صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مقاتل عاشوراو کتبی ویژه مداحان محترم

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    روضه ابا عبدالله
    نوشته
    200
    حضور
    1 روز 4 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    627

    مقاتل عاشوراو کتبی ویژه مداحان محترم




    سلام علیکم
    این مقاتل تحقیقاتی است از اسناد معتبر و اگر در وبلاگ یا سایت دیگری استفاده میکنید لطفا منبع رو هم درج کنید
    منبع:کارگروه تحقیقی مقاتل فاطمیون
    همچنین این کارگروه برای مداحان محترم تحقیقاتی در قالب تغذیه و اثبات وجودی حضرت رقیه دارد که در ج میکنیم.
    یاعلی مدد

    فایل های پیوست شده فایل های پیوست شده
    باید بگوییم مولا دنیا برای آمدنت محیانیست
    ومانیز آماده که چه عرض کنم
    بی تفاوت نشسته ایم و گویا به نبودنت عادت کرده ایم
    اما
    فقط وفقط برای دعای مادرت زهرا (س)که درپشت درب سوخته صدازد فرزند مهدی گجایی ....
    ظهورکن.

  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    روضه ابا عبدالله
    نوشته
    200
    حضور
    1 روز 4 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    627



    شعر ازحسین ایزدی
    امام حسین(ع)-کربلا-حوادث اخیر و بسته شدن راه کربلا

    بهشت حضرت پروردگار بسته نشو
    مسیر کرب و بلای نگار بسته نشو
    تمام هستی عالم، حسین و کرب و بلاست
    تمام هستی و دار و ندار بسته نشو
    ز دست مردم اهل گناه خسته نشو
    به روی این همه چشم انتظار بسته نشو
    ز راه کرب و بلا می رسد به ما برکات
    سحاب رحمت و احسان ببار، بسته نشو
    تمام کون و مکان غرق در زمستان است
    تویی یگانه مسیر بهار بسته نشو
    فراق یار نه آن می کند که بتوان گفت
    ترحمی به دل بی قرار بسته نشو...
    به ذکر یا علی، سر می بریم از داعش
    تو را به هیبت آن ذوالفقار بسته نشو
    دوباره حمله به خیمه نمی شود تکرار
    شبیه کوه بمان استوار بسته نشو
    به یک اشاره سید علی همه با هم
    کنیم لشگرشان تار و مار بسته نشو
    حسین با قد خم آمد و به سقا گفت:
    فدای چشم پر از اقتدار بسته نشو

    باید بگوییم مولا دنیا برای آمدنت محیانیست
    ومانیز آماده که چه عرض کنم
    بی تفاوت نشسته ایم و گویا به نبودنت عادت کرده ایم
    اما
    فقط وفقط برای دعای مادرت زهرا (س)که درپشت درب سوخته صدازد فرزند مهدی گجایی ....
    ظهورکن.

  5. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    روضه ابا عبدالله
    نوشته
    200
    حضور
    1 روز 4 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    627



    شعرگودال قتله گاه

    گفتند از او بگذر و بگذار به ناچار
    رفتم نه به دلخواه، به اجبار به ناچار...
    در حلقه‌ای از اشک پریشان شده رفتم
    آنگونه که انگشترت انگار به ناچار...
    شهری همه خواب و به لبت آیه‌ای از کهف
    تنها تو و یک قافله بیدار، به ناچار-
    ماندیم جدا از تو و با اشک گذشتیم
    از هلهله‌ی کوچه و بازار به ناچار
    سوگند به لب‌های تو صد بار شکستم
    هر بار به یک علت و هر بار به ناچار
    تو نیستی و ماندن من بی تو محال است
    هر چند به ناچار به ناچار به ناچار

    باید بگوییم مولا دنیا برای آمدنت محیانیست
    ومانیز آماده که چه عرض کنم
    بی تفاوت نشسته ایم و گویا به نبودنت عادت کرده ایم
    اما
    فقط وفقط برای دعای مادرت زهرا (س)که درپشت درب سوخته صدازد فرزند مهدی گجایی ....
    ظهورکن.

  6. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    روضه ابا عبدالله
    نوشته
    200
    حضور
    1 روز 4 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    627



    شهادت حضرت عبدالله رضیع علی اصغر(ع) نقل اول: هنگامى‏ كه‏ امام‏ حسین‏ دچار مصیبت‏ اهل‏ بیت‏ و فرزندان‏ خود گردید و غیر از آن‏ حضرت‏ و زنان‏ و كودكان‏ كسى‏ باقى‏ نماند آن‏ حضرت‏ فرمود: هل من ذاب یذب عن حرم رسول اللَّه؟ هل من موحد یخاف اللَّه فینا؟ هل من مغیث یرجو اللَّه فی اغاثتنا؟ مقاتل عاشوراو کتبی ویژه مداحان محترم یعنى آیا دفاع‏كننده‏اى هست كه از زنان و بچگان پیامبر خدا دفاع نماید؟ آیا یكتاپرستى هست كه در باره ما از خدا خوف داشته باشد؟ آیا فریادرسى هست كه براى فریادرسى ما به خدا امیدوار باشد؟ ناگاه صداى زنان به واویلا بلند شد! امام حسین علیه السلام متوجه خیمه‏ها شد و فرمود: كودك مرا كه على نام دارد بیاورید تا او را وداع نمایم. آنان آن كودك را به آن حضرت دادند. شیخ مفید می نویسد: امام حسین پسرش عبد اللَّه را خواست. همان طور كه آن كودك را مى‏بوسید می فرمود: واى بر این گروه در آن موقعى كه جدت پیغمبر خدا خصم آنان باشد! همان طور كه آن كودك در كنار امام حسین بود حرملة بن كاهل اسدى او را هدف تیر قرار داد و در كنار پدرش شهیدش كرد! امام حسین علیه السلام خون گلوى آن كودك را می گرفت و به طرف آسمان مى‏پاشید. سید بن طاوس میگوید: امام حسین(ع) فرمود: چون این مصیبت مرا خدا مى‏بیند برایم قابل تحمل است. (1) امام محمّد باقر علیه السلام می فرماید: یك قطره از آن خون بزمین باز نگشت.(2) گفته‏اند: امام حسین(ع) به آن كودك فرمود: تو از بچه ناقه صالح كمتر نیستى! پروردگارا! اگر یارى كردن را از ما گرفته‏اى پس این عمل را براى ما خیر و صلاح قرار بده.(3)(4) نقل دوم: سبط ابن جوزى در تذكره از هشام بن محمّد كلبى نقل كرده كه چون حضرت امام حسین علیه السّلام دید كه لشكر در كشتن او اصرار دارند، قرآن مجید را برداشت و آن را از هم گشود و بر سر گذاشت و در میان لشكر ندا كرد: بینى و بینكم كتاب اللّه و جدّى محمّد رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله و سلّم. بین من و شما کتاب خدا و جدم رسول الله (ص) حاکم است. اى قوم! براى چه خون مرا حلال مى‏دانید؟ آیا من پسر دختر پیغمبر شما نیستم؟ آیا به شما نرسید قول جدّم در حقّ من و برادرم حسن علیه السّلام: هذان سیّدا شباب اهل الجنّة؟ این دو دو سرور جوانان بهشتند. در این هنگام كه با آن قوم احتجاج مى‏نمود ناگاه نظرش افتاد به طفلى از اولاد خود كه از شدّت تشنگى مى‏گریست، حضرت آن كودك را بر دست گرفت و فرمود: یا قوم! ان لم ترحمونى فارحموا هذا الطّفل. اى لشكر! اگر بر من رحم نمى‏كنید پس بر این طفل رحم كنید. پس مردى از ایشان تیرى به جانب آن طفل افكند و او را مذبوح نمود. امام حسین علیه السّلام شروع كرد به گریستن و گفت: اى خدا، حكم كن بین ما و بین قومى كه خواندند ما را كه یارى كنند بر ما، پس كشتند ما را، پس ندایى از آسمان آمد كه بگذار او را یا حسین كه از براى او مرضع یعنى دایه‏اى است در بهشت. (5) و در كتاب احتجاج مسطور است كه حضرت از اسب فرود آمد و با نیام شمشیر، گودى در زمین كند و آن كودك را به خون خویش آلوده كرد پس او را دفن نمود.(6)(7)(8) متن عربی: نقل اول: و لما فجع‏ الحسین‏ بأهل‏ بیته‏ و ولده‏ و لم‏ یبق‏ غیره‏ و غیر النساء و الذراری‏ نادى‏ هَلْ‏ مِنْ‏ ذَابٍ‏ یَذُبُ‏ عَنْ‏ حَرَمِ‏ رَسُولِ‏ اللَّهِ‏ هَلْ‏ مِنْ‏ مُوَحِّدٍ یَخَافُ‏ اللَّهَ‏ فِینَا هَلْ‏ مِنْ‏ مُغِیثٍ‏ یَرْجُو اللَّهَ‏ فِی‏ إِغَاثَتِنَا وَ ارْتَفَعَتْ‏ أَصْوَاتُ‏ النِّسَاءِ بِالْعَوِیلِ‏ فَتَقَدَّمَ‏ ع‏ إِلَى‏ بَابِ‏ الْخَیْمَةِ فَقَالَ‏ نَاوِلُونِی‏ عَلِیّاً ابْنِیَ‏ الطِّفْلَ‏ حَتَّى‏ أُوَدِّعَهُ‏ فَنَاوَلُوهُ‏ الصَّبِیَ‏. و قال المفید دعا ابنه عبد الله قالوا فجعل یقبله و هو یقول وَیْلٌ لِهَؤُلَاءِ الْقَوْمِ إِذَا كَانَ جَدُّكَ مُحَمَّدٌ الْمُصْطَفَى خَصْمَهُمْ و الصبی فی حجره إذ رماه حرملة بن كاهل الأسدی بسهم فذبحه فی حجر الحسین فتلقى الحسین دمه حتى امتلأت كفه ثم رمى به إلى السماء. و قال السید ثم قال هَوَّنَ عَلَیَّ مَا نَزَلَ بِی أَنَّهُ بِعَیْنِ اللَّهِ قَالَ الْبَاقِرُ ع فَلَمْ یَسْقُطْ مِنْ ذَلِكَ الدَّمِ قَطْرَةٌ إِلَى الْأَرْضِ. -الملهوف ص 103- قالوا ثُمَّ قَالَ لَا یَكُونُ أَهْوَنَ عَلَیْكَ مِنْ فَصِیلٍ اللَّهُمَّ إِنْ كُنْتَ حَبَسْتَ عَنَّا النَّصْرَ فَاْجَعْل ذَلِكَ لِمَا هُوَ خَیْرٌ لَنَا.-بحار الأنوار، المجلسی،ج‏45- نقل دوم: و حكى السبط فی التذكرة عن هشام بن محمد الكلبی قال: لما رآهم الحسین علیه السلام مصرین على قتله أخذ المصحف و نشره و جعله على رأسه و نادى: بینی و بینكم كتاب اللّه وجدی محمد رسول اللّه، یا قوم بمتستحلون دمی فساق الكلام‏ إلى أن قال: فالتفت الحسین علیه السلام فإذا بطفل له‏ یبكی عطشا، فأخذه على یده و قال: یا قوم إن لم ترحمونی فارحموا هذا الطفل. فرماه رجل منهم بسهم فذبحه، فجعل الحسین علیه السلام یبكی و یقول: اللهم احكم بیننا و بین قوم دعونا لینصرونا فقتلونا. فنودی من الهواء: دعه یا حسین فإن له مرضعا فی الجنة. و فی الاحتجاج‏: أنه لما بقی فردا لیس معه أحدا إلا ابنه علی بن الحسین و ابن آخر فی الرضاع اسمه عبد اللّه أخذ الطفل لیودعه، فإذا بسهم قد أقبل حتى وقع فی لبة الصبی فقتله، فنزل عن فرسه و حفر للصبی بجفن سیفه و رمله بدمه و دفنه. -نفس المهموم، الشیخ عباس القمی، 319- منابع: 1. بحار الأنوار، المجلسی،ج‏45ص:47 2. الملهوف ص 103 3. بحار الأنوار، المجلسی،ج‏45ص:47 4. سندهای نقل اول: الإحتجاج،الطبرسی،ج‏2،300-مسندالإمام الشهید(ع)،العطاردی،ج‏2،-135إبصارالعین،السماوی ،ص:225- الإرشاد، المفید ،ج‏2،ص:109-أعیان الشیعة، محسن الأمین ،ج‏1،ص:609-تسلیة المجالس، الكركی الحائری ،ج‏2،ص:315- الفتوح، ابن أعثم ،ج‏5،ص:116-اللهوف، ابن طاوس ،ص:117-مقتل الحسین(ع)، المقرم ،ص:286-مقتل الحسین(ع)، الخوارزمی ،ج‏2،ص:38- المناقب، ابن شهرآشوب ،ج‏4،ص:111- وقعة الطف، أبو مخنف ،ص:246- بحار الأنوار، المجلسی،ج‏45ص:47 5. تذكرة الخواص، ص 252. 6. الإحتجاج،الطبرسی،ج‏2،300 7. منتهى الآمال، شیخ عباس قمى ،ج‏2،ص:893 8. سندهای دیگر نقل دوم: تذكرة الخواص، سبط بن الجوزی،227- منتهى الآمال، شیخ عباس قمى ،ج‏2،ص:893- ینابیع المودة، القندوزی ،ج‏3،ص:79-
    باید بگوییم مولا دنیا برای آمدنت محیانیست
    ومانیز آماده که چه عرض کنم
    بی تفاوت نشسته ایم و گویا به نبودنت عادت کرده ایم
    اما
    فقط وفقط برای دعای مادرت زهرا (س)که درپشت درب سوخته صدازد فرزند مهدی گجایی ....
    ظهورکن.

  7. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    روضه ابا عبدالله
    نوشته
    200
    حضور
    1 روز 4 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    627



    در آغوش گرفتن سر مبارک امام حسین توسط دو دلداه. راهب نصرانی و حضرت رقیه سلام الله علیها دیر راهب: مناقب آل ابی طالب، ابن شهر آشوب مازندرانی ج ۴ ص ۶٠ ، بحار الأنوار علامه مجلسی : ج ۴۵ ص ٣٠٣: لَمّا جاؤوا بِرَأسِ الحُسَینِ علیه السلام ونَزَلوا مَنزِلاً یُقالُ لَهُ قِنَّسرینَ، اطَّلَعَ راهِبٌ مِن صَومَعَتِهِ إلَى الرَّأسِ، فَرَأى نورا ساطِعا یَخرُجُ مِن فیهِ، ویَصعَدُ إلَى السَّماءِ، فَأَتاهُم بِعَشَرَةِ آلافِ دِرهَمٍ، وأخَذَ الرَّأسَ، وأدخَلَهُ صَومَعَتَهُ، فَسَمِعَ صَوتا ولَم یَرَ شَخصا، قال: طوبى لَکَ، وطوبى لِمَن عَرَفَ حُرمَتَهُ، فَرَفَعَ الرّاهِبُ رَأسَهُ، وقالَ: یا رَبِّ، بِحَقِّ عیسى تَأمُرُ هذَا الرَّأسَ بِالتَّکَلُّمِ مَعی. فَتَکَلَّمَ الرَّأسُ، وقالَ: یا راهِبُ، أیَّ شَیءٍ تُریدُ؟ قالَ: مَن أنتَ؟ قالَ: أنَا ابنُ مُحَمَّدٍ المُصطَفى، وأنَا ابنُ عَلِیٍّ المُرتَضى، وأنَا ابنُ فاطِمَةَ الزَّهراءِ، وأنَا المَقتولُ بِکَربَلاءَ، أنَا المَظلومُ، أنَا العَطشانُ، فَسَکَتَ. فَوَضَعَ الرّاهِبُ وَجهَهُ عَلى وَجهِهِ، فَقالَ: لا أرفَعُ وَجهی عَن وَجهِکَ حَتّى تَقولَ: أنَا شَفیعُکَ یَومَ القِیامَةِ. فَتَکَلَّمَ الرَّأسُ، فَقالَ: اِرجِع إلى دینِ جَدّی مُحَمَّدٍ صلى الله علیه و آله. فَقالَ الرّاهِبُ: أشهَدُ أن لا إلهَ إلَا اللّه ُ، وأشهَدُ أنَّ مُحَمَّدا رَسولُ اللّه، فَقَبِلَ لَهُ الشَّفاعَةَ. فَلَمّا أصبَحوا أخَذوا مِنهُ الرَّأسَ وَالدَّراهِمَ، فَلَمّا بَلَغُوا الوادِیَ نَظَرُوا الدَّراهِمَ قَد صارَت حِجارَةً. ترجمه: مناقب آل ابی طالب، ابن شهرآشوب: هنگامى که سر حسین علیه السلام را آوردند و در منزلى به نام قِنَّسرین (شهرى در شام، به فاصله یک روز راه از حَلَب در مسیر حِمْص) فرود آمدند، راهبى مسیحی از دِیْرش به سوى سر، حرکت کرد و نورى را دید که از دهان آن، ساطع بود و به آسمان مى رفت. راهب مسیحی، ده هزار درهم به آنان (نگهبانان) داد و سر را گرفت و به درون دِیرش برد و بدون آن که شخصى را ببیند، صدایى شنید که مى‌گفت: «خوشا به حالت ! خوشا به حال آن که قَدر این سر را شناخت!» راهب، سرش را بلند کرد و گفت پروردگارا! به حقّ عیسى، به این سر بگو که با من سخن بگوید. سر به سخن آمد و گفت: «اى راهب ! چه مى خواهى؟». گفت: تو کیستى؟ گفت: «من فرزند محمّدِ مصطفى و پسر علىِ مرتضى هستم. پسر فاطمه زهرا و مقتول کربلایم. من مظلوم و تشنه کامم» و ساکت شد. راهب صورت به صورتش نهاد و گفت: صورتم را از صورت تو بر نمى دارم تا بگویى: «من ، شفیع تو در روز قیامت هستم» سر به سخن درآمد و گفت: «به دین جدّم محمّد درآى» راهب گفت: گواهى مى دهم که خدایى جز خداوند نیست و گواهى مى دهم که محمّد پیامبر خداست. آن گاه حسین علیه السلام پذیرفت که شفاعتش کند. صبحدم آن قوم سر و دِرهم ها را گرفتند و چون به وادى رسیدند دیدند که درهم ها سنگ شده است. روضه حضرت رقیه: المنتخب فی جمع المراثی و الخطب طریحی، ص ۱۳۶-۱۳۷ … فقالت: ما هذا الرّأس ؟ قالوا لها: رأسُ أبیک. فرفعته من الطّشت حاضنة له وهی تقول: یا أباه ! مَن ذا الذی خضّبک بدمائک؟ یا أبتاه! مَن ذا الذی قطع وریدک؟ یا أبتاه ! مَن ذا الذی أیتمنی على صغر سنّی ؟ یا أبتاه ! مَن بقی بعدک نرجوه ؟ یا أبتاه ! مَن للیتیمة حتّى تکبر ؟ یا أبتاه ! مَن للنساء الحاسرات ؟ یا أبتاه ! مَن للأرامل المسبیّات ؟ یا أبتاه ! مَن للعیون الباکیات ؟ یا أبتاه ! مَن للضائعات الغریبات ؟ یا أبتاه ! مَن للشعور المنشرات ؟ یا أبتاه ! مَن بعدک ؟ واخیبتنا ! یا أبتاه ! مَن بعدک ؟ واغربتنا ! یا أبتاه ! لیتنی کنت الفدى ، یا أبتاه ! لیتنی کنت قبل هذا الیوم عمیا . یا أبتاه ! لیتنی وسدت الثّرى ولا أرى شیبک مخضّباً بالدّماء. ثمّ إنّها وضعت فمها على فمه الشّریف , وبکت بُکاءاً شدیداً حتّى غشی علیها ، فلمّا حرّکوها , فإذا بها قد فارقت روحها الدُنیا ترجمه: … وقتی سر بریده امام حسین را برای رقیه سلام الله علیها آوردند گفت این سر کیست؟ به او گفتند: سر پدرت حسین است. سر را با احتیاط از داخل طشت برداشت و به سینه چسبانید و با گریه های سوزناک خود خطاب به سر چنین گفت: پدر چه کسی تو را به خون آغشته کرد؟ چه کسی رگ های گردنت را برید؟ پدر چه کسی در خردسالی یتیمم کرد؟ پدر دختر یتیم تو به چه کسی پناه ببرد تا بزرگ شود؟ پدر جان زنان بی پوشش چه کنند؟ پدرجان زنان اسیر و سرگردان کجا بروند؟ پدر جان چه کسی چشمان گریان را چاره ساز است؟ پدر جان چه کسی یار و یاور غریبان بی پناه است؟ پدر جان چه کسی پریشان مویی ما را سامان می بخشد؟ پدر جان بعد از تو چه کسی با ماست؟ وای بر ما بعد از تو وای از غریبی! پدر جان کاش فدایت می شدم. پدر جان ای کاش بیش از این نابینا می شدم و تو را اینگونه نمی دیدم. پدر جان کاش پیش از این در خاک خفته بودم و محاسنت را آغشته به خون نمی دیدم. سپس لب ها را بر لب های پدرش امام حسین نهاد و چنان گریست که همان لحظه بیهوش شد و وقتی او را حرکت دادند دریافتند که از دنیا رفته است.
    باید بگوییم مولا دنیا برای آمدنت محیانیست
    ومانیز آماده که چه عرض کنم
    بی تفاوت نشسته ایم و گویا به نبودنت عادت کرده ایم
    اما
    فقط وفقط برای دعای مادرت زهرا (س)که درپشت درب سوخته صدازد فرزند مهدی گجایی ....
    ظهورکن.

  8. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    روضه ابا عبدالله
    نوشته
    200
    حضور
    1 روز 4 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    627



    گزارشی از حضور امیرالمومنین علی علیه السلام در کربلا المطالب العالیة، ابن حجر عسقلانی: ج ۴ ص ٣٢۶ ح ۴۵١٧: … عن رجل من بنی ضبّة : شَهِدتُ عَلِیّا علیه السلام حینَ نَزَلَ کَربَلاءَ ، فَانطَلَقَ فَقامَ ناحِیَةً ، فَأَومَأَ بِیَدِهِ، فَقالَ: مُناخُ رِکابِهِم أمامَهُ ، ومَوضِعُ رِحالِهِم عَن یَسارِهِ ، فَضَرَبَ بِیَدَیهِ الأَرضَ ، فَأَخَذَ مِنَ الأَرضِ قَبضَةً ، فَشَمَّها فَقالَ : واحَبَّذَا الدِّماءُ یُسفَکُ فیهِ .ثُمَّ جاءَ الحُسَینُ علیه السلام فَنَزَلَ کَربَلاءَ . قالَ الضَّبِّیُّ : فَکُنتُ فِی الخَیلِ الَّتی بَعَثَهَا ابنُ زِیادٍ إلَى الحُسَینِ علیه السلام ؛ فَلَمّا قَدِمتُ فَکَأَنَّما نَظَرتُ إلى مَقامِ عَلِیٍّ علیه السلام وإشارَتِهِ بِیَدِهِ ، فَقَلَبتُ فَرَسی، ثُمَّ انصَرَفتُ إلَى الحُسَینِ بنِ عَلِیٍّ علیه السلام فَسَلَّمتُ عَلَیهِ ، وقُلتُ لَهُ : إنَّ أباکَ کانَ أعلَمَ النّاسِ ، وإنّی شَهِدتُهُ فی زَمَنِ کَذا وکَذا قالَ : کَذا وکَذا ، وإنَّکَ ـ وَاللّه ِ ـ لَمَقتولٌ السّاعَةَ . قالَ : فَما تُریدُ أن تَصنَعَ أنتَ ؟ أتَلحَقُ بِنا ، أم تَلحَقُ بِأَهلِکَ ؟ قُلتُ : وَاللّه ِ ، إنَّ عَلَیَّ لَدَینا ، وإنَّ لی لَعِیالاً ، وما أظُنُّ إلّا سَأَلحَقُ بِأَهلی . قالَ : أمّا لا ، فَخُذ مِن هذَا المالِ حاجَتَکَ ـ وإذا مالٌ مَوضوعٌ بَینَ یَدَیهِ ـ قَبلَ أن یَحرُمَ عَلَیکَ ، ثُمَّ النَّجاءَ ، فَوَاللّه ِ ، لا یَسمَعُ الدّاعِیَةَ أحَدٌ ولا یَرَى البارِقَةَأحَدٌ ولا یُعینُنا ، إلّا کانَ مَلعونا عَلى لِسانِ مُحَمَّدٍ صلى الله علیه و آله . قالَ : قُلتُ : وَاللّه ، لا أجمَعُ الیَومَ أمرَینِ : آخُذُ مالَکَ ، وأخذُلُکَ . فَانصَرَفَ وتَرَکَهُ . ترجمه: ابن حجر عسقلانی در المطالب العالیه ج ۴ ص ٣٢۶ ح ۴۵١٧ .می‌نویسد: مردى از قبیله بنى ضَبّه گفت: هنگامى که على علیه السلام در کربلا فرود آمد، من حاضر بودم. ایشان رفت و در کنارى ایستاد و با دستش اشاره کرد و فرمود: «آنجا جایگاه فرود آمدن مَرکب هایشان و سمت چپ، جاى بار و بُنه شان است». سپس با دستانش به زمین زد و مُشتى از خاک آن را برگرفت و آن را بویید و فرمود : «وه که چه خون هایى بر آن، ریخته مى شود!» . بعدها حسین علیه السلام آمد و در کربلا فرود آمد. من در میان سوارانى بودم که ابن زیاد آنها را به سوى حسین علیه السلام روانه کرده بود. هنگامى که رسیدم گویى به جایگاه على علیه السلام و اشاره با دستش مى نگریستم. اسبم را چرخاندم و به سوى حسین بن على علیه السلام بازگشتم و بر او سلام دادم و به او گفتم: پدرت داناترینِ مردم بود و من در فلان موقع کنارش بودم. او چنین و چنان فرمود . به خدا سوگند، تو در این زمان ، کُشته مى شوى! حسین علیه السلام فرمود: «تو مى‌خواهى چه کنى؟ آیا به ما مى‌پیوندى، یا به خانواده ات ملحق مى‌شوى ؟» گفتم: به خدا سوگند من فردى بدهکار و عیالوارم. به خانواده ام ملحق مى‌شوم. حسین علیه السلام فرمود: «حال که به ما نمى‌پیوندى نیازت را از این مال (مالى که پیشِ رویش نهاده شده بود) بردار پیش از آن که بر تو حرام شود . سپس خود را نجات بده که ـ به خدا سوگند ـ هر کس فریاد یاریخواهىِ ما و برق شمشیرها را ببیند و یارى مان ندهد، بر زبان پیامبر صلى الله علیه و آله لعن شده است» . گفتم: به خدا سوگند، امروز هر دو کار را با هم انجام نمى دهم. مالت را بگیرم و رهایت کنم؟! مرد ضَبّى، باز گشت و حسین علیه السلام را وا نهاد. رسیدن امام حسین علیه السلام به کربلا: أمالی شیخ صدوق : ص ٢١٩ ح ٢٣٩ ، بحار الأنوار علامه مجلسی: ج ۴۴ ص ٣١۵ ح ١: عن عبد اللّه بن منصور عن جعفر بن محمّد بن علیّ بن الحسین عن أبیه عن جدّه [زین العابدین] علیهم السلام: سارَ [الحُسَینُ علیه السلام ] حَتّى نَزَلَ کَربَلاءَ فَقالَ : أیُّ مَوضِعٍ هذا ؟ فَقیلَ: هذا کَربَلاءُ یَابنَ رَسولِ اللّه ِ .فَقالَ: هذا ـ وَاللّه ِ ـ یَومُ کَربٍ وبَلاءٍ وهذَا المَوضِعُ الَّذی یُهَراقُ فیهِ دِماؤُنا ، ویُباحُ فیهِ حَریمُنا. ترجمه: شیخ صدوق در کتاب امالی ـ به نقل از عبد اللّه بن منصور، از امام صادق از پدرش امام باقر از جدّش امام زین العابدین علیهم السلام ـ : حسین علیه السلام حرکت کرد تا در کربلا فرود آمد و پرسید: «نام این سرزمین چیست ؟» . گفتند: اى فرزند پیامبر خدا! این جا کربلاست. حسین علیه السلام فرمود: «به خدا سوگند، این، روزِ کرب و بلاست و این جا، همان جایى است که خون هاى ما در آن ریخته و حرمت ما شکسته مى شود» . زیارت ناحیه مقدسه (گوشه ای از هتک حرمت به سید الشهدا از زبان امام زمان) المزار الکبیر ابن مشهدی، ص ۴٩۶، بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ١٠١ ص ٣١٧: السَّلامُ عَلى مَن هُتِکَت حُرمَتُهُ، السَّلامُ عَلى مَن اُریقَ بِالظُّلمِ دَمُهُ، السَّلامُ عَلَى المُغَسَّلِ بِدَمِ الجِراحِ، السَّلامُ عَلَى المُجَرَّعِ بِکَأساتِ الرِّماحِ، السَّلامُ عَلَى المُضامِ المُستَباحِ، السَّلامُ عَلَى المَهجورِ فِی الوَرى، السَّلامُ عَلى مَن تَوَلّى دَفنَهُ أهلُ القُرى، السَّلامُ عَلَى المَقطوعِ الوَتینِ، السَّلامُ عَلَى المُحامی بِلا مُعینٍ. ترجمه: سلام بر کسى که حُرمتش را هتک کردند ! سلام بر کسى که خونش را ستمکارانه ریختند ! سلام بر شسته شده به خونِ زخم ! سلام بر نوشیده از کاسه نیزه ها ! سلام بر ستم دیده حق بُرده شده اى که حقّش را حلال شمردند ! سلام بر مهجور شده میان مردم ! سلام بر آن که روستانشینان ، عهده دار به خاک سپردنش شدند ! سلام بر آن که رگ قلبش بُریده شده ! سلام بر حمایتگر بدون یاور!
    باید بگوییم مولا دنیا برای آمدنت محیانیست
    ومانیز آماده که چه عرض کنم
    بی تفاوت نشسته ایم و گویا به نبودنت عادت کرده ایم
    اما
    فقط وفقط برای دعای مادرت زهرا (س)که درپشت درب سوخته صدازد فرزند مهدی گجایی ....
    ظهورکن.

  9. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    روضه ابا عبدالله
    نوشته
    200
    حضور
    1 روز 4 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    627



    آرزوی انتقام امام جواد(ع) از قاتلین مادرش حضرت زهرا(س)زكریا بن آدم مى‏گوید: خدمت‏حضرت رضا (علیه السلام) نشسته ‏بودم كه امام جواد(علیه السلام)را پیش او آوردند. پس آن حضرت از چهار سال كمتر بود. حضرت جواد(علیه السلام) دست هایش را بر زمین نهاد، سرش را به طرف آسمان ‏بلند كرد و در فكرى عمیق فرو رفت. امام رضا(علیه السلام) فرمود: جانم ‏فدایت چرا در فكرى؟ امام جواد(علیه السلام) فرمود: به آن چه درباره مادرم ‏زهرا(علیها السلام) انجام شد، مى‏اندیشم. به خدا سوگند، حق قاتلانش آن است كه ‏اگر دستم به آن ها برسد، آنان را سوزانده، تكه تكه كنم و ریشه‏شان را بر كنم.در این هنگام، امام رضا(علیه السلام) او را در آغوش ‏كشید، میان دو چشمش را بوسید و فرمود: پدر و مادرم فدایت، به‏راستى كه تو لایق امامت‏ شیعه هستى.مقاتل عاشوراو کتبی ویژه مداحان محترم
    متن عربی:وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَارُونَ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِیدِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِیِّ عَنْ زَكَرِیَّا بْنِ آدَمَ قَالَ: إِنِّی لَعِنْدَ الرِّضَا إِذْ جِی‏ءَ بِأَبِی جَعْفَرٍ ع وَ سِنُّهُ أَقَلُّ مِنْ أَرْبَعِ سِنِینَ فَضَرَبَ بِیَدِهِ إِلَى الْأَرْضِ وَ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ فَأَطَالَ الْفِكْرَ فَقَالَ لَهُ الرِّضَا ع بِنَفْسِی فَلِمَ طَالَ فِكْرُكَ فَقَالَ فِیمَا صُنِعَ بِأُمِّی‏ فَاطِمَةَ أَمَا وَ اللَّهِ لَأُخْرِجَنَّهُمَا ثُمَّ لَأُحْرِقَنَّهُمَا ثُمَّ لَأُذْرِیَنَّهُمَا ثُمَّ لَأَنْسِفَنَّهُمَا فِی الْیَمِّ نَسْفاً فَاسْتَدْنَاهُ وَ قَبَّلَ بَیْنَ عَیْنَیْهِ ثُمَّ قَالَ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی أَنْتَ لَهَا یَعْنِی الْإِمَامَةَ.منبع:إثبات الوصیة: 184.بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏50، 59

    نوشته شده در دوشنبه 24 مهر 1391 ساعت 07:30 ق.ظ توسط شاهد نظرات 1 |


    امام جواد(ع)-مقتل-خبر دار شدن از شهادت پدر به علم غیب
    خبردار شدن امام هادی(ع) به علم غیب از شهادت پدركلینى به سند معتبر از هارون بن فضل روایت كرده است كه گفت: در مدینه به خدمت حضرت امام على نقى علیه السّلام رسیدم در روزى كه حضرت امام محمّد تقى علیه السّلام در بغداد به رحمت ایزدى واصل شده بود، حضرت فرمود: انّا للَّه و انّا الیه راجعون، پدر بزرگوارم از دنیا رحلت كرده است، گفتم: چه دانستى یا بن رسول اللَّه؟ فرمود: حالتى در خود یافتم كه پیش تر نمى‏یافتم، و دانستم كه آن حالت از لوازم امامت است‏.متن عربی:عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ أَبِی الْفَضْلِ الشَّهْبَانِیِ‏ عَنْ هَارُونَ بْنِ الْفَضْلِ قَالَ: رَأَیْتُ أَبَا الْحَسَنِ عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ فِی الْیَوْمِ الَّذِی تُوُفِّیَ فِیهِ أَبُو جَعْفَرٍ ع فَقَالَ‏ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ‏ مَضَى أَبُو جَعْفَرٍ ع فَقِیلَ لَهُ وَ كَیْفَ عَرَفْتَ قَالَ لِأَنَّهُ تَدَاخَلَنِی ذِلَّةٌ لِلَّهِ لَمْ أَكُنْ أَعْرِفُهَا.منبع:1.اصول كافى 1/ 381.

    نوشته شده در دوشنبه 24 مهر 1391 ساعت 07:28 ق.ظ توسط شاهد نظرات 0 |


    امام جواد(ع)-مقتل-توطئه مسمومیت حضرت توسط ام فضل
    سم دادن ام فضل به امام جواد(ع) با فریب معتصم و عاقبت ام فضلمعتصم پیوسته راهى می جست كه حضرت جواد(ع) را از میان بر دارد. می دانست ام الفضل با حضرت جواد(ع) میانه خوبى ندارد یكى به جهت اولاد نداشتن از آن جناب، دیگر بواسطه حسادت شدیدى كه نسبت به مادر حضرت امام علی النقى(ع) می ورزید. زیرا حضرت جواد(ع) او را بر ام الفضل مقدم می داشت. معتصم به ام الفضل پیشنهاد كرد كه حضرت جواد(ع) را مسموم كند.ام الفضل قبول كرد سمى را در انگور رازقى جاى داد و در مقابل امام گذاشت. همین كه حضرت جواد(ع) از آن انگور میل كرد ام الفضل شروع به گریه نمود. امام فرمود: چرا گریه می كنى؟ خدا تو را گرفتار دردى كند كه خوب ‏شدنى نباشد و بلائى گرفتار شوى كه پوشیدنى نباشد.ام الفضل مبتلا به دردى در مستورترین عضو بدن خود شد و به همان درد از دنیا رفت-به بواسیر مبتلا شد- بعضى گفته‏اند این جراحت در آلت تناسلی او بود.حضرت جواد(ع) در سال 220 هجرى روز سه شنبه پنجم ذی حجه از دنیا رفت. بیست و چهار سال و چند ماه داشت زیرا در سال 195 به دنیا آمده بود.مقاتل عاشوراو کتبی ویژه مداحان محترم
    متن عربی:إِنَ‏ الْمُعْتَصِمَ‏ جَعَلَ‏ یَعْمَلُ‏ الْحِیلَةَ فِی‏ قَتْلِ‏ أَبِی‏ جَعْفَرٍ ع‏ وَ أَشَارَ عَلَى‏ ابْنَةِ الْمَأْمُونِ‏ زَوْجَتِهِ‏ بِأَنْ‏ تَسُمَّهُ‏ لِأَنَّهُ‏ وَقَفَ‏ عَلَى‏ انْحِرَافِهَا عَنْ‏ أَبِی‏ جَعْفَرٍ ع‏ وَ شِدَّةِ غَیْرَتِهَا عَلَیْهِ‏ لِتَفْضِیلِهِ‏ أُمَ‏ أَبِی‏ الْحَسَنِ‏ ابْنِهِ‏ عَلَیْهَا وَ لِأَنَّهُ‏ لَمْ‏ یُرْزَقْ‏ مِنْهَا وَلَدٌ فَأَجَابَتْهُ‏ إِلَى‏ ذَلِكَ‏ وَ جَعَلَتْ‏ سَمّاً فِی‏ عِنَبٍ‏ رَازِقِیٍ‏ وَ وَضَعَتْهُ‏ بَیْنَ‏ یَدَیْهِ‏ فَلَمَّا أَكَلَ‏ مِنْهُ‏ نَدِمَتْ‏ وَ جَعَلَتْ‏ تَبْكِی‏ فَقَالَ‏ مَا بُكَاؤُكِ‏ وَ اللَّهِ‏ لَیَضْرِبَنَّكِ‏ اللَّهُ‏ بِعَقْرٍ لَا یَنْجَبِرُ وَ بَلَاءٍ لَا یَنْسَتِرُ فَمَاتَتْ‏ بِعِلَّةٍ فِی‏ أَغْمَضِ‏ الْمَوَاضِعِ‏ مِنْ‏ جَوَارِحِهَا صَارَتْ‏ نَاصُوراً فَأَنْفَقَتْ‏ مَالَهَا وَ جَمِیعَ‏ مَا مَلَكَتْهُ‏ عَلَى تِلْكَ الْعِلَّةِ حَتَّى احْتَاجَتْ إِلَى الِاسْتِرْفَادِ وَ رُوِیَ أَنَّ النَّاصُورَ كَانَ فِی فَرْجِهَا وَ قُبِضَ ع فِی سَنَةِ عِشْرِینَ وَ مِائَتَیْنِ مِنَ الْهِجْرَةِ فِی یَوْمِ الثَّلَاثَاءِ لِخَمْسٍ خَلَوْنَ مِنْ ذِی الْحِجَّةِ وَ لَهُ أَرْبَعٌ وَ عِشْرُونَ سَنَةً وَ شُهُورٌ لِأَنَّ مَوْلِدَهُ كَانَ فِی سَنَةِ خَمْسٍ وَ تِسْعِینَ وَ مِائَةٍ.منبع:بحار الأنوار، المجلسی، ج‏50، 17

    نوشته شده در دوشنبه 24 مهر 1391 ساعت 07:26 ق.ظ توسط شاهد نظرات 0 |


    امام جواد(ع)-مقتل-پیش بینی شهادت ایشان توسط امام رضا(ع)
    خبر دادن امام رضا(ع) از شهادت امام جواد(ع) در همان کودکی
    حكیم بن عمران گفت به حضرت رضا علیه السّلام عرض كردم: از خدا بخواه‏ فرزندى‏ به شما عنایت‏ كند. فرمود خدا به من‏ یك‏ پسر عنایت‏ می كند كه‏ وارث‏ من‏ است.‏ پس‏ از تولد حضرت‏ جواد(ع) حضرت‏ رضا(ع) به اصحاب‏ خود فرمود: برایم‏ فرزندى‏ شبیه‏ موسى‏ بن‏ عمران‏ در شكافتن‏ دریا و شبیه‏ عیسى‏ بن‏ مریم‏ در طهارت‏ مادر متولد شد. پاك‏ و پاكیزه‏ به دنیا آمد. سپس‏ فرمود: او را ستمگرانه‏ می كشند كه‏ اهل‏ آسمان‏ بر او گریه‏ خواهند كرد، خداوند بر دشمن‏ ستمكار او خشم‏ مى‏گیرد؛ چیزى‏ زنده‏ نخواهد بود. روح‏ او را به زودى‏ گرفتار عذابى‏ الیم‏ و كیفرى‏ شدید مى‏كند.در شب‏ ولادت‏ آن‏ حضرت‏، تا صبح‏ در گهواره‏ با او سخن‏ مى‏گفت‏ و اسرار الهى‏ را به گوش الهام نیوش او مى‏رسانید.مقاتل عاشوراو کتبی ویژه مداحان محترم
    متن عربی:
    عُیُونُ الْمُعْجِزَاتِ، عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ كَلِیمِ بْنِ عِمْرَانَ قَالَ:قُلْتُ‏ لِلرِّضَا ع‏ ادْعُ‏ اللَّهَ‏ أَنْ‏ یَرْزُقَكَ‏ وَلَداً فَقَالَ‏ إِنَّمَا أُرْزَقُ‏ وَلَداً وَاحِداً وَ هُوَ یَرِثُنِی‏ فَلَمَّا وُلِدَ أَبُو جَعْفَرٍ ع‏ قَالَ‏ الرِّضَا ع‏ لِأَصْحَابِهِ‏ قَدْ وُلِدَ لِی‏ شَبِیهُ‏ مُوسَى‏ بْنِ‏ عِمْرَانَ‏ فَالِقِ‏ الْبِحَارِ وَ شَبِیهُ‏ عِیسَى‏ ابْنِ‏ مَرْیَمَ‏ قُدِّسَتْ‏ أُمٌ‏ وَلَدَتْهُ‏ قَدْ خُلِقَتْ‏ طَاهِرَةً مُطَهَّرَةً ثُمَ‏ قَالَ‏ الرِّضَا ع‏ یُقْتَلُ‏ غَصْباً فَیَبْكِی‏ لَهُ‏ وَ عَلَیْهِ‏ أَهْلُ‏ السَّمَاءِ وَ یَغْضَبُ‏ اللَّهُ‏ تَعَالَى‏ عَلَى‏ عَدُوِّهِ‏ وَ ظَالِمِهِ‏ فَلَا یَلْبَثُ‏ إِلَّا یَسِیراً حَتَّى‏ یُعَجِّلَ‏ اللَّهُ‏ بِهِ‏ إِلَى‏ عَذَابِهِ‏ الْأَلِیمِ‏ وَ عِقَابِهِ‏ الشَّدِیدِ وَ كَانَ‏ طُولُ‏ لَیْلَتِهِ‏ یُنَاغِیهِ‏ فِی‏ مَهْدِهِ‏.منابع:عیون المعجزات 108.بحار الأنوار، المجلسی، ج‏50، 15



    باید بگوییم مولا دنیا برای آمدنت محیانیست
    ومانیز آماده که چه عرض کنم
    بی تفاوت نشسته ایم و گویا به نبودنت عادت کرده ایم
    اما
    فقط وفقط برای دعای مادرت زهرا (س)که درپشت درب سوخته صدازد فرزند مهدی گجایی ....
    ظهورکن.

  10. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    روضه ابا عبدالله
    نوشته
    200
    حضور
    1 روز 4 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    627



    شهادت حضرت رقیه(س) در شامدر كامل بهائى(1) از حاویه(2)نقل كرده كه زنان خاندان نبوّت در حالت اسیرى حال مردانى كه در كربلا شهید شده بودند بر پسران و دختران ایشان پوشیده مى‏داشتند، و هر كودكى را وعده مى‏دادند كه پدر تو به فلان سفر رفته است بازمى‏آید، تا ایشان را به خانه یزید آوردند. دختركى بود چهارساله، شبى از خواب بیدار شد گفت: پدر من حسین علیه السّلام كجا است؟ این ساعت او را به خواب دیدم، سخت پریشان بود. زنان و كودكان جمله در گریه افتادند و فغان از ایشان برخاست.مقاتل عاشوراو کتبی ویژه مداحان محترم
    یزید خفته بود، از خواب بیدار شد و حال تفحّص كرد، خبر بردند كه حال چنین است. آن لعین در حال گفت كه: بروند و سر پدر را بیاورند و در كنار او نهند، پس آن سر مقدّس را بیاوردند و در كنار آن دختر چهارساله نهادند.پرسید این چیست؟گفتند: سر پدر تو است.آن دختر بترسید و فریاد برآورد و رنجور شد و در آن چند روز جان به حق تسلیم كرد.نقل مبسوط تر دیگرو بعضى این خبر را به وجه ابسط نقل كرده‏اند3) آن سر مقدس را در زیر سرپوشى قرار داده در مقابل او نهادند.كودك پرسید: این چیست؟ گفتند: سر پدرت حسین(علیه السلام) است. دختر امام حسین(علیه‏السلام) سرپوش را برداشت و چون چشمش به سر مبارك پدر افتاد ناله‏اى از دل كشید و بیتاب شد و گفت: اى پدر! چه كسى تو را به خونت زنگین كرد؟! چه كسى رگ‌هاى تو را برید؟! اى پدر! چه كسى مرا در كودكى یتیم كرد؟! اى پدر! بعد از تو به چه كسى دل ببندم؟! چه كسى یتیم تو را بزرگ خواهد كرد؟! اى پدر! انیس این زنان و اسیران كیست؟! اى كاش من فدایت شده بودم! اى كاش من نابینا شده بودم! اى كاش من در خاك آرمیده بودم و محاسن به خون خضاب شده تو را نمى‌دیدم!آنگاه لب كوچك خود را بر لب‌هاى پدر نهاد و گریه شدیدى كرد و از هوش رفت! هر چه تلاش كردند، به هوش نیامد، و این عزیز حسین(علیه‏السلام) در شام به شهادت رسید. (4)لازم به ذکر است که نام حضرت رقیه(س) در این کتاب های تاریخی تصریح و در برخی نیز به ماجرای شهادتش اشاره شده است:لهوف سید ابن طاووس،141- معال بستین،ج2،ص161، منتخب تریهی ودعوة الحسنیۀ آیت الله آقا شیخ محمد باقر بهاری- ریاحین الشریعۀ محلاتی ج3،ص309-منتخب التواریخ ملا هاشم خراسانی ص298

    باید بگوییم مولا دنیا برای آمدنت محیانیست
    ومانیز آماده که چه عرض کنم
    بی تفاوت نشسته ایم و گویا به نبودنت عادت کرده ایم
    اما
    فقط وفقط برای دعای مادرت زهرا (س)که درپشت درب سوخته صدازد فرزند مهدی گجایی ....
    ظهورکن.

  11. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    روضه ابا عبدالله
    نوشته
    200
    حضور
    1 روز 4 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    627



    میلاد کوثر ثانی درباره سنّ شریف حضرت رقیه (علیهاالسلام) در میان تاریخ نگاران اختلاف نظر وجود دارد. اگر اصل تولد ایشان را بپذیریم، مشهور این است که ایشان سه یا چهار بهار بیشتر به خود ندیده و در روزهای آغازین صفر سال 61 ه .ق، پرپر شده است. بر اساس نوشته‏های بعضی کتاب‏های تاریخی، نام مادر حضرت رقیه (علیهاالسلام)، امّ اسحاق است که پیش‏تر همسر امام حسن مجتبی (علیه‏السلام) بوده و پس از شهادت ایشان، به وصیت امام حسن (علیه‏السلام) به عقد امام حسین (علیه‏السلام) درآمده است.(1) مادر حضرت رقیه(علیهاالسلام) از بانوان بزرگ و با فضیلت اسلام به شمار می‏آید. بنا به گفته شیخ مفید در کتاب الارشاد، کنیه ایشان بنت طلحه است.(2) نام مادر حضرت رقیه (علیهاالسلام) در بعضی کتاب‏ها، ام‏جعفر قضاعیّه آمده است، ولی دلیل محکمی در این باره در دست نیست. هم چنین نویسنده معالی السبطین، مادر حضرت رقیه (علیهاالسلام) را شاه زنان؛ دختر یزدگرد سوم پادشاه ایرانی، معرفی می‏کند که در حمله مسلمانان به ایران اسیر شده بود. وی به ازدواج امام حسین (علیه‏السلام) درآمد و مادر گرامی حضرت امام سجاد (علیه‏السلام) نیز به شمار می‏آید.(3) این مطلب از نظر تاریخ نویسان معاصر پذیرفته نشده؛ زیرا ایشان هنگام تولد امام سجاد (علیه‏السلام) از دنیا رفته و تاریخ درگذشت او را 23 سال پیش از واقعه کربلا، یعنی در سال 37 ه .ق دانسته‏اند. از این رو، امکان ندارد او مادر کودکی باشد که در فاصله سه یا چهار سال پیش از حادثه کربلا به دنیا آمده باشد. این مسأله تنها در یک صورت قابل حل می‏باشد که بگوییم شاه زنان کسی غیر از شهربانو (مادر امام سجاد (علیه‏السلام)) است. نام گذاری حضرت رقیه (علیهاالسلام)رقیه از «رقی» به معنی بالا رفتن و ترقی گرفته شده است.(4) گویا این اسم لقب حضرت بوده و نام اصلی ایشان فاطمه بوده است؛ زیرا نام رقیه در شمار دختران امام حسین(علیه‏السلام) کمتر به چشم می‏خورد و به اذعان برخی منابع، احتمال این که ایشان همان فاطمه بنت الحسین (علیه‏السلام) باشد، وجود دارد.(5) در واقع، بعضی از فرزندان امام حسین (علیه‏السلام) دو اسم داشته‏اند و امکان تشابه اسمی نیز در فرزندان ایشان وجود دارد. گذشته از این، در تاریخ نیز دلایلی بر اثبات این مدعا وجود دارد. چنانچه در کتاب تاریخ آمده است: «در میان کودکان امام حسین (علیه‏السلام) دختر کوچکی به نام فاطمه بود و چون امام حسین (علیه‏السلام) مادر بزرگوارشان را بسیار دوست می‏داشتند، هر فرزند دختری که خدا به ایشان می‏داد، نامش را فاطمه می‏گذاشت. همان گونه که هرچه پسر داشتند، به احترام پدرشان امام علی (علیه‏السلام) وی را علی می‏نامید».(6) گفتنی است سیره دیگر امامان نیز در نام گذاری فرزندانشان چنین بوده است.
    باید بگوییم مولا دنیا برای آمدنت محیانیست
    ومانیز آماده که چه عرض کنم
    بی تفاوت نشسته ایم و گویا به نبودنت عادت کرده ایم
    اما
    فقط وفقط برای دعای مادرت زهرا (س)که درپشت درب سوخته صدازد فرزند مهدی گجایی ....
    ظهورکن.

  12. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    روضه ابا عبدالله
    نوشته
    200
    حضور
    1 روز 4 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    627



    مقتل امام صادق به مناسبت ورود به ماه شوال
    شبهه مسموم نشدن امام صادق(ع) و مرگ طبیعی حضرت آن حضرت علیه السّلام پس از آن كه طولانى‏ترین مدت را- نسبت به سایر امامان- در ارشاد مردم سپرى كرد، در سال 148 رحلت نموده و شیعیان را در غم سنگین و همیشگى ناشى‏ از فقدان‏ خود باقى‏ گذاشت‏. درباره‏ شهادت‏ امام‏ صادق‏ علیه‏ السّلام‏ روایتى‏ از منابع‏ اهل‏ سنت‏ نقل‏ شده‏ (1) اما ابو زهره‏ آن‏ را نادرست‏ شمرده‏ و براى‏ اثبات‏ نظر خود به‏ تمجید منصور از امام‏ صادق‏ علیه‏ السّلام‏ و اظهار تأسفش‏ از رحلت‏ آن‏ حضرت‏- كه‏ یعقوبى‏ آن‏ را روایت‏ كرده‏- استناد جسته‏ است‏. (2) او همچنین‏ این‏ اقدام‏ از طرف‏ منصور را، مخالف‏ روش‏ او در تحكیم‏ پایه‏هاى‏ خلافتش‏ مى‏داند. (3)مقاتل عاشوراو کتبی ویژه مداحان محترم
    ولى باید گفت، هیچ‏كدام از این دو امر، نص تاریخى و دلیل بر عدم شهادت آن حضرت نیست؛ زیرا اظهار تأسف منصور به عنوان یك خلیفه- كه نمى‏خواهد به ظاهر بپذیرد، امام صادق علیه السّلام به دستور وى به شهادت رسیده- امرى كاملا طبیعى است و مشابه آن درباره مأمون نسبت به امام رضا علیه السّلام نیز وجود دارد و اصولا درباره سلاطین و قتلهاى سیاسى كه به دستور آنان صورت مى‏گیرد، این رویّه امرى عادى است. همچنین حركت منصور و كشتن شمار زیادى از علویان و دشمنى صریح او با آنان كه بدون وقفه ادامه داشت با استظهار ابو زهره از رفتار منصور، منافات دارد.به عكس، فرض كشته شدن امام صادق علیه السّلام به دستور منصور، مطابق روشن حكومتى او بوده، چنانكه رویه معمول او در بر خود با دشمنانش نیز همین بوده‏ است، گرچه اقدامات این چنینى وى، در پس پرده و كاملا محرمانه انجام مى‏گرفته تا او از عوارض جانبى آن در امان باشد. بنابراین اگر گزارشى تاریخى درباره مسموم شدن آن حضرت به دست منصور وجود داشته باشد، زمینه پذیرش آن بیشتر است تا انكار آن به دلیل اظهار تأسف منصور!(4)این در حالی است که در منابع خود اهل سنت به کرات اشاره و حتی تصریح به دخالت منصور در قتل امام صادق(ع) شده است تا جایی که بر هر خواننده منصفی راه توجیه را می بندد. در ذیل به تعدادی از این منابع اهل سنت اشاره می نماییم:1- المسعودی فی مروج الذهب ج 2 ص 212.2- ابن حجر فی صواعقه صفحة 120.3- ابن الصباغ المالكی فی الفصول المهمة صفحة 243.4- الشبراوی فی الاتحاف لحب الأشراف صفحة 54.5- الشبلنجی فی نور الأبصار صفحة 144.6- 7- و القرمانی فی تاریخه، و الخفاجی فی شرح الشفاء و و دیگرانی که ذکرشان موجب تطویل می گردد.(5)پی نوشت ها:(1). الاتحاف بحب الاشراف، ص 147(2). تاریخ الیعقوبى، ج 3، ص 117؛ الامام الصادق علیه السّلام، ابو زهره ص 67(3). الامام الصادق علیه السّلام، ص 64(4) حیات فكرى و سیاسى ائمه، جعفریان،326، امام صادق علیه السلام(5) الإمام الصادق و المذاهب الأربعة، أسد حیدر،ج‏3،108

    نوشته شده در پنجشنبه 31 شهریور 1390 ساعت 08:19 ق.ظ توسط شاهد نظرات 0 |


    امام صادق(ع)-مقتل-حمله به خانه ایشان و ...
    حمله شبانه به خانه امام صادق(ع)، نجات حضرت به واسطه پیامبر(ص)محمّد پسر ربیع وزیر دربار منصور گفت: منصور روزى در كاخ سبز كه قبل از كشته شدن محمّد و ابراهیم آن را كاخ حمراء می نامیدند نشست. او در این محل روز معینى مى‏نشست كه آن روز را روز كشتار نام داده بودند. از پى حضرت صادق(ع) فرستاده بود تا از مدینه ایشان را بیاورند تمام روز را در آن كاخ بسر برد تا شب شد و مدتى نیز از شب گذشت در این موقع پدرم ربیع را خواست. گفت: میدانى كه من چقدر به تو علاقه دارم وقتى پیش آمدى میكند هنوز زن و فرزندم اطلاع ندارند به وسیله تو چاره‏جوئى میكنم. گفتم: این لطف خدا و شما است نسبت بمن و اینكه من نهایت خیرخواهى را نسبت به شما دارم گفت:صحیح است. هم اكنون برو پیش جعفر بن محمّد پسر فاطمه زهرا علیها السّلام در هر حالى كه بود بدون اینكه بگذارى وضع خود را تغییر دهد او را بیاور. با خود گفتم: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ. واقعا چه پیش آمد بدى اگر من آن جناب را بیاورم با این خشم كه دارد او را خواهد كشت و آخرتم برباد میرود اگر بهانه‏اى بیاورم و این مأموریت را انجام ندهم من و اولادم را خواهد كشت و اموالم را متصرف مى‏شود اكنون بین دنیا و آخرت قرار گرفته‏ام. ولى دلم به دنیا متمایل شد.محمّد گفت: پدرم ربیع مرا خواست كه از همه فرزندانش سختگیرتر و بى‏رحم‏تر بودم، گفت: برو پیش جعفر بن محمّد درب نزن از دیوار بالا برو كه لباس خود را تغییر ندهد ناگهان بر او وارد شو به همان حالى كه هست آن جناب را بیاور.من وقتى رفتم كه چیزى از شب باقى نمانده بود نردبان گذاشتم و از دیوار وارد خانه آن جناب شدم وقتى وارد اطاقش شدم مشغول نماز بود و پیراهنى بر تن داشت‏ و حوله‏اى بر كمر بسته بود. نمازش را كه سلام داد عرض كردم بفرمائید امیر المؤمنین شما را میخواهد. گفت بگذار لباسهایم را بپوشم. گفتم: بمن اجازه نداده‏اند فرمود: اجازه بده بروم غسل كنم و خود را تمیز نمایم. گفتم: غیر ممكن است وقت خود را نگیرید من نمیگذارم این وضع را كوچك ترین تغییرى بدهید.همان طور سر و پاى برهنه با همان پیراهن و قطیفه‏اى كه داشت ایشان را آوردم آن وقت بیش از هفتاد سال داشت. مقدارى كه رفت از راه رفتن باز ماند و سخت خسته شد دلم بحال آن جناب سوخت عرضكردم سوار شو. سوار قاطر یكى از همراهان من شد بالاخره پیش ربیع رفتم شنیدم منصور بپدرم میگفت دیر كرد و پیوسته او را بعجله وارد مینمود. همین كه چشم پدرم ربیع بجعفر بن محمّد افتاد بآن حال گریه‏اش گرفت.ربیع مردى شیعه مذهب بود امام صادق فرمود ربیع میدانم تو بما خانواده علاقه دارى بگذار دو ركعت نماز بخوانم و دعا كنم. عرض كرد بفرمائید. دو ركعت نماز مختصر خواند پس از نماز دعائى كرد كه نفهمیدم چه بود ولى دعائى طولانى بود منصور پیوسته در این مدت ربیع را سرزنش میكرد و بعجله وادار می نمود.همین كه دعاى طولانى امام تمام شد ربیع بازوى آن جناب را گرفته پیش منصور برد داخل ایوان كه رسید ایستاد و لبهایش حركت كرد بدعائى كه من نشنیدم. او را وارد كرد مقابل منصور ایستاد. منصور گفت جعفر تو دست از حسد و ستمگرى خود و آشوب بر بنى عباس بر نمیدارى خداوند پیوسته ترا گرفتار شدت حسد و رنج میكند ولى بآروزى خود نخواهى رسید.
    ادامه مطلب
    نوشته شده در پنجشنبه 31 شهریور 1390 ساعت 08:17 ق.ظ توسط شاهد نظرات 0 |


    امام صادق(ع)-مقتل-کفن نمودن امام و...
    جزئیات کفن امام صادق(ع) و روشن بودن چراغی در خانه شان-یونس بن یعقوب از حضرت موسى بن جعفر(ع) نقل كرد كه فرمود:من پدرم را در دو پارچه مصرى معروف به شطوى كه در آن ها احرام بسته بود كفن كردم و یكى از پیراهن هاى خود آن جناب و عمامه‏اى كه متعلق به على بن الحسین علیه السلام بود و بردى كه آن را چهل دینار خریدم.-كافى- وقتى حضرت باقر(ع) از دنیا رفت حضرت صادق(ع) دستور داد در آن خانه‏اى كه مى‏نشست چراغ روشن كنند. تا وقتى كه حضرت صادق(ع) از دنیا رفت. موسى بن جعفر (ع) نیز همان كار را نسبت به خانه حضرت صادق(ع) كرد تا وقتى آن جناب را به طرف بغداد بردند دیگر نفهمیدم چه شد.
    مقاتل عاشوراو کتبی ویژه مداحان محترم
    متن عربی:- الكافی سَعْدٌ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ سَعِیدٍ عَنْ یُونُسَ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْأَوَّلِ قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ‏أَنَا كَفَّنْتُ أَبِی فِی ثَوْبَیْنِ شَطَوِیَّیْنِ كَانَ یُحْرِمُ فِیهِمَا وَ فِی قَمِیصٍ مِنْ قُمُصِهِ وَ فِی عِمَامَةٍ كَانَتْ لِعَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع وَ فِی بُرْدٍ اشْتَرَیْتُهُ بِأَرْبَعِینَ دِینَاراً.(1) - الكافی الْعِدَّةُ عَنْ سَهْلٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا قَالَ: لَمَّا قُبِضَ أَبُو جَعْفَرٍ ع أَمَرَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع بِالسِّرَاجِ فِی الْبَیْتِ الَّذِی كَانَ یَسْكُنُهُ حَتَّى قُبِضَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع ثُمَّ أَمَرَ أَبُو الْحَسَنِ ع بِمِثْلِ ذَلِكَ فِی بَیْتِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع حَتَّى خَرَجَ بِهِ إِلَى الْعِرَاقِ ثُمَّ لَا أَدْرِی مَا كَان‏.(2)منابع:1.كافى ج 1 ص 475 و بحار الأنوار (ط - بیروت)،ج‏47،7 2.المصدر السابق ج 3 ص 251 و أخرج الصدوق فی الفقیه ج 1 ص 97 و الطوسیّ فی التهذیب ج 1 ص 289 و بحار الأنوار (ط - بیروت)،ج‏47،7

    نوشته شده در پنجشنبه 31 شهریور 1390 ساعت 08:12 ق.ظ توسط شاهد نظرات 0 |


    امام صادق(ع)-مقتل-وصیت های حضرت
    وصیت های امام صادق در هنگام شهادت- ابو بصیر گفت خدمت ام حمیده رسیدم كه او را به در گذشت‏ حضرت صادق علیه السّلام تسلیت بگویم. شروع به گریه كرد. من نیز از گریه او اشكم جارى شد. گفت اگر هنگام درگذشت حضرت صادق(ع) مى‏بودى چیز عجیبى مشاهده می كردى.گفت حضرت صادق چشم باز كرد و فرمود هر كس با من خویشاوندى دارد بگوئید بیاید. همه را جمع كردیم. نگاهى به آنها نموده فرمود: «ان شفاعتنا لا تنال مستخفا بالصلاة» به شفاعت ما نخواهد رسید كسى كه نماز خود را سبك شمارد.- هشام بن احمر از سالمه كنیز حضرت صادق علیه السّلام نقل كرد كه گفت من هنگام درگذشت آن جناب حضور داشتم. بی هوش شد همین كه به هوش آمد فرمود به حسن بن على بن علی بن الحسین كه مشهور بافطس بود هفتاد دینار بدهید و به فلان كس فلان مبلغ و به فلانى این قدر.عرض كردم آقا به كسى پول می دهى كه با كارد به شما حمله كرد و قصد كشتن شما را داشت؟! فرمود نمی خواهى از كسانى باشم كه خداوند درباره آن ها فرموده‏ وَ الَّذِینَ یَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ یَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ‏- رعد آیه 21 كسانى كه به دستور خدا مراعات حال خویشاوند می كنند و از خدا و حساب بد بیم دارند.- بلى سالمه! خداوند بهشت را آفرید و آن را خوش بو كرد كه بوى خوش آن از دو هزار سال راه به مشام می رسد ولى بوى بهشت را نافرمان پدر و مادر و قطع‏كننده رابطه‏ى خویشاوندى حس نخواهد كرد.مقاتل عاشوراو کتبی ویژه مداحان محترم
    متن عربی:-ثواب الأعمال مَاجِیلَوَیْهِ عَنْ عَمِّهِ عَنِ الْكُوفِیِّ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْمِیثَمِیِّ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ:دَخَلْتُ عَلَى أُمِّ حَمِیدَةَ أُعَزِّیهَا بِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَبَكَتْ وَ بَكَیْتُ لِبُكَائِهَا ثُمَّ قَالَتْ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ لَوْ رَأَیْتَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عِنْدَ الْمَوْتِ لَرَأَیْتَ عَجَباً فَتَحَ عَیْنَیْهِ ثُمَّ قَالَ اجْمَعُوا لِی كُلَّ مَنْ بَیْنِی وَ بَیْنَهُ قَرَابَةٌ قَالَتْ فَلَمْ نَتْرُكْ أَحَداً إِلَّا جَمَعْنَاهُ قَالَتْ فَنَظَرَ إِلَیْهِمْ ثُمَّ قَالَ إِنَّ شَفَاعَتَنَا لَا تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلَاةِ.(1) -الغیبة للشیخ الطوسی جَمَاعَةٌ عَنِ الْبَزَوْفَرِیِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِیسَ عَنِ ابْنِ عِیسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ أَحْمَرَ عَنْ سَالِمَةَ مَوْلَاةِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع قَالَتْ‏كُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع حِینَ حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ وَ أُغْمِیَ عَلَیْهِ فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ أَعْطُوا الْحَسَنَ بْنَ عَلِیِّ بْنِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ هُوَ الْأَفْطَسُ سَبْعِینَ دِینَاراً وَ أَعْطِ فُلَاناً كَذَا وَ فُلَاناً كَذَا فَقُلْتُ أَ تُعْطِی رَجُلًا حَمَلَ عَلَیْكَ بِالشَّفْرَةِ یُرِیدُ أَنْ یَقْتُلَكَ قَالَ تُرِیدِینَ أَنْ لَا أَكُونَ مِنَ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ الَّذِینَ یَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ یَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ‏- نَعَمْ یَا سَالِمَةُ إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ الْجَنَّةَ فَطَیَّبَهَا وَ طَیَّبَ رِیحَهَا وَ إِنَّ رِیحَهَا یُوجَدُ مِنْ مَسِیرَةِ أَلْفَیْ عَامٍ وَ لَا یَجِدُ رِیحَهَا عَاقٌّ وَ لَا قَاطِعُ رَحِم‏.(2)منابع:1.ثواب الأعمال ص 205 و بحار الأنوار (ط - بیروت)،ج‏47،2 2.غیبة الشیخ الطوسیّ ص 128و بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏47،2

    نوشته شده در پنجشنبه 31 شهریور 1390 ساعت 08:09 ق.ظ توسط شاهد نظرات 0 |


    امام صادق(ع)-مقتل-آتش زدن درب خانه حضرت
    آتش زدن در و خانه امام صادق(ع)مفضل بن عمر گفت: منصور دوانیقى شخصى را فرستاد پیش فرماندار خود حسن‏ بن‏ زید كه فرماندارى مكه و مدینه را به عهده داشت. به او پیغام داد كه خانه جعفر بن محمّد(ع) را آتش بزند. خانه امام را آتش زدند. آتش بر در خانه و اطاق ها رسید. حضرت صادق(ع) پاى بر روى آتش گذاشت و از روى آتش می رفت و می گفت «من پسر ریشه هاى زمین هستم من پسر ابراهیم‏ خلیل اللَّه هستم.»مقاتل عاشوراو کتبی ویژه مداحان محترم
    متن عربی:بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنِ ابْنِ جُمْهُورٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: وَجَّهَ أَبُو جَعْفَرٍ الْمَنْصُورُ إِلَى الْحَسَنِ بْنِ زَیْدٍ وَ هُوَ وَالِیهِ عَلَى الْحَرَمَیْنِ أَنْ أَحْرِقْ عَلَى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ دَارَهُ فَأَلْقَى النَّارَ فِی دَارِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ فَأَخَذَتِ النَّارُ فِی الْبَابِ وَ الدِّهْلِیزِ فَخَرَجَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع یَتَخَطَّى النَّارَ وَ یَمْشِی فِیهَا وَ یَقُولُ أَنَا ابْنُ أَعْرَاقِ‏ الثَّرَى‏ أَنَا ابْنُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللَّهِ ع‏.منبع:الكافی (ط - الإسلامیة)، ج‏1، 473 اما دل ها بسوزد... قال المسعودى: فهجموا علیه و أحرقوا بابه، واستخرجواه منه كرهاً، و ضغطوا سیّدة النساء بالباب حتّى أسقطت محسناً. پس به خانه علی(ع) حجوم بردند و درب خانه اش را سوزانیدند و در حالی که کراهت داشت او را از خانه بیرون کشیدند و سرور زنان فاطمه(س) را در کنار در زدند تا این که محسن را سقط کرد. اثبات الوصیة:143.

    نوشته شده در پنجشنبه 31 شهریور 1390 ساعت 08:20 ق.ظ توسط شاهد نظرات 4 |


    امام صادق(ع)-مقتل-غسل و کفن حضرت توسط فرزندشان امام کاظم(ع)
    غسل و کفن نمودن امام صادق(ع) توسط فرزندشان امام کاظم(ع)یكى از راویان حدیث - و از اصحاب امام موسى كاظم صلوات اللّه و سلامه علیه - حكایت كند: از آن حضرت شنیدم كه فرمود: هنگامى كه نشانه هاى مرگ بر پدرم امام جعفر صادق علیه السلام آشكار گردید، خطاب به من اظهار داشت : اى پسرم ! كسى غیر از تو مرا غسل نمى دهد، همان طور كه من خودم پدرم امام محمّد باقر علیه السلام را غسل دادم ؛ و او نیز پدرش امام سجّاد زین العابدین علیه السلام را غسل داد، چون كه حجّت خدا را فقط حجّت او باید غسل دهد؛ و من خود، چشمان پدرم را بر هم نهادم و او را كفن كردم.سپس پدرم ، امام جعفر صادق علیه السلام افزود: اى فرزندم ! پس از فوت من ، برادرت عبداللّه . ادّعاى امامت و خلافت مرا خواهد كرد، او را به حال خود واگذار؛ زیرا او اوّل كسى است كه به من ملحق خواهد شد. و هنگامى كه امام صادق علیه السلام به شهادت رسید، فرزندش حضرت موسى كاظم علیه السلام او را غسل داده و كفن نمود. مقاتل عاشوراو کتبی ویژه مداحان محترم
    ابوبصیر گوید: به حضرتش عرض كردم : یاابن رسول اللّه ! امسال شما و برادرت ، عبداللّه مناسك حجّ را انجام دادید؛ ولیكن عبداللّه یك شتر قربانى و نَحر كرد؟حضرت فرمود: همین كه حضرت نوح علیه السلام سوار كشتى شد، از هر موجودى یك جفت نر و مادّه داخل آن قرار داد؛ مگر زنازاده را كه سوار كشتى ننمود. ابوبصیر گوید: با شنیدن این سخن ، گمان بردم كه امام علیه السلام خبر از مرگ خود مى دهد؛ ولى بر خلاف فكر و تصوّر من حضرت موسى كاظم علیه السلام اظهار نمود: برادرم عبداللّه ، بیش از یك سال زنده نمى ماند. اصحاب، تاریخ آن روز را یادداشت كردند؛ و عبداللّه فرزند امام جعفر صادق علیه السلام بیش از یك سال ادامه زندگى نداد؛ و بلكه كمتر از آن قبل از پایان یك سال از دنیا رفت .متن عربی:و روى الحسن، قال: أخبرنا أحمد، قال: حدّثنا محمّد بن علیّ الصّیرفی، عن علیّ بن محمّد، عن الحسن، عن أبیه، عن أبی بصیر، قال: سمعت العبد الصالح (علیه السلام) یقول:لما حضر أبی الموت قال: یا بنی لا یلی غسلی غیرك، فإنّی غسّلت أبی، و غسّل أبی أباه، و الحجّة یغسّل الحجّة.قال: فكنت أنا الذی غمّضت أبی، و كفّنته، و دفنته بیدی.و قال: یا بنی، إنّ عبد اللّه أخاك یدّعی الإمامة بعدی، فدعه، و هو أوّل من یلحق بی من أهلی. فلمّا مضى أبو عبد اللّه (علیه السلام) أرخى أبو الحسن ستره، و دعا عبد اللّه إلى نفسه.قال أبو بصیر: جعلت فداك، ما بالك حججت العام‏، و نحر عبد اللّه جزورا؟قال: إنّ نوحا لما ركب السفینة و حمل فیها من كلّ زوجین اثنین، حمل كلّ شی‏ء، إلّا ولد الزنا، فإنّه لم یحمله، و قد كانت السفینة مأمورة، فحجّ نوح فیها، و قضى مناسكه.قال أبو بصیر: فظننت أنّه عرّض بنفسه، و قال: أما إنّ عبد اللّه لا یعیش أكثر من سنة. فذهب أصحابه حتّى انقضت السنة. قال: فهذه فیها یموت. قال: فمات فی تلك السنة. منابع:إثبات الوصیة: 167مناقب ابن شهرآشوب 4: 224دلائل الإمامة (طبری- الحدیثة)،328

    نوشته شده در چهارشنبه 30 شهریور 1390 ساعت 03:02 ب.ظ توسط شاهد نظرات 0 |


    امام صادق(ع)-مقتل-آخرین سفارش در هنگام شهادت
    نماز مهمّترین سفارش در آخرین لحظاتمرحوم شیخ صدوق رضوان اللّه تعالى علیه و دیگر بزرگان آورده اند: یكى از راویان حدیث و از اصحاب و دوستان امام جعفر صادق علیه السلام به نام ابوبصیر لیث مرادى حكایت كند: پس از آن كه امام جعفر صادق علیه السلام به شهادت رسید، روزى جهت اظهار هم دردى و عرض تسلیت به اهل منزل حضرت ، رهسپار منزل آن امام مظلوم علیه السلام گردیدم . همین كه وارد منزل حضرت شدم ، همسرش حمیده را گریان دیدم ؛ و من نیز در غم و مصیبت از دست دادن آن امام همام علیه السلام بسیار گریستم . و چون لحظاتى به این منوال گذشت ، افراد آرامش خود را باز یافتند. آن گاه همسر آن حضرت به من خطاب كرد و اظهار داشت : اى ابوبصیر! چنانچه در آخرین لحظات عمر امام جعفر صادق علیه السلام در جمع ما و دیگر اعضاء خانواده مى بودى ، از كلامى بسیار مهمّ استفاده مى بردى . مقاتل عاشوراو کتبی ویژه مداحان محترم
    ابوبصیر گوید: از آن بانوى كریمه توضیح خواستم ؟پاسخ داد: در آن هنگام ، كه ضعف شدیدى بر امام علیه السلام وارد شده بود فرمود: تمام اعضاء خانواده و آشنایان و نزدیكان را بگوئید كه در كنار من حاضر و جمع شوند. وقتى تمامى افراد حضور یافتند، حضرت به یكایك آنان نگاهى عمیق انداخت و سپس خطاب به جمع حاضر فرمود: كسانى كه نسبت به نماز بى اعتنا باشند، شفاعت ما اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام شامل حالشان نمى گردد.متن عربی:ثواب الأعمال مَاجِیلَوَیْهِ عَنْ عَمِّهِ عَنِ الْكُوفِیِّ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْمِیثَمِیِّ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ:دَخَلْتُ عَلَى أُمِّ حَمِیدَةَ أُعَزِّیهَا بِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَبَكَتْ وَ بَكَیْتُ لِبُكَائِهَا ثُمَّ قَالَتْ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ لَوْ رَأَیْتَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عِنْدَ الْمَوْتِ لَرَأَیْتَ عَجَباً فَتَحَ عَیْنَیْهِ ثُمَّ قَالَ اجْمَعُوا لِی كُلَّ مَنْ بَیْنِی وَ بَیْنَهُ قَرَابَةٌ قَالَتْ فَلَمْ نَتْرُكْ أَحَداً إِلَّا جَمَعْنَاهُ قَالَتْ فَنَظَرَ إِلَیْهِمْ ثُمَّ قَالَ إِنَّ شَفَاعَتَنَا لَا تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلَاةِ.منابع:ثواب الا عمال : ص 205بحار الأنوار (ط - بیروت)،ج‏47،2



    باید بگوییم مولا دنیا برای آمدنت محیانیست
    ومانیز آماده که چه عرض کنم
    بی تفاوت نشسته ایم و گویا به نبودنت عادت کرده ایم
    اما
    فقط وفقط برای دعای مادرت زهرا (س)که درپشت درب سوخته صدازد فرزند مهدی گجایی ....
    ظهورکن.

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود