صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شیعه از زمان پیامبر تا عصرغیبت---شیعه در عصرامام مهدی (عج)(2)

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229

    شیعه از زمان پیامبر تا عصرغیبت---شیعه در عصرامام مهدی (عج)(2)





    شیعه در عصر پیامبر(ص)


    گروهی از صحابه در زمان پیامبر اكرم (ص) با شنیدن آیات و روایات در امر امامت و ولایت و خلافت امام علی(ع)بعد از پیامبر اكرم(ص) به او اعتقاد پیدا كرده زعامت و امامت او را پپذیرفتند و از ارادتمندان آن حضرت قرار گرفتند.

    این گروه از همان زمان به « شیعه علی(ع)» معروف شدند:

    1. ابوحاتم رازی می گوید: « اولین لقب و كلمه ای كه در عهد رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ ظهور كرد كلمه « شیعه » بود. این كلمه, لقب چهار نفر از صحابه بوده است كه عبارت اند از: ابوذر, سلمان, مقداد و عمّار.»(1)

    2. ابن خلدون می نویسد: « جماعتی از صحابه, شیعه علی بودند و او را سزاوارتر از دیگران به خلافت می دانستند.»(2)

    3. استاد محمد كرد علی می گوید: « گروهی از بزرگانِ صحابه, معروف به موالیان علی (ع) در عصر رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ بودند از آن جمله سلمان فارسی است كه می گفت:
    ما با رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ بیعت كردیم بر خیر خواهی مسلمانان و اقتدا به علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ و موالیان او.
    و ابی سعید خدری است كه گفت: مردم به پنج كار امر شدند؛ چهار تا را انجام دادند و یكی را ترك نمودند.

    از او سؤال شد آنچه را كه ترك نمودند چه بود؟ او در جواب گفت: ولایت علی بن ابی طالب از او سؤال شد آیا ولایت با چهار عمل دیگر واجب است؟ پاسخ داد: آری.

    و ابوذر غفاری, عمار بن یاسر, حذیفه بن یمان, ذی الشهادتین خزیمه بن ثابت, ابی ایوب انصاری, خالد بن سعید بن عاص و قیس بن سعد بن عباد.»(3)

    4. دكتر صبحی صالح می نویسد: « در میان صحابه حتی در عصر پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ برای علی ـ علیه السّلام ـ پیروان شیعیانی بوده است؛ از آن جمله می توان ابوذر غفاری, مقداد بن اسود, جابر بن عبدالله, ابی بن كعب, ابوالطفیل عامر بن واثله, عباس بن عبد المطلب و تمام فرزندان او, عمار یاسر و ابوایوب انصاری را نام برد.»(4)

    5. استاد محمد عبد الله عنّان می گوید: « این اشتباه است كه بگوییم شیعه برای اولین بار هم هنگام جدایی خوارج ظهور پیدا كرده است بلكه ظهور شیعه در عصر رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ بوده است.»(5)

    پی نوشت:
    1-ابی حاتم رازی, حاضر العالم اسلامی, ج1, ص 188.
    2-تاریخ ابن خلدون, ج3, ص 364.
    3- خطط الشام, ج5, ص 251.
    4- النظم الاسلامیه, ص 96.
    5- روح التشیع, ص 20.



  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    برنامه شیعه در زمان رسول خدا(ص)

    شیعیان در زمان رسول خدا (ص)ـ بعد از آن كه از ولایت و جانشینی امام علی(ع) اطلاع یافتند در صدد تثبیت این مقام و ولایت از راه های مختلف بر آمدند كه از ان جمله است:

    1. بیعت با امیر المؤمنین در روز غدیر خم

    پیامبر در روز غدیر خم خطبه ای ایراد كرد و در آن, مقام و منصب علی بن ابی طالب را برای خلافت ابلاغ نمود, آنگاه فرمود:

    « آگاه باشید! بعد از پایان خطبه ام شما را دعوت می كنم كه با علی ـ علیه السّلام ـ دست داده و بر امامت او بیعت نمایید.»(1)

    2. سرودن شعر در دفاع از ولایت

    حسان بن ثابت بعد از واقعه غدیر از پیامبر اجازه خواست تا نصب امام علی ـ علیه السّلام ـ به ولایت را به شعر در آورد.

    پیامبر اجازه داد, آن گاه واقعه غدیر را به شعر در آورد

    که علامه امینی به طور مشروح در الغدیر اورده است(2)

    3. كار عملی در تثبیت ولایت

    از جمله كارهایی كه پیروان امام علی (ع) در جهت تثبیت امامت و ولایت آن حضرت انجام دادند این بود كه شهادت به ولایت او را بعد از شهادت به رسالت پیامبر در اذانشان به عنوان تبرك, نه به قصد جزئیت, می گفتند تا از این راه, هم اعتقادشان را به ولایت محكم كنند و هم به دیگران گوشزد نمایند.

    شیخ عبد الله مراغی مصری نقل می كند: « در زمان پیامبر سلمان فارسی در اذان اقامه نمازش شهادت به ولایت را بعد از شهادت به رسالت می گفت.
    شخصی بر رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ وارد شد و عرض كرد:

    ای رسول خدا! چیزی شنیدم كه تا كنون نشنیده بودم. پیامبر فرمود آن چیست؟ عرض كرد سلمان در اذانش بعد از شهادت به رسالت , شهادت به ولایت می گوید. رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ فرمود: نیكی و خیر شنیده ای.»(3)

    و نیز نقل می كند كه شخصی بر رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ وارد شد و عرض كرد:
    ای رسول خدا! اباذر در اذان, بعد از شهادت به رسالت, شهادت به ولایت علیّ ـ علیه السّلام ـ یعنی : «أشهد أنّ علیاً ولیّ الله » می گوید. پیامبر فرمود: همین طور است .
    آیا فراموش كردید گفتار مرا در روز غدیر خم «من كنت مولاه فعلیّ مولاه » پس هر كس پیمان شكی كند بر ضرر خود چنین كرده است.»(4)

    پی نوشت:
    1- احتجاج, ج1, ص 155.
    2-الغدیر, ج2, ص 34 .
    3- السلافه فی امر الخلافه, شیخ مراغی.
    4- . همان.



    ادامه دارد....



  5. صلوات ها 5


  6. #3
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    شیعه هنگام وفات پیامبر

    شیعیان هنگام وفات پیامبربا توجه به دستورهای آن حضرت در صدد تثبیت و تنفیذ دستورات بر آمدند, از آن جمله:

    1. با تأكید و اصرار پیامبر به آوردن دوات و قلم برای نوشتن وصیت, در آن دسته و جماعتی بودند كه اصرار به آوردن دوات و قلم داشتند تا پیامبر وصیت خود را مكتوب دارد, ولی از آنجا كه طرف مقابل قوی بود نتوانستند این دستور را عملی سازند.

    2. بعد از آن كه پیامبر به جهت عمل نكردن به دستورش جمعیت را از خود دور كرد,

    افرادی از شیعیانِ امام علی (ع) امثال مقداد و ابوذر را نزد خود نگاه داشت, آنگاه وصیت خود را نسبت به امامان بعد از خود نزد آنان مطرح نمود.(1)

    3. بنابر نقل مظفر در « السقیفه » پیامبر گروهی از شیعیان و ارادتمندان امام علی (ع) را هنگام فرستادن لشكر اسامه به جنگ و مقابله با لشكر روم نزد خود نگاه داشت,

    تا چنانچه مرگ او فرا رسید این چند نفر با بیعت با امام علی (ع) خلافت و حكومت را برای آن حضرت تمام كنند,
    ولی متأسفانه عمر, ابوبكر و برخی دیگر با تخلّف از لشكر اسامه بن زید این نقشه و تدبیر عالی پیامبر را بر هم زدند تا مبادا خلافت از دست آنان گرفته شود.

    4. هنگامی كه برخی, به جهت رسیدن به ملك و سلطنت بعد از فوت پیامبر به سقیفه بنی ساعده رفته و مشغول تقسیم قدرت یا تصاحب آن برای خود بودند,

    در حالی كه جنازه رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ هنوز دفن نشده بود, شیعیان به پیروی امامشان علی (ع) مشغول دفن رسول خدا (ص)و عزاداری برای آن حضرت بودند



    پي نوشت:
    1- كتاب سلیم بن قیس هلالی, ج2, ص 658


  7. صلوات ها 4


  8. #4
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229




    شیعه در ایام خلافت ابوبكر

    شیعیان بعد از وفات رسول خدا(ص) نیز به تلاش خود در راه عملی كردن دستور پیامبر ـ صل الله علیه و آله ـ در رابطه با امام علی ـ علیه السّلام ـ ادامه دادند, و در این راه اقداماتی انجام دادند كه به برخی از آنها اشاره می كنیم:

    كاندیدا كردن امام علی (ع) برای بیعت

    از آنجا كه شیعیان سفارش های پیامبررا در حقّ امام علی (ع) دیده و شنیده بودند و معتقد به امامت و جانشینی امام علی (ع) بعد از رسول خدا(ص) از جانب خداوند و رسول (ص) بودند,
    از این رو بعد از وفات پیامبر فوراً طرح كاندیدا كردن امام را برای بیعت مطرح نمودند.

    عباس بن عبدالمطلب به امام علی ـ علیه السّلام ـ می گوید:
    « أمدد یدك أبایعك یبایعك الناس» ؛ دستانت را به من بده تا با تو بیعت كنم و مردم نیز با تو بیعت خواهند كرد.

    تحصّن شیعیان در خانه فاطمه زهرا ـ علیها سلام ـ

    شیعیان بعد از واقعه سقیفه و تمام شدن خلافت به نفعل ابوبكر, به عنوان اعتراض به خانه حضرت زهرا ـ علیها سلام ـ آمده در آنجا تحصن كردند
    تا ضمن اعتراض به عمل انجام شده, بر امامت و ولایت به حق امام علی ـ علیه السّلام ـ صحّه بگذارند.

    عمر بن خطاب می گوید: « انّه كان من خبرنا حین توفّی الله نبیّه انّ علیّاً و الزبیر و من معهما تخلّفوا عنّا فی بیت فاطمه »,(1)

    از جمله اتفاقاتی كه بعد از وفات رسول خدا(ص) افتاد آن كه علی و زبیر و گروهی كه با آن دو بودند از بیعت و همكاری با ما سرپیچی كرده در خانه فاطمه تحصن نمودند.

    متخلفین از بیعت ابی بكر

    1. سلمان فارسی
    2. عمار یاسر
    3. براء بن عازب
    4. ابان بن سعید

    ابن اثیر می گوید: « و كان أبان أحد من تخلّف عن بیعه أبی بكر لینظر ما یصنع بنوهاشم , فلمّا بایعوه بایع»,(2)
    ابان از جمله كسانی بود كه از بیعت با ابوبكر سر باز زد تا ببیند بنی هاشم چه می كنند؛ بعد ازآنكه دید بنی هاشم بیعت كردند او نیز بیعت نمود

    5. خالد بن سعید

    ابن اثیر می گوید: « خالد و برادرش ابان از بیعت با ابوبكر سرباززدند و به بنی هاشم خطاب كرده گفتند همانا شما خاندانی ریشه دار و اصیلاید كه افراد شایسته ای را به جامعه تحویل داده است و ما به دنبال شماییم.
    بعد از آن كه بنی هاشم با ابوبكر ـ با تهدید و زور ـ بیعت كردند این دوبرادر ـ خالد و ابان ـ نیز بیعت نمودند(3)

    6.
    أبُیّ بن كعب

    او از جمله كسانی بود كه هرگز با ابوبكر بیعت نكرد و شورای سقیفه را بی ارزش خواند(4)

    ابو نعیم اصفهانی در كتاب « حلیه الاولیاءٍ » از قیس بن سعد نقل می كند:

    «
    وارد مدینه شدم تا با یاران پیامبرملاقات كنم, علی الخصوص خیلی علاقه داشتم كه ابیّ را ملاقات نمایم, وارد مسجدپیامبر شدم و در صف اوّل به نماز ایستادم, ناگهان مردی را دیدم كه نماز خود را تمام كرد و شروع به حدیث گفتن نمود.

    گردن ها
    به سوی او كشیده شد تا بیاناتش را بشنوند. او سه بار گفت: سران این امّت گمراه شدند و آخرتشان تباه شد, ولی من دلم به حال آنها نمی سوزد, بلكه به حال مسلمانانی می سوزد كه به دست آنان گمراه شدند(5)

    و نیز آورده است:
    «
    ابیّ بن كعب ـ كه شاهد انحراف مردم از قطب اصلی رهبری اسلامی بود واز این وضع رنج می برد ـ می گفت: «روزی كه پیامبر اسلام زنده بود همه متوجه یك نقطه بودند
    ولی پس از وفات پیامبر
    صورت ها به چپ و راست منحرف گردید(6)

    7.
    ابوذر غفاری.
    8.
    مقداد بن اسود.
    9.
    عباس بن عبدالمطلب و جماعتی از بنی هاشم و جمعی از مهاجرین و انصار.(7)

    ادامه دارد....

    پي نوشت:

    1- مسند احمد, ج1, ص 55؛ تاریخ طبری, ج2, ص 466؛ تاریخ ابن اثیر, ج2, ص 124 و ... .
    2- اسد الغابه, ابن اثیر, ج1, ص 53.
    علي اصغر رضواني- شيعه شناسي و پاسخ به شبهات، ص 57
    3- اسد الغابه, ج1, ص 656.
    4- الفصول المهمه, ص 180 .
    5- حلیه الاولیاء, ج1, ص 252.
    6- همان, ج1, ص 254.
    7- تاریخ ابی الفداء, ج1, ص 156.






    ویرایش توسط طاها : ۱۳۸۹/۰۱/۲۶ در ساعت ۱۳:۵۸

  9. صلوات ها 4


  10. #5
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    ادامه پست قبلی

    موضع گیری ها در دفاع از ولایت


    شیعیان بعد از آنكه تحصّنشان توسط عمر بن خطاب بر هم خورد, وارد مسجد رسول خدا(ص)شده در صدد احتجاج و اقامه حجت بر مردم آمدند, تا آنان را از این خواب غفلت بیدار سازند.
    اینك به موضع گیری های برخی از آنان اشاره می كنیم:

    فضل بن عباس در ضمن سخنان خود خطاب به مردم فرمود: « .. و صاحبنا أولی بها منكم »,(1) صاحب ما ـ علی ـ علیه السّلام ـ ـ به خلافت , از شما سزاوار تر است.

    مقداد بن اسود می گوید:
    « واعجباً لقریش و دفعهم هذا الأمر عن أهل بیت نبیّهم و فیهم أوّل المؤمنین ...»؛(2)

    عجب دارم از قریش كه چگونه خلافت را از اهل بیت نبیّشان گرفت درحالی كه در میان آنان كسی است ـ علی (ع) كه اول مؤمن به پیامبر است.


    و نیز می فرمود: « معرفه آل محمد برائه من النار, وحبّ آل محمد جواز علی الصراط, و الولاء لآل محمد أمان من العذاب»؛(3)

    شناخت و معرفت آل محمد برائت از عذاب و دوستی آنان جواز و مجوز عبور از پل صراط , و ولایت آنان امان از عذاب جهنم است.


    سلمان فارسی در دفاع از خاندان عصمت و طهارت خطاب به مردم می گوید: « ای مردم! همانا آل محمد از خاندان نوح, آل ابراهیم و از ذریه اسماعیل است.

    آنان عترت پاك و هدایتگر محمدند. آل محمّد را به منزله سر از بدن, بلكه به منزله دو چشم از سر بدانید؛ زیرا آنان نسبت بشما مانند آسمان سر بر افراشته, كوه های نصب شده, خورشید روشنی بخش و درخت زیتون اند,..»(4)


    و در جایی دیگر خطاب به مردم می فرماید: « می بینم كه علی (ع) بین شماست ولی دست به دامان او نمی زنید, قسم به كسی كه جانم به دست قدرت اوست, كسی بعد از علی (ع) از اسرار پیامبرتان خبر نمی دهد.»(5)

    بعد از واقعه سقیفه خطاب به مردم فرمود: « كرداز و ناكردازلو, او بایعوا علیاً لأكلوا من فوقهم و من تحت أرجلهم »؛ (6)
    كردید آنچه نباید می كردید, و نكردید آنچه را كه باید می كردید, اگر با علی ـ علیه السّلام ـ بیعت می كردید نعمت فراوانی برای شما از آسمان و زمین جاری بود.


    ابوذر غفاری می گوید: « أصبتم قناعه و تركتم قرابه, لو جعلتم هذا الأمر فی أهل بیت نبیّكم ما اختلف علیكم اثنان»(7) به كم قناعت كردید, و قرابت رسول خدا ـ صل الله علیه و آله ـ را رها ساختید, اگر امر خلافت را در اهل بیت نبیّتان قرار می دادید هرگز دو نفر هم در میان شما اختلاف نمی كرد.

    أبیّ بن كعب:
    ذهبی نقل می كند: « یكی از انصار از ابی بن كعب پرسید ابی! از كجا می آیی؟

    پاسخ داد از منزل خاندان پیامبر

    گفتند: وضع آنان چگونه است؟
    گفت: چگونه می شود وضع كسی كه خانه آنان تا دیروز محلّ رفت و آمد فرشته وحی و كاشانه پیامبر خدا (ص)بود, ولی امروز جنب و جوشی در آنجا به چشم نمی خورد و از وجود پیامبر خالی مانده است
    این را گفت درحالی كه بغض گلویش را می فشرد و گریه مجال سخن را به او نمی داد, بطوری كه وضع او حضّار را نیز به گریه وا داشت.»(8)


    بریده بن خضیب اسلمی:
    ذهبی در ترجمه او می نویسد: « بعد از غصب خلافت از طرف ابوبكر بریده خطاب به ابوبكر كرده گفت: «إِنّا لِلهِ وَ إِنّا إِلَیهِ راجِعُونَ», چه مصیبتهایی كه حق از طرف باطل كشید ای ابوبكر.

    آیا فراموش كردی یا خودت را به فراموشی میزنی؟ كسی تو را گول زده یا نفست تو را گول زده است؟ آیا به یاد نداری كه چگونه رسول خدا (ص) ما را امر نمود كه علی (ع) را امر المؤمنین بنامیم,

    آیا یاد نداری كه پیامبر در اوقات مختلف, اشاره به علی كرده و فرمود: این, امیر مؤمنین, و قاتل ظالمین است.

    از خدا بترس و نفس خود را محاسبه كن قبل از آنكه وقت بگذرد و خودت را از آنچه باعث هلاكت نفس است نجات بده .
    و حقّ را به كسی كه از تو به آن سزاوار تر است واگذار, و در غصب آن پافشاری مكن, برگرد, تو می توانی برگردی, تو را نصیحت كرده و به راه نجات راهنمایی می كنم, كمك كار ظالمین مباش.»(9)


    سكوت معنادار

    از جمله موضع گیری های شیعیان در خلافت ابوبكر و عمر و عثمان سكوت معنادار آنان بود؛ زیرا از طرفی حقّ را با علیّ (ع)دانسته و دیگران را لایق مقام خلافت نمی دانستند.

    از طرف دیگر مصالح اسلام و مسلمین را در نظر می گرفتند, كسانی كه به تعبیر امیر المؤمنین, تازه مسلمان اند.

    از طرف سوم دشمنان داخلی و خارجی را در كمین می دیدند, لذا با یك جمع بندی سكوت را بر هر چیز دیگر ترجیح می دانند. به این معنا كه دست به شمشیر نبرند و برای گرفتن حقّ امیر المؤمنین اقدامی انجام ندهند,

    ولی این بدان معنا نبود كه سكوت مطلق داشته باشند, زیرا حقّ هیچ گاه نباید بطور مطلق خاموش بماند, بلكه در هر موردی كه صلاح می دیدند از راه های مختلف حقانیت امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ را گوشزد می كردند.


    مخالفت عملی

    دربرخی از موارد نیز عملاً با خلیفه غاصب مقبله می كردند كه می توان یك نمونه از آنرا اقدام عملی مالك بن نویره در ندادن زكات به نماینده ابوبكر, خالد بن ولید دانست؛

    زیرا او معتقد بود كه ابوبكر شایسته خلافت نیست و دادن زكات به نماینده او كمك به ظالم است؛ از این رو از دادن زكات به او سرپیچی كرد ...


    نمونه دیگر از مخالفت عملی را می توان هجرت بلال از مدینه دانست ؛ زیرا بلال به خاطر منصب مهمّی كه نزد رسول خدا (ع) داشت, احساس كرد كه اگر در مدینه بماند باید برای خلفه وقت اذان گو باشد,

    و از آن جا كه اذان او در حقیقت تأیید خلافت غاصب است, به همین خاطر مصلحت را در آن دید كه از مدینه پیامبر به محلّی دور هجرت كند تا از او بهره برداری سیاسی نشود و در آن جا بود تا از دار دنیا رحلت كرد.(10)


    پی نوشت:
    1- تاریخ یعقوبی , ج2, ص 103.
    2- همان, ج2, ص 114.
    3- سنن ابن ماجه, ج2, ص 127.
    4- تاریخ یعقوبی, ج2, ص 171.
    5- انساب الاشراف, ج2, ص 183.
    6- انساب الشراف, ج1, ص 591.
    7- شرح ابن ابی الحدید, ج6, ص 5 .
    8- الدرجات ارفیعه, ص 325.
    9- همان, ص 403.
    10- اسدالغابه, ترجمه بلال.




  11. صلوات ها 5


  12. #6
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    شیعه در ایام خلافت عمر بن خطاب

    عمر بن خطاب با توجه به نقش مهمّی كه در دوران خلافت ابوبكر داشت, به خلافت رسید و بدین جهت با مخالفت روبرو نشد.

    امام علی(ع) و شیعیان با این اقدام مخالف بودند, اما بیعت سریع مردم, فرصتی برای مخالفت امام و شیعیان باقی نگذاشت.

    سابقه رفتار تند عمر در دوران خلافت ابوبكر, زمینه هرگونه مخالفت عملی را منتفی می ساخت(1)

    علی (ع) اگر چه میراث خویش را بر باد رفته و خود را شایسته رهبری می دانست, ولی برای حفظ موقعیّت حسّاس جهان اسلام, هم چنان سكوت توأم با بیان حقّ و حقیقت , و تذكّر به حقّانیت خود را ادامه می داد.

    شیعیان نیز همانند امیر المؤمنین سكوت معناداری داشتند, آنها اگر چه سكوت كرده و به جهت حفظ اسلام و وحدت مسلمین دست به اقدامی عملی علیه حكومت وقت نمی زدند ولی با بیانات خود با آنان مخالفت می ورزیدند.

    عمر بن خطاب در مجلسی گفت: « دلیل قریش در انتخاب نكردن علی (ع) به خلافت این بود كه آنان كراهت داشتند خلافت و نبوت در یك خاندان جمع شود .

    ابن عباس كه در آن مجلس بود در برابر این سخن عمر موضع گیری كرده خطاب به او فرمود: قریش نسبت به آنچه كه خداوند نازل كرده بود كراهت داشتند.»(2)

    پی نوشت:
    1- تاریخ یعقوبی, ج2, ص 133؛ كامل ابن اثیر, ج2, ص 135.
    2- شرح ابن ابی الحدید, ج12, ص 53.






  13. صلوات ها 4


  14. #7
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229




    شیعه در ایام خلافت عثمان


    عثمان شیوه دو خلقه پیشین را دنبال نكرد . ابتدا والیان عمر را از ولایات برداشت و بستگان خود را بركار گماشت.
    حكم بن العاص را كه پیامبر به طائف تبعید كرده بود به مدينه برگرداند و خزانه مسلمین را به او سپرد

    مروان بن حكم را مشاور خویش قرار داد و یك پنجم زكات شمال آفریقا را كه مبلغ دو میلیون و پانصد و بیست هزار دینار بود به وی بخشید و او را به دامادی خویش برگیزد
    .

    وی از بیت المال بصره مبلغ ششصد هزار دهم به داماد دیگر خویش, عبدالله بن خالد بن اسید, حواله كرد.
    عبد الله بن عامر, پسر دائی خویش را كه نوجوانی بود به حكومت بصره انتخاب كرد.

    عبدالله بن سعد بن ابی سرح, برادر رضاعی خود ـ كه پیامبر در فتح مكه به سبب ارتداد وی دستور قتلش را صادر كرده بود. ـ به حكومت مصر و خراج آن سرزمین بگزید .

    ولید بن عقبه بن ابی معیط برادر مادری خود را به كوفه فرستاد و پس از فساد و تباهی و شراب خواری او سعید بن عاص, فامیل دیگر خود, را به آن شهر گماشت .

    سعید با اعمال سیاست اشرافیِ اموی و بیان این كه سواد عراق از برای قریش است, موجب اعتراض و شورش مردم كوفه گردید.(1)

    در این دوران علی ـ علیه السّلام ـ و شیعیان در مقابل بدعت های عثمان و والیانش ساكت نمی نشستند.

    ابن ابی الحدید می نویسد: « بیشتر تاریخ نویسان و عالمان اخبار بر آن اند كه عثمان ابتدا اباذر را به شام تبعید كرد و بعد از آن كه معاویه از او به عثمان شكایت كرد او را به مدینه خواست و از مدینه, به خاطر مخالفت با خلیفه, به ربذه تبعید نمود.»(2)

    زمانی كه ابوذر را به ربذه تبعید كردند و علی (ع)و فرزندانش او را بدرقه نمودند, ابوذر نگاهی به امام كرد و گفت وقتی شما و فرزندانت را می بینم به یاد سخن رسول خدا (ص) در مورد شما می افتم و گریه می كنم.(3)

    و نیز از پیامبر اكرم (ص)نقل می كرد كه فرمود: « زود است كه شما را فتنه فرا رسد, اگر گرفتار آن شدید بر شما باد عمل به كتاب خدا و اقتدا به علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ.»(4)

    در زمان خلافت عثمان بر درب مسجد رسول خدا(ص) ایساد و در خطبه ای كه ایراد كرد فرمود: « ای مردم ! محمد وارث علم آدم و فضائل انبیاست, وعلی بن ابی طالب وصی محمد و وارث علم اوست ....»(5)

    بلاذری می نویسد: « مقداد بن عمرو, عمار بن یاسر, طلحه و زبیر با تعداد دیگری از اصحاب رسول خدا(ص) به عثمان نامه نوشتند و او را به نكاتی چند تذكر دادند و او را از خدا ترساندند .

    و در ضمن تهدید كردند كه اگر به تذكرات آنان گوش فرا ندهد بر ضدّ او اقدام خواهند كرد.
    عمار نامه را گرفته نزد عثمان آورد به مجرد این كه صدر نامه را برای او خواند, عثمان با غضب به او گفت: آیا تو از بین دوستانت جرأت خواندن نامه تهدید آمیز را برای من داری؟

    عمار در جواب گفت دلیلش این است كه ناصح ترین قوم خود به تو هستم عثمان در جواب گفت:
    دروغ می گوئی ای فرزند سمیّه. عمّار گفت: به خدا سوگند من پسر سمیه و فرزند یاسرم.

    سپس عثمان به غلامش دستور داد كه دست و پای او را بشكنند. آن گاه با دو پایش در حالی كه در كفش بود شروع به لگد زدن به عمار كرد كه بر اثر آن « فتق » بر او عارض شد.»(6)

    پي نوشت:

    1-الاخبار الطوال, ص 175؛ تاریخ یعقوبی, ج2, ص 164؛ مروج الذهب, ج 1, ص 435 ... .
    2- شرح ابن ابی الحدید, ج2, ص 316.
    3- تاریخ یعقوبی, ج2, ص 173.
    4- انساب الاشراف, ج2, ص 118.
    5-همان, ج2, ص 170 .
    6- انساب الاشراف, ج5, ص 49؛ شرح ابن ابی الحدید, ج1, ص 239.



  15. صلوات ها 2


  16. #8
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229




    شیعه در ایام امامت امیرالمؤمنین

    خلافت امام علی(ع)در اواخر سال سی و پنج ه.ق شروع شد و تقریباً چهار سال و نُه ماه ادامه یافت.

    شیعیان امیر المؤمینین هنگام بیعت عمومی با آن حضرت وقت مناسب دیدند تا یادی از ولایت امیر المؤمنین كرده مردم را به آن مقام شامخ تذكر دهند تا خواستند با آن حضرت بیعت كنند با انگیزه ای حقیقی باشد

    از این رو هنگام بیعت مردم با امیر المؤمنین مالك بن حارث اشتر خطاب به مردم كرده فرمود: « ای مردم! این علی (ع) وصی اوصیاء و وارث علم انبیاست,

    او كسی است كه بلاهای بزرگ را به جان خریده و زحمت های فراوانی در راه اسلام تحمل كرده است.

    او كسی است كه كتاب خدا به ایمان او شهادت داده و پیامبرش او را به بهشت رضوان بشارت داده.

    كسی كه تمام فضائل در او جمع شده, واحدی از گذشتگان و اهل این زمان در سابقه و علم و فضلش شك نكرده است ...»(1)

    خزیمه بن ثابت نیز پس از بیعت با امام علی(ع) می گفت: « ما كسی را برگزیدیم كه رسول خدا ـ صل الله علیه و آله ـ او را برای ما برگزید.»(2)

    امام علی (ع) به كوفه آمد و آن شهر را محل اقامت خود , به عنوان پایتخت, انتخاب نمود؛ تا آنكه بتواند تشیع را در عراق گسترش داده و خود را نیز به اهل عراق معرفی نماید.

    از طر فی كوفه منطقه ای سوق الجیشی بود, و چون كل عراق نیز به شام نزدیك بود، آن حضرت خواست تا علاوه بر عراق؛ شام را نیز تحت نظر قرار دهد.

    بعد از ورود امام به عراق , مردم با ملاحظه امام علی (ع) به عنوان قهرمان سیاست, در مقابل استیلای شامیان از او حمایت كردند و مدتها از حامیان مذهبی امام علی (ع) بودند.

    پس از جنگ جمل, اصطلاح شیعه علی (ع) شامل همه كسانی می شد كه از علی(ع) مقابل عائشه حمایت می كردند.
    علاوه بر آن به اشخاص و گروه های غیر مذهبی كه به دلائل سیاسی از علی (ع) حمایت می كردند, لفظ شیعه اطلاق می گردید.

    در این مفهوم وسیع بود كه كلمه شیعه در سند حكمیت در صفین به كار رفت. ده سال بعد, زمانی كه شیعیان شروع به تثبیت موقعیت اسمی خود كردند,

    كوشش هایی برای جدایی حامیان علی (ع) صورت گرفت و بین حامیان مذهبی و غیر مذهبی وی تمایزی حاصل شد.

    امام علی (ع)در طول چهار سال ونه ماه حكومت خویش , اگر چه نتوانست جامعه اسلامی را به صورت اوّل خویش بازگرداند, اما به موفقیت های مهمّی دست یافت كه عبارتند از:

    1. معرفی كردن شخصیت واقعی رسول خدا ـ صل الله علیه و آله ـ برای مردم.

    2. تبیین احكام فراموش شده اسلام.

    3. جلوگیری از بدعتها و تحریف های دینی درحدّ امكان .

    4. تصحیح و اصلاح احكامی كه به اشتباه برای مردم تبیین شده بود.

    5. تبین مقدار زیادی از معارف دینی.

    6. تربیت شاگردانی جلیل القدر مانند: اویس قرنی, كمیل بن زیاد, میثم تمار, رشید هجری و ... .

    ادامه دارد....

    پی نوشت:

    1- تاریخ یعقوبی, ج2, ص 178.
    2- المعیار و الموازنه , ص 51.




  17. صلوات ها 2


  18. #9
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    شیعه درزمان امامت امیرالمومنین(ع)


    در عصر حكومت امام علی(ع) اگر چه فشار ها و حصر های سیاسی از شیعه بر طرف شد, ولی در عوض مبتلا به جنگ های داخلی متعدد شدند و در این جنگ ها نیز با گفتار و عمل دست از دفاع از امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ بر نداشتند.

    شیعیان با وجود شكست در جنگ ها برای دفاع از امیر المؤمنین و مقابله با مخالفین آن حضرت, دست از دفاع عقیدتی از آن حضرت ‎ بر نداشتند.

    جنگ جمل

    شیعیان عقیدتی در جنگ جمل به جهت آگاهی دادن مخالف و موافق به حقانیت امیر المؤمنین در خطبه ها و رجزهای حماسی خود, آن حضرت را به دیگران معرفی می كردند

    جنگ صفین


    در جنگ صفین نیز شیعیان به طرق مختلف به دفاع از امیر المؤمنین و حریم ولایت بر آمدند.

    عده ای با بیان خطبه ها, به دفاع از مقام او بر آمدند. ابن ابی الحدید می گوید: « بعد از آن كه امیر المؤمنین مردم را در كوفه برای حركت به طرف صفین به جهت جنگ با معاویه جمع كرد,

    عمر و بن حمق خزاعی ایستاد و امام علی (ع) را مورد خطاب قرار داده عرض كرد: « ای امیر مؤمنان ! من تو را به جهت خویشاوند یا طلب مال, یا سلطنت و جاه, دوست ندارم بلكه دوستی من نسبت به تو از آن جهت است كه پنج خصلت در تو یافتم كه در دیگری نبوده است:

    تو پسر عموی رسول خدا و جانشین و وصیّ او هستی, و پدر ذریه پیامبری كه در میان ما به ودیعت گذارده شده است. تو اول كسی هستی كه اسلام آورد, و سهم تو در جهاد از همه بیشتر است ....»(1)

    امّ خیر نیز در روز صفین در تحریك سپاهیان امام علی (ع) می فرمود: « عجله كنید ـ خداوند شما را رحمت كند ـ به یاری امام عادل و با تقوای باوفا و راستگو كه وصی رسول خداست.»(2)


    برخی دیگر نیز پس از آن كه امام علی (ع) از صفین به كوفه بازگشت و خوارج از او جدا شدند, در كنار امام علی (ع) ثابت قدم ماندند و بار دیگر با آن حضرت تجدید بیعت و عهد نمودند.

    از جمله عهد آنان این بود كه به حضرت خطاب كرده عرض كردند: « ما دوست هر كسی هستیم كه تو دوست آنی, و دشمن هر كسی هستیم كه تو با آنان دشمنی داری .»(3)

    عده ای دیگر با نوشتن نامه به معاویه او را مورد عتاب و سرزنش قرار داده مقام ولایت و خلافت به حق امیر المؤمنین را به او گوشزد می كردند.

    محمد بن ابی بكر در نامه ای كه به معویه می نویسد, می گوید: « ... و ای برتو! چگونه خودت را در كنار علی (ع) قرار می دهی, كسی كه وارث رسول خدا (ص)و وصیّ او و پدر فرزندان اوست.

    كسی كه قبل از دیگران به او گروید و آخرین كسی بود كه عهد پیامبر را شیند. او را از اسرارش آگاه و در امرش شریك ساخت. »(4)

    دارمیه حجونیه از زنان شیعه امام علی(ع) در برابر معاویه در بیان علل دوستی علی (ع) گفت: « من او را دوست دارم زیرا مساكین را دوست می داشت و به واماندگان كمك می كرد.
    او فقیه در دین بود و از بیان حق كوتاهی نمی نمود. او از جانب رسول خدا ـ صل الله علیه و آله ـ ولایت داشت(5)


    ادامه دارد........


    پی نوشت:
    1- شرحا بن ابی الحدید , ج1, ص 281.
    2-بلاغات النساء , ص 67.
    ...».
    3- تاریخ طبر, ج5, ص 63. انساب الاشراف, ج2, ص 348.
    4- تاریخ ابن اثیر, ج3, ص 108. وقعه صفین, ص 118.
    5- الوافدات من النساء عل معاویه, ص 41.




  19. صلوات


  20. #10
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    جنایات معاویه بر شیعه در اواخر حكومت امام علی (ع)

    از سال 39 هجری, معاویه هجوم همگانی و گسترده ای را بر علیه شیعیان امیر المؤمنین آغاز نمود و با فرستادن افرادی خشن و بی دین برای سركوب شیعیان , حیطه حكومت حضرت را مورد تاخت و تاز قرار داد:

    1. نعمان بن بشیر را با هزار نفر برای سركوب مردم عین التمر فرستاد.

    2. سفیان بن عوف را با شش هزار نفر برای سركوب مردم هیت و از آن جا به انبار و مدائن فرستاد .

    3. عبد الله بن مسعده بن حكمه فزاری كه از دشمنان امیر المؤمنین(ع) بود با هزار و هفت صد نفر به تیماء فرستاد.

    4. ضحاك بن قیس را با سه هزار نفر به واقعه برای غارت هر كس كه در طاعت امام علی (ع) است فرستاد.
    و در مقابل , حضرت امیر المؤمنین (ع) حجر بن عدی را با چهار هزار نفر برای مقابله با او فرستاد.

    5. عبد الرحمن بن قباث بن اشیم را با جماعتی به بلاد جزیره فرستاد, كه حضرت كمیل رابرای مقابله با او فرستاد.

    6. حرث بن نمر تنوخی را نیز به جزیره فرستاد تا با هر كس كه در اطاعت امام علی(ع)است مقابله كند كه در آن واقعه افراد زیادی كشته شدند.(1)

    7. در سال 40, بُسر بن أرطاه را با لشكری به سوی مكه و مدینه و یمن فرستاد او هنگامی كه به مدینه رسید,
    عبید الله بن عباس كه عامل مدینه از طرف امام علی (ع) بود, ازآن جا فرار كرده و در كوفه به حضرت ملحق شد ولی بُسر هر دو فرزند او را به شهادت رسانید.(2)

    یكی دیگر از مناطقی كه سر راه « بُسر» مورد غارت قرار گرفت منطقه ای بود كه گروهی از قبیله همدان و شیعیان حضرت علی (ع)در آنجا سكونت داشتند.

    بُسر با حركتی غافلگیرانه به آن ها حمله كرد. بسیاری از مردان را كشت, و تعدای از زنان و فرزندان آنان را به اسارت بود. و این اولین بار بود كه زنان و كودكان مسلمین به اسارت برده می شدند.(3)

    مسعودی در مورد بُسر بن ارطاه می گوید: « او افرادی از خزاعه و همدان و گروهی را كه معروف به « الانباء » از نژاد ایرانیان مقیم یمن بودند كشت .

    و هر كسی را كه مشاهده می كرد میل به علی دارد یا هوای او را در سر دارد, می كشت.»(4)

    ابن ابی الحدید می گوید: « بُسر به طرف اهل حسبان كه همگی از شیعیان علی (ع) بودند, آمد و با آنان سخت درگیر شد و به طور فجیعی آنان را به قتل رسانید.

    و از آنجا به طرف صنعا آمد و در آنجا صد نفر از پیر مردان را كه اصالتاً از فارس بودند بودند كشت,
    تنها به جرم این كه دو فرزند عبید الله بن عباس در خانه یكی از زنان مخفی شده است. و بُسر در حمله هایش حدود سی هزار نفر را به قتل رساند و عده ای را نیز در آتش سوزاند.(5)

    او نیز می نویسد: « معاویه در نامه ای به تمام كارگزارانش نوشت: به هیچ یك از
    شیعیان علی و اهل بیتش اجازه شهادت ندهید.
    و در مقابل , شیعیانِ عثمان را پناه داده و آنا را اكرام كنید ... . و نیز در نامه ای دیگر به كارگزاران خود نوشت هر كسی كه ثابت شد محب علیّ و اهل بیت اوست اسمش را از دیوان محو كرده و عطا و روزیش را قطع نمایید.

    و در ضمیمه این نامه نوشت: هر كس كه متّهم به ولای اهل بیت ـ علیه السّلام ـ است او را دستگیر كرده و خانه او را خراب كیند. بیشتر مصیبت بر اهل عراق بود خصوصاً اهل كوفه ...».(6)


    پی نوشت:
    1- الاغانی, ج15, ص 44. تاریخ ابن عساكر, ج10, ص 152. الاستیعاب, ج 1 / 65. تاریخ طبری, ج 5, ص 134؛ الكامل, ج2, ص 425.
    2- تاریخ طبری, ج5, ص 139. كامل ابن اثیر , ج2, ص 425. تاریخ دمشق, ج10, ص 152. البدایه و النهایه, ج7, ص 356.
    3- العقد الفرید, ج5, ص 11.
    4- مروج الذهب, ج3, ص 22.
    5- شرح ابن ابی الحدید , ج1, ص 116 ـ 121.
    6- همان, ج11, ص 44 ـ 45.


    ویرایش توسط طاها : ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ در ساعت ۱۸:۱۸

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود