صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ◆◆◆ غزه در آتش و خون ◆◆◆ اولین روز مدرسه در غزه

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,199
    حضور
    144 روز 6 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93054

    ◆◆◆ غزه در آتش و خون ◆◆◆ اولین روز مدرسه در غزه




    ◆◆◆ غزه در آتش و خون ◆◆◆ اولین روز مدرسه در غزه


    غزه در آتش ، و در خون غوطه ور
    ديو و دد در كوي و برزن مستقر
    غزه در آتش ، و دل در اضطراب
    حال ما هم همچو حال او خراب
    غزه مي سوزد و مي سازد غريب
    پيكرش مجروح اما بي طبيب
    كودكانش زخمي و بي ياورند
    تير و تركش بر سر و دست وسرند
    غزه در آتش و غرق خاك و خون
    دشمنش خونخوارو در اوج جنون
    غزه دلخون است از اطرافيان
    لعن و نفرين خدا بر بانيان
    مي فشارد بر گلو تا جان دهد
    يا كه كافر گشته و ايمان دهد
    يا رها سازد ديار و خانه اش
    يا نگويد حرفي از كاشانه اش
    غزه خسته ، دلشكسته ، بي پناه
    زير بمباران دشمن ، بي گناه
    *****
    حكمرانان عرب در عيش و نوش
    پنبه در گوشند و لب هاشان خموش
    در پي آسايش و ارامشند
    زين سبب حرفي نگفته ، خامشند
    بي مروت حاكمان زشت خو
    برده از فرزند آدم آبرو
    پس چه شد آزادي و حق بشر ؟
    سازمانهاي ملل را كو ثمر ؟
    كيست تا ياري كند مظلوم را ؟
    كيست حامي ، ملت محروم را ؟
    كيست مانع بر سر وحشيگري ؟
    كيست عادل ، تا نمايد داوري ؟!
    خانه و كاشانه اش اشغال شد
    حق او از زندگي پامال شد
    ******
    بر تو از ما صدهزاران آفرين
    غزه ، اي شهر شهيد راه دين !
    غيرتت را نازم ، اي شهر شرف
    همتت را نازم اي قدسي هدف
    دست حق همراه تو در هرزمان
    ياورت باري تعالي بي گمان
    قدس از آن تو و از آن من
    نيست پروا ، زين سبب از جان و تن
    گر شود صادر مرا فرمان جنگ
    مي شتابم رو به سويت بي درنگ
    مي كنم ياري ترا ، اي قهرمان
    اي برادر ، اي دلير بي نشان
    همچنان چون كوه بايد استوار
    همچنان پاينده باش و برقرار
    عاقبت فتح و ظفر از آن توست
    اين نويد و مژده قرآن توست


  2. صلوات ها 25


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,199
    حضور
    144 روز 6 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93054



    ◆◆◆ غزه در آتش و خون ◆◆◆ اولین روز مدرسه در غزه


  5. صلوات ها 24


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,199
    حضور
    144 روز 6 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93054



    ◆◆◆ غزه در آتش و خون ◆◆◆ اولین روز مدرسه در غزه


  7. صلوات ها 29


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,199
    حضور
    144 روز 6 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93054



    ◆◆◆ غزه در آتش و خون ◆◆◆ اولین روز مدرسه در غزه


  9. صلوات ها 22


  10. #5

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    خدا-ائمه-قرآن-رهبرم سید علی خامنه ای
    نوشته
    4,453
    حضور
    45 روز 2 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    365
    صلوات
    22966



    هست اسراییل نامشروع و پست

    پشت این نامرد را باید شکست


    بشکنید آنان که ما را بشکنند


    حرمت بیت خدا را بشکنند


    بشکنید این قوم نامشروع را


    این دغل بازان در جنگ خدا


    ای برادر قبله را دزیده‌اند


    کس نمی‌پرسد چرا دزدیده‌اند؟


    روح ابراهیم از اینان در عذاب


    حال احمد از چنین دزدان خراب


    هان و هان ای مسلمین سربلند


    بی تفاوت بودن و خامش به چند؟


    چند باید دید و حتی دم نزد


    بر دهان خصم دون محکم نزد


    آنکه گردد مسلمین را بی‌خیال


    هست بر روی زمین مثل وبال


    مسلمین با قدس همراهی کنید


    آه دل را آن طرف جاری کنید


    اشک باید سیل گردد عاقبت


    تا که دشمن ویل گردد عاقبت


    «آه آه از دست صرافان گوهرناشناس»


    تا به کی در چنگ غفلت چنگ شب؟


    با خروش حیدری باید دمار آری برون


    از زمستان سیه صبح بهار آری برون


    قدس باید صبح عید و خانه یاران شود


    تیر بر فرق تجاوزگر چنان باران شود


    این امام عصر(عج) یاری کن به خیل عاشقان


    گرهمه نامهربان باشیم هستی مهربان



  11. صلوات ها 21


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,199
    حضور
    144 روز 6 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93054



    ◆◆◆ غزه در آتش و خون ◆◆◆ اولین روز مدرسه در غزه


  13. صلوات ها 24


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    علاقه
    خدا هنر فلسفه دین مادر...
    نوشته
    534
    حضور
    31 روز 17 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    21
    آپلود
    0
    گالری
    23
    صلوات
    3743



    ◆◆◆ غزه در آتش و خون ◆◆◆ اولین روز مدرسه در غزه





  15. صلوات ها 23


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,199
    حضور
    144 روز 6 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93054

    توصیف هولناک یک فلسطینی از جنگ




    سارا علی شهروند فلسطینی غزه در الجزیره نوشت: بوم! ساعت 3:05 صبح است. ما بعد از شبی طولانی و هراس انگیز که با حضور پهپادهای اطلاعاتی اسراییل بر فراز آسمان غزه بدتر هم شده، برای صرف سحری بیدار شده ایم. دوستانم روی فیس بوک، از بی خوابی و ادامه حملات هوایی اسراییل در اطراف محل سکونت خود، نوشته اند. سیگنال رادیو ضعیف است بنابراین خاموشش می کنم. انفجار کر کننده یک موشک در همین حوالی، خواهر زاده دو سال و نیمه من را از جا می پراند. کودک، انگشتش را به سمت سقف گرفته و ناله می کند.

    شفقنا به نقل از این شهروند فلسطینی در ادامه نوشت: در روز 7 جولای، فلسطینی ها یک بار دیگر خود را گرفتار تهاجم خشونت بار اسراییل یافتند. تاکنون بیش از 500 فلسطینی کشته شده اند که اغلب آنها غیرنظامی بوده اند. دست کم 77 نفر از جان باختگان، کودک بوده اند. هزاران نفر از مردم مجروح و بیش از 50 هزار نفر، بی خانمان شده اند. حدود 15 هزار منزل مسکونی ویران شده یا به شدت آسیب دیده است. ده ها قایق ماهیگیری سوخته، نابود شده یا صدمه دیده است.

    خط لوله اصلی آب برای اردوگاه آوارگان الشاطی در غزه بمباران و نابود شده است. 50 درصد از مراکز درمانی از ادامه فعالیت باز ایستاده اند. در بمباران یک مرکز ویژه معلولان که توسط یک موسسه خیریه اداره می شد، دو زن کشته شدند، چندین نفر مجروح شدند و خود مرکز نیز به کل نابود شد. یک مهد کودک هم هدف موشک قرار گرفت و تخریب شد. یک درمانگاه ویژه توانبخشی هدف قرار گرفت. منزل مسکونی رییس پلیس غزه، تیسیر البطش، با دو بمب هدف قرار گرفت. خود وی به شدت مجروح شد اما 17 نفر از اعضای خانواده اش جان باختند. 4 کودک که کنار ساحل بازی می کردند، در حمله موشکی یک قایق مسلح اسراییلی، کشته شدند. 3 کودک دیگر، وقتی روی پشت بام منزل خود بازی می کردند، کشته شدند. این فهرست ادامه دارد و ادامه دارد.

    در پاسخ به اشغالگری اسراییل و محاصره غیرقانونی باریکه غزه (با همدستی مصر)، ویرانی های اسراییل در کرانه باختری، نقض مستمر حقوق بشر و بازداشت های غیر قانونی، شلیک به ماهیگیرها و کشاورزان فلسطینی و بمباران مستمر غزه، گروههای مسلح فلسطینی راکت هایی را به داخل اسراییل شلیک کرده اند. آژیرهای خطر در اورشلیم، سدیروت، تل آویو، ایسدود، بر صبا، و دیگر نواحی به صدا در آمده و اسراییلی ها را روانه پناهگاهها ساخته است. تاکنون دو غیر نظامی در اسراییل جان باخته اند و شماری از سربازان اسراییلی نیز در درگیری با رزمندگان فلسطینی کشته شده اند.

    بعد از ظهر روز 16 جولای، خانه پدر بزرگ و مادر بزرگ مرحوم من – خانه ای در شرق غزه که 4 خانواده، مجموعا 12 نفر را در خود جای داده بود- بمباران شد. هیچ یک از ساکنان این خانه، تماس تلفنی و پیغام هشدار دهنده ای دریافت نکرده بودند. فاصله بین خانه آنها و خانه همسایه های آنها، کمتر از یک متر بود. از خانه آنها هیچ راکتی به سمت اسراییل شلیک نشده بود. با این حال، اسراییل این خانه را هدف قرار داد. وقتی نخستین موشک به خانه اصابت کرد، همه از خانه بیرون زدند. دایی و خاله 70 ساله من، مجروح شدند اما همگی، به طرز معجزه آسایی جان به در بردند.

    آنها که اکنون به معنای واقعی کلمه بی خانمان هستند، در منزل خویشاوندان اسکان یافته اند. خانه آنها کاملا ویران شده است. اغلب وسایل و اثاث آنها همان جا در محل خانه ویران شده، باقی مانده است. آنها هر روز صبح سری به آنجا می زنند و تلاش می کنند از بین آوار و خاک، چیز قابل استفاده ای بیابند. همسر دایی من، که مهندس کشاورزی است و سالها به قلابدوزی مشغول بوده، با گریه و شیون می گوید: " چرا وسایل قلابدوزی خود را برنداشتم؟ چرا بدون آنکه آنها را بردارم، خانه را ترک کردم؟"

    ما هنوز در ماه مبارک رمضان به سر می بریم؛ ماه معنویت، تفکر، تعمق، از خود گذشتگی. امسال، صبح ها و عصرهای رمضان، با همیشه فرق دارد. کسی سر کار نمی رود. بچه ها به مدرسه نمی روند. با این که خیلی ها برای فراهم کردن غذا و اقامه نماز در مسجد بیرون می روند، اما مردم به هر حال سعی می کنند مدت زیادی را بیرون از منزل نباشند. شبها نیز اغلب مردم، به جز نیروهای امدادی و پزشکی و روزنامه نگاران، بیرون نمی روند.

    جنگ وحشتناک است. جنگ، انسانها را آسیب پذیر و درمانده می سازد. مردم قادر نیستند از خانواده و دوستان خود محافظت کنند. کسی نمی تواند بگوید این روزها کدام قسمت غزه امن تر است، تنها می شود گفت کدام قسمت، کمتر خطرناک است. شما با دقت سعی می کنید اسناد و مدارک رسمی، یک بطری آب، جعبه کمک های اولیه، یک موبایل، و بالاتر از همه، خاطرات خود را در یک کیف کوچک لوازم ضروری جمع کنید؛ ولی وقتی خانه شما بمباران می شود، آن کیف کوچک را فراموش می کنید. جنگ یعنی این که شما حتی وقت نمی کنید با پنجره خانه تان خداحافظی کنید، با برچسب هایی که روی دیوار اتاق تان چسبانده اید، با وسایل قلابدوزی تان، و حتی با آن ترک و شکاف روی در که همیشه از آن بیزار بوده اید. جنگ یعنی این که مجبورید خانه تان را پابرهنه ترک کنید. جنگ یعنی این که غم و اندوه شما، به طور مستقیم روی آنتن شبکه های تلویزیونی برود. جنگ یعنی تحقیر. جنگ یعنی ندامت و پشیمانی از آنچه انجام داده اید. جنگ یعنی کودکان و بزرگسالان وحشت زده و مضطرب. جنگ یعنی قلب های شکسته و زخم هایی که هرگز ترمیم نمی شود.

    جنگ یعنی درد ناگهانی خسران و از دست دادن. جنگ، همه چیز شما را در یک دقیقه، شاید کمتر از یک دقیقه، می گیرد و با خود می برد. ابتدا از آسمان، نوری کل منطقه را روشن می کند تا در دل شب، هدف را برای هلیکوپتر آپاچی یا جنگنده اف-16 اسراییل نمایان کند. سپس موشک، با آن صفیر وحشتناکش، از راه می رسد و روی خانه می افتد. صدای جیغ بلند می شود، و سپس اشکهای خاموش و بی صدا سرازیر می شوند. صدای شهادتینی که بر لب خوانده می شود، و آخرین نفس. آن نور دوباره منطقه را روشن می کند. صدای انفجاری مهیب شنیده می شود. دود همه جا را پر می کند و هوای پیرامون، بوی مرگ می دهد. شعله ها زبانه می کشند. پژواک انفجار در گوش تو، صدا می دهد. در عرض چند ثانیه، تمام خاطرات یک نفر، زیر قلوه سنگ ها و آجرهای فرو ریخته خانه اش، دفن می شود. عزیزان یک نفر، برای همیشه پر می کشند و می روند.

    ساعت 3:30 دقیقه صبح است. فقط طی چند دقیقه، سومین صدای انفجار را هم می شنوم. جنگ، یعنی این که خودت برای سحری بیدار شوی؛ نه با صدای زنگ ساعت، بلکه با صدای یک انفجار. صورتها رنگ پریده اند و غذا، طعمی ندارد. زمان هم معنایی ندارد. برق قطع شده و راهی نیست تا متوجه شوم دوستانم هنوز زنده اند یا نه. خواهر زاده ام، از صدای بمب ها به وحشت افتاده و هنوز گریه می کند. آنقدر اشک می ریزد تا بالاخره خوابش می برد. دوباره رادیو را روشن می کنم تا بشنوم رهبران کشورهای غربی کماکان قاطعانه از حق مهاجم ستمگر ما برای "دفاع از خود" سخن می گویند؛ در حالی که همزمان این حق را برای مردم بی دفاع و تحت محاصره غزه، نادیده می گیرند. همان طور که صدای یک انفجار دیگر به گوش می رسد، از این همه تناقض کنایه آمیز، لبخندی روی صورتم می نشیند.




  17. صلوات ها 20


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    علاقه
    تفسیر - علوم قرآنی - شعر - ترجمه -نویسندگی
    نوشته
    838
    حضور
    272 روز 5 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3269



    اللهم اشغل الظالمین بالظالمین و العنهم جمیعا
    ترسانم ،ترسان...

    از آن دمي كه... امواج خروشان زندگی ، وجودم را به صخره های شيطانی خود
    در هم كوبد
    و من... در رسيدن به ساحل آرامش تو سكان هدايتم را درغیر جویم

    اين نفس هر لحظه فرياد حبيبا ميزند**این سر اندر غمزه ات راه طبیبا می زند
    این سخن در پردهء اسرار می ماند که دل**بی سرود عشق تو ذکر مسیحا می زند

    "ز.الحسینی"


  19. صلوات ها 18


  20. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    علاقه
    روانشناسی دینی
    نوشته
    1,087
    حضور
    75 روز 6 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    79
    آپلود
    3
    گالری
    5
    صلوات
    6907



    بسم الله الرحمن الرحیم

    نوش جان‌تان


    زمین که لقمۀ شماست؛ نوش جان‌تان
    و رو کنید هرچه هست در توان‌تان:

    تفنگ‌ها و توپ‌های تازه‌ساخته
    نگاهبان اقتدار باستان‌تان

    کلاه‌هایتان، که یک‌قلم کلاهکند
    و هفت موشکِ ميانِ شمعدان‌تان...

    همه به‌جای خود، ولی عجیب خواندنی‌ست
    فرازهای انتهای داستان‌تان:

    همين شما که ترس در نسوج‌ قلب‌تان
    رسوب کرده مثل حرص در دهان‌تان

    همین شما که از هراس سنگ‌هاي ما
    حصار می‌کشید گرد خان و مان‌تان

    به راه سیل‌های موسمی نشسته‌اید
    اسیر دست موج هاست بادبان‌تان

    به بام «نیل تا فرات»تان نمی‌رسید
    شکسته است پلّکان نردبان‌تان

    زمینِ زیر پای‌تان مذاب می‌شود
    و صاعقه‌ست مائده از آسمان‌تان

    و جنس‌های تازه‌تان که باد می‌کند
    درون پستوی عتیقۀ دکان‌تان

    چه می‌کنید با هجومِ ناگهانِ ما؟
    هزار رستمیم رو به هفت‌خوان‌تان...

    و اینچنین به راستی دروغ می‌شود
    تمام قصه‌های آخرالزمان‌تان

    ...

    اين شعر ناتمام است

    این شعر پایان دیگری خواهد داشت
    پايان اين شعر از جنس کلام نيست
    اميد مهدي نژاد




    افسوس که آنچه برده ام باختنی ست
    بشناخته ها تمام نشناختنی ست
    برداشته ام هر آنچه باید بگذاشت
    بگذاشته ام هر آنچه برداشتنی ست...
    خواجه نصیر الدین طوسی

  21. صلوات ها 13


صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود