صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: طریقه جزا (حق الناس) کسانی که به خدا اعتقاد ندارند چگونه است؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    الکترونیک
    نوشته
    527
    حضور
    22 روز 17 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    1510

    اشاره طریقه جزا (حق الناس) کسانی که به خدا اعتقاد ندارند چگونه است؟




    با عرض سلام خدمت کارشناس محترم سایت ...

    امیدوارم که خوب و خوش و سلامت باشین .......


    یه سوال برام پیش اومده که گفتم ازتون بپرسم ... فرض کنید انسانی به شرح حال زیر وجود داشته باشه .....

    1- مسائل زیادی رو دیده باشه ... که بابت اون مسائل احتمال وجود خدا رو داده باشه .
    2- مسائل خیلی خیلی بیشتری رو دیده باشه ... که بابته اون مسائل احتمال زیادتری بده که خدا وجود نداره .
    3- این شخص عقل و استنتاجهای خودش رو به کار گرفت و نتونست به هیچ قطعیتی در مورد وجود خدا برسه .
    4- این شخص یک ایدیولوژی بدون خدا برای خودش بنا میکنه .
    5- این شخص هزاران نفر رو میکشه ... ( مثلا تبدیل به آدمی مانند هیتلر میشه )


    خوب ...
    شخصی که نتونسته با عقلش وجود یا عدم وجود خدا رو استنتاج کنه .... حداقلش حجتی مبنی بر این داره که عقلم خدادای بود ... من هم سعی و تلاشم رو کردم تا تصمیمی عقلانی بگیرم ولی در نهایت به این جا رسیدم که خدایی وجود نداره ...


    ولی آیا این استدلال میتونه حجتی برای این باشه که حق الناسی هم به گردنش نباشه ...
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۳/۰۶/۲۷ در ساعت ۰۲:۳۹
    مقابله با سرطان :

    1- اغذیه متنوع از تمام گروه ها 2- وزن متعادل 3-کنترل چربی غذا 4-کم کردن شیرینی 5-کاهش نمک 6-استفاده از میوه ها:انجیر.کیوی.زردآلو.خرما.گ جه فرنگی.پیاز 7-استفاده ازماهی 8- استفاده نکردن از غذاهای منجمدی که در درون کیسه فریزر هستند و توسط مایکروویو یخشان باز میشود 9-ننوشیدن چای گرم .

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58299



    با نام و یاد دوست






    طریقه جزا (حق الناس) کسانی که به خدا اعتقاد ندارند چگونه است؟








    کارشناس بحث: استاد شعیب


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    گذشته از بحث و مناقشاتی که مقدمات شما در اثبات وجود خدا و عدم آن داریم باید بگویم که بعضی از اصول فطری بشر است و در هر جای دنیا هم که بروید این اصول جاری است چه به خدا اعتقاد داشته باشند چه نداشته باشند چه موحد باشند چه مشرک، هیچ فرقی ندارد.
    تعدی به حقوق دیگران در همه ملتها مذموم و نا پسند است و مردم فاعل آن را ذم می کنند ستم به کودکان ، جنگ و خون ریزی و.... همه و همه در نزد همه انسان ها قبیح است.

    در کل یک سری اصول ثابت انسانی داریم که ریشه در فطرت انسان دارد که همه آنها به دو اصل ثابت عدل و ظلم بر می گردد که از مستقلات عقلیه است که جدای از شرع عقل انسانی به حسن یا قبح آن حکم می کند
    منظور از مستقلات عقليه , آن سلسله احكام عقلى است كه عقل به طور مستقل يعنى بدون دخالت شرع , بلكه ابتدائا , به آن حكم مى كند . مانند خوبى عدالت و بدى ستمگرى و ظلم .

    در اينگونه موارد براى كشف و رسيدن به حكم شرعى , يك قياس و استدلال منطقى بدينگونه تشكيل مى گردد كه حكم صادره از ناحيه عقل را صغرى قرار داده و سپس با اضافه نمودن كبراى كلى [ هر چه عقل بدان حكم كند , شرع نيز به آن حكم خواهد كرد ] نتيجه مى گيريم كه در اين مورد نيز حكم شرع وجود دارد .

    همانطور كه ملاحظه كرديد , در تمام مراحل فوق براى كشف حكم شرعى , آنچه كه عمل مى كند و كاربرد دارد تنها عنصر عقل است , يعنى صغراى قياس منطقى و نيز كبراى آن از احكام عقل هستند , و بدين جهت آن را مستقلات عقليه مى گويند .
    پس انسان درباره آنچه که عقل به تنهایی حکم می کند هر چند که اصلا به هیچ دینی معتقد نباشد مسئول است چه در مقابل اذهان عمومی و چه در مقابل خالق این عقل
    حق الناس از این دسته از اچکام است و فرد چه دین دار و چه ملحد حق الناس بر گردن اوست .
    از همین روست که در تعالیم دینی داریم که اگر کسی مستضعف فکری بود و دین به او نرسیده بود یا عقلش توانایی درک خدا و پیغمبر ومعاد و ... را نداشت در روز قیامت با فطرتش با او برخورد می کنند با آن احکام اولیه فکری اش که در نهاد همه انسانها نهادینه شده است


    (برای مطالعه بیشتر ر.ک به تفسیر المیزان ج 5 ذیل آیه 98 سوره نساء، گفتاری در معنای مستضعف.)



  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    663
    حضور
    14 روز 13 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    809



    دوست عزیزشعیب گرانقدرسلام
    قبیح وزشت بودن گناه نزدهرانسان کاملا بارزواشکاراست امادلایل وعقل وی برعدم وجودخدااین تصورراپیش میاوردکه نه خداست نه اخرت پس چرامن فلانی رانکشم چراظلم نکنم من که دیگررهسپارنیستی میشوم پس مسلمابه دلیل جذابیت وزیبایی گناه ان راانجام میدهدواماان که کلماحکم بالشرع حکم بالعقل نیزبرااین منکرشرعی وجودنداره که بخوادازعقل برمبنای ان پیروی کنه

  9. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    663
    حضور
    14 روز 13 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    809



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها
    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    گذشته از بحث و مناقشاتی که مقدمات شما در اثبات وجود خدا و عدم آن داریم باید بگویم که بعضی از اصول فطری بشر است و در هر جای دنیا هم که بروید این اصول جاری است چه به خدا اعتقاد داشته باشند چه نداشته باشند چه موحد باشند چه مشرک، هیچ فرقی ندارد.
    تعدی به حقوق دیگران در همه ملتها مذموم و نا پسند است و مردم فاعل آن را ذم می کنند ستم به کودکان ، جنگ و خون ریزی و.... همه و همه در نزد همه انسان ها قبیح است.

    در کل یک سری اصول ثابت انسانی داریم که ریشه در فطرت انسان دارد که همه آنها به دو اصل ثابت عدل و ظلم بر می گردد که از مستقلات عقلیه است که جدای از شرع عقل انسانی به حسن یا قبح آن حکم می کند
    منظور از مستقلات عقليه , آن سلسله احكام عقلى است كه عقل به طور مستقل يعنى بدون دخالت شرع , بلكه ابتدائا , به آن حكم مى كند . مانند خوبى عدالت و بدى ستمگرى و ظلم .

    در اينگونه موارد براى كشف و رسيدن به حكم شرعى , يك قياس و استدلال منطقى بدينگونه تشكيل مى گردد كه حكم صادره از ناحيه عقل را صغرى قرار داده و سپس با اضافه نمودن كبراى كلى [ هر چه عقل بدان حكم كند , شرع نيز به آن حكم خواهد كرد ] نتيجه مى گيريم كه در اين مورد نيز حكم شرع وجود دارد .

    همانطور كه ملاحظه كرديد , در تمام مراحل فوق براى كشف حكم شرعى , آنچه كه عمل مى كند و كاربرد دارد تنها عنصر عقل است , يعنى صغراى قياس منطقى و نيز كبراى آن از احكام عقل هستند , و بدين جهت آن را مستقلات عقليه مى گويند .
    پس انسان درباره آنچه که عقل به تنهایی حکم می کند هر چند که اصلا به هیچ دینی معتقد نباشد مسئول است چه در مقابل اذهان عمومی و چه در مقابل خالق این عقل
    حق الناس از این دسته از اچکام است و فرد چه دین دار و چه ملحد حق الناس بر گردن اوست .
    از همین روست که در تعالیم دینی داریم که اگر کسی مستضعف فکری بود و دین به او نرسیده بود یا عقلش توانایی درک خدا و پیغمبر ومعاد و ... را نداشت در روز قیامت با فطرتش با او برخورد می کنند با آن احکام اولیه فکری اش که در نهاد همه انسانها نهادینه شده است


    (برای مطالعه بیشتر ر.ک به تفسیر المیزان ج 5 ذیل آیه 98 سوره نساء، گفتاری در معنای مستضعف.)

    دوست عزیزشعیب گرانقدرسلام<br />
    قبیح وزشت بودن گناه نزدهرانسان کاملا بارزواشکاراست امادلایل وعقل وی برعدم وجودخدااین تصورراپیش میاوردکه نه خداست نه اخرت پس چرامن فلانی رانکشم چراظلم نکنم من که دیگررهسپارنیستی میشوم پس مسلمابه دلیل جذابیت وزیبایی گناه ان راانجام میدهدواماان که کلماحکم بالشرع حکم بالعقل نیزبرااین منکرشرعی وجودنداره که بخوادازعقل برمبنای ان پیروی کنه<br/>

  10. صلوات


  11. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    نقل قول نوشته اصلی توسط احمد نمایش پست ها
    دوست عزیزشعیب گرانقدرسلام<br />
    قبیح وزشت بودن گناه نزدهرانسان کاملا بارزواشکاراست امادلایل وعقل وی برعدم وجودخدااین تصورراپیش میاوردکه نه خداست نه اخرت پس چرامن فلانی رانکشم چراظلم نکنم من که دیگررهسپارنیستی میشوم پس مسلمابه دلیل جذابیت وزیبایی گناه ان راانجام میدهدواماان که کلماحکم بالشرع حکم بالعقل نیزبرااین منکرشرعی وجودنداره که بخوادازعقل برمبنای ان پیروی کنه<br/>
    ر
    با سلام خدمت شما کاربر گرامی
    درست است که جهانبینی او یک جهانبینی فاقد خدا و قیامت است اما فطرت او که یک حاکم قوی در درون اوست به او اجازه نمی دهد که هر قانونی را برای زندگی اش وضع کند.

    او را از ظلم باز می دارد هر چند که قیامتی در کار نباشد از تعدی به حقوق دیگران منع می کند هرچند خدایی را به رسمیت نشناسد.
    و اگر به حکم این حاکم درونی گوش ندهد وسط یک عامل درونی سرزنش می شود که همان وجدان انسانی است و این وجدان خدا پرست و غیر خدا پرست نمی شناسد.
    تایید حرفم هم استقراء بیرونی است که حتی لاییک های ملحد هم در قوانینی که برای خود و جامعه شان وضع می کنند منع تعدی و ظلم به دیگران را لحاظ می منند و هر گونه بی پروایی در این زمینه را ممنوع می شمارند.


  12. صلوات ها 3


  13. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    663
    حضور
    14 روز 13 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    809



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها
    ر
    با سلام خدمت شما کاربر گرامی
    درست است که جهانبینی او یک جهانبینی فاقد خدا و قیامت است اما فطرت او که یک حاکم قوی در درون اوست به او اجازه نمی دهد که هر قانونی را برای زندگی اش وضع کند.

    او را از ظلم باز می دارد هر چند که قیامتی در کار نباشد از تعدی به حقوق دیگران منع می کند هرچند خدایی را به رسمیت نشناسد.
    و اگر به حکم این حاکم درونی گوش ندهد وسط یک عامل درونی سرزنش می شود که همان وجدان انسانی است و این وجدان خدا پرست و غیر خدا پرست نمی شناسد.
    تایید حرفم هم استقراء بیرونی است که حتی لاییک های ملحد هم در قوانینی که برای خود و جامعه شان وضع می کنند منع تعدی و ظلم به دیگران را لحاظ می منند و هر گونه بی پروایی در این زمینه را ممنوع می شمارند.
    باسلام مجدد
    ایاانچه که عقل وی بران حکم کرده عدم وجودخداست حال پیروی ازفطرت خویش چه اهمیتی میتواندبرایش داشته باشددرحالی که گناه نزدهرانسانی جذاب است ومقدم شمردن خق خوددرعین نبودن برای وی پراهمیت است واماتایید حرفم رژیم اشغالگریست که وجدان دروجودش مرده اگروجدان راایینه درون فرض کنیم خاکی که عقل براین ایینه پاشیده ان رابی اثروکمرنگ میکند

  14. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    نقل قول نوشته اصلی توسط احمد نمایش پست ها
    باسلام مجدد
    ایاانچه که عقل وی بران حکم کرده عدم وجودخداست حال پیروی ازفطرت خویش چه اهمیتی میتواندبرایش داشته باشددرحالی که گناه نزدهرانسانی جذاب است ومقدم شمردن خق خوددرعین نبودن برای وی پراهمیت است واماتایید حرفم رژیم اشغالگریست که وجدان دروجودش مرده اگروجدان راایینه درون فرض کنیم خاکی که عقل براین ایینه پاشیده ان رابی اثروکمرنگ میکند
    با سلام
    آری خود پسندی خود بینی و خود خواهی و... همه در روند کار دنیاییی انسان هست اما آنچه که هست آن حاکم درونی است که انسان را حکم می کند . درست است که این فرد خدا را قبول ندارد ولی وجدان خود را که قبول دارد خدا روز قیامت محاجه می کند که حاکمی بر شما قرار داده بودم درونی چرا به حکم او گوش ندادید، مشکل شما شبهه علمی نبوده بلکه شهوت عملی است.
    یعنی شما کاری نداشتید که خدا هست یا نه به حرف هیچ حاکمی گوش نمی دادی بلکه تابع هوای خود بودید.
    به قول حکما حسن عدل و قبح ظلم از مستقلات عقلیه است.


  15. صلوات


  16. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    663
    حضور
    14 روز 13 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    809



    باسلام
    تبعیت ازهوای خودیاپیروی ازجنودعقل است یاجهل
    حال سوال اینجاست توجه به حاکم درونی چه اهمیتی دارددرحالی که عقل وی باتوجه به دلایل خودان رابی اثرکرده
    یاحق

  17. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    نقل قول نوشته اصلی توسط احمد نمایش پست ها
    باسلام
    تبعیت ازهوای خودیاپیروی ازجنودعقل است یاجهل
    حال سوال اینجاست توجه به حاکم درونی چه اهمیتی دارددرحالی که عقل وی باتوجه به دلایل خودان رابی اثرکرده
    یاحق
    با سلام
    در هر صورت این کسی که نتوانسته خدا را برای خود ثابت کند دیگر نمبی تواند بگوید که وجدان هم ندارم و اگر پیروی از هوای نفس کرد در واقع خلاف رای حاکم درونی خود عمل کرده و در نزد روان خود معقب است.


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود