صفحه 1 از 10 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مسأله ی شر در عالم هستی؛ آیا خدا پدید آورنده ی شر است؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    102
    حضور
    2 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    58

    اشاره مسأله ی شر در عالم هستی؛ آیا خدا پدید آورنده ی شر است؟




    درود خدمت دوستان.در این تاپیک میخوایم به مسئله "شر" در عالم هستی بپردازیم که ببینیم این شرها از کجا نشآت میگیره و آیا با عدل و صفات خدا در تضاد هست یا نه.برای شروع بحث آغاز میکنم با آیه ای از قرآن که خدا در سوره ی نساء آیه ی 78 میفرماید که "هر کجا باشید اگر چه در کاخ های بسیار محکم مرگ شما را فرا رسد و آنان را (یعنی گروه منافقان را) اگر خوشی و نعمتی فرا رسد گویند این از جانب خداست و اگر زحمتی پیش آید به تو نسبت دهند بگو همه از جانب خداست چرا این قوم از فهم هر سخن دورند"ـــــــــــــــــــ ــــــ از این آیه که گفته شده "همه از جانب خداست" میشه اینطور استنباط کرد که چه خوشی و کارهای نیک و چه ناخوشی و کارهای قبیح به انسان روی بیاره همه از جانب خداست.دوستان به "همه" در آیه دقت بفرمایید.ــــــــــــــــ ـــــ این مسئله رو داخل پرانتز میگم و راجع به این موضوع بحث نمیکنم چون باعث حذف تاپیک میشه.برای جواب به این مسئله از تفاسیر استفاده نکنید چون در آدرس و تاپیک زیر (اگه مسئولان سایت حذفش نکرده باشن) چرای این موضوع پاسخش داده شده.ـــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــ http://www.askdin.com/thread42234.html
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۳/۱۱/۰۱ در ساعت ۲۳:۴۱

  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58301



    با نام و یاد دوست





    مسأله ی شر در عالم هستی؛ آیا خدا پدید آورنده ی شر است؟








    کارشناس بحث: استاد صادق


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,030
    حضور
    192 روز 12 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28764



    نقل قول نوشته اصلی توسط منکران نمایش پست ها
    درود خدمت دوستان.در این تاپیک میخوایم به مسئله "شر" در عالم هستی بپردازیم که ببینیم این شرها از کجا نشآت میگیره و آیا با عدل و صفات خدا در تضاد هست یا نه.برای شروع بحث آغاز میکنم با آیه ای از قرآن که خدا در سوره ی نساء آیه ی 78 میفرماید که "هر کجا باشید اگر چه در کاخ های بسیار محکم مرگ شما را فرا رسد و آنان را (یعنی گروه منافقان را) اگر خوشی و نعمتی فرا رسد گویند این از جانب خداست و اگر زحمتی پیش آید به تو نسبت دهند بگو همه از جانب خداست چرا این قوم از فهم هر سخن دورند"ـــــــــــــــــــ ــــــ از این آیه که گفته شده "همه از جانب خداست" میشه اینطور استنباط کرد که چه خوشی و کارهای نیک و چه ناخوشی و کارهای قبیح به انسان روی بیاره همه از جانب خداست.دوستان به "همه" در آیه دقت بفرمایید.ــــــــــــــــ ـــــ این مسئله رو داخل پرانتز میگم و راجع به این موضوع بحث نمیکنم چون باعث حذف تاپیک میشه.برای جواب به این مسئله از تفاسیر استفاده نکنید چون در آدرس و تاپیک زیر (اگه مسئولان سایت حذفش نکرده باشن) چرای این موضوع پاسخش داده شده.ـــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــ http://www.askdin.com/thread42234.html
    باسلام وتشکر از شما .
    پاسخ در دو محور بیان می شود :
    الف_ نظر مشهور حکما و فلاسفه همانند استاد شهید مطهری ، عدمی بودن شرور می باشد که به اختصار به آن اشاره می کنم . شر امر وجودی نیست، بلکه به نوعی نبود یا منشا نبودی است ؛ مثلا کوری، نبود بینایی است . نادانی ، نبود دانایی است .فقر ،نبود دارایی است . موجودات شر موجوداتی هستند که منشا فقدان می گردند ،مثلا گزندگان با گزیدن سبب از دست دادن سلامتی و مرگ می شوند و گرنه شر به معنای چیزی که در خارج وجود داشته باشد، بی معنا است. اما اگر در برخی از آیات و یا روایات دقیقا به خلقت شر و یا شر بودن چیزی تصریح می شود و این گونه امور شر محسوب گردند، به چه معناست ؟باید ببینیم که این گونه امور حقیقتا چیستند ؛ آیا شرور کاملا شر هستند یا به نوعی خیر هم محسوب می شوند ؟
    اگر خوب دقت کنیم ،می بینیم که در عالم شر مطلق وجود ندارد ، زیرا بر حسب فرض خیر و شر بر سه گونه است:
    أ) خیر مطلق که هیچ گونه بدی در آن راه ندارد، مانند خداوند که خیر مطلق است.
    ب) شر مطلق که هیچ گونه جهت مثبتی در آن وجود ندارد .
    ج) خیر و شر نسبی که بین دو قسم بالا است.
    با تحقیق و تجربه می توان به این یقین رسید که هیچ موجودی در جهان هستی نیست که شر مطلق بوده و هیچ جهت خیری در آن نباشد ؛ در تفکر دینی ، از شیطان شرتر سراغ نداریم ، ولی شیطان شر مطلق نیست، بلکه برای آشکار شدن انسان های خدا ترس از غیر خداترسان ، وجود این موجود دعوت کننده به گمراهی لازم است . وقتی شیطان تمام توانش را برای گمراه کردن بنده به کار می گیرد و بنده خدا ترس با توکل و پناه بردن به خدا از مبارزه با او سربلند بیرون می آید، ارزش بنده برای کائنات آشکار می گردد . شایسته می شود که خدا به بنده بر موجودات مباهات کند .
    بنا بر این وجود شیطان به عنوان دام گمراهی بر راه مؤمن لازم آمد .از این جهت ، شیطان از شر مطلق بودن خارج شد .
    از نظر دیگر می توان دید که غالب شرور نسبی هستند، یعنی به خودی خود بد نیستند، بلکه وقتی نسبت به چیزی سنجیده می شوند، شر به حساب می آیند. گرگ ذاتاً حیوان خوبی است که دارای خلقتی عجیب و یکی از مخلوقات الهی است که باعث تعادل چرخه طبیعت می شود. گرگ نسبت به ذات خود و مجموع نظام هستی مفید و خیر است. اگر گرگ با درختان، گیاهان و سنگ‏ها سنجیده شود، نسبت به آن‏ها هیچ گونه بدی ندارد، لکن نسبت به گوسفند یا انسان شر است. (1)
    نیز عقرب و مارهای گزنده که نیش آن‏ها برای جانداران مضر است، ولی برای خودش لازم است. مولوی می گوید:
    پس بد مطلق نباشد در جهان بد به نسبت باشد، این را هم بدان
    زهر مار آن مار را باشد حیات نسبتش با آدمی باشد ممات
    گفتنی است گاه تصور می شود برگشت همه شرور به الم و رنج است و الم هم وجودی است، پس شرور وجودی هستند باید توجه کرد که اگر چه تا این جای استدلال که الم و درد امری وجودی اند، قابل قبول است. اما این نکته که الم و درد شر باشد، قابل پذیرش نیست ،زیرا درد و الم خود نیز دارای فوائد و آثار مفید است، مثلا مهم ترین راه پی بردن به وجود بیماری در بدن و اقدام جهت درمان آن قبل از گسترش آن درد و الم ناشی از بیماری است . امروزه در دنیای پزشکی یکی از بهترین راه های تشخیص، درد است. پس نمی توان الم و درد را به خودی خود شر دانست . خوب و بد بودن آن نسبی است. پس در عالم، شر و بدی مطلق وجود ندارد. آنچه شر دانسته می شود ،نسبی است، یعنی به نسبت با حیات موجودی مانند ما انسان ها بد و شر خوانده می شود ، ولی به خودی خود خیر است. در مواردی که در آیات و یا روایات به خلقت شر و یا شر بودن چیزی تصریح می شود و یا چیزی شر محسوب می گردد، با توجه به نگاه عرفی مخاطبان می باشد. .(2)

    ب_ درباره رویکرد قرانی مسله باید گفت :
    در قرآن کریم قبل از آیه یاد شده در پرسش این آیه آمده :
    وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِكَ قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ؛(3) هرگاه به آنان خوبی می رسد ،می گویند این از ناحیه خداوند است و هرگاه به آن ها مصیبت بدی می رسد، می گویند این از طرف توست. بگو: همه از سوی خداست.
    جمع بین آنچه در ذیل این آیه آمده و آنچه در آیه ی مطرح شده در پرسش آمده ،به این است که گرچه خوبی از ناحیه خدا و بدی از طرف خود آدمی است، ولی همه امور بر اساس اراده و مشیت الهی به وجود می آید.به تعبیر آیات خوبی ها ((من الله)) است، ولی بدی ها((من الناس )) است، ولی ((کل من عندالله )) است .منشا و سر چشمه همه امور خدا است.
    فرق است بین ((من الله)) و ((من عندالله) یعنی همه امور از نزد خدا است ،ولی همه از خدا نیست .(4). اینکه
    همه امور به اراده و قدرت خداوند در جریان است، حقیقتی است که تحت عنوان توحید افعالی از آن یاد می شود ؛ اما این حقیقت هیچ منافاتی با اراده و اختیار و این که سبب و علت کارهایش است ، ندارد .
    منظور از توحید در افعال این است که خداوند فاعل همه امور عالم بوده و در این امر یار و شریکی ندارد. فاعل هر فعلی که در عالم تحقق پیدا می کند ، منحصراً ذات اوست.
    همان گونه که خداوند در ذات خود شریکی ندارد، در فاعلیت نیز هیچ گونه شریکی ندارد :« ماشأ اللّه لا قوّة إلاّ باللّه »(5) هر چه خدا بخواهد، همان می شود و نیرویی جز به [قدرت] خدا نیست.
    خداوند فاعل مستقل است و به هیچ چیز در فاعلیت خود نیازمند نیست. فاعل تمام افعال عالم خدا است و همه چیز به اراده او صادر می شود.
    منظور از این که فاعلی در کنار فاعلیت خداوند نیست، فاعل عرضی است، نه طولی.
    فعلی که در خارج صورت می گیرد، گاهی چند فاعل در کنار یکدیگر آن را انجام می دهند. مثلاً یک سنگ را که پنج نفر در کنار یکدیگر از زمین بلند می کنند، هر یک از آن ها فاعلی در عرض و در رتبه دیگران است.
    اما گاه ممکن است چندین فاعل در طول هم قرار گیرند و فعلی انجام شود; برای مثال، چندین توپ که در طول هم قرار دارند ،اگر با ضربه پا توپ اول به حرکت در آید و به توپ دوم و سوم و... برخورد کند ،همه به حرکت در می آیند. در این مثال به نظر می رسد که حرکت پا صرفاً فاعل حرکت توپ اول است و توپ اول فاعل حرکت دوم و...; اما در حقیقت، فاعل حقیقی حرکت های دوم و سوم ، نیروی پا است . فاعلیت و محرک بودن توپ های اوّل و دوم در طول و در اثر فاعلیت پا می باشد.
    پس از بیان مثال فوق، معلوم می شود فاعل های طبیعی و انسانی در جهان، در عرض فاعلیت خداوند نیستند ؛یعنی خود آن ها مستقل در تأثیر نیستند ،بلکه چون خداوند قدرت و اراده داده ،می توانند در تحقق امری فاعل باشند؛پس این فاعل ها در طول فاعلیت خداوند هستند .(6)
    در حقیقت کار و عمل انسان در طول اراده الهی و قدرت او قرار می گیرد .عمل انسان در طول مشیت خداوند است؛ یعنی، خداوند خواسته که انسان توان خواستن و انتخاب انجام کار را داشته باشد. از همین رو اگر عوامل کاری را کاملاً فراهم و بر آن اقدام نمودید، آن واقعه اتفاق خواهد افتاد. مثلاً اگر آتش، بنزین و اکسیژن را در کنار هم قرار دهید ، انفجار رخ خواهد داد. این همان نظام متقن و تخلف ناپذیر هستی است. حال زمانی که اسباب و علل کاری را فراهم می‏سازید و آن کار صورت می‏پذیرد ،آیا بدون مشیت الهی صورت گرفته ؟ مسلماً چنین نیست، ولی مشیت خدا چیزی زاید بر اسباب و علل و تأثیر بخشی به آن نیست.
    بنابراین فعالیت‏های ارادی انسان که از او صادر می‏شود و مستند به خواست آزاد و عمل خود اوست. در عین حال به مشیت الهی نیز استناد دارد. به این معنا که اگر تکویناً نمی‏خواست چنین بشود، به انسان آزادی و اختیار و قدرت عمل نمی‏داد.
    شخصی از حضرت رضا(ع) سؤال می‏کند: آیا خداوند همه امور را به دست بندگان سپرده ؟ حضرت می‏فرماید: خداوند عزیزتر از آن است (یعنی این امر با عزت خداوند سازگاری ندارد).
    عرض می‏کند :پس خداوند انسان‏ها را بر کاری مجبور می‏کند؟ حضرت می‏فرماید:خداوند عادل‏تر و حکیم‏تر از آن است (که فردی را برکاری اجبار نماید). خدای بزرگ فرمود: ای پسر آدم ! شایسته‏ ترم نسبت به کارهای خوبت از تو و تو شایسته‏ تری به کارهای ناپسندت از من. کارهای بد را به قوت و توانی که در تو قرار داده‏ام ،انجام می‏دهی، (7)
    بنده خداوند جدایی و عزلت و فاصله از او ندارد. ظهور و تجلی اوست. بنابراین در عالم توحید و بر اصل توحید چیزی جز ذات اقدس حضرت حی قیوم و اسما و صفات و افعال او وجود ندارد.
    بنا بر این اراده کار خدا در عرض اراده کار انسان نیست ،بلکه اراده عمل انسان در طول اراده خدا می‏باشد؛ یعنی، خداوند اراده کرده که بتوانیم اراده کنیم. وقتی تمام وجود انسان و قدرت‏ها و توانایی‏هایش از خدا و به اراده اوست ،پس اراده عمل انسان نیز در طول اراده خدا مؤثر می‏شود . می‏توان فعل را هم به اراده انسان (به عنوان علت میانی) و هم به اراده خدا نسبت داد. مثلاً در نقش بر کاغذ که از حرکت قلم پیدا شده ،حرکت قلم از حرکت دست و حرکت دست از اراده انسان و اراده از نفس او پیدا شده، می‏توان نقش‏های کاغذ را به هر یک از این علت‏ها نسبت داد.نتیجه بحث این شد که بی تردید خداوند در همه امور و کارهای انسان نقش دارد و همه امر از نزد خدا است، ولی از خدا نیست .

    پی نوشت ها:
    1.استاد سبحانی ،الهیات و معارف اسلامی، نشر موسسه امام صادق عليه السلام ، ص 158.
    2. برای اطلاع بیش تر به پیام قرآن،، ج چهارم،و همچنین تفسیر نمونه استاد مکارم شیرازی مراجع نمایید.
    3.نساء (4)آیه 78 .
    4.ناصر مکارم ،تفسیر نمونه، ج4 ،ص20 ،نشر دار الکتب الاسلامیه ،تهران ،بی تا.
    5. کهف(18)آیه 39.
    6. آیة اللّه مصباح یزدی ،معارف قرآن، 3 ـ 1، ص 78 ـ 116، انتشارات در راه حق، قم 1368 ش ؛ غرویان، غلامی و میرباقری، بحثی مبسوط در آموزش عقاید،ج 1، ص 83 و 95، مؤسسة انتشارات دارالعلم، قم، بی تا.
    7.محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 1، ص 157،نشر دار الکتب الاسلامیه ،تهران، 1388 ق.
    ویرایش توسط صادق : ۱۳۹۳/۰۵/۲۷ در ساعت ۱۰:۱۹

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    102
    حضور
    2 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    58



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    [COLOR=#800080][SIZE=3]باسلام وتشکر از شما . پاسخ در دو محور بیان می شود : الف_ نظر مشهور حکما و فلاسفه همانند استاد شهید مطهری ، عدمی بودن شرور می باشد که به اختصار به آن اشاره می کنم . شر امر وجودی نیست، بلکه به نوعی نبود یا منشا نبودی است ؛ مثلا کوری، نبود بینایی است . نادانی ، نبود دانایی است .فقر ،نبود دارایی است . موجودات شر موجوداتی هستند که منشا فقدان می گردند ،مثلا گزندگان با گزیدن سبب از دست دادن سلامتی و مرگ می شوند و گرنه شر به معنای چیزی که در خارج وجود داشته باشد، بی معنا است.
    درودـــــــــــــــــــــ ـ متشکر از پاسختون.با اجازه یکی یکی برسیم به پاسخ هایی که دادین.تا اینجای سخنتون اینطور برداشت میشه که نبود خیر رو میگیم شر.اما سوال:یک نفر در یک خونه نشسته و به دیوار نگاه میکنه.یقینا فرد داره کار خیر انجام نمیده و خیری هم موجود نیست.پس آیا اونجا شر وجود داره؟
    اندیشیدن را بیاموزیم،اندیشیدنی عصیانگر که قید و بند نشناسد



  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    102
    حضور
    2 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    58



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    [COLOR=#800080][SIZE=3] اما اگر در برخی از آیات و یا روایات دقیقا به خلقت شر و یا شر بودن چیزی تصریح می شود و این گونه امور شر محسوب گردند، به چه معناست ؟باید ببینیم که این گونه امور حقیقتا چیستند ؛ آیا شرور کاملا شر هستند یا به نوعی خیر هم محسوب می شوند ؟ اگر خوب دقت کنیم ،می بینیم که در عالم شر مطلق وجود ندارد ، زیرا بر حسب فرض خیر و شر بر سه گونه است: أ) خیر مطلق که هیچ گونه بدی در آن راه ندارد، مانند خداوند که خیر مطلق است. ب) شر مطلق که هیچ گونه جهت مثبتی در آن وجود ندارد . ج) خیر و شر نسبی که بین دو قسم بالا است. با تحقیق و تجربه می توان به این یقین رسید که هیچ موجودی در جهان هستی نیست که شر مطلق بوده و هیچ جهت خیری در آن نباشد ؛ در تفکر دینی ، از شیطان شرتر سراغ نداریم ، ولی شیطان شر مطلق نیست، بلکه برای آشکار شدن انسان های خدا ترس از غیر خداترسان ، وجود این موجود دعوت کننده به گمراهی لازم است . وقتی شیطان تمام توانش را برای گمراه کردن بنده به کار می گیرد و بنده خدا ترس با توکل و پناه بردن به خدا از مبارزه با او سربلند بیرون می آید، ارزش بنده برای کائنات آشکار می گردد . شایسته می شود که خدا به بنده بر موجودات مباهات کند . بنا بر این وجود شیطان به عنوان دام گمراهی بر راه مؤمن لازم آمد .از این جهت ، شیطان از شر مطلق بودن خارج شد .
    فعلا نمیخواستم مسئله ی شیطان رو مطرح کنم اما شما فرمودین عرض میکنم.یه چیزایی باید اول درمورد شیطان مشخص بشه.ما میگیم شیطان گولمون میزنه ما کار بد میکنیم اما چه کسی شیطان رو گول زد که از فرمان خدا سرپیچی کنه؟اگه بگین غرور و تکبرش منم میگم غرور تکبر چیزهای قبیح محسوب میشه.این قبایح رو چه کسی در نهاد شیطان قرار داد؟آیا قبل شیطان هم کارهای قبیح وجود داشت؟اگه وجود نداشت شیطان چطور کار شری و قبیحی انجام داد؟ـــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـ به نظر می رسه که برهان شر بیشتر ناظر به رد جمع شدن دو صفت قادر مطلق و خیر مطلق با هم در خداونده.این به این معنیه که اگر کسی قائل به خدایی باشه که یا قادر مطلق نیست و یا خیر خواه مطلق،در این صورت برهان شر به خدایی خدا با چنین صفاتی خللی وارد نمیکنه. زیرا اگر خداوند عالم مطلق نباشه،ممکن است گوشه ای شروری رخ بده که او از آن آگاه نشه و در نتیجه خللی به وجودخدایی خیر خواه وارد نمی شود.اما در تمام این توجیه ها یک نکته مشترکه و اون اینه که این توجیه ها با خداباوری سنتی نمی سازه.خدا باوری سنتی قویا به این گزاره معتقده که:"یا خدا وجود ندارد و یا اگر وجود دارد قادر مطلق،عالم مطلق و خیرخواه مطلق است " اگر خدا باوری سنتی به چنین گزاره ای قائل باشه با این حساب به نظر می رسه که اگر تیغ برهان شر، ُبرٌا باشه می تونه تا اصل وجود خداوند ( اگر وجود خداوند لزوما می بایست متصف به این صفات باشه ) را ببُرٌه و رد کنه.چون در این صورت دو گزاره ی " خدا وجود دارد " و " شر وجود دارد " هردو نمیتونن با هم صادق باشن و یکی از آن ها باید لزوما کاذب باشه و از آن جایی که در عالم،شر وجود دارد پس گزاره یِ اول کاذبه.
    اندیشیدن را بیاموزیم،اندیشیدنی عصیانگر که قید و بند نشناسد



  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    102
    حضور
    2 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    58



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    از نظر دیگر می توان دید که غالب شرور نسبی هستند، یعنی به خودی خود بد نیستند، بلکه وقتی نسبت به چیزی سنجیده می شوند، شر به حساب می آیند. گرگ ذاتاً حیوان خوبی است که دارای خلقتی عجیب و یکی از مخلوقات الهی است که باعث تعادل چرخه طبیعت می شود. گرگ نسبت به ذات خود و مجموع نظام هستی مفید و خیر است. اگر گرگ با درختان، گیاهان و سنگ‏ها سنجیده شود، نسبت به آن‏ها هیچ گونه بدی ندارد، لکن نسبت به گوسفند یا انسان شر است. (1) نیز عقرب و مارهای گزنده که نیش آن‏ها برای جانداران مضر است، ولی برای خودش لازم است. مولوی می گوید: پس بد مطلق نباشد در جهان بد به نسبت باشد، این را هم بدان زهر مار آن مار را باشد حیات نسبتش با آدمی باشد ممات گفتنی است گاه تصور می شود برگشت همه شرور به الم و رنج است و الم هم وجودی است، پس شرور وجودی هستند باید توجه کرد که اگر چه تا این جای استدلال که الم و درد امری وجودی اند، قابل قبول است. اما این نکته که الم و درد شر باشد، قابل پذیرش نیست ،زیرا درد و الم خود نیز دارای فوائد و آثار مفید است، مثلا مهم ترین راه پی بردن به وجود بیماری در بدن و اقدام جهت درمان آن قبل از گسترش آن درد و الم ناشی از بیماری است . امروزه در دنیای پزشکی یکی از بهترین راه های تشخیص، درد است. پس نمی توان الم و درد را به خودی خود شر دانست . خوب و بد بودن آن نسبی است. پس در عالم، شر و بدی مطلق وجود ندارد. آنچه شر دانسته می شود ،نسبی است، یعنی به نسبت با حیات موجودی مانند ما انسان ها بد و شر خوانده می شود ، ولی به خودی خود خیر است. در مواردی که در آیات و یا روایات به خلقت شر و یا شر بودن چیزی تصریح می شود و یا چیزی شر محسوب می گردد، با توجه به نگاه عرفی مخاطبان می باشد. .(2)
    اینکه شری که در عالم وجود داره نسبیه مثلا ممکنه زلزله برای افرادی که در زیر آوار میمونن ومی میرن و همچنین بازماندگان اونا شر باشه اما برای زمین و نهایتا ساکنان اون خیره چون زلزله موجب تخلیه ی گازهای زمین میشه و در صورتی که این گازها تخلیه نشن متراکم میشه و کل کره ی زمین منفجر میشه در این صورت تمام مردم کره ی زمین نابود میشه پس اونی که در مقایسه با چیزی شره همان چیز در مقایسه با امردیگه ممکنه خیر باشه.(اما اگه فرض کنیم جهان آفریده ی خداست اصلا میشد خدا جهان رو طوری خلق کنه که اصلا خبری از زلزله و تخلیه ی گازهای زمین نباشه) . اما مسأله اینه که اگه این سخن درست هم باشه ناظر به تمام شرور طبیعی نیست میشه شرور طبیعی ای نام برد که نمیشه به سادگی خیری در اون جستجو کرد مثلا در مورد کودکی که ناقص الخلقه به دنیا میاد،چی میشه گفت؟آیا در این جا هم نکته ی خیری وجود داره؟ممکنه گفته شه وجود داره و اون می تونه این باشه که حس نیکخواهی افرادی بر انگیخته شه(چرا یه عده مثل ناقص الخلقه ها باید جور خیرخواهی بقیه رو بکشن با رنج و درد کشیدن ما نمیدونیم بر چه اساسی) و این خودش خیری عظیمه مثلا عموما عده ای میگن که یک زلزله ی عظیم که به مر گ بسیاری خطم میشه موجب بر انگیختن احساسات و عواطف پاک مردم می شه و این خیری عظیمه که مقدمه ی آن یک شر است این به این میمونه که شما برای به حرکت در آوردن ماشینتون مجبورید بنزین بسوزونید ( سوختن بنزین شر است ) اما این موجب می شه که در وقت و انرژی شما صرفه جویی شه (صرفه جویی در وقت و انرژی خیر است).ـــــــــــــــــــــ ــ این توجیه این پیش فرض رو مسلم می گیره که لازمه ی خیر،شره به این معنی که برای رسیدن به خیر باید از شر گذشت یا به تعبیر دیگه شر،مقدمه ی خیره.اما این جا نکته ای وجود داره و اون اینه که آیا لازمه ی این حرف این نیست که شر مقصود خداوند نیست و خدا می خواد خیر بوجود بیاره اما چون شر مقدمه ی خیره شر رو هم آفریده چون خداوند نمیتونه از شرِ شر خلاص شه (آیا خداوند مایل به جلوگیری از بدی هست، اما نمی‌تواند؟"اپیکور!")مثل کسی که قدرت خرید میوه ی خوب رو نداره و مجبوره میوه ی در هم بخره که هر چند مطلوب اون میوه ی خراب نیست اما برای داشتن میوه ی خوب مجبوره جور میوه ی خراب رو هم بکشه!اما آیا در این صورت خداوند ناتوان نشده؟به تعبیر دیگه یا خدا می تونسته خیر محض ( خیری که شر،مقدمه یا لازمه اش نباشد ) بیافرینه و نیافریده که در این صورت او خیرخواه محض نیست و یا نمی تونسته که در این صورت قادر مطلق نیست .
    اندیشیدن را بیاموزیم،اندیشیدنی عصیانگر که قید و بند نشناسد



  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    102
    حضور
    2 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    58



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    ب_ درباره رویکرد قرانی مسله باید گفت : در قرآن کریم قبل از آیه یاد شده در پرسش این آیه آمده : وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِكَ قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ؛(3) هرگاه به آنان خوبی می رسد ،می گویند این از ناحیه خداوند است و هرگاه به آن ها مصیبت بدی می رسد، می گویند این از طرف توست. بگو: همه از سوی خداست. جمع بین آنچه در ذیل این آیه آمده و آنچه در آیه ی مطرح شده در پرسش آمده ،به این است که گرچه خوبی از ناحیه خدا و بدی از طرف خود آدمی است، ولی همه امور بر اساس اراده و مشیت الهی به وجود می آید.به تعبیر آیات خوبی ها ((من الله)) است، ولی بدی ها((من الناس )) است، ولی ((کل من عندالله )) است .منشا و سر چشمه همه امور خدا است. فرق است بین ((من الله)) و ((من عندالله) یعنی همه امور از نزد خدا است ،ولی همه از خدا نیست .(4). اینکه همه امور به اراده و قدرت خداوند در جریان است، حقیقتی است که تحت عنوان توحید افعالی از آن یاد می شود ؛ اما این حقیقت هیچ منافاتی با اراده و اختیار و این که سبب و علت کارهایش است ، ندارد . منظور از توحید در افعال این است که خداوند فاعل همه امور عالم بوده و در این امر یار و شریکی ندارد. فاعل هر فعلی که در عالم تحقق پیدا می کند ، منحصراً ذات اوست. همان گونه که خداوند در ذات خود شریکی ندارد، در فاعلیت نیز هیچ گونه شریکی ندارد :« ماشأ اللّه لا قوّة إلاّ باللّه »(5) هر چه خدا بخواهد، همان می شود و نیرویی جز به [قدرت] خدا نیست. خداوند فاعل مستقل است و به هیچ چیز در فاعلیت خود نیازمند نیست. فاعل تمام افعال عالم خدا است و همه چیز به اراده او صادر می شود. منظور از این که فاعلی در کنار فاعلیت خداوند نیست، فاعل عرضی است، نه طولی. فعلی که در خارج صورت می گیرد، گاهی چند فاعل در کنار یکدیگر آن را انجام می دهند. مثلاً یک سنگ را که پنج نفر در کنار یکدیگر از زمین بلند می کنند، هر یک از آن ها فاعلی در عرض و در رتبه دیگران است. اما گاه ممکن است چندین فاعل در طول هم قرار گیرند و فعلی انجام شود; برای مثال، چندین توپ که در طول هم قرار دارند ،اگر با ضربه پا توپ اول به حرکت در آید و به توپ دوم و سوم و... برخورد کند ،همه به حرکت در می آیند. در این مثال به نظر می رسد که حرکت پا صرفاً فاعل حرکت توپ اول است و توپ اول فاعل حرکت دوم و...; اما در حقیقت، فاعل حقیقی حرکت های دوم و سوم ، نیروی پا است . فاعلیت و محرک بودن توپ های اوّل و دوم در طول و در اثر فاعلیت پا می باشد. پس از بیان مثال فوق، معلوم می شود فاعل های طبیعی و انسانی در جهان، در عرض فاعلیت خداوند نیستند ؛یعنی خود آن ها مستقل در تأثیر نیستند ،بلکه چون خداوند قدرت و اراده داده ،می توانند در تحقق امری فاعل باشند؛پس این فاعل ها در طول فاعلیت خداوند هستند .(6) در حقیقت کار و عمل انسان در طول اراده الهی و قدرت او قرار می گیرد .عمل انسان در طول مشیت خداوند است؛ یعنی، خداوند خواسته که انسان توان خواستن و انتخاب انجام کار را داشته باشد. از همین رو اگر عوامل کاری را کاملاً فراهم و بر آن اقدام نمودید، آن واقعه اتفاق خواهد افتاد. مثلاً اگر آتش، بنزین و اکسیژن را در کنار هم قرار دهید ، انفجار رخ خواهد داد. این همان نظام متقن و تخلف ناپذیر هستی است. حال زمانی که اسباب و علل کاری را فراهم می‏سازید و آن کار صورت می‏پذیرد ،آیا بدون مشیت الهی صورت گرفته ؟ مسلماً چنین نیست، ولی مشیت خدا چیزی زاید بر اسباب و علل و تأثیر بخشی به آن نیست. بنابراین فعالیت‏های ارادی انسان که از او صادر می‏شود و مستند به خواست آزاد و عمل خود اوست. در عین حال به مشیت الهی نیز استناد دارد. به این معنا که اگر تکویناً نمی‏خواست چنین بشود، به انسان آزادی و اختیار و قدرت عمل نمی‏داد. شخصی از حضرت رضا(ع) سؤال می‏کند: آیا خداوند همه امور را به دست بندگان سپرده ؟ حضرت می‏فرماید: خداوند عزیزتر از آن است (یعنی این امر با عزت خداوند سازگاری ندارد). عرض می‏کند :پس خداوند انسان‏ها را بر کاری مجبور می‏کند؟ حضرت می‏فرماید:خداوند عادل‏تر و حکیم‏تر از آن است (که فردی را برکاری اجبار نماید). خدای بزرگ فرمود: ای پسر آدم ! شایسته‏ ترم نسبت به کارهای خوبت از تو و تو شایسته‏ تری به کارهای ناپسندت از من. کارهای بد را به قوت و توانی که در تو قرار داده‏ام ،انجام می‏دهی، (7) بنده خداوند جدایی و عزلت و فاصله از او ندارد. ظهور و تجلی اوست. بنابراین در عالم توحید و بر اصل توحید چیزی جز ذات اقدس حضرت حی قیوم و اسما و صفات و افعال او وجود ندارد. بنا بر این اراده کار خدا در عرض اراده کار انسان نیست ،بلکه اراده عمل انسان در طول اراده خدا می‏باشد؛ یعنی، خداوند اراده کرده که بتوانیم اراده کنیم. وقتی تمام وجود انسان و قدرت‏ها و توانایی‏هایش از خدا و به اراده اوست ،پس اراده عمل انسان نیز در طول اراده خدا مؤثر می‏شود . می‏توان فعل را هم به اراده انسان (به عنوان علت میانی) و هم به اراده خدا نسبت داد. مثلاً در نقش بر کاغذ که از حرکت قلم پیدا شده ،حرکت قلم از حرکت دست و حرکت دست از اراده انسان و اراده از نفس او پیدا شده، می‏توان نقش‏های کاغذ را به هر یک از این علت‏ها نسبت داد.نتیجه بحث این شد که بی تردید خداوند در همه امور و کارهای انسان نقش دارد و همه امر از نزد خدا است، ولی از خدا نیست . پی نوشت ها: 1.استاد سبحانی ،الهیات و معارف اسلامی، نشر موسسه امام صادق عليه السلام ، ص 158. 2. برای اطلاع بیش تر به پیام قرآن،، ج چهارم،و همچنین تفسیر نمونه استاد مکارم شیرازی مراجع نمایید. 3.نساء (4)آیه 78 . 4.ناصر مکارم ،تفسیر نمونه، ج4 ،ص20 ،نشر دار الکتب الاسلامیه ،تهران ،بی تا. 5. کهف(18)آیه 39. 6. آیة اللّه مصباح یزدی ،معارف قرآن، 3 ـ 1، ص 78 ـ 116، انتشارات در راه حق، قم 1368 ش ؛ غرویان، غلامی و میرباقری، بحثی مبسوط در آموزش عقاید،ج 1، ص 83 و 95، مؤسسة انتشارات دارالعلم، قم، بی تا. 7.محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 1، ص 157،نشر دار الکتب الاسلامیه ،تهران، 1388 ق.
    فرض میکنیم من یه دنیایی ساختم با قطعه ها و حافظه های الکتریکی قابل تنظیم و آدماش هم رباط هستن.آیا من تا یک قانون یک برنامه و یک پایه و اساس واسش تنظیم نکنم این دنیا اداره میشه؟مسلما نه.من باید در سیستم این دنیا قانونی برنامه ریزی کنم.من کارهای خوب و بد رو وارد سیستمش میکنم تا اگه بخوام به رباط ها اختیار و اراده بدم خودشون انتخاب کنن. بعد تو سیستم رباط ها اختیار و اراده رو برنامه ریزی میکنم که شما آزادید کارهای خوب کنین یا نکنین.کار خدا هم همین شد.من عالم هستی رو دنیای الکتریکی قابل تنظیم خودم فرض کردم که سازنده باشم فرض کردم و انسان ها رو هم برنامه ریزی شده ی خداست به رباط قابل تنظیم برای سازنده.*********************** در دنیا شر مطلق وجود داره چون در سیستم دنیا تعریف شدست.تا من برای دنیای الکتریکی قابل تنظیم خودم فقر،کشتن،تجاوز به عفت،زلزله و سیل و... رو برنامه ریزی نکنم مسلما در اون دنیا این چیزا رو مشاهده نخواهیم کرد و رباط ها هم که دارای اراده هستن قادر انجام این کارا نیستن مگر اینکه در نهاد این دنیا این کارا رو قرار بدم.********** پس این شرها در عالم هستی نهاده شده.یه نمونه ی بهتر،همین کبر و غرور که از قبایح هستن در من نهاده شده و من فقط میتونم تحت کنترلم بگیرمشون.********** هر دنیایی کارهای خوب بدش توسط خالقش در اون نهاده میشه.درسته که من به اختیار خودم کارهای شر انجام میدم اما این شرها در دنیا تعریف و نهاده شدست که من قادر به انجامشون هستم.مثل زلزله دنیای که در سیستمش زلزله تعریف نشده نمیتونیم انتظار زلزله داشته باشیم.آیا تا وقتی در سیستم دنیا شر نباشه ما میتونیم توقعات شر داشته باشیم؟ امیدوارم منظورمو فهمیده باشین.*************** اینکه "همه امر از نزد خدا است، ولی از خدا نیست . " اصلا قابل قبول نیست.
    اندیشیدن را بیاموزیم،اندیشیدنی عصیانگر که قید و بند نشناسد



  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,030
    حضور
    192 روز 12 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28764



    نقل قول نوشته اصلی توسط منکران نمایش پست ها
    فرض میکنیم من یه دنیایی ساختم با قطعه ها و حافظه های الکتریکی قابل تنظیم و آدماش هم رباط هستن.آیا من تا یک قانون یک برنامه و یک پایه و اساس واسش تنظیم نکنم این دنیا اداره میشه؟مسلما نه.من باید در سیستم این دنیا قانونی برنامه ریزی کنم.من کارهای خوب و بد رو وارد سیستمش میکنم تا اگه بخوام به رباط ها اختیار و اراده بدم خودشون انتخاب کنن. بعد تو سیستم رباط ها اختیار و اراده رو برنامه ریزی میکنم که شما آزادید کارهای خوب کنین یا نکنین.کار خدا هم همین شد.من عالم هستی رو دنیای الکتریکی قابل تنظیم خودم فرض کردم که سازنده باشم فرض کردم و انسان ها رو هم برنامه ریزی شده ی خداست به رباط قابل تنظیم برای سازنده.*********************** در دنیا شر مطلق وجود داره چون در سیستم دنیا تعریف شدست.تا من برای دنیای الکتریکی قابل تنظیم خودم فقر،کشتن،تجاوز به عفت،زلزله و سیل و... رو برنامه ریزی نکنم مسلما در اون دنیا این چیزا رو مشاهده نخواهیم کرد و رباط ها هم که دارای اراده هستن قادر انجام این کارا نیستن مگر اینکه در نهاد این دنیا این کارا رو قرار بدم.********** پس این شرها در عالم هستی نهاده شده.یه نمونه ی بهتر،همین کبر و غرور که از قبایح هستن در من نهاده شده و من فقط میتونم تحت کنترلم بگیرمشون.********** هر دنیایی کارهای خوب بدش توسط خالقش در اون نهاده میشه.درسته که من به اختیار خودم کارهای شر انجام میدم اما این شرها در دنیا تعریف و نهاده شدست که من قادر به انجامشون هستم.مثل زلزله دنیای که در سیستمش زلزله تعریف نشده نمیتونیم انتظار زلزله داشته باشیم.آیا تا وقتی در سیستم دنیا شر نباشه ما میتونیم توقعات شر داشته باشیم؟ امیدوارم منظورمو فهمیده باشین.*************** اینکه "همه امر از نزد خدا است، ولی از خدا نیست . " اصلا قابل قبول نیست.
    باسلام وتشکر .
    عزیز گرامی در آیات قران بشتر دقت نما .
    تا به عمق آن دست یابی .
    آنچه تقدیم شده توضیح مستقیم کلام وحی است .
    کلمه :
    (من الله ) و (.عندالله ) را خوب دقت نما انشا ءالله به ژرفای پیام آن خواهید رسید .


  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,030
    حضور
    192 روز 12 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28764



    نقل قول نوشته اصلی توسط منکران نمایش پست ها
    اینکه شری که در عالم وجود داره نسبیه مثلا ممکنه زلزله برای افرادی که در زیر آوار میمونن ومی میرن و همچنین بازماندگان اونا شر باشه اما برای زمین و نهایتا ساکنان اون خیره چون زلزله موجب تخلیه ی گازهای زمین میشه و در صورتی که این گازها تخلیه نشن متراکم میشه و کل کره ی زمین منفجر میشه در این صورت تمام مردم کره ی زمین نابود میشه پس اونی که در مقایسه با چیزی شره همان چیز در مقایسه با امردیگه ممکنه خیر باشه.(اما اگه فرض کنیم جهان آفریده ی خداست اصلا میشد خدا جهان رو طوری خلق کنه که اصلا خبری از زلزله و تخلیه ی گازهای زمین نباشه) . اما مسأله اینه که اگه این سخن درست هم باشه ناظر به تمام شرور طبیعی نیست میشه شرور طبیعی ای نام برد که نمیشه به سادگی خیری در اون جستجو کرد مثلا در مورد کودکی که ناقص الخلقه به دنیا میاد،چی میشه گفت؟آیا در این جا هم نکته ی خیری وجود داره؟ممکنه گفته شه وجود داره و اون می تونه این باشه که حس نیکخواهی افرادی بر انگیخته شه(چرا یه عده مثل ناقص الخلقه ها باید جور خیرخواهی بقیه رو بکشن با رنج و درد کشیدن ما نمیدونیم بر چه اساسی) و این خودش خیری عظیمه مثلا عموما عده ای میگن که یک زلزله ی عظیم که به مر گ بسیاری خطم میشه موجب بر انگیختن احساسات و عواطف پاک مردم می شه و این خیری عظیمه که مقدمه ی آن یک شر است این به این میمونه که شما برای به حرکت در آوردن ماشینتون مجبورید بنزین بسوزونید ( سوختن بنزین شر است ) اما این موجب می شه که در وقت و انرژی شما صرفه جویی شه (صرفه جویی در وقت و انرژی خیر است).ـــــــــــــــــــــ ــ این توجیه این پیش فرض رو مسلم می گیره که لازمه ی خیر،شره به این معنی که برای رسیدن به خیر باید از شر گذشت یا به تعبیر دیگه شر،مقدمه ی خیره.اما این جا نکته ای وجود داره و اون اینه که آیا لازمه ی این حرف این نیست که شر مقصود خداوند نیست و خدا می خواد خیر بوجود بیاره اما چون شر مقدمه ی خیره شر رو هم آفریده چون خداوند نمیتونه از شرِ شر خلاص شه (آیا خداوند مایل به جلوگیری از بدی هست، اما نمی‌تواند؟"اپیکور!")مثل کسی که قدرت خرید میوه ی خوب رو نداره و مجبوره میوه ی در هم بخره که هر چند مطلوب اون میوه ی خراب نیست اما برای داشتن میوه ی خوب مجبوره جور میوه ی خراب رو هم بکشه!اما آیا در این صورت خداوند ناتوان نشده؟به تعبیر دیگه یا خدا می تونسته خیر محض ( خیری که شر،مقدمه یا لازمه اش نباشد ) بیافرینه و نیافریده که در این صورت او خیرخواه محض نیست و یا نمی تونسته که در این صورت قادر مطلق نیست .
    باسلام وتشکر .
    با توجه به این که خداوند کمال مطلق و غنى مطلق است و هیچ نقصى نسبت به ساحتش تصور ندارد، مى‏ فهمیم که خدا عادل است، چرا که سرچشمه ظلم، یا جهل است و یا نیاز که این هر دو نقص است که در خدا تصوّر ندارد.
    وقتى یقین داریم خدا عادل و مهربان است، مى‏یابیم آن چه از تفاوت‏ها در آفرینش دیده مى‏شود، از ناحیه خدا نیست، یعنى این گونه نیست که خدا آدم فلج را در حالى که امکان و قابلیت صحیح بودن را داشت، از روى ظلم و بى مهرى فلج آفریده باشد، بلکه فلج بودن او عامل دیگرى دارد، و آن خصوصیت مربوط به جهان ماده و عالم طبیعت است.
    جهانى که ما در آن زندگى مى‏کنیم، جهان ماده است، یعنى هر چیزى در شرایط خاص و با علل و اسباب خاص خود به وجود مى‏آید و تدریجاً کامل مى‏گردد. اگر شرایط و حدود آن مراعات نشود، موجودى ناقص و بى فایده و گاه زیانبار به دست مى‏آید.
    میوه درخت در موقعى به صورت کامل به دست مى‏آید که باغبان آن را به موقع آب و کود دهد و به کلیه اصول رشد توجه داشته باشد و آن‏ها را فراهم آورد. در غیر این صورت میوه درخت به صورت کامل به دست نمى‏آید، زیرا جهان مادى و طبیعى این طور نیست که در هر شرایطى موجودات سالم و کامل تحویل دهد.
    پس براى به دست آمدن میوه سالم و کامل، باغبان باید آن چه را در پرورش و تکامل آن لازم است، مراعات کند.
    همچنین براى نوزاد سالم ضرورت دارد پدر و مادر، آن چه را در پرورش و تکامل او لازم و مفید است، بدانند و آن‏ها را همیشه مراعات کنند.
    ما هستیم که در بسیارى از موارد در اثر مراعات نکردن شرایط زناشویى و بهداشت، کودکان ناسالم به وجود مى‏آوریم.
    پس در این گونه موارد نباید آن را تقصیر دستگاه آفرینش بگذاریم، زیرا خداوند براى تکامل هر موجودى شرایط خاصى قرار داده است که اگر آن‏ها مراعات شود، هر چیزى نیکو و مفید به وجود خواهد آمد.
    به عبارت دیگر: سالم و ناقص به دنیا آمدن، علل و اسباب مادى خاص خود را دارد. طبعاً هر معلول و پدیده‏اى از علت خاص خود صادر مى‏شود.
    بنابر این هر نوع نقصی که در موجودات جهان وجود دارد از ناحیه موجودات است نه خداوند و به تعبیر دیگر فیض از طرف خداوند تمام است و نقص از طرف دریافت کننده فیض است.
    هنگامی که علت و اسباب و شرایط به وجود آمدن نوزادی ناقص باشد، یا از نظر ژنتیکی( که بسیاری از جهات آن هنوز شناخته نشده) ، نوزاد ناقص به دنیا می‏آید.
    جهان آفرینش شرایطى دارد که اگر کسى آن‏ها را مراعات نکند، در نتیجه نواقصی به بار آید، تقصیر از خود او است و ربطى به عالم آفرینش ندارد.(1)
    بوعلى سینا مى گوید: خدا زردآلو را زردآلو نکرده بلکه زردآلو را ایجاد کرده است.
    زردآلو از باب مثال است، منظور همه موجودات است، خدا اشیا را آفریده و آن‏ها ذاتاً اختلاف دارند. قرآن مجید این مطلب را با یک مثال بیان کرده و فرموده است:
    «خدا از آسمان آبى فرود آورد و هر رودخانه‏اى به قدر ظرفیت خودش سیلان یافت».(2) یعنى رحمت فیض پروردگار هیچ موجود مستعدى را محروم نمى‏سازد و براى همه یکسان است، ولى استعداد و ظرفیت موجودات یکسان نیست. استعدادها مختلف است. هر ظرفى به قدرى که گنجایش دارد، از رحمت خدا لبریز مى‏گردد. پس هر موجودى، حق خود را که امکان داشته دریافت دارد، دریافت کرده است».(3)
    بنابراین نباید تصور کرد که خداوند یکى را که ممکن بود زیبا باشد، زشت قرار داد و دیگرى را که ممکن بود زشت باشد، زیبا قرار داد و با قید قرعه و یا یک اراده تبعیض‏آمیز هر یک از آن‏ها را انتخاب کرد، بلکه هر جزء از اجزاى جهان تنها همین جور که هست، امکان وجود داشته و خدا همان آفرینش را به آن داده است.
    اگر بخواهیم از دیدگاه علمى سخن گوییم، این گونه مى‏توان گفت که هر ماده با توجه به ویژگى و شرایط خود از وجود و کمالات وجود برخوردار مى‏شود. تفاوت­هایى که در جهان مادى و طبیعى وجود دارد، براساس تفاوت در عناصر مادى است، مثلاً کسى که از نظر زیبایى یا زشتى، شکل و وضعى خاص دارد، بر اثر تفاوت ژنتیکى و عوامل محیطى و مادى وراثت و... است که هزاران مورد شناخته شده و یا ناشناخته در طبیعت در آن‏ها دخالت دارد و یا حتى امور غیر مادى مانند نحوه آمیزش یا مواد و غذاهایى که پدر و مادر قبل از آمیزش، یا مادر بعد از آن در دوران جنینى تغذیه مى‏کنند یا مانند تأثیر الکل و مواد اعتیادزا در شکل و حالت و وضع و سلامت و بهره هوشى و استعداد کودک که امروزه بدون تردید شناخته شده است.
    طبق این سخن فیض الهى از ناحیه خدا تمام است و او در حق هیچ موجودى تبعیض روا نمى‏دارد، بلکه موجودات هستند که به فراخور شأن و جایگاه و مرتبه خود و عوامل دیگر قبول فیض مى‏کنند و به اندازه استحقاق، در مرتبه‏اى از عالم هستى جا ‏دارند. در جهان خلقت آنچه که وجود دارد تبعیض نیست، بلکه تفاوت است، همان طور که ظرف یک لیترى نسبت به ظرف پنج لیترى مقدار کمترى آب در خود جاى مى‏دهد. آرى هر موجودى در نظام هستى به میزان ظرفیت خود دریافت فیض مى‏کند.
    این نکته را نیز اضافه مى‏کنیم که درست است نوزاد ناقص الخلقه به خاطر شرایط پدر و مادر یا محیط و... چنین به دنیا آمده، اما از طرفى خداوند نسبت به معلولان ملاحظاتى نموده که لطف بزرگى است، از جمله این که تکالیف شرعى آنان را آسان گرفته و پاداش عبادت آنان را بیش­تر قرار داده و اداره زندگى آنان را(در صورتى که قادر به اداره آن نباشند) بر عهده حکومت اسلامى گذاشته است. در نهایت آن چه را ملاک برترى است، در اختیار همه قرار داده است که همه افراد بشر(حتى معلولان و ناقص‏ها) مى‏توانند داشته باشند و آن عبارت است از تقوا و پرهیزکارى. قرآن فرمود:
    «گرامى‏ترین شما پیش خدا با تقواترین شما است». چه بسا در جهان دیگر، بسیارى از ضعف هایى که ناخواسته بر نوزاد و فرزند تحمیل شده است، جبران شود. در نتیجه: آنچه در جهان هستى و آفرینش وجود دارد، تفاوت‏ها است، نه تبعیض‏ها. تفاوت‏ها نیز معلول اعمال و اسباب است و خداوند به هر موجودى به اندازه‏اى که قابلیت و استعداد دارد و شرایط و اسباب آن اقتضا مى‏کند، وجود و هستى مى‏بخشد.

    پی‌نوشت‌ها:
    1. مؤسسه در راه حق، بیست پاسخ، ص 28.
    2. رعد(13) آیه 17.
    3. استاد مطهرى، مجموعه آثار، ج 1، ص 172 - 171، با تلخیص.

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    102
    حضور
    2 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    58



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    باسلام وتشکر . عزیز گرامی در آیات قران بشتر دقت نما . تا به عمق آن دست یابی . آنچه تقدیم شده توضیح مستقیم کلام وحی است . کلمه : (من الله ) و (.عندالله ) را خوب دقت نما انشا ءالله به ژرفای پیام آن خواهید رسید .
    لطفا مثال دنیای الکتریکی و رباط رو چند دور مرور کنین تا متوجه مثال بشید.
    اندیشیدن را بیاموزیم،اندیشیدنی عصیانگر که قید و بند نشناسد



صفحه 1 از 10 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود