صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: منظور از عدد کثير چيست؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    5
    حضور
    1 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    14

    منظور از عدد کثير چيست؟




    با عرض سلام


    دو روايت در مورد عدد کثير پيدا کردم
    يکی که مصداق کثير را هشتاد و سه معرفی ميکند :

    سبط بن جوزى صاحب تذكره خواص الأمة مى گويد : " يحيى بن هرثمه ( فرمانده عمليات نظامى ) گويد : چند روز پس از انتقال امام هادى (عليه السلام) به سامراء ، متوكل مريض شد و در حال مرض نذر كرد ، اگر از آن مرض شفا پيدا نمايد دراهم كثيره تصدق نمايد . پس از چند روزى شفا يافت ، او از فقهاء شهر پرسيد كه وى چه مقدار بايد تصدق نمايد ، تا وفا به نذر خويش كرده باشد ؟ و با چه مبلغى نذر او اداء مى گردد ؟ هيچ كدام از فقهاء شهر ، پاسخ قاطعى ندادند ، و مبلغ آن را معين نمايند متوكل ، فردى را به حضور امام هادى (عليه السلام) روانه ساخت تا مسألة را مطرح سازد امام (عليه السلام) پاسخ دادند : " اگر هشتاد و سه درهم ، تصدق نمايد وفاء به نذر خويش نموده است " . هنگامى كه از علت اين حكم پرسيده شد ، امام (عليه السلام) در پاسخ به آيهء قرآن استناد فرمودند ، جائى كه خداوند متعال ، تأييدات خود را در جنگهاى اسلامى نسبت به پيامبر ( صلى الله عليه وآله )
    مؤمنان صدر اسلام ، با وصف " كثير " توصيف مى كند و مى فرمايد : ( ولقد نصركم الله في مواطن كثيرة ويوم حنين ) سورهء توبه آيه 25 .

    ديگری مصداق کثير را صد معرفی ميکند :



    محمّد بن مسلم از امام باقرعلیه السلام روایت کرده است که فرمود: «تَسْبِیحُ فاطِمَةَعلیهاالسلام مِنْ ذِکرِ اللَّهِ الْکثِیرِ الَّذِى قال اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ «فَاذْکرُونِى أَذْکرْکمْ»؛
    وسائل الشیعه، شیخ حرّ عاملى (محمّد بن حسن)، با تصحیح عبد الرحیم ربانى شیرازى، احیاء التراث العربى، بیروت، چاپ چهارم، 1391 ه. ق، ج 6، ص 441.

    که همه ميدانيم تسبيحات حضرت زهرا صد عدد است

    حالا اگر کسی بخواهد صلوات به تعداد کثير بفرستد
    آيا بايد صد صلوات بفرستد يا هشتاد و سه تا ؟


    چون نميشود هم صد عدد کثير باشد هم هشتاد و سه !

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,556
    حضور
    175 روز 12 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58349



    با نام و یاد دوست





    منظور از عدد کثير چيست؟








    کارشناس بحث: جناب استاد


  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    2,976
    حضور
    94 روز 6 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25282



    نقل قول نوشته اصلی توسط sohrub99 نمایش پست ها
    با عرض سلام


    دو روايت در مورد عدد کثير پيدا کردم
    يکی که مصداق کثير را هشتاد و سه معرفی ميکند :

    سبط بن جوزى صاحب تذكره خواص الأمة مى گويد : " يحيى بن هرثمه ( فرمانده عمليات نظامى ) گويد : چند روز پس از انتقال امام هادى (عليه السلام) به سامراء ، متوكل مريض شد و در حال مرض نذر كرد ، اگر از آن مرض شفا پيدا نمايد دراهم كثيره تصدق نمايد . پس از چند روزى شفا يافت ، او از فقهاء شهر پرسيد كه وى چه مقدار بايد تصدق نمايد ، تا وفا به نذر خويش كرده باشد ؟ و با چه مبلغى نذر او اداء مى گردد ؟ هيچ كدام از فقهاء شهر ، پاسخ قاطعى ندادند ، و مبلغ آن را معين نمايند متوكل ، فردى را به حضور امام هادى (عليه السلام) روانه ساخت تا مسألة را مطرح سازد امام (عليه السلام) پاسخ دادند : " اگر هشتاد و سه درهم ، تصدق نمايد وفاء به نذر خويش نموده است " . هنگامى كه از علت اين حكم پرسيده شد ، امام (عليه السلام) در پاسخ به آيهء قرآن استناد فرمودند ، جائى كه خداوند متعال ، تأييدات خود را در جنگهاى اسلامى نسبت به پيامبر ( صلى الله عليه وآله )
    مؤمنان صدر اسلام ، با وصف " كثير " توصيف مى كند و مى فرمايد : ( ولقد نصركم الله في مواطن كثيرة ويوم حنين ) سورهء توبه آيه 25 .

    ديگری مصداق کثير را صد معرفی ميکند :



    محمّد بن مسلم از امام باقرعلیه السلام روایت کرده است که فرمود: «تَسْبِیحُ فاطِمَةَعلیهاالسلام مِنْ ذِکرِ اللَّهِ الْکثِیرِ الَّذِى قال اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ «فَاذْکرُونِى أَذْکرْکمْ»؛
    وسائل الشیعه، شیخ حرّ عاملى (محمّد بن حسن)، با تصحیح عبد الرحیم ربانى شیرازى، احیاء التراث العربى، بیروت، چاپ چهارم، 1391 ه. ق، ج 6، ص 441.

    که همه ميدانيم تسبيحات حضرت زهرا صد عدد است

    حالا اگر کسی بخواهد صلوات به تعداد کثير بفرستد
    آيا بايد صد صلوات بفرستد يا هشتاد و سه تا ؟


    چون نميشود هم صد عدد کثير باشد هم هشتاد و سه !

    سلام علیکم
    در مورد سوال شما نظر برخی از همکارانم را نیز جویا شدم که پاسخ ایشان را که به نظر بنده نیز درست است تقدیم می کنم:
    در پاسخ به سوال یاد شده باید بگویم روایت اول ناظر به حداقل اطلاق عدد کثیر است زیرا عدد کثیر از یک عدد حداقلی آغاز و تا بی نهایت قابل شمول است که حداقل عدد کثیر طبق روایت مذکور عدد 83 می باشد.
    روایت دوم نیز ناظر به حداکثر اطلاق عدد کثیر است یعنی مراد از کثیر بودن ذکر تسبیح حضرت زهرا سلام الله علیها 100 ذکر داشتن آن نیست بلکه مراد این است که مجموعه تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها مشمول اطلاق بی شماره بودن عدد کثیر در ثواب داشتن است.


    وقتی سوال را خواندم حدیث دومی به ذهن خورد که دیدم شخص سائل، خودش آن راآورده اما برداشت من چیز دیگری بود.
    برای ذکر کثیر ، عددی خاص نمی توان در نظر داشت، بلکه به معنای همان کثیر است که بستگی به شرایط و ذکر دارد، و ممکن است هر عالمی بسته به فرا خور طرف مقابلش، تعدادی را تجویز کند، در هر صورت فکر نمی کنم بتوان ذکر کثیر را به عدد خاصی حمل کرد.
    در ثانی ما ذکر کثیر شنیده بودیم اما عدد کثیر نشنیده بودم، سائل با عدد کثیر شروع کرده که فکر نمی کنم همچین چیزی وجود داشته باشد، فقط ذکر کثیر وجود دارد که آن هم در روایات به تسبیح حضرت فاطمه اشاره شده است.
    صفوان عن معاوية بن عمّار عن أبي عبد اللّه عليه السلام في قوله: «اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً»
    قال: إذا ذكر العبد ربّه في اليوم مائة مرة كان ذلك كثيرا، البحار 93/ 160 عن كتاب الزهد و المستدرك عنه 1/ 383
    در حدیث داریم که برای ذکر کثیر، عدد خاصی ذکر نشده است:
    یا ایها الذین آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا فَقَالَ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ حَدّاً يَنْتَهِي إِلَيْهِ قَالَ وَ كَانَ أَبِي ع كَثِيرَ الذِّكْرِ لَقَدْ كُنْتُ أَمْشِي مَعَهُ وَ إِنَّهُ لَيَذْكُرُ اللَّهَ وَ آكُلُ مَعَهُ الطَّعَامَ وَ إِنَّهُ لَيَذْكُرُ اللَّهَ وَ لَقَدْ كَانَ يُحَدِّثُ الْقَوْمَ وَ مَا يَشْغَلُهُ ذَلِكَ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ كُنْتُ أَرَى لِسَانَهُ لَازِقاً بِحَنَكِهِ يَقُولُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ كَانَ يَجْمَعُنَا فَيَأْمُرُنَا بِالذِّكْرِ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْس‏...(کافی، ج 2، ص 499)



    منظور از عدد کثير چيست؟
    تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

    شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

    عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

    مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

    آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

    سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    علاقه
    یا صاحب الزمان الغوث و الامان
    نوشته
    272
    حضور
    9 روز 17 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    622



    سلام.
    فکر میکنم منظور سئوال از "عدد کثیر" همان مفهموم "عدد کثرت" باشد. که بینهایت است، و همانطور که گفته شد 83 احتمالا حداقل تعداد کثیر است.

    100 سال سیاه منظور منو نمی فهمی
    در اینجا 100 عدد کثرت است، یعنی کلا متوجه نمیشی! و منظور این نیست که در سال 101 متوجه میشی.


    یا:
    100 بار اگر توبه شکستی باز آ
    یعنی دفعه 101 دیگه قابل برگشت نیستی؟ قطعا این منظور نیست.


    این در ادبیات فارسی بود که معمولا 100 و یا 1000 عدد کثرت است. یعنی بی نهایت

    اما در ادبیات عرب عدد 7 و یا 40 و یا عدد 1000 عدد کثرت هستند. که باز معنی بینهایت را می دهد. (البته منحصر به این اعداد نیست)

    مثلا شب قدر از هزار ماه بهتر است (1000 ماه تقریبا 70 سال می شود) معنیش این نیست که 1001 ماه بهتر از شب قدر است!


    موفق باشید.
    ویرایش توسط لوح دل : ۱۳۹۳/۰۶/۰۲ در ساعت ۱۰:۲۱

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    علاقه
    یا صاحب الزمان الغوث و الامان
    نوشته
    272
    حضور
    9 روز 17 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    622



    رفتم دکتر میگم سرم درد میکنه، 20 تا سئوال از من پرسید!!! دیشب چی خوردی، صبح کی از خواب بلند شدی و ....

    این 20 عدد کثرت است.

    در واقع شاید دکتر کلا 6 تا سئوال پرسیده باشد. اما منظور این است که سئوالات زیادی پرسید!!!

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    5
    حضور
    1 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    14



    نقل قول نوشته اصلی توسط استاد نمایش پست ها

    سلام علیکم
    در مورد سوال شما نظر برخی از همکارانم را نیز جویا شدم که پاسخ ایشان را که به نظر بنده نیز درست است تقدیم می کنم:
    در پاسخ به سوال یاد شده باید بگویم روایت اول ناظر به حداقل اطلاق عدد کثیر است زیرا عدد کثیر از یک عدد حداقلی آغاز و تا بی نهایت قابل شمول است که حداقل عدد کثیر طبق روایت مذکور عدد 83 می باشد.
    روایت دوم نیز ناظر به حداکثر اطلاق عدد کثیر است یعنی مراد از کثیر بودن ذکر تسبیح حضرت زهرا سلام الله علیها 100 ذکر داشتن آن نیست بلکه مراد این است که مجموعه تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها مشمول اطلاق بی شماره بودن عدد کثیر در ثواب داشتن است.


    سلام

    اينکه بيايم حداقل حداکثر قائل بشيم
    اگه اينطوری درست بود که خود امام هادی ع حداقل حداکثر قائل ميشد
    و به متوکل ميگفت شما از هشتاد و سه درهم تا هر چقدر دلت خواست ميتونی صدقه بدی



    البته من خودم به يک جوابی رسيدم ببينيم نظر دوستان چيه


    تو روايت اول گفته شده دراهم کثيره نه دراهم کثير
    کثيره مصداقش همون هشتاد و سه است


    ولی وقتی ميگيم کثير
    مصداقش ميشه اين آيه :
    و اذکرو الله ذکرا کثير که يکی از مصاديق اين آيه هم تسبيحات حضرت زهرا س است
    که تعداد تسبيحات هم از لحاظ عددی صد عدد است
    يعنی مصداق کثير صد است


    علت اينکه من اين پرسش رو اينجا مطرح کردم
    يکی از وهابی های ملعون نظر امام هادی رو زير سوال برده
    و من ناراحت شدم و پرسش رو اينجا مطرح کردم
    تا جواب پيدا بشه



    نقل قول وهابی :
    مؤلف رافضی ابن مطهر الحلی گفت: «متوکل نذر کرد که اگر عافیت پیدا کند درهم‌های زیادی را صدقه می‌دهد و بعد از عافیت در مورد تعداد درهم‌ها از فقهاء سؤال کرد، ولی آنها هیچ جوابی برای مسأله نداشتند و علی بن محمد به او دستور داد که هشتاد و سه درهم صدقه بدهد و به این آیه استناد کرد که:{ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ (٢٥)}. (التوبه: 25). «خداوند شما را در مواقع زیادی یاری کرد».
    گفته: این «مواطن» مذکور در آیه که صفت زیادی دارند، هشتاد و سه مورد بوده‌اند، پس زیاد یعنی هشتاد و سه. زیرا پیغمبر بیست و هفت غزوه انجام داده و پنجاه و شش سریه تدارک دیده است و این حکایت بین علی بن موسی و مأمون نیز روایت شده است. و از دو حال خارج نیست: یا دروغ است و یا نشانه جهالت کسی است که چنین فتوایی داده است.
    زیرا کسی که می‌‌گوید: من درهم‌های زیادی به او بدهکار هستم، و یا بگوید: به خدا سوگند! درهم‌های زیادی را به فلانی خواهم داد، و یا بگوید: درهم‌های زیادی را صدقه خواهم داد. این جملات در نزد هیچ یک از علماء مسلمانان بر رقم هشتاد و سه حمل نمی‌شود.
    و استدلال فوق که مؤلف به دروغ آن را به هادی نسبت می‌‌دهد، از چند وجه باطل است:
    وجه اول: پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم بیست و هفت غزوه و پنجاه و شش سریه تدارک ندیده است، و این ادعا باطل است، و پیغمبر به اتفاق اهل سیره در کمتر از بیست و هفت غزوه شرکت نموده است.
    وجه دوم: این آیه [دخان: 25] در روز حنین نازل شده است، و خبر از نصرت تا آن روز را می‌دهد، بنابراین مراد آیه این است که مواردی که خداوند تا آن روز مؤمنان را یاری کرده است، زیاد می‌باشد. آیه شامل موارد بعد از آن روز نمی‌شود و غزوه طائف، غزوه تبوک و بسیاری از سریه‌ها مثل سریه فتح مکه و ارسال جریر بن عبدالله به ذی الخلصه و امثال آن بعد از روز حنین روی داده است.
    و جریر حدوداً یک سال قبل از وفات پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم ایمان آورد و چنانچه بسیاری از غزوه‌ها و سریه‌ها بعد از نزول این آیه به وقوع پیوسته، نمی‌توان گفت: آیه‌ای که خبر از گذشته می‌دهد، غزوه‌ها و سریه‌های آتی را نیز شامل می‌شود.
    وجه سوم: خداوند در جمیع غزوات مسلمانان را یاری نکرد. مؤمنان در روز احد شکست خوردند و آن روز به روز، بلا و آزمایش تبدیل شد و همچنین مؤمنان در سریه مؤته و سریه‌های دیگری غالب نشدند. به فرض که کل غزوات و سرایا هشتاد و سه تا هم باشد، مؤمنان در همه آنها مورد نصرت قرار نگرفتند که مجموع موارد نصرت الهی، هشتاد و سه تا گردد.
    وجه چهارم: به فرض که مراد از کثیر در آیه هشتاد و سه مورد باشد. باز اقتضای این را ندارد که مراد از کثیر این عدد مشخص باشد، زیرا لفظ «کثیر» لفظی عام بوده و شامل هزار، دو هزار و هزاران نیز می‌گردد. در صورتی که لفظی مقادیر متفاوتی را معنی بدهد، اختصاص آن لفظ به یکی از آنها تحکّم نابجا می‌باشد.
    وجه پنجم: خداوند می‌فرماید:{ مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً (٢٤٥)}.(البقره: 245).
    «كيست كه به خدا «قرض الحسنه‏اى‏» دهد، (و از اموالى كه خدا به او بخشيده، انفاق كند،) تا آن را براى او، چندين برابر كند».
    خداوند به نص قرآن حسنات را به هفتصد برابر افزایش می‌دهد و در روایات آمده که به دو میلیون حسنه هم افزایش می‌دهد. و از همین تعداد در آیه فوق به کثیر تعبیر شده است.
    و نیز خداوند می‌فرماید:{ كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ (٢٤٩)}.(البقره: 249).
    «چه بسيار گروه‏هاى كوچكى كه به فرمان خدا، بر گروه‏هاى عظيمى پيروز شدند!» و خداوند، با صابران و استقامت‏كنندگان) است».
    و کثرت در این آیه می‌تواند مقادیر متفاوتی را شامل شود زیرا گروههایی که کثیرالعدد شمرده می‌شوند، تعدادشان در عدد معینی محصور نیست. می‌شود گفت: گروه قلیل هزار نفرند و گروه کثیر سه هزار نفر که به نسبت گروه اولی کثیر نامیده می‌شوند.



    به نقل از:
    مختصر منهاج السنة، تاليف: شيخ الإسلام ابو العباس احمد بن تيميه، اختصار : الشيخ عبدالله بن محمد الغنيمان (استاد تحصيلات عالي دانشگاه اسلامي مدينه منوره)، و مدرس در مسجد نبوي شريف، ترجمه: إسحاق دبيرى

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    علاقه
    یا صاحب الزمان الغوث و الامان
    نوشته
    272
    حضور
    9 روز 17 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    622



    سلام مجدد.

    خب این یه بحث دیگه ایه، و ربطی به عدد کثیر یا کثرت نداره.

    باید مشخص شود که حدیث اولا به همین شکل که این وهابی نقل کرده وجود دارد و سند آن چگونه است (که در بحث علم رجال و حدیث می گنجد) ولی چیزی که من دیدم عدد 80 است نه 83
    احتمالا حدیث صحیح باشد، (که من علم آن را ندارم و نمی دانم) ولی با فرض صحیح بودن حدیث، هیچ ایرادی به آن وارد نیست، چرا که ایراداتی که این وهابی گرفته پوچ و بی اساس است، شخصی نذری کرده که حد آن در نذر نامشخص بوده، یعنی کثیر! که مفهموم کلی دارد و به عدد خاصی محدود نمی شود، خب در اینطور مواقع باید نظر خدا مشخص شود، یعنی مشخص شود که خدا نذر وی را چگونه می پذیرد. امام با اتصال به غیب، نظر خداوند که 80 یا 83 بوده را بیان کرده، سپس از او دلیل خواستند، او هم استناد کرده به یکی از آیات قرآن و همان وصف که گفتید.
    یا اگر اتصال به غیب و جویا شدن نظر خداوند هم ممکن نباشد، بهرحال باید عددی تعیین شود، بر مبنایی، یعنی یک ملاکی در نظر گرفته شود و طبق آن عددی برای آن مورد مشخص شود.
    یعنی حتی اگر برفرض بگوییم سلیقه ای هم بوده (العیاذ بالله)، امام به آیه ای استناد کرده و عدد 80 یا 83 را مشخص نموده و این ایرادی نیست. و اگر حتی همین فرض را در نظر بگیریم، امام می توانسته آیه دیگری را ملاک قرار دهد و عدد دیگری را مشخص کند.

    موفق باشید.

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8025



    سلام علیکم مؤمن،

    حرف کارشناس به نظرم طبیعی‌ترین و واضح‌ترین پاسخ ممکن برای این سؤال است. البته حقیر خیلی سال پیش حدیثی دیده بودم که مردی می‌رسد خدمت معصوم علیه‌السلام که من نذر گوسفند کثیر کرده بودم و الآن که حاجتم برآورده شده است مانده‌ام که چه مقدار گوسفند باید قربانی کنم، امام علیه‌السلام هم استناد مشابه به همان آیه کردند، اگرچه تا جایی که یادم هست فرمودند ۸۴! البته بعد از خواندن تاپیک شما هرچه گشتم آن حدیث را ندیدم و احادیث زیادی دیدم که همگی می‌گفتند ۸۰، باز با استناد به همان آیه.
    اما اینکه چرا حرف کارشناس محترم به نظرم درست‌ترین پاسخ ممکن است و این عدد ۸۰ اشاره به حداقل است به این مطلب بر می‌گردد که ادای نذر به مقداری واجب است که انسان یقین داشته باشد بر او واجب است (ان شاء الله اگر اشتباه می‌کنم کارشناس محترم تذکر بدهند). مثلاً یک نفر نذر می‌کند که اگر فلان طور شود او یا هزار تومان یا ده هزار تومان صدقه دهد، اگر حاجتش برآورده شود مقداری که شرعاً بر او واجب است آن مقدار کمتر است چون به اندازه‌ی ۱۰۰۰ تومان برای او یقینی اثبات می‌شود. در اینجا هم همین است، شخصی نذر کرده که به میزان کثیری صدقه بدهد یا قربانی کند، کثیر عومیت دارد و به طیفی از اعداد بزرگتر از یک مرز حداقل گفته می‌شود. از نظر عموم این مقدار حداقل مشخص نیست و عرفاً به برخی مقادیر گفته می‌شود کثیر ... مگرنه هیچ کس به عدد ۱ یا ۲ نمی‌گوید کثیر ... پس هر کسی هر مقداری که تعیین کند از خودش تعیین کرده است در حالیکه معصوم علیه‌السلام این حد را از قرآن بیان کرده است.

    بنابراین پاسخ دادن به آن وهابی هم کار سختی نیست، شما از او بپرسید که اگر کسی چنین نذری کرده باشد چه مقدار باید ادا کند، نه می‌تواند بگوید که چون نمی‌داند می‌تواند ادا نکند و نه می‌تواند یک مقدار بگوید چون هر مقداری که بگوید از او سؤال می‌شود چرا این مقدار؟ بدیهی هم هست که حد پایینی برای کثرت نمی‌داند و اگر عددی را بگوید آن را از روی حدس و گمان گفته است ... فقط یک احتمال هم وجود دارد که بیاید و بگوید این نذر باطل است چون صریح مورد نذر در ان تعیین نشده است ... اما این جواب در واقع سقف علم او را مشخص می‌کند که چیزی را که خداوند معین کرده است را فکر می‌کند معین نیست. مهم این است که دقت کنیم در ادای نذر این «حداقل طیف ممکن» است که واجب می‌شود ...

    یا علی

    ویرایش توسط باء : ۱۳۹۳/۰۶/۰۶ در ساعت ۰۰:۲۵
    بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است،
    ... بضاعتی محدود و اثرگذاری نامحدود،
    نگران سوددهی‌اش هم نیستیم چون خدا تضمین کرده است که قیام به بار خواهد نشست
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...

    بزرگواران و دوستان و هم‌مباحثه‌ای‌ها، ان شاء الله اگر جسارتی کرده‌ام ببخشید و اگر کوتاهی کرده‌ام یا رنجشی به شما رسانده‌ام حلال کنید

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    5
    حضور
    1 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    14



    نقل قول نوشته اصلی توسط owari نمایش پست ها
    سلام علیکم مؤمن،

    .....اما اینکه چرا حرف کارشناس محترم به نظرم درست‌ترین پاسخ ممکن است و این عدد ۸۰ اشاره به حداقل است به این مطلب بر می‌گردد که ادای نذر به مقداری واجب است که انسان یقین داشته باشد بر او واجب است (ان شاء الله اگر اشتباه می‌کنم کارشناس محترم تذکر بدهند). مثلاً یک نفر نذر می‌کند که اگر فلان طور شود او یا هزار تومان یا ده هزار تومان صدقه دهد، اگر حاجتش برآورده شود مقداری که شرعاً بر او واجب است آن مقدار کمتر است چون به اندازه‌ی ۱۰۰۰ تومان برای او یقینی اثبات می‌شود. در اینجا هم همین است، شخصی نذر کرده که به میزان کثیری صدقه بدهد یا قربانی کند، کثیر عومیت دارد و به طیفی از اعداد بزرگتر از یک مرز حداقل گفته می‌شود. از نظر عموم این مقدار حداقل مشخص نیست و عرفاً به برخی مقادیر گفته می‌شود کثیر ... مگرنه هیچ کس به عدد ۱ یا ۲ نمی‌گوید کثیر ... پس هر کسی هر مقداری که تعیین کند از خودش تعیین کرده است در حالیکه معصوم علیه‌السلام این حد را از قرآن بیان کرده است.

    بنابراین پاسخ دادن به آن وهابی هم کار سختی نیست، شما از او بپرسید که اگر کسی چنین نذری کرده باشد چه مقدار باید ادا کند، نه می‌تواند بگوید که چون نمی‌داند می‌تواند ادا نکند و نه می‌تواند یک مقدار بگوید چون هر مقداری که بگوید از او سؤال می‌شود چرا این مقدار؟ بدیهی هم هست که حد پایینی برای کثرت نمی‌داند و اگر عددی را بگوید آن را از روی حدس و گمان گفته است ... فقط یک احتمال هم وجود دارد که بیاید و بگوید این نذر باطل است چون صریح مورد نذر در ان تعیین نشده است ... اما این جواب در واقع سقف علم او را مشخص می‌کند که چیزی را که خداوند معین کرده است را فکر می‌کند معین نیست. مهم این است که دقت کنیم در ادای نذر این «حداقل طیف ممکن» است که واجب می‌شود ...

    یا علی

    با سلام


    دوست عزيز اگه حداقل حداکثر تعيين کنيم که جناب ابن تيميه وهابی هم همين کار رو کرده
    و امام هادی رو جاهل خطاب کرده :

    ....این «مواطن» مذکور در آیه که صفت زیادی دارند، هشتاد و سه مورد بوده‌اند، پس زیاد یعنی هشتاد و سه. زیرا پیغمبر بیست و هفت غزوه انجام داده و پنجاه و شش سریه تدارک دیده است و این حکایت بین علی بن موسی و مأمون نیز روایت شده است. و از دو حال خارج نیست: یا دروغ است و یا نشانه جهالت کسی است که چنین فتوایی داده است.

    زیرا کسی که می‌‌گوید: من درهم‌های زیادی به او بدهکار هستم، و یا بگوید: به خدا سوگند! درهم‌های زیادی را به فلانی خواهم داد، و یا بگوید: درهم‌های زیادی را صدقه خواهم داد. این جملات در نزد هیچ یک از علماء مسلمانان بر رقم هشتاد و سه حمل نمی‌شود.....
    و نیز خداوند می‌فرماید:{ كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ (٢٤٩)}.(البقره: 249).
    «چه بسيار گروه‏هاى كوچكى كه به فرمان خدا، بر گروه‏هاى عظيمى پيروز شدند!» و خداوند، با صابران و استقامت‏كنندگان) است».

    و کثرت در این آیه می‌تواند مقادیر متفاوتی را شامل شود زیرا گروههایی که کثیرالعدد شمرده می‌شوند، تعدادشان در عدد معینی محصور نیست. می‌شود گفت: گروه قلیل هزار نفرند و گروه کثیر سه هزار نفر که به نسبت گروه اولی کثیر نامیده می‌شوند....
    "




    اصل روايت اينجاست
    فروع كافى ، ج 7، ص 463، حديث 21

    موارد مشابه اين مورد ، معصومين حداقل و حداکثر تعيين نکردن :

    مردى به جزئى از مال خود وصيت كرد، پس از مرگش ورثه در معناى جزء اختلاف كردند در اين باره از امير المومنين عليه السلام نظر خواستند، آن حضرت عليه السلام فرمود: يك هفتم اموالش را در مورد وصيت صرف كنند و به آيه شريفه استشهاد نمود: لها سبعه لبواب لكل باب منهم جزء مقسوم ؛ جهنم داراى هفت در است ، براى هر درى گروه معنى از گمراهان .

    مردى به سهمى از مال خود وصيت كرد، پس از فوتش ورثه در معناى سهم اختلاف كردن داميرالمومنين عليه السلام فرمود: يك هشتم مالش را بيرون بياورند و اين آيه را تلاوت فرمود: انما الصدقات للفقراء و المساكين . و آنان هشت صنفند براى هركدامشان يك سهم

    مردى به آزاد نمودن غلامان
    قديم خود وصيت كرد، وصى معناى قديم را ندانست ، آن را از حضرت امير عليه السلام پرسش نمود. امام فرمود: هر غلامى كه شش ماه در ملك او بوده بايد آزاد شود، و اين آيه را تلاوت فرمود: والقمر قدرناه منازل حتى عاد كالعرجون القديم ؛ براى ماه منزلها مقرر داشتيم (تا در آخر ماه ) چون چوب خوشه خرماى خشكيده برگردد. و آب كش خرما پس از شش ماه از چيدن ميوه اش باريك و خميده مى شود

    مردى نذر كرده بود حينى روزه بگيرد، حضرت امير عليه السلام فرمود: بايد شش ماه روزه بگيرد به دليل آيه شريفه توتى اكلها كل حين باذن ربها؛ ميوه اش را در هر وقتى به فرمان پروردگارش مى دهد و آن شش ماه است

    مردى به
    شى ء از مالش وصيت كرد، معناى شى ء را از امام سجاد عليه السلام پرسيدند، آن حضرت فرمود: شى ء در كتاب على عليه السلام يك ششم است

    مردى نذر كرد
    زمانى روزه بگيرد، اميرالمومنين عليه السلام فرمود: زمان پنج ماه است و حين ششماه


    ارشاد، مفيد، ص 118
    فروع كافى ، ج 7 ص 40 حديث 2
    فروع كافى ، ج 4 ص 142، حديث 5

    من همچنان پيشنهاد ميکنم مصداق کثير رو صد در نظر بگيريم
    و مصداق کثيره رو هشتاد و سه


  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8025



    نقل قول نوشته اصلی توسط sohrub99 نمایش پست ها

    با سلام


    دوست عزيز اگه حداقل حداکثر تعيين کنيم که جناب ابن تيميه وهابی هم همين کار رو کرده و امام هادی رو جاهل خطاب کرده :

    ....این «مواطن» مذکور در آیه که صفت زیادی دارند، هشتاد و سه مورد بوده‌اند، پس زیاد یعنی هشتاد و سه. زیرا پیغمبر بیست و هفت غزوه انجام داده و پنجاه و شش سریه تدارک دیده است و این حکایت بین علی بن موسی و مأمون نیز روایت شده است. و از دو حال خارج نیست: یا دروغ است و یا نشانه جهالت کسی است که چنین فتوایی داده است.

    زیرا کسی که می‌‌گوید: من درهم‌های زیادی به او بدهکار هستم، و یا بگوید: به خدا سوگند! درهم‌های زیادی را به فلانی خواهم داد، و یا بگوید: درهم‌های زیادی را صدقه خواهم داد. این جملات در نزد هیچ یک از علماء مسلمانان بر رقم هشتاد و سه حمل نمی‌شود.....
    و نیز خداوند می‌فرماید:{ كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ (٢٤٩)}.(البقره: 249).
    «چه بسيار گروه‏هاى كوچكى كه به فرمان خدا، بر گروه‏هاى عظيمى پيروز شدند!» و خداوند، با صابران و استقامت‏كنندگان) است».

    و کثرت در این آیه می‌تواند مقادیر متفاوتی را شامل شود زیرا گروههایی که کثیرالعدد شمرده می‌شوند، تعدادشان در عدد معینی محصور نیست. می‌شود گفت: گروه قلیل هزار نفرند و گروه کثیر سه هزار نفر که به نسبت گروه اولی کثیر نامیده می‌شوند....
    "


    سلام علیکم برادر بزرگوارم،
    اصلاً منظورتان را نفهمیدم که یعنی چی که ابن‌تیمیه‌ی ... نیز همین کار را کرده است یعنی چی؟

    اینکه علمای مسلمان هیچ کدام فلان برداشت را نمی‌کنند وقتی از دید ابن تیمیه بیان شود معلوم است که منظورش کدام مسلمان‌هاست ... ما بعضاً وهابیت را اصلاً مذهبی از مذاهب اسلامی نمی‌دانیم ... اهل سنت هم که موضعشان همین باشد آنها قرآن را بدون عترت گرفته‌اند، صادق علیه‌السلام را رها کرده‌اند و از غیر او آموخته‌اند ... اینها برای یک شیعه هیچ مشکلی را ایجاد نمی‌کند ... شما بحثتان با یک وهابی است، از او بخواهید خودش مقدار نذر را تعیین کند، او هم بدون شک می‌زند زیر همه چیز و می‌گوید این نذر باطل است یا چیزی شبیه به این، در حالی که در تشیع اگر یک محدوده تعیین شود که حداقلی برایش وجود دارد دیگر آنچه باید ادا گردد معین است اگرچه بیش از آن هم می‌شود انجام داد، چیزی شبیه به قراری که حضرت موسی علیه‌السلام با حضرت شعیب علیه‌السلام گذاشتند، یا ۸ سال چوپانی یا ده سال، واجبش ۸ سال می‌شود ولی اگر ۱۰ سال چوپانی می‌کردند بهتر است ... (شاید مثالش مع‌الفارق باشد ولی امیدوارم نکته‌ی مدّ نظر حقیر را منتقل کند )

    ۳۰۰۰ در مقابل ۱۰۰۰ نمی‌شود کثیر بلکه می‌شود اکثر، در مقام مقایسه باید از صفت «تفضیلی» استفاده کنید ...

    کثیر بر اعداد بزرگتر از یک مقدار گفته می‌شود، آن مقدار حداقل در میان ما معمولاً عدد مشخصی نیست و عرفاً برخی اعداد به اندازه‌ی کافی بزرگ را می‌گوییم کثیر و برخی را می‌گوییم قلیل، اما با آن حدیث معلوم می‌شود که همه چیز نزد خداوند تعریف دقیق دارد ... همچنین از روی مثال‌های دیگری که آوردید ...

    نقل قول نوشته اصلی توسط sohrub99 نمایش پست ها

    موارد مشابه اين مورد ، معصومين حداقل و حداکثر تعيين نکردن :

    مردى به جزئى از مال خود وصيت كرد، پس از مرگش ورثه در معناى جزء اختلاف كردند در اين باره از امير المومنين عليه السلام نظر خواستند، آن حضرت عليه السلام فرمود: يك هفتم اموالش را در مورد وصيت صرف كنند و به آيه شريفه استشهاد نمود: لها سبعه لبواب لكل باب منهم جزء مقسوم ؛ جهنم داراى هفت در است ، براى هر درى گروه معنى از گمراهان .

    مردى به سهمى از مال خود وصيت كرد، پس از فوتش ورثه در معناى سهم اختلاف كردن داميرالمومنين عليه السلام فرمود: يك هشتم مالش را بيرون بياورند و اين آيه را تلاوت فرمود: انما الصدقات للفقراء و المساكين . و آنان هشت صنفند براى هركدامشان يك سهم

    مردى به آزاد نمودن غلامان
    قديم خود وصيت كرد، وصى معناى قديم را ندانست ، آن را از حضرت امير عليه السلام پرسش نمود. امام فرمود: هر غلامى كه شش ماه در ملك او بوده بايد آزاد شود، و اين آيه را تلاوت فرمود: والقمر قدرناه منازل حتى عاد كالعرجون القديم ؛ براى ماه منزلها مقرر داشتيم (تا در آخر ماه ) چون چوب خوشه خرماى خشكيده برگردد. و آب كش خرما پس از شش ماه از چيدن ميوه اش باريك و خميده مى شود

    مردى نذر كرده بود حينى روزه بگيرد، حضرت امير عليه السلام فرمود: بايد شش ماه روزه بگيرد به دليل آيه شريفه توتى اكلها كل حين باذن ربها؛ ميوه اش را در هر وقتى به فرمان پروردگارش مى دهد و آن شش ماه است

    مردى به
    شى ء از مالش وصيت كرد، معناى شى ء را از امام سجاد عليه السلام پرسيدند، آن حضرت فرمود: شى ء در كتاب على عليه السلام يك ششم است

    مردى نذر كرد
    زمانى روزه بگيرد، اميرالمومنين عليه السلام فرمود: زمان پنج ماه است و حين ششماه


    ارشاد، مفيد، ص 118
    فروع كافى ، ج 7 ص 40 حديث 2
    فروع كافى ، ج 4 ص 142، حديث 5

    من همچنان پيشنهاد ميکنم مصداق کثير رو صد در نظر بگيريم
    و مصداق کثيره رو هشتاد و سه
    تمامی مثال‌هایی که زدید را هم اگر اشتباه نکنم می‌شود اینطور توضیح داد که تمامی آن صفات و قیود و یک مصداق خاص دارند و یک مصداق عام‌تر، مصداق خاصشان می‌تواند حداقل یا حداکثر یا اصیل‌ترین کاربردشان باشد، مصادیق عام‌تر آنها هم می‌شود همان چیزهایی که مفسرین معمولی برداشت می‌کنند و این برداشت ایشان متأثر است از عرف مردم و علمشان به زبان عربی ...
    اما علم امام لدنّی است ... ما اعداد ابجد را هم داریم که به هر کلمه یک عدد نسبت بدهند، اینکه عدد نظیر یک کلمه یک مقدار باشد می‌تواند حاوی معانی خاصی باشد که برای عموم مردم قابل درک نیست، اما اگر کسی به حکیم بودن خداوند ایمان داشته باشد و اینکه خداوند وقتی کلامی را می‌گوید در آن کلام از میان تمام واژه‌های موجود همینطوری یکی را برنگزیده و روی هر واژه از واژه‌های قرآن که برگزیده‌ی خداوند برای بیان مقصودهای او هستند که فکر شود علوم بسیاری قابل برداشت است که بسیاری از علمای بزرگ ما هم بدون اتصال به معصوم علیه‌السلام و از خودشان راهی به سوی درک آنها ندارند، تا چه برسد به علمای اهل سنت که خود را از عترت محروم کرده‌اند و تا چه برسد به یک نفر به نام ابن‌تیمیه که رویش هم اسم شیخ‌الإسلام را گذاشته‌اند ...
    اینکه اعداد مصداق خاص دارند را در حدیث دیگری که یک یهودی در مورد اعداد ۱ تا ۱۰۰ از رسول خدا می‌پرسد و حضرت صل‌الله‌علیه‌وآله از قرآن پاسخ می‌دهند هم فهمیده می‌شود ... اینکه نسبت آن عدد با آن مصداقی که در قرآن برایش شمرده شده است از چه لحاظ است بحث ساده‌ای نیست ... بحث «حداقل» مطرح شده توسط کارشناس محترم یک ارتباط طبیعی بین یک واژه و عدد نظیر آن و مصداق خاص آن عدد و حکمت بیانش در حکم فقهی مربوط به نذر را تبیین می‌کند، برای سایر اعداد اینکه در کجا چه برداشت عددی از آنها می‌شود کرد چه بسا خارج از درک فعلی ما باشد و از این لحاظ بحثی تقیفی به حساب بیاید.

    ... وَمَا أُوتِيتُم مِّنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا

    ... قُل رَّ‌بِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ ۗ فَلَا تُمَارِ‌ فِيهِمْ إِلَّا مِرَ‌اءً ظَاهِرً‌ا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِم مِّنْهُمْ أَحَدًا
    ... بگو: پروردگار من به عدد آنها داناتر است و شمار ايشان را جز اندك‌كسان نمى‌دانند. و تو در باره آنها جز به ظاهر مجادله مكن و از كس نظر مخواه.

    حالا اگر اشتباه نکنم، چون حقیر هم علم خاصی ندارم
    یا علی

    بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است،
    ... بضاعتی محدود و اثرگذاری نامحدود،
    نگران سوددهی‌اش هم نیستیم چون خدا تضمین کرده است که قیام به بار خواهد نشست
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...

    بزرگواران و دوستان و هم‌مباحثه‌ای‌ها، ان شاء الله اگر جسارتی کرده‌ام ببخشید و اگر کوتاهی کرده‌ام یا رنجشی به شما رسانده‌ام حلال کنید

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود