جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حدیث افکاری بدی که درمورد خداوند ناخودآگاه به ذهن می رسد

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    1,861
    حضور
    190 روز 5 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    22
    صلوات
    7945

    حدیث افکاری بدی که درمورد خداوند ناخودآگاه به ذهن می رسد




    سلام علیکم
    باتشکر از زحمات شما بزرگواران و صبر و شکیباییتان
    در امر پاسخگویی
    استاد گرامی و بزرگوار ،لطفا درمورد حدیث زیر توضیحاتی بفرمایید و اینکه این حدیث شامل چه کسانی میشود و اگر کسی این افکار به ذهنش خطور نکرد آیا عین ایمان را ندارد؟!آیاسندحدیث معتبراست ؟ آیا این افکار ممکن نیست فرد را به کفربکشاند ؟

    شخصي خدمت رسول اكرم (ص) رسد و عرض كرد: اي رسو خدا! گاهي راجع به خدا و شما افكاري به ذهنم مي رسد كه اگر بگويم، چه بسا حكم قتل مرا بدهيد. حضرت فرمودند: وقتي اين افكار به سراغت مي آيد، خوشحال مي شوي يا ناراحت؟ عرض كرد: ناراحت مي شوم. فرمود اين عين ايمان است (مسند احمد، ج 2، ص 397)

    در پناه خداوند سربلند و موفق باشید
    التماس دعا ،یا زهرا(س)


  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58300



    با نام و یاد دوست





    حدیث افکاری بدی که درمورد خداوند ناخودآگاه به ذهن می رسد








    کارشناس بحث: استاد صدرا


  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    با سلام و عرض ادب

    ما سؤال شما را به شکل پرسش و پاسخ بیان می داریم:

    سؤال اول:‌ آیا حدیث وسوسه ی نفس که در مسند احمد آمده حدیثی قابل قبول است؟

    پاسخ: در باب حدیث نفس و یا به عبارت دیگر وسوسه های نفسانی، روایات متعددی در متون شیعه و سنی به نقل از معصومین علیهم السلام رسیده است. یکی از این احادیث حدیثی است که احمد بن حنبل در مسند خویش از طریق ابوهریره از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نقل می کند. در این روایت آمده است: مردی به نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله آمد و عرضه داشت:

    «ای رسول خدا خواطری بر نفسم می گذرد که اگر از آسمان بر زمین سقوط نمایم بهتر از آن است که آنرا بیان نمایم. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به او فرمودند: این حال تو ایمان آشکار است».


    شعیب ارنووط در بیان حکم روایت در تعلیقه ی خویش بر روایت بیان می دارد که اسناد(طریق روایت) این روایت قوی است و روایت بنابر شرط مسلم صحیح می باشد.[1]

    شبیه به این روایت نیز در منابع شیعی نیز آمده است:

    در کتاب شریف کافی بابی با عنوان:« بَابُ الْوَسْوَسَةِ وَ حَدِيثِ النَّفْس»،‏[2]آمده که مشتمل بر 5 روایت می باشد.

    در روایت چهارم آمده است:
    «على بن مهزيار می گويد: مردى به ابو جعفر امام جواد علیه السلام نامه‏ اى نوشت و از تصورات درونى خود شكوه كرد، امام جواد علیه السلام، در ضمن پاسخ او نوشت: همانا اگر خداوند عز و جل بخواهد، تو را بر صراط ايمان، ثابت قدم مى‏ دارد و راه ابليس را بر تو مسدود مى‏ كند. جماعتى از ياران رسول خدا صلی الله علیه وآله به آنحضرت شكوه بردند كه خاطرات ناپسندى در دل آنان عارض مى‏ شود كه اگر از كوه پرت شوند و يا با شمشير پاره پاره شوند براى آنان بهتر است تا اين كه آن خاطرات را بازگو نمايند.

    رسول خدا صلی الله علیه وآله به آنان فرمود: آيا واقعا چنين است؟ آنان گفتند: آرى. رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: سوگند به آن خدائى كه جانم در دست او است اثر ايمان خالص همين است. بعد از اين اگر دچار اين خاطرات شديد، بگوئيدآمنا بالله‏ و رسوله‏ و لا حول و لا قوة الا بالله»، ما به خدا و رسول ايمان آورده ‏ايم، نيروى گريز و دفاع جز در دست خدا نيست.
    که مفاد این روایت با روایت مسند احمد بن حنبل یکی می باشد.


    مفاد روایات دیگر این باب در کتاب کافی بدین صورت است:

    1) محمد بن حمران گويد: از امام صادق عليه السّلام از وسوسه گر چه بسيار باشد پرسيدم؟ در پاسخ فرمود: چيزى در آن نيست، ميگوئى،لا اله الا اللَّه‏. (يعنى همين كلام و تفكر در آن وسوسه را از بين مى‏برد زيرا مقصود از وسوسه و حديث نفس همان وسوسه‏هاى مربوط به خدا و مكان و كيفيت اوست).

    2) جميل بن دراج گويد: به حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم: در دلم چيز بزرگى آمده؟ فرمود: بگو:«لا اله الا اللَّه‏»، جميل گويد: هر گاه در دلم چيزى مى‏ آمد مى‏ گفتم: لا اله الا اللَّه آن چيز از دلم بيرون مي رفت.

    3) حضرت صادق عليه السّلام فرمود: مردى نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله آمده و عرض كرد: اى رسول خدا هلاك شدم؟ حضرت رسول صلی الله علیه وآله به او فرمودند: آن خبيث نزد تو آمد و به تو گفت: چه کسی ترا آفريده؟ تو گفتى خدا پس به تو گفت: خدا را چه كسى آفريده؟ آن مرد عرض كرد: آرى سوگند به آن كه تو را براستى (به نبوت) برانگيخته چنين بوده است؟

    پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به آن مرد فرمود:
    به خدا سوگند. اين محض ايمان است: «ذَاكَ وَ اللَّهِ مَحْضُ الْإِيمَان».‏

    ابن أبى عمير می گويد: من اين حديث را براى عبد الرحمن بن حجاج گفتم، او گفت: پدرم از امام صادق عليه السّلام برايم حديث كرد كه فرمود:

    مقصود رسول خدا صلی الله علیه وآله از اينكه فرمود: «به خدا اين محض ايمان است» يعنى همين ترس از اينكه هلاك شده باشد هنگامى كه اين خاطره در دلش گذشته است (محض ايمان است، زيرا كافر از اين خاطره‏ها بلكه از بالاتر از آنها هراسى در دل ندارد).

    همین تعلیل در شروح حدیث اهل سنت نیز وارد شده است.[3]

    5) حضرت باقر عليه السّلام فرمود: مردى نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله مردى نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله آمد و عرض كرد: اى رسول خدا من منافق شدم، فرمود: به خدا سوگند تو منافق نشده ‏اى، و اگر منافق بودى نزد من نمى‏ آمدى كه مرا بآن آگاه كنى، چه چيز تو را به شك انداخته؟ به گمانم آن دشمن حاضر بخاطرت آمده و به تو گفت: چه کسی تو را آفريده؛ تو گفتى: خدا مرا آفريده، پس به تو گفت:چه کسی خدا را آفريده؟ عرضكرد: آرى بدان كه تو را براستى فرستاده سوگند كه چنين شده، فرمود: همانا شيطان از راه كردارهاى شما (و جلوگيرى شما از اعمال نيك) نزدتان آيد و بر شما دست نيابد پس از اين راه به سراغتان می آيد تا شما را بلغزاند، و هر گاه چنين شد هر كدام شما (كه برايش چنين رخ داد) خدا را بيگانگى ياد كند (خيالات شيطانى برطرف گردد).[4]




    [1] . مسند احمد بن حنبل، ج2، ص397، ح:9145، موسسة قرطبة، القاهرة:« حدثنا عبد الله حدثني أبي ثنا أبو الجواب الضبي الأحوص بن جواب قال ثنا عمار بن رزيق عن الأعمش عن أبي صالح عن أبي هريرة قال جاء رجل إلى النبي صلى الله عليه و سلم فقال : يا رسول الله اني أحدث نفسي بالحديث لأن أخر من السماء أحب إلى من أن أتكلم به قال ذلك صريح الإيمان . تعليق شعيب الأرنؤوط : صحيح وهذا إسناد قوي وهو على شرط مسلم».


    [2] . الكافي ،‌کلینی، (ط - الإسلامية) ؛ ج‏2 ؛ ص425.


    [3] . شرح مسلم، النووی،ج2، ص154:«‌باب بيان الوسوسة في الايمان وما يقوله من وجدها فيه أبو هريرة رضي الله عنه ( قال جاء ناس من أصحاب النبي صلى الله عليه وسلم فسألوه انا نجد في أنفسنا ما يتعاظم أحدنا أن يتكلم به قال وقد وجدتموه قالوا نعم قال ذاك صريح الايمان ) وفى الرواية الأخرى ( سئل النبي صلى الله عليه وسلم عن الوسوسة فقال تلك محض الايمان ) وفى الحديث الآخر ( لا يزال الناس يتساءلون حتى يقال هذا خلق الله الخلق فمن خلق الله فمن وجد من ذلك شيئا فليقل آمنت بالله ) وفى الرواية الأخرى ( فليقل آمنت بالله ورسله ) وفى الرواية الأخرى ( يأتي الشيطان أحدكم فيقول من خلق كذا وكذا حتى يقول له من خلق ربك فإذا بلغ ذلك فليستعذ بالله ولينته ) أما معاني الأحاديث وفقهها فقوله صلى الله عليه وسلم ذلك صريح الايمان ومحض الايمان معناه: استعظامكم الكلام به هو صريح الايمان فان استعظام هذا وشدة الخوف منه ومن ينطق به فضلا عن اعتقاده إنما يكون لمن استكمل الايمان استكمالا محققا وانتفت عنه الريبة والشكوك».


    [4] . أصول الكافي / ترجمه مصطفوى، ج‏4، ص: 156.
    حدیث افکاری بدی که درمورد خداوند ناخودآگاه به ذهن می رسد
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620




    سؤال دوم:
    این حدیث شامل چه کسانی میشود و اگر کسی این افکار به ذهنش خطور نکرد آیا عین ایمان را ندارد؟

    جواب:
    در حدیثی به نقل از حضرت رضا علیه السلام آمده است: از امام عليه السّلام سؤال شد حديث‏ نفس‏ چيست فرمودند: مگر كسى توانائى دارد حديث‏ نفس‏ نداشته باشد،[1] از امام عليه السّلام سؤال شد در وسوسه هنگامى كه زياد شد چه كنيم، فرمودند چيزى نيست كلمه ی:« لا اله الا اللَّه»، را بر زبان جارى كنيد.[2]

    و در روایتی دیگر از حضرت امام صادق علیه السلام نقل شده است: بر هيچ مؤمنى چهل روز نمي گذرد مگر اينكه گرفتار وسوسه و حدیث نفس مى‏ شود، پس دو ركعت نماز بخواند و از آن بخدا پناه برد.[3]

    البته باید توجه داشت که چنین خواطری برای افراد یکسان نمی باشد و به این شکل نخواهد بود که حتما باید فکری در مورد خدا به ذهن او خطور نماید.

    در ملحقات مفاتیح الجنان نیز در باب دوم:«نمازهای مستحبه»،‌ نمازی با عنوان: نماز حدیث نفس آمده که به جهت دفع این خواطر وارد گردیده است.

    اما اینکه حضرت فرمودند: چنین حالی عین ایمان است، مراد این نیست که عارض شدن این وساوس نشانه ی ایمان باشد که هر کس چنین حالی نداشته باشد مومن نباشد؛ بلکه احساس ناراحتی و عذاب وجدانی که در شخص مؤمن به واسطه ی عارض شدن چنین حالتی پدید می آید بیانگر ایمان فرد خواهد بود.

    در ذیل روایت سوم از کتاب کافی نیزگذشت:


    مقصود رسول خدا صلی الله علیه وآله از اينكه فرمود: «به خدا اين محض ايمان است» يعنى همين ترس از اينكه هلاك شده باشد هنگامى كه اين خاطره در دلش گذشته است (محض ايمان است، زيرا كافر از اين خاطره‏ ها بلكه از بالاتر از آنها هراسى در دل ندارد).

    موفق باشید.

    [1] . اشاره به اینکه بسیاری از افراد از گزند وساوس نفسانی در امان نمی باشند؛‌ مگر افراد خاصی که دارای ایمان راسخی بوده باشند.

    [2] . مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل ؛ ج‏5 ؛ ص431:«فِقْهُ الرِّضَا، ع‏لیه السلام : أَرْوِي أَنَّهُ سُئِلَ الْعَالِمُ علیه السلام عَنْ حَدِيثِ النَّفْسِ فَقَالَ مَنْ‏ يُطِيقُ‏ أَلَّا يُحَدِّثَ‏ نَفْسَهُ‏ وَ سَأَلْتُ الْعَالِمَ علیه السلام عَنِ الْوَسْوَسَةِ وَ إِنْ كَثُرَتْ قَالَ لَا شَيْ‏ءَ فِيهَا قُلْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ ».

    [3] . مكارم الأخلاق، ترجمه ميرباقرى، ج‏2، ص: 134

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۳/۰۵/۲۴ در ساعت ۱۳:۵۲
    حدیث افکاری بدی که درمورد خداوند ناخودآگاه به ذهن می رسد
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  9. صلوات ها 3


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود