جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا واقعا خدا به کسی که سر آموخت، مهر بر دهانش نهاد و ان را دوخت؟ یعنی نمیشه بیان کنه؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    968
    حضور
    16 روز 10 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1947

    آیا واقعا خدا به کسی که سر آموخت، مهر بر دهانش نهاد و ان را دوخت؟ یعنی نمیشه بیان کنه؟




    بسم الله الرحمن الرحیم....سلام...سوال که مشخصه ایا واقعا خدا به کسی که سر اموخت مهر بر دهانش نهاد و ان را دوخت...یعنی نمیشه بیان کنه اما چرا خدا نمیذاره بگه....مگه چی میشه به ما هم معجزاتی که دیده نشون بده یا فقط تعریف کنه.....درثانی ایت الله بهجت مگه نرسیده....چطوری همه باخبر شدن مگه میشه سر و راز بین او و خدا لو بره....من یه دوستی دارم میگه عالم غیب رو دیدم فقط بهم گفت درکت نمیرسه برات تعریف کنم.......با تشکر

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11167



    با نام الله




    آیا واقعا خدا به کسی که سر آموخت، مهر بر دهانش نهاد و ان را دوخت؟ یعنی نمیشه بیان کنه؟








    کارشناس بحث: استاد سینا



    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    2,182
    حضور
    17 روز 13 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15131

    جمع بندی




    سوال:
    چرا خداوند اسراری که به بندگان خاص خود آموخته را اجازه نشر آن را نمیدهد؟

    پاسخ:
    همانطور که می دانید در جهان هم اسرار مادی وجود دارد و هم اسرار معنوی که خیلی از آنها بر انسان ها پوشیده است.اسرار مادی از طریق پیشرفت علم هر روز هویدا می شود و اسرار معنوی از جمله اموری است که تنها بر اهل تقوا روشن می گردد.
    اسرار معنوی در اختیار خداوند است و به اذن خداوند تنها به برگزیدگان در این مسیر اعطا می شود.که البته این اعطا بر حسب ظرفیت اشخاص است.

    امیر مؤمنان علی(ع) در سخن معروف خود به کمیل فرمود: «ان هذه القلوب اوعیة فخیرها اوعاها...؛(1)
    قلوب و ارواح مردم ظرفهائی هستند بهترین آنها وسیع ترین آنهاست.

    کسانی که در این راه به جایی می رسند و رازها برایشان همچون روز روشن می شود می توانند با توجه به قابلیت و فهم مردم، آنها را آگاه نمایند.در واقع هدف گفتن این اسرار برای آن بزرگان، کمک به هدایت افراد است بنابراین چنانچه تشخیص هدایت و تاثیر گذاری بدهند طبیعتا اسراری را با بعضی افراد در میان می گذارند اما گاهی ممکن است به دلیل قابلیت محدود،گفتن این اسرار نه تنها کمکی به هدایت فرد نکند بلکه به دلیل کم ظرفیتی نوعی انحراف برای آنها ایجاد کند و نتیجه معکوس داشته باشد به همین خاطر از گفتن آن رازها امتناع می نمایند.بنابراین ترس از سوءتفاهم و کج فهمی عاملی برای سکوت عرفاست.

    در روایت نیز امده است:
    كلم الناس علی قدر عقولهم» (2) ؛ با مردم به مقدار فهمشان تكلم كنید.

    البته سکوتی که در بین عرفا مشهود است خود می تواند راهی برای خودسازی بیشتر باشد و هرچه کمتر از حالات خود بگویند ،بهتر می توانند این مسیر را طی کنند بنابراین یکی از دلایل عدم بیان اسرار نیز همین است که ممکن است با بیان بعضی امور برخی از توفیقات را از دست بدهند..
    آنچه که از بزرگانی همچون آیت الله بهجت بدست ما رسیده مطالبی بوده که در جمع های خصوصی مطرح شده و ایشان با توجه به ظرفیت مخاطب آنها را بیان نموده اند و بعدها توسط دیگران به دستان ما رسیده است.


    منبع:
    (1)نهج البلاغه، حکمت 127.
    (2)غررالحکم، ج 1، ص 176


    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۶/۰۴/۲۰ در ساعت ۱۰:۱۶

  7. صلوات ها 5


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود