جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عالم خارج بعد از مرگ در نگاه فلسفه

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,143
    حضور
    59 روز 6 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2747

    اشاره عالم خارج بعد از مرگ در نگاه فلسفه




    سلام
    ما در فلسفه اسلامي داريم كه نعمت ها و عذاب هاي اخروي منشاء دروني دارند(اگرچه وجود خارجي پيدا ميكنند) كه اين نتيجه رو ميشه گرفت كه مرگ و حيات بعد از آن اساسا يك سير دروني است
    مانند خواب..
    اما چند تا سوال و ايراد به اين فرضيه وارد است
    1- اگر همه چيز بعد از مرگ دروني است پس ديدار با خانواده كه در قرآن هم آمده چگونه رخ ميدهد ؟ حقيقي است يا مانند خواب مجاز است(به عنوان مثال ما در خواب دوستمان را ميبينيم كه با ما در مورد موضوعي صحبت ميكند در حالي كه در عالم واقع او خبري از اين گفتگو ندارد ، يعني در واقع او ارتباطي با ما نداشته آيا ديدار با ديگران در آخرت از اين سنخ است
    2- ميگويند حورالعين تجلي بعنوان مثال نماز ماست كه اين هم يعني منشاء دروني دارد خُب سوال اينجاست كه در اين صورت ازدواج و معانقه با او چه فرقي با خودارضايي دارد؟
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۳/۰۷/۱۵ در ساعت ۲۲:۰۹

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58293



    با نام و یاد دوست





    عالم خارج بعد از مرگ در نگاه فلسفه








    کارشناس بحث: استاد رئوف

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۳/۰۵/۳۱ در ساعت ۱۱:۲۹ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,327
    حضور
    28 روز 15 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3965



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملّاعلي نمایش پست ها
    سلام
    ما در فلسفه اسلامي داريم كه نعمت ها و عذاب هاي اخروي منشاء دروني دارند(اگرچه وجود خارجي پيدا ميكنند) كه اين نتيجه رو ميشه گرفت كه مرگ و حيات بعد از آن اساسا يك سير دروني است
    مانند خواب..
    اما چند تا سوال و ايراد به اين فرضيه وارد است
    1- اگر همه چيز بعد از مرگ دروني است پس ديدار با خانواده كه در قرآن هم آمده چگونه رخ ميدهد ؟ حقيقي است يا مانند خواب مجاز است(به عنوان مثال ما در خواب دوستمان را ميبينيم كه با ما در مورد موضوعي صحبت ميكند در حالي كه در عالم واقع او خبري از اين گفتگو ندارد ، يعني در واقع او ارتباطي با ما نداشته آيا ديدار با ديگران در آخرت از اين سنخ است
    2- ميگويند حورالعين تجلي بعنوان مثال نماز ماست كه اين هم يعني منشاء دروني دارد خُب سوال اينجاست كه در اين صورت ازدواج و معانقه با او چه فرقي با خودارضايي دارد؟

    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    دوست گرامی توجه به چند مطلب لازم است:

    - اینکه منشا عذاب و نعمت ها ذات انسان است به معنای آن است که سرشت و طینت انسان با توجه به پاکی و آراستگی خود به اوصاف حسنه و یا از سوی دیگر، پلیدی و پستی آن و اتصاف آن به اوصاف رذیله، زمینه ساز عذاب یا نعمت الهی می باشد. به عبارت دیگر، این سرشت و ذات انسان است که مقدمه وقوع امری خارجی می شود. بنابراین این چنین نیست که آنچه بر انسان رخ می دهد صرفا امری ذهنی و درونی مانند خواب باشد بلکه حقیقتا اتفاقاتی در عالم خارج رخ می دهد.

    - توضیح بیشتر آنکه: بین اینکه امری درونی باشد و اینکه منشا درونی داشته باشد، تفاوت بسیاری وجود دارد. امر درونی مانند درد، اساس وجودش در درون یک فرد است و وجود خارجی ندارد. این در حالی است که اموری که منشا درونی دارند ولی درخارج محقق می شوند، اساس وجودشان در خارج است به این معنا که ظرف اثرگذاری آنها جهان خارج است و نه صرفا ذهن و ضمیر یک فرد.

    - با توجه به مطالب عرض شده، "همه چیز بعد از مرگ درونی است" جمله صحیحی نیست بلکه اشیاء پس از مرگ، تحقق خارجی دارد و مانند رویا و خواب، ذهنی، فردی و درونی نیست بلکه حقایقی است که در جهان خارج رخ می دهد، در این بین اینکه چه نوع حادثه ای برای هر فرد اتفاق بیفتد، بستگی به سرشت و ذات او دارد که آیا آن را پاک نگه داشته و جلا داده است و یا اینکه آن را آلوده و کدر کرده است.

    - بر اساس آنچه گفته شد، جهان آخرت مانند دیدن یک دوست در خیال خودمان نیست، زیرا این مسئله (قیامت) یک حادثه عظیم خارجی است و مانند هنگامی که خورشید طلوع می کند و همگان از طلوع آن با خبر می شوند، وقوع قیامت هم امری خارجی و جهانی خواهد بود.

    - همچنین مقایسه حور العین با خودارضایی، هیچ مبانی ندارد از این رو که تفاوت فاحشی بین آنها وجود دارد. اینکه به فردی نیکوکار به جهت سرشت و ذات پاکش نعمتی خاص (حورالعین) داده شود که در جهان خارج موجود است و برای خود وجودی مجزا و منحاز دارد، کاملا متفاوت است از چیزی که به آن خودارضایی گفته می شود و فرد خودش نسبت به خودش، عمل شنیعی را انجام می دهد.

    موفق باشید


  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2,557
    حضور
    38 روز 4 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4366



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملّاعلي نمایش پست ها
    سلام
    ما در فلسفه اسلامي داريم كه نعمت ها و عذاب هاي اخروي منشاء دروني دارند(اگرچه وجود خارجي پيدا ميكنند) كه اين نتيجه رو ميشه گرفت كه مرگ و حيات بعد از آن اساسا يك سير دروني است
    مانند خواب..
    اما چند تا سوال و ايراد به اين فرضيه وارد است
    1- اگر همه چيز بعد از مرگ دروني است پس ديدار با خانواده كه در قرآن هم آمده چگونه رخ ميدهد ؟ حقيقي است يا مانند خواب مجاز است(به عنوان مثال ما در خواب دوستمان را ميبينيم كه با ما در مورد موضوعي صحبت ميكند در حالي كه در عالم واقع او خبري از اين گفتگو ندارد ، يعني در واقع او ارتباطي با ما نداشته آيا ديدار با ديگران در آخرت از اين سنخ است
    2- ميگويند حورالعين تجلي بعنوان مثال نماز ماست كه اين هم يعني منشاء دروني دارد خُب سوال اينجاست كه در اين صورت ازدواج و معانقه با او چه فرقي با خودارضايي دارد؟
    سلام
    منظور از درونی روحی است لذا این به معنای عدم واقعیت وجودات روحی دیگر نیست
    اینکه اهل معرفت می فرمایند مسائل معاد درونی است یعنی ملاکاتش درونی است به این معنا که نحوه ادراک را ملکات درونی تعیین می کند مثلا مومن و کافر هردو با عزرائیل مواجه میشوند اما یکی آنرا در چهر ای شاد و زیبا و یکی در چهره وحشتناک و زشت می بیند
    و در مورد سولات :
    1- ملاقات با دیگران یک واقعیت است همچنان که خود ما یک حقیقت معنوی هستیم و به نحوی مغایرت و تمایز با دیگران داریم . این مغایرت و تمایز در عالم معنا هم در مراتبی محفوظ است
    2- هرچند مبنای پاداشها اعمال یا همان ملکات درونی است اما فرد برای برخورداری یا لذت بردن از آنها آنرا باذن الله در خارج ایجاد می کند و خارج بودن منشی آنرا از حکم خود بودن خارج می سازد لذا تمتع از آن بلا مانع است هرچند لازم به تاکید است که احکام عالم معنا و تجرد با احکام اینسو متفاوت است و نباید با احکام اینسویی به قضاوت درباره پدیده های روحی و معنوی نشست
    یاعلیم

    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای



  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,143
    حضور
    59 روز 6 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2747



    نقل قول نوشته اصلی توسط محی الدین نمایش پست ها
    منظور از درونی روحی است لذا این به معنای عدم واقعیت وجودات روحی دیگر نیست
    اینکه اهل معرفت می فرمایند مسائل معاد درونی است یعنی ملاکاتش درونی است به این معنا که نحوه ادراک را ملکات درونی تعیین می کند مثلا مومن و کافر هردو با عزرائیل مواجه میشوند اما یکی آنرا در چهر ای شاد و زیبا و یکی در چهره وحشتناک و زشت می بیند
    و در مورد سولات :
    1- ملاقات با دیگران یک واقعیت است همچنان که خود ما یک حقیقت معنوی هستیم و به نحوی مغایرت و تمایز با دیگران داریم . این مغایرت و تمایز در عالم معنا هم در مراتبی محفوظ است
    2- هرچند مبنای پاداشها اعمال یا همان ملکات درونی است اما فرد برای برخورداری یا لذت بردن از آنها آنرا باذن الله در خارج ایجاد می کند و خارج بودن منشی آنرا از حکم خود بودن خارج می سازد لذا تمتع از آن بلا مانع است هرچند لازم به تاکید است که احکام عالم معنا و تجرد با احکام اینسو متفاوت است و نباید با احکام اینسویی به قضاوت درباره پدیده های روحی و معنوی نشست
    با سلام و تشكر
    مسئله خواب را چگونه تشريح ميكنيد؟ خواب كه اين سويي نيست
    ميگويند كه خواب برادر مرگ است و روشن است كه خواب كاملا يك امر دروني است اگر درآن دوستمان را ميبينيم خودمان ايجادش كرديم نه اينكه واقعا ديده ايمش
    اگر ديدار افراد بعد از مرگ همين گونه است يعني اينكه حقيقتي ندارد

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    علم و دانش, علوم دینی,تاریخ
    نوشته
    25
    حضور
    2 روز 13 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    48



    به این خاطر خواب برادر مرگ در نظر گرفته شده که در هردو روح تعلق خود رو از بدن قطع میکند ولی بر خلاف خواب در هنگام مرگ روح تعلق خود رو بطور کامل قطع میکند و درخواب به طور جزئی.تنها وجه تشابه بین خواب و مرگ همینه وگرنهصحنه هایی که انسان در خواب میبینه ناشی از اندیشه های خودشه و یا بعضی خوابها هم کلا صحنه های اشفته ای دارن.
    ویرایش توسط حیات : ۱۳۹۳/۰۶/۰۳ در ساعت ۱۹:۵۳

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2,557
    حضور
    38 روز 4 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4366



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملّاعلي نمایش پست ها
    با سلام و تشكر
    مسئله خواب را چگونه تشريح ميكنيد؟ خواب كه اين سويي نيست
    ميگويند كه خواب برادر مرگ است و روشن است كه خواب كاملا يك امر دروني است اگر درآن دوستمان را ميبينيم خودمان ايجادش كرديم نه اينكه واقعا ديده ايمش
    اگر ديدار افراد بعد از مرگ همين گونه است يعني اينكه حقيقتي ندارد
    سلام
    خواب برادر مرگ است نه خود مرگ ایندو یک تشابهی با هم دارند
    اکثر قریب به اتفاق خوابها در مثال متصل روی می دهند و کار قوه متخیله است . قوه متخیله برای صورت سازی در خواب به گنجینه صور خیالی نفس تکیه دارد و نه وجود خارجی اشیاء در عالم مثال منفصل در حالیکه مرگ ، ورود عینی به عالم خیال منفصل یا همان برزخ است .
    البته موارد نادری از خواب هم هست که در آن قوه خیال با موجودات عوالم دیگر در عالم خیال منفصل یا عالم عقل ارتباط برقرار می کند و از آنها صورت سازی می کند که تحت عناوینی مثل رویای صادقه و غیره شناخته میشود
    یا علیم

    ویرایش توسط محی الدین : ۱۳۹۳/۰۶/۰۴ در ساعت ۰۷:۱۳
    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای



  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,327
    حضور
    28 روز 15 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3965

    جمع بندی




    پرسش:
    ما در فلسفه اسلامي داريم كه نعمت ها و عذاب هاي اخروي منشاء دروني دارند (اگرچه وجود خارجي پيدا مي كنند) كه اين نتيجه را مي شود گرفت كه مرگ و حيات بعد از آن اساسا يك سير دروني است. مانند خواب..
    اما چند تا سوال و ايراد به اين فرضيه وارد است
    1- اگر همه چيز بعد از مرگ درونی است پس ديدار با خانواده كه در قرآن هم آمده چگونه رخ می دهد ؟ حقيقی است يا مانند خواب مجاز است (به عنوان مثال ما در خواب دوستمان را می بينيم كه با ما در مورد موضوعي صحبت می كند در حالی كه در عالم واقع او خبري از اين گفتگو ندارد ، يعني در واقع او ارتباطی با ما نداشته آيا ديدار با ديگران در آخرت از اين سنخ است.؟
    2- می گويند حورالعين تجلی به عنوان مثال نماز ماست كه اين هم يعني منشاء دروني دارد خُب سوال اينجاست كه در اين صورت ازدواج و معانقه با او چه فرقی با خود ارضايی دارد.؟


    پاسخ:
    توجه به چند مطلب لازم است:
    - این که منشا عذاب و نعمت ها ذات انسان است به معنای آن است که سرشت و طینت انسان با توجه به پاکی و آراستگی خود به اوصاف حسنه و یا از سوی دیگر، پلیدی و پستی آن و اتصاف آن به اوصاف رذیله، زمینه ساز عذاب یا نعمت الهی می باشد. به عبارت دیگر، این سرشت و ذات انسان است که مقدمه وقوع امری خارجی می شود. بنا بر این این چنین نیست که آن چه بر انسان رخ می دهد صرفا امری ذهنی و درونی مانند خواب باشد بلکه حقیقتا اتفاقاتی در عالم خارج رخ می دهد.

    - توضیح بیشتر آن که: بین این که امری درونی باشد و این که منشا درونی داشته باشد، تفاوت بسیاری وجود دارد. امر درونی مانند درد، اساس وجودش در درون یک فرد است و وجود خارجی ندارد. این در حالی است که اموری که منشا درونی دارند ولی درخارج محقق می شوند، اساس وجودشان در خارج است به این معنا که ظرف اثرگذاری آن ها جهان خارج است و نه صرفا ذهن و ضمیر یک فرد.

    - با توجه به مطالب عرض شده، "همه چیز بعد از مرگ درونی است" جمله صحیحی نیست بلکه اشیاء پس از مرگ، تحقق خارجی دارد و مانند رویا و خواب، ذهنی، فردی و درونی نیست بلکه حقایقی است که در جهان خارج رخ می دهد، در این بین این که چه نوع حادثه ای برای هر فرد اتفاق بیفتد، بستگی به سرشت و ذات او دارد که آیا آن را پاک نگه داشته و جلا داده است و یا این که آن را آلوده و کدر کرده است.

    - بر اساس آن چه گفته شد، جهان آخرت مانند دیدن یک دوست در خیال خودمان نیست، زیرا این مسئله (قیامت) یک حادثه عظیم خارجی است و مانند هنگامی که خورشید طلوع می کند و همگان از طلوع آن با خبر می شوند، وقوع قیامت هم امری خارجی و جهانی خواهد بود.

    - همچنین مقایسه حور العین با خود ارضایی، هیچ مبانی ندارد از این رو که تفاوت فاحشی بین آن ها وجود دارد. این که به فردی نیکوکار به جهت سرشت و ذات پاکش نعمتی خاص (حورالعین) داده شود که در جهان خارج موجود است و برای خود وجودی مجزا و منحاز دارد، کاملا متفاوت است از چیزی که به آن خودارضایی گفته می شود و فرد خودش نسبت به خودش، عمل شنیعی را انجام می دهد.

    ویرایش توسط همکار تدوین : ۱۳۹۵/۰۲/۰۷ در ساعت ۲۳:۲۹ دلیل: همکار ویراستار تدوین

  17. صلوات ها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود