صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: وجود جهان خارج چگونه برای انسان اثبات می شود؟ (قطعا بدیهی نیست!)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    علاقه
    فلسفه و دانستن هر چه بیشتر
    نوشته
    795
    حضور
    20 روز 5 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    79
    صلوات
    2464

    پرسش وجود جهان خارج چگونه برای انسان اثبات می شود؟ (قطعا بدیهی نیست!)




    با سلام و احترام
    وجود جهان خارج چطور برای انسان اثبات میشه؟(قطعا بدیهی نیست!)
    یا حق

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58293



    با نام و یاد دوست





    وجود جهان خارج چگونه برای انسان اثبات می شود؟ (قطعا بدیهی نیست!)








    کارشناس بحث: استاد مسلم

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۳/۰۵/۱۴ در ساعت ۰۰:۱۴ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مولا و مقتدای آزادمردان جهان، امیرالمومنین(ع)
    نوشته
    2,022
    حضور
    57 روز 5 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4538



    با نام خدا
    و با سلام و تشکر از سوال شما
    نمی‌دانم منظورتان از جهان خارج، واقعیت‌های خارج از وجود انسان بوده است، یا عموم واقعیات خارجی، اعم از اثبات خودمان و دیگر اشیاء پیرامونمان، در هر دو صورت باید عرض کنم که ادراکات و آگاهی های ما یا از طریق حواس درونی و باطنی است، مثل ادراک نفس، ادراک ترس، درد، لذت و...، و یا از طریق حواس بیرونی است، مثل دیدن آتش و چشیدن طعم غذا و امثال آن، که به اولی «وجدانیات» و به دومی «محسوسات» گفته می شود، و از قضا هر دو از بدیهیات به شمار می‌روند.(جوهر النضید، علامه حلی، ص200) البته خود مدرک در ادراکات حسی نیز از ادراکات درونی به شمار می‌رود و به آن بازگشت می‌کند، ولو ابزار درک آن بیرونی است.
    اما در رابطه با اینکه حضرتعالی قاطعانه فرمودید: «قطعا بدیهی نیست»، باید عرض کنم محکم بیان نمودن حکمی، دلیل بر حقانیت آن نیست، و وجود اشیاء، و واقعیات خارجی قطعا بدیهی است.
    چرا بدیهی نباشد، و حال آن که از ویژگی های امور بدیهی این است که مردم بدون تأمل آنرا می پذیرند و با توجه به آثار آن گام بر می‌دارند. پس دلیل وجود داشتن دنیای خارج همین رفتار بدون تامل و تفکر مردم در مواجهه با دنیای خارج است، خود شما آیا اگر آتشی ببینید از آن فرار نمی کنید؟ برای رفتن به مقصدی به سوی آن حرکت نمی کنید؟ برای مطالعه به سمت کتاب نمی روید؟ برای ابراز نظر در سایت اسک‌دین، در این محیط حضور نمی‌یابید و از اینترنت بهره نمی‌گیرید؟ خود شما علی رغم این که با قاطعیت می فرمایید وجود خارج بدیهی نیست بلا فاصله بعد از احساس گرسنگی و تشنگی و بدون هیچگونه تاملی در این که آیا آب و غذا وجود دارد؟ آیا اینها تاثیری در رفع گرسنگی و تشنگی من دارند؟ بدون توجه به این امور به سمت آشپزخانه حرکت می کنید.
    اگر ماده و انرژی و نور و... نبود، یا حداقل مشکوک می بود، تاسیس صدها هزار دانشگاه و پذیرش میلیون‌ها دانشجو در رشته های شیمی، فیزیک، مکانیک ، رشته های پزشکی و... چه معنایی می‌توانست داشته باشد؟ آیا امروز هیچ کسی به تاسیس این دانشگاهها یا پذیرش دانشجو در این رشته ها اعتراضی می کند؟ آیا برای عوام و خواص ابتدا وجود این امور اثبات شده یا به خاطر بداهت کسی اعتراضی نمی کند؟
    پس جهل نسبت به این امور ممکن نیست، اگر چه گاهی امور بدیهی مورد غفلت واقع می شوند، یا وجود شبهاتی انسان را در مورد آنها به تردید وا می دارد، اما به بداهت آنها لطمه‌ای نمی‌زند، به همین خاطر تمام ادله ای که در این مسیر بیان می شود جنبه تنبیهی دارد، نه اثباتی.
    یک راهش استناد به ادراکات حضوری انسان است، این که برخی از واقعیات، وجدانی و از سنخ علوم حضوری هستند، مثل ادراک وجود خود انسان، یا ادراک وجود اعضاء و جوارح مادی طبق نظریه وحدت نفس و بدن. یا مثلا جمله معروف دکارت برای دفع شکاکیت در وجود که از خود شک آغاز کرد، «من می اندیشم پس هستم»(فرهنگ فلسفی، جميل صليبا، منوچهر صانعى دره بيدى‏ ، ص540)، که البته از این واقعیت غافل بود که وجود خود انسان از شک او بدیهی تر است، و انسان قبل از این که به شک خویش آگاه باشد به وجود خویش آگاه است.(الالهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، آیت الله سبحانی، ج1، ص110)
    پس یک دلیل بر وجود داشتن واقعیات، ولو فی الجمله، همین ادراکات درونی مثل ادراک نفس، درد و لذت، محبت و تنفر، و ادراکات مشابه هست که علاوه بر اثبات خودشان، اثبات کننده واقعیات خارجی نیز هستند، زیرا همانطور که گفتیم ادراکات حسی نیز پس از ادراک، از ادراکات درونی به شمار می روند، و نفس به خاطر ادراکاتی که از تاثیر آنها بر خود تجربه نموده است در رابطه با آنها واکنش نشان می‌دهد، مثلا ما پخته شدن کباب را روی آتش می بینیم و حرارت آن را با دستمان حس می‌کنیم، و مراقب هستیم سوزش آن را درک نکنیم، و در این رابطه به کودکان که تجربه لازم را ندارند هشدار می‌دهیم.
    اما اگر بخواهیم استدلالی منطقی بیان نماییم، می‌توان چنین تقریر کرد:
    1- این پدیده ادراکی (مثلاً سوزش دست من هنگام تماس با آتش)، معلول علتی است.
    2- علت این پدیده یا خود نفس من است یا چیزی خارج من.
    3- نفس من علت آن نیست و من این را به صورت وجدانی و بدیهی خطاناپذیر می­یابم. به علاوه من خودم هرگز نمی­خواستم دستم بسوزد.
    4- پس علت آن چیزی خارج از وجود من است.(آموزش فلسفه، آیت الله مصباح، ج1، ص301-303)
    در مقابل بزرگترين دست آويز منکرین، براى اثبات واقعى نبودن دنياى خارج و نفى شناخت آن، خطاى حواس است، مانند دیدن سراب که در واقع آب نیست.‏(مجموعه آثار، شهید مطهری، ج6، ص198؛ فرهنگ معارف اسلامی، سيد جعفر سجادى‏، ج3، ص2108) و روشن ترین پاسخی که می توان به این شبهه داد این است که فرضاً كه حواس ما در نشان دادن «كيفيت» يا «ماهيت» محسوسات خطاكار باشند، اما در دلالت بر «وجود خارجى» محسوسات خطاكار نيستند. تمام اين خطاها كه به حواس نسبت داده شده، فرضاً كه ما آنها را خطاى حقيقى بدانيم، خطاى در نشان دادن كيفيت يا ماهيت محسوس است نه در دلالت كردن بر وجود محسوس. ما در هيچ موردى سراغ نداريم (حتى در مورد سراب و آب) كه محسوس به هيچ وجه وجود نداشته باشد و در عين حال ما وجود چيزى را احساس كنيم، بلکه همواره اشتباه در تعیین مصداق در بین است، که البته حس هم به خودى خود خطا نمى‏كند و در جای خود این مطلب بیان شده و وارد آن نمی شویم‏. (ر.ک به مجموعه آثار، شهید مطهری، ج6، ص200)
    این شکاکیت ها در تاریخ پر فراز و نشیب غرب و خصوصا یونان باستان وجود داشته است، مکاتبی مانند nihilism یا نیست انگاری مطلق که منکر وجود هر چیزی می باشند (فرهنگ فلسفی، ص464) و امروزه هم در قالب مدرن آن به شکل نسبی گرایی معرفتی، پوزیتیویسم و... رواج دارد(المظاهر الالهية فى اسرار العلوم الكمالية، ملاصدرا، تصحیح سيد محمد خامنه‏اى‏، مقدمه‏ مصحح، ص 258) و هر کدام عرصه ای از معارف را هدف گرفته‌اند (ر.ک به مجموعه آثار شهید مطهری، ج6، ص178 الی 198) اما این گونه تفکرات هرگز نباید در اراده و تفکر انسان خللی ایجاد کند، و در مورد بداهت واقعیات خارجی مردد شود.
    موفق باشید


  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    علاقه
    فلسفه و دانستن هر چه بیشتر
    نوشته
    795
    حضور
    20 روز 5 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    79
    صلوات
    2464



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    1- این پدیده ادراکی (مثلاً سوزش دست من هنگام تماس با آتش)، معلول علتی است.
    2- علت این پدیده یا خود نفس من است یا چیزی خارج من.
    3- نفس من علت آن نیست و من این را به صورت وجدانی و بدیهی خطاناپذیر می­یابم. به علاوه من خودم هرگز نمی­خواستم دستم بسوزد.
    4- پس علت آن چیزی خارج از وجود من است.(آموزش فلسفه، آیت الله مصباح، ج1، ص301-303)
    سلام ممنون از پاسخ شما
    اما :
    اگر دقت بفرمایید دکارت صحیح گقته چرا؟
    اون میگه شک میکنم پس هستم اگر دقت بفرمایید انسان چیزی جز همین تفکر کردنش نیست یعنی هرچی که ما میگیم علم حضوری و ... در قالب همون تفکر هست
    حالا دکارت اینو میگه در اون لحظه ای که به خودم توجه کردم عمل فکر کردنم من شک کردن بود بنابرین از شک کردنش فهمیده که وجود داره یعنی همون مسئله ای ایکه ما میگیم علم حضوری که یک مقدار گنگ وشاید بی معنی باشه رو دکارت دقیق تر گفته اما چون فلاسفه ما کلا با دید نقد به فلسفه غرب نگاه کردن این موضوع رو متوجه نشدن!(البته این نظر بنده هست)
    اما این چه ربطی به موضوع بحث داره: بنده وجود خودم رواز همون روش دکارت قبول دارم اما سایر چیز هایی که درک میکنم از طریق حواس به من میرسه(چه داخلی چه خارجی) خوب این داده ها کجا میره؟
    در داخل ذهن میره و ذهن من که در واقع خودم هستم عمل درک رو با انتزاع کردن و ... انجام میده اما این حرف با این فرض وجود خارجی انجام شده
    در بند 3 حرف ایت الله مصباح اینه:نفس من اون علت نیست و...
    حالا حرف من اینه که از کجا معلوم خود نفس(همون ذهن منظورمه) این ادراکات رو تولید نمیکنه ! و اصلا دنیای خارجی در کار نباشه
    دو مطلب
    عدم اگاهی قطعی ما از توانایی های ذهن این احتمال رو بالا میبره
    اما این حرف واقعیت رو رد نمیکنه بلکه میگه ممکنه دنیای خارجی باشه یا نباشه پس شک عجیبی ایجاد میکنه که بنده راهی برای جواب بهش ندارم
    فکر کنم این موضوع ریشه این جمله معروف ویتکنشتاین فیلسوف بر جسته قرن20 هست که خطاب به فردی که شکاکیت رو رد میکرد گفت:
    اگر شما بتوانید ثابت کنید که دست دارید ما چیزهای دیگر را هم از شما میپذیریم
    یا حق
    ویرایش توسط جوجه اردک زشت : ۱۳۹۳/۰۵/۱۴ در ساعت ۲۲:۵۲

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8025



    نقل قول نوشته اصلی توسط شهید چمران نمایش پست ها
    با سلام و احترام
    وجود جهان خارج چطور برای انسان اثبات میشه؟(قطعا بدیهی نیست!)
    یا حق
    سلام علیکم،
    در مقام هم‌فکری و نه بیشتر:
    من وجود دارم ... پس مجموعه‌ی موجودات تهی نیست ... آیا این وجود همیشه ثابت است یا تغییر و تحول دارد؟ بدیهی است که تحول دارد! پس عامل آن چیزی نمی‌تواند باشد مگر غیر خود آن ... در ضمن اینکه مفهوم «زمان» هم به طور ضمنی از همان درک «خود» فهمیده می‌شود که یکی از ابعاد اصلی «عالم خارج» مورد سؤال است.
    پس حداقل دو چیز وجود دارد ... خودم و چیزی غیر خودم که تحول در «من» ناشی از آن هست ...

    فکر کنم تا اینجا دیگر سؤال شما پاسخ داده شده باشد، چون با شروع از درک خود به درک وجودی غیر خود رسیده‌ایم، اما فکر کنم بشود این بحث را باز هم بیشتر به جلو برد، مثلاً ابتدا به کمک برهان وجوب و امکان (یا برهان اصالت وجود؟) خداوند را اثبات کرد ...
    بعد وقتی خداوند به عنوان واجب‌الوجود ثابت گردید دیگر وحدانیت و همچنین ثابت و بدون تحول بودن خداوند هم از آن برداشت خواهد شد ...
    حال آیا برای شما عجیب خواهد بود اگر وقتی که از روی «وحدت وجودی ثابت و بدون تحول» می‌شود «وجودی دارای تحول زمانی» را به دست آورد بشود کثرت را نیز از آن استخراج نمود؟ وجودهایی بیشمار که هر کدامشان «من»ی جداگانه خواهند بود ... یعنی دنیای خارج از «منِ» خودم ...
    یا علی

    ویرایش توسط باء : ۱۳۹۳/۰۵/۱۵ در ساعت ۰۱:۰۴
    بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است،
    ... بضاعتی محدود و اثرگذاری نامحدود،
    نگران سوددهی‌اش هم نیستیم چون خدا تضمین کرده است که قیام به بار خواهد نشست
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...

    بزرگواران و دوستان و هم‌مباحثه‌ای‌ها، ان شاء الله اگر جسارتی کرده‌ام ببخشید و اگر کوتاهی کرده‌ام یا رنجشی به شما رسانده‌ام حلال کنید

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2,557
    حضور
    38 روز 4 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4367



    نقل قول نوشته اصلی توسط شهید چمران نمایش پست ها
    با سلام و احترام
    وجود جهان خارج چطور برای انسان اثبات میشه؟(قطعا بدیهی نیست!)
    یا حق
    سلام
    اگر همه چیز در درون ما به صرف ادراک آنها وجود داشتند باید اثرشان را نیز در خود می یافتیم همانطور که شادی یا غم درونی ما اثر عینی خود را دارند اما چنین نیست پس آنها بیرون از ما هستند
    والسلام

    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای



  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    علاقه
    فلسفه و دانستن هر چه بیشتر
    نوشته
    795
    حضور
    20 روز 5 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    79
    صلوات
    2464



    نقل قول نوشته اصلی توسط owari نمایش پست ها
    سلام علیکم،
    در مقام هم‌فکری و نه بیشتر:
    من وجود دارم ... پس مجموعه‌ی موجودات تهی نیست ... آیا این وجود همیشه ثابت است یا تغییر و تحول دارد؟ بدیهی است که تحول دارد! پس عامل آن چیزی نمی‌تواند باشد مگر غیر خود آن ... در ضمن اینکه مفهوم «زمان» هم به طور ضمنی از همان درک «خود» فهمیده می‌شود که یکی از ابعاد اصلی «عالم خارج» مورد سؤال است.
    پس حداقل دو چیز وجود دارد ... خودم و چیزی غیر خودم که تحول در «من» ناشی از آن هست ...
    سلام علیکم
    مسئله علیت که بدان اشاره فرمودید به همین راحتی ها هم نیست گویا برخی مثل کانت علیت و زمان را از مشخصه های ذهن انسان میدانند
    یعنی با مفهوم زمان تصاویر ساکن پشت سر هم که به انسان میرسد یا در خود ذهن به وجود می آید معنی گذر زمان درک می شود و تحول فهمیده میشود
    همینطور علیت که فکر کنم خیلی نشه در موردش آنطوری که شما فرمودید قطعی گفت زیرا شما فرمودید علت تحول غیر خود است اما اگر دقت می فرمودید گفتم ممکنه علت درک این تحولات خود ذهن باشه و این تناقضی ایجاد نمیکنه
    نکته بعد اینکه عبارت تحول وجود برای بنده بی معنیه ! ما فقط یک موجود داریم (جدا کردن وجود و ماهیت از هم از اشتباهات فلاسفه اسلامیه!)
    درمورد وجود خدا تعالی که فرمودید تمایلی به اون بحث نیست چون این بحث خیلی پایه ای تر از اون بحثه و خیلی مرتبط نیستند



    نقل قول نوشته اصلی توسط محی الدین نمایش پست ها
    سلام
    اگر همه چیز در درون ما به صرف ادراک آنها وجود داشتند باید اثرشان را نیز در خود می یافتیم همانطور که شادی یا غم درونی ما اثر عینی خود را دارند اما چنین نیست پس آنها بیرون از ما هستند
    سلام
    منظور شما از اثر عینی را متوجه نمیشم یک مقدار توضیح میدید
    فکر کنم منظور بنده رو بد متوجه شدید بنده میگم خود اون ادراکات ساخت ذهنه نه اینکه" همه چیز در درون ما به صرف ادراک انها وجود دارن"
    یا حق

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8025



    نقل قول نوشته اصلی توسط شهید چمران نمایش پست ها
    سلام علیکم
    مسئله علیت که بدان اشاره فرمودید به همین راحتی ها هم نیست گویا برخی مثل کانت علیت و زمان را از مشخصه های ذهن انسان میدانند
    یعنی با مفهوم زمان تصاویر ساکن پشت سر هم که به انسان میرسد یا در خود ذهن به وجود می آید معنی گذر زمان درک می شود و تحول فهمیده میشود
    همینطور علیت که فکر کنم خیلی نشه در موردش آنطوری که شما فرمودید قطعی گفت زیرا شما فرمودید علت تحول غیر خود است اما اگر دقت می فرمودید گفتم ممکنه علت درک این تحولات خود ذهن باشه و این تناقضی ایجاد نمیکنه
    نکته بعد اینکه عبارت تحول وجود برای بنده بی معنیه ! ما فقط یک موجود داریم (جدا کردن وجود و ماهیت از هم از اشتباهات فلاسفه اسلامیه!)
    درمورد وجود خدا تعالی که فرمودید تمایلی به اون بحث نیست چون این بحث خیلی پایه ای تر از اون بحثه و خیلی مرتبط نیستند
    سلام علیکم،
    اول اینکه آیا نظر جناب کانت بدیهی است؟ اگر نیست (که نیست) پس آیا اثبات دارد؟ اثبات هم ندارد پس شما چرا آن را پذیرفته‌اید؟
    به نظرم خیلی طبیعی است که پذیرفتن اصل علیت برای انسان بدیهی به حساب می‌آید اما توضیح دادن مفهوم زمان به صورت ذهنی و بعد توجیه کردن تغییرات تحمیل شده بر خود توسط ذهن در همان بستر زمان ذهنی همگی غیربدیهی است ... نظریه‌ای دور از ذهن که نیاز به اثبات دارد. اشتباه می‌کنم؟

    با این وجود در کل حرفی که می‌زنید مخالف اسلام هم نیست ... عالم ماده ذیل نفس و عقل قرار دارد ... از جهتی می‌توان همه چیز را در درون خود انسان دانست ... أتزعم انک جرم صغیر و فیک انطوی عالم اکبر ... با درک باطنی از خود می‌توان تمام عالم ماده و حتی بخشی از ورای آن (بسته به ظرفیت وجودی شخص) را هم شناخت و با این اوصاف بخشی بزرگی از علیت هم در درون خود انسان خواهد بود چون انسان خودش از علت‌های اولیه است (البته اگر مؤمن باشد فکر کنم؟) ... ولی بعید می‌دانم کانت راهی به سمت درک این معارف عالی شیعه داشته بوده باشد.
    یا علی

    بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است،
    ... بضاعتی محدود و اثرگذاری نامحدود،
    نگران سوددهی‌اش هم نیستیم چون خدا تضمین کرده است که قیام به بار خواهد نشست
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...

    بزرگواران و دوستان و هم‌مباحثه‌ای‌ها، ان شاء الله اگر جسارتی کرده‌ام ببخشید و اگر کوتاهی کرده‌ام یا رنجشی به شما رسانده‌ام حلال کنید

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    علاقه
    فلسفه و دانستن هر چه بیشتر
    نوشته
    795
    حضور
    20 روز 5 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    79
    صلوات
    2464



    نقل قول نوشته اصلی توسط owari نمایش پست ها
    اول اینکه آیا نظر جناب کانت بدیهی است؟ اگر نیست (که نیست) پس آیا اثبات دارد؟ اثبات هم ندارد پس شما چرا آن را پذیرفته‌اید؟
    به نظرم خیلی طبیعی است که پذیرفتن اصل علیت برای انسان بدیهی به حساب می‌آید اما توضیح دادن مفهوم زمان به صورت ذهنی و بعد توجیه کردن تغییرات تحمیل شده بر خود توسط ذهن در همان بستر زمان ذهنی همگی غیربدیهی است ... نظریه‌ای دور از ذهن که نیاز به اثبات دارد. اشتباه می‌کنم؟

    با این وجود در کل حرفی که می‌زنید مخالف اسلام هم نیست ... عالم ماده ذیل نفس و عقل قرار دارد ... از جهتی می‌توان همه چیز را در درون خود انسان دانست ... أتزعم انک جرم صغیر و فیک انطوی عالم اکبر ... با درک باطنی از خود می‌توان تمام عالم ماده و حتی بخشی از ورای آن (بسته به ظرفیت وجودی شخص) را هم شناخت و با این اوصاف بخشی بزرگی از علیت هم در درون خود انسان خواهد بود چون انسان خودش از علت‌های اولیه است (البته اگر مؤمن باشد فکر کنم؟) ... ولی بعید می‌دانم کانت راهی به سمت درک این معارف عالی شیعه داشته بوده باشد.
    بزرگوار بحث سر نظر کانت و غیر کانت نیست هرچند که او از متفکرین بسیار برجسته بوده
    تمام موضوعاتی که فرمودید به بحث بی ارتباطه بحث علیت نیست! اون مواردی هم که بنده گفتم برای این بود که بدانید نظرات دیگری هم هست و بحث ساده ای نیست (به آن راحتی که شما گفتید)
    اما حرفی که شما فرمودید


    نقل قول نوشته اصلی توسط owari نمایش پست ها
    آیا این وجود همیشه ثابت است یا تغییر و تحول دارد؟ بدیهی است که تحول دارد! پس عامل آن چیزی نمی‌تواند باشد مگر غیر خود آن
    حرف بنده هم این بود:


    نقل قول نوشته اصلی توسط شهید چمران نمایش پست ها
    شما فرمودید علت تحول غیر خود است اما اگر دقت می فرمودید گفتم ممکنه علت درک این تحولات خود ذهن باشه و این تناقضی ایجاد نمیکنه
    یا حق

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    الله و چهارده معصوم و دوستان آن ها
    نوشته
    1,527
    حضور
    75 روز 4 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4592



    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام
    بستگی دارد مسئله را چگونه بخواهیم بررسی کنیم.مسائل این چنینی در اکثر موارد نیاز به شناخت شناسی (اپیستمولوژی) دارند.حتی بعد از این که از شناخت شناسی عبور کردیم،می توانیم محور را وجود "خود" قرار دهیم.یا آن که محور را وجود "واقعیت" قرار دهیم.بحث ها متفاوت می شوند.
    بستگی دارد این سوال را به چه شکلی بپرسیم.برای ادامه دادن موضوع بنده چند سوال می پرسم تا با توجه به پاسخ آن ها بحث را ادامه بدهیم:
    1-آیا "خود" وجود دارد؟یعنی شما می پذیرید که خودتان وجود دارید؟
    2-آیا می پذیرید که "خود" تغییر می کند؟
    3-آیا می پذیرید که معلول،نمی تواند علت خودش باشد؟

    لبیک یا مهدی
    و من الله التوفیق
    لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم
    یا لثارت الحسین

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۶/۰۴/۳۰, ۱۲:۴۹ : 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود