صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سوال در مورد راوی "اختلف فیه" | لطفا پاسخ دهید

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    43
    حضور
    22 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    42

    سوال در مورد راوی "اختلف فیه" | لطفا پاسخ دهید




    سلام
    ابن حجر هیثمی در مجمع الزوائد خود، ج 9، ص 307، 15682 درباره روایت کتاب معجم الکبیر طبرانی می گوید سَلَمَةُ بْنُ الْفَضْلِ وَعِمْرَانُ بْنُ وَهْبٍ اخْتُلِفَ فِي الِاحْتِجَاجِ بِهِمَا وَبَقِيَّةُ رِجَالِهِ ثِقَاتٌ


    بی زحمت بفرمایید در این شرایط، آن حدیث از نظر سندی چه جایگاهی پیدا می کند؟

    با تشکر


    ویرایش توسط رایحهٔ بهشت : ۱۳۹۴/۰۴/۲۱ در ساعت ۲۰:۱۰

  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11167



    با نام الله




    سوال در مورد راوی "اختلف فیه" | لطفا پاسخ دهید








    کارشناس بحث: استاد پیام



    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  5. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تحقیق
    نوشته
    2,487
    حضور
    14 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8530



    در مورد تعارض جرح و تعدیل-كه نسبت به یكی از راویان بعضی جرح كرده باشند و حال وی بر ما معلوم نباشد-جمعی جرح را مقدم بر تعدیل دانسته اند، زیرا با عدم اطلاع بر فسق كسی، می توان وی را تعدیل نمود و به عكس جز با اطلاع بر فسقراوی، نمی توان وی را جرح كرد، بنابر این، جرح علماء نسبت به شخصی، منافات با تعدیل وی توسط دیگران ندارد، زیرا ممكن است كه آنان كه تعدیل وی كرده اند، بر عیبی كه جارحان اطلاع یافته اند، آگهی نداشته باشند.
    پیداست این سخن (تقدیم قول جارح بر
    معدل) در صورتی است كه مفاد تعدیل، مجرد وثوق و اعتماد به گفته راوی باشد، مانند لفظ (ثقه) .و یا اگر مفاد آن، عدالتراوی است، عدالت را همان اسلام وظاهر حال مسلمان-كه معمولا از گناهان خودداری می كند-بدانیم، ولی چنانچه عدالت را ملكه و حالت نفسانی فرض كنیم، قهرا مفاد تعدیل، جز با علم به عدالت واقعی و وجود ملكه نفسانی در راوی حاصل نمی شود، و قهرا با انتساب همان شخص به فسق منافات دارد، منتها چون متقدمان (چنانچه یاد كردیم) عدالت را همان ظاهر حال مسلمان می دانستند، قهرا مفاد قول جارح كه حاكی از عیب مخفی راوی است، مقدم بر تعدیل وی (كه منتسب به ظاهر حال شخص است) خواهد بود.
    ولی باید توجه داشت كه واقعا بین گفته
    جارح و معدل، منافات و معارضه باشد، زیرا قسمتی از الفاظ مدح با الفاظ ذم منافات ندارد، مثلاممكن است راویثقه باشد ولی غیر امامی.یا مثلا الفاظ صالح، خیر،فاضل،ممدوح، زاهد و مانند آن با صفات غال، مضطرب الحدیث، منکر الحدیث، لین الحدیث و حتی با مثل ساقط الحدیث، لیس بذلک الثقه، متهم، وضاع، منافات ندارد، چه بعضی از كسانی كه به وضع حدیث مشهورند و راویان آنان مورد اعتماد نیست، از مردمان صالح و زاهد می باشند و به عقیده خویش با وضع حدیث، خدمتی به دین انجام داده اند، چنان كه کرامیهوضع حدیث را در ترغیب و ترهیب جایزدانسته و استدلال كرده اند كه این كار دروغ له پیغمبر است نه علیه او.


  6. صلوات


  7. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    91
    حضور
    2 روز 9 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    57



    نقل قول نوشته اصلی توسط hosein-110 نمایش پست ها
    سلام
    ابن حجر هیثمی در مجمع الزوائد خود، ج 9، ص 307، 15682 درباره روایت کتاب معجم الکبیر طبرانی می گوید سَلَمَةُ بْنُ الْفَضْلِ وَعِمْرَانُ بْنُ وَهْبٍ اخْتُلِفَ فِي الِاحْتِجَاجِ بِهِمَا وَبَقِيَّةُ رِجَالِهِ ثِقَاتٌ

    بی زحمت بفرمایید در این شرایط، آن حدیث از نظر سندی چه جایگاهی پیدا می کند؟

    با تشکر
    اين سولات را از من بپرسيد شاگرد رجالي ايت الله دكتر حسيني قزويني هستم

    احاديث مختلف فيه يعني هم جرح دارند و هم تعديل در اين صورت روايت به درجه حسن مي رسد و درجه حسن يك رتبه از صحيح پايين تر هست لذا به ان مي گويد معتبر اما اين احديث در نزد علماي عامه به اجماع مشتمل بر صحت حديث و قابل اقامه و احتجاج هست تا جايي كه بزرگ نواصب عالم ابن تيميه مي گويد ثم الحسن كالصحيح في احتجاج به احاديث حسن مانند صحيح هستند و قابل احتجاج لهذا انچه كه ابن حجر تفرد رجالي نموده است بر اين امر تنفيض مي گردد كه روايت قابل استدلال هست
    ویرایش توسط اهل سنت واقعي : ۱۳۹۳/۰۴/۲۹ در ساعت ۲۱:۴۳

  8. صلوات


  9. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    91
    حضور
    2 روز 9 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    57



    نقل قول نوشته اصلی توسط پیام نمایش پست ها
    در مورد تعارض جرح و تعدیل-كه نسبت به یكی از راویان بعضی جرح كرده باشند و حال وی بر ما معلوم نباشد-جمعی جرح را مقدم بر تعدیل دانسته اند، زیرا با عدم اطلاع بر فسق كسی، می توان وی را تعدیل نمود و به عكس جز با اطلاع بر فسقراوی، نمی توان وی را جرح كرد، بنابر این، جرح علماء نسبت به شخصی، منافات با تعدیل وی توسط دیگران ندارد، زیرا ممكن است كه آنان كه تعدیل وی كرده اند، بر عیبی كه جارحان اطلاع یافته اند، آگهی نداشته باشند.
    پیداست این سخن (تقدیم قول جارح بر معدل) در صورتی است كه مفاد تعدیل، مجرد وثوق و اعتماد به گفته راوی باشد، مانند لفظ (ثقه) .و یا اگر مفاد آن، عدالتراوی است، عدالت را همان اسلام وظاهر حال مسلمان-كه معمولا از گناهان خودداری می كند-بدانیم، ولی چنانچه عدالت را ملكه و حالت نفسانی فرض كنیم، قهرا مفاد تعدیل، جز با علم به عدالت واقعی و وجود ملكه نفسانی در راوی حاصل نمی شود، و قهرا با انتساب همان شخص به فسق منافات دارد، منتها چون متقدمان (چنانچه یاد كردیم) عدالت را همان ظاهر حال مسلمان می دانستند، قهرا مفاد قول جارح كه حاكی از عیب مخفی راوی است، مقدم بر تعدیل وی (كه منتسب به ظاهر حال شخص است) خواهد بود.
    ولی باید توجه داشت كه واقعا بین گفته جارح و معدل، منافات و معارضه باشد، زیرا قسمتی از الفاظ مدح با الفاظ ذم منافات ندارد، مثلاممكن است راویثقه باشد ولی غیر امامی.یا مثلا الفاظ صالح، خیر،فاضل،ممدوح، زاهد و مانند آن با صفات غال، مضطرب الحدیث، منکر الحدیث، لین الحدیث و حتی با مثل ساقط الحدیث، لیس بذلک الثقه، متهم، وضاع، منافات ندارد، چه بعضی از كسانی كه به وضع حدیث مشهورند و راویان آنان مورد اعتماد نیست، از مردمان صالح و زاهد می باشند و به عقیده خویش با وضع حدیث، خدمتی به دین انجام داده اند، چنان كه کرامیهوضع حدیث را در ترغیب و ترهیب جایزدانسته و استدلال كرده اند كه این كار دروغ له پیغمبر است نه علیه او.
    ببخشيد دوست گرامي شما واقعا كارشناس علوم حديث هستيد؟ نزد چه كسي تلمذ مي نماييد؟ مطالبتان هيچ ارتباط و اتصالي به وقوع سوال و پرسش ان دوست گرامي ندارد مطالبتان گردش الفاظ و چرخش مصطلح دارد همين و بس به نظرم برادرم بايد بيشتر يا توجه به پرسش نماييد و يا دامنه استراتژي رجالي خود را تقويت نماييد ايضا مي توانيد از كتب رجالي هم استفاده كنيد

    ايشان سوال كردند اعتبار احاديث مختلف فيه چيست شما در همه جا گشته ايد جز پاسخ به سوال او

    ویرایش توسط اهل سنت واقعي : ۱۳۹۳/۰۴/۲۹ در ساعت ۲۱:۴۷

  10. صلوات


  11. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ...
    نوشته
    1,412
    حضور
    18 روز 23 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8658



    نقل قول نوشته اصلی توسط اهل سنت واقعي نمایش پست ها
    ايشان سوال كردند اعتبار احاديث مختلف فيه چيست شما در همه جا گشته ايد جز پاسخ به سوال او
    منم با دوستمون موافقم.
    جواب شما چه ربطی به سوال داشت؟
    میشه توضیح بدید؟

  12. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    91
    حضور
    2 روز 9 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    57



    نقل قول نوشته اصلی توسط بچه محله امام رضا نمایش پست ها
    منم با دوستمون موافقم.
    جواب شما چه ربطی به سوال داشت؟
    میشه توضیح بدید؟
    پاسخ سوال داده شد


    نقل قول نوشته اصلی توسط اهل سنت واقعي نمایش پست ها
    احاديث مختلف فيه يعني هم جرح دارند و هم تعديل در اين صورت روايت به درجه حسن مي رسد و درجه حسن يك رتبه از صحيح پايين تر هست لذا به ان مي گويد معتبر اما اين احديث در نزد علماي عامه به اجماع مشتمل بر صحت حديث و قابل اقامه و احتجاج هست تا جايي كه بزرگ نواصب عالم ابن تيميه مي گويد ثم الحسن كالصحيح في احتجاج به احاديث حسن مانند صحيح هستند و قابل احتجاج لهذا انچه كه ابن حجر تفرد رجالي نموده است بر اين امر تنفيض مي گردد كه روايت قابل استدلال هست


  13. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ...
    نوشته
    1,412
    حضور
    18 روز 23 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8658



    نقل قول نوشته اصلی توسط اهل سنت واقعي نمایش پست ها
    پاسخ سوال داده شد
    اونو که می دونم!
    خطابم با شما نبود، با کارشناس بود.
    جواب شما خوب و جامع بود.

  14. صلوات


  15. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تحقیق
    نوشته
    2,487
    حضور
    14 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8530



    سلام برشمااهل سنت واقعی وشاگرد آقای قزوینی گمونم نیازه یکبار دیگه سوال رابخونید تاارتباط سوال وجواب براتون مشخص بشه (ا بن حجر هیثمی در مجمع الزوائد خود، ج 9، ص 307، 15682 درباره روایت کتاب معجم الکبیر طبرانی می گوید سَلَمَةُ بْنُ الْفَضْلِ وَعِمْرَانُ بْنُ وَهْبٍ اخْتُلِفَ فِي الِاحْتِجَاجِ بِهِمَا وَبَقِيَّةُ رِجَالِهِ ثِقَاتٌ )اصل اختلاف را دقت بفرمایید که برروی چی هست،درمورد راوی اختلف فیه، وبعد به پاسخ خودتون توجه نمایید.
    ضمنا ازهرگونه نظرات کارشناسی شما بهره میبرم وادعایی هم بر معلوماتم ندارم وازحضور شما برای پاسختون ممنونم.

    ویرایش توسط پیام : ۱۳۹۳/۰۴/۳۰ در ساعت ۱۴:۰۵

  16. صلوات


  17. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تحقیق
    نوشته
    2,487
    حضور
    14 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8530



    چنانچه سخن اهل خبره در جرح یا تعدیل یكی از راویان حدیث بدون ذكر جهتی كه موجب جرح یا توثیق وی گردیده است، یاد شود در قبول آن بین علماء اختلاف شده است.
    جمعی ذكر سبب را لازم نمی دانند و گروهی لازم می شمارند وعده ای در
    جرح لازم می دانند ولی در تعدیل خیر، و معدودی به عكس این قول قائلند و هر یك به وجوهی استدلال كرده اند.
    علامه فرموده است:چنانچه جارح یا مزکی، عالم به موجبات جرح یا تعدیل باشد، قول وی به طور مطلق مورد قبول است، وگرنه لازم است جهتی را كه موجب جرح یا تعدیلراوی است ذكر نماید.
    شهید ثانی فرماید:چنانچه عقیده معدل یا جارح، یا عالمی كه برطبق خبر عمل می كند، در موجبات جرح و تعدیل مطابق است، احتیاج به ذكر یاد سبب نیست، ولی اگر هم عقیده نیستند، لازم است سبب تعدیل یا جرح شود.
    صاحب معالم نیز همین قول را اختیار فرموده.
    با توجه به این كه اولا اخباری كه در دست ماست و مورد عمل است، نوعا قبل از هزارسال (ضمن
    کتب اربعه حدیث و مجامع روایی دیگر) تدوین شده است و جرح و تعدیل راویان آن نیز (ضمن کتب اربعه رجالیه) درهمان اوان ثبت گردیده.
    ثانیا، در
    کتب رجال، نظر ارباب جرح و تعدیل بازگو نگردیده و اگرهم نظر شخصی را از خارج در این باب بدانیم، چون مستند جرح و تعدیل در کتب رجالیه یاد نشده و خلاصه اقوال اهل خبره به الفاظی كه دیدیم (بدون ذكر قائل) نقل گردیده، انتساب جرح یا تعدیل به شخصی مزبور ممكن نیست، بنابر این نمی توانیم مطابقت عقیده جارح و معدل را با كسی كه می خواهد عمل به روایت نماید، به دست آوریم.
    و با توجه به این جهت، موردی برای تحقیق
    شهید ثانی و فرزندش صاحب معالم باقی نمی ماند.
    تفصیل
    علامه نیز نسبت به روایات كتب مشهور حدیث امامیه كه روات آن ضمن کتب رجالیه همزمان کتب حدیث معرفی شده اند، موردندارد، زیرا می دانیم جرح و تعدیلی كه در کتب رجالیه پیشین آمده است، مسلما به استناد گفته اهل خبره كه عارف به اسباب جرح و تعدیل بوده اند، صورت یافته. (برای مطالعه بیشتر رجوع شود به معالم الاصول باب اخبار)




  18. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تایید """""باطل""""" آری یا خیر ؟
    توسط حامد در انجمن مدیریت محتوا
    پاسخ: 12
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۹/۲۹, ۰۰:۰۶
  2. صلاحیت خلفا در ""کشورگشایی به نام اسلام ""
    توسط حامد در انجمن تاریخ خلفا
    پاسخ: 24
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۹, ۱۶:۱۴
  3. پاسخ: 126
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۲۲, ۱۰:۲۴
  4. "مورچه" داناتر از ""سلیمان"" ؟؟؟
    توسط حامد در انجمن نبّوت خاصه
    پاسخ: 10
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۱/۰۹, ۱۷:۳۹
  5. """""""+++راستی،مهدی کیست؟؟+++"""""""""""
    توسط ستاره زهراء در انجمن مهدویت و آخرالزمان
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۱۱/۰۶, ۱۷:۳۶

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود