همانا پس از نابودی جهان تنها خدای سبحان باقی می ماند.تنهای تنها که چیزی با او نیست. انگونه که قبل از افرینش جهان چیزی با او نبود. نه زمانی ونه مکانی بی وقت وبی زمان. در ان هنگام مهلت ها به سر اید. سالها و ساعتها سپری شود وچیزی جز خدای یگانه قهار باقی نمیماند.که بازگشت همه چیز به سوی اوست.پدیده ها چنانکه در اغاز افریده شدن قدرتی نداشتند به هنگام نابودی نیز قدرت مخالفتی ندارند.زیرا اگر میتوانستند پایدار میماندند. افرینش چیزی برای خدا رنج اور نبوده ودر افرینش موجودات دچار فرسودگی وناتوانی نشده است.موجودات را برای استحکام حکومتش نیافریده وبرای ترس از کمبود و نقصان پدید نیاورده است. افرینش مخلوقات نه برای یاری خواستن در برابر همتایی بود که ممکن است بر او غلبه یابد ونه برای پرهیز از دشمنی بود که به هجوم اورد ونه برای طولانی شدن دوران حکومت و نه برای پیروز شدن بر شریک وهمتایی مخالف ونه برای رفع تنهایی. سپس همه موجودات را نابود میکند.نه برای خستگی از اداره انها ونه برای اسایش و استراحت ونه به خاطر رنج و سنگینی که برای او داشتند .ونه برای طولانی شدن ملال اور زندگیشان بلکه خداوند با لطف خود موجودات را اداره مفرمایند. وبا فرمان خود همه را بر پا میدارد وبا قدرت خود همه را استوار میکند. سپس بدون ان که نیازی داشته .بار دیگر همه را باز میگرداند نه برای اینکه از انها کمکی بگیرد ونه برای رها شدن از تنهایی تا با انها مانوس شود ونه انکه تجربه ای به دست اورد. ونه برای ان که ازفقر ونیاز به توانگری رسد.ویا از ذلت و خواری به عزت و قدرت راه یابد.
سخنانی از مولا علی علیهالسلام