صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بداهت اثبات وجود خدا

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    266
    حضور
    10 روز 22 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    709

    بداهت اثبات وجود خدا




    با سلام توی یه تایپیک خوندم که وجود خدا بدیهیه ؛

    1-چگونه بداهت این موضوع ثابت میشه؟
    2-با این وجود چرا افرادی مدام به شک می افتن و چرا افرادی منکر وجود این بدیهی هستند ؟

    3-اگر بدیهی نیست چرا در قرآن برهانی برای اثبات خدا نیامده درحالی که خدا میدانست در اخر الزمان منکر او وجود داره.


  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 16 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58289



    با نام و یاد دوست





    بداهت اثبات وجود خدا








    کارشناس بحث: استاد صدیق


  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    سوال شما سه بخش دارد.
    اما بخش اول:
    بداهت یک مسئله، دو صورت دارد.
    یا نیازی به استدلال ندارد و یا اینکه قابل استدلال نیست.
    مشهور متفکران دینی معتقدند که وجود خداوند، مسئله ای بدیهی و بی نیاز از اثبات است.
    برخی از این افراد، وجود خدا را بدیهی اولی و اولین مسئله فلسفی می دانند و براهینی که برای اثبات خدا اورده میشود را اموری تنبیهی میدانند.(1)
    با این توضیح که:
    خداوند، موجودی است که نبودن برایش امکان ندارد و نبودنش مساوی با اجتماع نقیضین.
    اصل وجود(نه وجودهای خاص و مشخص)، امری است که معدوم شدن برایش محال است.
    بنابراین، خداوند همین اصل وجود است که نبودن و معدوم شدن برایش امکان ندارد و محال است.
    پس وجود خداوند، همان اصل هستی است که هم تصورش بدیهی است و هم تصدیق به آن.
    زیرا هر کسی به راحتی میتواند بدون هیچ تامل و تفکر و استدلالی، به اصل وجود پی ببرد و انرا تصدیق کند.
    پس بداهت اصل وجود، به معنای بداهت وجود خداوند است.

    برخی دیگر نیز، باور به خدا را فطری میدانند که در نهاد و فطرت هر کسی قرار دارد.
    البته فطری بودن نیز در هر دو جنبه حضوری و حصولی است.
    به این معنا که هم علم حضوری وشهودی به خداوند، دانشی فطری است و هم علم حصولی به وجود خداوند و صفات او.
    فطری بودن علم حضوری به خداوند به این معناس که سرشت و خلقت بشر به گونه ای خلق شده است که همیشه، خدا را بدون وساطت هیچ مفهومی در می یابد و دائما در حضور او قرار دارد.
    فطری بودن علم حصولی به خداوند نیز به این معناست که از علم حضوری به خداوند، علم وجدانی به وجود او به دست می اید. یعنی به واسطه اینکه اگاهی ما از خداوند، اگاهی فطری و به نحو حضوری است، ما وجدانا نیز خداوند را در می یابیم و او را درک می کنیم.(2)

    تمام این راه حلها، نشان میدهد که وجود خدا چه به مساوی با اصل وجود باشد(آنچنانکه علامه طباطبایی بیان کرده است) و چه امری فطری و وجدانی، بدیهی خواهد بود و امر بدیهی، حداقل نیازی به استدلال ندارد.


    ـــــــــــــــ
    1. علامه طباطبایی، تعلیقات بر اسفار اربعه، ج6، صص14-15، پاورقی3
    2. نقد برهان ناپذیری وجود خدا، عسکری سلیمانی، ص1663-168

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    اما بخش دوم سوال شما
    بداهت یک مسئله به معنای این نیست که هر کسی در هر شرایطی به آن تصدیق دارد.
    بلکه به این معناست که برای رسیدن به تصور آن و تصدیق کردن آن، نیازی به استدلال و تفکر ندارد.
    اما شرط پی بردن به تصور و تصدیق نمودن یک مسئله بدیهی، مشروط به این است که حواس انسان سرجایش باشد و توجه به علم خود داشته باشد.
    همانطور که درعلم حضوری، لازم است که به صورت اگاهانه باشد نه نیمه اگاهانه.
    منظور از علم نیمه اگاهانه، دانش و علم ضعیف است که در اثر عوامل مهمتر و حساستری برای انسان، حواسش به علمش نیست.
    مثلا احساس گرسنگی، از نوع علم حضوری است ولی کسی که سردرد شدید دارد، این سردردش گاه جلوی توجه به دل درد ناشی از گرسنگی اش را می گیرد و با اینکه این احساس وجود دارد، ولی او توجهی به ان ندارد.
    در علم حضوری به خداوند نیز همین معضل وجود دارد.
    در بیشتر مواقع، انسان به واسطه توجه به مادیات و امور محسوس و خوگرفتن با آنها، توجهی به اگاهی و علم به خداوند ندارد ولی این احساس وجودد ارد. همانطور که در لحظات حساس و لحظه های بغرنج زندگی، این احساس نمایان میشود. البته هرچقدر به واسطه توجه به خداوند و اهمیت دادن به حضور او، علم انسان به خداوند شدیدتر شود، این علم از حالت اگاهانه بیشتری برخوردار خواهد بود.
    در علم وجدانی نیز همین مشکل وجود دارد، زیرا همانطور که گفته شد، علم وجدانی، نوعی علم حصولی است که از علم حضوری و شهودی انسان به یک مسئله به دست می اید. اما علم وجدانی به خداوند در صورتی برای فرد حاصل میشود که انسان به علم حضوری خود توجه داشته باشد تا بتواند با تصویر برداری از آن، قضیه ای وجدانی به دست آورد.(1)



    ـــــــــــــــــ
    1. نقد برهان ناپذیری وجود خدا، عسکری سلیمانی، قم، بوستان کتاب، 1388ش، چاپ دوم، پیشین


  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    اما بخش سوم
    در این بخش، به دو صورت میتوان پاسخ داد.
    پاسخ اول: با توجه به این مبنا که وجود خدا، امری بدیهی است، پس خود به خود این مسئله برطرف میشود.
    پاسخ دوم: اگر وجود خدا امری بدیهی نباشد، پاسخ سوال شما این است که این مسئله در آن زمان امری مورد اشکال نبوده و همگان، حتی بت پرستان وستاره پرستان نیز وجود خدا را قبول داشته اند و تمام اشکالها و شبهات در توحید و صفات خدا بوده است.
    به همین جهت، قران کریم صحبتی از اثبات خداوند ندارد و متکلمان متقدم، نیز اشاره ای به براهین اثبات خدا نداشته اند و حتی برهان نظم نیز برای اثبات علم خداوند اورده میشده است.
    اما اینکه گفته شد این مسئله در حال حاضر مورد اشکال است، پس چرا در قران نیامده است، پاسخش این است که قرار نیست هر مسئله ای که در اینده قرار است مطرح شود، در قران بیاید، بلکه این نیاز به واسطه وجود عترت طاهره و ائمه اطهار(علیهم السلام) برطرف می شود.

    موفق باشید.


  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    968
    حضور
    16 روز 10 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1947



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد132 نمایش پست ها
    -اگر بدیهی نیست چرا در قرآن برهانی برای اثبات خدا نیامده درحالی که خدا میدانست در اخر الزمان منکر او وجود داره.
    سلام...تمام عالم دال بر وجود خداست و در قران بوضوح بعد از خواندن و تفکرش پی می بریم و حتی بیقین هم میشه رسید که قران از الله یگانه است...ودر قران نیز ایه ای هست که کافران دلیلی برای رد وجود خدا ندارند لذا این ایه واقعا معجزست و تا الان هیچ فردی هیچ دلیلی برای رد وجود خدا نداره و ارائه نمی توان داد...دلیل واقعی که مثل دلایل وجود خدا تن رو بلرزه در بیاره و ادم رو به تفکر عمیق و حیرت فرو ببره و هزاران نفر رو بیقین برسونه نه دلیل کودکانه...طبق اماری که از بی خدایان جهان گرفته شده 95 درصد گفتند ما دلیلی برای رد خدا نداریم و 4 درصد دلیل نداشتند دلایل وجود خدا رو می خواستند رد کنند که اونم نتونستن و 1 درصد که دلیل اوردن چیزی مثل برهان شرو ظلم غیره فوق العاده بی دلیل است اینها چون ظلم کردن یا بد و خوب بودن یک چیز دلیل بر بود و نبودش نمیشه....

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    266
    حضور
    10 روز 22 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    709



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    پس وجود خداوند، همان اصل هستی است که هم تصورش بدیهی است و هم تصدیق به آن.
    زیرا هر کسی به راحتی میتواند بدون هیچ تامل و تفکر و استدلالی، به اصل وجود پی ببرد و انرا تصدیق کند.
    ممنون .ادامه :در صورتی میتونیم بگیم وجود خدا بدیهیه که این هستی رو خدا بدانیم اما اینکه ما جهان رو تصور میکنیم و وجودش رو تصدیق میکنیم فقط وجود جهان رو تصدیق کردیم نه وجود خدا رو مگر اینکه بگیم تمام وجودات خدا هستن.


  15. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد132 نمایش پست ها
    در صورتی میتونیم بگیم وجود خدا بدیهیه که این هستی رو خدا بدانیم اما اینکه ما جهان رو تصور میکنیم و وجودش رو تصدیق میکنیم فقط وجود جهان رو تصدیق کردیم نه وجود خدا رو مگر اینکه بگیم تمام وجودات خدا هستن.
    باسلام
    دقت کنید. راه حل علامه،تنها یکی از راه حلهای تبیین بداهت وجود خداوند است.
    راه حل دیگر، فطری بودن این مسئله است که راهی برای ابطالش ارائه نکردید.
    در ضمن راه حل علامه، همانطور که گذشت، کاری به وجودهای خاص(چه جزیی چه مجموعه عالم ندارد) بلکه به اصل هستی و کلیت هستی می پردازد.
    اینکه وجود قابل درک است. بودن، هستی. اینها از جمله اموری است که هیچ گاه قابل انکار نیست و این بودن قابل معدوم شدن نیست.
    به هر حال، اگر راه حل علامه را نمی پذیرید، فطری بودن و وجدانی بودن باقی است.
    و اگر این دو را نمیپذیرید، استدلالهای عقلی وجود دارد.
    موفق باشید.


  16. صلوات


  17. #9

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    266
    حضور
    10 روز 22 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    709



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    باسلام
    دقت کنید. راه حل علامه،تنها یکی از راه حلهای تبیین بداهت وجود خداوند است.
    راه حل دیگر، فطری بودن این مسئله است که راهی برای ابطالش ارائه نکردید.
    در ضمن راه حل علامه، همانطور که گذشت، کاری به وجودهای خاص(چه جزیی چه مجموعه عالم ندارد) بلکه به اصل هستی و کلیت هستی می پردازد.
    اینکه وجود قابل درک است. بودن، هستی. اینها از جمله اموری است که هیچ گاه قابل انکار نیست و این بودن قابل معدوم شدن نیست.
    به هر حال، اگر راه حل علامه را نمی پذیرید، فطری بودن و وجدانی بودن باقی است.
    و اگر این دو را نمیپذیرید، استدلالهای عقلی وجود دارد.
    موفق باشید.
    سلام
    1-اینکه علامه کلیت هستی رو در نظر میگیره یعنی چه ؟همین نیازمند تعریف هست پس شاید از بداهت دورباشه
    2-مسئله فطری بودن برام قابل هضم نیست شاید اعتقاد ما و حس ما بوجود خدا ناشی از این باشه که مدام کسانی گفتند خدایی هست و این خود به خود از تصورات ما قرار گرفت .
    با این حال نمیخوام ردش کنم اما دلایلی هم که برای فطرت میارن به نظرم کافی نیست مثل:فاذا رکبوا فی الفلک ...


  18. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد132 نمایش پست ها
    اینکه علامه کلیت هستی رو در نظر میگیره یعنی چه ؟همین نیازمند تعریف هست پس شاید از بداهت دورباشه
    باسلام
    وجود داشتن و بودن برای شما ابهامی دارد؟
    همین بودن یعنی اصل هستی که مظاهر مختلفی دارد و به تعداد افراد و موجودات عالم، مصداق و جلوه دارد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد132 نمایش پست ها
    مسئله فطری بودن برام قابل هضم نیست شاید اعتقاد ما و حس ما بوجود خدا ناشی از این باشه که مدام کسانی گفتند خدایی هست و این خود به خود از تصورات ما قرار گرفت
    خیر حتی کسانی که به خدا نیز اعتقاد ندارند، در مواقع خطر و حساس، به یاد موجودی می افتند که تکیه گاه انهاست و زمانی که هیچ کسی توان کمک به انها راندارد، او را محافظ خود در برابر خطر میدانند و او را صدا میزنند.
    اصولا همین حس فطری بوده که عده ای را به اشتباه به پرستش بتها و موجوداتی کشانده که به نوعی قوی تر از خودشان بوده یا احساس میکردند که انها قدرتی بیشتر از انان دارد.


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود