صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بررسی چهار واقعه ی زندگی حضرت موسی علیه السلام

  1. #1
    لبیک یا علی النقی آنلاین نیست. همکار اجرایی دانستنیهای قران و اقوام و اشخاص
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    1,673
    حضور
    72 روز 15 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    60
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7565

    اشاره بررسی چهار واقعه ی زندگی حضرت موسی علیه السلام




    السلام علیکم و رحمة الله

    من چهار واقعه ی زندگی حضرت موسی علیه السلام را مطرح می کنم. لطفا شما صحت و سقم آنها را مشخص کرده و به طور کامل و تفضیلی، آن هارا شرح دهید.

    1- موسی و فرعون قرار می گذارند که هریک به رود نیل، دستور ایستادن دهند. هنگامی که دستور به ایستادن نیل می دهند، نیل به دستور فرعون می ایستد اما به دستور موسی نمی ایستد. زیرا فرعون، شب بیدارماند و دعا کرد اما موسی دعا نکرد!!! آیا این داستان صحت دارد؟ موسی که بسیار اهل دعا بود چرا که هنگامی که عصا و یدبیضاء به او عطا می شود و به او امر می شود که نزد فرعون برود فورا شروع به دعا می کند (رب اشرح لی صدری.....)!!!

    2- داستان روان و دقیق موضوعی که در آیه ی شصت و سه سوره ی کهف آمده چیست؟

    3- هنگامی که موسی علیه السلام به بالای کوه طور رفت خداوند به او گفت که چرا عجله کردی؟(طه/هشتادوسه)
    و همچنین موقعی که برگشت یقه ی هارون را گرفت که چرا فلان کارو کردی؟ و هارون هم گفت که ترسیدم تفرقه درمیان اینها بیفتد به خاطر همین چیزی نگفتم!
    این قضیه ی عجله کردن چیست؟ و اینکه هنگامی که موسی علیه السلام به جای سی روز، چهل روز در میعادگاه ماند، هارون که درمیان بنی اسرائیل مانده بود چه کرد و چرا موسی علیه السلام پس از برگشتنش با او درگیر می شود؟

    4- هنگامی که فرعون می فهمد که موسی، یکی از قبطیان را به قتل رسانده به دنبال او می فرستد و موسی از مصر می گریزد و به سوی مدین می رود. سوال من این است که او به تنهایی رفت یا با خانواده اش(والدین و خواهرش)؟ یا اینکه خانواده اش بعداً به او ملحق شدند؟ درقرآن و سوره ی قصص اگر اشتباه نکنم درهنگام فرارموسی از فعل مفرد استفاده کرده. اگر خانواده بعدا به او ملحق شدند از کجا فهمیدند که موسی کجا رفته؟ بعد هم اینکه اگر درتمام این سالها که در مدین بوده از خانواده اش دور بود، هارون را ازکجا می شناخت که دعا می کند(و اجعل لی وزیراٌ من اهلی هارون اخی)؟ آیا هارون و موسی از یک والدین بودند یا فقط از مادر، یکی بودند یا...؟

    متشکرم از پاسخ های کامل شما
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۳/۰۶/۲۹ در ساعت ۰۶:۳۷
    السلام علیک یا علی بن محمد - السلام علیک یا علی النقی الهادی
    اگر به سامره ام اوفتد گذر، سر و جان را -- کنم نثار به گنبدنمای حضرت هادی
    ز دست رفته شکیبم خدا کند که نصیبم -- شود زیارت صحن و سرای حضرت هادی
    ز خاک، عِطر بهشتی، پراکند اگر آید -- نسیمی از طرف سامرای حضرت هادی
    مرا رضایت ابن الرضا خوش است که دانم -- بُود رضای خدا در رضای حضرت هادی
    ----------------

    ...سریال ازدواج مرا در ""اینجا"" بخوانید...
    التماس دعا


  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,554
    حضور
    175 روز 11 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58344



    با نام و یاد دوست






    بررسی چهار واقعه ی زندگی حضرت موسی علیه السلام








    کارشناس بحث: استاد مقداد


  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقل قول نوشته اصلی توسط لبیک یا علی النقی نمایش پست ها
    2- داستان روان و دقیق موضوعی که در آیه ی شصت و سه سوره ی کهف آمده چیست؟
    با عرض سلام و ادب

    برای درک معنا و تفسیر این آیه باید از چند آیه قبل شروع کنیم.از آیه 60 سوره کهف:

    خداوند از آیه 60 به بیان سرگذشت شگفت‏ انگيز خضر و موسى می پردازد:

    جمعى از قريش خدمت پيامبر صلّى الله عليه و آله رسيدند و از عالمى كه موسى عليه السّلام مأمور به پيروى از او شد سؤال كردند، اين آيه و چهار آيه بعد از آن نازل شد.


    اصولا سه ماجرا در اين سوره آمده كه هر سه از يك نظر هماهنگ است:

    ماجراى اصحاب كهف كه قبل از اين گفته شد، داستان موسى و خضر، و داستان «ذو القرنين» كه بعد از اين آیات آمده است.

    اين هر سه ماجرا ما را از افق زندگى محدودمان بيرون مى ‏برد و نشان مى ‏دهد كه نه عالم محدود به آن است كه ما مى ‏بينيم، و نه چهره اصلى حوادث هميشه آن است كه ما در برخورد اول در مى ‏يابيم.


    در ماجراى موسى و خضر، يا به تعبير ديگر عالم و دانشمند زمانش، به صحنه شگفت ‏انگيزى بر خورد مى ‏كنيم كه نشان مى‏ دهد: حتى يك پيغمبر اولوا العزم كه آگاهترين افراد محيط خويش است باز دامنه علم و دانشش در بعضى از جهات محدود است و به سراغ معلمى مى ‏رود كه به او درس بياموزد.


    آيه مى‏ گويد: «بخاطر بياور هنگامى را كه موسى به دوست خود گفت: من دست از جستجو بر نمى ‏دارم تا به محل تلاقى دو دريا برسم هر چند مدت طولانى به راه خود ادامه دهم» (وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِفَتاهُ لا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً). (1)


    منظور از «فتيه» در اينجا «يوشع بن نون» مرد رشيد و شجاع و با ايمان بنى اسرائيل است، «مجمع البحرين» به معنى محل پيوند دو درياست و منظور محل اتصال خليج «عقبه» با خليج «سوئز» است كه اين دو خليج به درياى احمر متصل مى ‏شوند.


    (آيه 61)- «به هر حال هنگامى كه به محل تلاقى آن دو دريا رسيدند ماهى خود را (كه براى تغذيه همراه داشتند) فراموش كردند» (فَلَمَّا بَلَغا مَجْمَعَ بَيْنِهِما نَسِيا حُوتَهُما).


    اما عجب اين كه: «ماهى راه خود را در دريا پيش گرفت» و روان شد (فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَباً).


    اين ماهى كه ظاهرا به عنوان غذا تهيه كرده بودند ماهى تازه ‏اى بوده كه زنده شد و در آب پريد و حركت كرد.

    زيرا هستند ماهيانى كه بعد از خارج شدن از آب مدت قابل ملاحظه ‏اى به صورت نيمه جان باقى مى ‏مانند و اگر در اين مدت در آب بيفتند حيات عادى خود را از سر مى ‏گيرند.


    (آيه 62)- «هنگامى كه (موسى و همسفرش) از آنجا گذشتند (طول سفر و خستگى راه، گرسنگى را بر آنها چيره كرد، موسى به خاطرش آمد كه غذايى به همراه آورده‏ اند) به يار و همسفرش گفت: غذاى ما را بياور كه از اين سفر، خسته شده ‏ايم» (فَلَمَّا جاوَزا قالَ لِفَتاهُ آتِنا غَداءَنا لَقَدْ لَقِينا مِنْ سَفَرِنا هذا نَصَباً).


    (آيه 63)- در اين هنگام همسفرش به او «گفت: به خاطر دارى هنگامى كه ما (براى استراحت) به كنار آن صخره پناه برديم من (در آنجا) فراموش كردم جريان ماهى را باز گو كنم- و اين فقط شيطان بود كه آن را از خاطر من برد- و ماهى راهش را به طرز شگفت ‏انگيزى در دريا پيش گرفت» (قالَ أَ رَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ وَ ما أَنْسانِيهُ إِلَّا الشَّيْطانُ أَنْ أَذْكُرَهُ وَ اتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَباً).


    (آيه 64)- و از آنجا كه اين موضوع، به صورت نشانه‏ اى براى موسى در رابطه با پيدا كردن آن عالم بزرگ بود: «موسى گفت: اين همان چيزى است كه ما مى ‏خواستيم» و به دنبال آن مى ‏گرديم (قالَ ذلِكَ ما كُنَّا نَبْغِ).

    «و در اين هنگام آنها از همان راه باز گشتند در حالى كه پى جوئى مى ‏كردند» (فَارْتَدَّا عَلى‏ آثارِهِما قَصَصاً).(2)

    پی نوشتها:
    (1). برگزيده تفسير نمونه، ج‏3، ص: 55.

    (2). برگزيده تفسير نمونه، ج‏3، ص: 56.

    بررسی چهار واقعه ی زندگی حضرت موسی علیه السلام
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقل قول نوشته اصلی توسط لبیک یا علی النقی نمایش پست ها
    1- موسی و فرعون قرار می گذارند که هریک به رود نیل، دستور ایستادن دهند. هنگامی که دستور به ایستادن نیل می دهند، نیل به دستور فرعون می ایستد اما به دستور موسی نمی ایستد. زیرا فرعون، شب بیدارماند و دعا کرد اما موسی دعا نکرد!!! آیا این داستان صحت دارد؟ موسی که بسیار اهل دعا بود چرا که هنگامی که عصا و یدبیضاء به او عطا می شود و به او امر می شود که نزد فرعون برود فورا شروع به دعا می کند (رب اشرح لی صدری.....)!
    با عرض سلام و ادب

    تا جایی که بررسی کردیم در منابع به چنین مطلبی برخورد نکردیم و صحت این مطلب هم بعید به نظر می رسد.

    بررسی چهار واقعه ی زندگی حضرت موسی علیه السلام
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقل قول نوشته اصلی توسط لبیک یا علی النقی نمایش پست ها
    3- هنگامی که موسی علیه السلام به بالای کوه طور رفت خداوند به او گفت که چرا عجله کردی؟(طه/هشتادوسه)
    و همچنین موقعی که برگشت یقه ی هارون را گرفت که چرا فلان کارو کردی؟ و هارون هم گفت که ترسیدم تفرقه درمیان اینها بیفتد به خاطر همین چیزی نگفتم!
    این قضیه ی عجله کردن چیست؟ و اینکه هنگامی که موسی علیه السلام به جای سی روز، چهل روز در میعادگاه ماند، هارون که درمیان بنی اسرائیل مانده بود چه کرد و چرا موسی علیه السلام پس از برگشتنش با او درگیر می شود؟
    با عرض سلام و ادب

    پاسخ این سوالات تا حد زیادی در آیات بعدی ذکر شده است:



    83وَ ما أَعْجَلَکَ عَنْ قَوْمِکَ یا مُوسى
    84قالَ هُمْ أُولاءِ عَلى أَثَرِی وَ عَجِلْتُ إِلَیْکَ رَبِّ لِتَرْضى
    85قالَ فَإِنّا قَدْ فَتَنّا قَوْمَکَ مِنْ بَعْدِکَ وَ أَضَلَّهُمُ السّامِرِیُّ
    86فَرَجَعَ مُوسى إِلى قَوْمِهِ غَضْبانَ أَسِفاً قالَ یا قَوْمِ أَ لَمْ یَعِدْکُمْ رَبُّکُمْ وَعْداً حَسَناً أَ فَطالَ عَلَیْکُمُ الْعَهْدُ أَمْ أَرَدْتُمْ أَنْ یَحِلَّ عَلَیْکُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّکُمْ فَأَخْلَفْتُمْ مَوْعِدِی
    87قالُوا ما أَخْلَفْنا مَوْعِدَکَ بِمَلْکِنا وَ لکِنّا حُمِّلْنا أَوْزاراً مِنْ زِینَةِ الْقَوْمِ فَقَذَفْناها فَکَذلِکَ أَلْقَى السّامِرِیُّ
    88فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلاً جَسَداً لَهُ خُوارٌ فَقالُوا هذا إِلهُکُمْ وَ إِلهُ مُوسى فَنَسِیَ
    89أَ فَلا یَرَوْنَ أَلاّ یَرْجِعُ إِلَیْهِمْ قَوْلاً وَ لا یَمْلِکُ لَهُمْ ضَرّاً وَ لا نَفْعاً
    90وَ لَقَدْ قالَ لَهُمْ هارُونُ مِنْ قَبْلُ یا قَوْمِ إِنَّما فُتِنْتُمْ بِهِ وَ إِنَّ رَبَّکُمُ الرَّحْمنُ فَاتَّبِعُونِی وَ أَطِیعُوا أَمْرِی
    91قالُوا لَنْ نَبْرَحَ عَلَیْهِ عاکِفِینَ حَتّى یَرْجِعَ إِلَیْنا مُوسى

    ترجمه:
    83 ـ اى موسى! چه چیز سبب شد که از قومت پیشى گیرى، و (براى آمدن به کوه طور) عجله کنى؟!
    84 ـ عرض کرد: «پروردگارا! آنان در پى منند; و من به سوى تو شتاب کردم، تا از من خشنود شوى»!
    85 ـ فرمود: «ما قوم تو را بعد از تو، آزمودیم و سامرى آنها را گمراه ساخت»!
    86 ـ موسى خشمگین و اندوهناک به سوى قوم خود بازگشت و گفت: «اى قوم من! مگر پروردگارتان وعده نیکوئى به شما نداد؟! آیا مدت جدائى من از شما به طول انجامید، یا مى خواستید غضب پروردگارتان بر شما نازل شود که با وعده من مخالفت کردید»؟!
    87 ـ گفتند: «ما به میل و اراده خود از وعده تو تخلّف نکردیم; بلکه مقدارى از زیورهاى قوم را که با خود داشتیم افکندیم»! و سامرى این چنین القاء کرد.
    88 ـ و براى آنان مجسمه گوساله اى که صدائى همچون صداى گوساله (واقعى) داشت پدید آورد; و گفتند: «این خداى شما، و خداى موسى است»! و او فراموش کرد.
    89 ـ آیا نمى بینند که (این گوساله) هیچ پاسخى به آنان نمى دهد، و مالک هیچ گونه سود و زیانى براى آنها نیست؟!
    90 ـ و پیش از آن، هارون به آنها گفته بود: «اى قوم من! شما به این وسیله مورد آزمایش قرار گرفته اید! پروردگار شما خداوند رحمان است! پس، از من پیروى کنید، و فرمانم را اطاعت نمائید»!
    91 ـ ولى آنها گفتند: «ما همچنان گِردِ آن مى گردیم (و به پرستش گوساله ادامه مى دهیم) تا موسى به سوى ما بازگردد»!

    بنابراین:

    عجله موسی بخاطر شوق دیدار معبود بود.امام صادق(علیه السلام) ـ طبق روایتى ـ مى فرماید: المُشْتاقُ لایَشْتَهِى طَعاماً، وَ لایَلْتَذُّ شَراباً، وَ لایَسْتَطِیْبُ رُقاداً، وَ لایَأْنَسُ حَمِیْماً وَ لایَأْوِى داراً... وَ یَعْبُدُ اللّهَ لَیْلاً وَ نَهاراً، راجِیاً بِأَنْ یَصِلَ إِلى ما یَشْتاقُ إِلَیْهِ... کَما أَخْبَرَ اللّهُ عَنْ مُوسَى بْنِ عِمْرانَ فِى مِیْعادِ رَبِّهِ بِقُولِهِ وَ عَجِلْتُ إِلَیْکَ رَبِّ لِتَرْضى:
    «مشتاق بى قرار نه میل به غذا مى کند، نه از نوشیدنى گوارا لذت مى برد، نه خواب آسوده دارد، نه با دوستى انس مى گیرد و نه در خانه اى آرام خواهد داشت... بلکه خدا را شب و روز بندگى مى کند، به این امید که به محبوبش (اللّه) برسد... آن چنان که خداوند از موسى بن عمران درباره میعادگاه پروردگارش نقل مى کند «وَ عَجِلْتُ إِلَیْکَ رَبِّ لِتَرْضى» .

    بررسی چهار واقعه ی زندگی حضرت موسی علیه السلام
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقل قول نوشته اصلی توسط لبیک یا علی النقی نمایش پست ها
    اینکه هنگامی که موسی علیه السلام به جای سی روز، چهل روز در میعادگاه ماند، هارون که درمیان بنی اسرائیل مانده بود چه کرد و چرا موسی علیه السلام پس از برگشتنش با او درگیر می شود؟
    با عرض سلام و ادب

    اما برخورد موسی با هارون :

    در آیات بعدی پاسخ این سوال هم بیان شده است:

    92 قالَ یا هارُونُ ما مَنَعَکَ إِذْ رَأَیْتَهُمْ ضَلُّوا
    93 أَلاّ تَتَّبِعَنِ أَ فَعَصَیْتَ أَمْرِی
    94 قالَ یَا بْنَ أُمَّ لاتَأْخُذْ بِلِحْیَتِی وَ لابِرَأْسِی إِنِّی خَشِیتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَیْنَ بَنِی إِسْرائِیلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلِی

    ترجمه:
    92 ـ (موسى) گفت: «اى هارون! چرا هنگامى که دیدى آنها گمراه شدند.
    93 ـ از من پیروى نکردى؟! آیا فرمان مرا عصیان نمودى»؟!
    94 ـ (هارون) گفت: «اى فرزند مادرم! (اى برادر!) ریش و سر مرا مگیر! من ترسیدم بگوئى تو میان بنى اسرائیل تفرقه انداختى، و سفارش مرا به کار نبستى»!

    به دنبال بحثى که موسى(علیه السلام) با بنى اسرائیل در نکوهش شدید از گوساله پرستى داشت و در آیات قبل خواندیم، آیات مورد بحث در آغاز، گفتگوى موسى(علیه السلام) را با برادرش هارون(علیه السلام) و سپس با سامرى منعکس مى کند.
    نخست، رو به برادرش هارون کرده «گفت: اى هارون! چرا هنگامى که مشاهده کردى این قوم گمراه شدند» (قالَ یا هارُونُ ما مَنَعَکَ إِذْ رَأَیْتَهُمْ ضَلُّوا).

    * * *

    «چرا از من تبعیت ننمودى» (أَلاّ تَتَّبِعَنِ).
    مگر هنگامى که مى خواستم به میعادگاه بروم، نگفتم: جانشین من باش و در میان این جمعیت به اصلاح بپرداز، و راه مفسدان را در پیش مگیر!(1)
    تو چرا با این بت پرستان به مبارزه برنخاستى؟
    بنابراین، منظور از جمله «أَلاّ تَتَّبِعَنِ» این است که: چرا از روش و سنت من در شدت عمل نسبت به بت پرستى، پیروى نکردى.
    اما این که، بعضى گفته اند: منظور از این جمله این است که: چرا به همراه اقلیتى که بر توحید ثابت قدم مانده بودند به دنبال من به کوه طور نیامدى، بسیار بعید به نظر مى رسد، و با پاسخى که هارون در آیات بعد مى گوید، چندان تناسب ندارد.
    آنگاه اضافه کرد: «آیا فرمان مرا عصیان کردى»؟! (أَ فَعَصَیْتَ أَمْرِی).

    * * *

    موسى(علیه السلام) با شدت و عصبانیت هر چه تمام تر این سخنان را با برادرش مى گفت و بر او فریاد مى زد، در حالى که ریش و سر او را گرفته بود و مى کشید.
    هارون(علیه السلام) که ناراحتى شدید برادر را دید، براى این که: او را بر سر لطف آورد، از التهاب او بکاهد و ضمناً عذر موجه خویش را در این ماجرا بیان کند گفت:
    «فرزند مادرم! ریش و سر مرا مگیر، من فکر کردم که اگر به مبارزه برخیزم و درگیرى پیدا کنم، تفرقه شدیدى در میان بنى اسرائیل مى افتد، و از این ترسیدم که به هنگام بازگشت بگوئى: چرا در میان بنى اسرائیل تفرقه افکندى و سفارش مرا در غیاب من به کار نبستى»؟ (قالَ یَا بْنَ أُمَّ لاتَأْخُذْ بِلِحْیَتِی وَ لابِرَأْسِی إِنِّی خَشِیتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَیْنَ بَنِی إِسْرائِیلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلِی).
    در حقیقت نظر هارون(علیه السلام) به همان سخنى است که موسى(علیه السلام) به هنگام حرکت به سوى میعادگاه به او گفته بود که محتواى آن، دعوت به اصلاح بود (سوره اعراف آیه 142).
    او مى خواهد بگوید: من اگر اقدام به درگیرى مى کردم، بر خلاف دستور تو بود، و حق داشتى مرا مؤاخذه کنى!
    و به این ترتیب، هارون(علیه السلام) بى گناهى خود را اثبات کرد، مخصوصاً با توجه به جمله دیگرى که در سوره «اعراف» آیه 150 آمده: إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِی وَ کادُوا یَقْتُلُونَنِی:
    «این جمعیت نادان، مرا در ضعف و اقلیت قرار دادند و نزدیک بود مرا بکشند» من بى گناهم، بى گناه!

    بررسی چهار واقعه ی زندگی حضرت موسی علیه السلام
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقل قول نوشته اصلی توسط لبیک یا علی النقی نمایش پست ها
    4- هنگامی که فرعون می فهمد که موسی، یکی از قبطیان را به قتل رسانده به دنبال او می فرستد و موسی از مصر می گریزد و به سوی مدین می رود. سوال من این است که او به تنهایی رفت یا با خانواده اش(والدین و خواهرش)؟ یا اینکه خانواده اش بعداً به او ملحق شدند؟ درقرآن و سوره ی قصص اگر اشتباه نکنم درهنگام فرارموسی از فعل مفرد استفاده کرده. اگر خانواده بعدا به او ملحق شدند از کجا فهمیدند که موسی کجا رفته؟ بعد هم اینکه اگر درتمام این سالها که در مدین بوده از خانواده اش دور بود، هارون را ازکجا می شناخت که دعا می کند(و اجعل لی وزیراٌ من اهلی هارون اخی)؟ آیا هارون و موسی از یک والدین بودند یا فقط از مادر، یکی بودند یا...؟

    متشکرم از پاسخ های کامل شما
    با عرض سلام و ادب

    آنچه از ایات قرآن استفاده می شود،موسی به تنهایی از مصر خارج شد و به شهر مدین رفت و در آنجا با دختر شعیب ازدواج کرد و بعد از حدود ده سال به مصر برگشت.

    هارون بزرگتر از موسی(ع) بود.

    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۳/۰۵/۰۱ در ساعت ۱۴:۳۰
    بررسی چهار واقعه ی زندگی حضرت موسی علیه السلام
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  15. صلوات ها 3


  16. #8
    لبیک یا علی النقی آنلاین نیست. همکار اجرایی دانستنیهای قران و اقوام و اشخاص
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    1,673
    حضور
    72 روز 15 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    60
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7565



    نقل قول نوشته اصلی توسط مقداد نمایش پست ها


    با عرض سلام و ادب

    آنچه از ایات قرآن استفاده می شود،هارون به تنهایی از مصز خارج شد و به شهر مدین رفت و در آنجا با دختر شعیب ازدواج کرد و بعد از حدود ده سال به مصر برگشت.

    هارون بزرگتر از موسی(ع) بود.
    هارون با دختر شعیب ازدواج کرد؟!؟!؟!؟!؟!!؟
    السلام علیک یا علی بن محمد - السلام علیک یا علی النقی الهادی
    اگر به سامره ام اوفتد گذر، سر و جان را -- کنم نثار به گنبدنمای حضرت هادی
    ز دست رفته شکیبم خدا کند که نصیبم -- شود زیارت صحن و سرای حضرت هادی
    ز خاک، عِطر بهشتی، پراکند اگر آید -- نسیمی از طرف سامرای حضرت هادی
    مرا رضایت ابن الرضا خوش است که دانم -- بُود رضای خدا در رضای حضرت هادی
    ----------------

    ...سریال ازدواج مرا در ""اینجا"" بخوانید...
    التماس دعا


  17. #9
    لبیک یا علی النقی آنلاین نیست. همکار اجرایی دانستنیهای قران و اقوام و اشخاص
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    1,673
    حضور
    72 روز 15 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    60
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7565



    نقل قول نوشته اصلی توسط مقداد نمایش پست ها


    با عرض سلام و ادب

    برای درک معنا و تفسیر این آیه باید از چند آیه قبل شروع کنیم.از آیه 60 سوره کهف:

    خداوند از آیه 60 به بیان سرگذشت شگفت‏ انگيز خضر و موسى می پردازد:

    جمعى از قريش خدمت پيامبر صلّى الله عليه و آله رسيدند و از عالمى كه موسى عليه السّلام مأمور به پيروى از او شد سؤال كردند، اين آيه و چهار آيه بعد از آن نازل شد.


    اصولا سه ماجرا در اين سوره آمده كه هر سه از يك نظر هماهنگ است:

    ماجراى اصحاب كهف كه قبل از اين گفته شد، داستان موسى و خضر، و داستان «ذو القرنين» كه بعد از اين آیات آمده است.

    اين هر سه ماجرا ما را از افق زندگى محدودمان بيرون مى ‏برد و نشان مى ‏دهد كه نه عالم محدود به آن است كه ما مى ‏بينيم، و نه چهره اصلى حوادث هميشه آن است كه ما در برخورد اول در مى ‏يابيم.


    در ماجراى موسى و خضر، يا به تعبير ديگر عالم و دانشمند زمانش، به صحنه شگفت ‏انگيزى بر خورد مى ‏كنيم كه نشان مى‏ دهد: حتى يك پيغمبر اولوا العزم كه آگاهترين افراد محيط خويش است باز دامنه علم و دانشش در بعضى از جهات محدود است و به سراغ معلمى مى ‏رود كه به او درس بياموزد.


    آيه مى‏ گويد: «بخاطر بياور هنگامى را كه موسى به دوست خود گفت: من دست از جستجو بر نمى ‏دارم تا به محل تلاقى دو دريا برسم هر چند مدت طولانى به راه خود ادامه دهم» (وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِفَتاهُ لا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً). (1)


    منظور از «فتيه» در اينجا «يوشع بن نون» مرد رشيد و شجاع و با ايمان بنى اسرائيل است، «مجمع البحرين» به معنى محل پيوند دو درياست و منظور محل اتصال خليج «عقبه» با خليج «سوئز» است كه اين دو خليج به درياى احمر متصل مى ‏شوند.


    (آيه 61)- «به هر حال هنگامى كه به محل تلاقى آن دو دريا رسيدند ماهى خود را (كه براى تغذيه همراه داشتند) فراموش كردند» (فَلَمَّا بَلَغا مَجْمَعَ بَيْنِهِما نَسِيا حُوتَهُما).


    اما عجب اين كه: «ماهى راه خود را در دريا پيش گرفت» و روان شد (فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَباً).


    اين ماهى كه ظاهرا به عنوان غذا تهيه كرده بودند ماهى تازه ‏اى بوده كه زنده شد و در آب پريد و حركت كرد.

    زيرا هستند ماهيانى كه بعد از خارج شدن از آب مدت قابل ملاحظه ‏اى به صورت نيمه جان باقى مى ‏مانند و اگر در اين مدت در آب بيفتند حيات عادى خود را از سر مى ‏گيرند.


    (آيه 62)- «هنگامى كه (موسى و همسفرش) از آنجا گذشتند (طول سفر و خستگى راه، گرسنگى را بر آنها چيره كرد، موسى به خاطرش آمد كه غذايى به همراه آورده‏ اند) به يار و همسفرش گفت: غذاى ما را بياور كه از اين سفر، خسته شده ‏ايم» (فَلَمَّا جاوَزا قالَ لِفَتاهُ آتِنا غَداءَنا لَقَدْ لَقِينا مِنْ سَفَرِنا هذا نَصَباً).


    (آيه 63)- در اين هنگام همسفرش به او «گفت: به خاطر دارى هنگامى كه ما (براى استراحت) به كنار آن صخره پناه برديم من (در آنجا) فراموش كردم جريان ماهى را باز گو كنم- و اين فقط شيطان بود كه آن را از خاطر من برد- و ماهى راهش را به طرز شگفت ‏انگيزى در دريا پيش گرفت» (قالَ أَ رَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ وَ ما أَنْسانِيهُ إِلَّا الشَّيْطانُ أَنْ أَذْكُرَهُ وَ اتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَباً).


    (آيه 64)- و از آنجا كه اين موضوع، به صورت نشانه‏ اى براى موسى در رابطه با پيدا كردن آن عالم بزرگ بود: «موسى گفت: اين همان چيزى است كه ما مى ‏خواستيم» و به دنبال آن مى ‏گرديم (قالَ ذلِكَ ما كُنَّا نَبْغِ).

    «و در اين هنگام آنها از همان راه باز گشتند در حالى كه پى جوئى مى ‏كردند» (فَارْتَدَّا عَلى‏ آثارِهِما قَصَصاً).(2)

    پی نوشتها:
    (1). برگزيده تفسير نمونه، ج‏3، ص: 55.

    (2). برگزيده تفسير نمونه، ج‏3، ص: 56.
    ببخشید من متوجه نشدم.
    میشه واضحتر توضیح بدهید
    احتیاج نیست آیه ها را بیاورید و خط به خط ترجمه کنید. خدارا شکر همه ی ما به ترجمه ی قرآن، دسترسی داریم.
    من می خواستم خود داستان را بدانم. چرا که آیات قرآن برای من کمی مبهم است.
    السلام علیک یا علی بن محمد - السلام علیک یا علی النقی الهادی
    اگر به سامره ام اوفتد گذر، سر و جان را -- کنم نثار به گنبدنمای حضرت هادی
    ز دست رفته شکیبم خدا کند که نصیبم -- شود زیارت صحن و سرای حضرت هادی
    ز خاک، عِطر بهشتی، پراکند اگر آید -- نسیمی از طرف سامرای حضرت هادی
    مرا رضایت ابن الرضا خوش است که دانم -- بُود رضای خدا در رضای حضرت هادی
    ----------------

    ...سریال ازدواج مرا در ""اینجا"" بخوانید...
    التماس دعا


  18. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقل قول نوشته اصلی توسط لبیک یا علی النقی نمایش پست ها
    هارون با دختر شعیب ازدواج کرد؟!؟!؟!؟!؟!!؟
    با سلام.

    اشتباه تایپی بود،حضرت موسی با دختر شعیب(ع) ازدواج کرد.

    بررسی چهار واقعه ی زندگی حضرت موسی علیه السلام
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  19. صلوات


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود