صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,197
    حضور
    143 روز 16 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93048

    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1





    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1
    در این تاپیک مقالاتی که در این زمینه وجود دارد البته نه هر مقاله ای
    آنهایی که محتوای غنی دارند گذارده میشه .
    ذکر منبع هم که از الزامات هست.
    پس بسم الله
    توجه : این بانک به همت شما کم کم تکمیل می گردد.
    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1

    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1حرف اول :کلام رهبر

    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1منظور از كار مضاعف و همت مضاعف

    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1تأثير آموزه هاي ديني بر كارآفريني و كسب و كار

    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1درجات معرفت و همت مؤمنان

    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1نکته هایی برای نهادینه شدن فرهنگ کار مضاعف

    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1کار و اشتغال در سیره پیامبر اعظم صلی‏ الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم

    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1احادیث امام علی (ع) با موضوع همت و بلند همتی

    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1کار از دیدگاه حضرت علی (ع)

    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1کار وتلاش در اوج زهد و تقوا

    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1به بلند همتی پیرزن بنی اسرائیلی اقتدا کنیم

    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1اهل همت را ز ناهمواری گردون چه باک

    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1بزرگی و بزرگواری روح(سخنرانی همت)

    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1کار و تلاش در قرآن و سیره معصومین (ع)

    قسمت اول

    قسمت دوم


    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1كار اقتصادى در پرتو بينش و ارزش‌هاى اسلامى

    قسمت اول

    قسمت دوم

    قسمت سوم

    قسمت چهارم

    قسمت پنجم

    قسمت ششم

    قسمت هفتم

    قسمت هشتم

    قسمت نهم

    قسمت دهم

    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1دلسردی از کار و چند راه حل

    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1همت بلند و بلند همتی

    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1نقش همت در رشد شخصیت

    قسمت اول

    قسمت دوم

    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1بلند همتي و سوداي همپايي با بزرگان

    قسمت اول

    قسمت دوم

    قسمت سوم

    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1همت عالي از ديدگاه قرآن و معصومين

    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1علو همت در بيان آيت الله بهاءالديني

    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1عوامل تربيت : كار و تلاش

    قسمت اول

    قسمت دوم

    قسمت سوم

    قسمت چهارم

    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1صفات بلند همتان

    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1همت بلند جوان ، نشانه ي بزرگي او

    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1کار و تلاش لازمه رسیدن به بهشت

    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1همت عالي علما در بيان آية الله العظمي بهجت

    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1آية الله بهجت و همت و تلاش مضاعف طلاب

    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1همت مضاعف علامه حسن زاده آملي

    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1همت مضاعف و تلاش های فرهنگی امام باقر (ع)

    قسمت اول

    قسمت دوم

    قسمت سوم


    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1همت مضاعف و تلاش های فرهنگی امام صادق (ع)

    قسمت اول

    قسمت دوم


    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1همت مضاعف و تلاش های فرهنگی امام هادی (ع)

    قسمت اول

    قسمت دوم

    قسمت سوم

    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1کار و تلاش شهید ثانی

    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1کار و تلاش در سیره امام علی علیه السلام

    قسمت اول

    قسمت دوم



    منبع: وبلاگ یک استکان چایی داغ


  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,197
    حضور
    143 روز 16 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93048



    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1

    من امسال را به عنوان سال «همت مضاعف و كار مضاعف» نامگذارى مي‌كنم. به اميد اينكه در بخشهاى مختلف، بخشهاى اقتصادى، بخشهاى فرهنگى، بخشهاى سياسى، بخشهاى عمرانى، بخشهاى اجتماعى، در همه‌ى عرصه‌ها، مسئولين كشور به همراه مردم عزيزمان بتوانند با گامهاى بلندتر، با همت بلندتر، با كار بيشتر و متراكم‌تر، راه‌هاى نرفته‌اى را بپيمايند و به هدفهاى بزرگ خود ان‌شاءاللَّه نزديكتر شوند. ما به اين همت مضاعف نيازمنديم. كشور به اين كار مضاعف نيازمند است.


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,197
    حضور
    143 روز 16 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93048



    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1
    منظور از کار مضاعف و همت مضاعف کمی نیست، کیفی است
    مقام‌ معظم‌ رهبری‌ و فرماندهی‌ کل‌ قوا امسال‌ را سال‌ همت‌ مضاعف‌ و کار مضاعف‌ قرار دادند.در متن‌ فرمایشات‌ ایشان‌ آمده‌ که‌ کار جدید، کار بهتر؛ یعنی هم کار بیشتر و هم‌ بهره‌وری‌ بیشتر. البته این‌ مضاعف‌ بودن به‌ معنای‌ دقیقاً دو برابر نیست‌ که‌ کسی‌ بگوید من‌ که‌ دوازده‌ ساعت‌ کار می‌کردم‌ حالا باید بیست‌ و چهار ساعت‌ کار کنم؛ نه‌، منظور کمی‌ نیست‌، منظور کیفی‌ است.
    ممکن‌ است‌ شما فکرتان‌ را به کار بیندازید، بهره‌وری‌ کارتان‌ را ده‌ برابر کنید. ممکن‌ است‌ شما نیت‌تان‌ را اصلاح‌ کنید، ممکن‌ است‌ شما تصمیم‌ بگیرید به‌ نواندیشی‌، بازنگری‌، اصلاح‌ امور، ابتکار، ابداع‌ و راه‌ نو و این‌ها آثار چندین‌ برابر برکارتان‌ بگذارد. این‌ها بی‌جهت‌ نیست‌، حقیقت‌هایی‌ است‌ که‌ در پیشگاه‌ خدای‌ متعال‌ وجود دارد. این‌که‌ حضرت‌ رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید که‌ شما سه‌ تا تسبیحات‌ اربعه‌ بگوئید ثواب‌ یک‌ عمره‌ دارد، زیارت‌ حضرت‌ اباعبدالله الحسین (علیه السلام) ثواب‌ هزار حج‌ دارد یا خداوند صدقات‌ را مضاعف‌ و ربا را نابود می‌کند، این‌ها حقیقت‌ است‌.
    ویژگی معصومین‌ (علیهم‌ السلام)‌ این‌ است‌ که‌ اراده‌ آن‌ها‌ منطبق‌ بر اراده‌ خداوند متعال‌ است‌، یعنی‌ امام‌ زمان‌ (علیه‌ السلام‌) می‌فرمایند "قلوبنا اوعیه‌ مشیة‌ الله"، یعنی قلب‌ ما ظرف‌ مشیت‌ خداست‌. این‌ است‌ که‌ معصومند، چون‌ اصلاً کاری‌ نمی‌کنند و به‌ چیزی‌ نمی‌اندیشند جز آن‌چه‌ خداوند متعال‌ می‌خواهد و چون‌ عالم‌ کامل‌ به‌ علم‌ الهی‌ و دین‌ الهی‌ و صاحب‌ اراده‌ کامل‌ و انسان‌ کامل‌ هستند؛ بنابراین معصوم‌ بودن آن‌ها‌ بدیهی‌ است. معصوم‌ بودن‌ یک‌ چیزی‌ نیست‌ که‌ خداوند متعال‌ به‌ ائمه‌ اعطا فرموده‌، باشد بلکه معصوم‌ بودن‌شان‌ به‌ خاطر انسان‌ کامل‌ بودن‌، عالم‌ بودن‌ و قلب‌شان‌ ظرف‌ مشیت‌ الهی‌ بودن‌ است‌ که‌ معصومند، یعنی عملاً معصومند و حرفی‌ که‌ می‌زنند، حرف‌ خداست‌ و این‌که‌ خدا واجب‌ کرده‌ که‌ ما به‌ حرف‌ معصوم‌ عمل‌ کنیم‌، به‌ خاطر این‌ است‌ که‌ حرفی‌ که‌ معصومین‌ علیهم‌السلام‌ می‌زنند همان‌ حرف‌ خداست‌ و از اراده‌ خدا برخاسته‌ است.
    این‌که‌ ما تکالیف‌ دینی‌مان‌ را از ولایت‌ اهل‌ البیت‌ می‌گیریم‌، فقها از قرآن‌ کریم‌ و روایات‌ اهل‌ بیت‌ استنباط‌ می‌کنند که‌ تکلیف‌ انسان‌ در یک‌ شرایطی‌ چیست‌، به‌ خاطر این‌که‌ می‌روند ببینند در مشیت‌ الهی‌ چه‌ آن‌چه‌ در کتاب‌ الهی‌ آمده‌، چه‌ آن‌چه‌ بر مشیت‌ الهی‌ که‌ در قلب‌ معصومین‌ جای‌ داشته‌ چه‌ چیزی‌ را نوشته‌اند، چه‌ چیزی‌ را فرموده‌اند، چه‌ چیزی‌ را امضاء و چه‌ رفتاری‌ کرده‌اند، در مقابل‌ چه‌ گفتار، عمل‌ و کرداری‌، بر اساس‌ آن‌ مشخص‌ می‌کنند که‌ تکلیف‌ ما این‌ است‌، پس این‌طور‌ نیست‌ که‌ حالا یک‌ کسی‌ پیدا شود، بی‌حساب‌ و کتاب و معلوم‌ نیست‌ از کجا آمده‌، دارد کجا می‌رود یا به‌ کجا وابسته‌ است، بخواهد حرف‌ بزند، حکم‌ بدهد، موضع‌ و تصمیم‌ بگیرد و خیال‌ کند که‌ درست‌ است‌. این‌ مربوط‌ به‌ معصومین‌ است‌ که‌ قلوب‌شان‌ ظرف‌ مشیت‌ الهی‌ است و فقها هم‌ باید از کلام‌ آن‌ها و قرآن‌ استنباط‌ و احکام‌ الهی‌ را صادر کنند و فرد دیگری‌ هم‌ حق‌ این‌ کارها را ندارد.
    ما باید از سرچشمه‌ همه‌ چیز را بگیریم.باید همت‌ مضاعف‌ و تلاش‌ کنیم‌، ببینیم‌ که‌ خدا چه‌ می‌خواهد، امام‌ زمان‌(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را چه‌ چیز راضی‌ می‌کند، نایب‌ امام‌ زمان‌ امروز از ما چه‌ می‌خواهد، جهت‌گیری‌مان‌ و نقطه‌ هدف‌ را آن‌جا بگیریم‌ و به‌ خدا توکل‌ کنیم‌، از او کمک‌ بگیریم‌، همه‌ نیروی‌مان‌ را به کار بگیریم‌ و به سمت هدف جهش‌ کنیم؛ این می‌شود همت‌ مضاعف‌.
    کار مضاعف‌ یعنی‌ استطاعت‌مان‌ را افزایش‌ بدهیم و هرکس‌، هرطور می‌تواند استطاعتش‌ را افزایش‌ دهد. در روایات‌ عمره‌ آمده‌ که‌ هرکس‌ در حرم‌ پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) انفاق‌ کند خداوند دویست‌ برابر به‌ او پاداش‌ می‌دهد و در روایت‌ دیگری‌ دیدم‌ که‌ هرکس‌ در حرم‌ خدا، در بیت‌ الله الحرام‌ انفاق‌ بکند هزار برابر پاداش‌ دارد؛ بنابراین‌ اگر در میدان‌ عبودیت‌ خدا نیت‌ و همت‌ کردی‌ هزار برابر کارت‌ بهره‌وری‌ پیدا می‌کند و اگر در میدان‌ پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) همت‌ کردی‌ دویست‌ برابر و اگر در میدان‌ امام‌ زمان(علیه السلام)‌ اقدام‌ کردی‌ چندصد برابر می‌شود، اما اگر در میدان‌ محیط‌ کار خواستی‌ خودت‌ را نشان‌ بدهی‌، خبری‌ نیست و اگر در میدان‌ فامیل‌ و خانواده‌ و غیره‌ باشد بدتر در میدان‌ نفس‌ باشد نزول‌ می‌کنیم‌.
    این‌ است‌ که‌ آدم‌ جلوی‌ چه‌ عظمتی‌ تعظیم‌ بکند. قرآن‌ می‌فرماید: «لله‌ العزه‌ و لرسوله‌ و للمومنین‌» (منافقون‌ / ‌٨) یعنی عزت‌ مخصوص‌ خدا و رسول‌ و اهل‌ ایمان‌ است‌. این یعنی‌ هر کس‌ عزت‌ می‌خواهد راهش‌ این‌ است. مهم‌ این‌ است‌ که‌ این‌ همت‌ و کار مضاعف‌ با چه‌ نیتی‌ در چه‌ میدانی‌، به سوی‌ چه‌ هدفی‌ و برای‌ تعالی‌ چه‌ نظامی‌ و در راه‌ تبعیت‌ از چه‌ کسی‌ و برای‌ عبودیت‌ چه‌ الهی‌ باشد.
    نویسنده : سید حسن‌ فیروزآبادی
    منبع : www.khabaronline.ir

    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1


  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,197
    حضور
    143 روز 16 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93048



    بانک مقالات همت مضاعف و کارمضاعف جهت تحقیق1

    تأثير آموزه هاي ديني بر کارآفريني و کسب و کار
    مقدمه و طرح مسأله


    در ميان عوامل توليد،کارجايگاه ممتازي دارد، به ويژه که با انسان و اراده ي او سروکار دارد.ازاين رو، مي تواند جهت گيريهاي مختلف و متفاوتي داشته باشد.جهت گيري هاي متفاوت، آثارفردي و اجتماعي متفاوتي نيز درسطح هر جامعه برجاي خواهد گذاشت.به همين دليل ضرورت دارد جهت گيري هاي مطلوب دراين امرشناخته شود.به نظر مي آيد مهم ترين جهت گيري ها توجه به استراتژي توسعه ي کارآفريني است که در برنامه ي چهارم توسعه نيز بر آن تأکيد شده است.
    از يک سو،مسأله اي که در برآوردهاي آماري اشتغال را با نارسايي مواجه کرده است، وجود نوعي «بداشتغالي»است که در برخي موارد، افزايش اشتغال به قيمت افزايش بيکاري پنهان و هم جهت با بداشتغالي و ناديده گرفتن تخصيص بهينه بوده است.
    ازديگرسو،بيکاري يک مسأله اي اجتماعي و نشان دهنده ي اتلاف انرژي نيروي انساني است.از اين رو از جمله دلايل توجه به توسعه ي کارآفريني، مي توان به قدرت آن در ايجاد کسب و کارهاي جديد با ارزش افزوده ي بالا، توسعه ي کسب و کارهاي موجود،افزايش درصد استفاده از ظرفيت هاي بدون استفاده ي توليد و به تبع آن رشد اقتصادي و رفاه اجتماعي،کاهش نرخ بيکاري، افزايش سرانه ي توليد و عدالت اجتماعي، که از مهم ترين دغدغه هاي نظام اسلامي به شمار مي آيد، اشاره کرد.

    تعريف کارآفريني:

    کارآفريني،فرآيند پذيرش مخاطرات و پيامدهاي تأسيس کسب و کار بر مبناي انديشه ها و ايده هاي است که نتيجه ي آن ايجاد فرصت هاي شغلي و بهبود شرايط اقتصادي و ارتقاي توانمندي جوامع خواهد بود.به عبارت ديگر کارآفريني فرآيند ايجاد ثروت و هدايت خلاقانه ي منابع، خلق سازمان يا سازمان هاي جديد و نيزتوسعه ي موقعيت هاي اقتصادي و روش اداره و مديريتي است که فرصت ها را کنترل و تعقيف کرده و به عنوان شيوه اي عالمانه اززندگي، با درک ظرفيت هاي بلااستفاده، زمينه را براي بهره گيري از آن فراهم مي سازد، و براي رسيدن به آرمان رشد اقتصادي رفاه اجتماعي به وسيله ي افزايش سرانه ي توليد کاهش نرخ بيکاري به جريان ها و شريان هاي اقتصادي کمک هاي شايان توجه و مؤثري مي کند.

    تأثير آموزه هاي ديني در تقويت فرهنگ کارآفريني

    به نگرش ها و باورهاي ذهني و ساختاري پذيرفته شده،توسط افراد يک جامعه يا سازمان، نسبت به کار،فرهنگ کار آن جمع مي گويند.برمبناي اين تعريف، فرهنگ کارآفريني عبارت است از:مجموعه ي ارزش ها، باورها و دانش هاي مشترک و پذيرفته شده ي يک گروه کاري در انجام فعاليت هاي معطوف به توليد و يا ايجاد ارزش افزوده.حال با توجه به اين تعريف مي توان چنين نتيجه گرفت که باورها و اعتقادات ديني درتقويت و تضعيف فرهنگ کارآفريني تأثير به سزايي دارند.
    ازآموزه هاي ديني براي تبديل کارآفريني به فرهنگ و پيوند آن با هنجارهاي اجتماعي مي توان از ابزارهاي معنوي تشويقي و تنبيهي فراواني استفاده نمود.برخي از اين آموزه ها،که در احاديث و روايات بيانگر ابزارهاي تشويقي هستند، در ادامه مورد بررسي قرارمي گيرند.

    کارآفريني به عنوان تکليف و وظيفه

    کار و تلاش درنگرش ديني براي تأمين نيازهاي فردي و اجتماعي ضرورتي اجتناب ناپذيراست که تمامي لحظات زندگي را در بر مي گيرد.از اين رو، در آموزه هاي ديني از آن به عنوان وظيفه و تکليف ياد شده است.پيامبرعظيم الشأن اسلام (ص)دراين باره مي فرمايد:«طلب الحلال فريضه علي کلي مسلم و مسلمه»؛ طلب کردن روزي حلال بر هرمرد و زن مسلمان واجب است.و نيزمي فرمايد:«طلب الکسب فريضه بعد الفريضه»

    کارآفريني به عنوان جهاد در راه خدا

    درآموزه هاي ديني کارآفرين مانند جهادگري دانسته شده است که در صحنه ي کارزار با دشمنان خدا به نبرد پرداخته و ازحريم دين دفاع مي کند.به تعبير پيامبر عظيم الشأن اسلام (ص)«الکاد في عياله کالمجاهد في سبيل الله»؛ کسي که براي تأمين زندگي خانواده ي خود کار و تلاش کند همچون مجاهد در راه خداست.
    اميرالمؤمنين علي (ع)نيزدراين باره مي فرمايد:«ما غدوه احدکم في سبيل الله باعظم من غدوته يطلب لولده و عياله مايصلحهم»؛ درآمدن شما صبحگاهان براي جهاد در راه خدا،ازدرآمدن آن کس که براي تأمين زندگي خانواده ي خود تلاش مي کند بالاتر نيست.

    کارآفريني وسيله ي سعادت

    به طور کلي انسان درنگرش ديني آميزه اي از عقيده، فکر و انديشه، کار و تلاش است که سعادت و رستگاري خود و جامعه را در کارشايسته و بايسته مي داند.براين اساس است که قرآن کريم ايمان به همراه عمل صالح را وسيله ي رستگاري مي داند.درتعاليم علوي،چه دور دانسته شده که انسان با اراده ي سست،و گرايش به بيکاري و خوش گذراني به سعادت دست يابد.بلکه در اين تعاليم سعادتمندي در آن دانسته شده است که انسان به انجام کارهاي ارزنده نايل شود.

    کارآفريني وسيله ي عزت نفس

    کار و تلاش سازنده براي اصلاح و ساماندهي زندگي فردي و اجتماعي امري ضروري و اجتناب ناپذير است؛ چنان چه در راستاي تعالي ارزش ها و عزت فردي و اجتماعي،کار و تلاش و خلاقيت و نوآوري، عرصه ي نمايش عزت و قدرت يک جامعه است.ازاين رو،اسلام اجازه نمي دهد انسان در صورت امکان حتي در سخت ترين شرايط از کار و تلاش و سازندگي دست بردارد و در نتيجه عزت و آبروي خود را زيرسؤال ببرد.به تعبير پيامبر عظيم الشأن (ص): «لو ان رجلا اخذ حبلا فياتي بجزمه حطب علي ظهره، فيبيعها فيکف بها وجهه، خير له من ان يسأل»؛ اگرانسان ريسماني بگيرد، پشته اي هيزم را بر دوش کشد و آن را بفروشد و از اين رهگذر نيازهاي زندگي خود را برآورد، بسي بهتر است از اين که از ديگران درخواست کمک کند.

    کارآفرينان در رديف انبيا

    ايمان بي بهره از تلاش سازنده ادعايي است خالي از معني و ارزش بدين جهت، بهترين ها و شايسته ترين ها، که انبياي الهي (ع)هستند،پيشتازان وادي کار و تلاش و کوشش اند.براين اساس است که درنگرش نبوي «من اکل من کديده، کان يوم القيامه في اعداد لانبياء و ياخذ ثواب الانبياء»؛ هرکس از دسترنج خود بخورد،روز قيامت در شمار انبيا خواهد بود.
    همان طور که ديده مي شود در آموزه هاي اسلامي با نگرش تکليفي به کار و کارآفريني و جهاد خواندن آن، «انگيزه ي کارآفريني را بالا برده است؛ همچنان که از طريق مبارزه با بيکاري،به احيا و تقويت «فرهنگ کار و کارآفريني» اقدام کرده است.
    احاديث و رواياتي که به بيان ابزارهاي تنبيهي در جهت تقويت فرهنگ کارآفريني پرداخته اند،به طورخلاصه، در ادامه مورد بررسي قرار مي گيرند:

    دوري از رحمت خدا

    در نگرش ديني،زيست گوارا و رحمت الهي شامل حال فرد و جامعه اي مي شود که تمامي اعضاي آن به کار وتلاش سازنده دست يازند و درهيچ زماني از سعي و تلاش و کوشش بازنايستند.در غيراين صورت از رحمت الهي به دور و مورد لعن و نفرين قرار مي گيرند.درحديث نبوي است:«ملعون من القحي کله عن الناس»؛ هر کس بارزندگي خود را بر دوش ديگران گذارد از رحمت الهي به دور است.
    امام باقر(ع)، کلامي از موسي بن عمران (ع)اين گونه نقل مي کند که موسي بن عمران (ع)ازخداي سبحان سؤال کرد:پروردگارا از کدام يک از بندگانت بيشتر نفرت داريد؟ خداوند فرمود:آن کس که شب هنگام چون مردار است، و روز بيکار.
    تضييع حقوق ديگران در آموزه هاي ديني کسي که درپي کسب و کار و تلاش و کوشش نيست، و به بيکاري و بي عاري و سستي و تنبلي عمر خود را سپري مي کند، تضييع کننده ي حقوق خود و ديگران است.ازاين رو، پيامبرعظيم الشأن اسلام (ص)با نهي از داشتن چنين خصلتي مي فرمايد:«يا علي ...اياک و خصلتين:الضجر و الکسل ،فانک ان ضجرت لم تصبرعلي حق، و ان کسلت لم تود حقا».امام صادق (ع)نيزدراين باره مي فرمايد:«اياک والضجر و الکسل، انهما مفتاح کل سوء انه من کسل لم يود حقا، و من ضجر لم يصبر علي حق».علي (ع)«من اطاع التواني، ضيع الحقوق»؛آن کس که به کاهلي و سهل انگاري گردن نهد حقوق ديگران را ضايع مي سازد.

    فساد و تباهي

    اراده ي الهي برکار و تلاش سازنده و فعاليت انسان ها در زندگي دنيوي آنان تعلق گرفته است.چه اين که حتي آفرينش مرگ و حيات نيز براي سنجش سعي و تلاش هاست؛ «الذي خلق الموت و الحياه ليبلوکم ايکم احسن عملاً».براين اساس، صلاح و سداد زندگي به کار و تلاش وکوشش بي وقفه بستگي دارد؛ همچنان که فساد و تباهي درزندگي فردي و اجتماعي در پي سستي و بيکاري به وقوع خواهد پيوست.به تعبيرامام صادق (ع)«الکسل يضر بالدين و الدنيا»؛ کاهلي و تنبلي به دين و دنياي انسان آسيب مي رساند.آن حضرت (ع) بيکاري را عالم فساد و تباهي مي داند؛«ان يکن اشغل مجهده فاتصال الفراغ مفسده».

    فقر و نابساماني

    به طور کلي توسعه و رشد در گرو کار و تلاش و سعي و کوشش است. جامعه اي که از تلاش و کوشش و سخت کوشي روي گردان است، چاره اي جز پذيرش فقرو بدبختي نخواهد داشت.علي (ع):من لم يصبر علي کديده، صبرعلي الافلاس»؛ فرد و جامعه اي که نتواند ازکار و تلاش خود حيات اقتصادي و اجتماعي خود را سامان دهد سرانجام پذيراي تهيدستي و فقر و نابساماني خواهد شد.

    هلاکت و نابودي

    کار و تلاش گوهرذاتي انسان و مايه ي عزت و کرامت انسان و سبب دوام زندگي و حيات اوست.بنابراين، سعادت مندي و رسيدن به کمال مطلوب، در پي کار و تلاش و کوشش ميسر است.هرقدر جامعه اي در وادي کار و تلاش کوشاتر و برمشکلات صابرتر باشد، ميزان دستيابي او به ماندگاري و ثبات بيشتر خواهد بود؛ همچنان که به هرمقدار که از سعي و تلاش خود بکاهد و به سستي و تنبلي روي آورد از ميزان دوام و پايداري او کاسته خواهد شد.به تعبيرعلي (ع):«في التواني و العجزانتجت الهلکه»؛ درتنبلي و احساس ناتواني، نابودي و تباهي پديد مي آيد.

    تعامل بين فرهنگ و کارآفريني

    تعامل و ارتباط ميان فرهنگ و کارآفريني، از دو جهت قابل بحث و بررسي است.ازيک جهت،نتايج کارآفريني است که بر جامعه تأثير مي گذارد و از جهت ديگر، خود فرايند کارآفريني و فرهنگ حاکم برآن است که هم متأثر از مباني فرهنگ جامعه است و هم مي تواند در آن تحولات اساسي ايجاد کند.
    کارآفريني با ايجاد فرصت هاي شغلي و توليد ثروت و بهبود شرايط اقتصادي، پيش زمينه اي اساسي براي ارتقاي سطح فرهنگي جامعه است، زيرا با برآورده شدن نيازهاي اوليه معيشتي، زمينه براي بروز نيازهاي عالي تر انساني فراهم مي شود که اگر درمسيري صحيح هدايت شود، به شکوفايي و تعالي انسان ها مي انجامد.نوآوري که از ويژگي هاي اساسي کارآفريني است، منجر به توليد محصولات جديدتر و ارائه ي خدمات بيشتر و متنوع ترشده و به اين ترتيب قدرت انتخاب افراد افزايش يافته و زندگي راحت تر مي شود.با بالا رفتن سطح رفاه و آسايش و افزايش اوقات فراغت، فرصت هاي بيشتري براي فعاليت هاي فرهنگي ايجاد مي گردد.

    معيارها و اصول کارآفريني در آموزه هاي نبوي

    کارآفريني به عنوان يک فرآيند و نظام، متکفل در هم آميختن و ترکيب اجزاي مختلفي ازامکانات جامعه در جهت ايجاد ارزش ها و ظرفيت هاي جديد قابل استفاده ي آن جامعه مي باشد.همان گونه که در جهت گيري هاي کلي و کلان، کارآفريني نياز به مراقبت و هدايت دارد، در خصوص ويژگي هاي دروني نيز براي بهره دهي بهتروبيشتر نيزکارآفريني بايد از اصول و معيارهايي پيروي کند.
    طبيعي است که اين معيارها،همسو و هماهنگ با جهت گيري هاي کلان نظام توحيدي مي باشد.برخي از اين ويژگي ها،درآموزه هاي نبوي، در ادامه مورد بررسي قرار مي گيرد.

    کارآفريني وسيله ي تقرب الهي

    اسلام، به طور کلي،براي تمامي تلاش هاي انسان، يک جهت کلي تعيين نموده است و آن اين که انجام آنها، اگر چه مربوط به زندگي مادي و دنيوي انسان ها باشد، لازم است درمسيرالهي باشد تا از پاداش اخروي نيزبرخوردار گردد.
    بنابراين،دريک نظام اجتماعي،که براساس آموزه هاي نبوي بنانهاده شده است، اهداف نهايي فعاليت ها بايد الهي باشد.اگرفعاليتي براين اساس صورت گيرد، ديگررفاه و آسايش فردي به تنهاي مورد نظر قرار نمي گيرد، بلکه آسايش و رفاه شخص وقتي مطلوب است که آسايش و رفاه ديگران را نيز در پي داشته باشد.

    کارآفريني به عنوان عمل صالح

    در آموزه هاي نبوي عمل صالح يکي از محوري ترين شعارهاي آن به شمار مي آيد، به گونه اي که ظهور و جلوه ي ايمان و اعتقاد صحيح در عمل صالح تجلي مي يابد.
    بنابراين، کارآفرينان بايد بدانند که کار توليدي آنها مي تواند طوري طراحي و اجرا شود که ازمصاديق عمل صالح به حساب آيد.ازويژگي هاي چنين فعاليت هايي صداقت و به دوربودن از غل و غش و درراستاي حل مشکلات فردي و اجتماعي است.

    کارآفريني درجهت منافع جامعه

    امتيازي که نظام اقتصادي اسلام نسبت به ديگر نظام هاي اقتصادي دارد اين است که تمامي امور را درسود مادي خلاصه نمي کند و به اخلاق و مسايل انساني توجه ويژه اي دارد.ازاين رو،کارآفريناني که به توليدات مورد نياز و ضروي جامعه مشغول اند بسيارارزشمندتر از آن هايي هستند که به توليد کالاهاي لوکس مي پردازند و نيازي از نيازهاي حقيقي جامعه را تأمين نمي کنند.براين اساس است که در آموزه هاي نبوي:«احب الاعمال الي الله سرور تدخله علي المؤمن تطرد عنه جوعته و تکشف عنه کربته»؛ دوست داشتني ترين اعمال نزد خدا شادي رسانيدن به مؤمن،برطرف کردن گرسنگي او و دور ساختن غم و اندوه است.درحديث ديگري، آن حضرت (ع)، محبوب ترين فرد نزد خدا را کسي مي داند که براي مردم مفيدترين باشد.

    استفاده ي بهينه از امکانات جامعه

    در آموزه هاي نبوي براين نکته تأکيد فراواني شده است که بايد از نعمت هاي الهي به گونه اي صحيح بهره برداري شود.مذمت شديد اسلام از اسراف و تبذير گوياي اين حقيقت مي باشد که وجود اين دو پديده نشان از عدم استفاده بهينه از منابع دارد.بنابراين، کارآفرينان، بايد به صورت بهينه از امکانات و نعمت هاي الهي،که جامعه دراختيار آنها گذاشته است، استفاده کنند.

    پاک و طيب بودن سرمايه

    در نظام توليد و کارآفريني مطلوب دراسلام، پاکي و طهارت هم در سرمايه و هم درسايرعوامل توليد و هم درمحصول و خدمات توليد شده بايد به نحو احسن وجود داشته باشد.مالي که وارد چرخه ي توليد مي شود بايد از بهترين و پاکترين اموال باشد،زيرا کار و تلاش انسان مسلمان تلاش و کوششي است در راه خدا.بدين جهت است که در آموزه هاي نبوي گردآوري مال حلال و چرخش زندگي برمبناي درآمد حلال از وظايف انسان مسلمان دانسته شده است به تعبيرپيامبر عظيم الشأن اسلام (ص):
    «طلب الحلال فريضه علي کل مسلم و مسلمه» و «العباده سبعون جزا و افضلها جزا طلب الحلال»؛ «الشاخص في طلب الرزق الحلال کالمجاهد في سبيل الله»؛ «اطيب کسب اسلم سهمه في سبيل الله»؛ پاکيزه ترين دستاورد مسلمان کاراست که در راه خدا انجام دهد.
    بنابراين، اگرمال و سرمايه ازطريق غيرصحيح به دست آيد و با خيانت و اجحاف هم همراه باشد،ازحليت بهره اي نخواهد داشت.
    توجه به حليت و مشروعيت سرمايه و کسب درآمد سبب مي شود که توليد کننده در هيچ مرحله اي از مراحل توليد خيانت نکند که اين خود اعتماد را در جامعه تقويت مي کند.
    همه ي کساني که کالاي توليدشده را مورد بهره برداري قرار مي دهند در واقع توليد کننده را امين خود مي دانند و به او و کالاي توليد شده ي او اعتماد مي کنند.اين مسأله در جهان امروز،که توليد و مراحل مختلف آن تخصصي شده است و لذا افراد عادي نمي توانند به چگونگي و کيفيت کالاها به آساني دسترسي پيدا کنند،ازاهميت بيشتري برخوردار است.

    توجه به کيفيت به جاي کميت

    کارآفريني به عنوان يک خدمت به جامعه،به هرمقدار و ميزان، پسنديده و مورد تقدير است.بنابراين،هرکس به هرمقدار که مي تواند از اين طريق به جامعه کمک کند،حتي اگر به مقدار ناچيزباشد، نبايد فروگذار نمايد، زيرا محروميت از همين مقدار کم،خود موجب ضرر و محرومت جامعه مي گردد.
    رعايت اين نکته درسطح جامعه سبب ظهور و بروز استعدادها و سرمايه هاست.اگراين امر مبناي عملکرد نظام اقتصادي يک جامعه باشد، بي ترديد، بهره برداي ازبرکات مادي و معنوي آن و بهره مند شدن آحاد جامعه، نتيجه ي مورد انتظار آن خواهد بود.

    نظم و استحکام

    ازديگر ويژگي هاي نظام مطلوب کارآفريني در آموزه هاي نبوي، نظم و استحکام و اکمال و اتمام کارهاست.رهاکردن کارهاي نيمه تمام و معطل گذاردن امکانات و سرمايه ها، درنظام کارآفريني برپايه ي آموزه هاي نبوي مطلوب نيست،بايد کارها مطابق اولويت و با برنامه شروع شود و به همان شکل خاتمه يابد؛ «جمال المعروف اتمامه».زيبايي کارخوب به اتمام و پايان رسانيدن آن است.درآموزه هاي نبوي خدا دوست دار کسي است که کار و تلاش را خوب به پايان برساند.
    «ان الله تعالي يحب اذا عمل احدکم عملاً يتقنه»؛ خداوند دوست دارد اگر کسي کاري را انجام مي دهد آن را درست انجام دهد.
    «ان الله يحب من العامل اذا عمل ان يحسن».
    نداشتن نظم درزندگي نتيجه اش از دست دادن زمان و از دست دادن زمان نتيجه اش اتلاف منابع است.اتلاف،بالاترين حد اسراف است.وقتي اسراف حرام باشد، اتلاف که نوعي اسراف و بالاترين حد اسراف است نيزحرام است.از اين رو،براي استفاده ي بهينه از زمان و از دست ندادن فرصت ها و جلوگيري ازاتلاف منابع،رعايت نظم و ترتيب و برنامه براي کارآفرين ضروري است.

    بلند همتي و اراده ي قوي

    در تعاليم نبوي ، بر بلند همتي ، جديت در کار و پرهيز از سستي و تنبلي تأکيد فراواني شده و رمزموفقيت در کارها به شمار مي آيد.
    امروزه دربحث مديريت،ازويژگي هاي يک مديرموفق برخورداري وي از قدرت تصميم گيري و ريسک پذيربودن او است.درواقع بلندهمتي هم اين دو خصيصه را در بطن خود دارد،به طوري که اگرفرد داراي همت بلند باشد مي تواند وارد کارهاي بزرگ شده و با کارآفريني و راه اندازي فعاليت توليدي علاوه براين که درزندگي خود گشايشي ايجاد مي کند، به حال جامعه نيز سودمند باشد؛ «قدرالرجل علي قدر همته».
    درزمينه ي اشتغال و کارآفريني نيزبايد توجه داشت که هرچه همت و عزم و اراده ي انسان براي انجام کارها مهم تر و نوآوري و ابتکار و استحکام بيشتر باشد، نشان گرارزش متعالي تر اوست.

    برنامه ريزي

    عاقبت انديشي و برنامه ريزي مناسب، رکن اساسي پيشرفت و کمال يابي است.دراتخاذ خط مشي هاي کارآفريني لازم است از بلندپروازي اجتناب شود، زيرا اتخاذ استراتژي بلندپروازانه، وقتي که با توانايي هاي فرد و امکانات موجود در جامعه توازن و هماهنگي نداشته باشد، نتيجه اي جز شکست و به هدر دادن منابع جامعه دربرنخواهد داشت.از اين رو، دراتخاذ شيوه در برنامه هاي رشد و توسعه ي اقتصادي لازم است با توجه به امکانات موجود، شيوه و استراتژي رشد طوري طراحي شود که در دراز مدت اقتصاد به رشد و توسعه برسد و اتخاذ روش سنجيده و حساب شده، با توجه به امکانات، به مراتب نتيجه اي بهتر از انتخاب روش هاي شتابان و عجولانه دارد.

    تأثير آموزه هاي نبوي درايجاد تحول اقتصادي در مدينه

    تعاليم نبوي درمورد اهتمام به کار و تلاش توانست تأثير شايسته اي در رفتارهاي اقتصادي مردم و اوضاع اقتصادي مدينه داشته باشد.آشنايي با اصول اعتقادي و ارزش هاي ديني سبب گرديد تا انگيزه هاي نويني براي فعاليت هاي اقتصادي و اجتماعي در مردم مدينه به وجود آيد.
    آن حضرت (ص)نه تنها در زمينه هاي گوناگون، از جمله اصول اقتصادي و سياست هاي مالي تعاليم جديدي را آورد، بلکه با زير و رو کردن نظام ارزش ها توانست مسائلي از قبيل غارت و چپاول گري، رباخواري و قماربازي را تا پايين ترين حد تنزل دهد، و در عوض کار و تلاش و کسب و کارحلال، و فعاليت هاي صحيح اقتصادي را در قالب عمل صالح به حد اعلي ترقي و تعالي دهد.برپايه ي اين انقلاب فکري و بينشي بود که آن حضرت (ص)، پس از استقرار در مدينه اقدام به برنامه ريزي در جهت اشتغال هرچه بيشترمسلمانان نمود که به برخي از اين تلاش ها در ادامه اشاره مي کنيم.

    بستن عقد قراردادهاي مزارعه و مساقات

    پيامبر اکرم (ص)با بستن اين نوع قراردادها بين مهاجرين و انصار،علاوه بر آن که مهاجران بدون زمين و بيکاررا به کارکشاورزي وا داشت و سبب افزايش نيروي مهاجرين نيزگرديد، توليد و بهره وري زمين هاي زيرکشت انصار را هم بالا برد.

    لغو انحصاري بودن تجارت

    آن حضرت (ص)با ايجاد عقد مضارعه در بين افراد توانست به تهيه سرمايه و امکانات حمل و نقل براي تجارت زمينه ي مناسبي را براي آن ها فراهم سازد و تجارت را از انحصار گروه و افراد خاص آزاد سازد.

    واگذاري زمين براي کشاورزي و کارهاي خدماتي

    واگذاري اين زمين ها،که براي فعاليت هاي اقتصادي و اجتماعي انجام مي شد، توانست به کار و تلاش درجهت ساختن واحدهاي مسکوني، حمام، بازار، احياي اراضي موات و...رونقي خاص بخشد و درنتيجه بازار اشتغال را در تعادل نگه دارد.

    استفاده ازانفاقات واجب مالي

    آن حضرت (ص)، با استفاده و به کارگيري از دريافت هاي واجبات مالي، مانند خمس و زکات و ديگرانفاقات توانست براي بيکاران، فرصتي را به وجود آورد و به آنان امکان دهد تا از اين طريق وسيله ي کار فراهم سازند و مشغول به کار شوند.

    بهره گيري از غنايم جنگي

    پيامبر اکرم (ص)با بخشيدن غنايم جنگي به مجاهدان، آنان را به طور غيرمستقم در تهيه ي وسايل کارو اشتغال کمک مي نمود.

    به کارگيري انفال

    حق مالکيت منابع طبيعي ازقبيل معادن، کوه ها، آب، جنگل ها، زمين هاي بي صاحب، اراضي موات و بايرکه در قالب انفال قرار داده شدند،ازآن خدا و پيامبرعظيم الشأن (ص)و زمامداران حکومت اسلامي است.ازاين رو، زمامدارحکومت اسلامي، با در نظر گرفتن شرايط و مصالح عامه، مي تواند اين منابع را، به صورت اجاره و مزارعه، دراختيار افراد قرار دهد و درآمد آن را صرف نيازهاي اجتماعي کند.
    قبل از اسلام برنامه بر اين بود که قدرت هاي محلي قسمت هايي از اراضي، مراتع و نيزارها و ديگر منابع طبيعي را، بدون هيچ گونه کار و تلاشي اختصاص به خود مي دادند،و منابع بهره گيري ديگران مي شدند و از طريق باج گيري،به ديگران حق بهر برداري مي دادند.پيامبر اکرم (ص)با نهي اين عمل، راه را براي بهره گيري تمامي افراد باز نمود و حق ماليکت ثروت هاي غيرمنقول براساس کار و کوشش قرار گرفت.

    برقراري ثبات درنظام اقتصادي

    با توجه به آنچه گذشت مي توان چنين نتيجه گرفت که تثبيت نهادهاي اخلاقي عملي در سيره نبوي به عنوان يک حرکت کارساز درپديد آمدن و حفظ و نگهداري روابط انساني درتقويت و ايجاد کارآفريني نقش اساسي دارد. همچنان که تشويق آحاد مردم به همکاري با يکديگر،تبليغ اخوت و نوع دوستي، ايثار و درستکاري،حفظ قراردادها، و ممنوعيت کاربرد هرنوع حيله در مبادلات و معاملات، و مبارزه با نهادينه شدن مفاسد اقتصادي و تلاش براي نهادينه شدن زمينه هاي بالندگي اقتصادي شاخص هاي کارآمدي و کارآفريني نظام اقتصادي نبوي را مي رساند.
    تحريم ربا،تحريم کنز، تحريم رشوه،تحريف اسراف و تبذير،تشويق به کاهش مصرف، تشويق به کارگروهي، تشويق به کار شرافت مندانه،و عبادت تلقي کردن کوشش براي امرارمعاش، تثبيت و نهادينه ساختن توجه به حقوق کارگر، مانند پرداخت حقوق کارگر پيش از اتمام کار،ارتباط دادن رضايت اخروي خداوند به کوشش مولد دراموردنيوي، درساختار و مرکزيت نظام اقتصادي مي تواند ثبات و پايداري را به ارمغان آورد، به تعبيررسول مکرم اسلام (ص):«من طلب الرزق في الدنيا استعافافا من الناس و توسيعا علي اهله لقي الله يوم القيامه و وجه مثل القمر».

    اشتغال و کارآفريني در شرايط اقتصادي موجود کشور

    بي ترديد اگرآنچه به عنوان معيارو اصول کارآفريني در آموزه هاي نبوي از آن نام برده شد،درجامعه ي ما مورد استفاده قرار گيرد،به عنوان فرهنگکارآفريني درجامعه نهادينه شود و در نتيجه افراد خود را پاي بند به اين اصول بدانند، آيا جايي براي اين نگراني در کشور در رابطه با ايجاد اشتغال، از طريق طرح هاي زودبازده و اشتغال زا که وزارت کار و اموراجتماعي با دادن تسهيلات اعطايي به کارآفرينان، آن را در دستورکار خود قرار داده است، باقي مي ماند؟
    آنچه که از نامه ي رئيس کل بانک مرکزي به رياست جمهوري برمي آيد، گوياي نگراني جدي است، به حدي که به تصريح رئيس کل بانک مرکزي حدود 46 درصد از طرح هاي زودبازده وجود خارجي ندارند.
    نامبرده در نامه ي خود اين گونه اظهارمي دارد که:
    نسبت اشتغال ايجاد شده به اشتغال پيش بيني شده در طرح ها، حداکثر 2/8 درصد است.15 درصد طرح ها، بيش از 80 درصد پيشرفت داشته اند و 46 درصد طرح ها وجود خارجي ندارند.مبلغ سرانه ي وام پرداختي براي ايجاد اشتغال يک شغل 133 ميليون ريال در فرم متقاضي ثبت شده است، اما در عمل هزينه ي ايجاد هرشغل 4/6 ميليارد ريال بوده است.
    اين در حالي است که افزود بر نگراني ياد شده، اگر اعتبارات تخصيصي به طرح هاي زودبازده به سبب آنچه که در نامه ي رئيس کل بانک مرکزي آمده است، نتواند برمبناي قراردادها به موقع بازپرداخت شود، اين عدم بازگشت اعتبارات که درواقع به معناي عدم بازگشت پول مردم به خزانه بانک هاست، نوعي زيرپانهادن اصول امانتداري و يا عدم پاي بندي وکيل به خواسته هاي موکل است.کم ترين نتيجه ي اين گونه مسائل،سلب اعتماد عمومي است، که سبب مي شود سپرده گذاران به پس انداز که شالوده ي هرسرمايه گذاري است، کمتر تمايل از خود نشان بدهند، نتيجه ي اين عدم تمايل رفتن پول به جاي پس انداز،درچرخه ي خريد و فروش بازار دلالي است، که نتيجه ي آن افزايش بي جهت بهاي کالاها و افزايش تورم است.

    نتيجه گيري
    کارو کارآفريني مهم ترين مسأله ي اجتماعي و فرآيندي انساني و اجتماعي است که با دگرگوني اقتصادي ـ اجتماعي پيوند محکمي دارد براين اساس، اهميت و ضرورت افراد کارآفرين درجامعه مشخص مي شود.بررسي ها نشان از آن دارد که به دليل نبود فرهنگ کارآفريني و بي توجهي به اصول و معيارهاي کارآفريني درآموزه هاي ديني، دولت برخلاف انتظار خود نمي تواند توفيق چنداني در دستيابي به اهداف خود در دادن تسهيلات به کارآفرينان در قالب طرح هاي زودبازده به دست آورد.از اين رو، آموزش و تربيت کارآفرين يک ضرورت زيربنايي براي توسعه کشور و کاهش نرخ بيکاري است.دراين راستا ضرورت دارد مراکزي ويژه اي را در جهت حمايت از کارآفرينان بالقوه تأسيس کرده که ضمن آموزش هاي ويژه براي توسعه، مباحثي همچون توانايي ها و انگيزش افراد را نيز در برگيرد.
    هر چه اصول و معيارهاي کارآفريني در يک جامع نهادينه تر باشد، توانايي آن جامعه براي تربيت و جذب کارآفرينان،سرمايه ها، مغزها و نورآوري ها بيشتر، و درنتيجه شتاب رشد اقتصادي و اشتغال و امنيت اجتماعي براي شهروندان افزون ترخواهد شد.

    منبع: یک استکان چای داغ

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,197
    حضور
    143 روز 16 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93048



    درجات معرفت و همت مؤمنان

    فصلنامه معرفت ، شماره 38 ، علامه مصباح یزدی :


    اشاره
    در ادامه سلسله بحث های اخلاقی حضرت استاد مصباح یزدی ، در این شماره نیز شرح بخش دیگری از وصایای امام جعفر صادق علیه السلام به عبدالله بن جندب را پی می گیریم:

    «یاابن جندب ان احببت ان تجاور الجلیل فی داره و تسکن الفردوس فی جواره فلتهن علیک الدنیا واجعل الموت نصب عینک و لاتدخر شیئا لغد واعلم ان لک ما قدمت و علیک ما اخرت.» (1)

    می دانیم که ایمان مراتبی دارد; معرفت افراد نسبت به حقایق دین متفاوت است، همت افراد نیز ذاتا با یکدیگر تفاوت دارد.ما برای نیل به هدف عالی و بلندی که به دنبال آن هستیم باید اولا، آن هدف را درست بشناسیم و به وجود آن ایمان داشته باشیم و ثانیا، همت و تلاش لازم برای رسیدن به آن هدف بلند را نیز داشته باشیم. افرادی که معرفت و ایمانشان ضعیف است، در صورت تقویت معرفت خود، این آمادگی و همت را پیدا خواهند کرد که با تلاش بیش تر به اهداف بلند خود نائل آیند.اما کسانی که همتشان ضعیف است و حتی در امور دنیایی هم همت بلندی ندارند - صرف نظر از این که امور دنیا نسبت به آخرت چه موقعیتی دارد - هر قدر هم که زمینه معرفت و ایمان برایشان فراهم باشد، هیچ گونه ترقی و پیشرفتی نخواهند داشت.به این افراد باید هشدار داد تا با تقویت همت خود، برای رسیدن به اهداف عالیه، راه صحیح را انتخاب کنند.البته، مؤمنان، هم از نظر مرتبه ایمان و هم از نظر همت ، با یکدیگر تفاوت هایی دارند.

    در این بخش از روایت، امام صادق علیه السلام در مقام یک مربی می خواهند با ایجاد انگیزه در شیعیان، همت مؤمنان را تعالی بخشند; یعنی آن ها را متوجه این مساله نمایند که فقط به فکر رهایی از عذاب جهنم نباشند، بلکه همتشان بیش از این باشد.کسانی که به معاد ایمان دارند متوجه این نکته هستند که انجام بعضی از کارها موجب عذاب ابدی می گردد، لذا سعی می کنند آن گناهان را مرتکب نشوند تا ایمانشان محفوظ بماند.این افراد اگر عذاب هایی هم در عالم برزخ داشته باشند، نهایتا به واسطه شفاعت هم که شده نجات پیدا می کنند.این پایین ترین مرتبه ایمان است.ولی کسانی که از همت بالاتری برخوردارند سعی می کنند در این دنیا به گونه ای عمل نمایند که هم در موقع جان کندن، هم در شب اول قبر و هم در عالم برزخ مبتلا به عذاب نشوند.کسانی هم هستند که همتشان از این هم بالاتر است; ایشان تنها به رهایی از عذاب و نجات از جهنم اکتفا نمی کنند، بلکه دلشان می خواهد از مقامات عالی تر و درجات بلندتری در بهشت و نیز از نعمت های بیش تری در آخرت بهره مند شوند.درجات بهشت بسیار زیاد است به گونه ای که قابل شمارش نیست.دربرخی از روایات، تعداد درجات بهشت برابر با تعداد آیات قرآن ذکر شده است; یعنی بیش از شش هزار درجه، البته به این بستگی دارد که فاصله درجات را چقدر حساب کنیم.از این رو، مؤمنان بهشتی هم، از نظر مقام و مرتبه تفاوت زیادی با یکدیگر دارند.

    دسته آخر کسانی هستند که نه تنها به دنیا، بلکه به لذایذ و نعمت های بهشت هم پشت پا می زنند.آن ها تنها دل به خدا می دهند و رضایت او را می طلبند; آن چنان محبت خدا در دلشان جای گرفته است که جزرضایت اوبه چیزی نمی اندیشند.البته هیچ کس از عذاب خوشش نمی آید، همه مردم نعمت های بهشت را دوست دارند، ولی آن ها آن قدر معرفتشان بلند است و لذت لقای الهی و رضوان الهی را می دانند که هیچ چیز دیگری برایشان ارزش ندارد. تمام هم آن ها این است که بیش تر به خدا نزدیک شوند.تعبیری هم که همسر فرعون در دعای خود به کار می برد و در قرآن نیز آمده است، اشاره به همین مطلب دارد.وقتی فرعون او را تهدید کرد که اگر دست از ایمان به حضرت موسی علیه السلام بر ندارد کشته خواهد شد، خطاب به خداوند عرض می کند: «رب ابن لی عندک بیتا فی الجنة » (تحریم: 11) ; پروردگارا برای من خانه ای در نزدیک خودت در بهشت قرار بده.او انواع شکنجه ها و سختی ها را به جان خرید برای این که ایمانش محفوظ بماند.او نجات از عذاب جهنم و یا بهره مندی از نعمت های بهشت را از خداوند درخواست نمی کند، بلکه به خدا می گوید می خواهم در جوار تو باشم; این همان مقام قرب است.البته خدا جسم نیست که - العیاذ بالله - یک خانه جسمانی داشته باشد، ولی رابطه معنوی بنده عاشق با خدا می تواند آن قدر زیاد باشد که مثل دو همسایه به یکدیگر نزدیک باشند.

    همه انسان ها چنین همتی ندارند که از همه چیز چشم بپوشند و وقتی هم دعا می کنند بگویند خدایا من تنها قرب تو را می خواهم و دوست دارم در جوار تو باشم.البته در جوار خدا بودن یعنی داشتن همه چیز، ولی توجه بنده عاشق اصلا به آن ها نیست، بلکه فقط می خواهد فاصله ای با خدا نداشته باشد; مثل عاشقی که برای رسیدن به محبوبش همه مشکلات و سختی ها را تحمل می کند تا همیشه در کنار او باشد، او اصلا متوجه نیست که در آن جا چه به او می گذرد; زیرا همین که به محبوبش نزدیک باشد، همه چیز برایش فراهم است.البته برای رسیدن به این مقام، همتی بلند لازم است تا آدمی به جای این که تمام توجه اش معطوف به رهایی از عذاب الهی و آتش جهنم و رسیدن به نعمت های بهشتی از قبیل حورالعین و قصرهای مجلل و غذاهای لذیذ و مانند آن باشد، توجه اش به این باشد که آیا به خدا نزدیک است یا خیر.

    راه رسیدن به مقام قرب خدا
    اگر در میان مؤمنان کسانی به این همت بلند دست یافتند که تنها توجهشان به قرب خدا باشد، باید آن چنان معرفت خدا و محبت او در دلشان ریشه بدواند که رضوان او را بر هر چیزی مقدم بدارند.لازمه رسیدن به چنین مقامی، فراهم نمودن مقدمات آن در همین دنیاست; زیرا از این دنیا که رفتند دیگر نمی توانند کاری انجام دهند که به خدا نزدیک شوند.به دیگر سخن، همان گونه که باید برای نجات از عذاب جهنم و بهره مندی از نعمت های بهشتی، در همین دنیا تلاش کرد، کسی هم که جوار خدا را می خواهد باید مقدماتش را در همین دنیا فراهم کند.جاذبه های دنیا، هوا و هوس ها و غرایز انسانی ممکن است ما را از آن هدف اصلی دور سازد و موجب شود تا برای رسیدن به آن آرمان بلند کم تر تلاش کنیم.ما بسیاری از اوقات فراموش می کنیم که دنبال چه هستیم و می خواهیم به چه مقامی برسیم، اما کسانی که دارای همت بلندی هستند به وجود چنین مقامی آگاه اند و دلشان می خواهد به آن مقام برسند، اما نمی دانند در این راه چگونه باید با مشکلات مقابله کنند و موانع را از سر راه بردارند.آن ها نمی دانند که چه کارهایی باید انجام دهند تا بهتر و زودتر به این مقام دست یابند.

    مخاطبان حضرت در این بخش از روایت، افرادی اند که همتشان ضعیف است و یا در صورت داشتن همت بلند، راه رسیدن به هدف را نمی دانند.حضرت به عبدالله بن جندب می فرمایند: اگر می خواهی با خدای صاحب جلالت مجاورت و همسایگی داشته باشی; یعنی آن قدر اوج بگیری که در میان مخلوقات، نسبتت به خدا از همه بیش تر باشد و از مراتب پست حیوانی و شیطانی دور شوی و در میان مؤمنان هم ترقی و تعالی پیدا کنی و در مقامی قرار بگیری که بعد از آن دیگر مقام مخلوقات نیست، بلکه مقام خداست، باید کاری کنی که دنیا در نظرت خوار باشد: «یا ابن جندب ان احببت ان تجاور الجلیل فی داره و تسکن الفردوس فی جواره فلتهن علیک الدنیا.» حضرت در این فراز از سخنان خود، با بیان یک توصیه کلی اخلاقی می فرمایند آنچه موجب می شود که نتوانی این راه را طی کنی این است که دنیا در نظرت بزرگ است، وقتی توجه ات به دنیا جلب می شود و دل به آن می سپاری، دیگر دلت سراغ خدا نمی رود و نمی توانی آن هدف را در دل خودت زنده نگه داری.هر چه زرق و برق دنیا بیش تر در چشم تو جلوه کند، از آن مقام دورتر می شوی; زیرا توجه ات معطوف به آن می شود.توجه انسان به هر چیزی که معطوف شد، برای همان کار می کند و به مسائل دیگر توجه نمی کند.جاذبه های دنیا مانع از تلاش ما برای رسیدن به مقامات عالی ایمان می شود; چون چشم و گوش ما را به دنبال خود می کشاند و وقتی دل به سراغ دنیا رفت، دیگر جایی برای محبت خدا در آن باقی نمی ماند.

    یاد مرگ و ذخیره برای آخرت
    شاید خطبه ای از نهج البلاغه را نتوان یافت که در آن اشاره ای به پستی دنیا نشده باشد، اما بعضی جاها تعبیرات بسیار کوبنده ای نسبت به دنیا دارد که برای شنوندگان و دوستان حضرت بسیار ارزنده است.امیرالمؤمنین علیه السلام در یکی از خطبه های خود، بی مقداری و زودگذری دنیا را به رطوبت باقی مانده از ظرف آبی تشبیه می کنند که آب آن را خالی کرده باشند; مگر در چنین ظرفی چقدر آب می ماند که انسان برای رفع تشنگی خود به آن توجه کند؟ در دنیا نیز همین اندازه چیز وجود دارد.حضرت در جایی دیگر، درباره پستی و بی ارزشی دنیا می فرمایند: دنیا در نظر من از آب بینی بز زکامی هم کم اهمیت تر است.از این تعبیر رساتر، کلامی است که در خطبه ای دیگر بیان فرمودند: دنیا مثل استخوان پوسیده خوک مرده است که در ست شخص مبتلا به مرض جذام باشد.اشخاصی که مبتلا به این مرض می گردند آن قدر زشت می شوند که کسی رغبت نمی کند به آن ها نگاه کند.حالا تصور کنید اگر در دست چنین فردی با آن قیافه وحشتناک - که انسان حتی رغبت نمی کند یک شاخه گل هم از او بگیرد - استخوان پوسیده خوک مرده ای - که زنده آن هم زشت و پلید است و گوشتش نیز حرام و نجس - باشد، آیا انسان رغبت می کند برای گرفتن آن به سراغ او برود؟ دنیا باید در نظر مؤمن این گونه باشد; یعنی باید آن قدر معرفت داشته باشد که بداند دلبستگی به دنیا او را از هدفش دور می کند.البته این سخن بدین معنا نیست که انسان از فعالیت ها و انجام وظایف فردی و اجتماعی که در دنیا دارد صرف نظر کند. انجام تکلیف یک بحث دیگری است، صحبت سر بینش و نگرش است.گاهی بر انسان واجب می شود که استخوان خوکی را هم بردارد، اما سخن در این است که انسان باید دنیا را در مقام مقایسه با آخرت، مقامات معنوی و قرب خدا چگونه ببیند.برای این که زیبایی های دنیا و به طور کلی غرایز ما موجب بی توجهی به آخرت و مقامات معنوی نگردد، همیشه باید یاد مرگ باشیم; یاد مرگ ارزش دنیا را در نظر انسان کم می کند و او را از فریب های شیطانی و زرق و برق های دنیا محفوظ نگه می دارد.حضرت می فرمایند: «واجعل الموت نصب عینک » ; همیشه به یاد مرگ باش، طوری که همیشه مرگ جلو چشمت باشد.بینش ما نسبت به دنیا باید به گونه ای باشد که توجه بیش تری به مرگ و عالم آخرت داشته باشیم.ما تنها در صورتی می توانیم خود را از چنگال دنیا نجات دهیم که آرزوهایمان را نسبت به آینده کم کنیم و به فکر لذت های دنیایی نباشیم; تنها به فکر رفع نیاز امروزمان آن هم از راه مشروع باشیم وبرای فردایمان که نمی دانیم زنده هستیم یا نه و نسبت به آن تکلیفی نداریم، بی جهت فکرخودرامشغول نکنیم; زیرا اگر تکلیفی نسبت به آینده داشته باشیم، مربوطبه آخرت است وآخرت خواهی مساله دیگری است.حرص به دنیا و ذخیره کردن برای آینده ای که معلوم نیست آن را درک کنیم، موجب می شود که ما بیش تر دنیا زده شویم. انسان باید با این گرایش مبارزه کند و سعی نماید چیزی را برای فردایش نگه ندارد، اگر هم چیزی از زندگی اش زیاد آمد آن را انفاق کند.البته کسانی هستند که از این مقام گذشته اند و امروز وفردای دنیابرایشان تفاوتی نمی کند.اما برای کسانی که در ابتدای راه هستند، مبارزه با دنیازدگی باید جزو برنامه های زندگی آن ها باشد; مثلا ما باید تمرین کنیم که اگر پولی از زندگی مان زیاد آمد برای سال آینده و سال های بعد نگه نداریم، بلکه سعی کنیم آن را در همان سال مصرف کنیم و اگرنیازی نداریم، در راه خدا انفاق نماییم.

    البته ممکن است برای کسانی که از مراتب ایمان و معرفت بالایی برخوردارند راحت تر باشد که مایحتاج سال خود را یک جا تهیه و ذخیره نمایند.حضرت سلمان رضی الله عنه جزو این دسته از افراد بود و امروز و فردای دنیا برایش تفاوتی نمی کرد.این غیر از حرص بر دنیاست; چون ایمانی که سلمان رضی الله عنه داشت با ایمان ما قابل مقایسه نیست و اصلا شاید انگیزه های الهی برتری از این کار داشته است.ولی ما که می خواهیم تمرین نماییم تا به دنیا دلبستگی پیدا نکنیم، بهتر است که به فکر ذخیره برای آینده نباشیم و این روحیه را از خود دور کنیم.به عکس، ما باید این روحیه را در خودمان تقویت کنیم که اگر چیزی از زندگی مان زیاد آمد، آن را در راه خدا مصرف نماییم.بر خلاف نظر بعضی ها که فکر می کنند بذل و بخشش و انفاق موجب از بین رفتن مال و سرمایه می شود و فقط آنچه ذخیره شود حفظ می گردد، حضرت می فرمایند: آنچه در دنیا بماند برای تو نفعی ندارد، بلکه مال تو چیزی است که برای آخرت خود ذخیره می کنی: «و لاتدخر شیئا لغد واعلم ان لک ما قدمت و علیک ما اخرت.» اموالی که انسان ذخیره می کند و آن را بعد از مرگش، در این جهان باقی می گذارد، نه تنها سودی برایش نخواهد داشت، بلکه اگر آن ها از حقوق مردم باشد، گناهش برای او باقی می ماند.

    از خداوند عالم می خواهیم ایمان و معرفت ما را کامل و توفیق عمل به دستور اهل بیت علیهم السلام رابه همه ماعنایت فرماید.

    پی نوشت:

    1- محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 87، باب 24، ص 281


  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,197
    حضور
    143 روز 16 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93048



    نکته هایی برای نهادینه شدن فرهنگ کار مضاعف

    شعار سالانه و پیام نوروزی مقام معظم رهبری موجب انگیزش بخشی و شوق آفرینی در سطح جامعه می شود.
    شعار سال 1389 که « همت مضاعف و کار مضاعف » نام گرفت از ضروری ترین نیازهای کشورمان محسوب می شود؛ چون که توسعه و تعالی هر کشوری به میزان کار و تلاش مفید آن جامعه وابسته است .
    از این رو هر اقدامی که موجب افزایش فرهنگ کار، افزایش کار آمدی جامعه بشود امری مبارک و قابل تحسین است.
    برای نهادینه شدن فرهنگ کار وتلاش همه ی قوا کشور رسالت خطیری بر عهده دارند ، به ویژه رسانه های گروهی که باید با نگاهی آسیب شناسانه ونقادانه موانع و عوامل کم کاری در جامعه را شناسایی نموده و راهکار های اجرایی وعملیاتی ارایه نمایند.
    همه می دانیم که سطح بهره وری در کشور ما بسیار پایین است. برای اینکه در جامعه کار مضاعف صورت گیرد باید نیروی کار در سطوح مختلف مورد احترام قرار گیرد.
    این قلم در ادامه موانع و راهکار های انجام کار مضاعف را بر می شمارد:
    1- عامل مدیریتی :
    همت مضاعف و کار مضاعف بدون اتکا به مدیریت کار آمد و عالمانه میسر نمی شود ودر پشت هر سازمان متعالی و کشور توسعه یافته مدیریتی علمی و کارآمد نهفته است واین مدیران فرهمند و رهبران تحول گراهستند که موجب اثرگذاری در مجموعه ی خود می گردند.
    نهادینه شدن فرهنگ کار در جامعه به مدیران کارآمدی نیاز دارد که توان انگیزش و تحرک بخش را در در بدنه سازمان و محیط خود راداشته باشند.امروزه بخش اعظم ناکارآمدی و کم کاری در جامعه به نحوه مدیریت و تدبیر مدیران و مسئولان سازمان ها برمی گردد.
    2- تقویت انگیزه های دینی و انقلابی :
    یکی از عوامل بسیار مهمی که می تواند به توسعه ی کار و افزایش کارآمدی در جامعه کمک نماید توجه به آموزه های دینی و ارزش های معنوی کار است.
    قرآن کریم و سیره ائمه اطهارهمواره به انسان ساعی احترام گذاشته بر تلاش آحاد مختلف هر جامعه تاکید نموده است.لذا ضروری است خطبا و واعظیین در منابر و تریبون ها به تبیین نقش کار از منظر قرآن و احادیث پرداخته وجامعه را به تحرک درآورند.تقویت انگیزه های دینی برای کارآفرینی و اهتمام به کار و تلاش در کنار تبیین مسایل اخروی موجب نهادینه شدن فرهنگ کار در جامعه می شود.
    3- عامل فرهنگی :
    میزان کار و پشتکار یک ملت امری فرهنگی بوده و ریشه در پیشینه تاریخی آن ملت دارد.وقتی تولید و خلق ثروت در جامعه ای ارزش تلقی شود، بدنبالش فرهنگ کار نهادینه می شود.در جامعه ای که نگاه منفی و نادرست به سرمایه دار و ثروتمند وجود دارد،در آن جامعه روح کار و تلاش و جهد و جدیت می میرد و تن پروری و کم کاری فرهنگ غالب می شود.
    متاسفانه برخی سیاست های غلط امدادی و کمک های مستقیم مالی موجب شده است برخی افراد بجای کار بدنبال دریافت کمک های سازمان های امدادی باشند.در صورتی که می بایست به جای ماهی دادن به افراد گرسنه کنار دریا تور بافتن را یادشان بدهیم تا بستر کار مولد را فراهم کرده باشیم.
    4- تعهد ملی :
    در کشوری که منافع ملی ارزش تلقی شود احساس مسئولیت نسبت به سرنوشت کشور در فرد فرد آحاد آن جامعه امری درونی و با ارزش می گردد.
    مردمان آن کشور برای توسعه و تعالی میهن خود متعهدانه می کوشند و منافع ملی را بر منافع شخصی ، گروهی و سازمانی ترجیح می دهند. ضروری است مسئولان فرهنگی ، رسانه های گروهی و مراکز آموزشی در تقویت مسئولیت پذیری و تعهد ملی در جامعه تلاش نمایند، چرا که بین تعهد ملی و کار مظاعف رابطه ی معنا داری وجود دارد.
    5- عامل انگیزش :
    برای آنکه کار مضاعف در جامعه انجام شود می بایست انگیزه های خدمتی نیروی کار حفظ و تقویت شود.این انگیزه ها می تواند مادی یا معنوی ، فردی یا سازمانی، شخصی یا گروهی باشد.
    6- توانمند سازی :
    نیروی کار همواره به آموزش حین کار نیاز دارد.آموزش،مهارتهای شغلی نیروی کار را افزایش داده موجب افزایش بهره وری وکارآفرینی می شود.
    7- ارزشیابی :
    ارزشابی عادلانه ومستمرو تشویق نیروهای فعال درسازمانهای دولتی و خصوصی می تواند منجربه تقویت فرهنگ کار وتلاش شود .در جامعه ای که به نیروی انسانی اصالت داده شود وانسان کارآمد محور توسعه گردد آن جامعه رستگار و پویا خواهد بود. 8
    8- تعطیلات :
    تعطیلات فراوان مناسبتی وتقویمی یکی از عوامل مهم منفی پیشرفت در کشور ماست.کاهش تعطیلات عامل مهمی برای توسعه فرهنگ کارو افزایش بهره وری خواهد بود.
    9- حسن تدبیر :
    همت مضاعف در کشور ما از طریق تدبیر درست و کارشناسانه امور انجام می شود و یکی از راه های هدایت درست منابع، تصمیم گیری صحیح می باشد. تصمیم های نادرست وغیر اصولی باعث هدر دادن نیروی کار است .
    10- عامل قوانین و مقررات :
    قوانین و مقررات باید به نحوی تدوین شوند که موجب کارآمدی و تقویت نیروی کار شوند و فضای کسب و کار و تغییر و تحول را فراهم سازند.
    11- روش ها :
    روش های سازمانی و جریان کار عامل بسیار مهمی در نیروی کارو کارآمدی سازمان ها هستند.اصلاح روش ها می تواند موجب چابکی و چالاکی سازمانی گردیده، عامل پویایی و افزایش بهره وری شود.لذا مهندسی مجدد روش انجام کار موجب تحرک بخشی و استفاده بهینه از منابع و فرصت ها می شود.
    نویسنده : ایرج نیازآذری
    منبع : www.mazandnume.com


  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    خدا و حضرت زهرا (س) و امام زمان(عج)
    نوشته
    6,241
    حضور
    60 روز 3 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    42
    گالری
    3111
    صلوات
    55734



    کار و اشتغال در سیره پیامبر اعظم صلی‏ الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم

    نويسنده:عبد الکریم پاک نیا

    اشاره:

    «اشتغال» امروزه در جامعه ما، یکی از مسائل اساسی و موضوعات مورد بحث می‏باشد، و هرکس نسبت به فراخور حالش و براساس رشته تخصصی و اندیشه‏های خود، در مورد چگونگی اشتغال جوانان و آداب و شیوه‏های کار، علل و انگیزه‏های بیکاری، انواع مشاغل، اولویت انتخاب شغل‏ها و... سخن گفته و بحث می‏کند.
    اشتغال به کارهای مفید و مورد نیاز جامعه، دارای اثرات و نتائج قابل توجه برای همه افراد جامعه اسلامی است که از جمله آن‏ها می‏توان به فوائد زیر اشاره نمود:

    1.زمینه رستگاری

    اساساً کار و اشتغال در بینش توحیدی اسلام، یک ارزش محسوب می‏شود و تلاش بیشتر در کارهای دنیوی و اخروی، زمینه سعادت و رستگاری افراد را در دنیا و آخرت فراهم می‏نماید و آنان را تا درجه جهادگران در راه خداوند بالا می‏برد. رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م می‏فرماید: «اَلْکادُّ عَلی عِیالِهِ کَالمُجاهِدِ فی سبیل اللّه1؛ کسی که برای تأمین معاش خانواده‏اش تلاش می‏کند، همانند مجاهد در راه خداست.»

    2.تأمین مخارج زندگی

    یک مسلمان با پیش گرفتن کسب حلال، مخارج زندگی خود را تأمین نموده و تا حدودی از فقرِ اقتصادی، اخلاقی و فرهنگی خود و جامعه می‏کاهد.

    3.وسیله ارتباط سالم

    اشتغال به کار، افراد را در زندگی تحت یک برنامه منظم و منسجم قرار داده و آنان را در روابط اجتماعی و معاشرت با دیگران یاری می‏نماید.

    4.آرامش روح و وجدان

    تمام کسانی که به کارهای مفید اقتصادی اشتغال دارند و بر اساس احساس وظیفه به شغل مناسب و آبرومندانه خود می‏پردازند؛ علاوه بر این که آرامش روح و روان و وجدان خود را فراهم می‏کنند، به نوعی تفریح نیز می‏پردازند؛ هم چنان که افراد سُست عنصر و بیکار معمولاً به اضطراب و افسردگی و عذاب وجدان دچار هستند.

    5.بیدار نمودن روحیه خلاّقیت

    اشتغال به کسب‏های مورد علاقه، روحیه ابتکار و خلاقیت را در افراد زنده کرده و استعدادهای درونی آنان را شکوفا نموده و انسان را متوجه نیروهای نهفته در اندرون خود می‏سازد. و به این ترتیب، مفید و مؤثر بودن خود را باور نموده و اعتماد به نفس در او تقویت می‏شود. چنین فردی با روحیه سرشار از عشق به کار، از زندگی خود لذّت برده و برای رسیدن به اهداف عالی تلاش می‏کند.
    6.تثبیت موقعیت اجتماعی

    اشتغال به کار مفید و مورد نیاز جامعه، راه رسیدن به موقعیت اجتماعی یک فرد مسلمان می‏باشد و شغل او هر قدر از نیازهای جامعه بکاهد و موجب تقویت و استقلال و آزادی و عزّت مسلمانان گردد، همان مقدار موقعیت اجتماعی صاحب شغل در میان افراد جامعه اسلامی، بیشتر و بالاتر خواهد بود.
    خداوند می‏فرماید: «وَ اَنْ لَیْسَ لِلانْسانِ اِلاّ ما سَعی»(2)؛ و این که برای انسان بهره‏ای جز سعی و تلاش او نیست.
    7.جلوگیری از مفاسد

    بیکاری افراد، موجب ضررهای جبران‏ناپذیر و دارای مفاسد بی‏شمار برای اجتماع مسلمانان است؛ به این معنا که یک فرد با انتخاب یکی از مشاغل مورد نیاز جامعه و اشتغال به آن، باری از دوش مردم و مسئولین برمی‏دارد و در مقابل، فرد بیکار نه تنها مشکلی را در جامعه حل نمی‏کند بلکه خود، مشکل آفرین و سربار جامعه اسلامی نیز می‏شود و علاوه بر این که نیرویی هدر رفته، نیروهای دیگری را به خود مشغول خواهد کرد.
    با توجه به نکات فوق در این نوشتار، اشتغال و موضوعات مربوط به آن در سیره و سخن حضرت رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م ، مورد بحث قرار گرفته است.
    اهمیّت کار

    در سیره پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م فعالیت‏های اقتصادی افراد، ارزش بالایی دارد. آن حضرت کارگران و تولیدکنندگان در عرصه اقتصادی را چنان تشویق می‏کند که در طول تاریخ جوامع بشری، هیچ فرقه و مذهبی چنین جایگاهی برای اساسی‏ترین رکن جامعه، یعنی تأمین کنندگان حیاتی‏ترین کالای اقتصادی، قائل نشده‏اند.
    انس‏بن مالک می‏گوید: هنگامی که پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م ازجنگ تبوک برمی‏گشت، سعد انصاری ـ یکی از کارگران مدینه ـ به استقبال آن حضرت آمد. هنگامی که رسول اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م با او دست داد، لمس دست‏های زِبْر و خشنِ مرد انصاری، حضرت خاتم الانبیاء صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م را تحت تأثیر قرار داد. برای همین، از او پرسید: چرا دست‏های تو این چنین کوفته و خشن می‏باشد؟ آیا ناراحتی خاصّی به دستان تو رسیده است؟
    عرضه داشت: یا رسول اللّه! این خشونت و زبری دستان من، بر اثر کار با بیل و طناب است که به وسیله‏ی آن‏ها زحمت می‏کشم و مخارج خود و خانواده‏ام را تأمین می‏نمایم.
    «فَقَبَّلَ یَدَهُ رسولُ اللّهِ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م و قالَ: هذِهِ یَدٌ لا تَمَسُّها النّار؛ پیامبراکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م دست او را بوسیده و فرمود: این دستی است که آتش (جهنم) آن را لمس نخواهد کرد.»3

    نکوهش افراد سست عنصر

    رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م گاهی با جوانان سالم و نیرومندی مواجه می‏شد. بازوهای ستبر و اندام مناسب آنان، موجب شگفتی پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م می‏گشت. آن حضرت با آنان احوال پرسی نموده و از وضعیت زندگی و شغلشان سؤال می‏نمود، اگر در جواب گفته می‏شد که: وی فردی بیکار است و هیچ گونه شغلی ندارد؛ آن بزرگوار ناراحت می‏شد و می‏فرمود: «سَقَطَ مِنْ عَیْنی؛ از چشمم افتاد.» (فرد بیکار در نظر من ارزشی ندارد.) اطرافیان می‏پرسیدند: یا رسول اللّه! چرا این افراد را دوست نمی‏دارید؟ پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م می‏فرمود: برای این که اگر مؤمن شغلی نداشته باشد که با آن امرار معاش کند، برای امرار معاش، از دین خود خرج خواهد نمود.4

    آن حضرت در گفتاری حکیمانه، افراد تنبل و بی‏حال را که تن به کار نمی‏دهند و می‏کوشند که از دست رنج دیگران بهره‏مند شوند، مورد نکوهش و سرزنش شدید قرار داده، می‏فرماید: «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ اَلْقی کَلَّهُ عَلَی النّاسِ، مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ ضَیَّعَ مَنْ یَعُولُ؛ از رحمت خدا دور است، از رحمت خدا دور است کسی که بار زندگی خود را به گردن مردم بیندازد. ملعون است، ملعون است کسی که اعضای خانواده‏اش را (در اثر ندادن نفقه) تباه کند.»5

    البته سیره و سخن پیامبراکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م در مورد افراد بیکار ـ که با بهانه‏های واهی فرصت‏های شغلی را از دست می‏دهند ـ حاوی نکته مهمی است و آن، این که بیکاری ریشه بسیاری از مشکلات و گرفتاری‏ها در زندگی یک جوان فعال و پر انرژی است. زیرا اگر یک فرد مسلمان مخارج زندگی خود را با فعالیت‏های اقتصادی سالم و اشتغال به یک کسب پاکیزه و حلال، تأمین نکند به ناچار برای تأمین زندگی‏اش ارزش‏های دینی را زیر پا گذاشته و به راه‏های فریبنده که به ظاهر سود سرسام آوری هم دارند، کشیده خواهد شد. و این، مصداقی از همان امرار معاش از راه دین و ایمان است که در کلام پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م بود.
    گذشته از این، بیکاری یک فرد نه تنها موجب از میان رفتن استعدادهای درونی وی می‏شود و او را به فردی تن پرور و بی‏خاصیت مبدل می‏سازد، بلکه به عنوان یک معضل و بیماری اجتماعی، یک جوان مسلمان و پاک و سالم را، دچار انواع مفاسد اخلاقی و اجتماعی و بیماری‏های روحی خواهد ساخت.
    در حقیقت یک عضو فعال و پر انرژی که از سرمایه‏ها و ذخایر خدادادی جامعه اسلامی است و باید به عنوان سرباز جامعه عمل کند، سربار جامعه خواهد شد؛ به همین دلیل پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م بیکاری را برای یک جوان خطرناک می‏داند.

    نقش انگیزه‏های مقدّس در اشتغال

    از منظر حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م تمام فعالیت‏های یک مسلمان می‏تواند نوعی ارتباط با آفریدگار جهان محسوب شده و علاوه بر ارزش اقتصادی و دنیوی، از پاداش‏های معنوی نیز درجهان آخرت برخوردار می‏باشد.
    آری کار برای خدا، نقش مهمی در شکل دادن به رفتار اقتصادی انسان دارد. به علاوه این انگیزه می‏تواند قوای جسمی و روحی وی را در فعالیت‏های اقتصادی چند برابر نماید؛ به خاطر هدف والای وی، کار او نیز مقدّس خواهد شد. رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م بر این باور بود که: «اَلْعِبادَةُ سَبْعُونَ جُزْءاً اَفْضَلُها طَلَبُ الْحَلالِ6؛ عبادت خداوند هفتاد جزء است و بهترین آن‏ها طلب روزی حلال است.»
    آن حضرت اشتغال به کارهای حلال را مانند سایر عبادات، بر زن و مرد مسلمان ضروری دانسته و می‏فرماید: «طَلَبُ الْحَلالِ فَریضَةٌ عَلی کُلِّ مُسْلِمٍ و مُسْلِمَةٍ7؛ به سراغ درآمد حلال رفتن، بر هر مرد و زن مسلمان لازم است.»
    بنابراین، انگیزه‏های مقدّس می‏تواند همه کارها و فعالیت‏های اقتصادی یک مسلمان را ـ اعم از کارهای تجاری، کشاورزی، صنعتی و خدماتی ـ فرا گرفته و آن‏ها را در شمار عبادات قرار دهد.
    در روایتی آمده است که: روزی رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م با جمعی از اصحاب در محلی حضور داشتند. در آن میان، چشمان آنان به جوانی نیرومند و زیبا اندام افتاد که در اول صبح به کار اشتغال داشت. یاران پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م گفتند: یا رسول اللّه! اگر این جوان نیرومند، نیرو و انرژی خود را در راه خدا مصرف می‏کرد، چقدر شایسته مدح و تمجید بود! حضرت فرمود: این سخن را نگویید! اگر این جوان برای تأمین معاش می‏کوشد و انگیزه او بی‏نیازی از دیگران است، او در راه خدا قدم برداشته، و اگر هدف او پذیرایی از پدر و مادر ناتوان خود باشد، باز هم در راه خدا کار می‏کند و اگر مقصود او سر و سامان دادن به خانواده و فرزندانش باشد، او به راه خدا رفته و انگیزه مقدّسی دارد.8

    در سیره پیامبراکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م ، هدف از رفتارهای اقتصادی جلب رضایت خداوند است. و رضایت پروردگار، انگیزه مقدّس و هدف والایی است که یک انسان مسلمان را در سخت‏ترین شرایط به فعالیت‏های اقتصادی وادار می‏کند. و او حاصل زحمات خود را در راه رضای الهی خرج می‏کند.
    اما از نظر متفکّران مادّی و اقتصاددانان غربی، هدف نهایی از کار، دست یابی به لذت‏های فردی است. و در آن صورت، انگیزه کار، دست یابی به حداکثر سود و درآمد است و تمام صفات اخلاقی و انسانی تحت الشعاع سود جویی‏های مادی قرار گرفته و به تدریج انسان از ماهیت خود خارج شده و در عرصه‏های زندگی فقط به سودهای سرشار مادی می‏اندیشد؛ گرچه در این راه، حقوق دیگران تضییع شده واخلاق و انسانیت از میان برود.
    روش‏های ترویج اشتغال

    حضرت رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م برای ایجاد انگیزه تولید و کسب درآمد در وجود مسلمانان، از روش‏های مختلفی بهره می‏گرفت که به برخی از آنان اشاره می‏شود:

    الف) زمینه سازی برای رشد استعدادها

    آن حضرت با استفاده از فرصت‏های مناسب برای شکوفایی نیروهای درونی و استعدادهای نهفته افراد، زمینه سازی می‏نمود و از این طریق، در آنان انگیزه تولید و کسب درآمد را تقویت می‏کرد. روایت زیر، نشانگر این روش رسول گرامی می‏باشد:
    مردی از اصحاب در تنگنای زندگی قرار گرفت. وی که دارای شغل مناسبی نبود و بسیاری اوقات از بیکاری رنج می‏برد، خانه نشین شد. روزی همسرش به وی گفت: ای کاش به محضر پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م می‏رفتی و از او درخواست کمک می‏نمودی! مرد با پیشنهاد همسرش به حضور رسول اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م رفت. هنگامی که چشم حضرت به او افتاد، فرمود: «مَنْ سَأَلْنا اَعْطَیناهُ وَ مَنْ اسْتَغْنی اَغْناهُ اللّهُ؛ هرکس از ما کمک بخواهد، ما به او یاری می‏کنیم ولی اگر بی‏نیازی بورزد و دست حاجت پیش مخلوقی دراز نکند، خداوند او را بی‏نیاز می‏کند.»
    او پیش خود فکر کرد که مقصود پیامبر، من هستم و بدون این که سخنی بگوید، به خانه برگشت و ماجرا را برای همسرش بازگو کرد. زن گفت: رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م هم بشر است. (و از حال تو خبر ندارد.) او را به وضع زندگی نکبت بار و پر مشقّت خود آگاه کن.
    مرد ناچار برای بار دوم به حضور پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م رفت اما قبل از این که حرفی بزند، پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م همان سخن قبلی را تکرار کرده و فرمود: «مَنْ سَأَلْنا اَعْطَیناهُ وَ مَنْ اسْتَغْنی اَغْناهُ اللّهُ.» بازهم بدون اظهار حاجت، به خانه برگشت ولی چون خود را همچنان در چنگال فقر و بیکاری، ضعیف و ناتوان می‏دید، برای سومین بار با همان نیّت به مجلس رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م رفت. باز هم لب‏های رسول اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م به حرکت در آمد و با همان آهنگ ـ که به دل، قوّت و به روح، اطمینان می‏بخشیدـ همان جمله را تکرار کرد. این بار اطمینان بیشتری در قلب خود احساس نمود؛ حس کرد که کلید مشکل خویش را در همین جمله یافته است. وقتی که خارج شد، با قدم‏های مطمئن‏تری راه می‏رفت. با خود فکر می‏کرد که دیگر به دنبال کمک خواستن از بندگان نخواهم رفت. به خدا تکیه می‏کنم و از نیرو و استعدادی که در وجودم به ودیعت نهاده شده است، بهره می‏گیرم و از او می‏خواهم که مرا در کارهایم موفق گردانیده و از دیگران بی‏نیاز سازد. با این نیّت، تیشه‏ای عاریه گرفت و به جانب صحرا رفت. آن روز مقداری هیزم جمع کرد و فروخت و لذت حاصل دست رنج خویش را چشید. روزهای دیگر به این کار ادامه داد تا به تدریج توانست از حاصل درآمد خویش، ابزار کار را فراهم نماید. بازهم به کار خود ادامه داد تا صاحب سرمایه و شتر و غلامانی شد. وی در اثر تلاش و کوشش شبانه‏روزی، یکی از افراد ثروتمند گردید. روزی به محضر پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م آمده و وضعیت خود را به آن حضرت گزارش داد که چگونه در آن روزِ فلاکت بار به محضر حضرت آمده و چگونه سخن پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م وی را به تحرک و کار واداشت. پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م فرمود: من که به تو گفتم؛ هرکس از ما کمکی بخواهد، ما به او کمک می‏کنیم ولی اگر بی‏نیازی بورزد، خدایش او را کمک خواهد نمود.9

    ب) روش‏های رفتاری

    گرچه رهنمودهای گفتاری، در تربیت افراد تأثیر دارد اما اقدامات عملی، به مراتب بیشتر از شیوه‏های گفتاری مؤثر است. برای همین پیامبراکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م نه تنها با راهنمایی‏ها و زمینه سازی‏های خود موجب هدایت افراد به سوی میدان‏های کاری شد بلکه خود عملاً وارد صحنه شده و همدوش با دیگران کار می‏کرد.
    رفتار رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م را می‏توان تبلور اصول و ارزش‏های اسلامی قلمداد نمود. آن حضرت همچنان که در صحنه‏ی سیاست، حکومت، اخلاق، معارف، علوم و حکمت، خطابه و سایر صفات والای انسانی اسوه تمام عیار مسلمانان به شمار می‏آید، رفتار اقتصادی آن حضرت نیز می‏تواند شیوه‏ای موفق و کارآمد برای چگونه زیستن باشد.
    نمونه هایی از سیره عملی حضرت رسول صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م :
    خانه سازی

    امام صادق علیه‏السلام به فردی که در اثر جهل و غرور، تن به کار نمی‏داد و خود را نیازمند دیگران نموده بود، فرمود: برو کار کن! و در بالای سرت بار حمل کن. (و هرچه می‏توانی تلاش کن.) و از مردم بی‏نیاز باش.
    سپس به وی فرمود: همانا رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م سنگ‏ها را به دوش خود حمل می‏کرد و دیوار خانه‏اش را می‏ساخت.10
    باغداری

    علی علیه‏السلام روزی به سلمان فرمود: ای [ابا [عبداللّه! باغی را که پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م با دستان خویش آن را ساخته و درخت‏هایش را کاشته است، برای فروش به‏مشتریان عرضه کن. سلمان باغ پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م را به معرض فروش گذاشت و به دوازده هزار درهم فروخت.11

    دامداری

    روزی حضرت رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م فرمود: ما بَعَثَ اللّهُ نَبیّاً اِلاّ راعی غَنَمٍ؛ تمام پیامبران الهی پیش از آن که به مقام نبوت برسند، مدتی چوپانی کرده‏اند. قالُوا: وَ اَنتَ یا رَسُولَ اللّه؟؛ از پیامبر سؤال شد: آیا شما نیز چوپانی کرده‏اید؟ قال: وَ اَنَا رَعَیْتُها لاَِهْلِ مَکّة بِالْقَرارِیط؛ فرمود: بله، من مدتی گوسفندان اهل مکه را در سرزمین «قراریط» به چراگاه برده‏ام.»12

    بازرگانی

    پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م قبل از ازدواج، با خدیجه یک قرارداد تجارتی بسته بود. طبق آن قرار دادِ مضاربه‏ای، پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م متعهد شده بود که با سرمایه خدیجه به یک سفر تجارتی برود و در مقابل، آن حضرت در منافع کالاهای بازرگانی خدیجه شریک باشد. بعد از توافق طرفین، خدیجه شتری راهوار و مقداری کالاهای ارزشمند در اختیار حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م نهاد و به دو غلام خود سفارش کرد که در این سفر تجارتی به همراه آن حضرت باشند و دستوراتش را اطاعت نمایند. این سفر تجارتی پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م به شام، تا حدودی وضعیت اقتصادی و مالی آن جناب را سر و سامان داد. بعد از پایان سفر، کاردانی و شایستگی این جوان قرشی مورد تقدیر و ستایش خدیجه ـ ثروتمندترین و سرشناس‏ترین زن مکه ـ قرار گرفت و بدین منظور، مبلغی را علاوه بر قرار داد، به او پرداخت. اما نبیّ اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م فقط مبلغ معیّن در قرارداد را دریافت کرده و از اخذ وجوه اضافی خودداری نمود. سپس وجوه حاصله از تجارت شام را به خانه ابوطالب علیه‏السلام برد و همه را در اختیار عموی گرامی‏اش گذاشت تا این که مقداری وضع زندگی حضرت ابوطالب علیه‏السلام سر و سامان یابد.13
    امام صادق علیه‏السلام در مورد کارهای تجارتی پیامبر علیه‏السلام سخنان ارزنده‏ای دارد. اسباط بن سالم می‏گوید:
    روزی به حضور امام صادق علیه‏السلام شرفیاب شدم، آن حضرت پرسید: عمربن مسلم چه می‏کند؟ گفتم: حالش خوب است اما دیگر تجارت، نمی‏کند. امام صادق علیه‏السلام فرمود: ترک تجارت، کار شیطانی است. ـ این جمله را سه بار تکرار کردـ آنگاه امام ادامه داد: رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م با کاروانی که از شام می‏آمد معامله می‏کرد و با بخشی از درآمد آن معامله قرض‏های خود را ادا نموده و بخشی دیگر را در میان نیازمندان فامیل تقسیم می‏نمود. خداوند در مورد تاجران خداجو و باتقوا می‏فرماید: «رِجاٌ لٌ لا تُلْهیهم تِجارَةٌ وَ لا بَیعٌ عَنْ ذِکْرِاللّه»؛14 مردانی که تجارت و داد و ستد، آنان را از یاد خدا غافل نمی‏کند.»(15)

    همکاری در فعالیت‏های اجتماعی

    1.ساختن مسجد
    هنگامی که مسجد قبا ـ اولین مسجد در تاریخ اسلام ـ ساخته می‏شد، حضرت خاتم الانبیاء صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م همدوش سایر مسلمانان کار می‏کرد. آن حضرت سنگ‏های کوچک و بزرگ را برمی‏داشت و آن‏ها را بغل می‏نمود و حمل می‏کرد. به طوری که سفیدی گرد و خاک سنگ‏ها کاملاً در بدن آن حضرت نمایان بوده و حکایت از سخت کوشی آن حضرت داشت. گاهی مردی از اصحاب به نزدش می‏آمد و التماس می‏کرد که: یا رسول اللّه! پدر و مادرم فدای تو باد! اجازه بده سنگ و خاک را من ببرم و به جای شما کار کنم. رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م می‏فرمود: نه، تو هم سنگ دیگری بردار. بالاخره آن حضرت در اثر کوشش‏های شبانه روزی، ساختمان مسجد قبا را به پایان برد.16
    همچنین در تأسیس ساختمان مسجد النبی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م آن حضرت علاوه بر راهنمایی مسلمانان در طرح ریزی بنای مسجد، خود نیز در کنار آنان کار می‏کرد و آن چنان از جان و دل کارهای ساختمانی را انجام می‏داد که مسلمانان تحت تأثیر قرار می‏گرفتند. اسید بن حضیر یکی از آنان بود که جلو آمده و گفت: یا رسول اللّه! اجازه بفرمایید تا من به جای شما سنگ‏های سنگین را حمل کنم. فرمود: نه، تو یکی دیگر ببر.
    یکی از مسلمانان نیز این شعر را قرائت می‏کرد:
    لَئِنْ قَعَدْنا والنَّبیُّ یَعْمَلُ
    فَذاکَ مِنّا الْعَمَلُ الْمُضَلَّلُ17
    اگر ما بنشینیم در حالی که پیامبر کار می‏کند، رفتار بسیار زشت و ناپسند انجام داده‏ایم!

    2.راهسازی

    امام صادق علیه‏السلام به نقل از پدر بزرگوارش حضرت باقر علیه‏السلام فرمود: پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م یکی از راه‏های عمومی را ـ که آب خراب کرده بودـ با چیدن سنگ تعمیر نمود. به خدا سوگند! انسان‏ها و چهار پایان تا این لحظه از آن استفاده می‏کنند.18

    3.انجام کارهای منزل

    رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله علاوه بر اداره حکومت اسلامی و حلّ و فصل مشکلات مسلمانان، به کارهای منزل نیز رسیدگی می‏کرد.
    امام صادق علیه‏السلام فرمود: «کانَ رَسُولُ اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م یَحْلِبُ عَنْزَ اَهْلِهِ19؛ رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م پیوسته بز خانواده‏اش می‏دوشید.»
    ج) ره توشه‏های پیشه وران

    حضرت خاتم الانبیاء صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م با این که مسلمانان را به اشتغال در کارهای تولیدی، خدماتی، کشاورزی و سایر مشاغل توصیه می‏کرد ولی به لحاظ موقعیّت جغرافیایی و با توجه به آب و هوای مناطق مختلف، به برخی از شغل‏ها اهمیّت خاصّی قائل بود. در این‏جا به نقل چند مورد از گفتارهای آن حضرت می‏پردازیم:
    1. «تِسْعَةُ اَعْشار الرّزقِ فی‏التّجارَةِ وَالْجزْءُ الْباقی فی السّابیاء ـ یعنی الغنم ـ ؛20 109 در آمد در داد و ستد و باقی مانده آن در دامپروری (و کارهای تولیدی) است.»
    2. « مَنْ غَرَسَ شَجَرَةً فَاَیْنَعَتْ، غَرَسَ اللّهُ بِها شَجَراً فِی الْجَنَّةِ؛21 هر مسلمانی که نهال درختی بنشاند و آن درخت (بر اثر کوشش‏های باغبان) به ثمر بنشیند، خداوند متعال در مقابل آن درخت، درختی در بهشت قرار می‏دهد.»
    3. در سیره اقتصادی پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م باغداری، زراعت و کشاورزی آن چنان از اهمیت برخوردار است که آن حضرت در مورد تضییع حقوق آنان، به دولت مردان اسلامی هشدار داده و ضمن دستورالعملی، دهقانان را به زمامداران اسلامی کاملاً سفارش نموده و به علی علیه‏السلام فرمود:
    یا علی! مبادا در حکومتِ تو به دهقانان و کشاورزان ستم شود.22
    پي نوشت :

    1.نجم / 39.
    2.فقه الرضا، ص 208.
    3.اسدالغابه، ابن اثیر،ج 2، ص 169؛ الاصابه، ابن حجر، ج 3، ص 72 و النهایه، ج 4، ص 202.
    4.بحارالانوار، ج 100، ص 10 و مستدرک الوسائل، ج 13، ص 11.
    5. تحف العقول، ص 37 و الکافی، ج 4، ص 12، (باب کفایة العیال و التوسع علیهم).
    6.بحارالانوار، ج 100، ص 209.
    7.همان.
    8.المحجّة البیضاء، ج 3، ص 140.
    9. اصول کافی، باب القناعه، حدیث 7 و داستان راستان، ص 28 و 29.
    10.وسایل الشیعه، ج 17، ص 38.
    11.حلیة‏الابرار، ج 1، ص 331.
    12.میزان الاعتدال، ج 3، ص 293.
    13.بحارالانوار، ج 16، ص 22 به بعد.
    14.نور / 37.
    15.وسائل الشیعه، ج 17، ص 14 و 15.
    16.معجم الکبیر، طبرانی، ج 24، ص 318.
    17.مناقب آل ابی‏طالب، ج 1، ص 161 و فتح الباری، ج 7، ص 193.
    18.حلیة‏الابرار، ج 1، ص 329.
    19.الکافی، 5، ص 86.
    20.وسائل الشیعه، ج 17، ص 11.
    21.کنزالعمال، ج 3، ص 896، حدیث 9079.
    22.تهذیب الاحکام، ج 7، ص 154.

    منبع : راسخون
    ویرایش توسط سلیلة الزهراء : ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ در ساعت ۱۱:۰۹
    مــــولاي غريبــــــم!

    اشتياقــــــي که به ديــــدار تـــو دارد دل مــــن

    دل مـــــن دانـــد

    و مـــــــن دانــــــم و

    تنــــها دل مــــــن ...


    شـــادی
    روح شـــهـــدا صـــلـــوات


  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    خدا و حضرت زهرا (س) و امام زمان(عج)
    نوشته
    6,241
    حضور
    60 روز 3 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    42
    گالری
    3111
    صلوات
    55734



    احادیث امام علی (ع) با موضوع همت و بلند همتی

    همت

    امام علي(ع):
    الشرف بالهمم العاليه لا بالرمم الباليه؛
    شرافت به همت هاي بلند است نه به استخوان هاي پوسيده.

    امام علي(ع):
    الفعل الجميل ينبي عن علو الهمه؛
    کردار زيبا از بلندي همت خبر مي دهد.

    امام علي(ع):
    الطاعه همه الأکياس، المعصيه همه الأرجاس؛
    فرمانبري از خداوند همت زيرکان است. نا فرماني از خدا همت پليدان است.

    امام علي(ع):
    أشرف الهمم رعايه الذمام؛
    شريف ترين همت ها نگهداري حق و حرمت ها و رعايت عهد و پيمان هاست.

    امام علي(ع):
    الکف عما في أيدي الناس عفه و کبر همه؛
    طمع نداشتن به آنچه در نزد مردم است، (نشان) عزت نفس و بلند همتي است.

    امام علي(ع):
    من شرف الهمه لزوم القناعه؛
    پايبندي به قناعت، از والايي همت است.

    امام علي(ع):
    اقصر همتک عليما يلزمک و لا تخض فيما لا يعنيک؛
    همت خود را صرف چيزهايي کن که به آن نياز داري و آنچه را به کار تو نمي آيد پي گيري مکن.

    امام علي(ع):
    نعوذ بالله من المطامع الدنيه و الهمم الغير المرضيه؛
    به خدا پناه مي بريم از مطامع پست و همت ها و خواسته هاي ناپسند.

    امام علي(ع):
    إن سمت همتک لإصلاح الناس فابدأ بنفسک، فإن تعاطيک صلاح غيرک و انت فاسد أکبر العيب؛
    اگر همت والاي اصلاح مردم را در سرداري، از خودت آغاز کن، زيرا پرداختن تو به اصلاح ديگران، در حالي که خود فاسد باشي بزرگترين عيب است.

    امام علي(ع):
    ما أبعد الخير ممن همته بطنه و فرجه؛
    چه دور است خير و خوبي از کسي که هم و غمش شکم و شرمگاه اوست.


    ویرایش توسط سلیلة الزهراء : ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ در ساعت ۱۱:۵۷
    مــــولاي غريبــــــم!

    اشتياقــــــي که به ديــــدار تـــو دارد دل مــــن

    دل مـــــن دانـــد

    و مـــــــن دانــــــم و

    تنــــها دل مــــــن ...


    شـــادی
    روح شـــهـــدا صـــلـــوات


  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    خدا و حضرت زهرا (س) و امام زمان(عج)
    نوشته
    6,241
    حضور
    60 روز 3 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    42
    گالری
    3111
    صلوات
    55734



    کار از دیدگاه حضرت علی (ع)


    1 . مقدمه

    هر جامعه‏اى براى تداوم حيات و بقا به كار و فعاليت مردم و مسؤولان احتياج دارد . نياز به كار از قرون باستان وجود داشته است و هرچه مى‏گذرد، بر اهميت آن افزوده مى‏گردد . كار قسمت اعظم از زندگى انسان را در بر مى‏گيرد .
    به عقيده‏ى بسيارى از متفكران اجتماعى و انديشمندان اسلامى انسان موجودى اجتماعى است . انسان‏ها قسمت اعظم نيازها و احتياجات خود را از طريق كار گروهى و اجتماعى تامين مى‏كنند . حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام، انديشمند و پيشواى برجسته شيعيان و امت اسلامى كار و تلاش را با درايتى واقع‏بينانه بيان نموده است .
    كار از مفاهيم مهم علم جامعه‏شناسى است . كار سرمايه و ذخيره‏ى ملى است و مى‏تواند به رشد تمدن كمك كند . اگر افراد جامعه‏اى به طور نسبى بتوانند كار و شغل مناسب به دست آورند و شغل آنان متناسب با استعدادها، توانايى‏ها و علائق آنها باشد، زمينه براى نوآورى، ابتكار، رشد و پيشرفت در ابعاد اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى جامعه به وجود مى‏آيد . برعكس اگر زمينه‏هاى اشتغال و كار در جامعه محدود و تقاضا براى كار بسيار باشد، به تدريج‏بيكارى افزايش مى‏يابد . گسترش بيكارى منجر به آسيب‏ها و پيامدهاى ناگوار در جامعه مى‏شود .





    2 . تعريف كار

    از نظر لغوى كار به معناى فعل و عمل و كردار انسان است و در اصطلاح، كار فعاليتى است نسبتا دائمى كه به توليد كالا يا خدمات مى‏انجامد و به آن دستمزدى تعلق مى‏گيرد .
    به عقيده‏ى بعضى از صاحب‏نظران در تعريف كار به نوع خاصى از كار توجه نشده است; بلكه كار را در مفهوم عام سرچشمه‏ى انباشت ثروت و سرمايه و نهايتا رشد و شكوفايى جوامع تلقى كرده‏اند . پولكس فن (1) مى‏گويد:
    مردم سرچشمه ثروت‏هاى منقول بوده و افزايش ثروت از كار و زحمت آنها ناشى مى‏شود . (2)
    از نظر برخى از اقتصاددانان ليبرال از جمله كلسن كار عبارت است از:
    استفاده‏اى كه انسان از نيروهاى مادى و معنوى خود در راه توليد ثروت يا ايجاد خدمات مى‏كند . (3)
    بر اساس اين تعريف فعاليت و كار به طور عمده از طريق هدف‏ها و ارزش محصولى كه توليد شده معين مى‏گردد; به عبارت ديگر كار زمينه را براى توليد و افزايش خدمات ايجاد مى‏كند .
    به طور كلى كار عبارت است از:
    مجموعه عملياتى كه انسان با استفاده از مغز، دست‏ها، ابزار و ماشين‏ها براى استفاده‏ى عملى از ماده روى آن انجام مى‏دهد و اين اعمال نيز متقابلا بر انسان اثر مى‏گذارد و او را تغيير مى‏دهد . (4)
    بر اساس تعريف مذكور كار داراى سه خصوصيت است:
    نخست، كار مبتنى بر فعاليت فكرى و بدنى است;
    دوم، از طريق كار، كالايى توليد مى‏شود يا خدمتى عرضه مى‏گردد;
    سوم، در قبال انجام كار، دستمزدى پرداخت مى‏گردد .
    در انديشه‏ى حضرت على عليه السلام مى‏توان به صورت استنباطى كار را چنين بيان نمود: كار عبارت است از تلاش و كوشش انسان‏ها براى آماده كردن زاد و توشه‏ى آخرت در دوران زندگى در دنياى مادى .
    حضرت على عليه السلام مى‏فرمايد: فعليكم بالجد و الاجتهاد، و التاهب، و الاستعداد، و التزود فى منزل الزاد; (5) بر شما باد به تلاش و كوشش، آمادگى و آماده شدن و جمع آورى زاد و توشه‏ى آخرت در دوران زندگى .
    از ديدگاه على عليه السلام در جامعه يكى از حقوق اوليه‏ى مردم اين است كه همه حق دارند، شاغل باشند . كار كوچكى و بزرگى ندارد; مگر با توجه به كارى كه انجام مى‏دهند و هركس اعم از مرد و زن پاداش كار خود را خواهد ديد .





    3 . ارزش و اهميت كار

    يكى از معيارهاى مهم براى پيشرفت و سعادت جوامع توجه به شكل، نوع و كيفيت كار و فعاليت است . در برخى از جوامع بين اشكال كار يدى و فكرى تمايزاتى وجود داشته است . كارهاى يدى و فيزيكى فاقد ارزش بود و معمولا اين فعاليت‏ها وكارها به اقشار پايين جامعه واگذار مى‏شد . براى مثال در شهرهاى يونان باستان و در اروپاى قرون وسطى و در جوامع كاستى (6) چنين چيزى وجود داشته است; در حالى كه در برخى از جوامع و اديان الهى و آسمانى عموما به كار و فعاليت و به ويژه كارهاى فيزيكى توجه فراوان مى‏شده است . پيامبران الهى خود بر كار و فعاليت تاكيد داشته و خود به آن مى‏پرداختند .
    پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله قبل از بعثت گوسفندچرانى مى‏كرد و با مال و سرمايه‏ى خديجه عليها السلام تجارت مى‏نمود . حضرت موسى عليه السلام نيز گوسفند چرانى مى‏نمود . حضرت ابراهيم عليه السلام به كارهاى چوپانى و بنايى اشتغال داشت و حضرت ادريس عليه السلام خياط و حضرت نوح عليه السلام نجار بوده است . (7)
    در زمينه‏ى احترام و بزرگداشت كار و تلاش مفيد و سودمند حضرت رسول صلى الله عليه و آله صرفا به تمجيد و تعريف نپرداخته است . بلكه دستى را مى‏بوسد كه از كار ورم كرده و پينه بسته است و مى‏فرمايد:
    اين دستى است كه خدا و پيامبرش آن را دوست دارند . (8)
    حضرت محمد صلى الله عليه و آله باز مى‏فرمايد: خداوند بنده‏ى باايمان پيشه‏ور را دوست دارد و هيچ‏يك از شما غذايى گواراتر از دسترنج‏خود نخورده است . (9)
    علاوه بر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ائمه‏ى اطهار عليهم السلام هر كدام به كار و فعاليت مى‏پرداختند . پس از رسول اسلام، اميرالمؤمنين عليه السلام از هركس متواضع‏تر بود . در امور خانه به همسر خويش كمك مى‏كرد و شخصا به كار و تلاش در مزرعه مى‏پرداخت .
    با كلنگ زمين را مى‏كند و آن را شيار و آبيارى مى‏كرد و بارهاى هسته‏ى خرما را روى شانه مى‏گذاشت و به صحرا مى‏برد و بر زمين مى‏فشاند و اگر يك دانه‏اى از آن بر زمين مى‏افتاد، خم مى‏شد و آن را بر مى‏داشت و مى‏فرمود: امروز هسته است و فردا خرما . (10)
    حضرت على عليه السلام در طول عمر خويش علاوه بر رسالت زمامدارى و امامت‏به كارهاى زراعت و باغبانى مى‏پرداخت و درآمد آن را صرف فقرا و يتيمان و اقشار پايين جامعه مى‏نمود . در مورد اهميت و ارزش كار و تلاش مى‏گويد:
    كشيدن سنگ‏هاى گران از قله‏هاى كوه، نزد من از منت ديگران كشيدن محبوب‏تر است . مردم به من مى‏گويند: كار براى تو عيب است و حال آن كه عيب آن است كه انسان دست‏سئوال نزد مردم دراز كند . (11)
    در انديشه و مرام امام على عليه السلام كار از تقدس و احترام خاص برخوردار است; به همين رو مقرر داشت كه برترى بعضى از مردم بر برخى ديگر صرفا بر اساس كار و فعاليت‏باشد; نه حسب و نسب موروثى و امتيازات قبيله‏اى و عشيره‏اى ، چنان كه گفت: «پاداش هركس در قبال هر كارى است كه انجام مى‏دهد .»
    و در اين‏باره چنان سخت گرفت كه معروف شد، على ياور هر كسى است كه كار مى‏كند و دشمن آن كسى است كه به گدايى مى‏پردازد . (12)





    4 . ملاك‏ها و معيارها در انتخاب شغل و كار

    در مورد انتخاب شغل و كار نظرهاى گوناگونى مطرح شده است . برخى از صاحب‏نظران معتقدند كه افراد در انتخاب شغل آزادند و برخى انتخاب شغل را با ساختار اقتصادى و اجتماعى جامعه مرتبط مى‏دانند . حال سئوالات ذيل مطرح مى‏شود: آيا انتخاب شغل با آگاهى همراه است‏يا نه؟
    آيا انتخاب شغل و كار بر اساس جبر است‏يا اختيار؟
    آيا انتخاب شغل تصادفى است‏يا نه؟
    آيا انتخاب شغل آگانه‏است‏يا ناآگاهانه؟
    آيا انتخاب شغل عقلانى است‏يا بر اساس عواطف و احساسات؟
    از ديدگاه برخى از محققان انتخاب شغل امرى تصادفى است و افراد به‏صورت شانسى شغلى را انتخاب مى‏كنند; در مقابل عده‏اى عامل اراده را در اين امر مهم مى‏دانند .
    بعضى از صاحب‏نظران از جمله آدامس (13) 1957م اظهار مى‏دارد:
    انتخاب شغل افراد بر اساس آگاهى و تامل صورت مى‏گيرد; در حالى كه به نظر فرويد (14) كار و فعاليت و انتخاب شغل به طور ناآگاهانه انجام مى‏شود به‏عبارت ديگر عامل اجبار و فشار و اضطراب باعث مى‏شود تا افراد هركدام كارى را انتخاب كنند . (15)
    يكى از ملاك‏ها و معيارهاى حضرت على عليه السلام پيرامون كار و انتخاب شغل آگاهى داشتن و شناخت لازم به كار است; زيرا كار توام با آگاهى در مسير زندگى و ترقى افراد نقش مؤثر دارد; چنان كه ايشان مى‏فرمايد:
    فان العامل بغير علم كالسائر على غير طريق فلايزيده بعده عن الطريق الواضح الا بعدا من حاجته و العامل بالعلم كالسائر على الطريق الواضح; (16) عمل كننده بدون آگاهى چون رونده‏اى است كه بيراهه مى‏رود . پس هرچه شتاب كند، از هدفش دورتر مى‏شود و عمل كننده از روى آگاهى، چون رونده‏اى بر راه راست است .
    هم چنين على عليه السلام مى‏فرمايد: اذا ارتايت فافعل; (17) هر گاه نظر و تامل كردى، عمل كن (يعنى در هر كارى نخست‏بايد فكر كرد; آنگاه انجام داد).
    از نظر على عليه السلام اخلاص از ملاك‏ها و معيارهاى ديگر در كارها و فعاليت‏ها است . على عليه السلام فرمود:
    خير العمل ما صحبه الاخلاص; (18) بهترين عمل آن است كه با اخلاص همراه باشد .
    باز مى‏فرمايد: صلاح العمل بصلاح النية; (19) صلاح و درستى عمل به خالص بودن نيت است .
    از اين سخنان چنين استنباط مى‏شود كه اخلاص در عمل يكى از شرايط مهم در زندگى انسان‏ها به‏ويژه در زمينه‏ى كار و فعاليت است; زيرا عمل خالص علاوه بر نفع شخصى و مادى براى افراد، داراى منافع اخروى است; هم چنين در اصلاح و گرايش مردم و جامعه به سوى كمال و سعادت دنيوى و اخروى نقش ارزنده دارد .





    5 . كار از ديدگاه‏هاى فيزيولوژى و روان‏شناسى

    از اين منظر وضعيت فيزيكى، اندام‏ها، ماهيچه‏ها، دستگاه‏هاى تنفسى، عصبى و جز اينها در ارتباط با كار و تلاش مورد توجه قرار مى‏گيرد . موضوعاتى كه در اين ديدگاه مطرح است، عبارتند از:
    1- تاثير محيط كار بر قواى انسانى;
    2- توانايى ارگانيسم انسان بر محيط كار;
    3- توانايى‏هاى بدنى انسان .
    در اين زمينه كه چه عاملى باعث‏خستگى در محيط كار مى‏شود و با چه راه‏كارهايى مى‏توان خستگى را در محيط كار كاهش داد، على عليه السلام مى‏فرمايد:
    قليل مدوم عليه خير من كثير مملول منه; (20) كار اندك كه به آن ادامه داده شود، بهتر از كار بسيار است كه خستگى آورد (از كار زياد و خستگى‏آور پرهيز كنيد كه نشاط و نوآورى را سلب مى‏كند).
    باز مى‏فرمايد: دل‏ها همانند بدن‏ها، خسته و افسرده مى‏شوند; پس براى آنها لطايف حكمت‏آميز و جالب برگزينيد . (21) از اين مطلب استنباط مى‏شود كه با ايجاد تنوع و نوآورى در محيط كار مى‏توان از ملامت و خستگى جلوگيرى كرد و زمينه‏هاى رضايت را فراهم نمود .





    6 . كار آزدانه و غير آزادانه (اجبارى)

    بررسى‏هاى به عمل آمده حاكى از آن است كه در مواردى كار موجب استثمار و از خود بيگانگى (22) انسان مى‏گردد .
    اگر انتخاب كار، ناصحيح و با فرد ناسازگار باشد، آثار مضرى خواهد داشت . چنانچه كار براى فردى كه آن را انجام مى‏دهد، امرى خارجى تلقى شود، در معناى خاص كلمه، از خود بيگانه‏كننده است .
    برخى از كارهاى از خود بيگانه‏كننده عبارتند از:
    1- كارها و فعاليت‏هايى كه به نوعى سلب‏كننده‏ى شخصيت افراد باشد;
    2- كارى كه فرد علاقه‏مند به آن نباشد;
    3- كارى كه فرد از روى اختيار و آزادى انجام ندهد;
    4- كارهايى كه فرد در پايان روز به‏مانند برده از آن فرار مى‏كند و براى وى مفيد نباشد;
    5- كارهايى كه خم و راست‏شدنى بيش نيستند .
    از نظر حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام بر پايه دو عامل آبادى و عمران زمين و پاداش عادلانه براى كار مى‏توان جامعه‏اى سالم بنا نهاد . ايشان از كار فاقد اختيار و رضايت نهى مى‏كرد و به مسئولان و زمامداران توصيه مى‏كرد، در امور و فعاليت‏ها مردم را مجبور نسازند .
    يكبار مردم يكى از ايالات به نزد وى آمده، گفتند: در سرزمين آنها نهرى بوده كه گذشت روزگار مجراى آن را خراب كرده و اگر از نو حفر و ترميم گردد، براى آنها درآمد و سود زيادى خواهد داشت . آنان از على عليه السلام خواستند كه به فرماندار خود در آن سرزمين دستور دهد كه مردم آنجا را براى كمك در ترميم و نوسازى نهر تخريب شده مجبور سازد . ايشان حفر مجدد نهر را پذيرفتند; ولى با مجبور ساختن مردم براى چنين امرى مخالفت كردند .
    امام على عليه السلام به عامل خود به نام قرظة بن كعب چنين نوشت:
    . . . از من خواستند كه به تو بنويسم كه آنان را به كار وادار كنى و مردم را براى حفر نهر گردآورى . . . . به نظر من كسى را نبايد به كارى كه نمى‏خواهد مجبور ساخت . آنان را به نزد خود بخوان، اگر نهر آن چنان باشد كه تعريف كرده‏اند، هركسى كه بخواهد كار كند، او را به كار بخوان و نهر بايد از آن كسانى باشد كه كار كرده‏اند; نه كسانى كه در آن شركت نجسته‏اند . . . . (23)
    مجبور ساختن افراد براى انجام كارها امرى ناشايست است . آن كارى صحيح است كه افراد با ميل و علاقه انجام دهند .
    چنان كه آمد، على عليه السلام كار اندكى را كه با اشتياق تداوم يابد، بهتر از كار فراوانى شمرده‏است كه رنج آور باشد .
    كار بايد بر اساس آزادى و ميل باشد، نه اجبارى و حتى نبايد در كارى سودمند، مردم را اجبار كرد . فعاليت‏ها و كارهاى اجبارى پيامدهاى ذيل را به همراه دارد:
    نخست، كارهاى غير آزادانه از شكوفايى استعدادها و توانايى‏هاى انسان جلوگيرى مى‏كند و زمينه‏ى رشد، نوآورى، ابداع و ابتكار افراد را تقليل مى‏دهد .
    دوم، ارزش انسانى افراد را كاهش مى‏دهد;
    سوم، كارهاى اجبارى نوعى توهين به آزادى انسانى است;
    چهارم، فعاليت‏هاى تحميلى توهين و اهانت‏به خود كار و عمل مى‏باشد .
    امام على عليه السلام آزادى و اجبار در كار را از دو منظر مورد توجه قرار داده است:
    اولا، كار اجبارى را حتى در امور عام المنفعه و سودمند مقبول ندانسته است; زيرا فعاليت‏هاى اجبارى به فقدان شكوفايى، نزول ارزش انسانيت و اهانت‏به آزادى و كار منجر مى‏گردد;
    ثانيا، منافع و درآمد و سودى را كه به دست مى‏آيد، سهم آنانى مى‏داند كه به كار و فعاليت پرداخته‏اند .
    از نگاه على عليه السلام افرادى كه در عمل و كار كوتاهى و سستى كنند، پيامدهاى سوئى برايشان است . آن حضرت فرمود: من قصر فى العمل ابتلى بالهم; (24) كسى كه در عمل كوتاهى كند، به غم و اندوه دچار شود .
    كار آزادانه شامل فعاليت‏هايى است كه:
    اولا بر استعدادها و توانايى‏هاى انسان مبتنى باشد;
    ثانيا فرد به آن علاقه‏مند باشد;
    ثالثا به شخصيت انسان خدشه وارد نكند;
    رابعا به شكوفايى و ابتكار فرد منجر شود .





    7 . كارهاى شايسته

    در قرآن مجيد آيات متعددى راجع به كار و فعاليت وجود دارد . يكى از اهداف مهم اسلام در جامعه انجام كار و اعمال شايسته است .
    ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات كانت لهم جنات الفردوس نزلا; (25) كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته كرده‏اند، در بهشت فردوس منزل خواهند يافت .
    ان هذا القران يهدى للتى هى اقوم و يبشر المؤمنين الذين يعملون الصالحات ان لهم اجرا كبيرا; (26) اين قرآن خلق را به راست‏ترين و استوارترين طريق هدايت مى‏كند و مومنان را كه كارهاى شايسته مى‏كنند، به اجر و ثواب عظيم بشارت مى‏دهد .
    در دين مبين اسلام كار و شغل به انواع ذيل تقسيم‏بندى شده است:
    1- كارهاى واجب: شامل كار كردن به منظور تامين احتياجات شخصى و خانواده و كارهايى كه در صورت قصور و انجام ندادن، وقفه در فرايند زندگى اجتماعى و جامعه ايجاد مى‏كند;
    2- كارهاى حرام: كارهايى كه شارع مقدس آن را براى جامعه مضر و زيان‏آور مى‏داند; مانند خمرسازى;
    3- كارهاى مستحب: شامل فعاليت‏هايى كه به خير و عمران جامعه منجر مى‏شود; مانند كمك به محرومان;
    4- كارهاى مكروه: فعاليت‏هايى كه در اسلام نهى نشده و انجام دهنده‏ى آن مورد عقوبت قرار نمى‏گيرد; اما بهتر است كه انجام نگيرد; مانند قصابى;
    5- كارهاى مباح: كارهايى كه انجام دادن و ندادن آن تفاوتى نمى‏كند .
    در انديشه مولاى متقيان كارها و فعاليت‏ها به دو نوع عمده تقسيم مى‏شود:
    1- كارهاى شايسته; 2- كارهاى ناشايست .
    كارهاى شايسته شامل فعاليت‏هايى است كه داراى خصوصيات ذيل باشد:
    نخست، اين كه افراد با انجام آن به حق و خداوند نزديك شوند; به عبارت ديگر كار زمينه‏اى براى ايجاد ارتباط بين مخلوق و خالق گردد . در اين مورد امام على عليه السلام مى‏فرمايد: افضل العمل ما اريد به وجه الله; (27) برترين عمل آن است كه به قصد نزديكى به خدا انجام شود .
    دوم، اين كه كارها منطبق و مبتنى بر موازين الهى و اسلامى باشد و شارع مقدس آن را براى سلامتى جامعه زيان‏آور ندانسته باشد . در اين مورد على عليه السلام مى‏گويد: احسن الافعال ما وافق الحق; (28) نيكوترين كارها آن است كه موافق با حق باشد .
    سوم، كارى در جامعه شايسته است كه انجام دادن آن آسيب و انحراف فردى و اجتماعى به همراه نداشته باشد; به عبارت ديگر نه‏تنها به فساد و انحراف در جامعه منجر نشود; بلكه انسان را از خطا و اشتباه مصون نگه دارد و زمينه‏اى براى انجام صالحات و نيكى‏ها در فرد و جامعه گردد .
    على عليه السلام فرمود: احسن الافعال الكف عن القبيح; (29) نيكوترين كار باز ايستادن از كار زشت است .
    چهارم، از خصوصيات كارهاى شايسته آن است كه علاوه بر دارا بودن ويژگى‏هاى مذكور نيت و قصد انجام‏دهنده، خير و براى صلاح و آبادانى جامعه باشد; زيرا هدف‏دار (نيت‏دار) بودن كار و تلاش باعث مى‏شود كه مسير و فرايند كار مشخص باشد و فرد و به تبع آن جامعه دچار سرگردانى و انحراف نگردد . على عليه السلام فرمود:
    لايكمل صالح العمل الا بصالح النية; (30) شايستگى عمل كامل نمى‏گردد، مگر به شايستگى نيت .
    پنجم، از مهم‏ترين ويژگى‏هاى كارهاى شايسته آن است كه مناسب و حلال باشد . دين اسلام چنين كارهايى را براى فرد و جامعه مفيد دانسته و برخوردار از آثار دنيوى و اخروى مطلوبى شمرده است . على عليه السلام فرمود:
    الحرفة مع العفة خير من الغنى مع الفجور; (31) شغل همراه با پاكدامنى از ثروت فراوانى كه با گناهان به‏دست آيد، بهتراست .
    از اين حديث مى‏توان استنباط كرد كه كار و فعاليت نبايد به گناه و ستم و ضايع شدن حقى از كسى منجر گردد .





    8 . كارهاى ناشايست

    كارهاى ناشايست و ناپسند مبتنى بر ويژگى‏هاى ذيل است:
    نخست، از ويژگى‏هاى كارهاى ناپسند و ناشايست آن است كه انجام آن براى انسان، شرمندگى به همراه داشته باشد على عليه السلام فرمود: احذر كل عمل يعمل به فى السر و يستحى منه فى العلانية; (32) بپرهيز از هر كارى كه در نهان انجام گيرد و در آشكار شرمندگى آورد .
    از اين حديث اين نكته استنباط مى‏گردد كه آدمى بايد از انجام دادن كارى كه از علنى شدن آن شرم دارد، پرهيز كند .
    كارى ناشايست است كه وقتى از عامل آن سئوال شود، نه‏تنها فخر و مباهات نكند، بلكه احساس شرم و انكار نمايد . امام على عليه السلام فرمود: احذر كل عمل اذا سئل عنه صاحبه، استحيى منه و انكره; (33) از هر عملى كه وقتى از صاحبش پرسيده شود، از آن شرم نموده، انكارش كند، دورى كنيد .
    دوم، خصوصيت ديگر كارهاى ناشايست اين است كه براى فرد و جامعه مضر و زيان آور باشد و پيامدهاى ناگوارى به بار آورد . اين گونه كارها اگر گسترش يابد به تدريج كل نظام اجتماعى را از حيات متعادل خود خارج مى‏كند .





    9 . تقسيم كار

    از عهد باستان متفكران به تقسيم كار توجه كرده‏اند . يكى از انديشمندان اجتماعى كه در مورد تقسيم كار اظهارنظر كرده است، افلاطون است . بر اساس عقيده‏ى وى وجود جامعه‏ى طبقاتى الزامى است و علت نابرابرى‏هاى بين افراد تفاوت در استعدادهاى آنان است .
    ارسطو شاگرد افلاطون اظهار داشته است كه تقسيم كار براى حيات جامعه لازم است . وى افراد جوامع را به سه طبقه تقسيم مى‏كند كه هريك كار و فعاليت‏خاصى را انجام مى‏دهند .
    از نظر فارابى انسان موجودى اجتماعى است . انسان‏ها بسيارى از نيازهاى خود را به تنهايى و بدون تقسيم كار نمى‏توانند، برآورده سازند . تقسيم كار علت عمده‏ى پيدايش اجتماعات و جوامع است و در پرتو تقسيم كار، جوامع پيشرفت مى‏كنند .
    از ديدگاه امام على عليه السلام انسان موجودى اجتماعى است و براى حيات و استمرار و ثبات جامعه لازم است كه هر فرد متناسب با استعداد و توانايى و مهارت خويش به كارى مشغول باشد; زيرا بسيارى از احتياجات و نيازهاى مردم از طريق تقسيم كار و كار جمعى و گروهى بهتر و سهل‏تر برطرف مى‏گردد .
    امام على عليه السلام فرمود: يرجع اصحاب المهن الى مهنتهم، فينتفع الناس بهم كرجوع البناء الى بنائه، و النساج الى منسجه، و الخباز الى مخبزه; (34) صاحبان كسب و كار و پيشه‏وران به كارهاى خود باز مى‏گردند و مردم از تلاش آنان سود مى‏برند: بنا به ساختن ساختمان و بافنده به بافندگى و نانوا به نانوايى روى مى‏آورد .
    ابن خلدون همانند فارابى تقسيم كار را علت عمده‏ى پيدايش جوامع دانسته است . وى مى‏گويد:
    تقسيم كار اين آثار را به بار مى‏آورد:
    1- باعث افزايش مهارت افراد مى‏گردد;
    2- از اتلاف وقت و منابع مى‏كاهد;
    3- سبب ابداع، نوآورى و اختراع مى‏شود .
    از منظر اميرالمؤمنين على عليه السلام تقسيم كار آثار مفيد و مناسبى در جامعه ايجاد مى‏كند كه به شرح ذيل است:
    1- همان طورى كه اشاره شد، تقسيم كار سبب مى‏شود كه بسيارى از احتياجات و ضروريات زندگى افراد تامين گردد (35) .
    2- با تخصصى شدن كارها و تقسيم كار زمينه براى موفقيت و شكوفايى افراد و جامعه فراهم مى‏گردد; در صورتى كه اگر افراد به كارهاى گوناگون بپردازند، ممكن است نه تنها موفقيتى كسب نكنند; بلكه ضمن اتلاف منابع و امكانات و به هدر دادن وقت از كارايى لازم برخوردار نگردند .
    امام على عليه السلام فرمود: من اوما الى متفاوت خذلته الحيل; (36) كسى كه به كارهاى گوناگون بپردازد، خوار شده و پيروز نمى‏شود .
    3- يكى از وجوه تقسيم كار در جوامع تفكيك كار بين زنان و مردان است كه ترن والد (37) آن را «تقسيم كار اوليه‏» ناميده است .
    حضرت على عليه السلام در زمينه‏ى تقسيم كار به تفكيك كار بين زن و مرد توجه داشته، امور خانه را به عهده‏ى زن و كارهاى خارج از منزل را به عهده‏ى مرد مى‏داند . هم چنين معتقد است كه بايد كارهايى به زنان واگذار شود كه با روحيه و جسم آنها انطباق و سازگارى داشته باشد .
    امام على عليه السلام فرمود: لاتملك المراة من امرها ما جاوز نفسها، فان المراة ريحانة و ليست‏بقهرمانة; (38) كارى را كه برتر از توانايى زن است، به او وا مگذار، كه زن گل بهارى است، نه پهلوانى سخت كوش .
    4- يكى از آثار تقسيم كار جلوگيرى از اتلاف وقت و منابع و انجام امور براساس مديريت و برنامه‏ريزى است . تقسيم كار به سرعت در فعاليت‏ها و افزايش كارايى مى‏انجامد .
    در اين مورد على عليه السلام طى نامه‏اى به حضرت امام حسن عليه السلام مى‏فرمايد:
    اجعل لكل انسان من خدمك عملا تاخذه به، فانه احرى الايتوالكوا فى خدمتك; (39) كار هر كدام از خدمت‏كارانت را معين كن كه او را در برابر آن كار مسئول بدانى . تقسيم درست كار سبب مى‏شود كارها را به يكديگر وانگذارند و در خدمت‏سستى نكنند .
    از اين مطلب استنباط مى‏شود:
    اولا تقسيم كار سبب مشخص شدن مسئوليت‏هاى افراد مى‏گردد و هر فرد به انجام كار بر اساس مسؤوليت و سمت‏خويش موظف است;
    ثانيا تقسيم كار صحيح به بهبود امور و فعاليت‏ها و افزايش توليد مى‏انجامد;
    ثالثا تقسيم كار از سستى و تنبلى افراد در كارها جلوگيرى مى‏كند و وجدان كارى را افزايش مى‏دهد .
    5- مطالب مذكور توجه امام على عليه السلام را به تقسيم كار در معناى كلى و در سطح جامعه نشان مى‏دهد . آن حضرت به تقسيم كار از نظر فردى و تاثير آن بر زندگى خانوادگى و شخصى افراد نيز سفارش كرده است . مسلمان واقعى لازم است كه ساعات شبانه روز زندگى خويش را به سه قسم طبقه‏بندى كند: يك قسم به عبادت و امور معنوى، قسمتى براى كار و فعاليت و كسب درآمد و قسمتى ديگر را براى استراحت و امور منزل .
    امام على عليه السلام فرمود: للمؤمن ثلاث ساعات: فساعة يناجي فيها ربه، و ساعة يرم معاشه، و ساعة يخلي بين نفسه و بين لذتها فيما يحل و يجمل و ليس للعاقل ان يكون شاخصا الا فى ثلاث: مرمة لمعاش، او خطوة فى معاد، او لذة فى غير محرم; (40)
    مؤمن بايد شبانه روز خود را به سه قسمت تقسيم كند: زمانى را براى نيايش و عبادت پروردگار و زمانى را براى تامين هزينه‏ى زندگى، و زمانى را براى خود و لذت‏هايى كه حلال و زيباست . خردمند را نشايد جز آن كه در پى سه چيز برود: كسب حلال براى تامين زندگى، يا گام نهادن در راه آخرت، يا به دست آوردن لذت‏هاى حلال .
    مولاى متقيان سفارش مى‏كردند كه كار و تلاش بر طبق برنامه‏ريزى و روزانه صورت گيرد:
    امض لك يوم عمله، فان لكل يوم ما فيه; (41) كار هر روز را در همان روز انجام ده; زيرا هر روزى، كار مخصوص به خود دارد .





    10 . رابطه‏ى طبقات و اقشار با تقسيم كار

    امام على عليه السلام در عهدنامه‏ى معروف خود به مالك اشتر به وجود طبقات و اقشار در جوامع انسانى اشاره مى‏كند . در اين مورد مى‏فرمايد:
    امور مردم جز با سپاهيان استوار نگردد و پايدارى سپاهيان جز به خراج و ماليات رعيت انجام نمى‏شود . با آن براى جهاد با دشمن تقويت گردند و براى اصلاح امور خويش به آن تكيه كنند و نيازمندى‏هاى خود را برطرف سازند . سپس سپاهيان و مردم، جز با گروه سوم نمى‏توانند پايدار باشند و آن قضات و كارگزاران دولت، و نويسندگان حكومت‏اند، كه قراردادها و معاملات را استوار مى‏كنند و آنچه به سود مسلمانان است ، فراهم مى‏آورند و در كارهاى عمومى و خصوصى مورد اعتمادند و گروه‏هاى ياد شده بدون بازرگانان و صاحبان صنايع نمى‏توانند ، دوام بياورند; زيرا آنان وسايل زندگى را فراهم مى‏آورند و در بازارها عرضه مى‏كنند و بسيارى از وسايل زندگى را با دست مى‏سازند كه از توان ديگران خارج است . قشر ديگر، طبقه‏ى پايين از نيازمندان و مستمندان‏اند كه بايد به آنها بخشش و يارى كرد . (42)
    وجود نيازها و احتياجات مختلف در طول زندگى افراد در جامعه ايجاب مى‏كند كه طبقات و اقشار متعددى وجود داشته باشد تا بر اساس همكارى و تعاون نيازها برطرف شود . اين تعاون و همكارى به گسترش «تقسيم كار» مى‏انجامد . هريك از انسان‏ها بر اساس استعدادها، توانايى‏ها، خصوصيات جسمانى و روحى و علائق به كارى مشغول مى‏گردند . طبقات و اقشار در تعارض و تضاد با يكديگر نيستند; بلكه به تداوم و بقاى حيات اجتماعى و افزايش انسجام اجتماعى كمك مى‏كنند .
    نيازهاى مختلف انسان از طرفى و عجز و ناتوانى آدمى در برآوردن همه‏ى آنها از طرف ديگر، همكارى مشترك انسان‏ها را موجب مى‏شود و عوامل مختلف مانند استعدادهاى مختلف انسان‏ها تقسيم كار را ايجاب مى‏كند و تقسيم كار به تشكيل طبقات اجتماعى مى‏انجامد و از رهگذر آن، نيازهاى انسان بر طرف و جامعه‏هاى انسانى از نابودى حفظ مى‏گردد . (43)
    على عليه السلام معتقد است كه علاوه بر تقسيم كار در جامعه، انجام كارها و فعاليت‏ها و توليدات زمانى مى‏تواند به طور مطلوب انجام شود كه امنيت نسبى در جامعه به وجود آيد و خلاف‏كاران و اوباش در جامعه توانايى انجام اعمال خلاف را نداشته باشند .





    11 . بيكارى و كم كارى

    بيكارى در طول ادوار تاريخ بشر به اشكال گوناگون وجود داشته است . در قرن معاصر نيز يكى از پديده‏ها و مسائل بسيارى از كشورها به ويژه كشورهاى در حال توسعه بيكارى و كم كارى است .
    در دوره‏ى زندگى حضرت على عليه السلام و صدر اسلام گرچه پديده‏ى مذكور متداول و حاد نبوده، ولى ايشان به اين امر توجه كرده است . آن حضرت فرمود:
    آفة العمل البطالة; (44) آفت عمل بيكارى است (يعنى هركه عادت به آن كرد هرگز كار نمى‏كند يا اگر كار كند، ناقص انجام مى‏دهد) .
    باز فرمود: من اطاع التوانى ضيع الحقوق; (45) كسى كه تنبلى و سستى پيشه كند، حقوق خويش و ديگران را ضايع مى‏كند .
    بيكارى تحت تاثير عوامل اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى در جامعه افزايش مى‏يابد . اين عوامل عبارتند از: فقر، كمبود سرمايه و اندك بودن سرمايه‏گذارى در بخش‏هاى مختلف اقتصادى، فقدان آموزش، نبودن فرهنگ كار، فقدان تقاضا براى توليد كالاها، سستى و تنبلى افراد، فقدان مشاركت اجتماعى و . . .
    گسترش بيكارى و كم‏كارى به تدريج آسيب‏ها و مشكلات اقتصادى و اجتماعى ديگرى را به همراه دارد كه برخى از آنها عبارتند از: افزايش فقر و تهيدستى، گسترش انحرافاتى نظير اعتياد، فساد، تبعيض، تكدى‏گرى و جز اينها .
    على عليه السلام از كسالت و تنبلى دورى مى‏جست و مرد عمل و كار بود و مردم را به كار و كوشش دعوت مى‏كرد و آنها را از بى‏حوصلگى و تن‏آسايى كه موجب فقر و تهيدستى است، بر حذر مى‏داشت . (46)
    آن حضرت مى‏فرمود: هرگاه كسالت و ناتوانى با هم همراه شدند، از آنها فقر و تهيدستى متولد مى‏شود . (47)
    يكى از سفارش‏هاى مولاى متقيان به مردم كار كردن در زمان جوانى و ميان‏سالى و قبل از پيرى و كهولت است; زيرا عمر انسان كوتاه و دوران جوانى و تحرك و فعاليت محدود است; لذا بايستى در دوران جوانى و ميان‏سالى به كار و كوشش صحيح و شايسته پرداخت تا در دنياى فانى توشه‏اى براى آخرت فراهم آيد .
    اميرالمؤمنين عليه السلام در اين مورد مى‏فرمايد: پيش از كشيدن بار سنگين حيات در ساليان پايانى زندگى و ورود به دار مشاهده‏ى نتايج عمر و قبل از دست دادن همه‏ى مشاعر و نيروهاى خود ، كار و تكاپو كنيد . (48)
    اى كه دستت مى‏رسد كارى بكن
    پيش از آن كز تو نيايد هيچ كار
    سال ديگر را چه مى‏داند حيات
    با كجا رفت آن كه با ما بود يار
    دير و زود اين شكل و شخص نازنين
    خاك خواهد گشتن و خاكش غبار (49)





    12 . نظارت در كار

    يكى از امور مهم، نظارت و كنترل بر كارها و فعاليت‏ها است . اگر نظارت بر كار به‏نحو مطلوب صورت گيرد ، كاهش آسيب‏ها و افزايش كارايى‏هاى كاركنان ، مديران و زمامداران و نهايتا رشد و رونق اقتصادى و اجتماعى را به دنبال مى‏آورد .
    نظارت در كار اقشار مختلف، مهم تلقى مى‏شود; اما به نظر مى‏رسد كه نظارت بر فعاليت‏ها و كارهاى دو قشر بازرگانان و مديران (زمامداران) ضرورى‏تر است .
    چنان كه حضرت على عليه السلام مى‏فرمايد: اى گروه بازرگانان از خدا بترسيد، به خريداران نزديك شويد، با بردبارى و حوصله خود را از سوگند خوردن دور كنيد و از دروغ بپرهيزيد و از ستم بر كنار باشيد و ستمديدگان را يارى كنيد و پيمانه و ترازو را به صلاح آوريد ، در كار مردم تقلب نكنيد و در روى زمين فساد برپا ننماييد و تبه‏كارانه زندگى نكنيد . (50)
    در مورد مديران امام على عليه السلام مى‏فرمايد:
    به سبب ماليات، لباس تابستانى و زمستانى مردم و رزقى را كه مى‏خورند نفروشيد و چهارپايى را كه با آن به كار مشغول‏اند، از دستشان نگيريد و بر احدى به جهت‏يك درهم تازيانه مزنيد و روى دوپايش نگه نداريد . هيچ‏چيز از اثاث زندگى آنان را به فروش نرسانيد; زيرا برنامه‏هاى ما آن است كه با گذشت و اغماض از مردم ماليات بگيريم و توجه تو به آبادانى زمين بيشتر از جمع‏آورى ماليات باشد . (51)
    على عليه السلام هر روز خود به بازار كوفه مى‏رفت و از وضع خريداران و فروشندگان تحقيق مى‏كرد .

    13 . نتيجه‏گيرى
    بر اساس مطالب و مباحث پيش‏گفته در مورد كار و تلاش ، نتايج ‏به‏دست آمده، به شرح ذيل است:
    1- در انديشه و سيره‏ى حضرت على عليه السلام كار و تلاش از مباحث مهم محسوب مى‏شود . يكى از حقوق اوليه‏ى مردم آن است كه همه حق دارند، شاغل باشند و در برابر كار و كوشش خود مزد و پاداش مناسب دريافت كنند;
    2- حضرت على عليه السلام در طول عمر خويش علاوه بر حمايت از اسلام و امامت‏به كارهاى زراعت و باغبانى مى‏پرداخت و درآمد آن را صرف امور مسلمانان به‏ويژه محرومان و يتيمان مى‏كرد;
    3- يكى از وجوه تمايز و برترى برخى انسان‏ها بر بعضى ديگر، كار و تلاش است; زيرا كارها آثار دنيوى و اخروى به همراه دارد;
    4- ملاك‏ها و معيارهاى مهم در انتخاب شغل و كار عبارتند از: كار توام با آگاهى (آگاهى و شناخت نسبت‏به كار)، اخلاص در كارها (هدف‏دار بودن) ;
    5- با ايجاد تنوع و نوآورى در محيط كار مى‏توان از ملامت و خستگى جلوگيرى كرد;
    6- كار آزادانه عبارت است از كارى كه بر علاقه، استعداد مبتنى باشد و به رشد شخصيت فرد منجر شود;
    7- ويژگى‏هاى كار غيرآزادانه (اجبارى) و موافق علاقه و رضايت انسان‏ها نبودن عبارت است از: جلوگيرى از رشد و شكوفايى استعدادهاى افراد، توهين به آزادى انسان، ممانعت از رشد و نوآورى و ابداع;
    8- كارهاى شايسته داراى اين ويژگى‏هاست: نزديك‏سازى انسان به سوى حق و خداوند ، منطبق بودن با موازين الهى و اسلامى ، مضر نبودن براى جامعه ، منجر نشدن كار به آسيب و انحراف فردى و اجتماعى ، انجام دادن كار با هدف صلاح و آبادانى جامعه، حلال بودن كار از نظر شرع;
    9- كارهاى ناشايست فعاليت‏هايى است كه انجام دادن آن براى عامل، شرمندگى به همراه داشته باشد; هم چنين براى جامعه آثار و پيامدهاى ناگوار ايجاد نمايد;
    10- تقسيم كار نقش مؤثر در استمرار ، بقا و تعادل جامعه دارد;
    11- آثار تقسيم كار عبارت است از: تامين احتياجات و نيازهاى زندگى فردى و اجتماعى، هموار شدن زمينه‏هاى موفقيت و شكوفايى فردى و شخصى و اجتماعى، همراهى با طبيعت متفاوت زنان و مردان، كاستن از اتلاف زمان و منابع;
    12- تقسيم كار در رشد استعدادها و توانايى‏ها و رفع نيازهاى فردى و اجتماعى نقش مؤثر دارد;
    13- تداوم بيكارى و كم‏كارى به سستى و تنبلى افراد جامعه مى‏انجامد و پيامدهاى سوء آن افزايش فقر و تهيدستى است;
    14- نظارت در كارها و فعاليت‏ها در جامعه مهم تلقى مى‏شود و لازم است نظارت و كنترل در كارها و مشاغل بيشتر مورد توجه قرار گيرد .





    پی نوشت ها :
    1. Pollexfen
    2) ميك، رونالد، پژوهشى در نظريه‏ى ارزش - كار، ترجمه‏ى م . سوداگر، تهران، پازند، 1358، ص‏22
    3) توسلى، غلامعباس، جامعه‏شناسى كار و شغل، تهران، سمت، چاپ اول، 1375، ص‏9
    4) همان، ص 10
    5) نهج‏البلاغه، ترجمه‏ى محمد دشتى، قم، انتشارات مشرقين، چ‏5، 1379، صص 447 و 464 خطبه‏ى 230/9 .
    6. cast
    7) اقتباس از كتاب كار و حقوق كارگر، تاليف شريف قريشى، ترجمه‏ى اديب لارى و محصل يزدى، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1366، صص 6و5
    8) جرداق، جر، امام على عليه السلام صداى عدالت انسانى، ج‏1، ترجمه‏ى سيدهادى خسرو شاهى، قم، نشر خرم، چ‏3، 1376، ص‏172
    9) همان، ص‏172 .
    10) برقعى قمى، سيدعلى اكبر، جلوه‏ى حق در سيرت مولاى متقيان اميرمؤمنان على بن ابى‏طالب عليه السلام، تهران، انتشارات حافظ، (بى‏تا)، ص 55
    11) قريشى، شريف، كار و حقوق كارگر، 1366، ص‏6
    12) جرداق، پيشين، ص 235
    13. Adams
    14. Froid
    15) شفيع‏آبادى، عبدالله، راهنمايى و مشاوره‏ى شغلى و حرفه‏اى، تهران، انتشارات رشد، 1372، ص‏93
    16) نهج البلاغه، پيشين، صص‏285- 284، خطبه 154/6
    17) غرر الحكم، ج‏2، سيدحسين شيخ‏الاسلامى، قم، انصاريان، (بى‏تا)، ص 1043
    18) همان، ج‏2، ص 1046
    19) همان، ص 1048
    20) نهج البلاغه، پيشين، صص 737 و 736، حكمت 436 ، حكمت 444
    21) سازمان امور ادارى و استخدامى كشور، پيام‏هاى ادارى از نهج‏البلاغه، تهران، چ‏1، 1375، ص‏55
    22. Alienation
    23) جرداق، پيشين، ج‏1، صص 236 و 235
    24) نهج البلاغه، پيشين، حكمت 122 و پيام‏هاى ادارى از نهج‏البلاغه، پيشين، ص 53
    25) سوره كهف، آيه 107
    26) سوره بنى‏اسرائيل (اسراء) آيه 9
    27) غررالحكم، پيشين، ج‏2، ص 1038
    28) همان، ص‏1039
    29) همان، ص 1039
    30) همان، ص‏1055
    31) نهج البلاغه، پيشين، صص‏533 و 532، نامه 31/91
    32) همان، نهج البلاغه، نامه 69 و پيام‏هاى ادارى از نهج‏البلاغه، ص 30
    33) غررالحكم، پيشين، ص‏1036
    34) نهج البلاغه، پيشين، حكمت 199/2 و3
    35) نهج البلاغه، حكمت 199/2 و3
    36) نهج‏البلاغه، پيشين، صص 727و 726، حكمت 403
    37. Thurnwald
    38) همان، صص‏537- و 536، نامه 31/118
    39) همان، صص‏537- 536، نامه 31/119
    40) همان، صص‏725- 724، حكمت 390
    41) همان، صص‏585- 584، نامه 53/115
    42) همان، ص‏573، نامه 53/8
    43) برزگر كليشمى، ولى الله، جامعه از ديدگاه نهج‏البلاغه، سازمان تبليغات اسلامى، چ‏1، 1372 .
    44) غررالحكم، پيشين، ج‏2، ص 1043
    45) موسوى خراسانى، سيدحسن، «جوان‏» ، قم، دار اهل البيت، 1378، ص‏11، به نقل از بحارالانوار، ج‏73، ص‏160
    46) راشدى، لطيف، فرزند كعبه، تهران، نشر سبحان، چ‏1، 1376، صص 166- 165
    47) همان، ص 166 به نقل از وسايل الشيعه، چ قديم، ج‏2، ص‏24
    48) جعفرى، محمدتقى، ترجمه و تفسير نهج‏البلاغه، ج‏13، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1362، ص‏246
    49) سعدى
    50) جرداق، پيشين، ج‏2، ص‏239
    51) همان، ص‏340



    نويسنده:اصغر محمدى
    منبع:گنجینه معرفت

    مــــولاي غريبــــــم!

    اشتياقــــــي که به ديــــدار تـــو دارد دل مــــن

    دل مـــــن دانـــد

    و مـــــــن دانــــــم و

    تنــــها دل مــــــن ...


    شـــادی
    روح شـــهـــدا صـــلـــوات


  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    خدا و حضرت زهرا (س) و امام زمان(عج)
    نوشته
    6,241
    حضور
    60 روز 3 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    42
    گالری
    3111
    صلوات
    55734



    کار وتلاش در اوج زهد و تقوا



    نگاهي به زندگي اجتماعي امام محمد باقر عليه السلام


    زندگي امام محمد باقر (ع)، آينه تمام نماي زندگي شرافتمندانه انسان هاي موحد و متعالي است. يکي از بارزترين ويژگي هاي امام جامعيت اوست.
    توجه به علم، او را از اخلاق و فضايل روحي غافل نمي سازد و روي آوري به معنويات و عبادت و بندگي، وي را از پرداختن به زندگي مادي و روابط اجتماعي و اصلاح جامعه باز نمي دارد. در حالي که انسان هاي معمولي، در بيشتر زمينه ها گرفتار افراط و تفريط مي شوند، اگر به زهد و عبادت بپردازند، به عزلت و گوشه نشيني کشيده مي شوند و اگر به کار و تلاش رو آورند، از انجام بايسته وظايف عبادي و معنوي، دور مي مانند!
    انسان هاي کم ظرفيت و کوته انديش، گمان مي کنند که لازمه زهد و تقوا، اين است که خرقه اي پشمينه بر دوش افکنده و زاويه خلوتي را انتخاب کنند و روي از خلق بگردانند تا به خدا نزديک شوند!
    اينان گمان مي کنند که تلاش براي تامين معاش و کسب روزي، مخالف زهد و توکل است، و وظيفه انسان فقط ذکر گفتن و پرداختن به نماز و روزه مي باشد و روزي از هر جا که باشد مي رسد ! ولي برنامه امامان (عليهم السلام)، و از جمله امام باقر (عليه السلام) غير از اين بوده است.آنان، در اوج زهد و تقوا و در نهايت عبادت و بندگي خدا، اهل کار و تلاش بوده اند، و از اين که ديگران روزي آنها را تامين کنند و خرج زندگي ايشان را بپردازند، بشدت بيزار بوده اند.
    محمد بن منکدر يکي از زهاد معروف عصر امام باقر (عليه السلام) است که همانند طاووس يماني و ابراهيم بن ادهم و عده اي ديگر، داراي گرايش هاي صوفيانه بوده است.او خود نقل مي کند:
    در يکي از روزهاي گرم تابستان، از مدينه به سمت يکي از نواحي آن، خارج شدم، ناگاه در آن هواي گرم، محمد بن علي (عليه السلام) را ملاقات کردم که با بدني فربه و با کمک دو نفر از خدمتکارانش مشغول کار و رسيدگي به امور زندگي است. با خود گفتم: بزرگي از بزرگان قريش، در چنين ساعت گرم و طاقت فرسا و با چنين وضعيت جسمي، به فکر دنيا است! به خدا سوگند، بايد پيش رفته و او را موعظه کنم.
    به آن حضرت نزديک شدم و سلام کردم.
    او نفس زنان و عرق ريزان، سلامم را پاسخ گفت.
    فرصت را غنيمت شمرده، به او گفتم:
    خداوند، کارهايت را سامان دهد! چرا بزرگي چون شما در چنين شرايطي به فکر دنيا و طلب مال باشد! براستي اگر مرگ در چنين حالتي به سراغ شما بيايد، چه خواهيد کرد!
    امام باقر (عليه السلام)، دست از دست خدمتکاران برگرفت و ايستاد و فرمود: به خدا سوگند، اگر در چنين حالتي مرگ به سراغم آيد، بحق در حالت اطاعت از خداوند، به سراغم آمده است.اين تلاش من خود اطاعت از خداست، زيرا با همين کارهاست که خود را از تو و ديگر مردم بي نياز مي سازم (تا دست حاجت و تمنا به کسي دراز نکنم).
    من زماني از خدا بيمناک هستم که هنگام معصيت و نافرماني خدا، مرگم فرا رسد!
    محمد بن منکدر مي گويد: پس از شنيدن اين سخنان، به آن حضرت عرض کردم: خداي رحمتت کند، من مي خواستم شما را موعظه کنم، اما شما مرا راهنمايي کرديد.



    حضور سازنده و موثر در جامعه


    امام باقر (عليه السلام) با اين که توجه به استغناي نفس و لزوم تلاش براي کسب معاش داشت و عملا در اين راستا گام مي نهاد، اما هرگز زندگي خود را وقف تامين معاش نکرده بود، بلکه همت اصلي آن حضرت، حضور سازنده و موثر در جامعه بود.
    اين درست است که نبايد براي تامين زندگي، سربار ديگران بود، ولي اين نکته را نيز بايد در نظر داشت که هدف اصلي و عالي زندگي، دستيابي به رفاه، و ثروت نيست و نبايد در طريق تلاش هاي دنيوي، از ارزش هاي اصيل زندگي غافل بود.
    امام باقر (عليه السلام) در روزگار خود، بزرگترين تاثير علمي و عملي را براي جامعه خويش داشت.
    حضور در مجامع علمي و تاسيس جلسات فرهنگي، يکي از بهترين و ارزنده ترين نوع حضور در جامعه و خدمت به اجتماع مسلمانان بوده و هست، زيرا هر گونه تکامل اجتماعي در ابعاد اخلاقي و معنوي و اقتصادي و...منوط به تکامل فکري و فرهنگي است.
    براي تبيين نقش حياتي امام باقر (عليه السلام) در جامعه اسلامي، ياد همين نکته کافي است که: جمع عالمان بر اين عقيده اتفاق دارند که فقيه ترين مردم در آغاز سلسله فقيهان شش نفرند و آن شش نفر از اصحاب و شاگردان امام باقر (عليه السلام) و امام صادق (عليه السلام) بشمار مي آيند. و سخن حسن بن علي الوشا» که از معاصران امام رضا (عليه السلام) مي باشد، خود گواهي روشن بر مدعاي ماست که مي گويد: نهصد شيخ و بزرگ راوي حديث را در مسجد کوفه مشغول تدريس يافتم که همگي از امام صادق (عليه السلام) و امام باقر (عليه السلام) نقل حديث مي کردند.
    محققان بر اين عقيده اند که امام باقر (عليه السلام) و امام صادق (عليه السلام) در حقيقت بنيانگذار دانشگاه اهل البيت هستند که حدود شش هزار رساله علمي از فارغ التحصيلان آن به ثبت رسيده است.
    اصول اربع مائه همان رساله هاي چهار صد گانه اي است که در ميان محدثان شيعه، به عنوان کتب اصول شناخته مي شود و از جمله آن شش هزار رساله به شمار مي آيد، و چه بسا بيشتر محتويات کتب چهارگانه شيعه (کافي، من لا يحضره الفقيه، تهذيب و استبصار) از همين رساله هاي اربع مائه گرفته شده باشد.


    مرجعيت و پاسخگويي به پرسش هاي مردم


    ابو بصير مي گويد: امام باقر (عليه السلام) در مسجد الحرام نشسته بود و گروه زيادي از دوستدارانش برگرد او حلقه زده بودند.در اين هنگام طاووس يماني به همراه گروهي به من نزديک شد و پرسيد: آن مردم در اطراف چه کسي حلقه زده اند؟
    گفتم: محمد بن علي بن الحسين (باقر العلوم عليه السلام) است که نشسته و مردم دور او گرد آمده اند.
    طاووس يماني گفت: من نيز به او کار داشتم.آنگاه پيش رفت، سلام کرد و نشست و گفت: آيا اجازه مي دهيد مطالبي را از شما بپرسم؟
    امام باقر (عليه السلام) فرمود: آري بپرس! طاووس يماني سوال هايش را مطرح کرد و امام (عليه السلام) به او پاسخ بايسته را ارائه داد.ابو حمزه ثمالي نيز مي گويد: در مسجد رسول خدا نشسته بودم که مردي پيش آمد، سلام کرد و گفت: تو کيستي؟
    به او گفتم: مردي از اهل کوفه ام.چه مي خواهي و در جستجوي چه هستي؟
    مرد گفت: آيا ابو جعفر، محمد بن علي (عليه السلام) را مي شناسي؟
    گفتم: بلي، با آن گرامي چه کار و حاجتي داري؟
    گفت: چهل مساله آماده کرده ام تا از وي سوال کنم و آن چه حق بود بپذيرم.
    ابو حمزه مي گويد: از آن مرد پرسيدم، آيا تو فرق بين حق و باطل را مي داني؟
    مرد گفت: آري...
    در اين هنگام امام باقر (عليه السلام) وارد شد در حالي که گروهي از اهل خراسان و مردم ديگر در اطراف وي بودند و مسايل حج را از آن حضرت مي پرسيدند.
    آن مرد نيز نزديک امام نشست و مطالب خود را با آن حضرت در ميان گذاشت و جواب لازم را دريافت داشت.
    اين نمونه ها و موارد ديگر، به روشني مي نماياند که امام باقر (عليه السلام) چگونه مورد رجوع مردم بوده و به نيازهاي مختلف آنان رسيدگي مي کرده است.



    رسيدگي به محرومان


    درباره امام باقر (عليه السلام) گفته اند: هرگز شنيده نشد که نيازمندي نيازش را به آن حضرت اظهار داشته و با پاسخ منفي، مواجه شده باشد.
    امام باقر (عليه السلام) همواره توصيه مي کرد که وقتي نيازمندان به شما رو مي آورند و يا شما مي خواهيد آنان را صدا بزنيد، بهترين نامها و عناوين را درباره آنان به کارگيريد و با عناوين و اوصاف زشت و بي ارزش و با بي احترامي با ايشان برخورد نکنيد) .
    امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد: پدرم با اين که از نظر امکانات مالي، نسبت به ساير خويشاوندان، در سطح پايين تري قرار داشت و مخارج زندگي وي، سنگين تر از بقيه بود، هر جمعه به نيازمندان انفاق مي کرد و مي فرمود: انفاق در روز جمعه، داراي ارجي فزونتر است، چنان که روز جمعه، خود بر ساير روزها برتري دارد.
    و نيز اين سخن را هم امام صادق (عليه السلام) فرموده است: در يکي از روزها به حضور پدرم رسيدم در حالي که ميان نيازمندان مدينه، هشت هزار دينار، تقسيم کرده و يازده برده را آزاد ساخته بود.


    سخاوت و مروت نسبت به دوستان


    عمرو بن دينار و عبد الله بن عبيد مي گويند: ما هرگز به ملاقات امام باقر (عليه السلام) نرفتيم، مگر اين که به وسيله هدايا و پوشاک و امکانات مالي، از ما استقبال و پذيرايي کرده، مي فرمود : اينها را از قبل براي شما تدارک ديده بودم.
    ظاهرا منظور امام از بيان جمله اخير اين بوده است که دوستان و ميهمانانش احساس شرم و نگراني نکنند و گمان نبرند که با دريافت آن هدايا و امکانات، بر زندگي شخصي امام باقر (عليه السلام) کم و کاستي را تحميل کرده اند.سلمي يکي از خدمتکاران خانه امام باقر (عليه السلام) است. او مي گويد: برخي از دوستان و آشنايان امام باقر (عليه السلام) به ميهماني آن حضرت مي آمدند و از نزد وي بيرون نمي شدند، مگر اين که بهترين غذاها را تناول کرده و چه بسا گاهي لباس و پول از آن گرامي دريافت مي کردند.
    سلمي مي گويد: گاهي من با امام در اين باره سخن مي گفتم که خرج خانواده شما، خود سنگين است و از نظر در آمد وضع متوسطي داريد (بهتر اين است که در پذيرايي از دوستان و مهمانان با احتياط بيشتري رفتار کنيد!) اما امام مي فرمود: اي سلمي! نيکي دنيا، رسيدگي به برادران و دوستان و آشنايان است، و گاهي حضرت پانصد و تا هزار درهم هديه مي داد.
    اسود بن کثير مي گويد: تهيدست شدم و دوستانم به من رسيدگي نکردند. نزد امام باقر (عليه السلام) رفتم و از نيازمندي خود و جفاي برادران شکوه کردم، آن حضرت فرمود: بد برادري است آن برادري که به هنگام ثروت و توانمندي، حالت را بپرسد و تو را در نظر داشته باشد، ولي زماني که تهيدست و نيازمند شدي، از تو ببرد و به سراغت نيايد! سپس امام به خدمتکارش دستور داد تا هفتصد درهم نزد من گذارد، و فرمود: اين مقدار را خرج کن و هر گاه تمام شد و نياز داشتي باز مرا از حال خود با خبر ساز.



    شکيبايي و بردباري در روابط اجتماعي


    شرط اصلي حضور سازنده و مفيد در جامعه، برخورداري فرد از صبر و شکيبايي است.اين ويژگي به عاليترين شکل آن در زندگي امام باقر (عليه السلام) مشهود است.
    براي نماياندن اين ويژگي ارزشمند در زندگي آن حضرت نقل اين حديث کافي است که: مردي غير مسلمان (نصراني) در يکي از روزها با امام باقر (عليه السلام) روبه رو شد. آن مرد به دليلي نامشخص نسبت به آن حضرت، کينه داشت، از اين رو دهان به بدگويي گشود و با تغيير اندکي در اسم امام باقر (عليه السلام) گفت: تو بقر (گاو) هستي!
    امام بدون اين که خشمناک شود و عکس العمل شديدي نشان دهد، با آرامش خاصي فرمود: من باقرم.
    مرد نصراني که از سخن قبل به مقصود نرسيده بود و احساس مي کرد نتوانسته است امام را به خشم وادارد، گفت: تو فرزند زني آشپز هستي!
    امام فرمود: اين حرفه او بوده است (و ننگ و عاري براي او نخواهد بود)
    مرد نصراني، پا فراتر نهاد و با گستاخي هر چه تمامتر گفت: تو فرزند زني سياه چرده و زنگي و...هستي!
    امام (عليه السلام) فرمود: اگر تو راست مي گويي و مادرم آن گونه که تو توصيف مي کني بوده است، پس از خداوند مي خواهم او را بيامرزد، و اگر ادعاهاي تو دروغ و بي اساس است، از خداوند مي خواهم که تو را بيامرزد!
    در اين لحظه، مرد نصراني که شاهد حلم و بردباري اعجاب انگيز امام باقر (عليه السلام) بود و مشاهده کرد که اين شخصيت اصيل و پر نفوذ، عليرغم پايگاه عظيم اجتماعي و علمي خود که صدها شاگرد از درس او بهره مي گيرند و در ميان قريش و بني هاشم از ارج و منزلت و حمايت برخوردار است، به جاي عکس العمل منفي و مقابله به مثل در برابر بد زباني هاي او، چون کوه صبر و شکيبايي، آرام و مطمئن ايستاده و با او سخن مي گويد، ناگهان در دادگاه وجدان خويش، خود را محکوم وشکست خورده يافت، و بي تامل از گفته هاي خود معذرت خواهي کرد و اسلام آورد . ارزش و اهميت اين گونه شکيبايي و بردباري، چه بسا براي بسياري از انسانها، نامفهوم باشد، ولي کساني چون خواجه نصير الدين طوسي که از يک سو افضل عالمان عصر خويش در علوم عقلي و نقلي شناخته شده، و از سوي ديگر منصب وزارت را در دستگاه حکومت به وي واگذار کرده اند، در اوج موقعيت علمي و اجتماعي، به امام خويش اقتدا کرده و در مقابل بدگويان به صبري شگفت نايل مي شود.
    شخصي به او خطاب مي کند: اي سگ، و اي سگ زاده!
    اما او در پاسخ مي گويد، اين سخن تو درست نيست، زيرا سگ بر چهار دست و پا راه مي رود و من چنين نيستم، سگ چنگال دارد، شعور ندارد، نمي انديشد، ولي من چنين نيستم و...
    به راستي چنين شکيبايي و تحملي را جز در پيروان مکتب اهل بيت نمي توان پيدا کرد.



    صميميت و محبت با دوستان


    يکي از دوستان امام باقر (عليه السلام) به نام ابي عبيده مي گويد: در سفر، رفيق و همراه، امام باقر (عليه السلام) بودم.در طول سفر هميشه نخست من سوار بر مرکب مي شدم و سپس آن حضرت بر مرکب خويش سوار مي شد. (و اين نهايت احترام و رعايت حرمت بود).
    زماني که بر مرکب مي نشستيم و در کنار يکديگر قرار مي گرفتيم، آن چنان با من گرم مي گرفت و از حالم جويا مي شد که گويي لحظاتي قبل در کنار هم نبوده ايم ودوستي را پس از روزگار دوري جسته است.
    به آن حضرت عرض کردم: اي فرزند رسول خدا! شما در معاشرت و لطف و محبت به همراهان و رفيقان به گونه اي رفتار مي کنيد که از ديگران سراغ ندارم، و به راستي اگر ديگران دست کم در اولين برخورد و مواجهه، چنين برخورد خوشي با دوستانشان داشته باشند، ارزنده و قابل تقدير خواهد بود.
    امام باقر (عليه السلام) فرمود: آيا نمي داني که مصافحه (نهادن دست محبت در دست دوستان و مومنان) چه ارزشي دارد؟ مومنان هر گاه با يکديگر مصافحه کنند و دست دوستي بفشارند، گناهانشان همانند برگهاي درخت فرو مي ريزد و در منظر لطف خدايند تا از يکديگر جدا شوند.


    محبت و عاطفه نسبت به خانواده


    محبت و عاطفه نسبت به فرزندان و اعضاي خانواده در اوج رعايت ارزش هاي ديني و الهي، چيزي است که تنها در مکتب اهل بيت به صحيح ترين شکل آن ديده مي شود. کساني که از مکتب اهل بيت (عليه السلام) دور مانده اند، چه آنان که اصولا پايبند به دين نيستند و چه آنان که دين را از طريق غير اهل بيت دريافت کرده اند، در ايجاد تعادل ميان عواطف و ارزشها گرفتار افراط و تفريط شده اند.
    گروهي آنچنان دلبسته به فرزند و زندگي هستند که همه قوانين و ارزش هاي ديني و اجتماعي را فداي آن مي کنند، و دسته اي آنچنان گرفتار جمود و جهالت شده اند که گمان کرده اند، توحيد و محبت به خدا مستلزم بي عاطفگي و بي مهري نسبت به غير خداست.اين گروه دوستي و محبت زن و فرزند را عار مي دانند و در مرگ عزيزانشان، حتي از قطره اي اشک دريغ دارند، ولي در مکتب امام باقر (عليه السلام) خبري از اين افراط و تفريط ها نيست.
    گروهي نزد امام باقر (عليه السلام) شرفياب شدند و به خانه آن حضرت وارد گشتند.اتفاقا يکي از فرزندان خردسال امام باقر (عليه السلام) مريض بود و آنان آثار غم و اندوه فراواني را در آن حضرت مشاهده کردند. امام باقر از مريضي فرزند به گونه اي نگران و ناراحت بود که آرامش نداشت.آن گروه با مشاهده اين وضع با خود گفتند که اگر اين کودک طوري بشود (بميرد) ممکن است امام باقر (عليه السلام) چنان ناراحت و غمگين شود و از خود عکس العملهايي نشان دهد که ما از ايشان انتظار نداشته باشيم.در همين انديشه بودند که ناگهان صداي شيون شنيده شد و دانستند که کودک جان سپرده و اطرافيان بر او مي گريند، اما همچنان از وضع امام باقر (عليه السلام) بي خبر بودند که ايشان با صورتي گشاده بر آنان وارد شد، بر خلاف آنچه قبلا از آن حضرت مشاهده کرده بودند.
    ميهمانان گفتند: وقتي که ما وارد شديم و حال مضطرب شما را ديديم، ما نيز نگران وضع و حال شما شديم!
    امام (عليه السلام) فرمود: ما دوست داريم که عزيزانمان سالم و بي رنج و درد باشند، ولي زماني که امر الهي سر رسيد و تقدير خداوندي محقق شد، خواست خداوند را مي پذيريم و در برابر مشيت او تسليم و راضي هستيم.
    اين بيان، مي نماياند که برخورداري از روحيه رضا و تسليم به معناي کنار نهادن عواطف و احساسهاي طبيعي نيست، بلکه عواطف در جاي خود بايد ابراز شود و در اوج ابراز عواطف انساني، روحيه رضا و تسليم در برابر حکم الهي را نيز بايد حفظ کرد.



    احترام به حقوق اجتماعي مومنان


    زراره گويد: امام باقر (عليه السلام) براي تشييع جنازه مردي از قريش، حضور يافت و من هم با ايشان بودم.در ميان جمعيت تشييع کننده عطا» نيز حضور داشت.
    در اين ميان، زني از مصيبت ديدگان فرياد و ناله بر آورد.
    عطا» به زن مصيبت زده گفت: يا ساکت مي شوي، يا من بازخواهم گشت! و در اين تشييع، شرکت نخواهم جست.
    اما، آن زن ساکت نشد و به زاري و فغان ادامه داد و عطا» هم بازگشت و تشييع را ناتمام گذاشت.
    من براي امام باقر (عليه السلام) قضيه عطا» را باز گفتم (و در انتظار عکس العمل امام بودم). امام فرمود: به راه ادامه دهيم و جنازه را همچنان تشييع کنيم، زيرا اگر بنا باشد که به خاطر مشاهده يک عمل اشتباه و سر و صداي بيجاي يک زن، حقي را کنار بگذاريم (و به وظيفه اجتماعي خود نسبت به مومني عمل نکنيم) حق مسلماني را ناديده گرفته ايم.
    زراره گويد: پس از تشييع، جنازه را بر زمين نهادند و بر آن نماز خوانديم و مراسم تدفين ادامه يافت. در اين ميان، صاحب عزا پيش آمد، از امام باقر (عليه السلام) سپاسگزاري کرد و به ايشان عرض کرد: شما توان راه رفتن زياد را نداريد، به همين اندازه که لطف کرده و در تشييع جنازه شرکت کرده ايد، متشکريم و اکنون بازگرديد!
    زراره مي گويد: من به امام گفتم: اکنون که صاحب عزا به شما رخصت بازگشت داده، بهتر است بازگرديد، زيرا من سوالي دارم که مي خواهم از محضرتان استفاده کنم.
    امام فرمود: به کار خود ادامه بده، ما با اجازه صاحب عزا نيامده ايم تا با اجازه او بازگرديم. تشييع جنازه يک مومن، فضل و پاداشي دارد که ما به خاطر آن آمده ايم. به هر مقدار که انسان به تشييع ادامه دهد و به مومن حرمت نهد، از خداوند پاداش مي گيرد. در اين حديث، درس هاي چندي نهفته است که از آن جمله به اين موارد مي توان اشاره کرد:
    الف: لزوم وا ننهادن وظيفه و ترک نکردن حق به خاطر مشاهده باطل از ديگران.
    ب: لزوم اهتمام به حقوق اجتماعي مومنان و ضرورت اجتناب از تنگ نظري.
    ج: حرمت مومن، حتي پس از مردن.
    د: ضرورت انجام همه وظايف حتي وظايف اجتماعي، براي خدا و نه صرفا رضاي خلق.



    اهتمام به حقوق مالي مردم


    ابو ثمامه گويد: حضور امام باقر (عليه السلام) رسيدم و عرض کردم: فدايت شوم! من مردي هستم که مي خواهم در مکه اقامت گزينم، ولي يکي از پيروان مذهب مرجئه از من طلبکار است و من به او مديون مي باشم. نظر شما چيست؟ (آيا بهتر است که به وطنم بازگردم و بدهکاريم را به آن مرد بپردازم، يا با توجه به اين که مذهب آن مرد مذهب باطلي است، مي توانم پرداخت بدهي خود را به تاخير انداخته، همچنان در مکه بمانم؟)
    امام فرمود: به سوي طلبکار باز گرد و قرضت را ادا کن و مصمم باش به گونه اي زندگي کني که هنگام مرگ و ملاقات خداوند، طلبي از ناحيه ديگر بر عهد تونباشد، زيرا مومن هرگز خيانت نمي کند.



    رعايت حقوق و نيازهاي روحي همسران


    زاهد نمايان و تنگ نظراني که عبادت و تقوا را در انزوا و کسالت و جمود مي بينند و با ترک شوون زندگي و رفتارهاي اجتماعي در صدد راهيابي به مقامات معنوي هستند! واقعيات حيات را ناديده گرفته و به جاي پيروي از تماميت وحي، تشخيص هاي نادرستشان را، ملاک حق مي شمرند، تشکيل زندگي خانوادگي را مانع وصول به حق پنداشته و رعايت حقوق و نيازهاي طبيعي و واقعي همسران را در خور دنيا گرايان مي دانند! و در جهت ضديت با فطرت و طبيعت و نظام هستي بر مي خيزند، اما در مکتب اهل بيت (عليه السلام) و در زندگي امام باقر (عليه السلام) اثري از اين گونه حرکتها نيست، بلکه هر حقيقتي در جاي خود مورد توجه قرار گرفته است.از آن جمله نيازهاي روحي همسران است که معمولا در نگاه انسان هاي سطحي مورد غفلت و بي مهري قرار مي گيرد، ولي در زندگي امامان (عليهم السلام) به عنوان يک واقعيت مورد توجه بوده است.
    گروهي از مردم به حضور امام باقر (عليه السلام) رسيدند، در حالي که امام خضاب کرده بود.
    تازه واردان، از علت خضاب کردن آن حضرت، جويا شدند.
    امام (عليه السلام) فرمود: چون زنان از آراستگي شوهر خويش شادمان مي شوند، من براي همسرانم خضاب کرده و خود را آراسته ام.



    عدم تحميل ايده هاي خويش بر همسران


    ايده هاي انسان بر دو گونه اند:
    1- ايده هاي اصولي و غير قابل چشمپوشي، مانند پايبندي به اصول دين و واجبات و محرمات شرعي و نيز رعايت اصول اخلاق انساني و... که انسان نسبت به چنين ايده هايي نمي تواند بي تفاوت باشد، چه در مورد همسر و چه ديگران.
    امر به معروف و نهي از منکر شامل چنين زمينه هايي است و همه مردم در قلمرو مکتب وظيفه دارند که در مرحله نخست، اعضاي خانواده خويش را به اين ارزش ها دعوت کرده و از ضد ارزش ها بازدارند و در مرحله بعد همه افراد جامعه را امر به معروف و نهي از منکر نمايند.
    2- ايده هاي فردي در مورد مسايل مختلفي که فراتر از حد وظايف ضروري است، مانند رعايت مستحبات و ترک مکروهات، و يا چشمپوشي از مباحات به منظور هدف و آرماني خاص و ارزشمند.
    اهل تقوا و زهد، علاوه بر انجام وظايف واجب و ضروري، بسياري از لذت هاي دنيوي را ترک مي کنند و حتي از تجمل هاي مجاز و مباح نيز اجتناب مي ورزند.
    گاه موقعيت اجتماعي و سني يک فرد، مستلزم رعايت مسايلي است که رعايت آنها بر ديگران و حتي همسران وي لازم نيست.در چنين مواردي، معمول انسانها سعي مي کنند تا ايده هاي خود و شيوه زندگي خويش را بر ديگران و همسر و فرزندشان تحميل کنند و شرايط و روحيات ايشان را در نظر نگيرند.
    در زندگي امام باقر (عليه السلام) نه تنها چنين نقطه ضعف هايي ديده نمي شود، بلکه خلاف آن قابل مشاهده است.
    حسن زيات بصري مي گويد: من به همراه يکي از دوستانم به منزل امام باقر (عليه السلام) رفته، بر او وارد شديم.
    برخلاف تصور خويش، آن حضرت را در اتاقي مفروش، آراسته و زينت شده يافتيم و بر دوش وي پارچه اي به رنگ گل هاي سرخ مشاهده کرديم. محاسن را قدري کوتاه کرده و بر چشمان سرمه کشيده بود. (بايد توجه داشت که در آن عصر و محيط سرمه کشيدن مردان رايج بوده است).
    ما مسايل خود را با آن حضرت در ميان گذاشتيم و سوالهايمان را پرسيديم و ازجا برخاستيم. هنگام خارج شدن از منزل، امام به من فرمود: همراه با دوستت، فردا هم نزد من بياييد.
    گفتم بسيار خوب، خواهيم آمد.
    چون فردا شد، با همان دوستم به خانه امام رفتيم، ولي اين بار به اتاقي وارد شديم که در آن، جز يک حصير، هيچ امکاناتي نبود و امام پيراهني خشن بر تن داشت.
    در اين هنگام امام به رفيق من رو کرد و فرمود: اي برادر بصري! اتاقي که ديشب مشاهده کردي و در آنجا نزد من آمدي از همسرم بود که تازه با او ازدواج کرده ام و در واقع آن اتاق، اتاق او بود و لوازم آن نيز، لوازم و امکاناتي است که او آورده است.
    او خودش را براي من آراسته بود و من نيز مي بايست عکس العمل مناسبي داشته باشم و خودم را براي او بيارايم و بي تفاوت نباشم. اميدوارم از آنچه ديشب مشاهده کردي، به قلبت گمان بد راه نداده باشي.
    رفيق من در پاسخ امام گفت: به خدا قسم، بدگمان شده بودم، ولي اکنون خداوند آن بد گماني را از قلبم زدود و حقيقت را دريافتم.
    آنچه از اين حديث استفاده مي شود، اين است که امام از همسرش انتظار ندارد که چون او بر حصير بنشيند و لباس خشن بر تن کند.
    امام با اين که در قلمرو اعمال فردي خود، از تجمل پرهيز دارد، ولي در زندگي خانوادگي و حتي اجتماعي، عواطف و نيازهاي روحي همسر و نيز شرايط و مقتضيات زمان را در نظر دارد و تجمل حلال را ممنوع نمي شمارد و در مواردي لازم هم مي داند.
    حکم بن عتيبه مي گويد: بر امام باقر (عليه السلام) وارد شدم در حالي که اتاقش آراسته و لباسش رنگين بود، من همچنان به اتاق و لباس آن حضرت خيره شده بودم و نگاه مي کردم.امام که آثار شگفتي را در من مشاهده کرده بود، فرمود: اي حکم نظرت درباره آنچه مي بيني چيست؟
    عرض کردم: درباره عمل شما چگونه مي توانم داوري کنم (شما امام هستيد و جز کار بايسته انجام نمي دهيد)، ولي در محيط ما، جوانان کم سن و سال چنين مي پوشند، نه بزرگسالان!
    امام فرمود: اي حکم، چه کسي زينت هاي الهي و خدادادي را ممنوع ساخته است! (پوشيدن اين لباس زيبا و شيک، حرمت شرعي ندارد) ولي خوب است بداني که اين اتاق، از آن همسر من است و تازه با او ازدواج کرده ام و تو مي داني که اتاق ويژه خود من چگونه اتاقي است.



    رعايت جمال و زي شرافتمندانه


    ائمه (عليه السلام) به تناسب شرايط زماني و مسووليت هاي اجتماعي خود، زندگي مي کرده اند.
    در حالات علي (عليه السلام) ديده شده است که آن حضرت در دوران حکومت و فرمانروايي خويش، کفش هايش را خود وصله مي زد و از ساده ترين و کم بهاترين جامه ها استفاده مي کرد، ولي آن حضرت شيوه زندگي خود را براي همگان تجويز نمي نمود و مي فرمود: من چون حاکم جامعه هستم، وظيفه خاصي دارم و بايد در حد پايين ترين طبقات جامعه زندگي کنم تا آنان با مشاهده وضع من، در خوداحساس آرامش و رضايت کنند.
    اما ساير امامان (عليهم السلام)، از آنجا که مسووليت حکومت را بر عهده نداشته اند و در شرايط اجتماعي ويژه اي زندگي مي کرده اند، که چه بسا استفاده از لباس هاي کم بها و وصله دار موجب تضعيف موقعيت اجتماعي آنان و توهين به شيعه مي شد، و بازتاب منفي داشته است، بر اساس وظيفه، آداب صحيح اجتماعي را رعايت کرده، به جمال و زي شرافتمندانه در جامعه اهتمام مي ورزيده اند . امام باقر (عليه السلام) حتي در مورد چگونگي اصلاح محاسن خويش به مرد پيرايشگر رهنمود مي دهد. و در انتخاب لباس براي خويش، عزت و شرافت و زي شايسته را در نظر دارد! چنان که گاه لباس فاخر و تهيه شده از خز مي پوشد. و براي لباس رنگ هاي جذاب و پر نشاط انتخاب مي کند.
    امام باقر (عليه السلام) از اين که در اندام او آثار رخوت و کسالت و پژمردگي ظاهر باشد، متنفر بود.
    حکم بن عتيبه مي گويد: امام باقر (عليه السلام) را ديدم که حنا بر ناخنها نهاده است.
    امام به من فرمود: نظرت درباره اين کار چيست؟
    عرض کردم: درباره کار شما چه مي توانم بگويم (شما خود آگاهتر هستيد و جز کار بايسته انجام نمي دهيد)، ولي در آداب و رسوم اجتماعي ما، جوانان ناخنهايشان را با حنا مي آرايند !
    امام فرمود: اي حکم! وقتي که انسان تنظيف مي کند و با دارو، موهاي زايد بدن را مي زدايد، دارو بر ناخنها اثر گذاشته و رنگ آن را شبيه ناخن مردگان مي سازد.رنگ آن را با حنا مي توان تغيير داد. اين احاديث در مجموع مي رساند که امام باقر (عليه السلام) به چگونگي وضع لباس و زي خويش در جامعه توجه داشته، بي قيدي و بد منظري و بي مبالاتي را نمي پسنديده است.



    منبع : www.mardomsalari.com
    ویرایش توسط سلیلة الزهراء : ۱۳۸۹/۰۲/۰۴ در ساعت ۱۰:۴۰
    مــــولاي غريبــــــم!

    اشتياقــــــي که به ديــــدار تـــو دارد دل مــــن

    دل مـــــن دانـــد

    و مـــــــن دانــــــم و

    تنــــها دل مــــــن ...


    شـــادی
    روح شـــهـــدا صـــلـــوات


  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود