جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خاطرات افراد از الطاف و محبت الهی و بخشیده شدن توسط خدا

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    موتور سنگین-ارتش
    نوشته
    436
    حضور
    11 روز 16 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    2
    گالری
    27
    صلوات
    1492

    خاطرات افراد از الطاف و محبت الهی و بخشیده شدن توسط خدا




    سلام.
    یکم از اتفاقایی که بین من و خدا افتاد و میخوام بگمسعی میکنم تا جایی که حضور ذهن دارم بگم)

    1-
    خونه عمم بودیم و منم اون روز از خدا دور شدم تو راه برگشت از خدا عذر خواهی کردم.
    برگشتن گفتم بذار پیاده برم پولم و بندازم صدقه جا کرایه.
    تو راه بودم, حس گناه داشتم ,بارون میزد گفتم خدایا اگه من و نبخشیدی خودت با این بارون یه جوری عذابم کن اگه بخشیدی که ....
    به 1 دقیقه نکشید یکی از آشنا ها اومد سوارم کرد تا دم در خونه برد کرایه هم نگرفت.

    شاید بگید اینا مسخره بازیه ولی من اینارو دوست دارم

    2- یه روز به خدا گفتم خدایا هر موقع گناه کردم اگه من و بخشیدی بذار گریه کنم.
    یه روز عمم خونومون بود(به دلایلی با عمه و خاله و مادرم و... نامحرمم) عمه هام معمولا دست میدن بهم منم ناخواسته مجبور به دست دادن شدم همونجا اگه میتونستم گریه میکردم رفتم تو اتاق و در و بستم زار زار گریه کردم.

    3- دیشب بازم از خدا دور شدم یکم بعد اذان صبح بود میخواستم بخوابم استغفار کردم فکر نمیکردم گریم بگیره سرم زیر پتو بود(شاید از خدا خجالت میکشیدم)
    یه اهنگی همون ب پیدا کردم که توش یه شعری میگه.

    متن این شعر اینه و اهنگ بسیار قشنگیه :

    شبایه درازه بی عبادت چه کنم - قلبم به گناه کرده عادت چه کنم
    گویند کریم است و گنه میبخشد - گیرم که ببخشید,ز خجالت چه کنم

    جاتون خالی با این اهنگ گریه کردم و بازم اون من و بخشید.

    من فعلا حضور ذهن ندارم.از شماهام که میخونید هرکی از این جور خاطرات داره خدایی بنویسه بخونیم و از مهربونی خدا لذت ببریم.

    بعدا اگه یادم اومد بازم اضافه میکنم.

    اهنگرم میذارم.



    فایل های پیوست شده فایل های پیوست شده
    ویرایش توسط Amirreza.R : ۱۳۹۳/۰۵/۰۱ در ساعت ۰۴:۰۲
    شبهای درازِ بی عبادت چه کنم؟
    قلبم به گناه کرده عادت چه کنم؟
    گویند کریم است و گنه میبخشد
    گیرم که ببخشید،ز خجالت چه کنم؟

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه در مورد دين اسلام
    نوشته
    300
    حضور
    10 روز 5 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1387



    خوبه اين حس ها رو داريد يادتون باشه دو رو نبودن و صاف و ساده بودن هم خيلي تو افزايش حس هاي معنوي ادم تأثير داره چيزي كه اين روزها زياد شده ، خداروشكر كه شما به خدا نزديكي ما رو هم دعا كن برادر

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    467
    حضور
    59 روز 4 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    14
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1938



    با سلام و خسته نباشید
    همونطور ک شما گفتین ممکنه بعضی ها با مواجه شدن با این خاطره ها زود موضع بگیره و بگه ک اینا همش یه اتفاق بوده و ربطی به الطاف و معجزات خداوند نداره!ولی میخوام خواهش کنم ک بحث در مورد این چیزا نره و هرکس یه خاطره ای داره ک بنظرش لطف و رحمت الهی نصیب حالش شده رو بگه ک همگی لذت ببریم
    و امااااااااا خاطره من (:


    من چند روزی بود که بخاطر خواص ک انگشتر عقیق داشت،شدید دنبال انگشتر عقیق بودم ک مشکلم حل شه،از طرفی هم خیلی چیز های واجب تر از انگشتر برا فراهم کردن داشتم،پس اصن توانایی خریدشو نداشتم!قیمتشو که از صد تومن پایین نیس (:
    خلاصه چنین رفت و چنین شد ک من رفتم سراغ جعبه ای که وسایل بچگیمو نگه داشتم،یه انگشتر ناز فیروزه توش بود!فرداشم،ک دایی بنده خبر دار شده بود یه انگشتر عقیق خوشگل و موشکل بهم هدیه داد،و اینجور شد ک من بدون هیچ هزینه ای صاحب دو انگشتر توپ شدم....
    داییم انگشتر رو بیست سال پیش خریده بود و کسی خبر نداشت ک اون انگشتر روزی قسمت من میشه تا.....
    البته اینجور چیزا وختی به متن میاد جذابیتش خیلی کم میشه و ادم خودش میمونه ک چطور وصف کنه ک لذتی رو که خودش برده رو به دیگران انتقال بده
    آقای حامی بیشتر در جریانها قضیه منه)
    ویرایش توسط MasouD.7 : ۱۳۹۳/۰۵/۰۱ در ساعت ۰۴:۰۴
    تا کی غم آن خورم که دارم یا نه

    وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه

    پرکن قدح باده که معلومم نیست

    کاین دم که فرو برم برآرم یا نه

    خیام

  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    467
    حضور
    59 روز 4 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    14
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1938



    فک کنم اگه عنوان تایپیک به خاطرات افراد از الطاف و محبت الهی
    تغییر کنه بهتر میشه
    تا کی غم آن خورم که دارم یا نه

    وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه

    پرکن قدح باده که معلومم نیست

    کاین دم که فرو برم برآرم یا نه

    خیام

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    موتور سنگین-ارتش
    نوشته
    436
    حضور
    11 روز 16 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    2
    گالری
    27
    صلوات
    1492



    نقل قول نوشته اصلی توسط MD70 نمایش پست ها
    با سلام و خسته نباشید
    همونطور ک شما گفتین ممکنه بعضی ها با مواجه شدن با این خاطره ها زود موضع بگیره و بگه ک اینا همش یه اتفاق بوده و ربطی به الطاف و معجزات خداوند نداره!ولی میخوام خواهش کنم ک بحث در مورد این چیزا نره و هرکس یه خاطره ای داره ک بنظرش لطف و رحمت الهی نصیب حالش شده رو بگه ک همگی لذت ببریم
    و امااااااااا خاطره من (:


    من چند روزی بود که بخاطر خواص ک انگشتر عقیق داشت،شدید دنبال انگشتر عقیق بودم ک مشکلم حل شه،از طرفی هم خیلی چیز های واجب تر از انگشتر برا فراهم کردن داشتم،پس اصن توانایی خریدشو نداشتم!قیمتشو که از صد تومن پایین نیس (:
    خلاصه چنین رفت و چنین شد ک من رفتم سراغ جعبه ای که وسایل بچگیمو نگه داشتم،یه انگشتر ناز فیروزه توش بود!فرداشم،ک دایی بنده خبر دار شده بود یه انگشتر عقیق خوشگل و موشکل بهم هدیه داد،و اینجور شد ک من بدون هیچ هزینه ای صاحب دو انگشتر توپ شدم....
    داییم انگشتر رو بیست سال پیش خریده بود و کسی خبر نداشت ک اون انگشتر روزی قسمت من میشه تا.....
    البته اینجور چیزا وختی به متن میاد جذابیتش خیلی کم میشه و ادم خودش میمونه ک چطور وصف کنه ک لذتی رو که خودش برده رو به دیگران انتقال بده
    سلام.ممنون داداش گلم.امیدوارم استقبال شه.انگشتر مبارکه.
    اره ادم با حرف بگه بهتره تا نوشتن.نوشتن و باید با حس خوند!

    شبهای درازِ بی عبادت چه کنم؟
    قلبم به گناه کرده عادت چه کنم؟
    گویند کریم است و گنه میبخشد
    گیرم که ببخشید،ز خجالت چه کنم؟

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    467
    حضور
    59 روز 4 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    14
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1938



    من باز اومدم(: یه خاطره دیگه هم یادم افتاد اومدم بگم
    جریان از این قراره که من چند ماهی هست ک یه مشکل عجیب برام پیش اومده و.... که همش درگیر استرس و اضطرابم،تنگی نفس پیدا کردم و..
    و چند روز پیش بود ک....
    موی سپید تو رو تو اینه دیدم اتفاق افتاد،البته،ایندفعه موی سپید خودم بود(:
    همشم بخاطر این استرس و نگرانی
    از خدا خیلی کمک میخواستم ک مشکلم حل بشه و...
    یه شب اومدم قرآن بخونم،قرآن رو ک باز کردم سجده واجب اومد،یه سجده کردیم و دوباره قرآن رو باز کردم و باز سجده واجب داشت،برام جالب بود
    فرداش قرآن جیبیمو باز کردم ببینم باز سجده واجب میاد یا نه؟
    در کمال ناباوری بازم سجده واجب و اینگونه بود ک هروقت استرس و اضطرابم شدید میشد،سجده میکردم و آرامش پیدا میکردم،
    البته بعد این قضیه،اون دوتا انگشتر ک بالا گفته بودم بدون هیچ هزینه بمن رسید،که ارامشم بیشتر شه
    با خودم فکر کردم ک من شایستگی این چیزا رو داشتم با این همه گناه،دیدم ک به شایسته بودن و نبودن نیس،این رحمت بیکران خداست ک حتی از گناه کار ترین آدم روی زمین هم رحمتشو دریغ نمیکنه
    تا کی غم آن خورم که دارم یا نه

    وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه

    پرکن قدح باده که معلومم نیست

    کاین دم که فرو برم برآرم یا نه

    خیام

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه در مورد دين اسلام
    نوشته
    300
    حضور
    10 روز 5 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1387



    حس تايپ دارم الان
    ولي اخه ادم اين حس هاش رو بگه و اين الطاف خدا رو ريا نميشه ؟ واقعا سؤاله برام

  15. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    موتور سنگین-ارتش
    نوشته
    436
    حضور
    11 روز 16 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    2
    گالری
    27
    صلوات
    1492



    نقل قول نوشته اصلی توسط Nahal نمایش پست ها
    حس تايپ دارم الان
    ولي اخه ادم اين حس هاش رو بگه و اين الطاف خدا رو ريا نميشه ؟ واقعا سؤاله برام
    سلام.چرا ریا بشه؟
    دارید از لحظات ناب زندگیتون میگید.

    شبهای درازِ بی عبادت چه کنم؟
    قلبم به گناه کرده عادت چه کنم؟
    گویند کریم است و گنه میبخشد
    گیرم که ببخشید،ز خجالت چه کنم؟

  16. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه در مورد دين اسلام
    نوشته
    300
    حضور
    10 روز 5 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1387



    خب من اولين حس ناب معنويم سفر جنوبم بود قبلش هم هيچي از شهدا نميدونستم اصلا عكسهاشون رو هم نديده بودم ولي خيلي اتفاقي رفتم ثبت نام كردم يادمه قصدم هم فقط گردش بود ، جريان ثبت نامم تو دانشگاه خودش مفصله من دقيقا اخرين نفر بودم يعني مسؤول بسيج اسم من رو نوشت دفتر رو بست تازه يكي انصراف داد من رفتم جاش ، خلاصه واقعا سفر خاصي بود به خصوص شلمچه بعد ريا نباشه تو شلمچه از خدا خواستم من رو كربلا ببره اخه ميگن كربلاي ايران شلمچه است و خيلي نزديك به كربلا و يه جورايي مرزه ، درست دو هفته بعدش اسمم تو دانشگاه براي سفر به كربلا دراومد

  17. صلوات


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۶/۰۵/۳۱, ۱۳:۲۰ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود