساله از نیروی معنوی در کنار ابزار مادی هم بهره ببریم.توکل فرار از حقیقت نیست و انسان متوکل در واقع به اصل حقیقت دسترسی پیدا کرده است چرا که نیرویی را برتر و موثرتر از نیروی خداوند نمی داند پس حقیقت گرایی در توکل نهفته است.


  16. صلوات ها 5


  17. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    681
    حضور
    10 روز 21 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15
    صلوات
    1830



    شاید خداوند به این صورت شما را امتحان کند وشاید هم حکمتی باشد خدا میداند اما این مهم است که بگویم میگذرد وما هرچه هم نا امید شویم بازهم به سراغ خدا میرویم چون کسی رابزرگتر از اونمی شناسیم

  18. صلوات ها 3


  19. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    57
    حضور
    3 روز 7 ساعت نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    233



    ممنون از پاسخهاتون
    خوب حالا چطور میشه از خدا ناامید نشد؟؟؟ بعضی وقتها هست که هر چی تلاش میکنی، هر چی دعا میکنی (برای راه نجات فقط و نه یه چیز خاص که بگید حتما صلاح نیست)، هر چی راز و نیاز میکنی، هر چی به این در و اون در میزنی، و همه زندگیت داغونه، از هر طرفی داره برات میباره، زندگیت شده مثل یه مرداب یا نه مثل یه باتلاقی (با وجود اینکه همیشه حدااکثر تلاشت رو کردی و تلاش کردی که راه درست رو بری) که نمی تونی ازش بیرون بیای، همه جنبه های زندگیت داره بهت فشار میاره، وقتی یه روزنه کوچک هم پیدا میشه و میخوای یکم امیدوار شی، مثل آوار خراب میشه رو سرت...وقتی حتی سعی میکنی به خدا خوشبین باشی ولی کوچکترین روزنه ی امید هم در طی چند سال برات باز نمی شه، وقتی شدی مثل یه مرده متحرک،...بماند تو این مسیر کلی هم شاهد موفقیت و پیشرفت کسایی هستی که خیلی جاها بیراهه رفتن. واقعا میشه از خدا ناامید نشد؟؟؟
    تو این چند ساله به این نتیجه رسیدم که خود مشکل نیست که باعث عذابت میشه و جانفرساست، این امیدت رو از دست ندادنه که خیلی سخته! این صبر کردنه که سخته! این نوسانات بین امیدواری و ناامیدیه که خیلی سخته؟! و این کشمکشهای درونیت نابودت میکنه؟!
    ویرایش توسط Seda : ۱۳۹۳/۰۶/۰۷ در ساعت ۰۷:۵۴

  20. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۵/۰۶/۰۷, ۰۸:۳۵ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود