صفحه 1 از 17 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خلود در عذاب و تطابق کیفر با عمل

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    2,599
    حضور
    54 روز 8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6491

    اشاره خلود در عذاب و تطابق کیفر با عمل




    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام و عرض ادب خدمت اساتید گرامی

    انسانها به خواست خداوند پا به این جهان گذاشته اند و
    همه انسانها به خواست خداوند بلااستثناء، یا در این دنیا و
    یا در آن دنیا با سختیها و درد و رنجهایی مواجه خواهند شد

    و این درد و رنجها همه عکس العمل رفتارهای خودشان و نیز امتحانات الهی میباشد و هیچکسی نه در این دنیا و نه در آن دنیا اختیار رفع این بلایا را از خود ندارد

    و بسیاری از ناگواریها که به انسانها میرسد نتیجه ی اعمال دیگران است اما بلایش برای انسان...

    (مگر افرادی که به مقامات عالیه ی انسانی رسیده باشند و
    ایمان و علم و عملی راسخ داشته باشد) که طبعا اینگونه افراد در برابر کل انسانها تعداد ناچیزی به حساب میایند

    دیگر اینکه به راه خطا رفتن خیلی آسانتر از اطاعت از فرامین الهی است و اینکه عده کثیری از انسانها انحرافشان معلول محیط و اجتماعی هست که در آن زندگی میکنند

    و این باعث میشود نتوانند در این دنیا آنچه را که دیگران از خوبیها و فضایل کسب میکنند آنها هم کسب کنند و خواسته یا
    ناخواسته زمینه گمراهی دیگران را هم فراهم میکنند

    و خودشان هم در این میان از پیمودن مدارج انسانی بی نصیب میمانند

    خداوند هم قبل از آفریدن انسانها از همه ی این مسائل آگاه بوده


    پس هرکسی بدون اینکه کوچکترین اختیاری داشته باشد ، در دفع مصیبتهایی که عاملشان خودش بوده است به عقاب اعمالش خواهد رسید. چه در این دنیا و چه در آن دنیا.

    سوالاتی در این خصوص مطرح میشود....

    آنچه مد نظر ماست درمورد اصحاب نار و افرادی است که به تعبیر قرآن کریم در جهنم برای ابد خالد هستند.


    سوال ما درمورد آیاتی است که کرارا در قرآن تکرار شده و حاکی از این است که هر کسی همان چیزی را میبیند که انجام داده:


    ثُمَّ قِیلَ لِلَّذِینَ ظَلَمُواْ ذُوقُواْ عَذَابَ الْخُلْدِ هَلْ تُجْزَوْنَ
    إِلاَّ بِمَا کُنتُمْ تَکْسِبُونَ

    پس به كسانى كه ستم ورزيدند گفته شود: «عذاب جاويد را بچشيد. آيا جز به [كيفر] آنچه به دست مى‏آورديد، جزا داده مى‏شويد؟»


    یا

    جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ
    مِثْلُها" «6» (كيفر هر گناهى مصيبتى مثل خود آن است)

    وَمَن جَاء بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَى الَّذِينَ عَمِلُوا السَّيِّئَاتِ إِلَّا مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ

    لِیَحْمِلُواْ أَوْزَارَهُمْ کَامِلَةً یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَمِنْ أَوْزَارِ الَّذِینَ یُضِلُّونَهُم بِغَیْرِ عِلْمٍ أَلاَ سَاء مَا یَزِرُونَ

    سرانجام در روز قیامت بارِ گناهان خود را به طور کامل به دوش می کشند،و [نیز] بخشی از بارِ گناهان کسانی را که از روی بی علمی گمراهشان می کنند. اگاه باشید که بد بار گناهی برمی دارند.


    فأصابهم سیئات ما عملوا":
    آثار شوم گناهانی که کرده بودند به ایشان رسید... (نحل، 34)

    " سیصیبهم سیئات ما کسبوا": بزودی آثار گناهانی که کرده بودند به ایشان می رسد (زمر/ 51).

    با توجه به اینکه قرآن کریم جزای هر گناهی را مصیبتی معادل خود آن گناه میداند نه بیشتر از آن و حتی میفرماید افرادی که نیت کار بدی دارند ولی به هر دلیلی آن را انجام نمیدهند

    را هم کیفر نمیکند،
    چگونه خلود در جهنم برای اهل آن هیچ زمانی پایا
    ن نخواهد گرفت؟


    لطفا فقط با خود قرآن کریم پاسخ دهید


    متشکرم

    ویرایش توسط یا عالی : ۱۳۹۴/۰۳/۱۳ در ساعت ۱۸:۰۸
    امام خامنه ای: زیر پرچم امیرالمومنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهایی را میزد که دوست میزند...
    آگاهی خود را بالا ببرید. نقش نخبگان و خواص اینست که این بصیرت را نه فقط در خودشان بلکه در دیگران هم بوجود بیاورند. رسا بگویید روشن بگویید، مبین بگویید آنچه را که میفهمید. سعی هم بکنید آنچه را که فهمیده اید درست باشد.

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,517
    حضور
    174 روز 18 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58297



    با نام و یاد دوست





    خلود در عذاب و تطابق کیفر با عمل








    کارشناس بحث: استاد میقات


  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,247
    حضور
    53 روز 22 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6125



    با سلام و درود

    با توجه به مطالب شما نکاتی عرض می شود:

    1. این گونه نیست که هر مصیبتی مجازات و به خاطر اعمال انسان باشد. طبق روایات، مصیبت وارد شده می تواند جهات مختلفی داشته باشد. امام علی علیه السلام می فرمایند: "إِنَّ الْبَلَاءَ لِلظَّالِمِ أَدَبٌ وَ لِلْمُؤْمِنِ امْتِحَانٌ وَ لِلْأَنْبِيَاءِ دَرَجَةٌ وَ لِلْأَوْلِيَاءِ كَرَامَة"؛ بلاها برای ظالم تأديب، براي مومنان امتحان، براي پيامبران درجه و براي اولياء كرامت و مقام است.(بحارالانوار، ج ‏64، ص 235)

    2. تکلیف بیش از طاقت، معقول نیست و خداوند بیش از طاقت انسان، از انسان انتظاری ندارد و تکلیف بر او قرار نمی دهد: «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ»؛ خداوند هيچ كس را، جز به اندازه تواناييش، تكليف نمى ‏كند. (انسان،) هر كار (نيكى) را انجام دهد، براى خود انجام داده و هر كار (بدى) كند، به زيان خود كرده است.(بقره، 286)

    لذا وقتی انسان در وقوع چیزی دخالت ندارد، برای آن هم محاکمه نمی شود.

    3. ظلم قبیح است و خداوند ذره ای ظلم نمی کند: «إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ»؛ خداوند (حتّى) به اندازه سنگينى ذره‏ اى ستم نمى ‏كند.(نساء، 40)

    4. خداوند راه بازگشت و جبران را باز گذاشته و هر اشتباهی را در صورت جبران، می بخشد: «إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ»؛ خدا همه گناهان را مى ‏آمرزد، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است.(زمر، 53)

    5. حسابرسی اعمال، قوانین خاص خود را دارد. رابطه گناه و مجازات، رابطه کمی و زمانی نیست بلکه رابطه کیفی است؛ البته در قوانین دنیایی هم این مسأله وجود دارد و برای قتل که چند دقیقه طول کشیده، مجازات حبس ابد و ... قرار می دهند.
    قوانین طبیعی و تکوینی هم چنین است، مثلا کسی که چند روز شیشه یا مشروبات الکلی و یا ... مصرف کند، ممکن است بیماری بگیرد که تا آخر عمرش همراهش است، ولو مدت انجام خطایش چند روز بیشتر نبوده باشد.

    از طرفی مجازات گناه، نتیجه و اثر گناه است که دامان گناهکاران را می گیرد: «فَالْيَوْمَ لا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَ لا تُجْزَوْنَ إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»؛ امروز (روز رستاخيز) به هيچكس ستم نمى ‏شود و جز اعمال خود شما جزائى براى شما نيست.(يس، 54)

    لذا این که بگوییم چرا برای یک عمر 80 ساله، عذاب ابدی قرار داده شده، صحیح نیست.

    نکته: این گونه حسابرسی و محاسبه اعمال، قبلا به انسان ابلاغ و اطلاع رسانی شده است.

    6. خلود و ابدی بودن عذاب، اختصاص به گروه خاصی دارد. کسانی که با توجه به همه آگاهی دهی ها، همه وجود خود را غرق گناه کرده و قابلیت هدایت شدن را در خود از بین برده اند:
    «بَلى‏ مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَ أَحاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ»؛ آرى كسى كه مرتكب گناهى گردد و آثار آن تمام وجود او را احاطه كند، چنان كسى اهل دوزخ است و جاودانه در آن خواهد ماند.(بقره، 81)

    البته باز هم برای این شخص راه توبه قرار داده شده، و این مجازات در صورتی است که او در همان حال کفر و شرک و ... بمیرد و توبه نکند:
    «وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ»؛ ولى كسى كه از آيينش برگردد، و در حال كفر بميرد، تمام اعمال نيك (گذشته) او، در دنيا و آخرت، بر باد مى ‏رود و آنان اهل دوزخند و هميشه در آن خواهند بود.(بقره، 217)

    7. این که قرآن پاداش و کیفر را معادل عمل می داند، مرادش معادل بودن زمانی و کمّی نیست، بلکه طبق محاسبات و قوانین نظام الهی و حسابرسی اخروی است.


    بنابر این:

    وقتی حسابرسی اعمال و پاداش و كيفر دادن، بر اساس نتيجه و اثر خود عمل باشد، دیگر موضوع مساوات و برابرى از نظر زمان و كميت و كيفيت مطرح نخواهد بود. یک عمل به ظاهر كوچک (از نظر زمانی) می تواند اثرش يک عمر محروميت و ناراحتى، و یا سرچشمه خيرات و بركات براى يک عمر باشد.

    خلود در عذاب و تطابق کیفر با عمل

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:


    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    2,599
    حضور
    54 روز 8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6491



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    با سلام و درود
    با توجه به مطالب شما نکاتی عرض می شود:


    سلام و عرض ادب دارم خدمت استاد بزرگوار جناب میقات

    متاسفانه شما متوجه سوال ما نشدید.

    زحمت کشدید و نکاتی را ذکر فرمودید که همیشه و همیشه به آنها استناد میشود درصورتیکه اول باید مشخص شود، اصلا چنین د
    یدگاهی صحیح است یا خیر.

    چون تا آنجا که بنده اطلاع دارم، این دیدگاه فقط و فقط مبتنی بر دو دلیل است:

    یک اینکه ایشان خلود را به معنای همیشگی و جاودانگی میدانند در صورتیکه در زبان عرب و همچنین در خود آیات کریمه قرآن ، خلود به معنای مدت طولانی هم آمده است:

    خلد

    : (بضمّ اوّل) همیشه بودن. مکث طویل. همچنین است خلود. راغب گوید: خود آنست که شى‏ء از عروض فساد بدور بوده و در یک حالت باقى ماند و نیز هر آنچه تغییر و فساد دیر عارضش شود عرب آنرا با خلود توصیف میکند و بسنگهائى که دیک را روى آن میگذارند خوالد گویند نه براى همیشه بودن بلکه براى مکث طویل و زیاد پایدار بودن. معنى دوّم را اقرب الموارد عینا از کلیّات ابو البقا نقل کرده است و نیز گفته بآنکه با کثرت سنّ جوان مانده گویند: «خلد خلودا».


    طبرسى ذیل آیه 25 بقره فرموده:

    «الخلود هو الدوام ...» در قاموس گفته: خلد و خلود بمعنى دوام و بقا است و نیز در باره جوان ماندن و سنگهاى دیک که گفته شد خلود را نقل کرده است. اقرب الموارد نیز قدم بقدم در پى قاموس است.


    کشّاف ذیل آیه 25 بقره گفته:
    «الخلد: الثبات الدائم و البقاء اللازم الذى لا ینقطع» در جوامع الجامع عین عبارت کشّاف را آورده است 1

    همانگونه که می بینیم برای خلود دو معنی وجود دارد، یکی به معنی همیشه بودن و دیگری مکث طولانی است.
    آنچه مورد بحث است خلود در جهنم است که این به چه معنی است؟ آیا این خلود در جهنم به معنی همیشه و جاودان بودن در آتش جهنّم است؟ یا به معنی ماندن و مکث طولانی مدّت در جهنّم می باشد؟


    دو اینکه در قرآن کریم علاوه بر خلود لفظ ابد هم آمده است، در صورتیکه ابدی بودن در جهنم میتواند به معنای بیرون نیامدنشان از جهنم و وارد نشدنشان به بهشت باشد چون در این خصوص است که در قرآن کریم بسیار تاکید شده.

    اما سوال ما این است که اگر دلیل قرآنی بر خلود جهنمیان (به معنای عذاب همیشگی و ابدی ) دارید ، بفرمایید.

    مثلا برای اثبات خلود بهشتیان در بهشت میفرماید: ماکثین فیه ابدا. عطاء غیر مجذوذ. لامقطوعه ولاممنوعه.

    اما مثلا درباره ی واژه ی "ابدا" درمورد جهنمیان، این واژه فقط به همراه خالدین آمده است و با دیگر واژه هایی که بیانگر مکث و ماندن جهنمیان در جهنم است همراهی ندارد

    بعنوان مثال:

    میفرماید: ونادوا یا مالک لیقض علینا ربک قال انکم ماکثون

    در توجیه این آیه شریفه میتوان چنین گفت که اولا لفظ ابدا پس از ماکثین نیامده است، ثانیا تقاضای جهنمیان زمانی هست که هنوز بطورکامل به عقوبت اعمالشان نرسیده اند بنابراین اجمالا مالک دوزخ در پاسخشان چنین میگوید که درخواستتان مورد قبول واقع نمیشود و این عذاب از شما برداشته نمیشود "تا زمانیکه به کیفر اعمالتان برسید" ، پس تا آن زمان الزاما در اینجا هستید...

    یا در آیه شریفه لایموت فیها ولایحیی. میتواند منظور این باشد که تا زمانیکه به طور کامل به کیفر اعمالشان نرسیده اند ( هرچند که این زمان بسیار بسیار طولانی باشد) مرگی نخواهند داشت و از این جهت مورد لطف الهی قرار نخواهند گرفت. نه اینکه منظور این باشد که کلا فنایی نخواهند داشت.

    چون میتوان گفت پس از اینکه در جهنم به کیفر اعمالشان رسیدند برای همیشه نابود میشوند و دیگر روحی برایشان باقی نمیماند که مجددا به جسمشان بازگردد و زنده شوند. پس نمردنشان مربوط به آن زمانی هست که روحشان زنده است و عذاب میبیند.

    یا در آیه ی شریفه لابثین فیها احقابا که از کلمه "
    لبث" به معنای درنگ کنندگان استفاده شده نفرموده که برای ابد در آنجا میمانند بلکه میفرماید دوره هایی طولانی در آن میمانند.

    در آخر اینکه بنده هنوز منتظر دلیل متقن و محکمی هستم از خود قرآن کریم مبنی بر اینکه خلود در جهنم به معنای عذاب همیشگی و قطع ناشدنی است برای اهل آن.

    امیدوارم دوستان جدی گرفته و اگر اشتباه میکنم پاسخ قاطعی بدهند.

    ویرایش توسط Serat : ۱۳۹۳/۰۶/۲۱ در ساعت ۲۲:۳۹
    امام خامنه ای: زیر پرچم امیرالمومنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهایی را میزد که دوست میزند...
    آگاهی خود را بالا ببرید. نقش نخبگان و خواص اینست که این بصیرت را نه فقط در خودشان بلکه در دیگران هم بوجود بیاورند. رسا بگویید روشن بگویید، مبین بگویید آنچه را که میفهمید. سعی هم بکنید آنچه را که فهمیده اید درست باشد.

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,247
    حضور
    53 روز 22 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6125



    نقل قول نوشته اصلی توسط .امین. نمایش پست ها


    سلام و عرض ادب دارم خدمت استاد بزرگوار جناب میقات

    متاسفانه شما متوجه سوال ما نشدید.

    زحمت کشدید و نکاتی را ذکر فرمودید که همیشه و همیشه به آنها استناد میشود درصورتیکه اول باید مشخص شود، اصلا چنین د
    یدگاهی صحیح است یا خیر.

    چون تا آنجا که بنده اطلاع دارم، این دیدگاه فقط و فقط مبتنی بر دو دلیل است:

    یک اینکه ایشان خلود را به معنای همیشگی و جاودانگی میدانند در صورتیکه در زبان عرب و همچنین در خود آیات کریمه قرآن ، خلود به معنای مدت طولانی هم آمده است:

    خلد

    : (بضمّ اوّل) همیشه بودن. مکث طویل. همچنین است خلود. راغب گوید: خود آنست که شى‏ء از عروض فساد بدور بوده و در یک حالت باقى ماند و نیز هر آنچه تغییر و فساد دیر عارضش شود عرب آنرا با خلود توصیف میکند و بسنگهائى که دیک را روى آن میگذارند خوالد گویند نه براى همیشه بودن بلکه براى مکث طویل و زیاد پایدار بودن. معنى دوّم را اقرب الموارد عینا از کلیّات ابو البقا نقل کرده است و نیز گفته بآنکه با کثرت سنّ جوان مانده گویند: «خلد خلودا».


    طبرسى ذیل آیه 25 بقره فرموده:

    «الخلود هو الدوام ...» در قاموس گفته: خلد و خلود بمعنى دوام و بقا است و نیز در باره جوان ماندن و سنگهاى دیک که گفته شد خلود را نقل کرده است. اقرب الموارد نیز قدم بقدم در پى قاموس است.


    کشّاف ذیل آیه 25 بقره گفته:
    «الخلد: الثبات الدائم و البقاء اللازم الذى لا ینقطع» در جوامع الجامع عین عبارت کشّاف را آورده است 1

    همانگونه که می بینیم برای خلود دو معنی وجود دارد، یکی به معنی همیشه بودن و دیگری مکث طولانی است.
    آنچه مورد بحث است خلود در جهنم است که این به چه معنی است؟ آیا این خلود در جهنم به معنی همیشه و جاودان بودن در آتش جهنّم است؟ یا به معنی ماندن و مکث طولانی مدّت در جهنّم می باشد؟


    دو اینکه در قرآن کریم علاوه بر خلود لفظ ابد هم آمده است، در صورتیکه ابدی بودن در جهنم میتواند به معنای بیرون نیامدنشان از جهنم و وارد نشدنشان به بهشت باشد چون در این خصوص است که در قرآن کریم بسیار تاکید شده.

    اما سوال ما این است که اگر دلیل قرآنی بر خلود جهنمیان (به معنای عذاب همیشگی و ابدی ) دارید ، بفرمایید.

    مثلا برای اثبات خلود بهشتیان در بهشت میفرماید: ماکثین فیه ابدا. عطاء غیر مجذوذ. لامقطوعه ولاممنوعه.

    اما مثلا درباره ی واژه ی "ابدا" درمورد جهنمیان، این واژه فقط به همراه خالدین آمده است و با دیگر واژه هایی که بیانگر مکث و ماندن جهنمیان در جهنم است همراهی ندارد

    بعنوان مثال:

    میفرماید: ونادوا یا مالک لیقض علینا ربک قال انکم ماکثون

    در توجیه این آیه شریفه میتوان چنین گفت که اولا لفظ ابدا پس از ماکثین نیامده است، ثانیا تقاضای جهنمیان زمانی هست که هنوز بطورکامل به عقوبت اعمالشان نرسیده اند بنابراین اجمالا مالک دوزخ در پاسخشان چنین میگوید که درخواستتان مورد قبول واقع نمیشود و این عذاب از شما برداشته نمیشود "تا زمانیکه به کیفر اعمالتان برسید" ، پس تا آن زمان الزاما در اینجا هستید...

    یا در آیه شریفه لایموت فیها ولایحیی. میتواند منظور این باشد که تا زمانیکه به طور کامل به کیفر اعمالشان نرسیده اند ( هرچند که این زمان بسیار بسیار طولانی باشد) مرگی نخواهند داشت و از این جهت مورد لطف الهی قرار نخواهند گرفت. نه اینکه منظور این باشد که کلا فنایی نخواهند داشت.

    چون میتوان گفت پس از اینکه در جهنم به کیفر اعمالشان رسیدند برای همیشه نابود میشوند و دیگر روحی برایشان باقی نمیماند که مجددا به جسمشان بازگردد و زنده شوند. پس نمردنشان مربوط به آن زمانی هست که روحشان زنده است و عذاب میبیند.

    یا در آیه ی شریفه لابثین فیها احقابا که از کلمه "
    لبث" به معنای درنگ کنندگان استفاده شده نفرموده که برای ابد در آنجا میمانند بلکه میفرماید دوره هایی طولانی در آن میمانند.

    در آخر اینکه بنده هنوز منتظر دلیل متقن و محکمی هستم از خود قرآن کریم مبنی بر اینکه خلود در جهنم به معنای عذاب همیشگی و قطع ناشدنی است برای اهل آن.

    امیدوارم دوستان جدی گرفته و اگر اشتباه میکنم پاسخ قاطعی بدهند.


    با سلام و درود

    چند نکته عرض می شود:

    1. بهتر است منظورتان را واضح و روشن بیان کنید و به جای پرداختن به فرعیات، اصل مطلب را بیان فرمایید، مثلا در پست طولانی آغازین، می توانستید بفرمایید ادله قرآنی بر ابدی بودن عذاب چیست؟ و این که نظر شما چیز دیگری است. لذا نیازی به پرداختن به عمر 80 ساله و عذاب ابدی و عدالت و ... نبود. پاسخی که بنده عرض کردم، با توجه به فرمایشات شما بود.

    2. برخی برای این که با این شبهه ای که در پست شماره 3 پاسخ داده شد، مواجه نشوند، خلود را به معنای طولانی مدت گرفته اند؛ ولی بیان شد که خلود به معنای ابدی و دائمی، موجه و قابل قبول و علمی است.

    3. به عبارتتان دقت کنید:
    دو اینکه در قرآن کریم علاوه بر خلود لفظ ابد هم آمده است، در صورتیکه ابدی بودن در جهنم میتواند به معنای بیرون نیامدنشان از جهنم و وارد نشدنشان به بهشت باشد چون در این خصوص است که در قرآن کریم بسیار تاکید شده.
    بیرون نیامدن از جهنم، چه فرقی با ابدی بودن دارد؟!

    4. قرآن برای جاودانه بودن بهشت و نعمتهای بهشتی، از همین تعبیر «خالد» استفاده کرده است؛ و استفاده از این تعبیر برای جهنم نیز قرینه است بر ابدی بودن زندگی و عذاب جهنمیان.

    5. ابدی بودن عذاب جهنمیان، کافی تا دوام و همیشگی بودن عذاب را برساند، و نیازی به تعابیر دیگر نیست، ولو برای بهشتیان با تعابیر دیگری آمده باشد.

    6. تعابیر قرآنی بر دوام و خلود:

    تخفیف ندادن عذاب:
    «خالِدينَ فيها لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ»؛ هميشه در آن (لعن و دورى از رحمت پروردگار) باقى مى ‏مانند نه در عذاب آنان تخفيف داده مى ‏شود، و نه مهلتى خواهند داشت‏. (بقره، 162؛ آل عمران، 88)

    «لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَ هُمْ فيهِ مُبْلِسُون‏»؛ هرگز عذاب آنان تخفيف نمى ‏يابد، و در آنجا از همه چيز مأيوسند. (زخرف، 75)

    اضافه شدن عذاب:
    «يُضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ يَخْلُدْ فيهِ مُهاناً»؛ عذاب او در قيامت مضاعف مى ‏گردد، و هميشه با خوارى در آن خواهد ماند! (فرقان، 69)

    عذاب ماندگار:
    «خالِدينَ فيها هِيَ حَسْبُهُمْ وَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَ لَهُمْ عَذابٌ مُقيم‏»؛ جاودانه در آن خواهند ماند- همان براى آنها كافى است!- و خدا آنها را از رحمت خود دور ساخته و عذاب هميشگى براى آنهاست! (توبه، 68)

    «إِنَّ الظَّالِمينَ في‏ عَذابٍ مُقيمٍ»؛ آگاه باشيد كه ظالمان (آن روز) در عذاب دائمند. (شوری، 45)

    تعبیر کنایی بر دائمی بودن:
    «خالِدينَ فيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ إِلاَّ ما شاءَ رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِما يُريد»؛ جاودانه در آن خواهند ماند، تا آسمانها و زمين برپاست مگر آنچه پروردگارت بخواهد! پروردگارت هر چه را بخواهد انجام مى‏دهد! (هود، 107)

    عذاب، خلاصی ندارد:
    «ما لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ عاصِم‏»؛ و هيچ چيز نمى ‏تواند آنها را از (مجازات) خدا نگه دارد! (یونس، 27)

    جهنمیان، یاوری ندارند:
    «خالِدينَ فيها أَبَداً لا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَ لا نَصيراً»؛ در حالى كه همواره در آن تا ابد مى‏مانند، و ولىّ و ياورى نخواهند يافت! (احزاب، 65)

    آنان فراموش شدگانند:
    «فَذُوقُوا بِما نَسيتُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا إِنَّا نَسيناكُمْ وَ ذُوقُوا عَذابَ الْخُلْدِ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»؛ (و به آنها مى‏ گويم:) بچشيد (عذاب جهنم را)! بخاطر اينكه ديدار امروزتان را فراموش كرديد، ما نيز شما را فراموش كرديم و بچشيد عذاب جاودان را به خاطر اعمالى كه انجام مى ‏داديد! (سجده، 14)

    کسی خارج نمی شود:
    «يُريدُونَ أَنْ يَخْرُجُوا مِنَ النَّارِ وَ ما هُمْ بِخارِجينَ مِنْها وَ لَهُمْ عَذابٌ مُقيمٌ»؛ پيوسته مى‏ خواهند از آتش خارج شوند، ولى نمى ‏توانند از آن خارج گردند و براى آنها مجازاتى پايدار است‏. (مائده، 37)


    نکته:
    تخفیف عذاب و بیرون آمدن از جهنم، دلیل می خواهد. لطفا دلیلی اقام کنید که با آیات فوق، سازگار باشد.

    خلود در عذاب و تطابق کیفر با عمل

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:


    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    2,599
    حضور
    54 روز 8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6491



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    با سلام و درود

    چند نکته عرض می شود:

    1. بهتر است منظورتان را واضح و روشن بیان کنید و به جای پرداختن به فرعیات، اصل مطلب را بیان فرمایید، مثلا در پست طولانی آغازین، می توانستید بفرمایید ادله قرآنی بر ابدی بودن عذاب چیست؟ و این که نظر شما چیز دیگری است. لذا نیازی به پرداختن به عمر 80 ساله و عذاب ابدی و عدالت و ... نبود. پاسخی که بنده عرض کردم، با توجه به فرمایشات شما بود.


    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام و عرض ادب و تشکر از شما

    شرحی که در پست نخستین آورده شد برای این بود که پاسخگوی محترم در پاسخشان این را بخاطر بیاورند که اولا انسانها به خواست خدا پا به این دنیا گذاشته اند(هرچند که خودشان ورودشان را به این دنیا انتخاب کرده باشند. مثل این که به کسی پیشنهاد پول زیادی شود در ازای انجام کاری ، مشخصه که انسانی که هلوع آفریده شده آن را رد نمیکند) .

    ثانیا دردها و ناراحتیها چیزیست که به جبر بر انسانها تحمیل شده است چه در این دنیا و چه در آخرت. (کار به دلیلش هم نداریم. به هرصورت خواست خداوند بر این اساس قرار گرفته است)

    و اینکه هرچند که خداوند به آنها اختیار داده باشد که بین بدی و خوبی یکی را انتخاب کنند.

    اکثر انسانها علاوه بر اینکه دربرابر خدا موجودات ضعیف و کم خرد و مغروری بیش نیستند ، که از قدرت و توانایی که در وجودشان نهفته است سوءاستفاده میکنند و در حق خدا و خلق خدا و حتی در حق خویشتن مرتکب ظلم میشوند.

    یک مثالی میزنم تا متوجه عرایضم شوید.
    خداوند یک گروهی از انسانها را خلق میکند و یک سفره عریض و طویل که پر از غذاهای خوشمزه و رنگارنگ هست در این سفره قرار میدهد که همه این غذاها مسموم هستند و در کنار آن یک سفره کوچک غذای سالم که مثل سفره قبلی غذاهایش رنگارنگ و خوشمزه نیست اما به حد کافی مقوی و نیرو بخش هست قرار میدهد.

    خداوند به این انسانها عقل و شعور کافی داده است تا بتوانند غذای مسموم از سالم را تشخیص دهند اما در عین حال میداند که گروهی از ایشان خود را به نفهمی میزنند و از غذاهای مسموم که خوشمزه هستند استفاده میکنند...

    تا اینجا میگوییم هرچه بر سر این افراد بیاید حقشان است. اینها که به حرف خالقشان گوش نداده اند حقشان هست که بمیرند. اما بینی و بین الله آیا میتوانیم بپذیریم که اینها چون خودشان به دست خودشان خود را از حیات محروم کرده اند خداوند آنها را برای ابد عذاب کند بدون هیچ وقفه ای و بدون هیچ پایانی؟

    بله تا جاییکه به اندازه ی جرمهایی که مرتکب شده اند حقشان هست که عذاب شوند. اصلا این عذاب تجسم اعمالشان هست و یک امر طبیعی و عاقبتی هست که خواهی نخواهی به آن خواهند رسید. پس مطابق قانونی که در آیات پست اول آورده شد باید مجازات شوند.

    مثلا کسیکه به عمد مرتکب قتل انسانی که خونش محترم هست میشود را در نظر بگیرید.
    ایا حیات انسانها در این دنیا ابدی است که برای ابد عذاب شود؟ یا اینکه برای هر ثانیه ای که از عمر مقتول کم کرده است حد معینی در عذاب خواهد ماند؟ اگر حدی ندارد یعنی یک ثانیه کم کردن عمر یک فرد برابر است با بینهایت عذاب و در نتیجه آن شخصی که یک انسان را میکشد با شخصی که هزاران نفر را کشته است باید به یک اندازه عذاب شوند.

    آیا چنین باوری مجرمان را در ارتکاب جرمهایشان جری تر نمیکند؟ آیا ایشان به خود حق نخواهند داد که بجای یک نفر دهها نفر را بکشند؟ آنها که بالاخره برای ابد عذاب خواهند شد.

    نکته دیگر اینکه مگر همه کفار به یک اندازه در این دنیا زیسته اند تا به یک اندازه در جهان آخرت هم عذاب ببینند؟

    شیطان را در نظر بگیرید که با خداوند
    تا قیام قیامت در دشمنی است و در حال ارتکاب گناه و یک جوان کافری را که در عنفوان جوانی میمیرد، آیا این دو به یک اندازه در این دنیا بوده اند تا به یک اندازه و برای ابد عذاب ببینند؟ شاید بگویید میزان عذاب آن جوان کمتر از شیطان است.

    میگوییم مگر شیطان که هزاران سال مهلت داده شده قرار است در هر لحظه به چه میزانی عذاب را تحمل کند که عذاب آن جوان کمتر از اوست؟ غیر از اینست که عذابها به همان روش و سبکی به ایشان عرضه میشود که در این دنیا زیسته اند و مرتکب آن اعمال شده اند؟

    امام خامنه ای: زیر پرچم امیرالمومنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهایی را میزد که دوست میزند...
    آگاهی خود را بالا ببرید. نقش نخبگان و خواص اینست که این بصیرت را نه فقط در خودشان بلکه در دیگران هم بوجود بیاورند. رسا بگویید روشن بگویید، مبین بگویید آنچه را که میفهمید. سعی هم بکنید آنچه را که فهمیده اید درست باشد.

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    2,599
    حضور
    54 روز 8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6491





    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    2. برخی برای این که با این شبهه ای که در پست شماره 3 پاسخ داده شد، مواجه نشوند، خلود را به معنای طولانی مدت گرفته اند؛ ولی بیان شد که خلود به معنای ابدی و دائمی، موجه و قابل قبول و علمی است


    متوجه نشدم از چه نظر به معنای ابدی و دائمی بودن قابل قبول است؟ از نظر لغوی یا از این نظر که برای بهشتیان هم همین لفظ بکار رفته است؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    3. به عبارتتان دقت کنید:

    بیرون نیامدن از جهنم، چه فرقی با ابدی بودن دارد؟


    بیرون نیامدن از جهنم مثل بیرون نیامدن یک زندانی حبس ابد هست که در همان حبس خود میمیرد با این تفاوت که واژه مرگ برای موجودی بکار میرود که وقتی مرد روحش همچنان زنده است.

    ما میگوییم اینها پس از اینکه به سزای اعمالشان رسیدند
    نابود و هلاک خواهند شد همان واژه ای که برای اعمالشان بکار میرود، همان واژه ای که برای عذاب سخت و دهشتبار دنیویشان بکار میرود. همان واژه ای که مکذبین و دهریون در پاسخ رسولان الهی میگفتند: ومایهلکنا الاالدهر. هیچ چیز جز دهر ما را هلاک نمیکند.

    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    4. قرآن برای جاودانه بودن بهشت و نعمتهای بهشتی، از همین تعبیر «خالد» استفاده کرده است؛ و استفاده از این تعبیر برای جهنم نیز قرینه است بر ابدی بودن زندگی و عذاب جهنمیان


    اگر برای بهشتیان این واژه بکار رفته است در کنارش هم مطالبی ذکر شده که میشود فهمید منظور همیشگی و دائمی بودن است.
    اما برای جهنم نه تنها آن واژه ها بکار نرفته بلکه از کلماتی استفاده شده که میتوان فهمید خلود برای همه ی جهنمیان به یک اندازه نیست.


    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    5. ابدی بودن عذاب جهنمیان، کافی تا دوام و همیشگی بودن عذاب را برساند، و نیازی به تعابیر دیگر نیست، ولو برای بهشتیان با تعابیر دیگری آمده باشد


    درکجای قرآن آمده است که عذاب ابدی هست؟

    تا جاییکه ما میدانیم قرآن کریم خلود درجهنم را ابدی دانسته است . خلود در عذاب با عذاب ابدی متفاوت است.

    بعکس مواهب بهشتی را ابدی میداند.


    ادامه در پست بعد
    امام خامنه ای: زیر پرچم امیرالمومنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهایی را میزد که دوست میزند...
    آگاهی خود را بالا ببرید. نقش نخبگان و خواص اینست که این بصیرت را نه فقط در خودشان بلکه در دیگران هم بوجود بیاورند. رسا بگویید روشن بگویید، مبین بگویید آنچه را که میفهمید. سعی هم بکنید آنچه را که فهمیده اید درست باشد.

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    2,599
    حضور
    54 روز 8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6491




    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    6. تعابیر قرآنی بر دوام و خلود:

    تخفیف ندادن عذاب:
    «خالِدينَ فيها لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ»؛ هميشه در آن (لعن و دورى از رحمت پروردگار) باقى مى ‏مانند نه در عذاب آنان تخفيف داده مى ‏شود، و نه مهلتى خواهند داشت‏. (بقره، 162؛ آل عمران، 88)

    «لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَ هُمْ فيهِ مُبْلِسُون‏»؛ هرگز عذاب آنان تخفيف نمى ‏يابد، و در آنجا از همه چيز مأيوسند. (زخرف، 75)


    اشتباه نکنید ما نمیگوییم عذاب اهل جهنم تخفیف داده میشود. اصلا طولانی بودن عذاب ایشان بخاطر همان تخفیف ندادن عذابشان میباشد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    اضافه شدن عذاب:
    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    «يُضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ يَخْلُدْ فيهِ مُهاناً»؛ عذاب او در قيامت مضاعف مى ‏گردد، و هميشه با خوارى در آن خواهد ماند! (فرقان، 69)


    اضافه شدن عذاب هم نمیتواند دلیلی بر ابدی بودن عذاب باشد. واژه خلد هم میتواند به همان معنای طول عذاب باشد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    عذاب ماندگار:
    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    «خالِدينَ فيها هِيَ حَسْبُهُمْ وَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَ لَهُمْ عَذابٌ مُقيم‏»؛ جاودانه در آن خواهند ماند- همان براى آنها كافى است!- و خدا آنها را از رحمت خود دور ساخته و عذاب هميشگى براى آنهاست! (توبه، 68)

    «إِنَّ الظَّالِمينَ في‏ عَذابٍ مُقيمٍ»؛ آگاه باشيد كه ظالمان (آن روز) در عذاب دائمند. (شوری، 45



    اقامت در عذاب و پایداری آن هم میتواند تا زمانی باشد که هنوز وجود دارند و بواسطه ی اعمالشان و عذاب الهی به هلاکت نرسیده اند.

    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    تعبیر کنایی بر دائمی بودن:
    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    «خالِدينَ فيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ إِلاَّ ما شاءَ رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِما يُريد»؛ جاودانه در آن خواهند ماند، تا آسمانها و زمين برپاست مگر آنچه پروردگارت بخواهد! پروردگارت هر چه را بخواهد انجام مى‏دهد! (هود، 107)


    نکته ظریف در این آیه شریفه که با دیگر آیات خلود متفاوت است نهفته ، اینست که
    عذاب جهنم تا زمانی هست که آسمانها و زمین پابرجا هستند اما در اینجا قید الا ماشاءربک آمده است .

    چرا در این آیه بر قطع نشدن عذاب جهنم اصراری ندارد؟ اما در آیه بعدی بر قطع نشدن مواهب بهشتی تاکید میکند؟

    اگر آیه ای داریم که بفرماید خالدین فیها مادامت السموات والارض و در ادامه بفرماید عذابشان هرگز قطع نخواهد شد برای ما بیاورید قبول میکنیم.

    (ما چگونه میتوانیم به خداوند چنان نسبتی بدهیم درصورتیکه آیاتش دارند با ما حرف میزنند؟)

    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    عذاب، خلاصی ندارد:
    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    «ما لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ عاصِم‏»؛ و هيچ چيز نمى ‏تواند آنها را از (مجازات) خدا نگه دارد! (یونس، 27)


    بله از عذاب خلاصی ندارند. عذابی که حقشان است. عذابی که معلول اعمالشان هست. نه چیزی بیشتر از آن

    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    جهنمیان، یاوری ندارند:
    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    «خالِدينَ فيها أَبَداً لا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَ لا نَصيراً»؛ در حالى كه همواره در آن تا ابد مى‏مانند، و ولىّ و ياورى نخواهند يافت! (احزاب، 65)


    هلاک شدن جهنمیان (پس از اینکه دوره های طولانی در آتش بسر بردند و برای کوچکترین اعمالشان هم مجازات شدند) بیانگر یاوری رساندن به ایشان نیست. بلکه همان تجسم اعمالشان هست.

    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    آنان فراموش شدگانند:
    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    «فَذُوقُوا بِما نَسيتُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا إِنَّا نَسيناكُمْ وَ ذُوقُوا عَذابَ الْخُلْدِ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»؛ (و به آنها مى‏ گويم:) بچشيد (عذاب جهنم را)! بخاطر اينكه ديدار امروزتان را فراموش كرديد، ما نيز شما را فراموش كرديم و بچشيد عذاب جاودان را به خاطر اعمالى كه انجام مى ‏داديد! (سجده، 14)


    فراموش شدنشان هم نمیتواند دلیلی بر ابدی بودن عذاب ایشان باشد. ان الله لایظلم مثقال ذره...

    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    کسی خارج نمی شود:
    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    «يُريدُونَ أَنْ يَخْرُجُوا مِنَ النَّارِ وَ ما هُمْ بِخارِجينَ مِنْها وَ لَهُمْ عَذابٌ مُقيمٌ»؛ پيوسته مى‏ خواهند از آتش خارج شوند، ولى نمى ‏توانند از آن خارج گردند و براى آنها مجازاتى پايدار است‏. (مائده، 37)


    ما نگفتیم ایشان از جهنم خارج خواهند شد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    نکته:
    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    تخفیف عذاب و بیرون آمدن از جهنم، دلیل می خواهد. لطفا دلیلی اقام کنید که با آیات فوق، سازگار باشد.


    مجددا خدمت شما عرض کنم سخن ما این نیست که عذاب ایشان تخفیف میابد و یا اینکه از جهنم بیرون میایند. ما چگونه میتوانیم منکر اینها شویم درصورتیکه خود قرآن کریم ر آن تاکید دارد؟


    لطفا توجه بفرمایید که ابد به معنای نداشتن هیچ پایانی است و ما با استناد به آیات دیگر میگوییم اینها نمیتوانند برای ابد زنده باشند مگر اینکه ابد محدود به زمان خاصی باشد...


    با تشکر


    ویرایش توسط Serat : ۱۳۹۳/۰۶/۲۳ در ساعت ۱۲:۳۵
    امام خامنه ای: زیر پرچم امیرالمومنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهایی را میزد که دوست میزند...
    آگاهی خود را بالا ببرید. نقش نخبگان و خواص اینست که این بصیرت را نه فقط در خودشان بلکه در دیگران هم بوجود بیاورند. رسا بگویید روشن بگویید، مبین بگویید آنچه را که میفهمید. سعی هم بکنید آنچه را که فهمیده اید درست باشد.

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,247
    حضور
    53 روز 22 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6125



    با سلام و درود

    خلاصه فرمایشات شما این است که جهنمیان از عذابشان کم نمی شود و از جهنم هم خارج نمی شوند و عذاب هم حق آن ها است. تا این جا با هم اشتراک داریم.

    (توجه: بودن در جهنم، مساوی عذاب است لذا نمی توان گفت در جهنم هستند ولی عذاب ندارند)

    اختلاف از این جا آغاز می شود که شما مدعی هستید جهنمیان پس از مدتی که عذاب دیدند، نیست و نابود می شوند لذا وجودی ندارند تا عذابی هم باشد.

    نکته: انسان برای ابد آفریده شده است، این با فرمایش شما سازگار نیست. البته آن را در بحث فلسفه و اعتقادات پیگیری فرمایید.

    با توجه به این که از نظر وجودی، بین انسان بهشتی و جهنمی فرقی نیست، و آیات قرآن در ابدی بودن بهشت و بهشتیان تصریح دارد، می توان به این نتیجه رسید که جهنمیان نیز این گونه اند. البته لازم به ذکر است که ابدی بودن جهنم برای گروه خاصی از افراد است، نه برای همه جهنمیان.

    «وَ كَذلِكَ نَجْزي مَنْ أَسْرَفَ وَ لَمْ يُؤْمِنْ بِآياتِ رَبِّهِ وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَ أَبْقى‏»؛ و اين گونه جزا مى ‏دهيم كسى را كه اسراف كند، و به آيات پروردگارش ايمان نياورد! و عذاب آخرت، شديدتر و پايدارتر است. (طه، 127)


    بنابر این:

    اولا اگر انسان برای ابد آفریده شده است، فرقی بین بهشتی و جهنمی بودن آن نیست. و شما اگر مدعی فرق هستید، را ثابت کنید.

    ثانیا این ادعا که عذاب ابدی نداریم و جهنمیان پس از مدتی نیست و نابود می شوند را با توجه به آیات قرآن اثبات فرمایید.

    خلود در عذاب و تطابق کیفر با عمل

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:


    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    2,599
    حضور
    54 روز 8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6491



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    با سلام و درود

    خلاصه فرمایشات شما این است که جهنمیان از عذابشان کم نمی شود و از جهنم هم خارج نمی شوند و عذاب هم حق آن ها است. تا این جا با هم اشتراک داریم.
    (توجه: بودن در جهنم، مساوی عذاب است لذا نمی توان گفت در جهنم هستند ولی عذاب ندارند)
    اختلاف از این جا آغاز می شود که شما مدعی هستید جهنمیان پس از مدتی که عذاب دیدند، نیست و نابود می شوند لذا وجودی ندارند تا عذابی هم باشد.

    نکته: انسان برای ابد آفریده شده است، این با فرمایش شما سازگار نیست. البته آن را در بحث فلسفه و اعتقادات پیگیری فرمایید.


    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام علیکم

    ممنون از شما که بالاخره به اصل قضیه اشاره کردید. اصل قضیه اینست که فلاسفه روح را مجرد و غیر مادی میدانند.

    ما قبلا در همین انجمن درمورد تجرد روح با چالشهایی برخورد کردیم که هیچ پاسخی داده نشد.

    یکی دیگر از این چالشها همین است که اگر روح مجرد است پس لزوما کفار هم باید تا ابد زنده بمانند.

    در اینکه هدف از آفرینش انسان این بوده که به کمالات انسانی دست یابد و ابدی شود هیچ حرفی نیست؛

    اما در نتیجه ای که از این جمله گرفته میشود حرف بسیار است.

    اول اینکه اگر همه انسانها به سمت کمال نرفتند چه؟

    آیا لاجرم باید بگوییم آنهایی که به اسفل السافلین سقوط کرده اند هم باید ابدی شوند؟

    ثانیا این نتیجه ای که از این سخن گرفته اند چیزی نیست جز نسبت دادن جبر به خداوند.

    یعنی ما برای اینکه ثابت کنیم روح مجرد است نه مادی ، باید بگوییم که خداوند انسانهایی را آفریده که ابزاری برای رسیدن او به اهدافش بوده اند و سپس جبرا ایشان را برای ابد عذابشان میکند.

    درصورتیکه اگر به خود قرآن رجوع کنیم هیچ چیزی به اسم تجرد روح نداریم بلکه برعکس میفرماید: ثم انشاءناه خلقا اخر.

    یعنی سپس از آن جسمی که به یک مرحله ی خاصی رسیده روحی ایجاد کردیم. (حتی روح را در اینجا مخلوق معرفی میکند) شاید در مثل بشود گفت مثل مواد شیمیایی که وقتی با هم ترکیب میشوند از آن گازی متصاعد میشود...

    ما در خوشبینانه ترین حالت میگوییم روح مجرد ناقص است.پس همین نقص او میتواند درصورت بیماری منجر به فنایش شود... بعبارتی ایشان روح خدایی خود را که همان عقلشان هست قبلا در همین دنیا کشته اند پس دلیلی بر ابدی بودنشان وجود ندارد

    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    با توجه به این که از نظر وجودی، بین انسان بهشتی و جهنمی فرقی نیست، و آیات قرآن در ابدی بودن بهشت و بهشتیان تصریح دارد، می توان به این نتیجه رسید که جهنمیان نیز این گونه اند. البته لازم به ذکر است که ابدی بودن جهنم برای گروه خاصی از افراد است، نه برای همه جهنمیان.

    «وَ كَذلِكَ نَجْزي مَنْ أَسْرَفَ وَ لَمْ يُؤْمِنْ بِآياتِ رَبِّهِ وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَ أَبْقى‏»؛ و اين گونه جزا مى ‏دهيم كسى را كه اسراف كند، و به آيات پروردگارش ايمان نياورد! و عذاب آخرت، شديدتر و پايدارتر است. (طه، 127)


    قبلا در اینباره مختصر توضیحی داده شد. یکی از افرادی که در جهنم خالدند به تصریح قرآن کریم کسانی هستند که خودکشی میکنند.

    چگونه ما میتوانیم یک جوان کم سن و سالی را که فقط بخاطر مسائل عاطفی و
    از روی جهل و ضعف اعتقادی دست به خودکشی میزند را بگذاریم در کنار سران کفر که بر مردم دنیا ستم میکنند و بگوییم این هم باید مثل آنها تا ابد در رنج و عذاب بسر برد؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    بنابر این:
    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها

    اولا اگر انسان برای ابد آفریده شده است، فرقی بین بهشتی و جهنمی بودن آن نیست. و شما اگر مدعی فرق هستید، را ثابت کنید


    یعنی از نظر شما بهشتیان و جهنمیان از نظر وجودی هیچ فرقی ندارند و هر دو میتوانند خداوند را به هدف آفرینش که همان بندگی است برسانند؟

    پس تجسم اعمال برای چیست؟ حشر وحوش یعنی انسانهایی که بصورت وحوش محشور میشوند چیز دیگری را میگوید. پس در حشرشان تفاوت وجودی دارند ... حتی روحشان در همین دنیا تفاوت وجودی دارد.

    یکی روح انسانی و خدایی و دیگری روح حیوانی

    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    ثانیا این ادعا که عذاب ابدی نداریم و جهنمیان پس از مدتی نیست و نابود می شوند را با توجه به آیات قرآن اثبات فرمایید.


    ببخشید من فکر میکردم دارم همین مساله رو ثابت میکنم. البته در اینباره در تاپیکهای زیر هم بحث داشتیم و دلایل دیگری هم در این تاپیکها آورده ام میتوانید ملاحظه کنید.

    http://www.askdin.com/thread41812.html
    http://www.askdin.com/thread38819-2.html

    به هر حال ممنون و متشکر و معذرت از اینکه سرتان را درد آوردم


    ویرایش توسط Serat : ۱۳۹۳/۰۶/۲۳ در ساعت ۲۲:۵۳ دلیل: افزودن مطلب
    امام خامنه ای: زیر پرچم امیرالمومنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهایی را میزد که دوست میزند...
    آگاهی خود را بالا ببرید. نقش نخبگان و خواص اینست که این بصیرت را نه فقط در خودشان بلکه در دیگران هم بوجود بیاورند. رسا بگویید روشن بگویید، مبین بگویید آنچه را که میفهمید. سعی هم بکنید آنچه را که فهمیده اید درست باشد.

  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 17 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۶/۰۴/۳۰, ۱۴:۰۱ : 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود