صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا انسان ها برابر آفریده (نشده اند)؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    13 آبان :)
    نوشته
    561
    حضور
    24 روز 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    2166

    پرسش آیا انسان ها برابر آفریده (نشده اند)؟




    با سلام
    انسان ها بصورت عادلانه آفریده شده اند با عقل یکسان ، فطرت پاک ، شیطان برای همه آنها یکسان وسوسه می کند و نفس همه آنها در ابتدا تا انتها با آنها خواهد بود.
    سوال : همه چیز یکسان هست اما چرا در انتها یکی جهنمی و یکی بهشتی می شود؟
    اگر علت ضعف است خوب این ضعف از چیست؟ از عقل است؟ مگر عقل ها یکسان نبود؟
    اگر علت سستی اراده هست خوب این سستی از عقل سرچشمه می گیرد مگر عقل ها یکسان نبود پس چرا یکی تنبل و یکی زرنگ شد؟
    اگر علت کمی و زیادی عقل هست و جهنمی و بهشتی شدن افراد هم به این وابستگی دارد پس انسان در تعیین سرنوشت خود دست بسته هست.
    اگر انسان قدرت انتخاب و تمیز دارد پس چرا جهنمی بودن را انتخاب می کند؟ به عبارت دیگر چرا یکسری حرف هادی را گوش کردند و یکسری نه؟ مگر در عقل که مبدا تصمیمات هست یکسان نبودند؟
    ---------------------------------------
    به گونه ای دیگر توضیح می دهم ، شاید منظور را بد رسانده باشم.
    انسان یک لیوان پرآب هست و شیطان یک لیوان خالی.
    همه ی انسان ها با آب یکسان در لیوان بوجود می آیند.
    چگونه شیطان بعضی از لیوان ها را تهی از آب می کند اما بعضی دیگر را نمی تواند؟ در صورتی که آب در همه لیوان ها یکسان است؟
    عقل من و عقل نتانیاهو و عقل آیت الله طباطبایی رحمه الله در یک اندازه هست. اما سه چیز مختلف؟ چرا؟ عقل یکسان ، فطرت یکسان ، نفس یکسان و شیطان هم یکسان.چرا؟
    ---------------------------------------
    زمانی که مادر، آقای شیخ رجبعلی خیاط بزرگوار را باردار بودند ، پدر، لقمه کبابی را برای آنها می آورد. بچه در شکم مادر بی تابی می کند و لگد می زند. مادر از بی تابی نوزاد درون شکم به غذا شک می کند از شوهر درباره غذا می پرسد، که چرا همیشه کباب نصفه می آوردی ولی این بار کباب کامل آوردی . شوهر از بدون اجازه آوردن کباب می گوید.
    حالا اگر پدر من هنگامی که مادرم مرا باردار بود سیبی را از باغ مردم بدون اجازه می چید و می آورد من هرگز چنین بی تابی نمی کردم. چرا؟ هر دو نوزاد ، هر دو بی گناه. چرا پارتی بازی؟
    ممنون
    «عابدى هفتاد سال خدا را بندگى كرد، روزها را روزه و شبها را به نماز مى‌ايستاد، آنگاه حاجتى از خداوند متعال طلب نمود، ولى بر آورده نگرديد، رو به خود كرد و گفت: اشكال از خود تو است، چون اگر در تو خيرى مى‌بود، حاجتت روا مى‌شد، در اين هنگام خداوند متعال فرشته‌اى براى او فرستاد و گفت: اى فرزند آدم! اين يك لحظه‌اى كه خود را كوچك شمردى، از تمام عبادتهاى گذشته‌ات بهتر است»

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11167



    با نام الله




    آیا انسان ها برابر آفریده (نشده اند)؟








    کارشناس بحث: استاد صدیق



    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  5. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    باسلام و قبولی طاعات و عبادات

    انتخاب انسان، تابعی است از عوامل گوناگون که هر یک به اندازه ای در آن نقش دارند.
    لقمه ای که میخورد، خانواده که در ان به دنیا می اید، جامعه ومحله ای که در آن رشد و نمو می یاید. مدرسه و هم کلاسی هایی که در آن اموزش می بیند، تمایلات و انگیزه هایی که در انجام کارها دارد و ...
    تمام این امور به منزله حلقه های یک زنجیره هستند که وقتی همگی جمع می شوند، تازه زمینه را در تصور درونی انسان برای عزم به کاری ایجاد میکند.
    به عبارت دیگر، تمام این عوامل که از بیرون بر انسان عارض میشود، زنجیره اراده انسان را تا سر حد تصور آن کار تکمیل میکند.
    بعد از این مرحله، در درون انسان غوغایی صورت میگیرد.
    غوغای اول، تصور آن کار و مفید بودن آن برای اوست.
    غوغای دوم، تصدیق و اذعان به این مفید یا مضر بودن است.
    البته غالبا این دو مرحله از مبادی اعمال اختیاری، در همان لحظه در اختیار انسان نیست، خصوصا مرحله تصور که از از اموزش و تربیت قبلی فرد ناشی میشود و شخص در حالت عادی، اختیاری در ان ندارد.
    بعد از این دو مرحله، در انسان میل و شوق بر انجام ان کار ایجاد میشود که این مرحله اختیاری است.
    بعد از شوق و میل، عزم و شوق موکد و محکمی بر انجام آن ایجاد میشود که در این مرحله یا در مرحله ای بعد از آن، نفس انسان از طریق مغز به عضلاتش دستور میدهد که به سمت انجام ان کار برود.
    همانطور که مشاهده میکنید تمام مراحل قبل از تصور و تصدیق، گرچه اختیاری نیستند ولی صرفا درحد ابزاری برای انجام کار در اختیار نفس انسان قرار میگیرد و این انسان است که اراده میکند بر طبق این عوامل حرکت بکند یا از ان جلوگیری کند. این انسان است که درهر کاری که انجام میدهد، انرا سبک، سنگین میکند و اگر بر طبق میلش باشد آنرا انجام میدهد. حتی در حالتی که شخص را به انجام کاری مجبور کرده باشند ولی خود او آن کار را انجام دهد(مثلا غذایی را به او بدهند و بعد اسلحه ای را در بالای سرش نگاه بدارند که اگر نخوری، شلیک میکنیم) در اینجا هم شخص با اراده خود آن کار را انجام میدهد، هرچند از نظر عرفی مجبور به نظر میرسد ولی از نظر فلسفی، در ان عمل نیز، این فرایند را طی کرده است.(1)
    بنابراین، تمام انسانها از نظر نعمتهای الهی جهت سعادتمندی به یک اندازه برخوردارند، و حداقل از عقل و وجدان و فطرت یکسانی برخوردارند، ولی این انسان است که با انتخاب های خود، مقصد را اشتباه میگیرد و به بیراهه میرود. به جای اینکه به لذت برسد، رنجی را برای خود می خرد.

    موفق باشید.

    ـــــــــــــــــ
    1. اموزش عقائد، محمد تقی مصباح یزدی، تهران، چاپ و نشر بین الملل، 1377، ص143-144


  6. صلوات


  7. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    32
    حضور
    1 روز 11 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    127



    منم یه همچین تایپیکی رو زدم ولی هنوز آقایه طاهر نیومدن.

    آقای صدیق سوال آخر ایشون در مورد زن باردار و رجبعلی خیاط رو میشه بیشتر توضیح بدین؟ من در این مورد خیلی مشکل دارم و نمیتونم برای کسایی که باهام بحث میکنن اثبات کنم که چرا اینجوری میشه؟ یکی میشه فلانی و آدم خوب و یکی دیگه میشه فلانی و آدم بد؟

    میشه این رو اثبات کنید؟ باتشکر....

  8. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    13 آبان :)
    نوشته
    561
    حضور
    24 روز 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    2166



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    باسلام و قبولی طاعات و عبادات

    انتخاب انسان، تابعی است از عوامل گوناگون که هر یک به اندازه ای در آن نقش دارند.
    لقمه ای که میخورد، خانواده که در ان به دنیا می اید، جامعه ومحله ای که در آن رشد و نمو می یاید. مدرسه و هم کلاسی هایی که در آن اموزش می بیند، تمایلات و انگیزه هایی که در انجام کارها دارد و ...
    تمام این امور به منزله حلقه های یک زنجیره هستند که وقتی همگی جمع می شوند، تازه زمینه را در تصور درونی انسان برای عزم به کاری ایجاد میکند.
    به عبارت دیگر، تمام این عوامل که از بیرون بر انسان عارض میشود، زنجیره اراده انسان را تا سر حد تصور آن کار تکمیل میکند.
    بعد از این مرحله، در درون انسان غوغایی صورت میگیرد.
    غوغای اول، تصور آن کار و مفید بودن آن برای اوست.
    غوغای دوم، تصدیق و اذعان به این مفید یا مضر بودن است.
    البته غالبا این دو مرحله از مبادی اعمال اختیاری، در همان لحظه در اختیار انسان نیست، خصوصا مرحله تصور که از از اموزش و تربیت قبلی فرد ناشی میشود و شخص در حالت عادی، اختیاری در ان ندارد.
    بعد از این دو مرحله، در انسان میل و شوق بر انجام ان کار ایجاد میشود که این مرحله اختیاری است.
    بعد از شوق و میل، عزم و شوق موکد و محکمی بر انجام آن ایجاد میشود که در این مرحله یا در مرحله ای بعد از آن، نفس انسان از طریق مغز به عضلاتش دستور میدهد که به سمت انجام ان کار برود.
    همانطور که مشاهده میکنید تمام مراحل قبل از تصور و تصدیق، گرچه اختیاری نیستند ولی صرفا درحد ابزاری برای انجام کار در اختیار نفس انسان قرار میگیرد و این انسان است که اراده میکند بر طبق این عوامل حرکت بکند یا از ان جلوگیری کند. این انسان است که درهر کاری که انجام میدهد، انرا سبک، سنگین میکند و اگر بر طبق میلش باشد آنرا انجام میدهد. حتی در حالتی که شخص را به انجام کاری مجبور کرده باشند ولی خود او آن کار را انجام دهد(مثلا غذایی را به او بدهند و بعد اسلحه ای را در بالای سرش نگاه بدارند که اگر نخوری، شلیک میکنیم) در اینجا هم شخص با اراده خود آن کار را انجام میدهد، هرچند از نظر عرفی مجبور به نظر میرسد ولی از نظر فلسفی، در ان عمل نیز، این فرایند را طی کرده است.(1)
    بنابراین، تمام انسانها از نظر نعمتهای الهی جهت سعادتمندی به یک اندازه برخوردارند، و حداقل از عقل و وجدان و فطرت یکسانی برخوردارند، ولی این انسان است که با انتخاب های خود، مقصد را اشتباه میگیرد و به بیراهه میرود. به جای اینکه به لذت برسد، رنجی را برای خود می خرد.

    موفق باشید.

    ـــــــــــــــــ
    1. اموزش عقائد، محمد تقی مصباح یزدی، تهران، چاپ و نشر بین الملل، 1377، ص143-144
    ممنون از پاسختون
    من اینطوری متوجه شدم. در ایجاد انگیزش و تعیین هدف بخشی اختیاری است و بخشی اجباری و غیر ارادی مثلا در کودکی اجباری و الان اختیاری و یک سری عوامل دیگر. خوب من با آقای آیت الله بهجت رحمه الله در بدو آفرینش یکی و مساوی بودیم . در عقل و فطرت و نفس و شیطان و وجدان و خلاصه هر چیزی که مربوط به اعطای خدا به ماست. خوب من شرایط محیطی و خانواده و ... با آقای بهجت یکی نیست ولی با توجه به ابزار که بصورت مکفی هم برای من و هم برای آقای بهجت قرار گرفته اند صد در صد باید مساوی پیش بریم. چرا اینطوری نشده؟
    شما فرمودید :
    ولی این انسان است که با انتخاب های خود، مقصد را اشتباه میگیرد و به بیراهه میرود. به جای اینکه به لذت برسد، رنجی را برای خود می خرد.
    عالی فرمودید، فرق در چیست؟ که یک لیوان آب(همان مساوات در بدو آفرینش) یک آتش را خاموش می کند. اما یک لیوان آب به همان اندازه از پس آتش برنمی آید؟ چرا؟
    شما از انسان به عنوان موجودی مختار یاد بردی؟ گفتید حق انتخاب با اوست. سوال : انتخاب از کجا سرچشمه می گیره؟ از عقل؟ مگر عقل یکسان نبود؟ پس چرا یکی نذری می دهد و یکی سر می برد؟ هر درختی حاصل عمق و قدرت ریشه آن هست ریشه همه افکار و کردار ما از بدو ما که توسط خدا ایجاد شد سرچشمه می گیرد ، اگر اختیار و اراده و تصمیم و هرچیزی هست بی نیاز از عامل های اولیه نیست. مثلا تصمیم ما می تواند بر اساس عقل دیگری باشد؟ مثلا اسلحه که روی سر من هست باز هم منم که تصمیم گیرنده هستم بس نتیجه می گیریم فقط و فقط تصمیمات من برپایه داشته های من هست. که این داشته ها را خدا داده و از جایی دیگر نمی توان یافت. مثلا پلنگ و آهو هر دو بر یک اساس زنده اند اولی دویدن تا رسیدن به آهو و دومی دویدن تا فرار از پلنگ. آیا پلنگ ها همیشه سیر هستند؟ آیا آهوها همیشه می گریزند؟
    جان کلام من این است بهشتی و جهنمی بودن ما توسط خدا انتخاب می شود و ما در آن بی تاثیریم. چون انتخاب ما از عقل ماست و عقل ما از خدا.
    «عابدى هفتاد سال خدا را بندگى كرد، روزها را روزه و شبها را به نماز مى‌ايستاد، آنگاه حاجتى از خداوند متعال طلب نمود، ولى بر آورده نگرديد، رو به خود كرد و گفت: اشكال از خود تو است، چون اگر در تو خيرى مى‌بود، حاجتت روا مى‌شد، در اين هنگام خداوند متعال فرشته‌اى براى او فرستاد و گفت: اى فرزند آدم! اين يك لحظه‌اى كه خود را كوچك شمردى، از تمام عبادتهاى گذشته‌ات بهتر است»

  9. صلوات ها 2


  10. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    نقاشی و نویسندگی
    نوشته
    696
    حضور
    62 روز 3 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1608



    به نام خداوند بخشایشگر و مهربان

    سلام

    نقل قول نوشته اصلی توسط yaHosseinDS نمایش پست ها
    جان کلام من این است بهشتی و جهنمی بودن ما توسط خدا انتخاب می شود و ما در آن بی تاثیریم. چون انتخاب ما از عقل ماست و عقل ما از خدا.
    درباره ی شما ، تا اینکه در نظر بگیریم خدا چیست . طبق نظرم میگم که خداوند یک موجود نیست و یک وجود هست ، همه ی ما از او هستیم و به او می پیوندیم ، پس ما تشکیل یافته ای هستیم از وجود او ، بخشی از وجود او هستیم مانند تمامی هستی .

    خب این جا ماهیت ما به ما چیزی داده به نام اختیار . اختیار در وجود ما هست .
    برای مثال توضیح بدم که
    هر راهی که ما میخوایم بریم و خدا اونو میدونه ، بله میدونه چون خود این اختیار بخشی از اونه . بنابراین ما یک مجموعه راه های بسیار زیاد رو تصور کنیم که هر کدام یکی از انتخاب های ما هستند و وجود ما همه ی اونا رو رفته (چون تشکیل یافته از وجودی هست که بر اون مسلطه) اما وقتی در قالب ماده هست و این ماده در قالب زمان معنا میگیره . بنابراین تسلط بر همه ی اون ها از آن ما نیست و طی زمان ، راه را میرویم . و با هر انتخاب بر راه رفته شده تاثیر میذاریم و اینطوریه که با تکرار و تاثیر جدید ، راه سرنوشت که اختیار ما هست رو میرویم که خدا بر همه اش تسلط داره .
    بنابراین اختیاری که ما داریم ازش حرف میزنیم در قالب ماده و زمان معنا میگیره .

    پس طبق این چیزی که گفتم (اگر کاملا واضح نیست بگین که بیشتر توضیح بدم) ، اختیار از آن ماست ، چون ما ماده هستیم و نیازمند زمان برای کامل شدن (رشد) و مرگ . و اگر این اختیار رو در جریان وجودیت غیر مادی (خداوند - معنویت) توضیح بدیم ، میشه همینی که شما گفتی ولی ما اکنون در ماده حضور داریم (یا با در نظر گرفتن بعضی از نظریات ، در هر حالت قالبی از چنین وضعیتی (به نام ماده) بر ما القا گشته و ما در جریانش قرار گرفتیم .


  11. صلوات


  12. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    13 آبان :)
    نوشته
    561
    حضور
    24 روز 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    2166



    کامران جان ممنون
    اما اون اختیاری که در وجود ماده می یاد، چطوری تصمیم می گیره که شقاوت رو بجای رستگاری انتخاب کنه؟ مگه همون اختیار برای همه یه جور نیست؟
    در کل نگاه کن ما کلا دو تا چیز هستیم. غریزه و عقل. خوب حالا با عقل می تونیم امور زندگی رو با تصمیماتمون انتخاب و کنترل کنیم و بر غریزمون تسلط پیدا کنیم. حالا این عقل ما آیا من درستش کردم؟ یا تو ؟ یا کسه دیگه؟ همشو خدا ساخته.
    "
    شخصي به امام صادق گفت شخصي خودارضايي مي كند و مي گويد من توان ترك ندارم و معتاد شده ام امام فرمودند در جمع نيز اين كار را مي كند؟ گفت نه
    امام فرمودند پس مشخص مي شود اراده دارد.
    "
    نگاه کن طرف چرا فکر می کرده اراده نداره؟ چون عقلش کشش نمی داده بفهمه ؟ اما عقل ائمه کامله. درسته طرف اینجا با کمک امام صادق علیه السلام پی برد به ارادش اما سوال توسط یک واسطه به امام رسید. یعنی طرف چرا خودش نیومد مشکلشو با امام درمیون بذاره؟ یعنی از عقل کسه دیگه برای خودش کمک بگیره؟ اینه که سواله منه؟
    آقای بهجت رحمه الله حرف تامل برانگیزی فرمودن: در آن دنیا ما رو بخاطر استفاده نکردن از عقلمون بازخواست می کنن.
    خوب یعنی یک عامل سومی هم هست؟ عقل، غریزه ، (و عاملی که به ما می گه از عقلت استفاده کن؟) این عامل چیه؟ آیا اراده هست؟ چیزی جدا از عقل هست؟ بذار اینطوری بگم وقتی می گن از عقلت استفاده کن یعنی عقل این وسط عمل کننده نیست و باید تبدیل به محرک بشه. مثل موتور که باید روشن بشه . خوب تا زمانی که عقل آکبنده و غریزه هم خاموشه. اینی که تو و من هستیم چیه؟ که تصمیم می گیره تا اینجا عقلو کمک بگیره؟ اون چیه؟ اگر روح هست باز هم همین مسیر سوال من ادامه پیدا می کنه چونکه چطور روحی بیشتر از روح دیگه از عقل استفاده می کنه. الی آخر...
    آیا می تونیم بگیم هر کدوم از ما یک خدا هستیم؟ چون روحمون کاملا مختار هست؟
    ممنون
    ویرایش توسط yaHosseinDS : ۱۳۹۳/۰۵/۰۶ در ساعت ۰۹:۴۳
    «عابدى هفتاد سال خدا را بندگى كرد، روزها را روزه و شبها را به نماز مى‌ايستاد، آنگاه حاجتى از خداوند متعال طلب نمود، ولى بر آورده نگرديد، رو به خود كرد و گفت: اشكال از خود تو است، چون اگر در تو خيرى مى‌بود، حاجتت روا مى‌شد، در اين هنگام خداوند متعال فرشته‌اى براى او فرستاد و گفت: اى فرزند آدم! اين يك لحظه‌اى كه خود را كوچك شمردى، از تمام عبادتهاى گذشته‌ات بهتر است»

  13. صلوات


  14. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    نقاشی و نویسندگی
    نوشته
    696
    حضور
    62 روز 3 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1608



    به نام خداوند بخشایشگر و مهربان

    سلام

    نقل قول نوشته اصلی توسط yaHosseinDS نمایش پست ها
    کامران جان ممنون
    اما اون اختیاری که در وجود ماده می یاد، چطوری تصمیم می گیره که شقاوت رو بجای رستگاری انتخاب کنه؟ مگه همون اختیار برای همه یه جور نیست؟
    در کل نگاه کن ما کلا دو تا چیز هستیم. غریزه و عقل. خوب حالا با عقل می تونیم امور زندگی رو با تصمیماتمون انتخاب و کنترل کنیم و بر غریزمون تسلط پیدا کنیم. حالا این عقل ما آیا من درستش کردم؟ یا تو ؟ یا کسه دیگه؟ همشو خدا ساخته.
    "
    شخصي به امام صادق گفت شخصي خودارضايي مي كند و مي گويد من توان ترك ندارم و معتاد شده ام امام فرمودند در جمع نيز اين كار را مي كند؟ گفت نه
    امام فرمودند پس مشخص مي شود اراده دارد.
    "
    نگاه کن طرف چرا فکر می کرده اراده نداره؟ چون عقلش کشش نمی داده بفهمه ؟ اما عقل ائمه کامله. درسته طرف اینجا با کمک امام صادق علیه السلام پی برد به ارادش اما سوال توسط یک واسطه به امام رسید. یعنی طرف چرا خودش نیومد مشکلشو با امام درمیون بذاره؟ یعنی از عقل کسه دیگه برای خودش کمک بگیره؟ اینه که سواله منه؟
    آقای بهجت رحمه الله حرف تامل برانگیزی فرمودن: در آن دنیا ما رو بخاطر استفاده نکردن از عقلمون بازخواست می کنن.
    خوب یعنی یک عامل سومی هم هست؟ عقل، غریزه ، (و عاملی که به ما می گه از عقلت استفاده کن؟) این عامل چیه؟ آیا اراده هست؟ چیزی جدا از عقل هست؟ بذار اینطوری بگم وقتی می گن از عقلت استفاده کن یعنی عقل این وسط عمل کننده نیست و باید تبدیل به محرک بشه. مثل موتور که باید روشن بشه . خوب تا زمانی که عقل آکبنده و غریزه هم خاموشه. اینی که تو و من هستیم چیه؟ که تصمیم می گیره تا اینجا عقلو کمک بگیره؟ اون چیه؟ اگر روح هست باز هم همین مسیر سوال من ادامه پیدا می کنه چونکه چطور روحی بیشتر از روح دیگه از عقل استفاده می کنه. الی آخر...
    آیا می تونیم بگیم هر کدوم از ما یک خدا هستیم؟ چون روحمون کاملا مختار هست؟
    ممنون
    خب . بذارید بیشتر توضیح بدم .

    از اول نظرمو بزرگ تر و باز تر توضیح میدم تا کاملا متوجه شوید که این مورد سومی که شما میگویید اختیار هست .

    شما خدا رو یک وجود فرض کن ، یک خالق جدا که نشسته یک جا و با دستش چیزی رو میسازه ، فرض نکن . این نوع یک فرض غلط هست مثل زئوس .
    برای مثال شما خداوند رو اقیانوس فرض کن و تمامی اجزای داخل اون از اون هستن و اون در همه ی اونا جریان داره و همه وابسته به اون زندگی میکنن و وجود دارن . پس در همه چیز جریان داره .
    واحدیتش در این حالت معنا پیدا میکنه که همه چیز که از او هستن (بخشی از او هستن) آخر سر میشن یکی (به اون میرسن ، یعنی خدا) . پس با این مفهوم ، هر کدام از ما یک خدا نیستیم ، هر کدام از ما بخشی از خدا هستیم که همه ما + تمامی هستی = وجود خدا

    حالا شما فرض کن یک میدانی که پر از راه هست ،اون قدر زیاد که حتی وقتی من بهش فکر میکنم وحشت میکنم . هر کدام از این راه ها چه کوچک و چه بزرگی ، انتخابی هست که شما میتونید انجام بدین . همه شون با هم ، میشه شما که خداوند بر اون تسلط داره . اما ، چرا شما نمیتونید همه ی اون باشین ؟ چون ماده هستین .

    اونجا که خداوند به ما میگه ذریه ی شما رو جمع کردم و به شما گفتم آیا من خدای شما ، آفریننده ی شما هستم ؟ و همه با قاطعیت گفتن بله . یعنی همین راه ها . بعد معنوی شما (که اسمشو میذاریم روح که خدا میگه روح چیزیست نزد من (به این معنا که از اوست و به او میرسد ، بخشی از اوست))بر همه ی اون راه ها تسلط کامل داره و در این حالت ، شما جاویدان هستین .
    چون هم در لحظه متولد میشوید و هم می میرید . بعد معنوی شما بر تمامی این راه ها تسلط داره و بر همین اساس هست که خداوند از شما بله گرفته ، این بله ، همین تسلط شماست که در همین الان که با من صحبت میکنید هم ، بر اون تسلط دارید با یک تفاوت:

    این تفاوت که معنویت شما در قالب ماده قرار گرفته ، چون این ماده با تعریفی که از شرایط زیست محیطی کره زمین ازش داریم ، نیازمند زمان هست تا متولد بشه ، شکل بگیره و رشد کنه و بمیره و از این حالتش به حالت دیگه ای تغییر کنه ، شما نمیتونید تسلط معنویتون رو درک کنید .
    حال شما در این جریان ماده، باید راه رو بروید . به خاطر شرایطی که دارید ، نمیتونید در آن واحد همه رو تسلط داشته باشید (ماده اجازه نمیده) بنابراین شما در این حالت از واحد های زمانی فقط فرصت انتخاب یک باره رو دارین .

    حالا میخوام روند این اختیار رو توضیح بدم . معنویت شما که از نظر فطری و وجودی ، بخشی از خدا هست رو اگر در حالت انتخاب قرار بدیم ، راهی رو از بین راه های ممکنه در زندگیتون میگذرونه که به آخرین حد و شدت پاک هست و از این طریقه که خداوند رو آفرینندگار جهان میدونه . این حالت وارد ماده میشه و ماده طبق گفته های آقای صدیق با شرایطی که براش پیش میاد ، مجبور به انتخاب هست ، بدون تسلط بر همه ی راه ها . خود به خود از راهی که میره بی خبر میشه (چون شرایط زمانی این ماده اجازه نمیده) بنابراین ، اینجاست که باید راه خوب و بد رو از هم تشخیص بده و اینجاست که اختیار معنا میگیره .

    با هر انتخاب شما راه اختیاری شما ، ثبت میشه و جلو میره (این همون امتحان زندگی هست که از ما گرفته میشه ، نمی دونم شاید تنبیه خدا باشه یا فرصتی باشه از طرف خدا یا خیلی دلایل دیگه که از دلیل آفرینش میگن اما هنوز مشخص نیست)

    بنابر این باوری که من دارم ، مسئله ی سرنوشت و اختیار برام حل شده ، میدونم که از این طریقه که خداوند بر ما آگاهه .
    و اینطوریه که اختیار معنا میگیره و شما هر انتخابی که بکنی از آن خودته و در این راه چون وجودت از خداست ، خدا در تو جریان داره پس بهت کمک میکنه تا خوب و بد رو از هم تشخیص بدی . درباره ی حرف آقای بهجت هم بگم بله ، عقل هست . چون همین اختیار در قالب ماده تعریف میشه و عقل مربوط به ماده هست . قدرت تصمیم گیری مربوط به عقل ماده هست . شما باید به درستی ازش استفاده کنی !

    یک چیزی هم خونده بودم که خداوند دو فرشته رو به انسان تبدیل میکنه و اونا که میگفتن ما مثل انسان ها بدی نمیکنیم ، اما وقتی تبدیل شدن ، بدی کردن .

    میدونین یعنی چی ؟ یعنی اینکه در اون قالب معنوی این اختیار معنی نمیده چون ذات همه از آن خداونده ، به اون میرسه ، بنابراین راه پاک رو انتخاب میکنه و اطاعت امر خداوند رو میکنه . اما وقتی در این قالبی که ما (با تکامل فکری و وجودی ماده ی انسان) قرار داریم ، قرار بگیره . اختیار معنا دار میشه به خاطر شرایطی که گفتم ، اینجاست که هم میتونه بد باشه و هم خوب .


    ویرایش توسط Kamran : ۱۳۹۳/۰۵/۰۶ در ساعت ۱۰:۳۳


  15. صلوات


  16. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نقل قول نوشته اصلی توسط amirhossein74 نمایش پست ها
    آقای صدیق سوال آخر ایشون در مورد زن باردار و رجبعلی خیاط رو میشه بیشتر توضیح بدین؟ من در این مورد خیلی مشکل دارم و نمیتونم برای کسایی که باهام بحث میکنن اثبات کنم که چرا اینجوری میشه؟ یکی میشه فلانی و آدم خوب و یکی دیگه میشه فلانی و آدم بد؟

    میشه این رو اثبات کنید؟ باتشکر....
    باسلام
    تمام بحثی که مطرح شد، ناظر به همین سوال و سوالهایی از این قبیل است.
    انتخاب انسان است که باعث تفاوت انسانها میشود.
    انتخابی که گرچه برخی مبادی ان در اختیار انسان نبوده ولی مراحل انتهایی و اصلی ان اختیاری بوده است.
    اثبات عملی ان کار چندانی ندارد.
    همینکه ما به دنبال اموزش و تربیت میرویم.
    همینکه خداوند به دنبال کسب وکار میرویم ودر زندگی تلاش میکنیم، نشان میدهد که از نظر عمل، همگی معتقد به اختیاری بودن کارهایمان داریم. هرچند از نظر نظری نتوانیم آنرا اثبات کنیم.


  17. صلوات


  18. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نقل قول نوشته اصلی توسط yaHosseinDS نمایش پست ها
    . خوب من با آقای آیت الله بهجت رحمه الله در بدو آفرینش یکی و مساوی بودیم . در عقل و فطرت و نفس و شیطان و وجدان و خلاصه هر چیزی که مربوط به اعطای خدا به ماست. خوب من شرایط محیطی و خانواده و ... با آقای بهجت یکی نیست ولی با توجه به ابزار که بصورت مکفی هم برای من و هم برای آقای بهجت قرار گرفته اند صد در صد باید مساوی پیش بریم. چرا اینطوری نشده؟
    تصورها و تصدیقهایی که ما داریم باعث برخی اعمال ما میشود و اعمال قبلی ما، زمینه ای برای ملکه شدن وعادت شدن ان عمل و انجام دوباره وچند باره ان میشود.
    اینکه من در یک سری شرایط اینطوری انتخاب کردم و اقای بهجت(مثلا) در شرایط مشابه به صورت دیگری عمل کرده، به انتخاب ما باز میگردد. به تصورات و میلها و اموزش ها و انتخابهای ما.


    نقل قول نوشته اصلی توسط yaHosseinDS نمایش پست ها
    شما از انسان به عنوان موجودی مختار یاد بردی؟ گفتید حق انتخاب با اوست. سوال : انتخاب از کجا سرچشمه می گیره؟ از عقل؟ مگر عقل یکسان نبود؟ پس چرا یکی نذری می دهد و یکی سر می برد؟ هر درختی حاصل عمق و قدرت ریشه آن هست ریشه همه افکار و کردار ما از بدو ما که توسط خدا ایجاد شد سرچشمه می گیرد ، اگر اختیار و اراده و تصمیم و هرچیزی هست بی نیاز از عامل های اولیه نیست. مثلا تصمیم ما می تواند بر اساس عقل دیگری باشد؟ مثلا اسلحه که روی سر من هست باز هم منم که تصمیم گیرنده هستم بس نتیجه می گیریم فقط و فقط تصمیمات من برپایه داشته های من هست. که این داشته ها را خدا داده و از جایی دیگر نمی توان یافت. مثلا پلنگ و آهو هر دو بر یک اساس زنده اند اولی دویدن تا رسیدن به آهو و دومی دویدن تا فرار از پلنگ. آیا پلنگ ها همیشه سیر هستند؟ آیا آهوها همیشه می گریزند؟
    جان کلام من این است بهشتی و جهنمی بودن ما توسط خدا انتخاب می شود و ما در آن بی تاثیریم. چون انتخاب ما از عقل ماست و عقل ما از خدا.
    عرض شد که عوامل مختلفی در انتخاب انسان نقش دارد.
    عواملی که لحظه به لحظه بر روی هم تاثیر و تاثر دارد.
    اموزش هایی که منشا اعمال جدید اختیاری میشود و همانها منشأ برای اموزش های بعدی.
    تربیتی که باعث میل به کاری میشود و میلی که خود باعث تربیت جدیدی میشود.
    تصوری که باعث انجام کاری میشود و کاری که باعث تصور جدید میشود.

    البته توجه به این نکته مهم است که فرایند انجام کار اختیاری انقدر پیچیده است که به وضوح نمیتوان آنرا از جهت نظری اثبات کرد. اما با توجه به شواهدی که داریم به راحتی میتوان پی برد که اختیار داریم.
    شواهدی که وجدانا انرا در می یابیم. و وجدان انسان علمی است که از علم حضوری ناشی میشود و هیچگاه غلط و اشتباه نیست.
    ایات و روایاتی که به وضوح اختیار داشتن انسان را اثبات میکند و چون خداوند صادق است، پس گفتار او نیز صادق است.
    ادله عقلی ای که اثبات میکند، اگر انسان مختار نباشد، پس ارسال پیامبران و کتابهای اسمانی و اصلا خلقت اسمان و زمین و انسان، بی هدف میشود و این امر یعنی انجام کار لغو و بیهوده که انجام ان عقلا محال است.


  19. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۶/۰۴/۳۰, ۱۳:۱۸ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود